|
چرا انسان ها راه های مختلفی می رن؟
|
|
۱۹:۲۲, ۲۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خداوند سبحان
من می خوام برم شیراز به این فکر می کنم که شیراز کجاست (از نظر جغرافیایی) و بعد می بینم از جایی که هستم چه راه هایی برای رسیدن به مقصد دارم. بعد یکی از راه هارو بر اساس معیارهام (مثلا مسافت، زیبایی مسیر و ...) انتخاب می کنم. وسیله سفرمو انتخاب می کنم. و زمان حرکتو مشخص می کنم و ... . در مسیر برای استراحت، کنار جاده می ایستم و فردی رو می بینم. اون هم مسافره. بهش می گم فلان کیلومتر مونده تا مقصد. می گه تا مقصد راه بیشتری مونده. می گم تا الان فلان کیلومتر اومدم، می گه نه! از مبدا فاصله کمتری داریم. می گم شب می رسیم مقصد. می گه فردا صبح می رسیم. حس می کنم حرف همو نمی فهمیم و بر می گردم که سوار ماشین شم. می گه من از شهر فلان اومدم و به شهر فلان می رم. تازه فهمیدم اون مبدا و مقصدش با من فرق می کرده. برای همین راه من با راه اون فرق می کنه. --- قضیه اینه دوستان وقتی هدف فرق می کنه، چه انتظاری می شه داشت که مقصد انسان ها با هم یکی باشه. و وقتی مبدا و مقصد متفاوت باشن، راه و مسیر هم فرق خواهند داشت. شما وقتی می خوای کار بزرگی کنی، هدف نهایی تو می نویسی و بعد اهداف میانی رو می نویسی و بعد برنامه برای رسیدن به اهداف میانی. در واقع، برای رسیدن به هدف اصلی و بزرگت، اهداف میانی و کوتاه مدت تعیین می کنی. می خوای بری بهشت؟ می خوای رضای خدا رو به دست بیاری؟ پس نماز می خونی، واجبات دینتو انجام می دی و بقیه کارها برای رسیدن به هدفت. این هدف از کجا اومد؟ از آموخته هات، از صحبت هایی که شنیدی و یا با مطالعه و ... پس تو در مبدا با شنیدن صحبت ها، با مطالعه، با شنیدن تجربیات و یا با بزرگ شدن در خانواده ای مذهبی، تصمیم به رسیدن به این هدف گرفتی. مثل من که از مبدا می خواستم برم شیراز. بر اساس هدفی که تعیین کردی، فکر می کنی و این فکر کردن، روی حرف زدن، رفتار و فرهنگت تاثیر می ذاره و این ها زندگی تورو تشکیل می ده. تا برسی به هدف اصلیت. حالا کسی که در محیط متفاوت از محیطی که تو در اون رشد کردی، بزرگ بشه چی می شه؟ اون آغازش با تو فرق می کنه. توی خونواده ی اون ارزش ها چیزای دیگه ای هستن. و اون تصمیم به رسیدن به هدفی متفاوت می گیره. دیدیم مثلا طرف تو خونواده هنری بزرگ شده و می خواد هنرمند بشه. پس مقصدش با تو فرق می کنه. این همون مسافری بود که من تو راه دیدم. اون از نقطه ی دیگه ای شروع کرده بود و به نقطه ی دیگه ای می رفت. پس راهش با من فرق می کرد. خدا به اندازه چیزی که به انسان داده ازش انتظار داره. ما هم باید بدونیم از هر کس به اندازه ای که هست انتظار داشته باشیم. اون راهش با من فرق می کرد. آیا من باید انتظار داشتم اون حرفای منو تایید کنه؟ آیا باید انتظار داشتم اون ادامه مسیرو با من همراه بشه؟ خوب، چی این هدفو مشخص می کنه؟ چی باعث می شه مقصدها با هم متفاوت باشن؟ چرا بعضی ها از آغازهای متفاوتی به پایان های یکسانی می خوان برسن؟ مثلا من می خواستم برم شیراز به خاطر این که می خواستم به شهر زیبایی سفر کنم. شاید فرد و افراد دیگه ای از نقاط دیگه هم به شیراز بیان به خاطر همون علتی که من دارم می رم شیراز. پس دلیل سفر به شیراز، زیبایی این شهره. در واقع، ارزش شیراز، زیباییشه (البته در این مثال). پس افراد از جاهای مختلف، به خاطر زیبایی شیراز به سمتش حرکت می کنن. این ارزش های ما هستن که هدفمونو مشخص می کنن. ارزش ها تا زمان بلوغ انسان امکان داره تغییر کنن. برای همین در دوران کودکی و نوجوانی خیلی تصمیمامون در موارد مختلف، تغییر می کنه و حتی بیشتر افراد می مونن که مذهبی باشن یا نه. و این هی تغییر می کنه تا شخصیت به ثبات برسه. امروز بحث حضور کمرنگ جامعه در مساجدو در انجمن خوندم. این یه واقعیته و دلیلش اینه که ارزش های برخی ها با اون چیزی که در مسجد می گذره متفاوته. بره که چی بشه؟ وقتی هیچ چیزی براش اون جا وجود نداره (از دید خودش و با توجه به ارزش هاش). شاید زندگی وقتی براش زیباست که تیپی بزنه که مورد توجه جامعه باشه. شاید با همراه شدن با فرد غیرهمجنس احساس زندگی می کنه. شاید تعریفش از زندگی همینه. چرا فیلم های ماهواره ای رو نگاه می کنن؟ چرا این فیلم های مبتذل رو می بینن؟ دلایل مختلفی داره. یکیش اینه که بعضی ها اصلا نمی دونن این فیلم ها روی زندگی شون تاثیر داره و متاسفانه با کودکاشون می بینن و می گن:فیلمه، سرگرمیه. یکی از دلایلش اینه که ارزش برای اونا اینه که همرنگ سایر و اطرافیان باشن. یعنی وقتی بقیه می بینن، اونا هم می خوان ببینن. می شه گفت از نعمت های تعقل و اختیارشون استفاده درست نمی کنن. اگر می خوای نقش و سهمی در بیداری انسان ها داشته باشی، ارزش های راهی که داری می ری رو بهشون معرفی کن به طوری که بهشون ثابت شه ارزش هایی که داری ازشون حرف می زنی، بر ارزش های خودشون برتری دارن. مثلا می خوای خانمی که در جامعه غربی رشد کرده رو ارشاد کنی. اگر بگی که: "اگر پوشش کامل داشته باشی، مردا بهت نگاه بد نمی کنن و بدنت رو نمی بینن". بهت می خنده و قبول نمی کنه. چون اونا رقابت می کنن که بدنشونو بیشتر بندازن بیرون و تعداد مردای بیشتری رو جذب کنن. اول باید بهش بفهمونی که نتیجه عفت و پاکدامنی چیه. و بعد که قبول کرد چیز خوبیه و نتیجه ی خوبی داره، حالا بهش بگی که پوشش مناسب، مقدمه ای برای پاکدامنی و عفته. و اون چون ارزشش تغییر کرده، آماده پیمودن این راهه و پوشیده می شه تا قدمی در این راه برداره. مثل تو که می ری مسجد که راه پیمودن به رضای خدا و سعادت و کمال رو طی کنی. بیشتر از رسیدن، تلاش برای رسیدن مهمه. سلامت و سربلند باشید |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۲۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
متاسفانه هنوز خیلی ها این موضوع رو درک نکردن.
دیروز در جلسه کرسی آزاداندیشی بودم. عدم توجه به موضوعی که بهش اشاره کردم کاملا بر جلسه بود. افرادی که تفکرات و ارزش هاشون با هم کاملا متفاوته، با هم بحث های بی نتیجه می کنن. هر کس می خواد بقیه مثل اون فکر کنن. واقعا پیشرفت چیست؟ اگر حرکت در مسیر رسیدن به هدفه، بازم بستگی داره هدف چی باشه و چه راهی رو در نظر داشته باشیم. شاید هدف نفر اول، حذف مادیات از زندگی باشه و وسایل و اثاثیه هایی رو از زندگیش حذف کنه تا به هدفش نزدیک شه. و شاید هدف نفر دوم، سرمایه داری باشه و افزایش ثروت مادی؛ پس به جمع آوری اثاثیه و لوازم گران قیمت روی می آره. حالا کدام پیشرفته تر است؟ کدام در حال پیشرفته؟ با این که این دو نفر، کارهایی برعکس هم انجام می دن، هر دوشون از دید خودشون و با توجه به هدفشون، در حال پیشرفت هستن. متاسفانه خیلی ها می خوان بقیه مثل اونا باشن. |
|||
|
|
۱۵:۰۶, ۲۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
نقل قول:و متاسفانه با کودکاشون می بینن و می گن:فیلمه، سرگرمیهدقیقاً مشکل همینه . چرا آدم بزرگا فکر می کنند بچه ها نمی فهمند؟ درحالی که خیلی خوب میفهمند و روی ناخود آگاهشان اثر می گذارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








