کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مجموعه مقالات پیرامون " زن در آخرالزمان "
۹:۱۸, ۱۵/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۲ ۱۹:۴۵ توسط fiftynine.)
شماره ارسال: #1
آواتار
پناهگاه زن در آخرالزمان


برای اینکه زن بتواند رسالت عمومی و ویژه خود را در برابر امام زمانش انجام دهد نیاز به شناخت دارد. زن باید جایگاه خود را در اسلام و جایگاه یک زن در جامعه مهدوی را بداند. اگر زنان جایگاه خود را در جامعه مهدوی ندانند، نمی توانند در انجام رسالت های خود موفق باشند.

زن مسلمان جدا از جنسیتش به عنوان یک انسان در جایگاه مهدوی وظایفی بر عهده دارد. زنان در عالم هستی به لحاظ زن بودنشان وظایفی مختص جایگاه و مسئولیتشان دارند. جایگاه زن در عالم هستی، جایگاه انسان سازی، تربیت نیروی انسانی و تامین نیروی انسانی یک جامعه است. از دیدگاه اسلامی تامین نیروی انسانی در یک جامعه دینی برای برپایی یک جامعه مهدوی مهمترین رسالت زن منتظر است.

بسیاری از روایت ها بیانگر وضعیت زنان در دوره آخرالزمان است. زن منتظر باید وضعیت زنان در دوره آخرالزمان را بشناسد. یکی از مهمترین رسالت های زن مسلمان در عصر غیبت این است که در مجموعه روایت های پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار (علیه السلام) جستجو کند و با مسئله زن در دوره آخرالزمان و زنگ خطرها و هشدار ها آشنا شود. زنان برای عبور از گذرگاه صعب العبور آخرالزمان باید روایت های مرتبط با این موضوع را بدانند تا بتوانند گام های هوشمنده و با تدبیر در مسیر رسیدن به حق بر دارد.

زن علاوه بر شناخت وضعیت موجود باید در راه شناخت وضعیت مطلوب زن در دوره ظهور و رسیدن به جامعه ایده آل مهدوی تلاش کند. وقتی زنان دورنمایی از وضعیت عصر ظهور داشته باشد، انگیزه و تمایل پیدا می کنند تا به سمت جامعه و حکومت مهدوی حرکت کنند.


دین شناسی، دشمن شناسی و شناخت مهدی ستیزان و کسب معرفت نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و جامعه و حکومت مهدوی و شناخت جاهلیت مدرن از وظایف زن منتظر است.

زن در دوره آخرالزمان در وضعیتی اسفناک قرار می گیرد، به اوج عصر جاهیلت بر میگردد و قربانی منافع سودجویان می شود و همه حقوق مربوط به یک زن را از دست می دهد و از جایگاه اصلی اش خارج می شود. این در حالی است که در دوره ظهور، زن به جایگاه رفیع خود در عالم هستی بر می گردد و به حقوق خود دست پیدا می کند. زن در دوره ظهور در کمال رشد عقلانی و علمی، رفاه و امنیت به سر می برد.

اگر زنی از وظیفه خود در برابر امامش غفلت کند و وظایفش را در برابر امام انجام ندهد از تحت ولایت امام معصوم خارج می شود و تحت ولایت شیطان قرار می گیرد که این امر موجب ایجاد زندگی پر تنش و سراسر تشویش و نگرانی می شود.

مهترین وظیفه زنان در عصر غیبت، منتظر پروری است. زنان باید برای تامین وتربیت نیرو برای بستر سازی ظهور و در مرحله بعد نیروهایی برای کمک به نصرت امام بکوشند. یک زن برای انجام این رسالت خود باید به اهمیت خانواده و کارکردهای خانواده و ضرورت استحکام خانواده و ساز و کارهای تربیت نسل منتظر و شاخصه های خانواده مهدوی واقف باشد چون نسل منتظر و ولایی در یک خانواده سالم و مستحکم تربیت می شود.

مهمترین انتظار امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از زنان منتظر، پذیرش الگوی آن حضرت است. امام، الگوی خود را دختر رسول خدا می دانند. ما هم اگر تابع ولی خدا هستیم باید در انتخاب الگو هم از ایشان تبعیت کنیم. کسب رضایت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با تاسی به الگوی آن حضرت میسر می شود و در این میان یکی از عالی ترین جلوه های حضرت زهرا (سلام الله علیها) ولایت مداری است. آن حضرت در طول عمر خود از هر آنچه داشتند برای دفاع از ولایت استفاده کردند.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) نتوانستند غیبت امام زمان خود را در جامعه تحمل کنند. آن حضرت نتوانست ببیند که جامعه باشد ولی در راس این جامعه امام زمان، ولی خدا و یک معصوم نباشد و به همین دلیل جانانه و بی امان وارد دفاع از امام زمان خود شدند. باید دید که چه شده که ما نزدیک 1400 سال است که نبود امام زمان خود را تحمل می کنیم و نگران نیستیم و هیچ حرکتی انجام نمی دهیم! آیا اگر فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به معنای واقعی الگوی ما بودند، چنین می شد؟
رعایت حداکثری حجاب در کنار دفاع از حریم ولایت از دیگر ویژگی های حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. کسی که دغدغه حجاب نداشته باشد، چگونه می تواند ادعا کند که الگویش حضرت زهرا است و منتظر واقعی است؟

نویسنده : ویدا حسین زاده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضحی ، یاســین ، حسن عزتي ، صهبا ، عبدالرحمن ، sarallah ، reza48 ، ترنم بهاری ، nasimesaba ، iranvelshok ، fafa* ، قلب ، السا ، SAViOR ، رضوانه ، مجید املشی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۵۰, ۱۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
نقش زن در عصر غیبت
قسمت اول

تا کنون در مورد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کتاب‌ها و مقالات زیادی در موضوعات مختلف نوشته شده است. اما با توجه به زمان آخرالزمان و وضعیت آن و آنچه مشاهده می شود این سئوال پیش آمد: زنان که بخشی از جامعه هستند و می توانند در بسیاری از زمینه‌ها در کنار مردان در پیشرفت جامعه نقش داشته باشند آیا در حکومت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقشی خواهند داشت؟
آیا نمی توانند زمینه ساز ظهور آن حضرت باشند، برای پاسخ به سؤالات در این مقاله ابتدا جایگاه زن در اسلام مورد بررسی واقع شده که اسلام به زن ارزش و اهمیت داده و آنگاه که در جاهلیت زنان را بی ارزش می پنداشتند او را به مقام انسانیتش بازگردانده است. در جامعه‌ی مهدوی هم بعضی از زنان چنان مقامی را می‌یابند که جزو اصحاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار می گیرند با توجه به دوران آخرالزمان از زنان آخرالزمان و خصوصیات آنان که در روایات از آنان سخن به میان آمده اشاره شده که بعضی از آنان خود را به صورت مرد در آورده و مورد لعن پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار گرفته اند (1) و یا بعضی موارد دیگر؛ با وضعیت موجود چگونه از این گذرگاه سخت می توان عبور کرد و چگونه می-توان خود را از فتنه ها نجات داد؟ بهترین راه نجات، حضرات معصومین (علیه السلام) هستند پیوند امام شناسی با خداشناسی، بهره مندی از آثار و برکات ولایت پذیری از راه های دیگر است.
بعد از آن این سؤال پاسخ داده شده که زنان چگونه می توانند امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را یاری کنند. آنان با عفت و حجاب خود، به طور کلی پاک سازی روح و تزکیه نفس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را یاری می کنند و می توانند از یاران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار گیرند طوری که در روایات اشاره شده که پنجاه تن از یاران حضرت، زنان می باشند پس زنان نباید خود را جدا از جامعه مهدوی بدانند بلکه باید با رعایت حجاب و عفت و انجام وظیفه‌ی خود، زمینه ساز ظهور حضرت باشند.
مقدمه
قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : «المهدی طاووس اهل الجنّه علیه جلابیب النور (2)» رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: مهدی طاووس بهشتیان است که هاله‌ای از نور او را احاطه کرده است. زمین هیچ گاه از حجت خالی نبوده است همه‌ی مردم در هر زمانی با حجتی از حجت‌های الهی سر و کار داشته‌اند روز قیامت هم هر امتی دنبال حجت خدا در عصر خودش خواهد رفت. این حقیقتی است که قرآن کریم به ما آموخته است (یوم ندعوا کل اناس بامامهم) (3) (روز قیامت) روزی است که هر امتی را همراه با امامش فرا می‌خوانیم.
اکنون تمام سخن در این است که اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را وجود مقدس حضرت حجه بن الحسن العسکری - ارواحناله الفداه- بدانیم و مطیع بی چون و چرای این ولی معصوم خدا باشیم امید می‌رود که در قیامت همراه آن بزرگوار باشیم. اظهار ارادت به محضر حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از یک سو و نیازمند شناخت آن وجود مقدس و جایگاه ایشان در عالم هستی است و از سوی دیگر مستلزم شناخت خویشتن خویش و وظایفی است که در قبال آن یگانه هستی بر عهده داریم شناخت و آگاهی صرف کافی نیست و اقدام عملی در پاسخ به انتظارات خالق هستی در طرح ریزی رابطه محب و محبوب لازم است.
اما رسالت‌هایی که یک زن برای حضور در اردوگاه یاوران حضرت مهدی و ایفای نقش در جامعه مهدوی بر عهده دارد، بدون شناخت میزان اعتماد خداوند به زنان و توانمندی‌هایی که در آنان به ودیعه نهاده، پیمودن پله‌های نردبان ایمان در ذهن زن مسلمان را دشوار و ناممکن می‌سازد. آنچه که یک زن منتظر برای حضور یاری گرانه خویش در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی به منظور زمینه سازی ظهور می‌بایست انجام دهد متوقف بر آن است که آشنایی کافی با اجتماع و جایگاه خویش در عرصه‌های مختلف اجتماعی داشته باشد.
جایگاه زن در اسلام
زن در دنیای امروز به نوعی دیگر به دوران جاهلیت جاهلان بازگشته و با عناوینی فریبنده همچون همتایی با مرد، آزادی، حق انتخاب و بهره مندی از حقوق بشر به کارگری ارزان و ملعبه‌ای بی هدف برای مردان و سیاستمداران مبدل گردیده و از انسانیت خویش فاصله‌ی بسیار گرفته است.
زن متمدن امروز اگر در منصب و مقامی است، بازیچه‌ی سردمداران و حاکمان سیاست پیشه است. شخصیت و عفت زن امروز در هیچ مرحله‌ای و با هر مقامی مصون از دست برد شیاطین و سوء استفاده آنان نیست. با انحطاط زنان، خانواده نیز از هم گسیخته و ریشه‌ی اجتماع در حال پوسیدن و سقوط است پس انقلابی به سان انقلاب رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لازم است تا انسان بالاخص زن را به مقام انسانیتش بازگردانیده و به تعالی و ترقی واقعی و حقیقی برساند.
شیعه از زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وعده‌های آن حضرت و قرآن یقین داشته و همواره چشم‌انتظار این انقلاب بوده و هست و در پی آن موقعیت زن غیر از موقعیت و انحطاط او در این زمان خواهد بود. پیامبر، زن را که در دوران جاهلیت انسان محسوب نمی‌شد و از هر گونه حقوق انسانی محروم بود و گاه بدان جهت که حضورش ننگ محسوب می‌شد هنوز چشم نگشوده زنده در گور می‌خفت، حیاتی جدید بخشید و او را انسانی مشابه مرد معرفی نمود که دارای حقوق و مزایایی است. زن را که تا آن زمان به سان سایر اموال مرد به دیگران هدیه می‌شد و یا به عنوان ارث بین فرزندان ردّ و بدل می‌گشت صاحب حقوق و اموال خویش قرار داد.
اسلام مقام زن را تا آنجا بالا برد که پیامبرش با او بیعت کرد و او می‌توانست در صحنه های پیکار علیه شرک در مقام تعلیم و تعلم یا پرستاری مجروحان کارزار و تشویق مردان به یاری پیامبر و تربیت پاکبازی در راه دین و انسانیت حاضر شود. زن اسلامی، خود محیی شریعت و مدافع آن در تمامی عرصه‌هاست و از این راه به مقام عالی انسانیت وارد می‌شود و برتر از ملک و حوری بهشتی می‌گردد؛ زیرا در تمام این عرصه‌ها شخصیت و عفت و قداست خانواده را نیز حافظ است و از جهتی نقش او فراتر از مرد گشته و خود انسانی است که انسان می‌آفرینند؛ و انسان پرورش می‌دهد و به تعبیر امام راحل از دامن اوست که مرد به معراج می‌رود.
لکن در گذر زمان نه تنها در جوامع غیر اسلامی که در جوامع اسلامی نیز بار دیگر به نوعی زن از حقوق انسانی‌اش محروم گشته. برخی او را در کنج خانه زندان کرده و از تعالی و ترقی فکری و فرهنگی و اقتصادی باز می‌دارند و عده‌ای او را از خانه و خانواده جدا ساخته و به پشت فرمان ماشین و هواپیما و عمق معدن‌ها و پشت دستگاه‌های کارخانه‌ها فرستاده‌اند و دیگری به نوعی دیگر او را بازی داده و از حقیقت خودش دورمی سازد. (4)حضرت ختمی مرتبت در جامعه‌ای که زن عنصری پست و همچون کالا قلمداد می‌شد دست به یک انقلاب عظیم سیاسی- فرهنگی زد و در چند نوبت همچون در بیعت عقبه که قبل از هجرت انجام گرفت و نیز در فتح مکه با زنان بیعت نمود.
سخنان گهربار پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در توصیف و تجلیل از بانوانی چون مریم، خدیجه کبری، آسیه و به ویژه حضرت فاطمه(علیه السلام) که رضایت و خشم خداوند را به رضایت و خشم فاطمه پیوند می‌دهد، برگ دیگری از صفحات درخشان ارزشمندی ومنزلت زن در اسلام است اینکه قرآن کریم، مریم(علیه السلام) را زنی کامل، دارای عصمت و هم سخن با فرشتگان دانسته است نشان از آن دارد که زن می‌تواند تمام حجاب‌ها را درنوردد و به قله کمالات برسد و بالاخره، انتخاب حضرت فاطمه(سلام الله علیها) برای مباهله، با وجود حضور مدعیان و در نظر گرفتن ایشان به عنوان محوری در میان اصحاب کساء که آیه‌ی تطهیر در شأن آنان فرود آمد نیز به بهترین شکل نمایان گر جایگاه زن در اندیشه‌ی اسلامی است.(5)
جایگاه زن در جامعه‌ی مهدوی
انقلاب جهانی موعود چنانکه از وعده‌ها و نامش هویداست تحول عظیمی را در جهان ایجاد خواهد نمود و کل عالم را در زیر پرچم اسلام واقعی و تعالیم حیات بخش آن قرار خواهد داد که در پی آن جامعه‌ی زنان نیز از این تحول عظیم مستثنا نبوده و به جایگاه واقعی خویش برگردانده خواهد شد. قضاوت و علم ما نسبت به حوادث آن زمان که برگرفته از روایات موجود در زمینه‌ی مهدویت و قرائن و شواهد تاریخی از صدر اسلام است را از جهاتی می‌توان تحولات ایران و جهان پس از قیام اسلامی امام خمینی (رحمة الله علیه) و تحولات چشمگیر جامعه‌ی زنان پس از انقلاب جهانی مهدی دانست.(6)
اگر در روایات آماده شدن افراد جامعه برای پذیرش حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تالی فرجه الشریف) به عنوان یکی از نشانه‌های ظهور ذکر شده، بدون تردید سخن از این نسل مؤمن و آماده، بدون هنرنمایی و ایفای نقش زنان به عنوان تربیت کنندگان این نسل، سخنی گزاف و دور از واقع خواهد بود.لذا جایگاه و نقش زنان در جامعه مهدوی از حیث جایگاه فردی و نقش آنان در عرصه‌های خانوادگی و تأثیرات آنان بر اجتماع در پیش و پس از ظهور قابل بررسی می‌باشد.برخی از زنان، چنان شایستگی و منزلتی می‌یابند که جزو اصحاب و کارگزاران ویژه‌ی حضرت مهدی می‌گردند به گونه‌ای که پاره‌ای از روایات می‌گوید: در میان یاران آن حضرت 50 زن وجود دارد.(7)
سیمای زنان در آخرالزمان
بر احدی پوشیده نیست که اگر زن ارزش والای خود را بشناسد و به وظایف سنگین خود عمل کند. گرانبهاترین و درخشنده‌ترین ستاره‌ی افق زندگی و پرارج‌ترین گوهر رشته‌ی هستی است که پایه و اساس هر فضیلت است و بدون او رشته‌ی خانواده‌ها در هم گسسته، طومار جامعه در هم می‌پیچد زیرا زن حلقه‌ی اتصال و رمز تداوم نسل بشری است که پاک‌ترین بعد زندگی است.اگر زنان یک جامعه از شناخت وخویشتن ناتوان گردند و از صراط مستقیم منحرف شوند و به صورت چراگاه هوس‌های مردان هوسران و ابزار و ادوات تمایلات نفسانی افراد پست و بی‌اعتبار در آیند و از کرامت خدادادی خود تنزل نمایند چنین جامعه‌ای در سراشیبی سقوط قرار گرفته به زندگی حیوانی نزدیک شده است.
خداوند زن را گوهر گرانبهایی آفریده که همچون دیگر گوهرها در پوشش و محل امن بوده او نباید آنقدر تنزل کند که زیر نگاه‌های هر رهگذر چشم چرانی پایمال گردد! هنگامی که مسئله زن در این بخش بازگو می‌شود فاتحه‌ی رهایی جامعه خوانده می‌شود و دیگر امیدی به نجات نسل آینده از این بلای خانمان سوز نیست زیرا زن در عصر ما کرامت خود را فراموش کرده، تنها به زیبایی ظاهر پرداخته، همه‌ی هم و غمش رسیدن به آرایش تن و اندام و در دام انداختن چند نگاه پست و جلب کردن چند چشم چران هوسران شده است به کسی که از جمالش گفت و گو کند تمایل می‌کند، به کسی که در کمین عفتش سنگر گرفته باشد تسلیم می‌شود و در برابر چند جمله‌ی فریبنده و به ظاهر آراسته زانو می‌زند.
هنگامی که زن این چنین کرامت خود را فراموش کند، برای جامعه هیچ امیدی نمی‌ماند زیرا حلقه‌ی اتصال او در هم گسسته و نصف شیرین جامعه که رمز و بقای نسل بشری نیز هست فاسد گشته و ارزش والای خود را از دست داده، با فساد این قشر دیگر امیدی به صلاح قشر دیگر نیست که فساد آن‌ها ساری هست و به قشر دیگر نیز سرایت می‌کند و جامعه را به فساد می‌کشد.عذر بعضی از زنان امروز در این ابتذال چیست؟
چرا جز به هوس و ولگردی نمی‌اندیشد؟ چرا کرامت و فضیلت خود را فراموش کرده است؟ چرا تلاش آنان منحصر به این شده که خود را به صورت مرد در آورده؟مگر با تغییر لباس و پوشیدن جامه‌ی مرد، تغییر جنسیت و تغییر ماهیت می‌دهد؟ مگر زن‌های زمان ما نمی‌دانند که مردها نیازی به این ابتذال زن‌ها ندارند، بلکه نیاز شدیدی به زنی دارند که کرامت خود را فراموش نکرده باشد و بتواند همسر خوبی برای شوهر خود و مادر خوبی برای فرزندانش و اسوه و الگوی خوبی برای جامعه‌اش باشد؟زنی که تمام برجستگی‌های بدنش را در برابر دیدگان نسل چشم چران به نمایش گذاشته، دیگر جذبه‌ای ندارد زیرا عادی شده، ارزان شده، نیازی به جستجو ندارد. در سر هر کوی و برزن به تعداد فراوان یافت می‌شود.
دیگر آن شکوه، هیبت، کشش، کرامت و جذبه‌ی زن‌های عفیف را ندارد که دل مرد را تسخیر کند و دیدگان او را جلا دهد و زندگانی او را صفا بخشد و کانون خانواده را گرم کند و رشته‌ی اتصال و تداوم نسل بشری را محافظت کند. وضع رقت بار و مبتذل زن در عصر ما چیزی نبود که از نگاه نافذ رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت طیب و طاهر آن سرور پوشیده بماند به سان کسی که با دیدگانی نافذ و قلبی بصیر در پایتخت‌های اروپا و آمریکا گشته باشد و وضع تأثرانگیز زن قرن بیستم را در میان کلمات گرانقدرش تشریح کرده، خطر ناشی از آن را گوشزد نموده است و امت اسلامی را از فرو رفتن در این منجلاب فساد بیم داده است.(8)واقعیتی که انکار ناپذیر می‌باشد این است که زن عصر آخرالزمان را که می‌بایست درخشنده‌ترین ستاره افق زندگی و پرارج ترین گوهر هستی و پایه و اساس هر فضیلت و حلقه اتصال و رمز تداوم نسل بشری باشد تا سر حد چراگاه‌های مردان هوسران و ابزار و ادوات تمایلات نفسانی آدم‌های پست تنزل داده‌اند.(9)
سیمای زنان آخر الزمان در روایات
پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:«کیف بکم اذا فسد نساؤکم و فسق شبّانکم ولم تأمروا بالمعروف بل امرتم بالمنکر و نهتم عن المعروف و اذا رأی‌اتم المعروف منکرأ و المنکر معروفا؟ فقیل له: ویکون ذلک یا رسول الله ؟ فقال نعم وشرٌ من ذلک !»(10)چگونه می‌شود حال شما هنگامی که زنان شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند شما نیز به جای امر به معروف، امر به منکر و نهی از معروف نمائید. معروف را منکر خیال کرده، منکر را معروف پندارید پرسیدند: آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد؟ پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: آری و بدتر از آن!آنگاه در توصیف زن‌های عصر ما که در آستانه‌ی ظهور و روزگار رهایی قرار گرفته‌ایم چنین می‌فرمایند:«اذا شارکت النساء ازواجهنَّ فی التجاره حرصاً علی الدنیا(11)»
هنگامی که زنان برای طمع دنیا در داد و ستد همسرانشان شرکت کنند.امروز تجارت زنان بسیار رایج است برخی به صورت استقلالی و برخی به صورت مشارکت در تجارت همسرانشان به داد و ستد و تجارت اشتغال دارند.«یشتبه الرّجال بالنساء و النساءُ بالرجال(12) » مردها خود را به صورت زنان و زن‌ها خود را به صورت مردان در می‌آورند. اگر ویژگی‌های بدن دختران، چون ظرافت بدن و برجستگی‌های مختلف آن نبود چه بسا دختران امروز با پسران اشتباه می‌شدند.«لعن الله المشتبهات من النساء بالرّجال و المشتبهینَ من الرجالِ بالنساءِ(13)»
لعنت خدا بر زنانی که خود را به صورت مرد در می‌آورند و مردانی که خود را به صورت زنان در می‌آورند. زیرا آنان از ناموس خلقت و آئین فطرت بیرون رفته‌اند و نظام آفرینش را زیر پا نهاده با سرشت خویش در افتاده‌اند.« اذا تزنیت النساء بثیاب الرجال و سلب عنهنَّ قناع الحیاء(14)» هنگامی که زن‌ها جامه‌ی مردان را بپوشند و پوشش حیا از آنان گرفته می‌شود.اما از مرحله‌ی جامه‌ی جنس مخالف پوشیدن گذشته و فاتحه‌ی پوشش حیا را خوانده‌ایم امروز جامه‌ی عفت و پوشش حیا نشانه‌ی خرافه پرستی و علامت ارتجاع به شمار می‌آید.« لعن الله الرّجله من النساء(15)»
خداوند لعنت کند زنی را که خود را به صورت مرد جلوه می‌دهد.این لعنتی است که از زبان پیامبر رحمت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نثار زن معاصر شده است آیا چقدر از زنان عصر ما را شامل می‌شود؟ هنگامی که وضع جامه پوشیدن زن معاصر را مشاهده می‌کنیم با این شلوارهای تنگ که تمام برجستگی‌های بدن را به نمایش می‌گذارد و با این کمربندهای پهن و زخمت که چگونه این چنین سفت و سخت به کمر بسته‌اند و با این پاپیون‌ها... کمتر می‌توان تشخیص داد که او دختر است نه پسر، و بهتر می‌توان تشخیص داد که دایره لعنت از زبان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چقدر وسیع است. «اذا رأی‌ات النساء یبذلنَ انفسنهنَّ لاهل الکفر(16)» هنگامی که زنان را می‌بینی که خود را در اختیار کافران گذارند در میان زنان ناآگاه به تعداد اندک و در میان زنان تحصیل کرده و روشن فکر به تعداد فراوان از این جرثومه‌های فساد یافت می‌شوند که خود را در اختیار بیگانه بگذارند و به این تباهی مباهات نیز می‌کنند و اسم آن را آزادی و پشت پا زدن به آداب و رسوم و تقالید می‌گذارند.(17)
و در حدیث دیگری نیز امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: در آن زمان، زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفار هیچ واهمه‌ای ندارند.آمار بالای دختران از برخی ممالک اسلامی که خود را در معرض فروش در بازارهای تجارت دختران جوان در کشورهای اروپایی قرار می‌دهند، حکایت از تحقق این روایت دارد.(18)امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند:« انَّ البهائم هم‌ها بطونُها و انّ السباع هم‌ها العدوانُ علی غیرها و انَّ النساء همّهنَّ زینه الحیاه الدنیا و الفساد فیها. انّ المؤمنین مستکینونَ انّ المؤمنین مشفقون انَّ المؤمنین خائفون» همانا تمام حیوانات در تلاشی پرکردن شکمند و درندگان در پی تجاوز به دیگران و زنان بی ایمان تمام همتشان آرایش زندگی و فساد انگیزی در آن است اما مؤمنان فروتنند، همانا مؤمنان مهربانند . همانا مؤمنان از آینده ترسانند.(19)در حدیثی که در بسیاری از کتب دانشمندان اهل سنت آمده چنین می‌خوانیم پیامبر هنگامی که آیه (59)
سوره‌ی مریم نازل شد(فخلف من بعدهم خلفٌ اضاعوا الصَّلوه واتَّبعوا الشهواتِ فسوف یلتونَ غیّاً(20) فرمودند : یکون خلف من بعد ستین سنه اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیاً ثم یکون خلف یقرئون القرآن لا یعدوا تراقیهم، و یقرء القرآن ثلاثه مؤمن و منافق و فاجر» بعد از شصت سال افرادی به روی کار می‌آیند که نماز را ضایع می کنند و در شهوات غوطه ور می‌شوند و به زودی نتیجه‌ی گمراهی خود را خواهند دید و بعد از آن گروه دیگری روی کار می‌آیند که قرآن را (با آب و تاب) می‌خوانند ولی از پیشانی آنان بالاتر نمی‌رود؛ چون نه از روی اخلاص است و نه از روی تدبر برای اندیشه به خاطر عمل بلکه از روی ریا و تظاهر است و یا قناعت کردن به الفاظ و به همین دلیل آنها به مقام قرب خدا بالا نمی رود.(21)
قابل توجه اینکه اگر مبدأ شصت سال را هجرت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بگیریم درست مطابق بر زمانی می‌شود که «یزید» بر اریکه‌ی قدرت نشست و سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) و یارانش شربت شهادت نوشیدند و بعد از این باقیمانده‌ی دوران بنی امیه و دوران بنی عباس است که اسلام را به نامی قناعت کرده بودند و از قرآن به الفاظی، پناه می‌بریم به خدا که ما جزء چنین گروه ناخلفی باشیم.(22)
راه نجات از گذرگاه صعب العبور آخرالزمان
پس از آشنایی با شرایط سخت و دشوار دوران آخر الزمان این سئوال پیش می‌آید که آیا خداوند در تدبیر خلقت بشریت را با هجم سنگین شیاطین، تنها و رها گذارده است؟ آیا نبی رحمت امت خویش را بدون پشتیبان و ابزار دفاعی لازم به دست طوفان‌های وحشتناک ایمان برانداز آخرالزمان سپرده است؟ دشواری‌ها و سختی‌های دوران آخرالزمان و وضعیت اسف بار زن در دوران معاصر و نیز آنچه از وضعیت زنان در آخر الزمان که در روایات مورد اشاره قرار گرفته، بهترین عامل ایجاد انگیزه در زن منتظر برای خیزش و حرکت به سمت شناخت راه‌های مصون ماندن از این وضعیت هولناک می‌باشد.
شناخت، تنها راه نجات بخش
آنچه از مشاهده آموزه‌های ادیان الهی استفاده می‌شود این است که همه آن‌ها درصدد آشنایی امت عصر خویش با توحید، نبوت، عدل و معاد بوده‌اند. مکتب اسلام علاوه بر معرفی آموزه‌های فوق بر مسئله‌ی ولایت و اهمیت آن تأکید فراوان نموده است به گونه‌ای که از سوی خداوند حتی مشروعیت خاتمیت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تکمیل گردیدن دین و تمام شدن نعمت منوط به معرفی «ولی» منصوب از جانب خداوند از سوی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شده است. ارزش ولایت و امامت در نزد آموزه‌های اسلام به اندازه‌ای است که در منابع حدیثی شیعه و سنی با عبارات متعدد این سخن از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است که :«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه(23)» هر کسی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
مرگ جاهلیت اشاره به مردن در حال کفر، نفاق و ضلالت است زیرا خصوصیت دوران جاهلیت این بود که کفر، نفاق، جهل به معارف اسلامی، توحش و خشونت بر جامعه حاکم بود به خاطر این نقش ممتاز ولی خدا و امام در رهایی از تاریکی‌هاست که مسلمین در عصر غیبت و دوران آخرالزمان به خواندن «دعای غریق» و این فراز از آن دعا سفارش شده‌اند.(24)«اللهمَّ عرَّفنی حجتک فانّک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی. اللهمّ لاتمتنی میتة جاهلیة ...» بار خدایا حجت خود را به من شناسان که اگر حجت خود را به من معرفی نکنی از دینم گمراه می‌شوم، خدایا مرا به مرگ جاهلیت نمیران...(25)پس روشن است که امت اسلام در گردنه‌های صعب العبور آخرالزمان به حال خود واگذار نشده اند وجود مقدس حضرات معصومین (علیهم السلام) بهترین کشتی نجات برای انسان‌ها هستند.
پیوند امام شناسی با خداشناسی
خداوند جن و انس را برای عبادت و معرفت خدا آفرید و هدف خلقت چیزی جز معرفت خدا نیست این معرفت صرفاً با بندگی خدا حاصل می‌شود و رسیدن به این مقام، مستلزم تسلیم و تصدیق اولیای الهی است «من عرفکم فقد عرف الله: هرکس شما اهل بیت را شناخت، خدا را شناخته است.»(26)امام هادی(علیه السلام) این طریقه منحصر به فرد معرفت و آشنایی را چنین توصیف می‌کند:« من اراد الله بدءکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجّه بکم: هر که عزم خدا کرد با شما شروع می‌کند و هر که موحد شد از شما آموخت و هرکه قصد خدا نمود به شما روی آورد»(27)
سیر آفاق و انفس در پرتو نور آن‌هاست و تنها راهی که به قرب الهی منتهی می‌شود. تنها نشانه کمالی که از دین خدا قرار داده شده است و تنها تابلوی تجلی تمام اسماء و صفات حضرت حق، حجج الهی بوده و هستند و پیمودن راه خدا تنها به اطاعت از ایشان است حال که اهمیت جایگاه ولایت و منحصر بودن شناخت صحیح خدا از طریق اهل بیت روشن شد معنای این کلام نورانی امام حسین( (علیه السلام) در پاسخ فردی که مورد چیستی معرفت خدا می‌پرسید مشخص می‌شود. حضرت فرمودند: « اگر اهل هر زمانی امام واجب الاطاعة خود را بشناسد معرفت به خدا را پیدا می‌کند.»(28)
بهره مندی از آثار و برکات ولایت پذیری
ائمه اطهار(علیهم السلام) هر یک همچون بهاری سرشار از طراوت و زیبایی، زمستان سرد و بی روح را شکوه و جلمی بخشند این بهاران در همه ابعاد زندگی زمستان زدگان، اثرگذار است اینکه در ادعیه، آنان را چنین مورد خطاب قرار می‌دهیم که «اسلام علی ربیع الانام و نضره الایی‌ام» سلام بر بهاران زندگی مردمان و طراوت روزگاران حاکی از آثار و برکات وجودی آنان است.این طراوت بهاران برای برخی موقتی و همچون فصلی در کنار فصل‌های دیگر زندگی آنان است و برای برخی سراسر حیات آنان را در بر می‌گیرد. هدایت الهی از طریق وجود مقدس ائمه اطهار به دو گونه جاری می‌شود کلیه انسان‌ها و حتی اجنه از آغاز حیات خویش از «هدایت ابتدایی» برخوردار خواهند بود و چنانچه وظایف خویش را نسبت به این لطف فراگیر الهی انجام دهند و به واسطه چنگ زدن به ریسمان الهی نجات یابند از مرحله بعدی هدایت، تحت عنوان «هدایت پاداشی» برخوردار خواهند شد.
اصولا معنای ولایت آن است که «ولی» و «سرپرست» عهده دار امور کسانی شوند که ولایت آن‌ها را بر عهده دارد اگر در احکام شرعی، معامله کودک نابالغ پذیرفته نیست و یا کسی که در معاملات اقتصادی ناتوان است و سفیه محسوب می‌شود می‌بایست از طریق پدر یا حاکم شرع و یا فرد دیگری که «قیم» و «ولّی» اوست امور خود را انجام دهد به خاطر ناتوانی کودک و سفیه و توانمندی قیم و ولی است. اگر مانیز خود را محتاج اهل بیت بدانیم و مقام آنان را درک کنیم و از آنان اطاعت کنیم آنان ولی و عهده دار تمام امور مادی و معنوی ما می‌شوند. انسان معتقد و مطیع ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) در ابعاد فردی و اجتماعی برخوردار از آثار و برکات این انوار مقدس می‌شود در ابعاد فردی این تمسک به ولایت انوار الهی شخصیت ممتازی را به فرد هدیه داده در روح او طمأنینه و آرامش می‌آفریند. در بعد اجتماعی نیز، جامعه معتقدین به ولایت معصومین جامعه‌ای است که در آن همبستگی و همنوایی و نیز رعایت هنجارهای دینی در حد بسیار بالایی وجود دارد و نظم و امنیت بیشتری حکم فرماست.(29)
یاری امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
همه‌ی شیعیان امام شناس اعم از زن و مرد موظف به یاری امام زمانشان هستند همه باید در عمل، مبلّغ دین باشند چرا که وظیفه‌ی تبلیغ و معرفی امام زمان خاص مردان نیست و بانوان نیز باید در امر تبلیغ و معرفی امام زمان با مردان سهیم باشند پس برای اینکه بتوانند این وظیفه‌ی خویش را به خوبی ادا کنند باید در درجه اول خودشان عامل به دستورات دین باشند و روح ورع یا مراقبت دین را در خود تقویت نمایند کسی که می خواهد با عمل خود به تبلیغ دین بپردازد باید تا آنجا که می‌تواند ورع و دین داری را رعایت کند؛ برخی از این رعایت‌ها ویژه‌ی خانم‌هاست که متأسفانه گاهی اوقات آن چنان که شایسته‌ی زنان شیعه است رعایت نمی‌شود و این عدم رعایت اگر رواج پیدا کند سبب می‌شود که بعضی از ارزش‌های صحیح در میان افراد متدین به صورت معکوس جلوه کند.
اما کسانی که می‌خواند واقعاً امام زمان خود را یاری کنند باید در درجه اول وظایف خود را خوب بدانند و سپس با عمل به آن‌ها رضای اهل بیت را جستجو نمایند حتی اگر به مخالفت با آنچه در بین مردم رایج است بیانجامد و با ارزش‌های ساختگی در جامعه تعارض داشته باشد در اینجا به بیان برخی از مسائل می‌پردازیم که مخصوص بانوان است و به دینداری آن‌ها مربوط می‌شود تا انشاء الله بتوانند با آگاهی بهتر نسبت به وظایف خویش راه پیاده کردن ورع را بیشتر بشناسند و به آن کامل‌تر عمل کنند: سیره‌ی عملی حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌تواند بهترین منبع برای خانم‌ها در جهت شناخت وظایف خاص ایشان باشد از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که: امیرالمومنین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) نزد پیامبر رفتند تا ایشان در مورد وظایف خاص هر کدام حکم فرمایند. پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنین فرمودند که حضرت فاطمه کارهای داخل منزل را انجام دهند و امیرالمؤمنین وظایف خارج از منزل را بر عهده گیرند ایجا بود که حضرت زهرا فرمودند: « فلا یعلم ما داخلنی من السرور الّا الله بِاکفائی رسول الله تحمُّلُ رِقابِ الرّجال». جز خدا کسی نمی‌داند که من چقدر خوشحال شدم از اینکه پیامبر خدا تماس و برخورد داشتن با مردها را از عهده‌ی من برداشتند.(30)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، مجید املشی ، SAViOR ، nasimesaba
۲۱:۵۱, ۱۲/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۲ ۲۱:۵۴ توسط fiftynine.)
شماره ارسال: #12
آواتار
قسمت دوم
رعایت عفت در ارتباط با نامحرم
مرد و زن نامحرم با یکدیگر باید طوری عفت را رعایت کنند که مطمئن شوند در حرام واقع نمی‌شوند در اینجا به ذکر نمونه‌ای از خلاف عفت در ارتباط با نامحرم می‌پردازیم که آن «دست دادن با نامحرم» است. پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: « من صالح امراهً حراماً جاء یوم القیامه معلوماً ثم یؤمر به الی النار» کسی که با زن نامحرمی دست بدهد روز قیامت در حالی محشور می‌شود که به غل و زنجیر کشیده شده سپس دستور می‌دهند که او را در آتش بیندازید.(31) مرحوم آیت الله سید محمد باقر سیستانی(رحمة الله علیه) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می‌گیرد برای تشرف به محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا را بخواند، یکی از جمعه‌های آخر، نوری را از خانه‌ای نزدیک به مسجد مشاهده می‌کند به سوی خانه می‌رود می‌بیند حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در یکی از اتاق‌های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه‌ای قرار دارد که پارچه‌ای سفید روی آن کشیده شده است ایشان می‌گوید هنگامی که وارد شدم اشک می‌ریختم سلام کردم حضرت به من فرمودند: « چرا این گونه به دنبال من می‌گردی و این رنج‌ها را متحمل می‌شوی؟ مثل این باشید( اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم » بعد فرمودند : این بانویی است که در دوره کشف حجاب در زمان رضاخان پهلوی هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.(32)
پرهیز از نگاه شهوت آلود
امام صادق(علیه السلام) فرمودند:« النظره سهمٌ من سهام ابلیس مسمومٌ و کم من نظره اورثت حسرهً طویلهً« نگاه حرام تیر مسمومی از تیرهای شیطان است و چه بسا نگاه‌هایی که حسرت طولانی را به دنبال می‌آورد. همچنین می‌فرمایند: «النظره سهمٌ من سهام ابلیس مسمومٌ من ترک‌ها لله عز و جل لا لغیره اعقبه الله امناً و ایماناً یجد طعمه» نگاه حرام تیری مسموم از تیرهای شیطان است که هر کسی به خاطر خدا نه غیر خدا از آن چشم بپوشد خداوند آرامش و ایمانی که طعم آن را بچشد بلافاصله به او عنایت می‌فرماید.( 33)این پاداش از بزرگ‌ترین نعمت‌های خدا در دنیاست که انسان می‌تواند از طریق ورع به دست آورد و اگر به نیت یاری امام زمانش باشد پاداش یاری امام هم به آن داده می‌شود که بسیار شیرین و لذت بخش تر خواهد بود.(34)
پاک سازی روح و تزکیه نفس
مهم‌ترین نکته برای کسانی که می‌خواهند امام زمان ارواحنا فداه را یاری کنند آن است که باید روح خود را از صفات رذیله پاکسازی و تزکیه نفس کنند.روح انسان تا آلوده به صفات رذیله است شیطان را یاری می‌کند زیرا هر یک از صفات رذیله، ( از هفتاد و پنج صفت رذیله‌ای که ممکن است در انسان وجود داشته باشد) لشکری از لشکرهای جهل و شیطان هستند و بدیهی است وقتی یک لشکر یا قسمتی از یک لشکر دشمن در کشور ( که منظور در اینجا کشور روح است) باشد، یاری کننده فرمان خود یعنی شیطان و جهل خواهد بود نه یاری کننده امام زمان که فرمانده تمامی لشکرهای عقل است.شخصی که هنوز مرض حسادت، خودخواهی، ریاست طلبی، دنیادوستی و ... دراو وجود دارد طبیعی است که براساس این صفات، اعمال خود را انجام می‌دهد و هر عملی که برخواسته از این صفات باشد به نفع شیطان و در جهت یاری او تمام می‌شود و لشکرهای او را تقویت می‌نماید. بنابراین همه‌ی انسان‌ها خصوصاً شیعیان و بالاخص طلاب علوم دینی که می‌خواهند حق و عدالت را یاری کنند باید تزکیه نفس کرده و ذره‌ای از صفات رذیله در خود باقی نگذارند و در بست در اختیار حجت خدا حضرت بقیة الله ( ارواحنا فداه) باشند.(35)
آیا زنان جزء یاران امام هستند؟
بدون تردید نقش زنان در تاریخ اسلام، نقش بسیار مهم و تعیین کننده‌ای بوده و هست. در صدر اسلام، زنانی چون نسیبه را مشاهده می‌کنیم که در جنگ احد از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفاع می‌کرد و در این راه زخمی گردید و نیز در جنگ احد، بدن امام علی (علیه السلام) پر از زخم شده بود به طوری که بدن آن حضرت از شصت جا جراحت سخت برداشت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دو زن را به نام سلیم و ام عطیه مأمور مداوای حضرت علی (علیه السلام) نموده و آن‌ها طبق مأموریت به زخم بندی مشغول شدند.(36)هم چنین نقش پر اهمیت زهرای اطهر (سلام الله علیها) در دفاع از حریم ولایت و رسوایی غاصبان خلافت امری است روشن و معلوم. زنان در انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) نیز دارای نقش مهمی هستند چنانچه ملاحظه می‌شود برخی زنان چنان فعال و پویا می‌نمایند که نه تنها در رسالت اصلی خود که آماده سازی تربیت جامعه مهدوی است سرافراز عمل می‌نمایند و علی رغم دشواری‌های دینداری در آخرالزمان نه تنها ایمان خویش را با صلابت حفظ نموده و نسلی مهدی باور را تربیت می‌کنند بلکه در عرصه‌های فعالیت دولت جهانی حضرت نیز کارگزاری و یاوری ایشان را بر عهده می‌گیرند.(37)
حضور پنجاه زن
اولین گروه از زنانی که به محضر امام زمان می‌شتابند آن‌هایند که در آن ایام می‌زیسته‌اند و همانند دیگر یاران امام (علیه السلام)، به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت امام (علیه السلام) می‌رسند. در روایتی است که جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام) نقل می‌کند: « به خدا سوگند سیصد و سیزده نفر که پنجاه نفر زن در میان آن‌ها هستند بدون قرار قبلی، مثل تکه‌های ابر که به سرعت باد در حرکتند یکی پس از دیگری وارد مکه می‌شوند و گرد هم می‌آیند و آن مصداق همین آیه‌ی شریفه است که فرمود: ( اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً انَّ الله علی کل شی ءٍ قدیرا) هر جا باشید خداوند شما را گرد هم آورد که او بر هر کاری تواناست.(38)نعمانی از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده که فرمودند: « به خدا سوگند! سیصد و اندی خواهند آمد و پنجاه نفر زن نیز در میان آنان است». حضرت در ادامه در میان ویژگی‌های این 313 نفر فرمودند: «هم النجباء و الفقها فی الدین» و آنان برگزیدگان، قضاوت کنندگان، حاکمان و فقیهان در دین می‌باشند که این خصایص حکایت از منزلت و جایگاه این 50 زن برگزیده دارد.(39)
زنان آسمانی
دسته دوم چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند برای حکومت جهانی حضرت ولی عصر(علیه السلام) در آسمان ذخیره کرده است و با مظهر آن حضرت به همراه حضرت عیسی (علیه السلام) به زمین می‌آیند چنانچه از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده که «عیسی بن مریم، به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته‌ترین افراد روی زمین خواهد آمد»(40).در اینکه این زنان از امت‌های پیشین هستند یا امت اسلامی زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و معصومین (علیهم السلام) هستندیا از دوران‌های مختلف و از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده‌اند و برای عهده داری منصبی در حکومت حضرت یا برای مسائل دیگر می‌آیند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که این حدیث ازآن چیزی نمی‌گوید.
رجعت زنان
عده ای دیگر از کسانی که یاری گر حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌باشند، زنان برجسته ای هستند که بار دیگر زنده شده و رجعت می‌نمایند برخی از این زنان نام و نشانشان در متون دینی آمده است و برخی دیگر، فقط از آمدنشان خبر داده شده است. طبری در دلائل الائمه از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « همراه قائم، سیزده زن خواهند بود ... عرض کردم نام آن‌ها را بفرمائید. فرمودند: قنواء رشید هجری، ام أیمن، حبابه والبیه، سمیه (مادر عمار یاسر)، زبیده‌ام خالد احمسّیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنیّه(41)».
نتیجه گیری
مباحثی که در این مقاله به آن‌ها پرداخته شد و نتایجی که از این مقاله عاید ما می گردد به شرح ذیل می باشد:
1. جایگاه زن در اسلام: پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جامعه ای که زن عنصری پست و همچون کالا قلمداد می شد دست به یک انقلاب عظیم سیاسی- فرهنگی زد و در چند نوبت همچون در بیعت عقبه که قبل از هجرت انجام گرفت و نیز در فتح مکه با زنان بیعت نمود. سخنان گهربار پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در توصیف و تجلیل از بانوانی چون مریم، خدیجه کبری، آسیه و به ویژه حضرت فاطمه(علیهاالسلام) که رضایت و خشم خداوند را به رضایت و خشم فاطمه پیوند می دهد، برگ دیگری از صفحات درخشان ارزشمندی ومنزلت زن در اسلام است اینکه قرآن کریم، مریم (علیه السلام) را زنی کامل، دارای عصمت و هم سخن با فرشتگان دانسته است نشان از آن دارد که زن می-تواند تمام حجاب ها را درنوردد و به قله کمالات برسد.
2. جایگاه زن در جامعه مهدوی: برخی از زنان، چنان شایستگی و منزلتی می یابند که جزو اصحاب و کارگزاران ویژه‌ی حضرت مهدی می گردند به گونه ای که پاره ای از روایات می گوید: در میان یاران آن حضرت 50 زن وجود دارد.
3. سیمای زنان آخر الزمان در روایات: پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند: چگونه می‌شود حال شما هنگامی که زنان شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند شما نیز به جای امر به معروف، امر به منکر و نهی از معروف نمائید. معروف را منکر خیال کرده، منکر را معروف پندارید پرسیدند: آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد؟ پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: آری و بدتر از آن!
4. راه نجات از گذرگاه صعب العبور آخرالزمان: شناخت، تنها راه نجات بخش: پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است که: هر کسی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
5. یاری امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف): رعایت عفت در ارتباط با نامحرم، پرهیز از نگاه شهوت آلود، پاک سازی روح و تزکیه نفس.
6. زنان جزء یاران امام هستند: طبری در دلائل الائمه از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «همراه قائم، سیزده زن خواهند بود ... عرض کردم نام آن‌ها را بفرمائید. فرمودند: قنواء رشید هجری، ام أیمن، حبابه والبیه، سمیه (مادر عمار یاسر)، زبیده‌ام خالد احمسّیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنیّه».
پي نوشت ها :
1.بحارالانوار، ج100، ص256، باب 5، حدیث 1.
2. علی اکبر مهدی پور، روزگار رهایی، ترجمه‌ی یوم الخلاص، ص 76.
3. اسراء، 71.
4. مهدی هادوی تهرانی، با گام‌های سبز انتظار، ص 26.
5.مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 23.
6. مهدی هادوی تهرانی، با گام‌های سبز انتظار، ص 32.
7. بحارالانوار، ج52، ص223. از امام باقر(علیه السلام): ...یجی ء والله ثلات ماتهٍ و بضعهَ عشر رجلاً فیهم خمسون امرأهً.
8. علی اکبر مهدی پور، روزگار رهایی، ترجمه یوم الخلاص، ج2، ص 749.
9. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 34.
10. بحارالانوار، ج53، ص 181، باب 25، حدیث 2.
11. بحارالانوار، ج52، ص 193، باب 25، حدیث 26.
12. بحارالانوار، ج6، ص 307، باب 1، حدیث 6.
13. بحارالانوار، ج100، ص 256، باب 5، حدیث 1.
14. بحارالانوار، ج52، ص 246، باب 25، حدیث 148.
15. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص 628.
16. بحارالانوار، ج52، ص 258، حدیث 147.
17. علی اکبر مهدی پور، روزگار رهایی، ترجمه یوم الخلاص، ص 752.
18. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 37.
19 ترجمه‌ی نهج البلاغه، محمد دشتی، ص 284، خطبه 153.
20. مریم، 59.
21. تفسیر نمونه، ج 13، ص 103.
22. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 13، ص103.
23. بحارالانوار، ج32، ص 321، باب 8، حدیث 392.
24. بحارالانوار، ج52، ص 149، باب 22، حدیث 73.
25. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای غریق، ص862.
26. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای جامعه کبیره، ص896.
27. همان.
28. بحارالانوار، ج5، ص 312، باب 15، حدیث 1.
29. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 43.
30. بحارالانوار، ج43، ص 81، باب 4، حدیث 1.
31. سید محمد بنی‌هاشمی، آفتاب در غربت، ص 421.
32. سید محمدرضا طباطبایی نسب، عطر انتظار، ص 155.
33.سید محمد بنی‌هاشمی، آفتاب در غربت، ص 422.
34. همان.
35. علی رضا نعمتی، در اوج تنهایی، ص 76.
36. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 39.
37. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 43.
38. محمد حسین طسوجی، مهدی معجزه‌ی جاودان، لاهیجی، ص 184.
39. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 26.
40. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 26.
41. مریم معین الاسلام، علی غلامی، زن منتظر و منتظر پروری، ص 26.
فهرست منابع
1.قرآن کریم.
2.اختریان، محمود، فرهنگ فارسی به فارسی پیام، نشرمحمد، بی چا، بی جا، 1371ش.
3.بحارالانوار، علامه مجلسی، موسی محمد باقر بن محمدتقی(1037-1110)، دارالکتب الاسلامیه، بی چا، بی جا، بی تا.
4.بنی‌هاشمی سید محمد، آفتاب در غربت، میقات، بی چا، بی جا، 1380ش.
5.حامدی ربانی، فرهنگ فارسی به فارسی سعدی، نشرپویا، بی چا، بی جا، بی تا.
6.دشتی، محمد، ترجمه‌ی نهج البلاغه، انشارات دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، بی چا، بی جا، 1382ش.
7.طباطبایی نسب، سیدمحمدرضا، عطر انتظار، مؤسسه فرهنگی نور الائمه، بی چا، بی جا، 1387ش.
8.طسوجی، محمدحسین، مهدی معجزه جاودان، انتشارات لاهیجی، بی چا، بی جا، 1382ش.
9.قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، انتشارات فرهنگ مردم، بی چا، بی جا، 1380ش.
10. معین الاسلام مریم، غلامی علی، زن منتظر و منتظر پروری، بی نا، بی چا، بی جا، 1388ش.
11. معین، محمد، فرهنگ فارسی معین، انتشارات امیرکبیر، بی چا، بی جا، 1375ش.
12. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، بی چا، بی جا، 1380ش.
13. مهدی پور، علی اکبر، روزگار رهایی، آفاق، بی چا، بی جا، 1381ش.
14. نعمتی، علی رضا، در اوج تنهایی، خورشید مکه، بی چا، بی جا، 1384ش.
15. هادوی تهرانی، مهدی، با گام‌های سبز انتظار، موسسه فرهنگی خانه خرد، بی چا، بی جا، 1387ش.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، SAViOR ، mahyamatin ، nasimesaba
۱۹:۲۵, ۱۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
شاه کلید ایجاد جامعه مهدوی
در دنیای پرهیاهوی امروز که غوغاسالاران پشت پرده مدیریت رسانه ها، رشته حکومت دنیا را به دست گرفته اند و هر گاه که اراده کرده اند شگفتی نوینی را خلق کرده و با بوق و کرنا در ضمیر مخاطبان میلیاردی خود جای داده اند، نقشه های پیچیده و شگفت آوری وجود دارد.
در این رسانه ها که دیگر فقط به تلویزیون های ماهواره ای یا رادیوها و شبکه های عظیم و پیچیده اینترنتی محدود نیست، بلکه رسانه های دنیای مدرن شامل تمامی ابزارهایی که توان انتقال پیام همچون سینما، کتاب، رسانه های دیجیتال، عکس، آثار هنری مختلف و خیلی چیزهای دیگر را شامل می شوند نکته جالب و تعیین کننده ای نقش دارد که در عین حال مورد غفلت بسیاری از اندیشمندان شرقی هم قرار گرفته و ظاهرا تلاش چندانی برای بازیابی این نقش یعنی نقش زن صورت نمی گیرد.
آری، زن در بسیاری از ممالک غربی به عنوان کالایی است که می تواند در جذب بیننده و افزایش بازاریابی موثرتر از هر چیز دیگری عمل کند، شاید استفاده از این کلمات برای موجود ارزشمندی چون زن در خور و شایسته نباشد ولی چه کنیم که در بسیاری از مناطق جهان امروزی هنوز معنای واقعی زن درک نشده و به زن با نگاهی به غیر از معنای اصلی آن نگریسته می شود و کارهایی همچون موارد ذکر شده بر روی آنها اعمال می شود و حتی بیشتر و بدتر از آن.
در حالی که اگر دقیقتر و عمیق تر بیندیشم زن در عین ظرافت و زیبایی که خداوند به طور فطری در وجود آن خلق کرده، می تواند همچون مردان در امور مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی نقش موثری ایفا کند، خصوصا آموزشی که به طور غریزی یکی از مسئولیت ها و وظایف زن به شمار می رود.
زن در نقش یک مادر اصلی ترین عنصر تربیتی فرزند به شمار می رود و در زندگی یک فرد نحوه تعلیم و پرورش مادر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، این نیز چنانچه یاد شد از حکمت و عظمت الهی سرچشمه می گیرد.
چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور
حال با این مقدمه نگاهی می اندازیم به کیفیت و چگونگی حضور زنان در نظام آموزشی کشور. همزمان با گذشت سي‌امين بهار انقلاب اسلامي آمار ارائه شده از سوي مراجع رسمي آموزش عالي كشور گوياي گوشه‌اي از تحول چشمگير در نگرش به زنان است:
افزايش جمعيت دانشجويي زنان از 54 هزار و 250 نفر در سال 1357 به يك ميليون و 490 هزار نفر در سال 1385 و به‌عبارتي ديگر 27 برابر شدن جمعيت دانشجويي زنان؛ افزايش تعداد زنان هيأت علمي در كل نظام آموزش عالي كشور از يك هزار و 890 نفر در سال 1357 به 100 هزار و 98 نفر در سال 1385.
به نظر مي رسد رشد تصاعدي حضور زنان در بدنه آموزشي كشور كه با آمار كمي ارائه شده از سوي سازمانهاي رسمي به اثبات رسيده است، در اين مجال نيازي به مرور مجدد ندارد، اما پرسش اصلي آن است كه نظام آموزشي موجود تا چه حد در رشد و تعالي زنان در حوزه‌هاي فردي، خانوادگي و اجتماعي مؤثر بوده است؟
آيا ميان نظام آموزش رسمي و نظام ارزشي انقلاب رابطه‌اي معنادار وجود دارد؟ سهم آموزش کلاسیک کشور در ارتقای مادی و معنوی فراگیران به چه میزان است؟
رصد نمودن ادبيات بين‌الملل در حوزه آموزش عالي روشن مي‌نمايد كه با تقويت ايده جهاني‌سازي تلاش مي شود تا مرزهاي اعتقادي و ارزشي به نفع هم‌جواري جهاني از ميان برداشته شود.
امروزه با دور كردن دانش از ارزش و نقد غيرمنصفانه دين به نفع عقل، مذهب چنان در دايره علم ‌زدگي به حاشيه رانده مي‌شود كه هيچ ملتي نتواند در ساحت علوم از مذهبي حمايت كند كه مدعي ارزش‌هاي متعالي و واقعيت‌هاي و حياني است.
محدود نمودن دانش به تجربه حسي و محكوميت ارزش‌ها به بهانه اسطوره بودن، علم امروز را با بحران معنویت مواجه نموده است.
از سويي ديگر زماني كه آرمانهاي ارزشي و اعتقادات ديني بخواهند دستآوردهای علمی امروز به خصوص در حوزه علوم انسانی را مورد نقد و چالش قرار دهند و در مقابل آرمانهای بشر ساخته، الگویی متعالی را مطرح نمایند، شبهه ناكارآمدي دين، انتزاعی و ایده آلیستی بودن آن و عدم سنخيت علم و دين و در نهايت ضرورت رانده شدن دين به عرصه فردي رواج مي‌يابد.
این در حالی است که در جامعه کنونی ایران عده بسیاری سعی دارند بر خلاف حرکت جهانی سازی غربی در جهانی سازی مهدوی از تمامی پتانسیل های اجتماعی و منابع انسانی بهره جویند که در اندیشه اینان زنان نقشی بسیار اساسی داشته و در حقیقت بستر تربیت منابع انسانی به حساب می آیند.
در این راستا باید اذعان داشت که مشاركت زنان در آموزش عالي يك واقعيت چند وجهي و داراي پيامدهاي گوناگون است. اين افزايش مشاركت که بر ابعاد كمي استوار است، بايد با عنایت به كيفيت و محتوا، هدايت و برنامه‌ريزي گردد.
دير زماني است كه در دنیا ايده‌هاي رايج در نظريه‌پردازي آموزشي با چشم‌پوشي از امر جنسيت، زنانگي و مردانگي را همانند ويژگي‌هاي قومي و نژادي بي‌اهميت تلقي مي‌نمايند.
اگرچه اين نگرش در پي سالها ظلم و بي‌عدالتي رفته بر زنان در محافل علمي و آموزشي شكل گرفته ، ليكن نتيجه اين ساده‌انديشي، افراطي در پي تفريط ديگری است.
در تدوين موفق يك الگوي كيفي جامع، در كنار حضور زناني متعهد و متخصص در ساختار آموزش عالي كشور، توجه به نیازهای عینی جامعه، پيش شرط كارآمدي است.
در این بین آنچه ضروري است حركت به سمتي است كه بتوان ارزشها و اصول ثابت دين را با اعتماد به نفس در كالبد تحول‌پذير نسل آينده اعم از پسر و دختر جاري و استوار به حركت درآورد.(1)
لازمه حرکت در این راستا در گام نخست شناسایی دکترین مهدویت و ترسیم مسیر توسعه و در نهایت به روزسازی تمامی امکانات برای جهانی سازی مهدوی است که این امر بدن توجه به نقش تربیتی و ظرفیت های بالای اجتماعی امکان پذیر نیست.
توسعه در جامعه مهدوی به تغيير نگرش هاي جنسيتي بستگی دارد
به خوبی می دانیم در جمع 313 یار امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قریب به 50 نفر از بانوان حضور دارند که دقت در این امر و مقایسه آن با رویدادهای اسلامی در طول تاریخ نشان می دهد که به نسبت آنها بانوان در میان مبارزان و یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقش بارزتر و شاخص تری دارند به طوری که یک ششم از کل یاران را شامل می شوند که این امر حکایت از اهمیت نقش بانوان دارد.
حال براي رفع محروميت‌هاي زنان در جامعه ناچار و برای نیل به آرمان های جامعه مهدوی به فرهنگ‌سازي و ايجاد جامعه مدني نیازمند هستيم كه اين امر نيز جز در سايه تلاش‌هاي مداوم امكان پذير نيست.
با توجه به حضور پرتلاش زنان ايراني در انقلاب سال 57 می توان گفت اين فعاليت‌ها بر مبناي باورها و آرمانهاي آنان در دفاع از حقوق انساني صورت گرفت.
حال با درک این واقعیت اگرچه تغيير نگرش‌هاي جامعه در گرو سيستم آموزشي است ولي اين امر بدون كمك رسانه‌هايي نظير سينما، كتاب و… ميسر نمي‌شود.
در بررسی سیر تاریخی توجه به زنان در رویدادهای اجتماعی ، اولين حركت اجتماعي ، سياسي اي كه به طور يكسان در سيره نبوي و به دعوت قرآن به چشم مي خورد شركت همسر پيامبر در حركت هاي نماديني بود كه با اقتدار تمام پيدايش و ظهور دين جديدي را نويد مي داد.
حضور آن بانو در كنار رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و برپايي نماز جماعت در كنار كعبه بهترين شاهد بر ضرورت حضور زنان مؤمنه در چنان مواقعي است.
شجاعت خديجه(سلام الله علیها) در كنار موقعيتي كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) براي اين حضور و بروز مي گشود حكايت از تحولي عميق در زندگي زنان آن عصر بود.
زناني كه تا آن روز، وصف يا حضورشان مايه گرمي محافل فسق و فجور بود، اينك نشان و نماد جدي ترين حضورند.
با تامل در این واقعه بعید نیست که حرکت های قیام گونه مهدوی در دوران حکومت آن حضرت و یا در دوران انتظار نسخه ای بروز شده و الهام گرفته از چنین وقایعی باشد که این امر هم آموزش است و هم آثار تربیتی دارد.
رعایت عدالت جنسیتی در تصدى مناصب‏ در نظام مهدوی
مرد و زن در عين اشتراك در انسانيت، از نظر جسمى و روانى تفاوت‏هايى نيز دارند؛ چنان كه گويى نظام خلقت هر يك را براى انجام وظايفى متفاوت با ديگرى، آفريده است‏.
قانون آفرينش، گرمى كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده زن گذاشته به همين دليل، سهم بيشترى از عواطف و احساسات به او داده است.
در حالى كه وظايف خشن و سنگين اجتماعى، بر عهده مرد است و سهم بيشترى از قدرت و دورانديشى به او اختصاص يافته است.
بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم، بايد پاره‏اى از وظايف اجتماعى كه نياز بيشترى به انديشه و مقاومت و تحمل شدايد دارد، بر عهده مردان و وظايفى كه ظرافت، عواطف و احساسات لطيف‏ترى را مى‏طلبد، بر عهده زنان گذاشته شود.
قرآن كريم با توجه به اينكه لازمه عدالت، عدم تشابه بين زنان و مردان در برخى از روبناهاى حقوقى است، مى‏فرمايد: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَهٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنان است، حقوق شايسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است.
سندی تاریخی
در تفسير مجمع البيان آمده است‏ روزى ام‌سلمه يكى از همسران پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به آن حضرت عرض كرد: چرا مردان به جهاد مى‏روند و زنان جهاد نمى‏كنند؟چرا براى ما نصف ميراث آنها مقرر شده است؟ اى كاش ما هم مرد بوديم و همانند آنها به جهاد مى‏رفتيم و موقعيت اجتماعى آنها را داشتيم!
همانند اين پرسش‏ها را ديگر زنان نيز نزد پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مطرح كرده بودند كه اين آيه نازل شد:
«برترى‏هايى كه خداوند نسبت به برخى شما بر بعضى ديگر قرار داده را آرزو نكنيد. اين تفاوت‏هاى طبيعى و حقوقى براى حفظ نظام زندگى و اجتماع شما و طبق اصل عدالت است. با اين حال، مردان و زنان، هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعيت خود دارند و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد و از فضل و رحمت و بركت‏ خدا درخواست كنيد و خداوند به هر چيز داناست.»(2)
نظام مهدوی نقطه تعالی بهره مندی از تجربیات بشری در مورد زنان
تجربه انسان در تاریخ همواره با آزمایش و خطا در پی شکلی از حکومت بر بشریت بوده و رهبری نظام حکومتی توسط فرد یا گروهی با ویژگی های تربیتی و خواست های سطحی و دنیایی و نهایتاً افق فکری محدود و امیال شخصي تعیین کننده نظام های برنامه ریزی حکومتی بوده است.
اکنون در قرن بیست و یکم، بشریت خسته از آزمون و خطاهای گذشته تاریخ، در پي كمال به دنبال منجی و مشتاق تر از پیش تشنه آزادی و عدالت واقعی است.
برای پاسخگویی به این نیاز جهانی گسترش و تعمیق مهدی باوری در سطح جهان نیازمند فرهنگ سازی در حوزه کلان و بهره گیری از استعدادها و توان فکری و علمی همه افراد و گروهها به ويژه نخبگان و اندیشمندان و اجرای برنامه های منظم و فراگیر جهانی است.
علاوه بر دين مبين اسلام بسياري از اديان الهي بشارت منجي آخرالزمان را نويد داده اند و ما مسلمانان بر اساس آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی...» تمام دین و کمال نعمت را در گرو اعتقاد به امامت و رهبری مي دانيم و بر اين باوريم كه تمام امامت، قائم به باور مهدوی و تنها راهکار عملی است که سعادت و سلامت آینده جامعه بشری را تضمین می نماید.
یکی از عرصه های مهم در انتقال باور دینی و باور مهدوی بهره مندي از توان زنان به عنوان یکی از مهمترین بخشهای جامعه انسانی و مهمترین منبع سازنده اجتماعی یعنی خانواده و اولین معلمان تربیت در جامعه هم از حیث ارتقای فکری خود آنان و هم از حیث مدیریت افکار مي باشد و پرداختن به آنان حاوی اثراتی مضاعف است.
نقش تربیتی زنان در جامعه و اهتمام جهت ارائه آموزش دینی به ایفاکنندگان این نقش شاه کلید ایجاد جامعه ای ره یافته است.
چنانچه بخواهیم زمینه ظهور را فراهم و نسل منتظر تربیت نمائیم باید در نخستین گامها به ترتیب دختران و زنان جامعه بپردازیم.
بر این اساس به نظر می رسد یکی از موثرترین فعالیتهای و اولویت مدیران فرهنگی در جامعه تقویت دین باوری در زنان و انتقال آگاهی به آنان در رابطه با نقش محوریشان در تربیت است.3
زنی که به مقام رضای الهی رسید
روزی حضرت عیسی(علیه السلام) در مناجات خود به خدای عزوجل عرض کرد: پروردگارا! دوستی از دوستان خود را به من بنما. خطاب رسید: در فلان مکان برو. آن جا ما را دوستی است. او را دریاب. آن حضرت بدان مکان رفت. دید زنی که نه چشم دارد نه دست و پا، افتاده و مور و مگس بر وی جمع شده و ذکر زبانش این است: "الحمدلله علی نعمائه و الشکر الله علی الائه"
آن جناب تعجب نموده، پیش رفت و بر او سلام کرد. آن زن گفت: علیک السلام یا روح الله!
حضرت عیسی(علیه السلام) فرمود: ای زن! تو هرگز مرا ندیده ای، از کجا دانستی که من عیسی(علیه السلام) هستم؟
گفت: آن دوستی که تو را به من راه نمود، مرا معلوم کرد.
آن حضرت فرمودند: ای زن! تو نه چشم داری و نه دست و نه اندامی و تو تباه شده ای. به کدام نعمت شکر می کنی؟
زن گفت: الحمدلله دلی دارم ذاکر. زبانی دارم شاکر و تنی دارم صابر.
خداوند را به یگانگی یاد می کنم که هر چه آلات معصیت بوده از من گرفته.
اگر چشم داشتم به نامحرم نظر می کردم و اگر دست می داشتم لقمه حرام بر می داشتم و می خوردم و اگر پا داشتم از پی لذات می رفتم. این نعمت است که خدا به من داده و به هیچ کس نداده است
نتیجه گیری
انقلاب اسلامی ایران از سال 57 و در طول سه دهه گذشته به عنوان مدعی ترین و شاید تنهاترین حکومت در طول تاریخ و حال حاضر برای زمینه سازی ظهور در کنار فراز و نشیب های مختلف که در تمامی نظام های تازه استقرار یافته طبیعی است سعی کرده توجه ویپه را به زنان به عنوان نیمی از جامعه معطوف دارد.
در بررسی رویدادهای اجتماعی که جنبه اعتقادی و فرهنگی آنها از وجوه اصلی ارزیابی است دو سه دهه نمی تواند زمان زیادی باشد بلکه به تعبیری یا زمان میانه است و شاید هم کمتر از آن .
با این توصیف انتظار بیجایی نیست که اگر توقع داشته باشیم مسئولان نظام اسلامی در دهه چهارم انقلاب توجه ویژه و کاربردی به تئوری های پیشین مطرح شده در مورد زنان کرده و در کنار آن با الگو قرار دادن آرمان های جامعه مهدوی و ویژگی های زن در جامعی مدعی زمینه سازی ظهور به بازآفرینی و خلق نقش های جدید و بروز شده بانوان در ابعاد مختلف باشند که در این میان توجه به رویدادهای صدر اسلام از طریق منابع قرآنی و احادیث و روزآمدی و معاصر سازی آنان با نگاه به افق مهدوی هم ناگزیر و بلکه ضرورتی موکد است.
منابع و مأخذ:
(1) برگرفته از سخنرانی دکتر طبیب زاده نوری در نخستین گردهایی بانوان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران 5/12/87
(2) ماهنامه معارف ، شماره 44
(3) مركز امورزنان و خانواده رياست جمهوري
نشريه الکترونيک ساعت صفر
محمد آقایی پر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، مجید املشی ، حسن عزتي ، nasimesaba
۹:۱۳, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
سوره نور و خانواده مهدوی
مقدمه:
يکي از جذاب‌ترين مباحث مربوط به خانواده و «مهدويت»، آشنايي با معارف مشترک قرآني بين خانواده و مبحث مهدويت است؛ در اين خصوص، سورة نور، در ابتدا با ظرافت و زيبايي خاصّي به مباحث خانواده اشاره کرده و در پايان به بحث منجي و تشکيل حکومت مهدوي پرداخته است.
سوره نور، سوره‌اي است که مباحث آن، عمدتاً پيرامون اخلاق و احکام خانواده و مقابله با ساختار شکنان خانواده است. دقّت در مفاهيم اين سوره، پرده از برخي از اسرار و زيبايي‌هاي ارتباط تنگاتنگ اين سوره با مباحث خانواده و سپس ارتباط مباحث خانواده با موضوع مهدويت بر مي‌دارد.

* امام صادق عليه السلام عنايت ويژه‌اي به اين سوره داشتند و فراگيري آنرا به ويژه براي دختران و زنان لازم مي‌شمردند و مي‌فرمودند:
«حَصَّنُوا أموالَکُم و فُروجَکم بتلاوَة سورَةِ النّور وَ حَصِّنُوا بِها نِساءَکُم فَإنَّ مَن أدمَنَ قِراءَتها في کُلّ يَومٍ أو في لَيلَةٍ لَم يَزنِ أحدٌ مِن أهلِ بَيتِهِ أبَداً...؛ اموال و پاکدامني‌تان را با تلاوت سوره نور حفظ کنيد و با آن زنانتان را محافظت نماييد. پس هرکس بر خواندن آن هر روز يا هر شب مداومت داشته باشد، هرگز احدي از خانواده‌اش دچار عمل منافي عفّت نمي‌شود...»[1] در اين سخن، امام صادق عليه السلام، از واژه «حَصِّنُوا» که از ريشة حِصن به معناي دژ و قلعه است، استفاده کرده‌اند؛ چرا که مباحث اين سوره، عمدتاً در موضوع حصن خانواده و دژ تربيتي محافظ انسان است. سپس مي‌فرمايند: اموال و پاکدامني خويش را با تلاوت اين سوره محافظت کنيد و اين نشان مي‌دهد که اوّلاً يکي از آثار وضعي تلاوت اين سوره، تحت الحفظ قرار گرفتن اموال، اولاد و ناموس انسان از خطرات است و ثانياً نشانگر ارتباط عميق اين سوره با حفظ نهاد خانواده مي‌باشد؛ چرا که محور مباحث اين سوره دربارة مباحث خانوادگي و پرهيز از آسيب‌هاي خطر آفرينِ استحکام خانواده است.

* در اين سوره مبارکه، چهارده مرتبه از واژه «بيوت» استفاده شده است. واژه «بيت» به پناهگاه شبانه انسان اطلاق مي‌شود و «بات» و «بيتوته» يعني شب را در مکاني به صبح رساندن و يا شب را با برنامه عبادي و هدف‌دار، صبح کردن. خداوند متعال کعبه را «بيت الله» و «بيت العتيق» نامگذاري کرد و از همگان خواست تا هنگام عبادت (بويژه در شب) به سوي آن توجه کنند. پس با توجه به معناي لغوي بيت، لازم است همة ما در خانه، داراي برنامه هدف دار براي زندگي باشيم.
در اين سوره، به بيوت الهي نبي‌اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و اهل بيت اشاره شده است؛ چنانچه مي‌فرمايد: Nفِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ...M


. در سوره احزاب خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به «اهل بيت» مشهور شدند و خداوند در مورد ايشان فرمود:
Nإِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًاM


؛ «همانا خداوند مي‌خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور، و کاملاً شما را پاک کند.» [2]

* در اين سوره، بعد از آيه معروف: Nاللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ...M
؛ «خداوند نور آسمان‌ها و زمين است و مَثَل نور او مانند چراغداني است...»، آمده است:
Nفِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِM
؛ «(اين نور) در خانه‌هايي است که خداوند اذن داده رفعت يابند و نام او در آنها برده شود و صبحگاهان و شامگاهان در آنها تسبيح او گفته مي‌شود.»[3] اين مسئله مي‌تواند بيناگر ارتباط تنگاتنگ آيه توحيد «نور» و آيه پس از آن ـ که سخن از بيوت اولياي الهي، به ميان آورده ـ باشد و بدين‌سان رابطه عميق اصل توحيد با اصالت خانوادگي و خانواده‌داري را بيان مي‌کند.
با دقّت در مضامين اين سوره در مي‌يابيم که بيشترين حجم آيات آن مربوط به آسيب‌شناسي خانه و خانواده و راهکارهاي حقوقي و اخلاقي انسجام بخشي و عدم تخريب و فروپاشي نظام خانواده مي‌باشد. مباحث اين سوره، پيرامون مجازات زنا و تهمت به زنا، مذمّت اين گناه بزرگ، ملاعنه، ممنوعيت نگاه حرام، وجوب حجاب و عفاف، لزوم پوشش زينت زنان در برابر نامحرم، تأکيد بر ازدواج، استيذان،[4] نهي از اجبار زنان بر بي‌عفّتي و... است؛ امّا نکته بسيار مهمي که محل بحث ماست، اين است که خداوند پس از تبيين يک سلسله احکام خانواده، به طرح «مسألة مهدويت» پرداخته و مي‌فرمايد: Nوَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَM
؛ «خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين، جانشين [خود] قرار دهد؛ همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد، آنانند كه نافرمانند». در روايات، در تفسير اين آيه آمده است: «نَزَلَتْ في المَهديّ عجل الله تعالي فرجه الشريف؛[5] اين آيه در باره حضرت مهدي عليه السلام نازل شده است.»
همچنين در زيارتي که از امام صادق عليه السلام درباره روز عاشورا وارد شده است، حضرت با اقتباس از اين آيه درباره زمان عدالت گستري امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌فرمايند: «وَاجْعَل لهم أيّاماً مشهورةً وَ أيّاماً مَعلومةً کما ضَمِنتَ لِأولياءِکَ في کتابِکَ المُنزَل فَإنَّک قُلت: Nوَعَدَ الله الّذين آمَنُوا مِنکُم...M
، أللهمَّ أعلِ کَلِمَتَهُم يا لا إله الّا أنتَ، يا لا إله الّا انتَ، يا لا إله الّا أنتَ يا أرحم الراحمين؛ خداوندا! براي ايشان (اهل بيت عليهم السلام) روزگاري معلوم و آشکار قرار بده، همانگونه که آن را در کتابت براي اوليائت تضمين کرده و فرموده‌اي: «خداوند به مؤمنين از شما وعده داد...» خدايا! اي آنکه جز تو معبودي نيست، امر ايشان را برتري بخش، اي مهربان‌ترين مهربانان.»[6]
امتزاج و تربيت مباحث خانواده و سپس طرح آيه مهدويت در اين سوره بيانگر ارتباط تنگاتنگ فرهنگ انتظار و مهدويت با اصالت خانوادگي و استحکام بيان خانواده و توجّه به «بيت» مي‌باشد. انسان‌هاي صالح و تربيت يافته در خانواده‌هاي اصيل، شايستگي پذيرش ولايت و امامت پيشواي آسماني‌اي چون حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را دارند؛ به همين دليل در نظام سياسي و فرهنگ علوي، يکي از ملاک‌هاي گزينش افراد شايسته، تربيت يافتن و برخاستن آنان از «بيوت صالحه» مي‌باشد؛ چنانچه حضرت علي عليه السلام در نامه‌اي به مالک اشتر فرمودند: «ثُمُّ الصَق بِذَوِي المُرُؤاتِ و الأحسابِ و أهل البيوتاتِ الصّالِحَةِ و السَّوابق الحَسَنةِ...؛[7] ( در انتخاب کارگزاران خود) با آنان که خانواده‌دارترند و شخصيت حساب شده دارند و از خانداني پارسا و صالح و با سوابقي درخشانند، ارتباطي نزديکتر برقرار کن (و آنان را برگزين).»
به عبارتي مي‌توان نتيجه گرفت که اصالت‌هاي خانوادگي و رعايت احکام خانواده، چون ازدواج، کنترل چشم، روابط سالم خانوادگي، حيا و عفت، زمينه تحقق وعدة الهي و تشکيل حکومت جهاني آخرين ذخيره الهي را فراهم مي‌کند و کساني که لياقت و توانايي پاک زيستي و اداره يک خانواده را داشته باشند، لياقت مشارکت در اداره جهاني پاک و عاري از هر نوع ظلم و تباهي را نيز خواهند داشت.

سو تيتر
* امتزاج و تربيت مباحث خانواده و سپس طرح آيه مهدويت در اين سوره بيانگر ارتباط تنگاتنگ فرهنگ انتظار و مهدويت با اصالت خانوادگي و استحکام بيان خانواده و توجّه به «بيت» مي‌باشد. انسان‌هاي صالح و تربيت يافته در خانواده‌هاي اصيل، شايستگي پذيرش ولايت و امامت پيشواي آسماني‌اي چون حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را دارند
* اصالت‌هاي خانوادگي و رعايت احکام خانواده، چون ازدواج، کنترل چشم، روابط سالم خانوادگي، حيا و عفت، زمينه تحقق وعدة الهي و تشکيل حکومت جهاني آخرين ذخيره الهي را فراهم مي‌کند و کساني که لياقت و توانايي پاک زيستي و اداره يک خانواده را داشته باشند، لياقت مشارکت در اداره جهاني پاک و عاري از هر نوع ظلم و تباهي را نيز خواهند داشت.
[1] . وسائل الشيعه، ج6، ص252.
[2] . سوره احزاب/33.
[3] . سوره نور/36.
[4] . اجازه خواستن هنگام ورود به خانه و رعايت حريم خانه.
[5] . بحار، ج51، ص53.
[6] . همان، ج98، ص311.
[7] . نهج البلاغه، نامه 53.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: SAViOR ، حسن عزتي ، nasimesaba
۱۹:۳۷, ۲۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
الگو
«فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»[1]
حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف: الگوي خوب من (رفتار و کردار ....)دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله است.
گرچه به کنه و عمق اين موضوع نمي‌توان رسيد و انديشه و بيان ما قاصر است از ترجمان بيان امام، اما شايد بتوان تا حدي جلوه هايي از اين ساحت الگويي را دريافت و در پي آن؛ تلاش جامعه منتظر بر اين باشد که به پيروي از امام خود به آن اهداف و رفتارها نزديک گردد.
1- درک عظمت فقدان نبي و ظلم بر وصي
وقتي ام سلمه ـ که از همسران خوب پيامبر و چون مادري دلسوز براي فاطمهسلام الله عليها بود ـ از حال و احوال او مي‌پرسد؛ فاطمهسلام الله عليها با او چنين درد و دل مي‌کند: « أَصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ فُقِدَ النَّبِيُّ وَ ظُلِمَ الْوَصِيُّ هُتِكَ وَ اللَّهِ حِجَابُهُ؛ بين افسردگي و اندوه صبح نمودم زيرا نبي اسلام از دست رفت و به وصي او ظلم شد» [2]. غم فاطمه از هتک حرمت الهي است و از فقدان پيامبر و ظلم بر وصي او.
و چون زنان مدينه حال او را مي‌پرسند، فاطمه پس از ذکر فقدان پيامبر و ظلم بر وصي،از آنان شکوه مي‌کند؛ از همسرانشان. از رفتار مردانشان و جامعه[3] .
همين اندوه و نيز غم برگشت مردم به جاهليت را به عنوان شکواييه همه اهل بيت مي‌بينيم. همان که قرآن بر آن تاکيد کرده بود: (وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ )...[4]؛ و محمد صلي الله عليه و آله نيست مگر پيغمبرى از طرف خدا كه پيش از او نيز پيغمبرانى بودند و از اين جهان در گذشتند، اگر او نيز به مرگ يا شهادت در گذشت باز شما بدين جاهليت خود رجوع خواهيد كرد.
غم فاطمه و ائمه از سويي فقدان نبي است و از سويي ظلم بر وصي است و همراهي جامعه اي تماشاگر با ظالمان .
درک عظمت فقدان اشرف مخلوقات که تمام انبيا و اوصيا چشم عنايت به او بسته‌اند. درک جايگاه وحي و اضطرار بشر به رسول خدا و مسير او. درک تنهايي و غربت و مظلوميت رسول خدا وآزار و اذيت هايي که هيچ کسي مانند او متحمل آن نشده « ما أوذي نبي مثل ما أوذيت».[5]
فقدان اين شخصيت به مقدار عظمت او بزرگ است. لذا دوري از او براي زهرا سلام الله عليها هراس انگيز است و ناله و ضجه آور و خبر اين که زودتر از همه به رسول خدا صلي الله عليه و آله ملحق مي‌شود، شادي آفرين و آرامش بخش. فقدان چنين شخصيت با عظمتي که در عين پدر بودن، براي او رسول الله صلي الله عليه و آله بود و فرستاده با عظمت حبيب او .
از سويي ديگر؛ درک ظلم بر وصي و اين که سفارش پيامبر صلي الله عليه و آله ناديده گرفته شده و وصي او که تنها راه هدايت بشر است؛ کنار زده شده و ظالمانه ناديده گرفته شده است؛ خار در چشم و استخوان در گلويي او را در مي‌يابد عدم ياوري و بيعت شکني .
شکواي فاطمه سلام الله عليها دو جنبه دارد وشکواي ائمه اطهار عليهم السلام و حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز همان دو جنبه را داراست؛ همين غم و اندوه و شکواييه را در دعاي افتتاح مي‌بينم و ناله و شکواييه که منتظران دارند: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْكَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُه‏؛ بار الها! به درگاه تو از فقدان پيامبر و غيبت ولىّ خود و سختى زمانه و وقوع فتنه‏ها و چيرگى دشمنان و كثرت دشمنان و كمى عددمان شكايت مى‏كنيم. بار الها! با فتح عاجل و نصرت عزّتمند خود و امام عادلى كه ظاهر مى‏سازى‏ فرج را برسان‏».[6]
2- تلاش خستگي ناپذير
حضرت زهراسلام الله عليها با تمام کوشش شبانه و روزانه، پنهان و آشکارا، افراد را به دين خدا و ولي خدا دعوت مي‌نمود. چه شبانه که به اتفاق اميرالمؤمنين عليه السلام و حسنين عليهم السلام به درب خانه انصار و مهاجر مي‌رفت و تک تک با افراد سخن مي‌فرمود[7] و چه به صورت آشکارا در مسجد پيامبر در حضور همه و يا با ناله ها و گريه‌هاي شبانه و روز خود.
حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز تلاشگري است خستگي ناپذير «الجحجاح المجاهد»[8]. عنايات او فقط در حد راه نشان دادن به محروم گمشده‌اي خلاصه نمي‌شود. در طول تاريخ؛ هدايت‌ها، جلوه نمايي‌ها و الطاف او بي حد و اندازه است.
امام سجاد در وصف منتظران حضرت مهدي چنين فرمودند:«الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً»[9]؛ منتظران پنهان و آشکارا، افراد را به دين خدا دعوت مي‌کنند.
3- مبارزه و دفاع از دين
حضرت زهراسلام الله عليها با همه وجود از دين دفاع نمود، و در عين مظلوميت و غربت بر سختي ها استقامت نمود و در آخر جان خود را فداي ولي خدا و وصي نبي خدا نمود. تحمل و صبر حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف براي دفاع از دين است .براي جامعه منتظر که الگوي خود را امام خود و حضرت زهراسلام الله عليها قرار داده است؛ مبارزه و دفاع از دين، مهمترين وظيفه است .
[1]. بحارالأنوار،ج53، ص 178.
[2]. بحارالأنوار، ج 43، ص 156.
[3]. معاني الاخبار، ص 354.
[4]. آل عمران 114.
[5]. المناقب، ج3 ، ص247.
6. کمال الدين و تمام النعمه، ج2، ص 514.
[7]. بحارالأنوار.ج29، ص191.
8. مصباح‏المتهجد، ص 409 .
[9]. بحارالأنوار، ج 36 ، ص 386.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، حسن عزتي
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا