|
شصت و ششمین جشنواره ی فیلم "کن"
|
|
۲۱:۲۰, ۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در کن خبری هست؟ نیست!
![]() موسم جشنواره فیلم کن رو به پایان است و تب و تاب این جشنواره که متاسفانه برخی دست اندرکاران و مسئولین سینمایی ما را هم فرا گرفت، پس از سود فراوان مالی و غیر مالی برای تراست ها و کارتل های غربی و آمریکایی رو به افول می رود. تب و تابی که به جز خود آن شهر کوچک سواحل جنوب فرانسه ( آن هم به مدد تبلیغات طراحان و تولید کنندگان انواع و اقسام مد لباس و لوازم آرایش و جواهرات )، در هیچ کجای دنیا مانند ایران مطرح نیست. همین الان می توانید سری به معتبرترین وب سایت های سینمایی جهان بزنید و ببینید واقعا این جشنواره موسمی در دنیای سینما تا چه حدی محل از اعراب دارد، دیگر رسانه ها و وب سایت های غیر سینمایی جای خود دارند! جشنواره ای که بر خلاف آنچه ادعا داشته و قرار بوده که حامی سینمای مولف ارزشمند باشد، در جستجوی صداهای مستقل فرهنگ های گوناگون برآید، تجربه سینما به عنوان یک هنر ( و نه صنعت ) را در نظر بگیرد و دنیایی ایجاد کند که خودش را از درون نمایش فیلم هایش بشناساند ( عین جملاتی است که زمانی مدیر این جشنواره در سایت رسمی آن بیان داشته بود. ) اما در طول تاریخ برگزاری خود ( از 1946 تا امروز که شصت و ششمین دوره اش برگزار می شود. ) علیرغم تلاشی که برخی دست اندرکارانش به خرج دادند، در واقع بیشتر حاشیه ای برای سینمای صنعتی و تجاری آمریکا به شمار آمده است، چنانچه از همان نخستین دوره و به کرات این فیلم ها، ستاره ها و جنبه های مختلف سینمای هالیوود بوده که در این جشنواره مورد توجه قرار گرفته و به همین علت بسیاری از آثار درخشان تاریخ سینما و اساتید برجسته آن از کادر توجه این فستیوال به اصطلاح هنری به دور مانده اند. از همان دوره نخست که شاهدیم فیلم اسکاری "تعطیلات از دست رفته" ( بیلی وایلدر ) جایزه بزرگ را دریافت می کند تا کارتون "دامبو" ( والت دیزنی ) و "مهرویان زیگفیلد" ( وینسنت مینه لی ) در سال بعد تا فیلم های اسکاری دیگر؛ "همه چیز درباره ایو" ( جوزف ال منکیه ویتس ) و "مارتی" ( دلبرت مان ) و "پیانو" ( جین کمپیون ) و "پالپ فیکشن" ( کوینتین تارانتینو ) در سال های بعد تر و تا "ترغیب دوستانه" ( ویلیام وایلر ) و "مش" ( رابرت آلتمن ) و "مکالمه" و "اینک آخرالزمان" ( فرانسیس فورد کاپولا ) و "راننده تاکسی" ( مارتین اسکورسیزی ) و "همه آن دوران جاز" ( باب فاسی ) و "ماموریت" ( رولند جوفه ) و "توحش در قلب" ( دیوید لینچ ) و "بارتون فینک" ( برادران کوئن ) و ... که همگی در سالهای دیگر و دیگر نخل طلا دریافت کردند. ادامه دارد... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۹, ۱۰/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۰/خرداد/۹۲ ۱۳:۵۴)Gryffen نوشته است: با سلام و درود بي پايان به نام خدا سلام شاهین جان ... ممنونم از نظرت! اما فکر نمی کنید بحثی که مطرح کردید کاملا بی ارتباط با موضوع تاپیک هست؟ ![]() مگر این که تمایل داشته باشید راجع به فلسفه ی نقد و تحلیل هر پدیده ای در یک تاپیک جداگانه صحبت کنیم. چون شما با این جملات در واقع اصل تحلیل رو زیر سوال بردید. این کاملا بدیهی هست که هر کسی جایگاه خاص خودش رو داره. منتقد و تحلیل گر وظیفه اش چیز دیگه ایه و سازنده ی اثر هم وظیفه ی دیگه ای داره که هیچ کدوم هم مخل دیگری نیستن!! ضمن این که اصلا بحث این تاپیک نفی جشنواره ی فیلم کن نیست. بلکه هدف ایجاد یک دید واقع بینانه و در کنار اون مشخص کردن موضع صحیح در برابر چنین جشنواره هایی هست که ان شاء الله مورد عمل واقع بشود!--------------------------------- اولین حرکت در این مسیر و رفع آسیب آن، توجه کردن به مخاطب است. اینکه بالاخره هویت سینمای ما، ایرانی است و اولین مخاطبان فرا مرزی ما میتوانند ملتهایی باشند که به فرهنگ ما نزدیکترند. کشورهای مسلمان، کشورهایی که اطراف ما هستند و زبان ما را میفهمند. کشورهایی که آیین ما را میشناسند؛ هند، کشمیر، پاکستان، بنگلادش، تاجیکستان، افغانستان، عراق، ترکیه و کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه، جماعت بسیاری از ایرانیها را در اعصار و قرون مختلف شامل میشدند و جماعت بسیاری شان هم در کشور ما بودهاند و قرابتهای فرهنگی تاریخی فراوانی با ما دارند. متاسفانه سینمای ما در میان این ملتها کمتر حضور دارد. مدیریت سینمای ما، پتانسیل کشورهای اسلامی و عرب که حدود 300 تا 350 میلیون مخاطب بالقوه برای سینمای ما محسوب می شوند را فراموش کرده است. سینمای ایران در واقع هیچ درصدی از سهم اکران آنها را در اختیار ندارند و آن را تمام و کمال به سینمای هالیوود و بالیوود واگذار کرده است. در حالی که موضوعات مشترک مختلف در این جوامع و جامعه ما میتواند دستمایه مناسب و خوبی برای تبدیل به آثار سینمایی، جریان سازی فرهنگی و کمک به ارتباط هنری و اجتماعی و رایزنیهای فکری میان ما و این ملتها گردد. هیچ اتفاقی در سینمای ایران برای این گونه حرکات سازنده نیفتاده و هیچ طبقهبندی جدی برای حضور در مجامع بینالمللی و جشنوارهها انجام نگرفته است. اگر برای کسب اطلاعات بیشتر درباره خیل جوایز و توفیقاتی که در جشنوارههای مختلف نصیب سینمای ما شده، زمانی وارد سایتهای اطلاعرسانی سینمایی دنیا بشویم، متاسفانه در می یابیم، فیلمی که دهها جایزه جشنوارهای برده، در اکران عمومی، آمارهای بسیار تاسفبرانگیز به لحاظ جذب مخاطب و فروش بلیط دارا شده است. همین سه چهار سال پیش، برخی از کمپانیهای بینالمللی که حقوق پخش جهانی بعضی آثار سینمای ایران را خریده بودند، اعلام کردند که در این معامله بسیار متضرر شده و فروش اکران فیلمهای فوق حتی هزینه تبلیغات آنها را تامین نکرده است! مخلص کلام اینکه در یک سینمای استاندارد و پویا نمیتوان بر سینمایی خاص متکی بود. با این توجیه که فیلم میسازیم تا پیام بدهیم، اما ندانیم که این پیام باید به چه طیف از مخاطبان عرضه شود. سینمایی که سالنهای انبوه از تماشاگر داشته باشد قطعا صاحب اقتصاد پررونقی است و اگر این رونق در سالنهای سینما نباشد، معلوم میشود که آن سینما ورشکسته است و در وجه فرهنگی و هنری هم نمیتواند موفق شود و فیالنفسه تولیدات آن نیز نمیتواند یک تعریف جدی به خود بگیرد.آن وقت است که لفظ سینمای هنری و جوایز جشنواره های آن سوی مرزها، فقط بهانه ای می شود برای سرپوش گذاشتن بر بی دانشی و عدم تخصص و ندانم کاری در فیلم ساختن. به نظر می آید پیش از آنکه برای نبودمان ( مقصود عدم حضور سینمایمان است وگرنه که خیل مدیران و مسئولان سیبنمایی مانند فیلم های به اصطلاح زیر زمینی و روزمینی آن طرف مرز، همچنان به سوی کن روان است!! )، بله قبل از آنکه برای عدم حضور سینمای ایران در کن و برلین و ونیز و مانند آن غصه بخوریم، بهتر است نگران سالن های سینما و مخاطبان داخلی باشیم که آیا ارتباط مطلوبی با یکدیگر برقرار کرده اند یاخیر و بعد هم به فکر بازارهای جهانی بیفتیم و افکار عمومی دنیا که توفیق بین المللی در آن میادین ارزش بیشتری دارد تا احیانا کف زدن های جماعتی شبه روشنفکر که از بد روزگار نتوانسته اند بلیط تماشای همان فیلم های آمریکایی را تهیه نمایند! پایان منبع |
|||
|
|
۱۲:۲۶, ۱۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
ممنون از شما بابت این پست و اطلاعات دقیقی که راجع به این جشنواره دادید.خوشحالم از اینکه از ایران هم توی این جشنواره حضور داشتند.
و یک انتقاد:نوشته هاتون فونتش خیلی درشته چشم رو اذیت میکنه. |
|||
|
|
۰:۰۵, ۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
ممنون بابت پست ... فقط لطفا کریستف والتز رو ، داخله بازیگر های دسته دو نکنید ، این تازه کشف شده... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| .:: جشنواره ی فیلم کن ::. | Admirer | 7 | 4,681 |
۲۴/اردیبهشت/۹۲ ۱۰:۴۹ آخرین ارسال: Admirer |
|






![[تصویر: evt_Cannes_logo.jpg]](http://publisher.dailymotion.com/watchlist/wp-content/uploads/2013/05/evt_Cannes_logo.jpg)





اما فکر نمی کنید بحثی که مطرح کردید کاملا بی ارتباط با موضوع تاپیک هست؟
مگر این که تمایل داشته باشید راجع به
چون شما با این جملات در واقع اصل تحلیل رو زیر سوال بردید. این کاملا بدیهی هست که هر کسی جایگاه خاص خودش رو داره. منتقد و تحلیل گر وظیفه اش چیز دیگه ایه و سازنده ی اثر هم وظیفه ی دیگه ای داره که هیچ کدوم هم مخل دیگری نیستن!! ضمن این که اصلا بحث این تاپیک نفی جشنواره ی فیلم کن نیست. بلکه هدف ایجاد یک 