کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درخواست تفسیر قرآن (اثنی عشری)
۲۲:۰۵, ۲۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان
من یه مدتی دونبال نسخه تحت رایانه تفسیر اثنی عشری بودم pdf یا تحت برنامه, اما چیزی پیدا نکردم.دوستان اگه کسی سایتی یا لینکی میدونه قرار بده تا همه استفاده کنند!
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ali0077
۲۲:۳۷, ۱۵/فروردین/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/فروردین/۹۲ ۲۲:۴۰ توسط mhvvhm.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
خیلی وقته نزدیک 6 ماهی از سایت بیداری اندیشه دور بودم احساس می کنم دوباره قسمت شده خدمتتون برسم به شخصه فکر می کنم به این سایت عنایت خاصی میشه چون خیلی وقت ها خواستم بیام ولی بخاطر گناهای زیادم به هر سایتی سر زدم الا بیداری اندیشه!عجیبه واقعا!
سرتون رو درد نیارم بلاخره تونستم تفسیر اثنی عشری شاه عبدالعظیمی رو تو نرم افزار جامع تفاسیر نور الانوار 3 گیر بیارم و با ترفندهایی سوره به سوره این تفسیر رو تو قالب pdf جمع آوری کنم(البته فعلا ادامه داره)!وقتی تمامی سوره ها رو تبدیل کردم فایل های سوره هارو upload می کنم!
منو با یک صلوات بر محمد و آل محمد برای سلامتی آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و تعجیل فرج حضرت تو این کار یاری کنید تا بتونم کارو به انتها برسونم
راجب مولف:
نويسنده: حسينى شاه عبدالعظيمى حسين بن احمد
موضوع: تحليلى و روايى‏
قرن: چهاردهم‏
زبان: فارسى‏
مذهب: شيعى‏
ناشر: انتشارات ميقات‏
مكان چاپ: تهران‏
سال چاپ: 1363 ش‏
نوبت چاپ: اول‏
تحقيق:
توضيح: كامل‏
مقدمه جلد 14 (جلد آخر) تفسیر:

جلد چهاردهم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[مقدمه‏]
الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على سيّدنا و نبيّنا جدّى محمّد صلّى اللّه عليه و آله الطاهرين المعصومين و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين من الآن الى قيام يوم الدين و بعد چنين گويد احقر العباد حسين بن احمد الحسينى الشاه عبد العظيمى. اين (جلد چهاردهم تفسير اثنى عشرى) است كه به لطف و توفيق الهى و توجهات حضرت بقيّة اللّه عجل اللّه تعالى فرجه الشريف شروع مى‏شود.
و اللّه المستعان و عليه التّكلان.




اللهم عجل لولیک الفرج
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، وحید110 ، fiftynine ، میثاق ، ali0077
۱۱:۵۳, ۹/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۲ ۱۲:۱۳ توسط mhvvhm.)
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام دوستان

خوشبختانه 70 درصد کار انجام شده و اینشالله هر چه زودتر آماده خواهد شد!

برای عزیزان تفسیر سوره مبارکه فاتحه رو به صورت آیه به آیه از تفسیر اثنی عشری قرار می دم!

یا علی

(سوره فاتحة الكتاب)
[سوره الفاتحة (1): آيه 1]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (1)
بنام خداى بخشنده مهربان در منهج: مروى است كه خداى تعالى صد و چهار كتاب از آسمان نازل فرموده كه از ميان آنها تورات و انجيل و زبور و قرآن را برگزيد و علوم جميع كتب را در آن درج، و بعد از ميان اين چهار كتاب قرآن را اختيار و تمام بركات و ثواب و علوم را در قرآن منطوى ساخت، و آنگاه جميع علوم و بركات و حقايق قرآن را در سوره‏هاى مفصله منطوى ساخت، و همه آن معارف و بركات و مثوبات را در سوره فاتحة الكتاب جمع فرمود. پس هر كه اين سوره مباركه را بخواند، چنان است كه تمام كتب سماوى را تلاوت نموده است. و اطلاع بر معنى آن، مانند اطلاع بر جميع كتب است. «1»
و لذا ابن عباس روايت نموده از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود: لو كتبت معانى الفاتحة لا و قرت سبعين بعيرا «2» يعنى: اگر بنويسم معانى و حقائق فاتحه را، هر آينه هفتاد شتر از شرح آن بار شود.
و نيز ابن عباس نقل نموده كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از اول شب تا وقت صبح براى من تفسير فاتحة الكتاب مى‏فرمود و هنوز از تفسير باء نگذشته بود. بعد از آن فرمود: انا نقطة تحت الباء: من نقطه زير باء مى‏باشم، يعنى نقطه و مركز علوم اولين و آخرين هستم. «3» بزرگان تحقيقى در اين قسمت نموده‏اند.
تفسير اللّه: لفظ جلاله «اللّه» نام نامى ذات واجب الوجود بالذات است
__________________________________________________
(1) منهج الصادقين، جلد اوّل، صفحه 23- تفسير بصائر، جلد اوّل صفحه 24، بنقل از مدارك التنزيل (با اندكى تفاوت).
(2) تفسير برهان، جلد اوّل صفحه 3، حديث دوّم (با اختلاف اندكى در تعبير).
(3) تفسير بصائر، جلد اوّل، صفحه 187 و 188 بنقل از ينابيع المودة، صفحه 69 و 408.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 31
كه مستجمع تمام صفات كماليّه و منزه از كليه نقايص و قابل پرستش و ستايش باشد. پس تمام اسماء و صفات حسنى در لفظ جلاله مندرج، و لذا اعظم اسماء الهى است چنانچه در تفسير صافى از حضرت امير المؤمنين عليه السلام مروى است كه فرمود: اللّه اعظم اسم من اسماء اللّه عزّ و جلّ لا يسمّى به غيره. «1»
و ابن بابويه در معانى الاخبار در ذيل حديثى از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت نموده كه در معنى «بسم اللّه» فرمود: استعانت جويم بر تمام امور به خدائى كه سزاوار پرستش نيست مگر ذات او فرياد رسى كه هرگاه اغاثه شود و اجابت كننده‏اى كه هرگاه خوانده شود.
اين همان مطلبى است كه شخصى از حضرت صادق عليه السّلام سؤال نمود كه: مرا دلالت نما بر خدا، چيست او. پس به تحقيق زياد شده است مجادله مجادله كنندگان و مرا متحير ساختند؟ حضرت فرمود: اى بنده خدا، آيا كشتى هرگز سوار شده‏اى؟ عرض كرد: بلى. فرمود: آيا كشتى‏ات شكسته شده زمانى كه كشتى ديگر براى نجات نباشد و شناورى هم نباشد تا تو را رهائى دهد؟ عرض كرد: بلى. فرمود آيا تعلق دارد قلب تو در آن زمان به اينكه شيئى قادر باشد بر اينكه تو را از ورطه هلاكت خلاص كند؟ عرض كرد: بلى. فرمود: همان شي‏ء اللّه قادر است بر نجات دادن وقتى كه نجات دهنده‏اى نباشد و قادر است بر فريادرسى زمانى كه فريادرسى نباشد. «2»
تفسير رحمن و رحيم: در منهج از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه فرمود: «رحمن» اسمش خاص است، يعنى لفظ آن را بر غير خدا اطلاق نكنند و لذا بعد از اسم مخصوصه جلاله واقع شده و وصف آن عام است كه مطلق بخشش باشد در دنيا. «رحيم» اسمش عام كه بر غير خدا
__________________________________________________
(1) تفسير صافى (طبع لبنان)، جلد اوّل صفحه 81. [.....]
(2) تفسير برهان، جلد اوّل صفحه 45، حديث هشتم.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 32
اطلاق نمايند، لكن وصفش خاص است كه مطلق بخشش باشد در آخرت «1». و حضرت عيسى بن مريم عليه السّلام فرمود: الرّحمن رحمن الدّنيا و الرّحيم رحيم الاخرة. و از تابعين صحابه منقول است كه ذات سبحانى «رحمن» است نسبت به جميع مردمان از مؤمن و كافر و نيكوكار و معصيت كار، يعنى خالق و رازق همه مى‏باشد و «رحيم» است نسبت به مؤمنين، با اين توجه كه توفيق دهنده ايشان است در طاعت و عبادت و آمرزنده گناهان و معطى ثواب به آنها در آخرت. و لذا محققين فرموده‏اند رحمت الهيه بر دو قسم است: رحمت رحمانيه كه شامل مؤمن و كافر مى‏شود، و رحمت رحيميه كه اختصاص دارد به مؤمن فقط.
تبصره: اسماء و صفات الهى مانند رحيم و رءوف و لطيف و قهار به اعتبار غايات افعال باشد، نه مبادى كه انفعالات است مثلا رحمت و رأفت ناشى گردد از رقّت قلب، و همچنين غضب منشأش التهاب نفس و هر دو مستلزم تغيير حال و ذات سبحانى متعالى است از تغيّر و حدوث و انقلاب. تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا. پس بنابراين «رحيم»، يعنى لازمه رحمت را كه احسان و انعام است به بندگان عطا فرمايد، از نعمت وجود و بقا و رزق و صحت و امنيت و آسايش و ساير مراحم و نسبت به غضب و سخط لازمه آنها را كه زجر و عقاب و نكال است، وارد سازد. و بر اين قياس تمام اسماء صفات الهى به اعتبار لوازم و آثار مى‏باشد.
فوائد بسم اللّه: شمه‏اى از اخبار و آثار در فضيلت «بسم اللّه» بيان مى‏شود:
1- تفسير برهان: باسناده عن على بن موسى الرضا عليه السّلام قال:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اقرب الى اسم اللّه الاعظم من سواد العين الى بياضها. «2» فرمود حضرت رضا عليه السّلام: «بسم اللّه» نزديكتر است به اسم
__________________________________________________
(1) تفسير مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 201.
(2) تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 41 حديث نهم.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 33
خداى اعظم از سياهى چشم به سفيدى آن.
2- قال النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: اذا قال المعلّم للصّبىّ بسم اللّه الرّحمن الرّحيم، كتب اللّه برائة للصّبىّ و برائة لابويه و برائة للمعلّم. «1» فرمود حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: هرگاه معلم به طفل تعليم دهد «بسم اللّه» را، بنويسد خدا برائتى براى بچه و براى پدر و مادر او و برائتى براى معلم.
3- هر كه در وقت طعام «بسم اللّه» گويد، شيطان دور شود و اگر نگويد، با او مشغول شود. «2»
4- هركه در وقت جامه كندن «بسم اللّه» گويد، حايلى واقع شود ميان چشم شياطين و عورت او.
5- قال النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: كلّ امر ذى بال لم يبدء ببسم اللّه فهو ابتر. «3» فرمود حضرت پيغمبر: هر امرى كه ابتدا نشود به «بسم اللّه»، دنباله نخواهد داشت و به آخر نرسد.
روزى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به قبرستان گذر كرد و نزديك قبرى رسيد، اصحاب را فرمود: به تعجيل بگذريد. ايشان به عجله گذشتند. در مراجعت چون به آنجا رسيدند، خواستند عجله كنند، حضرت نهى فرمود. سبب را پرسيدند، فرمود: وقت رفتن شخصى را عذاب مى‏كردند و من طاقت فرياد او را نداشتم حال خدا بر او رحمت فرمود. جهت را سؤال نمودند، فرمود: مردى فاسق به سبب معصيت تا اين ساعت معذب بود طفلى از او باقى، او را به مكتب، و معلم او را تعليم «بسم اللّه» و كودك به زبان جارى كرد، خطاب رسيد: عذاب را از او برداريد.
6- منقول است كه قيصر روم را دردسرى عارض، اطبا از معالجه آن
__________________________________________________
(1) تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 43 حديث 32.
(2) فروع كافى، جلد 6، كتاب الاطعمه، صفحه 294، حديث 11.
(3) تفسير صافى، جلد اوّل صفحه 83.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 34
عاجز شدند، نامه‏اى خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام براى رفعش عرضه داشت حضرت طاقيه‏اى را فرستاد تا به سر نهاد، فورا شفا يافت. آن را شكافته «بسم اللّه» ديد، دانست شفاى او به اين كلمه مباركه حاصل شده فى الحال مسلمان شد.
چون «بسم اللّه» استفتاح است به اسم منعم حقيقى، و اعتراف به الهيت سبحانى، و التذاذ به ذكر و فضل و رحمت او، و اين باعث اشتغال نفس است به شكرگزارى و سپاسدارى به حمد و ثناى او لذا بعد از «بسم اللّه» طريق كيفيت «حمد» را تلقين بندگان فرمايد:

[سوره الفاتحة (1): آيه 2]
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2)
سپاس و ثنا مر خداى راست كه پروردگار عالميان است الْحَمْدُ لِلَّهِ: حقيقت هر ستايش و ثناى جميل و وصف جليل از ازل تا ابد مختص است مر ذات خداى را كه مستجمع تمام صفات كماليه و منزه از كليه نقايص و سزاوار پرستش باشد. رَبِّ الْعالَمِينَ: آن خدائى كه پروردگار عالميان است از ملائكه و جن و انس و نباتات و جمادات و غير آنها، و تربيت كننده همه آنهاست.
در عيون اخبار الرضا عليه السّلام ابن بابويه از حضرت رضا عليه السلام از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده تفسير اين كلمه مباركه را كه: «مالك جماعات است از هر مخلوقى، و خالق و رازق همه آنها از آنجائى كه مى‏دانند و از جائيكه نمى‏دانند. حيوانات در تحت قدرت او و در سايه رأفت او و حفظ حمايت اويند، تدبير فرمايد هريك را به مصلحتش و نگهدار جمادات است از تهافت و آسمان را از وقوع بر زمين، زمين را از خسف مگر به امر سبحانى». تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 35
تنبيه: آيه شريفه ارشاد است به حكم عقلى كه شكر منعم واجب است، زيرا تعليق حكم بر وصف مشعر است بر عليّت، يعنى دلالت دارد بر آنكه آن حكم معلل باشد به آن وصف. پس استحقاق حمد، ذات الهى را ثابت باشد به آنكه پروردگار عالميان است، قبل از شرع مقدّس حمد او را بنمايند يا ننمايند.
تحقيق: اثبات اين مطلب محتاج به سه مقدّمه باشد:
مقدمه اول: ممكنات موجوده عوالم يا متحيّز است، يا صفت متحيّز، و يا غير آن.
قسم اوّل: متحيّزى كه قابل قسمت باشد، آن را جسم نامند، و الا جوهر فرد است. و جسم يا علوى باشد يا سفلى و سفلى يا بسيط است و از عناصر اربعه: آب، باد، خاك و آتش و آنچه از اينها منشعب گردد تشكيل يابد، و يا مركب است، مانند مواليد ثلاثه: جماد، نبات و حيوان.
قسم دوّم: اعراض به اجناس و انواع آن.
قسم سوّم: ارواح.
مقدمه دوّم: مربى بر دو قسم است: اول- تربيت كند تا فايده از او ببرد، و اين نسبت به ذات سبحانى محال است، زيرا غنّى على الاطلاق مى‏باشد. دوم- تربيت كند تا فايده به او رساند، و اين شايسته الهى است كه تربيت كند براى افاضه فيض، چون فياض مطلق باشد.
مقدمه سوّم: تربيت الهى بر دو نوع است: تربيت عام و تربيت خاص.
تربيت خاص دو قسم باشد: تربيت ايجادى و تربيت بقائى. تربيت ايجادى عبارت است از ابداع وجود و ايجاد بنيه انسانى، و تربيت بقائى باقى داشتن بنيه انسانى است. تربيت عام عبارت است از عالم كبير كه تربيت آسمان و زمين و آنچه ما بين آنهاست و عوالم ديگر. چنانچه در خصال از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه براى خداوند عز و جل دوازده هزار عالم است، هر عالمى بزرگتر است از هفت آسمان و هفت زمين، كه ديده نشده است عالمى از آنها، و براى خداى عز و جل عالمى تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 36
است غير اينها و من حجت باشم بر آنها. «1» پس ذات احديت خداى عالميان است به سبب اعطاء وجود، و ربّ عالميان است از جهت بقاء و دوام.
ثواب تحميد: در كتاب كافى از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه فرمود: در بنى آدم سيصد و شصت رگ مى‏باشد، صد و هشتاد آن متحرك و صد و هشتاد آن ساكن، اگر ساكن متحرك شود يا متحرك ساكن گردد راحتى نيابد شخص، و حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صبح و شب سيصد و شصت مرتبه مى‏فرمود: الحمدللّه كثيرا على كلّ حال. «2»
و نيز حضرت صادق عليه السّلام فرمود: هر كه صبح كند و چهار مرتبه بگويد «الحمدللّه ربّ العالمين»، هر آينه شكر آن روز را بجا آورده، و هر كه در شب چهار مرتبه گويد هر آينه شكر شب را ادا نموده «3».
و نيز مفضّل گويد: خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم دعاى جامعى مرا تعليم فرما، حضرت فرمود: حمد كن خدا را، زيرا باقى نماند هيچ نمازگزارى مگر آنكه دعا كند براى تو وقتى كه گويد: «سمع اللّه لمن حمده». «4»
و نيز در منهج حذيفه يمانى از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه جماعتى از امم سابقه مستحق غضب الهى شده بودند، كودكى از آنان بر زبان راند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»: حق تعالى به جهت ميمنت اين كلمه مباركه چهار سال از ايشان رفع عذاب فرمود. به روايتى اين حديث در «بسم اللّه» باشد.
نكته ادبيه: ابتدا به جمله اسميه براى استمرار و ثبوت است، به خلاف جمله فعليه «احمد اللّه» يا «حمدت اللّه» كه مستعمل در حدوث و تجدد باشد. پس معنى آنكه حمد و ستايش ثابت است براى ذات سبحانى
__________________________________________________
(1) خصال، حديث شماره 1215.
(2) اصول كافى، كتاب الدعاء، جلد 2 صفحه 503، حديث 4.
(3) اصول كافى، كتاب الدعاء، جلد 2 صفحه 503، حديث 5.
(4) اصول كافى، كتاب الدعاء، جلد 2 صفحه 503، حديث 1.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 37
در عالم واقع. و ايضا اشاره است به آنكه بنده عاجز باشد از اقدام به حمدى كه سزاوار الهى باشد، چه توفيق اداى هر حمدى نعمت ديگر باشد از جانب منعم، پس ممكن نباشد.

[سوره الفاتحة (1): آيه 3]
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (3)
خداوند بخشنده مهربان الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ: آن خدائى اين صفت را دارد كه بخشنده نعمت است بر خلقان، و آمرزنده و بخشاينده رحمت است بر مؤمنان. وصف اول عام است نسبت به مؤمن و كافر، دوم خاص باشد نسبت به مؤمن فقط.
تبصره 1: لفظ «الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» تكرار نيست، زيرا در «بسم اللّه» بعد از ذكر معبوديت به جهت تذكر نعمتى است كه ذات الهى بدان مستحق عبادت گرديده، و در اين مقام به واسطه استحقاق حمد باشد. به عبارة اخرى: در بسم اللّه نظر به مبدء فطرت است كه بى‏ماده و مدت از كتم عدم به فضاى وجود آورده، و در فاتحه نظر به ابقاى وجود است در دنيا و اعاده آن در عقبى، تا هر كس را به مجازات خود رساند و ذكر «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» مؤيّد آنست.
تبصره 2: ذكر آن در «بسم اللّه» به اعتبار صفت ذات و در «حمد» به اعتبار صفت فعل است. به اين معنى كه ذات الهى متصف به اين دو صفت مى‏باشد، لكن وقتى در خارج وقوع يابد كه موجودى مورد افاضه رحمانيت يا مستوجب فيض رحيميت شود و اين صفت فعل است.
تبصره 3: چون اين دو صفت جامع تمام نعمتها و موجب اميد و رجاء باشد و هر چه در آن اميد زيادتر باشد، بنده شائق‏تر خواهد بود لذا دو مرتبه تكرار شد.
آثار رحمت رحمانيه از شماره بيرون است. براى نمونه شمّه‏اى ذكر شود: در ادعيه عرب وارد است: «يا رازق النّعاب فى عشّه»، يعنى: اى تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 38
روزى دهنده بچه كلاغ در لانه او. شرحش آنكه بچه كلاغ چون از تخم بيرون آيد، قطعه گوشت سرخ باشد. مادر او را همرنگ خود نبيند، از او دورى جويد و واگذارد او را. خداوند رحمن در آن مدت به كمال رحمت رحمانى پشه را بر اطراف او جمع، و آن جوجه از آنها تغذيه نمايد و پرورش يابد. تا پرهايش روئيد ديگر پشه جمع نشود. آنگاه مادر به سر وقت او آمده و تربيت نمايد او را.
ذو النون مصرى گويد: روزى بيرون شهر رفتم. اطراف رود نيل عقربى را ديدم، به سرعت هرچه تمامتر مى‏شتافت. چون به كنار نيل رسيد، وزغى از آب بيرون آمد، عقرب بر پشتش سوار و شناكنان او را به آن طرف نيل رسانيد. با خود گفتم سبحان اللّه! اين چه حالت عجيبى است! بر كشتى سوار و به آن طرف رفتم، ديدم عقرب از پشت او فرود آمده متوجه درختى شد. مشاهده نمودم جوانى مست در پاى درخت خوابيده، افعى قصد او نموده، عقرب فورا خود را به آن افعى رسانيده او را هلاك ساخت، جوان سالم ماند. و آثار رحمت رحمانيه بود كه فرعون با ادعاى خدائى چهار صد سال حق تعالى عمر به او مرحمت فرمود.
آثار رحمت رحيميه: حق تعالى رحيم است در شش موضع نسبت به مؤمنان: 1- در قبر و حسرات آن. 2- در قيامت و ظلمات آن. 3- قرائت كتب و فزعات آن. 4- در صراط و مخافات آن. 5- جهنم و دركات آن. 6- بهشت و درجات آن.

[سوره الفاتحة (1): آيه 4]
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4)
خدائى كه پادشاه روز جزا است مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ: آن خدائى اين صفت دارد كه مالك و پادشاه روز جزا است و تمام بندگان را به جزا و سزاى خود رساند، به اين وجه كه مؤمن و مطيع را ثواب، و كافر و عاصى را عقاب فرمايد. تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 39
مالكيت حق گرچه عام است نسبت به دنيا و آخرت، اما تخصيص آن به آخرت جهت تعظيم و تفخيم شأن آن روز است، يا به جهت تفرد حق به مالكيت در آخرت زيرا روز قيامت هيچ منازعى نخواهد بود در ملكيت و سلطنت حق به خلاف دنيا كه مدعيان بسيارند.
على بن ابراهيم قمى از ابى بصير از حضرت صادق عليه السّلام فرمايد:
مالك روز حساب است، به دليل آيه شريفه قالُوا يا وَيْلَنا هذا يَوْمُ الدِّينِ. «1»
تبصره: در انوار فرمايد: اجراى اين صفات بر حق تعالى از ربوبيت و موجديت و منعميت نعم ظاهره و باطنه و عاجله و آجله و مالكيت امور در روز حساب، به جهت آنست كه دلالت كند بر اختصاص حقيقت حمد بر ذات سبحانى نه غير او و اشعار به آنكه كسى كه متصف به اين صفات نباشد، اهليت حمد و ستايش را ندارد، چه جاى آنكه لياقت معبوديت و پرستش را داشته باشد. پس وصف اول براى موجبيت حمد كه آن ايجاد و ربوبيت باشد، و وصف دوم و سوم براى دلالت آنكه متفضل نعم، قادر مختار است در اعطاء نعم، نه آنكه موجب بالذات باشد، زيرا حمد در مقابل صفات جميله اختياريه است نه غير اختياريه، و وصف چهارم متضمن وعده حامدان و وعيد عاصيان است براى تحقيق اختصاص چه وصف مالكيت در آن روز قابل شركت نيست و نخواهد بود.

[سوره الفاتحة (1): آيه 5]
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (5)
تو را عبادت مى‏كنيم و تو را طلب يارى جوئيم.
إِيَّاكَ نَعْبُدُ: تو را پرستش كنيم فقط و غير تو را شريك نمى‏سازيم در
__________________________________________________
(1) تفسير قمى، جلد اوّل، صفحه 28
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 40
اين امر، زيرا غير از ذات يگانه تو هيچكس سزاوار پرستش نيست و نبوده و نخواهد بود. وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ: و تو را يارى جوئيم در دوام و ثبات پرستش، و در جميع مقاصد و حوائج از ذات تو يارى خواهيم.
تحقيق: يكى از محسنات بلاغت، اسلوب التفات است و يكى از اقسام آن، التفات از غيبت به خطاب است. چنانچه در اين سوره مباركه از ابتدا به ذكر اوصاف معبود حقيقى آنا فآنا بنده قلب خود را متوجه محضر قرب پروردگار ساخته تا به مرتبه‏اى كه از غايت توجه موصوف غايب را حاضر دانسته، از غيبت عدول به خطاب و به لسان عجز و مسكنت اعتراف نمايد به اينكه تو را عبادت كنيم و تو را يارى جوئيم. و در اين مقام بنده بايد خيلى سعى نمايد كه در چنين حالى و در چنين محضرى راستگو باشد، يعنى از ماسواى حضرت احديت الهى چشم پوشد، و به صدق و صفا و خلوص نيت اين كلام شريف را بر زبان جارى سازد.
تبصره: عبادت يعنى بندگى و غايت خضوع، حقيقت آن تحقق نيابد مگر نسبت به ذات يگانه سبحانى كه مستحق است الهيت و معبوديت را به سبب ايجاد ابقاء و اعطاء. بنابراين واضح گردد بطلان عبادت نسبت به آنچه اهليت پرستش ندارند از مخلوقات، مثل عبادت اوثان و اصنام و اثبات شرك براى آنان. و نيز بايد دانست كه حفظ احترامات مقدسين و مقربين درگاه رب العالمين به تعظيم و تكريم و زيارت قبور آنان، عبادت ايشان نخواهد بود. تا شرك لازم آيد بلكه عبادت الهى است زيرا براى امتثال فرمان سبحانى بجا آورند، نه به رأى خود، چنانچه كيش بت پرستان است.
پس اين گونه امور اطاعت است نه عبادت.
تنبيه: استعانت بر دو وجه است:
1- استعانت به وسائلى است كه خداى تعالى مقرر فرموده براى رسيدن به مقصود، مانند استشفاع به سوى خدا در دعا و توسل به حضرت پيغمبر و ائمه معصومين و اولياى مقربين عليهم السلام در حوائج و مطالب خود. تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 41
2- استعانت به ذات الهى جل جلاله به الهيت و قدرت ذاتيه مطلقه سبحانى، و اين خاصّه و منحصر است بر خداى تعالى زيرا استعانت به اين طريق اگر به غير خدا باشد، هر آينه الهيت آن غير و اشراك بحق لازم آيد، و آن به برهان عقل باطل است، و سوق اين آيه شريفه دلالت دارد بر حصر اين استعانت به خدا، به خلاف قسم اول.
نكته ادبيه: تقديم مفعول بر فعل به جهت تعظيم و اهتمام و دلالت بر حصر است، و لذا ابن عباس در تفسير خود گويد: لا نعبد غيرك. و تكرار كلمه ايّاك به دو وجه است: يكى به جهت تصريح و نصّ بر انحصار هر يك از عبادت و استعانت به خدا، و ديگر آنكه حصر در اين دو مختلف باشد. و چون تخليص عبادت و تخصيص استعانت به او- سبحانه- موجب انقطاع از ماسواى و توجّه تامّ است به حضرت مولى، و آن باعث استجابت جميع دعوات است از اين جهت آن را توطئه «1» طلب سرمايه سعادت و دوام هدايت بندگان ساخته، در عقب آن فرمايد كه بگوئيد از روى نياز: اى ذاتى كه عبادت مخصوص است به تو و استعانت روا نيست به غير ذات يگانه تو.

[سوره الفاتحة (1): آيه 6]
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ (6)
ثابت بدار ما را به راه راست اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ: ثابت بدار ما را به راه راست.
در معانى الاخبار- ابن بابويه (رحمه الله) روايت نموده از حضرت صادق عليه السّلام: ارشاد فرما ما را ملازم شدن طريقى كه مؤدى است به دوستى تو و رساننده به بهشت تو و مانع شونده از متابعت هواهاى ما كه به زحمت افتيم، يا فراگيريم به آراء خود كه هلاك شويم.
__________________________________________________
(1) توطئه: مقدمه چيدن براى وصول به امرى، مقدمه چينى، زمينه سازى.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 42
تنبيه: اين مطلب مسلم باشد كه مؤمنين را اصل هدايت حاصل، و طلب آن تحصيل حاصل، و آن محال باشد. پس مراد آيه شريفه، طلب زيادتى هدايت و دوام و ثبات آن است چنانچه در تفسير برهان از حضرت امير المؤمنين عليه السلام در اين آيه فرمايد: آدم لنا توفيقك الّذى به اطعنا فيما مضى من ايّامنا حتّى نطيعك كذلك فى مستقبل اعمارنا. «1» يعنى: دوام بدار براى ما توفيق خود را كه به آن اطاعت نموديم تو را در ايام گذشته، تا اطاعت نمائيم تو را همچنين در آتيه عمر و زمان آينده.
هدايت حق تعالى انواع بسيار دارد، لكن منحصر در اقسام چهارگانه است.
اول- افاضه قوى كه بنده به سبب آن متمكن مى‏شود بر مهتدى شدن به مصالح خود، مانند قوه عقليّه و حواس باطنه و ظاهره.
دوم- نصب دلايل فارقه ميان حق و باطل و صلاح و فساد، مانند آيه:
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً «2».
سوم- هدايت به ارسال رسل و انزال كتب، مانند آيه: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا. «3»
چهارم- كشف اسرار بر قلوب عباد و ارائه ايشان به حقيقت اشياء، كما هى، به طريق وحى يا الهام يا منامات صادقه و اين قسم مختص است به انبياء و اولياء، مانند آيه: أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ. «4»
و اما صراط مستقيم، مفسران را در آن وجوهى است: 1- مختار جمهور مفسرين دين حضرت محمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم. 2- مراد كتاب اللّه. 3- طريق بهشت. 4- طريق حق. 5- صراط آل محمد
__________________________________________________
(1) تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 50، حديث 23.
(2) سوره دهر، آيه 3. [.....]
(3) سوره انبياء، آيه 73.
(4) سوره انعام، آيه 90.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 43
عليهم السلام. 6- دين اسلام. و اولى حمل بر عموم است.
در معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السلام، فرمود: صراط مستقيم طريق به معرفت الهى است، و آن دو صراط است: يكى در دنيا و يكى در آخرت. اما صراط دنيا امام واجب الاطاعه مى‏باشد و هر كه شناخت او را در دنيا و اقتدا نمود به هدايت او، بگذرد از صراطى كه جسر جهنم است در آخرت و هر كه نشناخت امام را در دنيا، بلغزد قدم او بر صراط در آخرت و بيفتد در جهنم «1».
على بن ابراهيم قمى از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود: صراط باريك‏تر از مو و تيزتر از شمشير است، پس بعضى مرور كنند بر آن مثل برق جهنده و بعضى مثل اسب دونده و برخى به پهلو عبور كنند و جمعى معلق بگذرند و آتش بگيرد چيزى از او را و واگذارد چيزى را. «2»
در اخبار عامه نيز وارد شده كه مراد صراط مستقيم، محمد و آل محمد عليهم السلام است. چنانچه در فرائد السمطين، ابراهيم حموينى به اسناد خود از حضرت باقر عليه السّلام، فرمود: نحن خيرة اللّه و نحن الطّريق الواضح و الصّراط المستقيم. «3» يعنى: مائيم برگزيدگان خدا و مائيم راه آشكارا و مائيم راه راست. ثعلبى در تفسير خود همين را نقل نموده.
و محدث حنبلى از ابو بريده اسلمى از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، فرمود: الصّراط المستقيم هو صراط محمّد و آل محمّد عليهم السّلام. «4»
و از خاصه روايت شده كه حضرت امير المؤمنين و ائمه هدى عليهم السلام مى‏باشند، و منافات ندارد با اقوال مذكوره زيرا بنابراين باطن
__________________________________________________
(1) تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 50، حديث 21.
(2) تفسير على بن ابراهيم، جلد اوّل، صفحه 29.
(3) الغدير، جلد 2، صفحه 311.
(4) تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 52، حديث 39.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 44
صراط مستقيم، محمد و آل محمد عليهم السلام است و شكى نيست كه طريق اهل بيت- عليهم السلام- صراط مستقيم است كه تمسك و سلوك در آن موجب نجات و رستگارى دنيا و آخرت، و اختيار غير آن سبب خسران و زيانكارى است. چنانچه حديث مشهور نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود: «مثل اهل بيت من مانند كشتى نوح عليه السّلام است، هر كه سوار آن كشتى شد، نجات يافت و هركه تخلف ورزيد هلاك شد» «1» هر آينه شاهد صادقى است.

[سوره الفاتحة (1): آيه 7]
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لا الضَّالِّينَ (7)
راه آن كسانى كه انعام فرمودى بر ايشان صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ: راه آنان كه به فضل شامل خود انعام فرمودى برايشان نعمت هدايت و طريق طاعت خود را. مراد پيغمبران و صديقان و شهداء و صالحين مى‏باشند، چنانكه در آيه شريفه فرموده:
فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً «2» و حديث بر طبق اين معنى وارد است.
در معانى الاخبار از حضرت امير المؤمنين عليه السلام، فرمود: بگوئيد هدايت فرما ما را راه آنانكه انعام فرمودى برايشان به توفيق يافتن به دين تو و طاعت تو، نه به مال و صحبت به درستى كه صاحبان مال و صحت گاهى كفار و فاسق باشند. آن منعمين كسانى هستند كه خداى حق تعالى فرموده هركه اطاعت كند خدا و رسول را، پس ايشانند با آنها كه انعام فرموده برايشان، از انبياء و صدّيقان و شهداء و صلحا، و نيكو هستند اين جماعت
__________________________________________________
(1) منابع اين حديث در كتاب پر ارج احقاق الحق و ازهاق الباطل، جلد 9 صفحات 270 تا 293 گردآورى شده‏اند.
(2) سوره نساء، آيه 69.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 45
از حيث رفيق بودن در بهشت «1».
تبصره: انواع و افراد نعم الهى گرچه غير محصور است، چنانچه فرموده:
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها «2»، اما به اعتبارى دو قسم باشد: دنيوى و اخروى. اما دنيوى بر دو قسم است: موهبى و كسبى. و موهبى بر دو نوع باشد: روحانى و جسمانى. روحانى مانند ايجاد روح در انسان و اشراق آن به نور عقل و آنچه تابع آن است از حواس باطنه پنجگانه و جسمانى مانند حواس ظاهره پنجگانه و هيئت تركيبيه، از تسويه اعضاء و جوارح به اكمل و احسن خلقت. و اما كسبى مانند تزكيه نفس از رذايل و تحليه آن به اخلاق و ملكات فاضله و تزيين آن. و امّا نعم اخروى عفو و رضا و قرب و فيوضات نامتناهى سبحانى و درجات اعلا علّيين بهشت است، و مراد نعمت مذكوره در آيه شريفه، قسم اخير و آنچه وسيله رسيدن به آنست زيرا غير آن را مؤمن و كافر شريكند.
غير غضب شدگان برايشان غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ: نه طريق كسانى كه غضب و سخط واقع شده برايشان. نزد بسيارى از مفسرين خاصه و عامه مراد يهود مى‏باشند كه به سبب عناد و طغيان و كشتن انبياء و تحريف تورات، حق تعالى بر آنها غضب فرمود و عده‏اى از آنها را مسخ نمود به صورت خوك و ميمون.
و نه راه كسانى كه گمراه شدگانند وَ لَا الضَّالِّينَ: و نه راه آنانكه گمراه شدند از طريق حق. مراد نصارى
__________________________________________________
(1) تفسير صافى، جلد اوّل، صفحه 87، بنقل از معانى الاخبار.
(2) سوره ابراهيم، آيه 34.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 46
هستند به واسطه افراط در حق حضرت عيسى عليه السلام كه او را خدا دانستند و تفريط در حق سيد انبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اقرار به نبوت او ننمودند، و از صراط مستقيم ايمان به يگانگى خداى تعالى و تصديق به انبياء و كتب منزله آسمانى گمراه گرديدند.
در منهج مروى است كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وادى القرى با يهود و نصارى جنگ مى‏نمودند. يكى از اصحاب اشاره به يهود نمود و عرض كرد: يا رسول اللّه اينها چه كسانند؟ فرمود: غضب شدگان. و بعد اشاره به نصارى نمود و پرسيد اينها چه اشخاصند؟ فرمود:
گمراه شدگان «1».
تبصره: اضافه مغضوبيت به يهود و ضلالت به نصارى دلالت ندارد بر برائت يهود از ضلالت و نصارى از مغضوبيت، بلكه هر دو طايفه متصفند به هر دو وصف الّا آنكه اتصاف هريك به صفتى به جهت امتياز آن دو باشد از يكديگر، اگرچه مشتركند در صفات كثيره. و در ذيل حديث معانى الاخبار حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمايد: غضب شدگان يهود، و گمراه شدگان نصارى مى‏باشند. بعد از آن حضرت فرمود: هركه كافر شود به خداى تعالى پس او غضب شده و گمراه است از راه خدا.
در معانى الاخبار- از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مروى است كه فرمود: الّذين انعمت عليهم شيعيان على عليه السلام هستند يعنى انعام فرموده برايشان به ولايت على بن ابى طالب عليه السلام، غضب نكرده برايشان و گمراه نشدند «2».
علىّ بن ابراهيم قمى (رحمه اللّه) از حضرت صادق عليه السلام روايت نموده كه غضب شدگان ناصبين، و گمراه شدگان اهل شك هستند كه نشناختند امام را «3».
__________________________________________________
(1) منهج الصادقين، جلد اوّل، صفحه 47.
(2) تفسير صافى، جلد اوّل، صفحه 87 (بنقل از معانى الاخبار).
(3) تفسير برهان، جلد اوّل، صفحه 52، حديث 37- تفسير قمى، جلد اوّل، صفحه 29.
تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 47
تنظيم: شيخ طبرسى (رحمه اللّه) فرمايد: عاقل مميّز به مشاهده نعم، خود را عادل‏ترين شواهد به اين مطلب بيند، ابتدا نمايد به آيه بسم اللّه و استفتاح به ذكر منعم و اعتراف به الهيت به ذكر فضل و رحمت او.
چون اقرار كند به منعم يگانه، مشغول بشود به شكر و حمد او، پس الحمدللّه گويد.
و چون نعم سبحانى را بر غير، هويدا بيند، عارف شود كه او ربّ خلايق باشد و گويد رَبِّ الْعالَمِينَ.
چون شمول فضل او را بر مربوبين و عموم رزق او را بر مرزوقين بيند، گويد: الرَّحْمنِ.
و چون تقصير بندگان را در اداى شكر منعم و عدم مواخذه آنها را به عصيان و بقاء نعم را با كفران مشاهده كند، گويد: الرَّحِيمِ.
و چون بغى و سركشى بعضى بندگان را نسبت به اوامر سبحانى و ظلم و تعدى آنان را مشاهده كند بدون احقاق حق، عالم گردد به آنكه بايد روزى باشد كه محسن را به احسان و مسى‏ء را به اسائه خود جزا و پاداش دهد و گويد: مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ.
و بعد از معرفت اين مطالب دانا شود كه منعم و خالق و رزاق و رحمن و رحيم سزاوار پرستش است و اعتقاد قلبى او چنان راسخ شده گويا موصوف به اين صفات را مشاهده به عيان بيند و به كلمه إِيَّاكَ نَعْبُدُ خطاب حضورى نمايد.
و چون معينى به تمام جهات در عالم وجود تصور نكند كه اعانت بر طاعات را به جميع اسباب از او درخواست نمايد غير از ذات يگانه سبحانى، لذا به كلمه إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ متكلم شود.
و چون مبيّن شود براى او معرفت حق و وصول به مرتبه هدايت و مأمون نباشد از زلل و لغزش، لذا درخواست دوم هدايت و ثبات ايمان را نمايد كه:
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ.
و چون اين لفظ جامع مشتمل است بر مسئلت معرفت احكام و توفيق تفسير اثنا عشري، ج‏1، ص: 48
اقامه شرايع اسلام و اقتدا به كسانى كه واجب فرموده طاعتشان را از ائمه هدى، لذا عالم شود به آنكه براى حضرت ذو الجلال بندگان خاصه باشد كه تخصيص داده ايشان را به نعمت و برگزيده آنان را به حجت بر خلق، پس طلب نمايد كه ملحق فرمايد او را به ايشان به گفتن صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ.
و چون جماعت مغضوبين متمرّدين از فرمان حق و گمراهان از طريق مستقيم را مشاهده كند، لذا در مقام حفظ خود از مسلك غضب شدگان و مذهب گمراهان برآمده به كلمه غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ تكلم نمايد «1».
تتمه: علماء اذكار فرموده‏اند: هر مؤمن متقى كه سوره مباركه حمد تلاوت نمايد از هفت چيز مأمون شود، به مناسبت آنكه هفت حرف در او نمى‏باشد: اول: ثاء- از روزى كه وا ثبورا گويند در امان است. دوم:
ج- از نار جحيم نجات يابد. سوم: زا- از شرب زقوم مأمون است.
چهارم: ش- از شقاوت ابديه محفوظ ماند. پنجم: ظا- از ظلمت قيامت منجى باشد. ششم: فاء- فراق دوستان و نعم براى او واقع نشود. هفتم:
خاء- از خوف محشر در امان است.
خاتمه: نظر به مفاد سوره مباركه، سپاسدارى و شكرگزارى و پرستش خداوند متعال واجب، و بر بنده مؤمن متدين لازم است كه در تمام احوال و اقوال و افعال، طريقه انبياء و اولياء را منظور داشته و از رويّه عاصيان فرمان الهى و گمراهان احكام سبحانى اجتناب نمايد. بنابراين لازم آيد پرهيز از مخالطت و مصاحبت و مجالست يهود و نصارى و ساير كفار و مرتدين از ديانت حقه اسلام و قرآن و منكرين رسالت خاتم رسل سبحان.
__________________________________________________
(1) تفسير مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 31. [.....]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fiftynine ، میثاق ، ali0077 ، mohamad
۲۲:۱۶, ۱/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۲ ۱۷:۳۲ توسط mhvvhm.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام دوستان
خداروشکر می کنم بلاخره تونستم کار ناتمام رو به پایان ببرم
از تمامی دوستانی که با دعا و صلواتشون من رو یاری کردن کمال تشکر رو دارم
عید همگی تون مبارک باشه!
اللهم عجل لولیک الفرج
لینک دانلود 14 جلد تفسیر اثنی عشری:
http://uplod.ir/aeq1b2znwqla/tafsir_asna_ashari.rar.htm
47.2MB
دوستان خواهشن دانلود کنید اگه مشکلی یا ایرادی هر کجای کار بود بگید تا قبل از نیمه شعبان برطرف شه!
از مدیر سایت جناب بیداری اندیشه هم تقاضا دارم فایل رو رو سرور دایمی تری آپلو کنند تا لینک همواره در دسترس باشه! خدا می دونه ما زنده باشیم یا مرده بتونیم رسیدگی کنیم یا نه!
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ali0077 ، N.Mahdavian ، mbaghaee ، mohamad
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ثواب قرائت سوره های قرآن از نگاه کتاب تفسیر نور الثقلین مسعود.پاکرو 0 1,290 ۲۷/آبان/۹۱ ۲:۰۰
آخرین ارسال: مسعود.پاکرو

پرش در بین بخشها:


بالا