کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 3.4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آخرالزّمان، عصر نبود تعادل
۱۲:۴۱, ۲۷/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/فروردین/۹۰ ۱۲:۴۳ توسط fr60din.)
شماره ارسال: #1
آواتار
تلقّي ما از ظلم و جور، عموماً زورگويي‌ها و خشونت‌هاي نظامي گردنكشان و مستكبران عليه محرومان و ضعيفان است و كمي كه پيشتر مي‌رويم به مظالم اقتصادي و فاصله‌هاي عظيم فقر و غنا نيز به عنوان مصاديقي از ظلم توجّه مي‌كنيم؛ ولي حقيقت اين است كه معناي ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آكندگي، معنايي بس وسيع‌تر و عميق‌تر دارد.


از مشهورترين روايات مربوط به آخرالزّمان و قيامت ظهور، اين حديث نبوي پيامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است كه دربارة حضرت مهدي(علیه السلام) فرمود:

«يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً؛ او، [حضرت مهدي(علیه السلام)]، زمين را پر از قسط و عدالت مي‌كند آن‌چنان كه پر از ظلم و جور شده بود.»
اغلب به معناي جامع و عميق اين روايت توجّه نمي‌شود. تلقّي ما از ظلم و جور، عموماً زورگويي‌ها و خشونت‌هاي نظامي گردنكشان و مستكبران عليه محرومان و ضعيفان است و كمي كه پيشتر مي‌رويم به مظالم اقتصادي و فاصله‌هاي عظيم فقر و غنا نيز به عنوان مصاديقي از ظلم توجّه مي‌كنيم؛ ولي حقيقت اين است كه معناي ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آكندگي، معنايي بس وسيع‌تر و عميق‌تر دارد.

اميرالمؤمنين(علیه السلام) در روايتي، عدل را به «وضع الشئ في موضعه؛ قرار گرفتن هر چيزي در جايگاه خودش» تعريف فرمودند و بعد تصريح كردند كه معناي ظلم نيز از اين تعريف روشن مي‌شود و آن عبارت است از قرار نداشتن اشيا و امور در جايگاه خودشان.
واژة جور نيز كه در روايت نبوي آمده است، به معناي از مسير و راه خارج شدن و منحرف گشتن است و بياني ديگر از واژة ظلم است. بر اين اساس بايد به اين نكته توجّه كنيم كه روايت مشهور ياد شده، معنايي بس عميق‌تر از آنچه ما اغلب تصوّر مي‌كنيم، در بر دارد.

آكندگي عالم از ظلم و جور؛ يعني آنكه در آخرالزّمان هيچ عرصه‌اي از عرصه‌هاي حيات فردي و اجتماعي از تباهي، انحراف و كژي خالي نيست و به هر جا كه بنگري نشانه‌هاي ناراستي، اعوجاج و انحراف از حق را مي‌بيني و در حقيقت تباهي بر مزاج عالم غلبه كرده است و نبود توازن و تعادل مهم‌ترين ويژگي عصر آخرالزّمان است.

اقتصاد، سياست، علم، نظام تعليم و تربيت، خانواده، شهر، مذهب، غذا، اخلاق، معماري، ارتباطات، خواص، عوام، زنان، مردان، كودكان، جوانان و خلاصه همة عرصه‌هاي فردي و اجتماعي در سرتاسر عالم و حيات بشري، كم و بيش بيمار و دچار اعوجاج گشته و از مسير عدل، تعادل و توازن خارج شده‌اند.

در آية 41 سورة روم مي‌خوانيم: «ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت ايديّ النّاس؛ تباهي در خشكي و دريا به خاطر اعمال و دستاوردهاي خودسرانة بشري ظاهر و غالب شده است». اين آيه نيز بياني ديگر از آكندگي عصر آخرالزّمان از عدم تعادل و بي‌توازني است و از همين رو در دعاي عهد خطاب به خداوند مويه مي‌كنيم كه:

«قلت و قولك الحقّ ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت ايدي الناس فاظهر اللهم لنا وليّك؛ تو خود گفتي و سخنت حق است كه به سبب آنچه دست‌هاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، پس اي خدا! وليّ خود را بر ما آشكار ساز.» مروري بر رواياتي كه نشانه‌هاي آخرالزّمان را بيان كرده‌اند نيز به وضوح، بيانگر اين معناي وسيع از ظلم و جور و در واقع همان آكندگي از نبود تعادل و بي‌توازني است. بر اساس اين روايات ما شايد نتوانيم عرصه‌اي را پيدا كنيم كه از آسيب، انحراف و كژي در امان مانده باشد. به برخي از اين نشانه‌ها كه برگرفته از روايات است، توجّه كنيد:

مردم، داراي آراي مختلف خواهند شد و از هواها و خواهش‌هاي نفساني پيروي مي‌كنند. قرآن، كهنه شده و چيزهايي بدان مي‌بندند كه در آن نيست. دين، تغيير و دگرگوني پيدا كرده چنان كه آب كاسه تغيير پيدا مي‌كند (آفت مهلكِ خود بنيادي معرفتي و اعتقادي و قرائت‌هاي گوناگون از دين).

شخص، صبح مؤمن است، شب كافر مي‌شود (ارتدادهاي عقيدتي). معروف منكر شود و منكر معروف. مردم حرام را مباح دانند و امور باطل را در بين خود ترويج كنند. بدعت‌ها فاش و فتنه‌ها ظاهر شود. اهل اخبار و حديث (علماي خالص و صادق دين) موهون شده و دوستداران آنها از نظر بيفتند ـ بعضي از مشاهده جدّ و جهد مؤمني در امر دين به خدا پناه مي‌برند! ـ مؤمن محزون و از نظر افتاده و خوار است (واژگوني ارزش‌ها)

نماز را سبك شمرند. مساجد را مثل معابد يهود و كليسا زينت دهند. مناره‌ها را بلند سازند. اغنياي امّت به منظور گردش و تفريح؛ طبقة متوسط براي تجارت و فقرا به منظور خودنمايي و ريا به حج روند. قرآن، مهجور و مساجد از هدايت تهي گردد و قرآن را با آواز و مزامير و به صورت غنا مي‌خوانند بدون اينكه از خداوند ترسي داشته باشند. در چنين عصري ترانه‌ها و ساز و آواز، آدميان را به طرب مي‌آورد، آن‌چنان كه نفس‌هايشان گويي در طرب مي‌آيد و لذّت و شيريني قرآن خواندن از آنها گرفته مي‌شود. مردم، شطرنج، نرد و موسيقي را كاري پسنديده بشمارند و در مقابل، امر به معروف و نهي از منكر را عملي نكوهيده بدانند و در مكّه و مدينه كارهايي مي‌كنند كه خداوند دوست ندارد و كسي هم نيست كه مانع شود و هيچ‌كس آنها را از اعمال زشت باز نمي‌دارد. آلات موسيقي در مكّه و مدينه آشكار است. (رسوخ انحراف در اعمال عبادي و ديني)

و فساد زياد و هدايت كم گردد و آرزوها، طولاني گردد و مردم آنچه را كه مي‌گويند، عمل نمي‌كنند. و مرده را تشييع مي‌كنند و كسي هم وحشت نمي‌كند (عبرت نمي‌گيرد). شنيدن تلاوت قرآن بر مردم گران و استماع سخنان باطل براي مردم آسان است. (بي پروايي معنوي)

[در روابط جنسي] مردان به مردان اكتفا مي‌كنند و زنان به زنان قناعت مي‌ورزند. فحشا بسيار گردد به طوري كه كار و شغل قرار گيرد و زنا علني گردد و فساد در همه جا آشكار است و كسي از آن جلوگيري نمي‌كند و مرتكبان آن هم خود را معذور مي‌دانند. لهو و لعب آشكار مي‌گردد و كسي كه از كنار آن مي‌گذرد، جلوگيري نمي‌كند يا كسي قادر به جلوگيري از آن نيست. (تباهي اخلاقي و بي‌تعادلي در روابط جنسي)

مردان شبيه زنان و زنان شبيه مردان گردند. زنان را به مشاوره گيرند. زنان براي خود تشكيل مجلس مي‌دهند و جمعيّت‌هاي زيادي به راه مي‌اندازند، به گونه‌اي كه در آن اجتماعات مانند مردان سخنراني مي‌كنند و تشكيل اين جماعات براي سرگرمي است و در مسير غير رضاي خداوند انجام مي‌شود. زن، شوهر خود را بدبخت و بر خلاف ميل او عمل مي‌كند و نفقة شوهرش را مي‌پردازد. مردان و پسران مسلمان با طلا خود را بيارايند. زنان بر زين‌ها سوار شوند (بر هم خوردن توازن و تعادل در روابط اجتماعي و جابه‌جايي كاركردها و وظايف اجتماعي).

خوردن مال يتيمان را حلال كرده و رباخواري و كم فروشي كنند. ربا را به صورت بيع و رشوه را به اسم هديه حلال شمرند. زكات را از مستحقّان قطع كنند. فقر، بسيار شود. مردم اموال خود را در راه غير خدا بذل مي‌كنند و كسي را از اين كار بر حذر نمي‌دارند و جلوي آنها را نمي‌گيرند. كسي كه طلب حلال مي‌كند، در نظر مردم سرزنش مي‌شود و طالب حرام را مدح و احترام مي‌كنند. مرد، مال بسياري دارد ولي وجوهات شرعي آن را نمي‌دهد. (مناسبات ظالمانة اقتصادي)

رشوه را به اسم هديه حلال شمارند، به اسم امانت، خيانت كنند. دروغ، بسيار شود. لجاجت در ميان مردم آشكار گردد. برادري در راه رضاي خداوند كم مي‌شود؛ چنان كه درهم‌هاي حلال كم مي‌گردد. پس مردم به بدترين حالت باز مي‌گردند. شاهد (در دادگاه) بدون اينكه از وي درخواست شود، شهادت مي‌دهد و ديگري به خاطر دوست خود بر خلاف حق گواهي دهد. صاحب هر پيشه در پيشة خود دروغ گويد. كبر و منيّت چون سم در دل‌ها راه يابد. مردم در لباس به يكديگر مباهات كنند. ثروتمندان بلندمرتبه و فقرا پست باشند. توانگر به آنچه دارد بخل مي‌ورزد و فقير آخرت خود را به دنيا مي‌فروشد. همسايه، همسايه‌اش را آزار مي‌رساند و كسي هم او را منع نمي‌كند. صاحب مال از شخص با ايمان عزيزتر است. اگر يك روز بر مردي بگذرد و در آن روز گناه بزرگي مانند زنا و كم‌فروشي و غلّ و غش در معامله يا شراب‌خواري نكرده باشد، اندوهگين و محزون است كه آن روز را مفت از دست داده و عمرش ضايع شد.! بيدادگري و جرائم، آشكار گردد. فتنه و اضطراب بسيار شود. (مناسبات ظالمانة اجتماعي)

ارحام (پيوند خويشان) را قطع كنند. طلاق فراوان شود و مردم پيشينيان خود را لعنت نمايند. بي‌احترامي به پدر و مادر آشكار گردد و مقام آنها را سبك شمرند و نزد فرزندشان سيه روزتر از همه شوند. پسر به پدر و مادرش افتراء مي‌بندد و آنها را نفرين مي‌كند و از مرگ آنها خوشحال مي‌شود. كوچك، بزرگ را مسخره مي‌كند (تضعيف پيوندهاي سالم اجتماعي و فروپاشي نهاد حياتي خانواده كه منجر به فروپاشي كامل اجتماعي مي‌شود).

مردمِ عمارت‌هاي محكم و رفيع بسازند (ميل به خلود در ارض و الگوهاي غلط و غير ديني در معماري و شهر سازي).
ويراني بيش از عمران و آبادي است (توسعة غربي كه عين ويراني است، آبادي تلقّي مي‌شود).

مردم نوشيدني‌ها و خوراكي‌هاي پست مي‌خورند (تباهي در نوشيدني‌ها و خوراكي‌ها كه عموماً از حالت طبيعي و سالم خود خارج شده‌‌اند و منشأ ضررهاي گوناگون براي سلامت انسان‌ها هستند).
حتّي نبود توازن و بي‌تعادلي به پديده‌هاي طبيعي نيز سرايت مي‌كند:

«پس چون آن زمان آيد هلال ماه شب اوّل مانند ماه شب دوم خود را بنمايد و گاهي نيز مخفي مي‌شود به طوري كه مردم اوّل ماه رمضان را افطار كرده و آخر ماه را كه عيد مي‌باشد، روزه بگيرند. مرگ‌ها سريع باشد و مردم به صورت ناگهاني بميرند به طوري كه مرد هنگام صبح سالم باشد و شب دفن شده باشد و شب زنده و صبح مرده باشد. باران در غير فصل ببارد. زلزله، فراوان گردد. عمرها كم شود. بلاها ظاهر گردد.»

البتّه مطالب بالا بدين معنا نيست كه در ظلمت آخرالزّمان هيچ نقطة نوراني‌اي وجود ندارد و اصلاً مؤمني يافت نمي‌شود يا هيچ حركت سازنده‌اي وجود ندارد؛ بلكه مقصود غلبه و سيطرة تباهي و ظلم و جور بر امور و دنيا است و در اقلّيت محض بودن خوبي و خوبان است. ضمن آنكه مصيبت آخرالزّمان آن قدر شديد است كه حتّي خوبان و مصلحان را نيز ممكن است به نسبت‌هايي متأثّر سازد.

در هر صورت در همان آخرالزّمان «الموطئون للمهدي؛ زمينه‌سازان براي قيام مهدي(علیه السلام)» وجود دارند. سيّد خراساني و سيّد يماني و مغربي با يارانشان هستند كه با ظهور حضرت به ايشان مي‌پيوندند؛ امّا مسئله اين است كه مؤمنان راستين و آنها كه واقعاً دغدغة سالم ماندن و ثبات ايماني و عقيدتي دارند، نبايد از عمق ظلم و ظلمت و تباهي آخرالزّمان غافل شوند و خويش را در معرض انواع فتنه‌ها و پرتگاه‌ها قرار دهند.
به نقل از موعود

http://antiasrail.blogfa.com
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، یاران مهدی ، parisan ، نا بلد ، K-1 ، aliakbar ، در جستجوی سختی ، فاطمه خانم ، حسام+ ، عبدالرحمن ، fiftynine
۱۳:۰۶, ۲۷/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام دوستان
روی این سه عبارت عمیقاً بیاندیشید
اگر مجالی بود سخن میگوییم اگرهم توفیق و مجالش نبود که هیچ
1- جاهلیت مدرن
2- سیطره کمیّت در دوران آخرالزمان (کمیت میشود جوهر ظاهری عالم یعنی ماده و کیفیت میشود باطن عالم یعنی عالم معنا)
3- سیر شدیداً سریع حرکت از وحدت به سمت کثرت در بعد از رنسانس به ویژه در همه ی عرصه های حیات

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fr60din ، در جستجوی سختی ، عبدالرحمن
۱۵:۵۰, ۲۷/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
جاهلیت مدرن موضوعی است که به شدت در این دوره تحقق پیدا کرده.
سخنرانی این هفته(25 فروردین) استاد سروستانی عالی بود.
اگر تونستید حتما سیدی رو تهیه کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، fr60din ، عبدالرحمن
۱۰:۵۴, ۲۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
جاهلیت مدرن به جاهلیت عرب گفته زکی. عربها دختر زنده به گور می کردند ولی هیچ گزارشی از آدم خواری ازشون داده نشده ولی الان این کار شده نقل و نبات.
جالبه واقعاً این غربی ها مردم رو احمق فرض کردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟Huh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، fr60din ، اکبر.ع ، عبدالرحمن
۱:۰۱, ۹/مهر/۹۱
شماره ارسال: #5

از جمله حوادث بسیار عجیبی که در آخرالزمان روی خواهد داد، مسخ شدن برخی عالمان بدعتگزار در دین است. هنگامی که زمان قیام امام مهدی(علیه‏السّلام) نزدیک شد، گروهی از دست‏اندرکاران امور دینی و فرهنگی، بر اثر ترویج نوآوریهای غیر دینی و به بازی ‏گرفتن دین، در صورت و سیرت بوزینه و خوک می‏گردند، و بدین گونه، در میان مردم رسوا می‏شوند(1).

رسول خدا(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) فرمود:

در آخر این امّت، خسف، مسخ و قذف خواهد بود...(2).

مراد پیامبر اسلام(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) از «آخر این امّت»، مسلمانانی است که در آخرالزمان زندگی می کنند(3).

خَسْف، فرورفتن چیزی در زمین یا غرق‏شدن آن در آب است. مَسْخ، دگرگونی صورت و سیرت چیزی است به شکلی جز آنچه هست؛ مانند مبدّل‏شدن انسان اهلی دوپا به حیوان وحشی چهارپا. قَذْف، پرتاب‏کردن چیزی از مکانی به مکانی دیگر است؛ مانند سنگ‏باران، بمب‏باران و موشک‏باران(4).

محمّد بن مُسلِم گفت: مردی از امام صادق(علیه‏السّلام) پرسید: قیام‏کنندۀ شما کی ظاهر می‏شود؟ فرمود:

هنگامی که گمراهی زیاد و هدایت کم شود؛ ستم و تباهی بسیار

و درستی و راستی اندک گردد؛ مردان به مردان و زنان به زنان بسنده کنند؛

فقها به دنیا روی آورند و بیشتر مردمان به شعرها و شاعران گرایند؛

گروهی از اهل بدعتها مسخ شوند، به‏ گونه‏ای که بوزینه و خوک گردند...(5).

بر اساس احادیث اسلامی، حادثۀ مسخ شدن در آخرالزمان، هم در بغداد و نیز در تهران رخ می دهد.

حُذَیفَه از رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، در بارۀ وقوع عذاب مسخ در بغداد، چنین نقل کرده است:

در زوراء رویدادی خواهد بود. گفتند: ای رسول خدا، زوراء چیست؟

فرمود: شهری است در مشرق، میان رودها که شرورترین

آفریدگان خدا و زورگویانِ امّت من در آنجا ساکن می شوند و چهار

نوع عذاب می شود؛ با شمشیر، خسف، قذف و مسخ شدن(6).

ابن عبّاس نیز از حادثۀ مسخ شدن بعضی از دانشمندان دین در زوراء، در پیِ وزیدن بادی سرخ در این شهر، خبر داده است:

باد سرخی در زوراء می وزد که مردم نمی شناسندش. پس به

عالمانشان پناه می برند و چنین می یابند که آنان بوزینگان و خوکانی

گشته اند که صورتهاشان سیاه و چشمهاشان کبود است(7).

هرچند به طور قطعی نمی دانیم که مراد از «زوراء» در کلام ابن عبّاس، شهر بغداد یا منطقۀ «پشت ری» (بخش شمالی تهران جدید) است، از دو سخن امام صادق(علیه السلام) هویداست که عذاب مسخ، در پشت ری (تهران) هم واقع خواهد شد.

اَعمَش از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است:

... اهل شهری که «ری» نامیده می شود. ایشان دشمنان خدا،

دشمنان رسول او و دشمنان خاندان وی هستند و جنگ با خاندان

رسول خدا(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله) را جهاد و مال ایشان را غنیمت

می پندارند و برای ایشان (اهل ری) عذاب خوارشدن در زندگی

دنیا و آخرت بوده و برای ایشان عذابی ماندگار است...(8).

ابو بصیر می گوید:

به ابو عبدالله(علیه السلام) گفتم: سخن او (خداوند) عزّ و جلّ:

«عذاب خوارشدن در زندگی دنیا...»(9)، آن عذاب خوارشدن در دنیا

چیست؟ فرمود:« ای ابا بصیر، چه خواری ای سخت تر از آنکه

مرد در خانه، سراپرده، کنار برادرانش در میان خانواده اش باشد

و ناگهان اهل خانه بر او گریبان چاک داده و یاری طلبند.

مردم بپرسند: چه شده؟! گفته شود: فلانی همین الآن مسخ شد!

پس گفتم: [مسخ] پیش از قیام قائم یا پس از آن [خواهد بود]؟

فرمود: نه، بلکه پیش از آن [خواهد بود] (10).

گفتنی است، اگرچه در روایات اسلامی به زمان دقیق وقوع عذاب مسخ اشاره نشده است، به نظر می رسد این حادثۀ شگفت در ماه رمضان سال پیش از قیام امام مهدی(علیه‏السّلام) رخ خواهد داد.

نیز شایستۀ یادآوری است، چنان که در قرآن کریم، آمده، قوم عاد از جملۀ امّتهایی است که در گذشته گرفتار عذاب مسخ شده اند:

امّا قوم عاد، پس به ناحق در زمین تکبّر ورزیدند ... در نتیجه، در روزهایی

شوم، تندبادی بر آنان فرستادیم تا به ایشان عذاب خوارشدن در زندگی

دنیا را بچشانیم، و بی گمان، عذاب آخرت خوارکننده تر خواهد بود...(11).

--------------------------------------------------------

1. مژذۀ ظهور، ج 2، ص 168، پ 1، با حذف، تصرّف و تکمیل.

2. کنز العمّال، ج 7، جزء 14، ص 123، ح 38714.

3. نگارنده.

4. روزگار رهائی، ج 2، ص 854، بخ 17، با حذف و تصرّف اندک.

5. گزیدۀ کفایة‏ المهتدی، ص 286، ذیل ح 39.

6. عقد الدرر، ص 117، ب 4، ف 2.

7. التشریف بالمنن، ص 283، ب 72، ح 410، فتن سُلَیلی.

8. بحار الأنوار، ج 57، ص 206، ب 36، ح 5 .

9. سورۀ فصّلت، آیۀ 16.

10. الغیبة، ص 269، ب 14، ح 41.

11. سورۀ فُصّلت، آیۀ 6- 15.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، mahdy_mir ، سید هادی ، salman313 ، محمود ، عبدالرحمن
۱۱:۰۵, ۹/مهر/۹۱
شماره ارسال: #6
آواتار
به نام خدا

با سلام

دوستانیکه بیشتر اهل تحقیق هستند ممکنه بگن این روایات چقدر صحت دارن ؟ در مورد مسخ شدگی خودم هم اولین بار بود شنیدم !!!

اونم در ری یا تهران یا بغداد !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: salman313 ، محمود ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آخرالزّمان از زبان پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) N.Mahdavian 0 1,454 ۱۱/آذر/۹۰ ۲۱:۲۸
آخرین ارسال: N.Mahdavian

پرش در بین بخشها:


بالا