کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تكنولوژي ، گوساله ي سامري دنياي مدرن (مهمترين مقاله اي كه تابحال خوانده ام)
۲۱:۳۹, ۹/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/شهریور/۹۰ ۱۹:۱۷ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #1
آواتار
كلاس درس كنترل بود. جناب استاد چند دقيقه اي بود كه موضوع درس را وانهاده بود و از جايگاه تكنولوژي در جهان امروز سخن مي گفت. از تلسكوپ باقطر 10 متر امريكايي گفت كه بزرگترين تلسكوپ جهان است و تلسكوپهاي 5 متري و بيشتر هند و چين كه به زودي ساخته مي شوند. مي گفت امروز داشتن يك تلسكوپ از نان شب واجبتر است و از طرح شروع به ساخت تلسكوپ 3 متري ايراني گفت. همينطور از شتاب دهنده ي غول آساي اروپا كه زير 3 كشور اروپايي ساخته شده گفت و اينكه يكي از چيزهاي ديگري كه از نان شب واجبتر است شتاب دهنده اي در منطقه است كه به صورت كنسرسيومي از چند كشور من جمله ايران در اردن ساخته خواهد شد.

پس از كلاس همينطور كه به سمت اتاقش مي رفت از او علت رقابت فضايي دهه ي 60 بين امريكا و شوروي بر سر سفر به ماه را پرسيدم. در جوابم گفت كه در آن سالها صنايع امريكا دچار ركود تكنيكي شده بودند. دولت ايالات متحده با مطرح كردن آرمان سفر به ماه باعث شد كه مجموعه صنايع امريكايي در يك زنجيره ي به هم پيوسته از لحاظ تكنولوژيكي يك سطح ارتقا يابند. از اين راه براي پرتاب موشكي حامل انسان به ماه تمام صنايع الكترونيكي، مكانيكي، پزشكي، متالورژي، كامپيوتري، نرم افزاري و... آنها دچار جهشي در فناوري مي گشتند و با ارتقا اين مجموعه اقتصاد، نيروي انساني و اعتبار امريكا هم يك پله بالاتر مي رفت. مي گفت نشانه ي آن اينست كه در 30 سال گذشته سفر به ماه ديگر مطرح نشد و اضافه كرد كه در حال حاضر ناسا تمام پروژه هاي خود را غير از پروژه ي سفر به مريخ تعطيل كرده است چرا كه سفر به مريخ سطح بالاتري از تكنولوژي را مي طلبد و به اين ترتيب دوباره چرخه ي صنايع و اقتصاد امريكا با اين هدف جديد فعال مي شود..

...

در انديشه مدرن، پس از حذف خدا از انديشه ها و قرار دادن انسان در جايگاه خدايي و شكل گرفتن تمدن بر اساس انديشه انسان محوري، جهان آخرت و قيامت نيز از دايره ي موضوعات فكري خارج مي گردد و همه چيز در «اين دنيا» خلاصه مي شود. اهداف و غاياتي كه به اين ترتيب بر انسان مترتب مي گردد آرمانهايي لاجرم اين دنيايي خواهند بود، و از آنجا كه انسان موجودي نامتناهي است و محدوديت را برنمي تابد غايت خويش را هم عنصري بي انتها بر مي گزيند: «قدرت»

و اين راز پيشرفت و ترقي تمدن امروز غرب است. نداي بيروني قدرت كه با نداي دروني آن كه از نفس اماره بر مي خيزد هماهنگ مي شود قابليت آنرا دارد كه شريعتي نو بنيان گذارد. آييني جديد كه همه چيز در آن در يك كلمه خلاصه مي شود: «قدرت» با توجه به هماهنگي فوق العاده ي اين آرمان با ساختار دروني وجود انسان، سياستگذاري در انديشه ليبرالي برعكس مشابه سوسياليستي به شكست نمي انجامد بلكه اژدهايي مي آفريند كه روز به روز فربه تر و قدرتمندتر مي شود: عطش قدرت... نظامهاي متناسب با اين جهان بيني هم خيلي سريع توسعه مي يابند: اقتصاد آزاد بر اساس منفعت شخصي، آزادي همه ي غرايز تا جاييكه متعرض غرايز ديگران نشود، و تكنولوژي... همان چيزي كه مي خواهم كمي ماهيتش را مورد كنكاش قرار دهم.

در هر عصري، بنا به شرايط آن دوران، قدرت مظاهر مختلفي دارد. مظهر قدرت يك تمدن در عصر پيش از اسلام بناهاي بزرگ و باشكوه بود. تمدنهاي مختلف در رقابتي آشكار سعي مي كردند تا باساختن بناهايي بزرگتر و باشكوهتر و نشان دادن آن به سفراي كشورهاي ديگر قدرت تمدن خويش را به رخ ديگران بكشانند. تخت جمشيد و اهرام مصر و بناهاي مشابهي كه در روم باستان، چين و امريكاي قديم وجود دارد همگي نشان از رقابت قدرت در قالب مظهر اصلي آن يعني بناهاي باشكوه دارد. در عصر ما، بناهاي عظيم ديگر مظهر قدرت نيستند، اما جاي خود را به چيز ديگري داده اند. در جهان امروز، مظهر قدرت چيزي جز «تكنولوژي» نيست.

چندي پيش يكي از فيلمهاي سينمايي كه از تلويزيون پخش مي شود، توجهم را جلب كرد. فيلم، دنياي 50 سال بعد را تصوير مي كرد. آنچه فيلمساز سعي داشت به عنوان شاكله اصلي جهان سال 2060 در جاي جاي فيلم نمايش دهد پيشرفت فوق العاده ي تكنولوژي بود. اتومبيلهايي كه روي هوا پرواز مي كردند، انسانهايي با قابليتهاي فوق العاده ژنتيكي، لباسهايي با امكانات عجيب و صحنه هاي متعددي كه از محاسبات يك كامپيوتر شخصي و نمودارهاي آن كه در كنار تايپ سريع و صحبتهاي علمي پيچيده ي فردي كه پشت آن نشسته بود، همگي بيننده را در طلب سرزميني خيالي از تكنولوژي هاي پيچيده و پيشرفته غرق مي كرد. صحنه هايي كه مشابه آن در فيلمهاي بسياري (از ماتريكس گرفته تا هالك) ديده مي شود. تمامي اينها تأثيري ناخودآگاه بر بيننده مي گذارد: «تكنولوژي نهايت آرمانهاي انساني است و صاحبان تكنولوژي حكمرانان آينده كره زمين خواهند بود.» همين امر باعث شده است كه مواردي نظير «تكنولوژي غني سازي سوخت هسته اي» ، «پرتاب موشك به فضا» ، «سلولهاي بنيادي»، «تكنولوژي نانو»، «پليمرهاي هوشمند»، «باتريهاي خورشيدي» و... چنان اهميتي مي يابند كه دست يافتن كشورها به هر يك از اين تكنولوژيها زنگ خطري را براي كشورهاي مدعي قدرت به صدا در مي آورد. جنجالهاي تبليغاتي ايالات متحده در 5 سال گذشته كه براي جلوگيري از حركت جمهوري اسلامي ايران به سمت دستيابي به فناوري غني سازي سوخت هسته اي و پيشنهادهاي متعدد آنها براي اينكه خود اين سوخت را تامين كنند يا غني سازي در خاك روسيه انجام شود، و همينطور تاكيدات مكرر مقام معظم رهبري بر حركت علمي ايران و توليد علم و تكنولوژي در داخل، همگي نشان از اهميت فوق تصور تكنولوژي در ساختار قدرت امروز جهان دارد.

آنچه ما امروز پيرامون خود مي بينيم تبليغات گسترده ايست كه 2 ركن اساسي دارند: يكي تثبيت تكنولوژي به عنوان موجودي بسيار حياتي كه معيار و مظهر قدرت است و زندگي بدون آن بي معنيست و دستيابي به آن «از نان شب واجبتر است» و دوم معرفي دولتها و صنايع غربي به عنوان صاحبان انحصاري و پيشگامان تكنولوژيهاي پيشرفته. تبليغات بي وقفه ي ركن دوم در فيلمها و بازيهاي كامپيوتري و تلويزيونها گاهي چنان از حد مي گذرد كه بيشتر به سايه اي خيالي تشابه مي يابد كه فقط به درد ترساندن كودكان مي خورد. اما آنچه موضوع اصلي اين مقاله خواهد بود نه ركن دوم بلكه ركن اول تبليغات است.

مردمان امروز دنيا، بالاخص آنهايي كه كمتر از 60 سال سن دارند اكثراً در يك سيستم آموزشي مشابه تربيت گشته اند. سيستم آموزشي كه با خواندن و نوشتن يعني 2 كتاب فارسي و رياضي آغاز مي شود و در عرض چند سال دانش آموز به اين خو مي گيرد كه هر هفته 4 زنگ رياضي و 3 زنگ علوم داشته باشد و مثلاً 1 زنگ تاريخ يا نصف زنگ انشا. اين روند بسيار ظريف و حساب شده ذهن دانش آموز را با خود همراه مي كند تا جاييكه اين دانش آموز خود بدون اينكه كسي به او چيزي بگويد كلاسهاي تاريخ و جغرافيا و ادبيات را چرت مي زند يا جيم مي زند ولي كلاسهاي رياضي و علوم را (حتي علي رغم ميل خود) با دقت دنبال مي كند. زماني هم كه به سن انتخاب رشته مي رسد علوم تجربي و فيزيك و رياضياتا چنان اهميتي در انديشه او يافته اند كه انتخاب رشته ي هنر يا انساني به ذهنش هم خطور نمي كند. اين روند در كشورهاي مختلف مشابه است و قرار دادن 1 زنگ دين و زندگي يا بينش اسلامي يا آيين زندگي تفاوتي در روند آن ايجاد نمي كند. در اين سيستم آموزشي مدام تكرار مي شود كه ضريب درسهاي تخصصي 3 برابر درسهاي عمومي است. و اين در ذهن من شنونده يعني اينكه رياضي و فيزيك و شيمي ارزشي 3 برابر ادبيات و بينش و عربي و زبان دارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهترين رتبه هاي ما و نخبگان برتر ما افتخار مي يابند كه در يك دانشگاه «صنعتي» (university of technology) در يك رشته ي فني مثل مهندسي برق يا مكانيك تحصيل كنند. دانشگاه و رشته اي كه تمام صحبتها در آن موضوعي با نام «تكنولوژي» دارند. دانشگاهي كه تو از آن «مهندس» فارغ التحصيل خواهي شد. مهندس، يعني كسي كه شغلش سروكار داشتن با تكنولوژي است: طراحي، ساخت، توسعه يا تعمير و نگهداريِ «تكنولوژي» دانشگاهي كه مترقي ترين دغدغه هاي دلسوزترين افراد آن تنها يك چيز است: «چگونه سطح تكنولوژي علمي و صنعتي را در كشورمان ارتقا دهيم؟»

اما در اين ميان جاي يك پرسش بسيار خالي است: تكنولوژي ذاتاً و ماهيتاً چيست؟ ارزش تكنولوژي در چيست كه پتانسيل اينرا به آن داده است كه به عنوان مظهر قدرت در جهان امروز مطرح شود؟ آيا تكنولوژي آن همه قدر و ارزش دارد كه تصاحب آن ما را به سعادتمندترين و مترقي ترين مردم جهان تبديل كند؟ آيا واقعاً مدينه ي فاضله ي انسانها، دنيايي لبريز از تكنولوژيهاي پيشرفته است كه تمامي جزئيات زندگي انسان را متأثر كرده باشد؟


لازم است كمي در ماهيت تكنولوژي تأمل كنيم.

تكنولوژي چه حوزه هايي را در برمي گيرد؟ كمي تأمل لازم است. محصولات تكنولوژي، اعم از آنهايي كه ما روزانه با آنها سروكار داريم مثل خودرو، سيستمهاي تهويه(كولر و شوفاژ)، لامپ، تلفن، كامپيوتر، ماشين لباسشويي و ظرفشويي، اجاق گاز، اتو، مايكروفر، جاروبرقي، سشوار، تلويزيون، دوربين، تلفن همراه، اينترنت و... و آنهايي كه مستقيماً ما با آنها سروكار نداريم مثل ماشين آلات و تجهيزات ريخته گري، تراش، ذوب آهن، استخراج نفت، نيروگاههاي توليد برق، شبكه هاي انتقال آب و برق و فاضلاب، حمل و نقل دريايي و هوايي و زميني(كشتي و هواپيما و قطار و مترو و ...) همگي در يك نقطه با هم مشتركند. تكنولوژي تنها و تنها به يك منظور بوجود آمده است و پس از آن اينچنين پيچيدگي يافته و وسعت پيدا كرده كه ديگر نمي توان كليت آنرا درك كرد.

تكنولوژي تنها براي «تسهيل امور روزانه ي انسان» بوجود آمده است. تنها حوزه اي كه تكنولوژي با آن درگير است «روزمرگيهاي زندگي انسان» است نه چيزي بيشتر!

شايد در نظر اول اين سخن بسيار گزاف به نظر برسد اما تحقيق آن خيلي سخت نيست. كافيست به روند تكامل تكنولوژي و علوم مرتبط با‌ آن نظري بيفكنيم.
يك مثال مي زنيم:

سالها قبل انسان براي حركت از نقطه اي به نقطه ي ديگر جز پاي خود چيز ديگري نداشت. بعد از مدتي به اين نتيجه رسيد كه بعضي از حيوانات قابل اهلي شدن و استفاده براي حركت و حمل بار هستند. بعد از مدتي كه يك نفر سوار حيواني چون اسب مي شد اين روش توسعه يافت و اتاقكي به يكي دو حيوان متصل شد كه روي چرخ حركت مي كرد. همزمان با بوجود آمدن اين گاريها، نياز به مشاغلي چون نجاري، آهنگري، تجارت و ... بوجود آمد و به تدريج با توسعه ي گاريها اين صنايع وابسته نيز گسترش مي يافتند. خود اين صنايع هم براي تامين نيازهاي خود به صنايع پشتيباني ديگري نياز داشتند. مثلاً نجار نياز به ابزار داشت كه آنرا از آهنگر مي خريد. آهنگر خود نياز به فلز دارد. آهن از معدن مي آيد. معدن حفار و كارگر و تكنولوژي خاص خود را مي طلبد و ... اين روند سالها ادامه مي يابد... تبديل انرژي حرارتي به حركت در ماشين بخار نقطه عطفي در روند تكنولوژي دنيا بوجود مي آورد. با پيشرفت صنايع به تدريج مشاغل تخصصي تر مي شوند و صنايع پشتيباني خود را نشان مي دهند. دانشگاه هايي براي آموزش اين مهارتها نيز بوجود مي آيد، بازارهايي براي مبادله اين كالاها توسعه مي يابند و ...

اما دوباره به اينر وند نگاهي مي اندازيم. نقطه ي شروع چيزي جز تسهيل يك عمل ساده ي انساني نيست: حركت از جايي به جاي ديگر. به همين ترتيب نياز انسان به خوردن توسعه يافته و صنايع عظيم غذايي را بوجود آورده است. اجاق گاز و مايروكوفر و رستورانهاي بزرگ را خلق كرده است. ماشينهاي مكانيزه براي كاشت و برداشت محصول در مزارع، گلخانه هاي بزرگ و ... همه از يك چيز برمي آيند: خوردن. همينطور است در مورد بقيه نيازهاي آدمي، از پناه خواستن در برابر گرما و سرما گرفته تا زدن ريش يا استراحت يا سرگرم شدن و ...

امروز كودكي كه به دنيا مي آيد با يك شبكه ي عظيم به هم گسترده ي تكنولوژيك مواجه مي شود كه تسلط به كليت آن بسيار صعب و مشكل است به خصوص كه اين موجود هزار دست روز به روز دستان خويش را بيشتر در جزئيات زندگي آدمي مي گسترد و حتي نسبت به خصوصي ترين قسمتهاي حيات آدمي نيز بي تفاوت نيست. اين كودك در يك بستر پرشاخ و برگ تكنولوژيك بزرگ مي شود و از طريق آن تغذيه مي كند و نيازهايش را برآورده مي كند اما هيچوقت قادر نيست نسبت به كليت موحوديت اين سيستم بزرگ پرسشي كند يا اطلاعي كسب كند. به تدريج او نيز به عنوان يكي از پيچ و مهره هاي اين مجموعه مستحيل مي شود و غايت اختيار خويش را در عمل به وظيفه ي تعريف شده ي خويش (به عنوان يك تاجر، كارمند، استاد دانشگاه يا مهندس) مي يابد و هرچيزي را كه در تعارض با اين سيستم باشد دشمن خويش خواهد دانست. {اين بخشهاي نوشته ام به نحو عجيبي به فيلم ماتريكس شباهت يافت، هرچند شخصاً هيچ تأملي در محتواي آن فيلم و منظور كارگردانان آن نكرده ام.}

با اين اوصاف تكنولوژي با همه ي عظمت و زرق و برقش تنها يك محور اصلي دارد: برآوردن نيازهاي بدوي انسان. تكنولوژي حركت انسان را از جايي به جاي ديگر تسهيل و تسريع مي كند اما در مورد اينكه به كجا بايد رفت چيزي نمي گويد. تكنولوژي خورد و خوراك و پوشاك انسان را تأمين مي كند اما در مورد اينكه انسان بعد از بدست آوردن انرژي و مواد مورد نيازش از غذا و دفع خستگيش با خواب و پوشاندن خود با لباس چه بايد بكند چيزي نمي گويد. تكنولوژي تنها انسان را به لبه هاي كمال يك «حيوان» مي برد و در آنجا او را رها مي كند. تكنولوژي يك دور باطل حيواني است:‌ تكنولوژي نيازهاي حيواني و غريزي مرا تأمين مي كند و من تكنولوژي را ارتقا مي دهم. تكنولوژي نيازهاي حيواني ...

خيلي عجيب است. نه؟

امروز شايد 90 درصد (و شايد هم بيشتر) از مردم دنيا مشغول به عمل به وظيفه شان در اين دور حيواني هستند. دوري كه تنها يك چيز را بر آورده مي كند: خواهشهاي پست نفساني را. هر دور كه طي مي شود انسان يك پله از انسانيت خويش سقوط مي كند. سقوطي بي انتها كه از رنسانس آغاز شد. از آنروزي كه بشر دنياي غرب خدا و كليسا را حذف كرد. از آنروز غفلت و تاريكي است كه هر روز بر لايه هاي تيره اش مي افزايد... اين همان پاسخ پرسش ماست. علت آنكه اينچنين امروز تكنولوژي اجر و قرب يافته است و مظهر قدرت تلقي مي شود چيزي جز اين نيست كه انسان تمام مطلوبات و آرزوهاي خويش را در اين دنيا مي جويد و چون خدا و به دنبال آن آخرت از معادلات او حذف گردد، نفس و حيوانيت جايگزين آن مي گردد و در اين حال پر بيراه نخواهد بود كه تكنولوژي به عنوان موجودي كه كمك بسيار زيادي به او مي كند تا اميال پست حيواني اش را ارضا كند اينچنين محبوب و پرقدر خواهد گشت.

...

پدرم مي گفت ما بچه كه بوديم تابستان هر روز كاري بود كه بايد انجام مي داديم. زنان فاميل دور هم جمع مي شدند و ما بچه ها هم كمكشان مي كرديم. چند روز رب درست مي كرديم. چند روز ترشي بود بعدش نوبت مربا يك مدتي شيريني باز چند روز بايد گوشت قورمه را براي مصرف زمستان آماده مي كرديم. آب لوله كشي هم نبود. نان را هر خانه خودش مي پخت. همينطور ماست و دوغ و ...

داستان متعلق به حدود 50 سال پيش است. همين سر عيدي كه خودم مجبور شدم در امر مبارك خانه تكاني، آنهم به معيت جاروبرقي پاناسونيك و شيشه پاك كن گلرنگ و ... يك هفته اي همه ي اهل خانه درگير بودند و جزد نظافت كار ديگري نمي كردند. 50 سال پيش همه ي مايحتاج اوليه با زحمت و زمان زياد بدست مي آمد. آب از سرچشمه و آب انبار، حمام عمومي بود. غذاها در نبود يخچال بايد يا از زمستان تهيه مي شدند يا همان موقع خريداري مي شدند. پخت و پز بسيار دشوار بود. زمستانها از سرما همه بايد كنار كرسي جمع مي شدند. تازه اگر امرار معاش خانه از گاو و گوسفند و باغ و مزرعه باشد كه خودش همه ي وقت تو را خواهد گرفت. مغازه به شكل امروزي اش نبود. شبها روشنايي وجود نداشت و همه بايد مي خوابيدند...

با تقريب خوبي مي توان گفت تا 50 سال پيش در ايران عمر اكثر قريب به اتفاق مردم در امور روزمره كه هدفي جز برآوردن نيازهاي بدوي انسان نداشتند تلف مي شد. نگاهي به تاريخ كافي است تا بفهميم كه تنها عده ي معدودي كه توانسته بودند خود را از قيد و بند اين همه گرفتاريهاي جزئي و دست و پاگير آزاد كنند نامشان را در تاريخ جاودانه كردند. شعرا، علما و عرفايي كه در اين دنياي بي مقدار در جستجوي چيز ديگري برآمدند و به واسطه ي همان، نامي جاودانه يافتند. حافظها و مولويها و خواجه نصيرها و علامه حلي ها و اميركبيرها و مدرسها و امام خميني ها...

اما امروز به يمن پيشرفت تكنولوژي و بوجود آمدن سازوكارهاي تكامل يافته ي اجتماعي، نيازهاي انسان در زمانهايي بسيار بسيار كمتر از قبل برآورده مي شود. آب آشاميدني در لوله ها، غذاي تازه در يخچالهاي مغازه ها، امان كامل از سرما و گرما، لباسهاي آماده با شستشوي آسان، حمام گرم در هر خانه، باعث شده است كه انسان امروز زمان آزاد و قابل استفاده اي چند برابر پدران خويش داشته باشد. تمدن غرب با تلاش مستمري كه در چهارصد سال اخير از خود نشان داده است بستر فوق العاده اي براي پياده كردن آرمانهاي الهي بوجود آورده است. مؤمن امروزي ديگر نگران برآوردن ناگزير هزار و يك نياز غريزي خود نيست و با فراغ بال مي تواند به امانت ازلي كه بر دوشش نهاده شده بپردازد. تنها قدري خودآگاهي لازم است تا تمدن اسلامي بار ديگر بر پايه ي آرمانهاي الهي و اينبار با استفاده از همه ي آنچه غربيان در تمدن مادي خويش بدست آورده اند برپا شود.

سؤال اساسي اما، اينست كه جايگاه تكنولوژي در تمدني مبتني بر توحيد و با غايت تقرب كجاست. سؤالي كه به نظر مي رسد امروز بعد از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي اي كه نداي بيداري انسان آخرالزماني و گسستن بندهاي هوا و هوس مدرن بود، بايد بدان پاسخ داد.

ياعلي
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: F_R ، وحید110 ، محمود ، یاران مهدی ، مسافر ، Daffodil ، ehsan_mt ، بیداری اندیشه ، EMPERATOR ، محب الزهرا ، mohammad790 ، خادم الرضا ، mohamad ، Seyed Mohsen ، ghalesari ، mahdidost ، meshkat ، melanie2222 ، MohammadMeraj ، tyujhgfd ، امیرحسن ، رهیافته ، 7parsa4 ، hadi.ah ، shafagh_mah ، دل خسته ، خادمة الزهرا ، ريحانه الرسول ، ST92 ، zarati313 ، r_bashiri89 ، arman mohseny ، vahrakan ، yamin2 ، mrfarzadj ، جوینده حق ، MohammadSadra ، mojtaba14 ، MOH3N-P ، آزاد اندیش ، ارگاسپ ، moje12.ir ، Ahmad-A.R.M ، Amirsaeed ، حسن.س. ، freewish ، AllahoAkbar ، سبز سفید قرمز ، yektaparast ، mohammadjavodmw ، m2kh24 ، samaneh.k ، حسام+ ، mohammad reza ، مجید املشی ، fateme.R ، neeazir ، mohammadhadi ، Imam12 ، fazel ، molasadra ، عبدالرحیم ، سید ابراهیم ، مصباح ، محیصا ، m.hossein ، انتصـار

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۰۸, ۱۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
من با امیر حسن موافقم همین الان تکنولوژی است که واسه ما راه گشا شده
و از طرفی هم می تونه با ترکیب کردن دروغ و واقعیت ما رو از رسیدن به وعده ی الهی دور کند
پس به رسول باطنی رجوع کنید (عقل) و نهایت استفاده رو از تکنولوژی بر ضد دشمنان بکنین
اگر به واسطه ی همین تکنولوژی بشه یک نفر رو بیدار کرد ، رشته های آنها پنبه میشه
به نظر من هر انسانی در این دنیا رسالتی داره و رسالت ما در عصر حاضر حمایت از مهدویت است
یاعلی مدد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، امیرحسن
۲۲:۵۱, ۱۲/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۰ ۲۱:۵۵ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #12
آواتار

دوستان مقاله ای رو به ادامه این بحث منتقل میکنم که خوندن و فهمیدنش واقعا به تفکر من کمک کرد
پیشنهاد میکنم حتما این مقاله رو بخوانید
متن روان هست و تقریبا هم زیاد بلند نیست...
پست شماره 9 رو مطالعه کنید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۳, ۱۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
مقاله مطالب خوبی را بیان می کرد اما نگاهی منفی به تکنولوژی دارد که البته با توجه به نگاه غرب به
تکنولوژی تا حدودی قابل درک است...

نکته این است که در نگاه و اندیشه غربی تکنولوژی آنچنان در جهت تامین امیال انسان اهمیت می یابد
که خود به یک هدف مبدل می شود..

اما در نگاه اسلامی تکنولوژی ابزار است. ابزاری که کارکردهای چندگونه دارد. می توان از تکنولوژی در جهت
حق و عدالت بهره برد یا بر عکس... در این دیدگاه تکنولوژی ذاتا منفی و مطرود نیست...

مثلا من از همین اینترنت و کامپیوتر استفاده می کنم.. می تونم به سایتهای غیر اخلاقی و بیهوده برم
یا می تونم بیام تالار بیداری اندیشه و نگاه و اندیشم رو رشد و تعالی بدم!
با مبایلم می تونم اس ام اس های چرت و پرت بدم یا نه می تونم حدیث یا جمله ای حکیمانه بفرستم!

اما نکته قابل توجه اینجاست که غرب با استفاده از تکنولوژی توانسته است مدیریت اذهان بشری را
در دست بگیرد و به القاء و ترویج مبانی خود بپردازد.

در واقع در نبرد بین حق و باطل در استفاده از ابزار یا به اصطلاح شمشیر تکنولوژی،
این جبهه غرب بوده که
توانسته است استفاده موثرتر و گسترده تری از این ابزار ببرد
و پیشتازی او را نمی توان به همین راحتی گرفت وجبران کرد.
آنها به خوبی به اهمیت این ابزار پی برده اند.


در نگاه توحیدی هر ابزاری می تواند وسیله ای باشد در جهت نیل به محبوب، مهم نیات و طرز استفاده ماست.


در پایان مطالعه کتاب زیر را به دوستان پیشنهاد میدم :
کتاب رو میتونید سرچ و دانلود کنید.

کتاب گزینش تکنولوژی از نگاه توحیدی

مولف بحث رو با توحید شروع می کنه و در ادامه اون به وهم و قوه وهمیه پرداخته
و توانسته به خوبی به شرح و توضیح این مفهوم و قوای انسانی بپردازد
مولف ارتباطی منطقی و زیرکانه بین مفهوم وهم و آمال آرزوها و دنیای غرب برقرار کرده است.
در واقع بر اساس بینشی توحیدی ریشه غرب زدگان و نگاه غربی را هدف قرار می دهد
و در نهایت راه حل ها و اصولی را با توجه به مسائل مطروحه ارائه می دهد

نكته‌اي كه در اين كتاب مورد تأكيد فراوان قرار گرفته،
نقش نگاه توحيدي در گزينش تكنولوژي نوين و توجه به اين مطلب است كه تكنولوژي نوين در جهان امروزبعنوان معبود بشر مدرن مد نظر قرار گرفته و به همين جهت او را نسبت به حقيقت محجوب كرده است. يكي از دغدغه‌هاي هر انسان موحدّي اين است كه چگونه نگاه توحيدي را بايد در زندگي كاربردي كرد و از آن بهره گرفت. در اين كتاب روشن مي‌شود كه تا انسان متوّجه افق يگانة عالم هستي نشود، نمي‌تواند ضعف‌هاي انتخاب‌هاي خود را بشناسد و از هلاكت حاصل از آن رهايي يابد.

موضوع «نگاه غربي به عالم و آدم» كه روشنفكران غرب زده را تحت تأثير خود قرار داده و آنها را از فهم نظامي كه بايد خداوند بر آن ولايت داشته باشد، محروم كرده، مسأله مهمي است كه بدان پرداخته شده تا هركس خود را ارزيابي كرده و مراقب باشد با چه نگاهي بايد به سرمايه‌هاي معنوي و ملّي خود بنگرد تا به راحتي آنها را از دست ندهد.

به طور كلي مي‌توان گفت مؤلف درصدد پاسخ به پرسش‌هاي ذيل است: آيا از هر تكنيكي مي‌توان در هر فرهنگي استفاده كرد؟ اگر نمي‌توان پس در شرايطي كه فعلاً خودمان نمي‌توانيم تكنولوژي موجود در جهان را براساس فرهنگ ملّي و ديني خود بسازيم و بايد گزينش كنيم، ملاك اين گزينش‌ها چيست؟

و چه اهدافي بايد مدّ نظر قرار گيرد؟ حساسيت ما در استفاده از تكنولوژي‌هايي كه به محيط زيست آسيب مي‌رساند چه اندازه‌ بايد باشد؟ در تعامل بين انسان و تكنيك، رعايت جايگاه تعادل روح و روان انسان كجاست؟ رابطة توليد انبوه با ماشيني شدن روح و قلب انسان چگونه و به چه قيمت بايد باشد؟

اينها سؤالاتي است كه يك ملّت بايد از خود داشته باشد تا در مواجهه با تكنولوژي موجود جهان مدرن بهترين گزينش را انجام دهد.

همچنين در اين اثر روشن مي‌شود كه اگر توسعة تكنولوژي همراه با حكمت و فضليت نباشد، جامعه را به گمراهي و ويراني و انهدام مي‌كشاند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، mohammad790 ، vahrakan ، حسن.س. ، عبدالرحیم ، m.hossein
۱۳:۲۴, ۱۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #14

من بانظر نویسنده ی مقاله موافقم
اما تنها آگاهی دادن بدون برنامه ریزی و عدم ارائه راهکار مشکل رو حل نمیکنه
Exclamation
راه حل چیه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۴۲, ۳/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۲۱:۴۵ توسط mrfarzadj.)
شماره ارسال: #15
آواتار
دوست گلم تکنولوژی به خودی خود بد نیست اما هر ابزار جدیدی که تولید میشه ، باید یه فرهنگ جدیدی هم باهاش ارائه بشه که فعلا غیر ممکنه
معلممون می گفت علم و عرفان دو بال برای پروازن . غربیا فقط علم شرقیا فقط عرفان که درستش اینه که مکمل هم باشن
این که همه ارزش ریاضی رو بیشتر از تاریخ تا جامعه شناسی و .... می دونن حرف دل منم بود و از این بابت آزرده خاطرم
متشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary
۲۳:۵۴, ۲۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #16
آواتار
تکنولوژی مثل یک سلاحی هست که به دست نا اهل افتاده سلاحی که میتونست در دست آدمهای خوب باشه مثلا ادیسون چون آدم خوبی بود از این تکنولوژی استفاده کرد و به لطف خدا شب دنیا رو روشن کرد چون روشنایی به دست مردان خدا ممکنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۵, ۲۴/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اسفند/۹۰ ۱۰:۰۶ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #17
آواتار
(۱۳/شهریور/۹۰ ۲۲:۱۳)zarati313 نوشته است:  

کتاب گزینش تکنولوژی از نگاه توحیدی

مولف بحث رو با توحید شروع می کنه و در ادامه اون به وهم و قوه وهمیه پرداخته
و توانسته به خوبی به شرح و توضیح این مفهوم و قوای انسانی بپردازد
مولف ارتباطی منطقی و زیرکانه بین مفهوم وهم و آمال آرزوها و دنیای غرب برقرار کرده است.
در واقع بر اساس بینشی توحیدی ریشه غرب زدگان و نگاه غربی را هدف قرار می دهد
و در نهایت راه حل ها و اصولی را با توجه به مسائل مطروحه ارائه می دهد

......................................

همچنين در اين اثر روشن مي‌شود كه اگر توسعة تكنولوژي همراه با حكمت و فضليت نباشد، جامعه را به گمراهي و ويراني و انهدام مي‌كشاند.



با تشکر که از استاد طاهرزاده(فدای این مرد بزرگ بشوم) ، معلم فرزانه و بی بدیل حال حاضر ایران اسلامی یادی شد.(اینکه بنده ی بی چیز, تشکر می کنم به خاطر ناراحتی است که در دلم مانده و متاسفانه سعه ی وجودی فضای مجازی نمی تواند شرح این دردها را بدهد که این فضا هم با خلق و خوی غربی و شیطانی که همان سطحی گذشتن از امورات می باشد، سازگار است؛ واقعا امثال ایشان که گنجینه ی حکمت و تفکرند بی نام مانده اند و متاسفانه عده ای غرب را برای ما در مفاهیم ظاهری مثل فراماسونری و نمادشناسی خلاصه کرده اند.Angry )


بنده حقیر هم یک توصیه کوچک در خواندن این کتاب داشته باشم و آن این است که قبل از خواندن چنین اثری بهتر است کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم استاد(حفظه الله) با سخنرانی های مکمل آن کار شود(حتما سخنرانی لازم است) و آنگاه با دیدی جامع نسبت به جهان بینی مولف به سراغ این اثر رفت.در غیر این صورت با کمال اطمینان عرض می کنم آنچه که باید یافت شود به هدر می رود.SadSmileBlushCoolHeart


التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، Mitsonary ، zarati313 ، عبدالرحیم ، m.hossein
۲۰:۳۲, ۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #18
آواتار
تکنولوی امروزه داره به جنبه مادی زندگی انسان توجه میکنه وزندگی دنیا را براش راحت میکنه وتوجهات را از اینکه دنیا فانیه برمی گردونه البته این باور اسلام است ونمیدونم ادیان دیگه این دیدگاه را دارند یا نه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: neeazir
۲۰:۰۸, ۷/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
در انديشه مدرن، پس از حذف خدا از انديشه ها و قرار دادن انسان در جايگاه خدايي و شكل گرفتن تمدن بر اساس انديشه انسان محوري، جهان آخرت و قيامت نيز از دايره ي موضوعات فكري خارج مي گردد و همه چيز در «اين دنيا» خلاصه مي شود. اهداف و غاياتي كه به اين ترتيب بر انسان مترتب مي گردد آرمانهايي لاجرم اين دنيايي خواهند بود، و از آنجا كه انسان موجودي نامتناهي است و محدوديت را برنمي تابد غايت خويش را هم عنصري بي انتها بر مي گزيند: «قدرت»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا