|
تهاجم فرهنگی
|
|
۰:۲۳, ۹/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/شهریور/۹۲ ۱۵:۲۳ توسط پرنیان.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سخن امام راحل(قدس سره)درباره مبارزه با تهاجم فرهنگى
«اى مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد، بپاخيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات سالم مجتمع شويد و دست خيانت ابر قدرتها را، از ممالك خود و خزائن سرشار آن، كوتاه كنيد و مجد اسلامى را اعاده كنيد و دست از اختلافات و هواهاى نفسانى برداريد، كه شما داراى همه چيز هستيد. بر فرهنگ اسلام تكيه زنيد و با غرب و غربزدگى مبارزه نماييد و روى پاى خودتان بايستيد و برروشنفكران غربزده و شرق زده بتازيد و هويت خويش را دريابيد و بدانيد كه روشنفكران اجير شده بلايى بر سر ملت و مملكتشان آورده اند كه تا متحد نشويد و دقيقاً به اسلام راستين، تكيه ننماييد، بر شما آن خواهد گذشت كه تاكنون گذشته است. امروز زمانى است، كه ملتها بايد چراغ راه روشنفكرانشان شوند و آنان را از خود باختگى و زبونى در مقابل شرق و غرب، نجات دهند كه امروز، روز حركت ملتهاست». ![]() ______________________________________________________________ تهاجم فرهنگى برگرفته از سخنرانى هاى استاد محمد تقى مصباح يزدى تحقيق و نگارش عبدالجواد ابراهيمى |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۲۸, ۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
مقوله فرهنگ و تهاجم فرهنگى
مقوله فرهنگ مقوله وسيعى است كه در اطراف آن بسيار بحث شده است. كسانى كه با مفاهيم جامعه شناسى آشنايى دارند مى دانند كه براى اين واژه بيش از پانصد تعريف ذكر شده است كه پرداختن به همه آنها در اين بحث كوتاه و مختصر ميسّر نيست. امابه صورت اجمالى، مى توان فرهنگ رااين گونه تعريف كرد: «فرهنگ عبارت است از مجموعه مايه هايى كه رفتار او را از رفتار حيوانات مشخّص و ممتاز مى سازد». به طور كلّى، سه بخش اساسى مى توان براى فرهنگ در نظر گرفت: اول، شناختها و باورها دوم، ارزشها و گرايشها سوّم، رفتارها و كردارها. منظور از هجوم فرهنگى آن است كه جامعه اى تلاش كند كه فرهنگ خودش را بر جامعه ديگرى كه طبعاً داراى فرهنگى خاص مى باشد تحميل كند يادست كم، نوعى دگرگونى در فرهنگ آن جامعه بوجود آورد. اين كار هجوم فرهنگى تلقّى مى شود. اكنون سؤالى كه مطرح مى شود اين است كه آيا هجوم فرهنگى هميشه نامطلوب و مذموم است يا ممكن است گاهى اوقات پسنديده و ممدوح باشد؟ |
|||
|
|
۱۲:۵۶, ۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
اين مطلب به جنبه ارزشى بحث مربوط مى شود كه بايد آن را به تفصيل مورد بررسى قرارداد،اما اجمالاً مى توان گفت كه هجوم فرهنگى هميشه مذموم و نكوهيده نيست. اگر جامعه اى داراى فرهنگ منحط، ارزشهاى كاذب، باورهاى غلط و شناختهاى نادرست باشد، جامعه ديگرى به انگيزه الهى و به قصد اصلاح سعى كند كه باورهاى غلط را از آن بزدايد و ارزشهاى غلط را به ارزشهاى صحيح تبديل نمايد اين كار ناپسند و نكوهيده نيست، ولى معمولاً از هجوم فرهنگى تأثير نابجا و ناحق اراده مى شود كه كسانى نسبت به جامعه ديگر انجام مى دهند و مى خواهند دگرگونى هاى نامطلوبى در آن جامعه بوجود آورند كه دست كم، از ديد كسانى كه از آن به هجوم تعبير مى كنند، اين دگرگونيهاى نامطلوب است.
پس بطور كلّى منظور از هجوم فرهنگى تلاش افراد يا جوامعى است كه به قصد عوض كردن يا دگرگون ساختن فرهنگ جامعه ديگرى انجام مى شود اين دگرگونى ممكن است در سه بخش اساسى ظهور كند: الف ـ در بخش شناختها و باورها، بينش افراد را نسبت به خدا، جهان و انسان تغيير دهند. ب ـ در بخش ارزشها و گرايشها، غير از شناختهايى كه انسانهانسبت به هر چير دارند لازم است در زندگى آنها ارزشهايى نيز مطرح باشد، زيرا زندگى بدون اعتقاد به يك سلسله ارزشها شكل انسانى پيدا نمى كند. وقتى زندگى انسان، انسانى و ممتاز از زندگى ساير حيوانات خواهد بود كه خوب و بد درآن مطرح باشد. كسانى كه كارهايى، به عنوان اينكه خوب است، انجام مى دهند و كارهايى را به عنوان اينكه بد است ترك مى كنند به ارزشهاى انسانى پاى بند هستند. اما جوامع، از نظر شناخت خوب و بد و ارزش و ضد ارزش، با هم اختلاف نظر دارند. حال، اگر جامعه اى يك سلسله ارزشها را پسنديد و به آنها دل بست اگر ديگران بخواهند كه آن ارزشها را تغيير دهند اين كار در بعد ارزشى هجوم فرهنگى است. آنچه شكل رفتارانسان را تعيين مى كند باورها و ارزشهايى است كه بدانها اعتقاد دارد. ج ـ در رفتارها و كردارها، وقتى باورها و ارزشها به نوبه خود تغيير كنند خود به خود رفتار انسانها هم تغيير خواهد كرد. از اينرو، كسانى كه مى خواهند به فرهنگ جامعه اى هجوم ببرند سعى مى كنند در الگوهاى رفتارى افراد آن جامعه تغييراتى بوجود آورند. براى اين كار هم شيوه هاى گوناگونى وجود دارد، كه بايد مورد شناسايى و ارزيابى قرار گيرد. بطور خلاصه، منظور از هجوم فرهنگى در جامعه ما (كه امروز در معرض هجوم فرهنگى دشمنان واقع شده و هر كدام به انگيزه اى مى خواهند فرهنگ ما را عوض كنند) اين است كه شناخت هاى مردم جامعه ما را نسبت به جهان و انسان و ارزشهايى كه به آنها دل بسته ايم و شيوه رفتار فردى و اجتماعى مان را، به گونه اى كه به نفع خودشان باشد تغيير دهند. |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
انگيزه دشمن از تهاجم فرهنگى
گاهى هجوم فرهنگى به انگيزه الهى انجام مى گيرد كه البته اين كار انبيا و پيروان آنها است. انگيزه آنان از قيام، در هر جامعه اى اين است كه با نيّتى الهى فرهنگ آن جامعه را تغيير دهند، زيرا، وظيفه اى در اين زمينه از سوى خدا بر دوش آنها گذاشته شده است تا خطاها و انحرافات جوامع را اصلاح كنند. چنين كارى خواه ناخواه موجب تصّرف در فرهنگ مى شود. اما اين كار ممدوح است. ماهم از اين گونه هجوم فرهنگى استقبال مى كنيم. اگر واقعاً جامعه ما از نظر شناختها، باورها، ارزشها و رفتارها مبتلا به مفاسد و انحرافاتى باشد و كسانى در صدد اصلاح انحرافات آن برآيند مابايد از آنها ممنون باشيم. اين كار هيچ عيبى ندارد، ولى منظور ما از هجوم فرهنگى، بنابر اصطلاح معروف، عكس اين مطلب است، يعنى ايجاد تغيير نامطلوب به وسيله گروهى در جامعه تا ارزشها رابه ضد ارزشها تبديل كنند، باورهاى صحيح رااز مردم بگيرند، ترديد، وسوسه، بى باورى، وارفتگى و وانهادگى در مردم ايجاد كنند، حالت پوچگرايى يا باورهاى كاذب و ارزشهاى غلط به جامعه تزريق كنند، منظور از هجوم فرهنگى همين است. |
|||
|
|
۱۵:۳۹, ۸/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
اما اينكه انگيزه كسانى كه چنين كارهايى انجام مى دهند چيست بحثى است كه تا حدود زيادى جنبه روان شناسى اجتماعى دارد. اگر بخواهيم حق مطلب ادا شود بايد بحثهاى مربوطه ذكر شود تا بتوانيم نتيجه اى روشن بگيريم در اين بخش فقط، بحث كوتاهى در باره اين موضوع ذكر مى كنيم:
انسانها از اعمال خود در زندگى انگيزه هاى گوناگونى دارند. طبيعى ترين انگيزه آنان انگيزه هاى حيوانى براى رفع نيازهاى مادى و فيزيولوژيكى است. مانند غذاخوردن و ارضاء هوسهاى جنسى و شهوانى اين نيازهاى طبيعى در بعد حيوانى انسانها ظهور پيدا مى كند و آنان تلاش مى كنند كه اين غرايز و خواستهاى حيوانى را هرچه بهتر و بيشتر ارضانمايند. به عبارت ديگر، مقصد چنين انسانهاى حيوان صفت، مسائل مادى و اقتصادى و به تبع آن مسائل جنسى است و چيزهاى ديگرى جنبه وسيله اى دارد. تمام فعاليتهاى ديگرى كه در ابعاد گوناگون اجتماعى انجام مى گيرد، اعمّ از زمينه هاى علمى، صنعتى و هنرى همه در جهت خدمت به اين غرايز حيوانى و ارضاى آنها انجام مى شود، حتى تلاش هايى كه علما و دانشمندان در آزمايشگاهها و مراكز علمى انجام مى دهند بحثها و تحقيقاتى كه در زمينه هاى گوناگون صورت مى گيرد، براى چنين مردمى كه دراين سطح از فرهنگ هستند، به قصد پر كردن شكم و لذتهاى مادى و جنسى انجام مى شود. اين مسأله متأسفانه در بيشتر جوامع غربى امروز مشاهده مى شود. البته همه مردم كشورهاى غربى اين گونه نيستند ولى غالب مردمى كه آنجا زندگى مى كنند و دست اندركار مسائل اجتماعى هستند، اهداف مادى و اقتصادى دارند و ساير مسائل براى آنها جنبه فرعى، مقدّمى و وسيله اى دارد؛ مثلاً، سياست وسيله اى است براى اقتصاد؛ مى خواهند باتسلّط سياسى منابع اقتصادى كشورى را به دست آورند. و براى خود بازار فروش مهيّا كنند. تسلّط فرهنگى هم به نوبه خود مقدّمه اى است براى تسلّط اقتصادى. چون نمى توانند اجناس خود رابه مردمى كه فرهنگشان باخواست آنها وفق ندارد و مصرفى نيستند بفروشند براى اينكه هر روز بتوانند بيش از بيش اجناس خود را به آن كشورها صادر كنند بايد فرهنگ مردم آنها را مطابق خواست خود عوض كنند. اگر فرهنگى مبتنى بر عقايد مذهبى، زهد و پارسايى باشد بازارى براى آنها به وجود نمى آورد كه بتوانند هر روز ابزار و اسباب آرايش جديد، وسايل تزيينى و امثال آن به آنها عرضه كنند، آنها هم خريدار باشند، بلكه بر اساس اعتقادات مذهبى و اخلاق ساده زيستى از اسراف و تبذير پرهيز مى كنند و چندين سال از هر وسيله اى استفاده مى كنند. اين گونه عقايد و احساسات به سود آنهانيست. زيرا آنها مى خواهند هر چه بيشتر توليدات خود را به فروش برسانند و بازار خوبى براى كالاهايشان پيدا كنند.براى اين منظورهم بايد فرهنگ آن مردم را به فرهنگ مصرفى تبديل كنند. همه به خاطر داريم كه در دوران رژيم گذشته در كشور ما فرهنگ مصرفى ترويج مى شد. به اين دليل، بسيارى از وسايلِ قابل استفاده به دور ريخته مى شد. درصورتى كه، در كشورهاى سرمايه دارى كه، خود اين فرهنگ را ترويج مى كردند و ما را وادار مى ساختند كه مصرف بيش از حد داشته باشيم صرفه جويى مى كردند. آنها حتى شيشه هاى دارو و آب ميوه و نوشابه را در ظرفهاى مخصوص مى ريزند و شهردارى براى استفاده مجدد آنها را جمع آورى مى كند. يا مثلا، از پوست ميوه هاى مصرفى خود، مانند پرتقال و سيب زمينى، استفاده مى كنند. آنها كه فرهنگ مصرفى را به ما تحميل مى كنند خودشان آن گونه رفتار مى كنند ولى ما چنين نيستيم. دليل اينكه آنها اين فرهنگ را بر ما تحميل كرده اند تأمين منافع اقتصادى خودشان است. پس انگيزه اصلى دشمنان از هجوم فرهنگى اقتصاد و جلب منافع مادى است. اكنون هم اين مقصود از سوى آنان دنبال مى شود ولى كليّت ندارد. مردمى كه فرهنگ براى آنها اصالت دارد هيچگاه فقط مسائل اقتصادى و رفاهى برايشان مطرح نيست، بلكه اينگونه مسائل براى آنها جنبه وسيله اى خواهد داشت. ![]() |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۱۰/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
مابراى تأمين نيازهاى طبيعى خود مانند غذا و لباس به دنبال كار مى رويم؛ عده اى به كشاورزى مشغول مى شوند، عده اى به كارهاى صنعتى و بازرگانى و برخى هم به كارهاى خدماتى مى پردازند تا نيازهاى زندگى خود را تأمين كنيم. اما گروهى وقتى دست اندركار اين كارها مى شوند پول برايشان اصالت پيدا مى كند و اصلا پول داشتن مطلوب آنها مى شود. ابتدا پول وسيله اى بود براى تهيه غذا و لباس، اما وقتى در گير كارهاى اقتصادى شدند پول مقصد اصلى مى شود. لذا، به دنبال جمع كردن و هرچه بيشتر اندوختن آن مى روند. افرادى هستند كه اگر در تمام روز، از بهترين غذاها و در تمام سال، از بهترين لباسها استفاده نمايند و در مجلّلترين كاخها زندگى كنند ثروت آنها براى خود و فرزندانشان تا هفت نسل كافى است ولى قناعت نمى كنند و پيوسته به فكر افزودن بر سرمايه هاى خود هستند. گويى جنون پول اندوزى دارند، بخصوص كسانى كه به رباخوارى عادت كرده اند. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
«الّذينَ يَأكُلُونَ الِرّبوا لايَقُومُونَ اِلاّ كَما يَقُومُ الّذى يَتَخَبُّطُهُ الشَّيطانُ مِنَ اْلمسِّ : (سوره بقره:275) حالت روانى عجيبى شبيه جنون پيدا مى كنند. (جنون پول اندوختن) اينكه اين همه مال چه فايده اى براى او دارد و اين همه پول را مى خواهد چه كند براى او مطرح نيست. براى او تنها داشتن مال اهميّت دارد.اين مطلب به عنوان نمونه ذكر شد تا بدانيم كه بسيارى از چيزها اصالتاً جنبه وسيله اى دارد ولى براى گروهى هدف محسوب مى شود، پول وسيله اى است براى تأمين نيازها، اما براى پول پرستان و سرمايه اندوزان هدف مى شود، تا آنجا كه مى پذيرد از غذا و لباس و ساير امكانات زندگى كمتر استفاده كند تا پولش كم نشود. بسيارى از مسائل اجتماعى اين گونه است كه براى بعضى جوامع هدف است و براى بعضى جوامع ديگر جنبه وسيله اى دارد. فرهنگ هم چنين است؛ براى عده اى اصالت دارد و هدف است و براى عده اى وسيله است. هجوم فرهنگى هم براى برخى اصالت دارد و براى برخى وسيله است. پيامبران و مصلحان الهى سعى مى كنند كه فرهنگ مردم را عوض كنند. اما نه تنها به اين دليل كه اقتصادشان بهتر شود بلكه براى اين كه مردم اعتقاد صحيح پيدا كنند و به ارزشهاى ولاى انسانى پاى بند گردند. اين موضوع براى انبيا و مربيّان الهى اصالت دارد ولى براى ديگران ممكن است جنبه وسيله اى داشته باشد. پس پاسخ اين سؤال كه انگيزه هجوم فرهنگى چيست معلوم شد. انگيزه هاى افراد از اين كار متفاوت است و گاهى هجوم فرهنگى مقدّمه اى است براى انگيزه هاى ديگر و گاهى هدف است. ![]() |
|||
|
|
۱۹:۲۷, ۱۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
تأمين منافع اقتصادى،بزرگترين هدف مهاجمان فرهنگى
امروز هدف بيشتر مهاجمان فرهنگى اين است كه از اين هجوم به عنوان يك ابزار استفاده كنندو گرنه هر گز براى مسائل فرهنگى اصالتى قايل نيستند و در زندگى غير از ارضاى شهوات و ارضاى جنون پول اندوزى خود چيز ديگرى برايشان مطرح نيست. همه چيز درحكم وسيله است براى رسيدن به اين اهداف. هر تلاشى هم كه انجام دهند، چه در كشور خودشان و چه در جوامع ديگر، همه مقدّمه اى است براى اقتصاد، رفاه مادى، شهوت جنسى و امثال آن حتى مسائلى مانند تسلّط سياسى، نظامى، برترى علمى ـ تكنولوژيكى و مانند آن وسيله است. چنين مردمى وقتى به جوامع ديگر تهاجم فرهنگى مى كنند آن را به عنوان يك ابزار بكار مى گيرند و گرنه قصد اصلاح فرهنگ ديگران را ندارند، در فكر اين نيستند كه اعتقادات آنها درست است يا غلط، باورها و ارزشهايشان صحيح است يا خطا. اگر آنها براى مردم دل مى سوزاندند اول سعى مى كردند كه باورها و ارزشهاى خود را تصحيح كنند. پس اگر در صدد تغيير فرهنگ مردم هستند به دليل منافع اقتصادى است كه به دنبال آن هستند. اوّلين نتيجه اى كه آنها از اين كار خود مى گيرند آن است كه غرور مردم را مى شكنند.وقتى مردم فرهنگ خود را مردود شمردند مانند آن آست كه هويت اجتماعى خود را از دست داده باشند. وقتى ملتى از فرهنگ خود دست بردارد و تابع ديگران شود مانند آن است كه بند اطاعت و بندگى آنها را به گردن خود انداخته با شد. اين بندگى و تبعيّت فرهنگى از آن رو حاصل مى شود كه آنان ابتدا توانسته اند غرور و شخصيت مردم را خرد كنند و آنان را تابع خود سازند. در نتيجه، به خود اتّكا ندارند واز خود هويّتى نخواهند داشت. ![]() |
|||
|
|
۱۸:۲۴, ۱۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
با اينهمه، اين ابتداى كار آنهاست. هدف اصلى آنها اين است كه آداب و رسومى را كه به مردم تزريق مى كنند، بپذيرند و رفتار آنها را مطابق خواست خود عوض كنند تا ارزشهاى كاذب را بپذيرند، مانند دنباله روى از مدهاى روز و تغيير دكورها ولباسها. اگر به چنين كارى توفيق يابند مقاصدشان تأمين شده است. مردمى كه اين گونه مدپرست شدند تابع هوسهاى ديگران و مقلّد آنان شدند به راحتى مى توان كالاها بى شمارى را در بازار آنها به فروش رساند، با اين حيله كه امروز اين كالا مد است و فردا از مد مى افتد. اينكه كالايى كه مد بوده چقدر براى زندگى آنان مفيدتر بوده و راحتى و سلامت آنها را چقدر تأمين مى كرده اصلا مطرح نيست. تنها چيزى كه براى چنين مردمى مطرح مى باشد اين است كه به محض آنكه مد كالايى عوض مى شود در فكر تهيه نوع جديد آن باشند. در اين زمينه، تبليغات بنگاههاى تجارتى هم با اهداف استعمارگران همسو و همجهت است. در اين بين، جوانان بيش از ساير اقشار تحت تأثير واقع مى شوند. در گذشته، شلوار گشاد مد بود؛ اما امروزه شلوارهاى تنگ مد شده است يا بر عكس. بسيارى از اين قبيل چيزها كه مد شده با استفاده از تبليغات رايج در فيلمهاست. هم كسانى كه طرح اين مدها را به بازار عرضه مى كنند از اين راه منافع فراوانى به دست مى آورند و هم كسانى كه بااستفاده از اين طرحها محصولاتى را توليد مى كنند.
زندگى ما پر از مظاهر هجوم فرهنگى است كه هر يك از آنها براى مستكبران جهان وسيله اى است براى سلطه اقتصادى. البته استعمارگران از سلطه نظامى و سياسى نيز براى استحكام پايه هاى قدرت خود يا نفوذ در جوامع استفاده مى كنند ولى آنها مقدّمه است. آنچه براى آنها اصالت دارد و نقطه نهايى و هدف غايى آنهاست تسلّط اقتصادى است. آنچه امروز در دنيا مطرح است و محور بحثهاى سياستمداران بزرگ دنياست مسأله پيشرفت اقتصادى است. آنها پيوسته در اين فكر هستند كه امسال در آمد سرانه فلان كشور بيشتر شده است يا كمتر؛ صادراتش چقدر افزايش پيدا كرده و مسائلى از اين قبيل؛ مثلا، آمريكا از اينكه ژاپن در حال پيشرفت سريع اقتصادى است و در حال پشت سرگذاردن آمريكاست نگران است. پيشرفت علم و تكنولوژى يك شعار بيش نيست. اگر آمريكا بتواند از ژاپن تكنولوژى وارد كند اما كالاهاى خود را بهتر و بيشتر بفروشد هيچ نگران نيست، چون دوست دارد كه دانشمندان آنجا زحمت بكشند، اختراع كنند و بسازند، اما اينها آن را وارد كنند، مونتاژ كنند و به اسم خود به فروش برسانند تا منافع آن به جيب سرمايه داران آمريكايى برود. مطالبى را هم كه مطرح مى كنند، مبنى بر اينكه تكنولوژى ما پيشرفته تر است، جنبه تبليغاتى دارد، براى اينكه بتوانند از آن بهره بردارى اقتصادى كنند. پس هجوم اقتصادى به انگيزه هاى گوناگون انجام مى شود؛ اما آنچه امروز براى استكبار جهانى بيشتر اهميت دارد تسلّط اقتصادى بر كشورهاى جهان است. اين مهمترين انگيزه آنان از هجوم فرهنگى است. ![]() |
|||
|
|
۲۱:۳۹, ۲۳/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
پيشينه تهاجم فرهنگى
هجوم فرهنگى از كجا شروع شد؟ آيا هجوم فرهنگى پديده جديدى است يا سابقه دار است؟ اگر بخواهيم از راه تاريخى، مسائل را بررسى و به اسناد و مدارك تاريخى مراجعه كنيم اين كارى است وقتگير و به تحقيقات فراوانى نياز دارد. اما اجمالا قرآن كريم مى فرمايد «وَكَذلِكَ جَعَلْنالِكُلِّ نَبىّ عَدُوّاً شَيَاطينَ اْلاِنْسِ وَ الْجِنِّ»(سوره انعام:112) خداى متعال، در كيفيت تشكّل جوامع و قشربندى و وجود عوامل حق و باطل در جامعه مى فرمايد كه ما هميشه در جوامع انسانى يك گروه از انبيا، حق پرستان و مصلحان آنها را قرار داده ايم و بر اساس يك تدبير تكوينى الهى، عده اى از شياطين در مقابل آنها صف آرايى كرده اند، نه تنها شياطين جنّى يعنى ابليسها، بلكه حتّى شيطانهاى انسى. خود نيز مى فرمايد: «شياطينَ اْلاِنسِ وَ الْجِنِ» انبيا و يارانشان از خدا الهام مى گيرند و هدفشان هم هدفى الهى است: رشد دادن جامعه و رساندن آن به كمال انسانى. اين يك گروه كه داستان آنها در تاريخ و قرآن هم بسيار ذكر شده است. در مقابل اينان، براساس تدبير الهى، بايد شياطينى هم باشند، چون از نظر قرآن، هدف از آفرينش انسان اين است كه با اختيار خود راهى را انتخاب كند، و چون انسان بايد رشد اختيارى پيدا كند هميشه بايد دو راه در مقابل او باشد تا يكى را انتخاب كند. اگر يك راه بود قابل انتخاب نبود عواملى هم كه دعوت به اين راه مى كنند بايد با هم توازن داشته باشند. اگر خداوند متعال فقط انبيا را مى فرستاد بُعد ايمان تقويت مى شد و بر كفر برترى پيدا مى كرد. اگر هم آنها رانمى فرستاد عامل كفر برترى مى يافت و توازن برهم مى خورد. اين دو بايد با هم توازن داشته باشند تا هميشه انسان در مقابل دو جاذبه تقريباً متعادل قرار داشته باشد و بتواند انتخاب كند. ارزش انسان به انتخاب او بستگى دارد. براى اينكه انتخاب صحيح و به معناى دقيق كلمه انجام گيرد بايد عوامل دعوت كننده به راه راست و چپ و به حق و باطل با هم متوازن باشند. خداوند از اين تدبير الهى در قرآن مكرراً ياد كرده است. در اين آيه مى فرمايد: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا»؛ اين تدبير را، خود قرار داديم كه بايد در مقابل انبيا دشمنانى از شياطين انس و جن باشند. اين دشمنان چه كسانى هستند؟ امروز شيطان بزرگ آمريكاست؛ اما هميشه آمريكا نبوده است.آمريكا يك كشور بى هويّتى است كه در دو سه قرن اخير پيدا شده است پيش از آن، كشورها و جوامع انسانى بسيارى بوده اند كه داراى اصالتند؛ مانند ايران، روم، چين، هند و امثال آنها. لكن مسأله استكبار و سلطه طلبى هميشه در بين انسان ها بوده است، از انسانهاى اوليه و فرزندان حضرت آدم گرفته تا به حال. «رگ رگ است اين آب شيرين آب شور.» ![]() |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۲۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
اين مسأله هميشه بوده است، پس از اين هم خواهد بود. مردم سلطه جو، برترى طلب و ناراضى نسبت به حق خود هميشه بوده اند. هرروز به يك شكل جلوه مى كند؛ اما اين روحيه از بين نخواهد رفت. انبيا هم در مقابل اين روحيه تلاش مى كنند تا با آن مبارزه كنند. اين طبيعت دشمنى بين حق و باطل است. هر كدام به نفع خود تلاش مى كنند و سعى دارند تا ديگرى را از بين ببرند.
در آيه شريفه اى كه ذكر شد، به نوع فعاليت شياطين و اصلى ترين كارى كه انجام مى دهند اشاره شده است بيان آن مسائل توسط قرآن براى هدايت ماست تا بدانيم كه چه دشمنانى در كمين ما هستند و بدانيم كه چگونه در مقابل آنها موضع گيرى كنيم. شياطين انس در مقابل انبيا به دشمنى بر خاسته اند، وسيله كارشان هم به تعبير قرآن «يُوحى بَعْضُهُمْ اِلى بَعْض زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُروراً»است؛ يعنى با حرفها و سخنان زيبا و فريبنده به يكديگر الهام مى كنند. استفاده از سخن زيبا وخوش ظاهر اما بى باطن و بى مغز كار شياطين است تا ديگران را بفريبند. به عنوان جمله اى معترضه خداوند در انتهاى اين آيه مى فرمايد: «وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرَهُمْ وَ مَا يَفْتَرُونَ». اين جزو تدبير تكوينى الهى است كه مى فرمايد همان گونه كه ما پيامبران را فرستاده ايم و آنها را با انواع نيروهاى معنوى حمايت كرده ايم به آنها هم ابزار و وسايلى براى كار داده شده است. البته همان گونه كه پيامبر مجبور نيست آنها هم مجبور نيستند؛ اما تدبير الهى به شكلى است كه هر دو دسته به وجود مى آيند، رشد مى كنند و ادامه دهندگان راه هر دو گروه هميشه خواهند بود. هدف شياطين از اعمال روشهاى گوناگون براى جلب طرفداران خود اين است كه آن دسته از مردمى كه هنوز به آخرت ايمان ندارند و زندگى آنها در سطح همين زندگى حيوانى است و فقط هر چه را مى بينند و احساس مى كنند، مى پديرند و هنوز نمى توانند ماوراى محسوسات را درك نمايند و قبول كنند يعنى هنوز ايمان به غيب و آخرت ندارند؛ بفريبند اما كسانى كه داراى ايمان هستند و به ماوراى اين عالم اعتقاد دارند گول شياطين را نمى خورند. بر خلاف انسانهايى كه تحت تعلميات پيامبران قرار نگرفته اند. فقط به محسوسات ايمان دارندو به عالم غيب معتقد نيستند و به يقين نرسيده اند؛ بجز برخى افراد بسيار نادر و استثنائى همه در آغاز زندگى بينش طبيعى و مادى دارند. به تدريج، بايد به مسائل ماوراى طبيعى و غيبى پى ببرند. شياطين جن و انس در كمين هستند تا چنين افرادى را به دام بيندازند. پس پاسخ اين سؤال كه هجوم فرهنگى از چه زمانى شروع شده است اين است كه از ابتداى تاريخ زندگى اجتماعى انسان همه افراد بشر در گروه حق و باطل قرار داشته اند و از همان ابتدا هم تهاجم فرهنگى وجود داشته است. ![]() |
|||
|
|
۰:۰۱, ۲۷/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
مظاهر هجوم فرهنگى
قابل تأمّل است كه خداوند نمى فرمايد كار شياطين جن و انس آن است كه حق ديگران را تضعيف كنند، ظلم نمايند يا قتل و غارت كنند، بلكه كار شياطين را هجوم فرهنگى قلمداد مى كند. آنان فكر و انديشه را عوض مى كنند تا نگذارند ايمان به آخرت، بينش معنوى، ارزشهاى والا و فوق مادى براى انسانها مطرح شود. آنها تمام فعاليتهاى خود رامتوجه اين مسأله ساخته اند، چون اگر تهاجم فرهنگى واقع شد در ساير قسمتها نيز به پيروزى رسيده اند آنچه در مقابل مفاسد، انحرافات، اشتباهات و سوء استفاده هاى مستكبران مانند سدّى ايستاده است افكار و اعتقادات صحيح و باورهاى اصيل است. با وجود اينهاست كه آنان نمى توانند به اهداف خود نايل شوند. از اينرو تلاش مى كنند كه اين دژ محكم را تسخير كنند. پس اصلى ترين كارى كه دشمنان انبيا؛ در سطح اجتماعى انجام مى دهند، تأثير گذاردن بر انديشه هاست. از اين مطالب، پاسخ اين سؤال هم مشخص گرديد. كه هجوم فرهنگى با چه شيوه اى انجام مى گيرد. مظاهر هجوم فرهنگى در هر زمانى متناسب با وضعيت همان زمان خواهد بود. البته گذشته ها براى ما مطرح نيست. آنچه براى ما مطرح مى باشد اين است كه بدانيم مظاهر هجوم فرهنگى در جامعه ما و در وضعيتى كه اكنون در آن زندگى مى كنيم چيست. همچنان كه گفته شد، محورهاى اصلى اين بحث در سه بخش خلاصه مى شود: 1- بينشها و باورها؛ 2- گرايشها، 3- رفتارها و كردارها ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: Optimized_n00035407_b.jpg]](http://s4.picofile.com/file/7869637204/Optimized_n00035407_b.jpg)


![[تصویر: tahajom_farhangi_3.jpg]](http://s4.picofile.com/file/7894744080/tahajom_farhangi_3.jpg)