کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رابطه کلام امیر المومنین و قلاده حمرا و کروات و عصر ظهور
۱۸:۵۱, ۷/خرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۲ ۱۸:۵۳ توسط seiied.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

رابطه کلام امیر المومنین و قلاده حمرا و کروات و عصر ظهور

أَلَا وَ إِنِّي ظَاعِنٌ عَنْ قَرِيبٍ، فَارْتَقِبُوا الْفِتْنَةَ الْأَمَوِيَّةَ، وَ الدَّوْلَةُ الْكَسْرَوِيَّةَ...، ثم الفتنۀ الغبراء، و القلاّدۀ
الحمراء، و فی عقبها قائم الحق(عجل الله تعالی فرجه الشریف)»: آگاه باشید؛ من بزودی از میان شما خواهم رفت، پس منتظر باشید فتنۀ اموی را، و دولت کسروی را...، سپس فتنۀ کور غبار آلود را، و قلاّده سرخ را که در دنبال آن قیام قائم حق خواهد بود.

تقسیم تاریخ به دوره های معین از زبان علی(علیه السلام)
1.دورۀ اموی: اگر این دوره از آغاز تمرد معاویه حساب شود حدود یک قرن می گردد (از سال 35 هجری قمری تا سال 132)
2. دورۀ بنی عباس: از سال 132 تا سال 656 که سال سقوط خلافت به دست هلاکو است (بیش از پنج قرن). پایان این دوره مساوی می شود با 1258 میلادی(دربارۀ پایان این دوره یک توضیح استدراکی خواهد آمد)
3. دورۀ « فتنۀ غبراء»: از سال 656 تا ورود و پیدایش کراوات در میان مردم مسلمان.
4. دورۀ قلادۀ حمرا= کراوات سرخ: از سال 1274 هجری قمری= 1234 هجری شمسی، تا زمانی که عرب ها افسارهایشان را بگسلند (افسار گسیخته شوند) و طلیعه های ظهور در کل خاورمیانه شروع شود.

منشأ کراوات:
- روم قدیم: این نیز دو گونه توجیه شده است: الف: رومیان قدیم برای متمایز شدن اسب های ممتاز، پارچه ای به گردن آن ها می آویختند، سپس اشراف روم به گردن خودشان نیز آویختند تا از دیگران ممتاز باشند.
ب: رومیان قدیم برای حفاظت از سرماخوردگی پارچه ای به گردن می آویختند.
2- صلیب: مسیحیان ابتدا خود صلیب را به گردن می آویختند؛ به ویژه «خاچ گردن» در میان «ارتودکس» ها شهرت تاریخی دارد. امروز هم آویزۀ صلیب تا حدودی رایج است. بر این اساس می گویند کراوات برگرفته از صلیب گردن است.
3- قوم و مردم کرواسی: می گویند کراوات کلمه ای است عین همان کلمۀ کراوات که نام مردمان بخشی از یوگوسلاوی سابق است؛ آنان پارچه ای را به عنوان گردن آویز به کار می بردند که از دیگر اقوام متمایز شوند.
4- هخامنشیان: ایرانیان در عصر هخامنشی در دو طرف شنل (در روی سینه) دو تکه پارچه تعبیه می کردند و آن دو را به هم گره می زدند که هنگام سواری یا وزیدن باد، شنل از دوش شان نیفتد.
5- نماد: کراوات همان بعل است که نماد کابالیسم است.

کراوات: تا آن روز نماد «بعل» تنها در دربارها، و جلو کاخ ها به صورت ستون بلند قرار می گرفت که نماد اشراف بود. بدیهی بود که سقوط پیش بینی شدۀ اشراف، و تحول جامعه بشری به تکثر، این نماد نیز می بایست در عرصۀ تکثر، کثرت یابد. برای تکثر بعل آن را به صورت کوچک و سبک، و در حد امکان مردمی، به شکل کراوات به گردن کثیری از مردم آویختند.
در این جا نیز وارد تاریخ پیدایش و حضور ستون (بت) بعل نمی شوم و آن را به کتاب «کابالا و پایان تاریخش» وا می گذارم که در آن کتاب به طور مشروح بحث کرده ام، تنها بازگوئی می کنم که مبدأ بت بعل به اولین تمدن مصریان حتی پیش از پیدایش اولین سلسلۀ رسمی فرعونی، و به پیش از طوفان نوح می رسد.


[تصویر: 136973656111691.jpg]

اسناد کهن مصری می گویند: در آن زمان، «اسیروس» خدای مذکر و «ایسیس» خدای مؤنث، با همدیگر ازدواج کردند. برادر اسیروس به نام «ست»، او را می کشد. ایسیس به دنبال شوهر می گردد و سرانجام متوجه می شود که ست او را کشته و پیکرش را تکه تکه کرده و به سراسر دنیا پخش کرده است. ایسیس به دنبال یافتن تکه های بدن شوهرش گشته و 13 تکۀ آن را پیدا می کند و تکه چهاردهم که آلت تناسلی اسیروس بود، را پیدا نمی کند. پس از گذشت زمان هائی آن عضو در دریای مدیترانه [3] پیدا می شود و مجسمۀ آن آلت تناسلی ساخته و تقدیس می شود. و بعدها در خیلی از شهرهای جهان و نیز در برابر کاخ سفید و کاخ پاپ در واتیکان نصب می شود.
همزمانی تاریخ پیدایش کراوات و فراماسونیسم: این هر دو عامل تکثر بر علیه تکثر گرائی حقیقی، به طور معاصر با همدیگر پیدایش یافته اند. کراوات به فرمان لوئی چهاردهم متوفای 1715، پیدایش یافته و فراماسونیسم در فرانسه به سال 1732.
این همزمانی پیام مهمّ و رهنمائی قوی ای برای ما در بررسی تحلیلی این موضوع دارد و (علاوه بر ادله و مباحث قبلی) دقیقاً نشان می دهد که منشأ کراوات، نه شال گردن اسب ها است، و نه شال گردن مردمان مختلف، و نه صلیب. بویژه پایه گرد آن و نوک هرمی آن، که این دو اولین ویژگی بعل است.

نگاهی دوباره به کلام امیرالمومنین(علیه السلام) داشته باشیم که در ضمن خطبۀ لؤلؤئیه می فرماید:
پایان دورۀ فتنۀ غبراء: پایان این دوران عبارت است از:
آغاز فتنۀ قلاّدۀ حمراء: همان طور که به شرح رفت پیدایش کراوات (قلاّدۀ حمراء) در اروپا زمان لوئی چهاردهم متوفای 1715 میلادی است
نابر این؛ آغاز دورۀ تاریخی «فتنۀ قلاّدۀ حمراء» حوالی سال 1275 هجری قمری، حوالی سال 1234 شمسی، و حوالی سال 1859 میلادی می باشد. که دورۀ سلطنت ناصرالدین شاه در ایران بود. یعنی دقیقاً در عصری که اروپائیان به حدی در ممالک اسلامی نفوذ کرده بودند که مرزهای کشورها را نیز آنان تعیین می کردند و تسلط شان بر مسلمانان مسلّم شده بود.
مراد از رقم های تاریخی (1275 هـ ق- 1234 شمسی- 1859 میلادی) که در بالا آمد، تاریخ ورود کراوات در گردن خود مسلمانان به جامعه های اسلامی است.

پایان دورۀ قلاّده حمراء: می فرماید «و فی عقبها قائم الحق»: و در پسِ دورۀ فتنۀ قلاّده حمراء، قائم حق خواهد آمد.
سازمان و ساختار این جمله طوری است که نشان می دهد قیام قائم حق(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از بر چیده شدن و از بین رفتن کراوات نخواهد بود. بر خلاف جملات پیش که مثلاً فتنۀ دورۀ بنی عباس با پایان دوره فتنۀ بنی امیه، و فتنۀ غبراء پس از پایان خلافت واقعی ادعائی، خواهد بود. قیام قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمانی رخ خواهد داد که قلاّدۀ حمراء هنوز وجود دارد.
و با بیان دیگر: مراد از «عقبها»، عقب پیدایش و رواج قلاّده است، نه عقب و پایان دورۀ قلاده.
و از طلیعه های عصر ظهور این است که «خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا»: عرب ها افسارهای شان را پاره کنند. نهضت اخیر در کشورهای عربی را می توان پاره کردن افسارهائی که غربیان بر سرشان زده بودند، دانست.
سخنی دربارۀ رنگ سرخ

چرا قلادۀ حمراء؟

[تصویر: 136973656186832.jpg]
آنچه امروز دیده می شود کراوات رنگ های مختلف و گوناگون دارد. چرا درکلام علی(علیه السلام) رنگ آن «حمراء= سرخ» آمده است؟ در پاسخ این پرسش به موارد زیر توجه فرمائید:
1- در دوران پیش از پیدایش کراوات، شوالیه ها و اشراف اروپا پارچه ای قرمز- بدون شکل و برش خاص- به گردن می آویختند. تناسب و مناسبت ایجاب می کند که گردن آویز جدید به نام کراوات که به فرمان لوئی چهاردهم مرسوم می شود، با همان رنگ شال گردن های پیشین باشد.
2- افراطی ترین و تندترین رنگ در میان رنگ های کراوات، رنگ سرخ است که علاوه بر ناخوشایندی، رنگ خون و جنگ نیز هست.
3- از نظر ادیان بویژه دین اسلام، رنگ سرخ بدترین رنگ است برای لباس و پوشش ها و کابالیسم همیشه کوشیده این رنگ را رونق دهد. و لذا علی(علیه السلام) بدترین رنگ آن را سمبل آن قرار می دهد، زیرا او در مقام بیان فتنه است.
4- بعل نماد کابالیسم و مجسمۀ آلت نرینگی است، و رنگ آن حمراء است. بنابر این رنگ اصلی کراوات، سرخ است و رنگ های دیگر تسامحی هستند.
موفق باشید در پناه حق و امیر


منبع: تالار گفت و گوی علامه حلی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، mohammadhadi ، دل خسته ، سدرة المنتهی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا