|
فرهنگ نامگذاری در اسلام
|
|
۲۳:۴۷, ۲۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۴۹ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن، كه اعجاز پيامبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله و سلم است مهمترين منبع دين مبين اسلام مى باشد، لذا بررسى اهميت نامگذارى در قرآن به عنوان اولين گام اين پژوهش قرار گرفته است. خداوند يك سرى از امور را مورد عنايت قرار داده و از آنها به عنوان «سنتهاى الهى» نام مى برد. با تامل و تدبرى در قرآن درمى يابيم «نامگذارى» نيز يك «سنت الهى» است كه خداوند اين مقام والا را براى خود قرار داده است و اسامى اولياى خويش را، خود انتخاب مى نمايد. انشاء الله در این تایپیک در چند بخش قصد داریم : جایگاه نامگذاری در قرآن جایگاه نامگذاری در احادیث آثار و تبعات نامگذاری عکس العمل اسلام در برابر اسامی زشت رو مورد واکاوی اجمالی قرار بدیم . منبع : جرعه ای از کوثر ( پژوهشی پیرامون اسامی و القاب فاطمه زهرا (س ) ) فروع کافی بحار الانوار وسائل الشیعه علل الشرایع و ... |
|||
|
|
۲۱:۵۰, ۳۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۲ ۱۲:۲۱ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم جایگاه نامگذاری در قرآن نامگذارى حضرت يحيى در قرآنحضرت زكريا در آن هنگام كه از نداشتن فرزند، سخت ناراحت و غمناك بود، به درگاه خدا روى آورد. «اذ نادى ربه نداء خفيا، آنگاه در خلوتگاه و آنجا كه صدايش را ديگرى نمى شنيد، پروردگارش را خواند». «قال رب انى وهن العظم منى، گفت: پروردگارا! استخوانهاى من كه ستون پيكر من و محكم ترين اعضاى تن من است سستى گرفته». «و اشتعل الراس شيبا، و شعله هاى پيرى، تمام موهاى سر مرا فرا گرفته است». سپس مى افزايد: «و لم اكن بدعائك رب شقيا، پروردگارا! من هرگز در دعاهائى كه كرده ام از درگاه تو محروم بازنگشته ام» سپس حاجات خود را چنين شرح مى دهد: «و انى خفت الموالى من ورائى و كانت امراتى عاقرا فهب لى من لدنك وليا، پروردگارا! من از بستگان بعد از خودم بيمناكم و همسرم نازاست، از نزد خودت ولى و جانشينى به من ببخش» «يرثنى و يرث من آل يعقوب و اجعله رب رضيا، جانشينى كه از من ارث ببرد و همچنين وارث آل يعقوب باشد، پروردگارا! اين جانشين مرا مورد رضايت خود قرار ده». خداوند، دعاى او را مستحاب مى نمايد و مى فرمايد: «يا زكريا! انا نبشرك بغلام اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميا، [مريم، آيه ى 3 ] اى زكريا! ما به تو بشارت فرزنددار شدن مى دهيم. اسم اين فرزند را «يحيى» گذارده ايم و اين نام را براى هيچ كس قبل از او، انتخاب نكرده ايم». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 13، ص 6 ] در جمله اخير آيه ى كريمه آمده: «لم نجعل له من قبل سميا» اين سخن نشانگر يك سنت اصيل الهى است كه خداوند نام اوليائش را خود انتخاب مى كند، زيرا مى فرمايد: «براى اين مولود اسمى را انتخاب نموده ام كه براى هيچ يك از اولياى قبل از او انتخاب نكرده ام». بنابراين، نامگذارى در پيشگاه خداوند بسيار پر اهميت است كه اين منصب را به خود اختصاص داده و اولياى خويش را، خود نامگذارى مى نمايد. ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱۱:۵۸, ۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۲ ۱۱:۵۸ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نامگذارى پيامبر خاتم به احمد در قرآن خداوند در ششمين آيه ى سوره ى صف، به مساله ى رسالت حضرت عيسى عليه السلام و كارشكنى و تكذيب بنى اسرائيل در مقابل او اشاره كرده مى فرمايد: «و اذ قال عيسى ابن مريم يا بنى اسرائيل انى رسول اللَّه اليكم مصدقا لما بين يدى من التوراه، و به ياد آوريد هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم، در حالى كه تصديق كننده ى كتابى (تورات) مى باشم كه قبل از من فرستاده شده است». «و مبشرا برسول ياتى من بعدى اسمه احمد، و نيز بشارت دهنده به رسولى هستم كه بعد از من مى ايد و نام او احمد است». «فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين، هنگامى كه او (احمد) با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنها آمد، گفتند: اين سحرى است آشكارا». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 24، ص 72 - 73.] حضرت عيسى عليه السلام چندين قرن پيش از تولد پيامبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله و سلم، از سوى خداوند مامور مى گردد تا آمدن آخرين پيامبر را بشارت دهد. حضرت عيسى عليه السلام بشارت رسالت پيامبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله و سلم را به قوم خود مى دهد، ضمنا اسم آن حضرت را براى قوم خود احمد معرفى مى نمايد. ادامه دارد ... |
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نامگذارى حضرت عيسى در قرآن حضرت مريم عليهاالسلام كه يكى از چهار زن معروفت بهشتى است و سرور زنان عصر خود معرفى شده است، [بحارالانوار، ج 43، ص 26، ر 25.] ازدواج نكرده بود، اما خداوند اراده مى كند كه حضرت مريم عليها السلام، بدون همسر گزيدن باردار گردد. حضرت مريم عليهاالسلام، پيش از آنكه مادر پيامبر گردد، دختر پيامبر نيز بود و در ميان مردم داراى ارزش و موقعيت مهمى بود. به همين دليل، چون مردم از باردارى او اطلاع يافتند، او را سرزنش كرده و از خود راندند. خداوند، فرشتگان را به ملاقات بانوى عفيفه، حضرت مريم عليهاالسلام مى فرستد. فرشتگان از طرف خداوند به حضرت مريم عليها السلام بشارت مى دهند: خداوند فرزندى به او خواهد داد كه نامش «مسيح بن مريم» است، در دنيا و آخرت صاحب مقام و شخصيت و از مقربان درگاه خداوند خواهد بود. «و اذ قالت الملائكه يا مريم ان اللَّه يبشرك بكلمه منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيها فى الدنيا و الاخره و من المقربين، [سوره ى آل عمران، آيه ى 45.] (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم! خداوند تو را به كلمه اى (وجود با عظمتى) از طرف خودش بشارت مى دهد كه نامش «مسيح، عيسى بن مريم» است، در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر صاحب شخصيت خواهد بود و از مقربان است.» [برگرفته از تفسير نمونه، ج 2، ص 413.] موقعيت حضرت مريم عليهاالسلام در اين زمان، يك موقعيت بسيار بحرانى است. او در اضطراب و نگرانى شديدى به سر مى برد، لكن از آنجايى كه نامگذارى پيامبران به عهده ى حضرت حق مى باشد، در اين موقعيت بحرانى، خداوند اسم مولود آينده را مطرح مى نمايد و سنت الهى خود را به انجام مى رساند. ادامه دارد ... |
|||
|
|
۲۲:۴۷, ۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۲ ۲۲:۴۷ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نامگذارى حضرت اسحق و يعقوب در قرآن حضرت ابراهيم عليه السلام و همسرش ساره، مدتها آرزوى داشتند صاحب فرزندى شوند، اما اين آرزو و محققق نمى گشت. اين زن و شوهر از تمام عوامل طبيعى مايوس بودند، زيرا ساره، همسر حضرت ابراهيم عليه السلام در سن پيرى به سر مى برد و به طور طبيعى زن در ايام پيرى از آوردن فرزند مايوس است، [گرچه قرآن در آيات متعددى، كِبَر سن حضرت ابراهيم عليه السلام را نيز علتى براى بچه دار نشدن اين زوج معرفى كرده است.] ليكن خداوند تفضل نمود و به آنان فرزندى عطا فرمود. فرشتگان خدمت حضرت ابراهيم عليه السلام رسيدند و به ايشان خبر دادند كه به زودى داراى فرزندى خواهيد شد. [ذاريات، آيه ى 28، حجر، آيه ى 53.] «و امراته قائمه فضحكت فبشرناها باسحاق و من وراء اسحاق يعقوب» «قالت يا ويلتى أألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخاً ان هذا لشى ء عجيب» [سوره ى هود، آيه ى 71- 72.] ساره همسر حضرت ابراهيم عليه السلام كنارى ايستاده بود. از اين سخن تعجب كرد و خنديد. (يعنى ما و بچه دار شدن!) اين امر عجيبى است». فرشتگان به همسر حضرت ابراهيم عليه السلام نيز بشارت فرزنددار شدن را مى دهند و در ضمن اين بشارت، نام مولود آينده را نيز مطرح مى كنند. مى گويند: ما تو را به فرزندى كه نامش «اسحاق» است بشارت مى دهيم و براى آنكه براى او هيچ شكى نماند، به او بشارت مى دهند كه حضرت اسحاق عليه السلام نيز فرزندى خواهد داشت و او را «يعقوب» معرفى مى كنند.». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 9، ص 170 - 173.] در اين واقعه، فرشتگان به بشارت فرزنددار شدن اكتفا نمى كنند و اسامى برگزيده ى حضرت حق براى اين فرزندان را نيز مطرح مى نمايند. يعنى اين سمت، مخصوص حضرت حق تبارك و تعالى است. ادامه دارد ... |
|||
|
|
۲۱:۵۴, ۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نامگذارى حضرت مريم در قرآن همانگونه كه نامگذارى مردان در قرآن مطرح شده، از نامگذارى زنان نيز در قرآن سخن به ميان آمده است. «اذ قالت امرات عمران رب انى نذرت لك ما فى بطنى محررا فتقبل منى انك انت السميع العليم. [سوره ى آل عمران، آيه ى 35.] (به ياغد آوريد) هنگامى را كه همسر عمران عرض كرد: خداوندا! آنچه را در رحم دارم براى تو نذر كردم كه «محرر» (و آزاد براى خدمت خانه تو) باشد، از من بپذير كه تو شنوا و دانايى». «فلما وضعتها رب انى وضعتها انثى واللَّه اعلم بما وضعت و ليس الذكر كالانثى و انى سميتها مريم و انى اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم، [سوره ى آل عمران، آيه ى 36.] ولى هنگامى كه او را فروگذار (و او را دختر يافت) عرض كرد: خداوندا! من او را دختر آوردم (ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود آگاه بود) (و سپس گفت پسر، همانند دختر نيست (و دختر نمى تواند وظيفه ى خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد) و من او را «مريم» [مريم در لغت زن عمران، به معناى «زن عبادتكار» است.]نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه هاى) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى دهم». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 2، ص 393 - 396.] در زندگى زن عمران وقايع زيادى اتفاق افتاده است، لكن قرآن هر واقعه اى را نقل نمى كند. اصولا قرآن آيينه تمام نماى كلام خالق هستى است، لذا هر چه در قرآن ذكر گرديده، حامل درسى جهت زندگى انسانهاست. قرآن نامگذارى زن عمران را به عنوان عملى كه بايد سرمشق تمام انسانها باشد آورده است. در نتيجه، اولين درس اين كريمه، پرارزش بودن امر نامگذارى فرزندان است، درس دوم آنكه زن نيمى از پيكر اجتماع است، لذا نامگذارى اين بخش مهم از اجتماع، خالى از اهميت نيست. بايد با كمال تاسف گفت: لبه ى تيز تيغ تهاجم اسامى بيگانه، به سوى نامگذارى دختران هدف گرفته شده و روز به روز به تعداد اسامى وارداتى افزوده مى گردد و در اين ميدان، بر اثر غفلت مديران فرهنگى، ناآگاهى پدران و مادران و...، دشمن برنده بوده است،فقط نگاهى كوتاه به بعضى از بخشنامه هاى اداره ى ثبت احوال و رويت نامهاى مجاز، اين غفلت و سهل انگارى مشاهده مى گردد. متاسفانه در اين ارتباط كتابهاى بس خطرناك، براى مبارزه با نامهاى خودى به بازار آمده است، لكن هيچ متولى براى اعتراض بر اين موضوع پيدا نمى شود. همان گونه كه در صدر اين فصل به آن اشاره شد، نامگذارى يكى از سنتهاى الهى است. خداوند براى اجراى اين سنت، گاهى با فرستادن ملكى، نام انتخاب شده را به بشر معرفى مى كند (مانند آنچه در آيات سابق گذشت) و در برخى مواقع خداوند با الهام و تلقين بر قلب انسانها، نام برگزيده ى خود را بر سر زبان انسانها، مى سازد. گرچه از ظاهر آيات در نامگذارى حضرت مريم عليهاالسلام اين گونه استفاده مى شود كه نامگذارى به دست زن عمران صورت گرفته است، لكن به نظر مى رسد اين نام نيز برگزيده ى خداوند تبارك و تعالى باشد و به وسيله ملكى بر زبان زن عمران جارى شده باشد. ادامه دارد ... |
|||
|
|
۸:۳۹, ۵/آذر/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
چكيده سخن
آنچه از مجموع آيات فوق نتيجه گرفته مى شود اين است كه، نامگذارى در فرهنگ قرآنى يك سنت الهى است. خداوند اين سنت را به خود منسوب كرده و سنن خداوند هيچ گاه تبديل و يا تغيير نمى پذيرد. خداوند بشر را آفريد و او را «آدم» نام گذاشت و زنش را «حواء» خواند. پس اولين نامگذار و مخترع نامگذارى، حضرت حق بوده است و خداوند از ابتدا، امر نامگذارى اوليائش را مهمتر از آن مى دانسته است كه به بشر واگذار نمايد، خداوند براى اولياى خويش نام برمى گزيند و حتى سالها پيش از تولد، اسم آنها را بر سر زبانها جارى مى سازد. حال كه قرآن، براى نامگذارى اين چنين اهميت قائل شده است، چرا ما در امر نامگذارى سهل انگارى و يا سبكسرى كنيم؟ چرا با هوسرانيهاى نسنجيده، اسمى سبك و زننده براى فرزندانمان برگزينيم؟ چرا با نهادن نام سبك بر فرزندانمان، خويشتن را در برابر آنان شرمنده سازيم؟ چرا وظيفه ى خود را دقيق انجام ندهيم و فرزندانمان را به دست خود در جامعه تحقير كنيم؟ ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱۲:۳۲, ۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۲ ۱۲:۳۲ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم جایگاه نامگذاری در احادیث نامگذارى در روايات ما بسيار جدى و پر اهميت تلقى شده است. در برخى روايات، همان طور كه براى واجبات سفارش شده، براى نامگذارى فرزندان نيز سفارش شده است. حقیر فقط با آوردن برخى از اين روايات توجه شما رو به اهميت اين مهم، جلب میکنم . در نامگذارى امام حسن عليه السلام، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر خداوند متعال پيشى نمى گيرد و اين عمل را آنقدر مهم تلقى مى كند كه آن را به حضرت حق واگذار مى نمايد. خداوند نيز با ارسال جبرئيل نام منتخب خود را «شبر» (كه برگردان آن به عربى «حسن» است) معرفى مى فرمايد. و در نامگذارى امام حسين عليه السلام نيز همين واقعه رخ مى دهد و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به بزرگى امر نامگذارى اشاره مى كند. در اين نوبت نيز جبرئيل نازل مى شود و نام «شُبِير» كه معادل عربى آن «حسين» است را نام برگزيده ى خداوند معرفى مى نمايد. ( به دلیل زیادی حجم برای دیدن متن عربی رجوع شود به منبع ) بحارالانوار، ج 4 ص 240، ر 8 از علل الشرايع و معانى الاخبار. خداوند گاهى به صورت مستقيم از طريق وحى، اسم برگزيده ى عبد صالح خود را شخصا اعلان مى نمايد و در پاره اى موارد با الهام به افراد و جارى نمودن نام برگزيده ى خود بر زبان آنان، اسامى منتخب خود را به انسانها مى شناساند. چنانچه در روايتى از امام باقر عليه السلام رسيده است كه: «وقتى فاطمه عليهاالسلام به دنيا آمد، خداوند به ملكى وحى كرد تا نام فاطمه را بر زبان محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم جارى كند». عن الباقر عليه السلام قال: «لما ولدت فاطمه عليهاالسلام اوحى اللَّه عزوجل الى ملك فانطق به لسان محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم: فسماها فاطمه ...». بحارالانوار، ج 43، ص 13، ر 9 از علل الشرايع . ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱۸:۴۸, ۱۵/آذر/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نام زيبا حقى است از حقوق فرزندان يكى از حقوق دينى فرزندان، كه بر عهده ى پدر است، انتخاب نام خوب براى آنهاست. در روايات اسلامى نسبت به اين امر مهم، تاكيد بسيار شده است. رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به اميرالمومنين عليه السلام فرمودند: «اى على! از حقوقى كه فرزند بر پدر دارد، اين است كه نام خوبى براى او برگزيده و به نيكى ادبش نمايد و او را به كارهاى خوب بگمارد». من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 371. مردى به رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم عرض كرد: «حق فرزندم بر من چيست؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: او را به اسم خوبى نامگذارى كن، به درستى ادبش نما و او را به كار خوب و مناسبى بگمار». . ميزان الحكمه، ج 10، ص 720، بحارالانوار، ج 74، ص 85 از عده الداعى. رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى فرمود: «از حقوقى كه فرزند بر پدر خود دارد سه چيز است: اسم نيكو براى او انتخاب كند، نوشتن به وى بياموزد و وقتى بالغ شد وسايل ازدواجش را فراهم نمايد». عن النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم: «من حق الولد على والده ثلاثه: يحسن اسمه و يعلمه الكتابه و يزوجه اذا بلغ». بحارالانوار، ج 104، ص 92، ر 19 از مكارم الاخلاق، ص 252. ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱:۵۰, ۱۸/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/بهمن/۹۲ ۱:۵۲ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
نام نیک، اولین نیکی پدر و مادر بر فرزند خود حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند : اولین نیکی پدر به فرزند خود این است که او را به اسم خوبی نامگذاري کند، پس مراقب باشید اسم خوبی براي فرزند خود برگزینید. (1) پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند : اولین عطا و بخشش هر یک از شما، به فرزند خود، اسم خوبی است که براي او انتخاب میکنید . (2) در قيامت با چه نامى خوانده خواهيم شد؟ امام صادق عليه السلام فرمودند: «اسامى خود را زيبا گردانيد. زيرا در روز قيامت با همين اسامى شما را صدا خواهند كرد: فلانى برخيز! كه تو نورانى هستى. فلانى تو نيز برخيز، اما تو نورانى نيستى». (3) (1) التهذيب، ج 7، ص 437، ر 9. (2) بحارالانوار، ج 104، ص 130 ر 20 از نوادر الراوندى. (3) بحارالانوار، ج 104، ص 131، ر 29 از عده الداعى. ادامه دارد ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








پسر، همانند دختر نيست (و دختر نمى تواند وظيفه ى خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد) و من او را «مريم» [مريم در لغت زن عمران، به معناى «زن عبادتكار» است.]