|
دوست دخترنداری؟مگه می شه!
|
|
۲۳:۳۵, ۴/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۲ ۰:۰۰ توسط علمدار133.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
جوان شدی و نیازداری بایکی دوست باشی ،نه از این دوستای معمولی ها .بالاخر ه تو هم دل داری بابا... وقتی دوران مدرسه به پایان می رسد و پا به دانشگاه می گذاری ،قند توی دلت آب می شود که دیگر مجبور نیستی سر ساعت 8 ،در مدرسه حاضر شوی و سر ساعت 3 برگردی خانه و اگر یک ربع دیرتر برسی ،مادرت با هزار سال و جواب ، آخر بفهمد که سر راه در پارک محل با دوستانت یک بستنی خورده ای! خلاصه روزهای زیر ذره بین بودنت تمام شده و حالا به عنوان یک جوان ، دانشجو هستی ، سربازی می روی و یا کاری را انتخاب کرده ای. جز دوران سربازی در بقیه ی موقعیت های جدیدت ، یک فرق عمده وجود دارد که از خدا پنهان نیست از بنده ی خدا هم پنهان نباشد ، این تفاوت را بسیار دوست داری! تو دیگر تا چشم کار می کند ، همجنسانت را نمی بینی ؛ حتی اگر در دانشگاهی باشی که کلاس هایش را تفکیک جنسیت کرده اند ، از سلف دانشگاه تا کتابخانه و حیاط که می توانی آزادانه تر در آن قدم بگذاری ، تو را در موقعیت ارتباط با جنس مخالف قرار می دهد. فرض ما بر این است که تا امروز فقط حواست به درس و کتاب بوده و از امروز به بعد هم حواست پیش درس هایت خواهد بود اما بخش کوچکی از آن ، گاهی به سمت قطب منفی جنس مخالف کشیده می شود. البته اینکه در عنفوان جوانی هستی و دوپینگ نکرده ، انرژی ات دنیا را تکان می دهد ، قابل انکار نیست . غریزه ای هم که چند وقتی است ،پررنگ تر شده را هم نمی توان منکر شد اما با تمام این شرایط، چیزی که باید شش دانگ حواست را به آن بدهی ، مهار نیازی است که اگر غافل شوی ،ضربه فنی ات خواهد کرد. هرکاری در این دنیا قواعد خودش را دارد . باید نحوه ی انجامش را آموخت و بی گدار به آب نزد .تا قبل از این ، کنترل محسوس و نامحسوس والدین به تو کمک می کرد تا راحت تر رفتار کنی. هرچند در خیلی از موارد دلت آن جای دیگر بود و خودت جای دیگر اما نتیجه ی آن ، رفتارهای داخل چهارچوبی بود که داشتی . همین اول بگویم که این کشش به جنس مخالف ، طبیعی است و غدد درون ریز بدنت بیکار ننشسته و کار خودشان را خواهند کرد.وقتی صفات ثانویه جنسی پیدا می کنی و به عنوان یک زن یا مرد ، تغییراتی در بدنت رخ می دهد ، یعنی دیر یا زود جنس مخالف برایت معنایی دیگر پیدا خواهد کرد. از طرفی زمینه هم برای اقدام بلامانع در جهت رسیدن به آن مطلوب ِ مهجور ، آماده است. حال چه کنی تا گرفتار نشوی؟ در قدم اول بی خیال دوستانی شو که می گویند این روزها هر کسی کسی دارد و یار نو رسی دارد . این روابط نه تفریح است و نه سرگرمی ، صحبت عاطفه و احساس دونفر است و درگیر شدن های روحی که می تواند آسیب جدی برساند. صحبت از ارزش وجودی دختر و پسری است که قرار است خود را تا پیدا کردن نیمه ی گمشده شان پاک نگه دارند. به دوستان و همکلاسی هایی که می گویند : مگه می شه دوست دختر و دوست پسر نداشته باشی؟ بگو : من در این موضوع بی استعدادم .بگذار دلشان خنک شود . زیاد طول نمی کشد که ورق رابطه ی احساسی و هیجانی شان بر می گردد و تبدیل به آه های شبانه و بی تابی های روزانه می شود.مخالفت های خانواده ، بی وفایی یکی از طرفین ، افت تحصیلی ، چند شکست پی در پی ، بی اعتمادی به جنس مخالف ، مشکل در انتخاب همسر،تنوع طلبی و ... . اینها بخشی از مشکلاتی است که دوستانت به تو نخواهند گفت. البته می دانم اگر بخواهی برای هر کدام، توجیهی خواهی داشت اما کمی صبر کن و مقاله که به پایان رسید ، نظرت را برای ما بنویس. پیشنهاد ما این است که همه ی حرفهای قدیمی ها اشتباه نبوده و یکی از حرف های درستشان تشبیه دختر و پسر به آتش و پنبه است. حتی اگر همکلاسی ِ جنس مخالف داری و یا در محل کار ، زیر یک سقف و در یک اطاق با جنس مخالفی کار می کنی ، به محدوده ی خطر نزدیک هم نشو. این موضوع مثل اعتیاد است. پیشگیری بهتر از درمان جواب خواهد داد. کنترل چشم ها و دلت را به دست بگیر. دیگر بزرگ شده ای و اولین نشانه ی مرد شدن ، پشت لب سبز شدن نیست ! اولین نشانه ی زن شدن هم چیزهایی نیست که فکر می کنی. بلکه اولین نشانه ی یک بزرگ سال ،قدرت کنترل هیجانات و غرایزش می باشد . خودت را به هرچه بادا باد نسپار ، در برابر وسوسه ها مقاوم عمل کن. مثل یک ساختمان ضد زلزله، چو بید بر سر ایمان خویش نلرز.فرمول آن راحت است ؛ دل به دست ِ کمان ابرویی کافر کیش نده تا با آرامش زندگی کنی. البته داشتن رویاهای عاشقانه ، جزیی از روحیات یک جوان است اما باور کن ازدواج با این فانتزی ها فرق می کند و باید برای انتخابی صحیح ، بجای عاشق شدن در یک نگاه و در یک کلاس ، طبق معیارهای واقع بینانه عمل کنی. نقش ایمان واقعی را جدی بگیر. کسی که خدا را در تمام لحظات زندگی اش می بیند ، باور می کند مانیتورینگ قلبی ،حرفی، چشمی، پیامکی، اینترنتی و..... می شود. در این شرایط دوری از گناه آسان تر است. بجای ناله های عاشقانه بهتر است خودت را آماده کنی تا زودتر برای ازدواج آستین ها را بالا بزنی. درس، سربازی، پیدا کردن ِ کار مناسب و ... . خیلی کارها هست که باید انجام دهی پس وقتت را به روابط بی سرانجام با کسی که نمی دانی چقدر در زندگی ات جدی می شود یا نمی شود ، صرف نکن. صبر کن تا گوهر شناس قابلی پیدا شود و آنوقت تحت نظارت خانواده ها و پس از مشورت با افرادی که دوتا پیراهن بیشتر پاره کرده اند ، برای ازدواج پا پیش بگذار و اگر لازم شد چند باری رفت و آمد و گفتگو کن .درست است که احتمال دارد با افراد زیادی برای ازدواج حرف بزنی و به نتیجه نرسی اما این حرف زدن ها کجا و آن کافی شاپ نشینی ها کجا !!! میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است. جنس مخالف ،لولو نیست اما اگر ندانی با آن چگونه برخورد کنی بدتر از برق 220 ولت عمل می کند. سپاسگزارم از زمانی که صرف بازدید از این مقاله نمودید. ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۰۹, ۵/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۲ ۲۲:۱۳ توسط رنجستان.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
خب اقا یدرست پسند الان مجددا با دقت بیشتری پست اولتان را خواندم ولی الان بیشتر از بار اول نبست به پاسخ های شما درباهر اقول خودم گنگ شده ام. بارو کنید متوجه منظورتان نشدم
شما درباره ازدوج حرف زدید یا دوست دختر و دوست پسر داشتن؟ چون اولش اینجوری بود اما اخرش به ازدواج ختم شده. اصلا الان که مجدد ارسال اولتان را خواندم دچار شک شدم که نکند اصلا منظور شما را بد گرفتم. با این حال مجددا چند نقد بر مطلب شما میزنم نقل قول:از طرفی زمینه هم برای اقدام بلامانع در جهت رسیدن به آن مطلوب ِ مهجور ، آماده است. حال چه کنی تا گرفتار نشوی؟ خب برادر عزیز شما در پاسخ به این سوال خود چنین راهکاری ارائه داده اید نقل قول: در قدم اول بی خیال دوستانی شو که می گویند این روزها هر کسی کسی دارد و یار نو رسی دارد . این روابط نه تفریح است و نه سرگرمی **** بگو : من در این موضوع بی استعدادم خب برادر من چرا من باید اینجوری با اونها جواب بدم؟ و چرا باید چیزی را خدا برایم حلال کرده بر خود حرام کنم؟!!!!! من هرگز به انان اینجوری جواب نمیدهم بلکه به انان میگویم من هم به جنس مخالفم گرایش دارم و با او بودن برایم شیرین است و این را هم میدانم که در کلاس دختری هست که به با من بودن علاقه دارد و اتفاقا من با او صحبت کردم و او هم به دوستی با من تمایل نشان داده ولی من با او صحبت کردم و در چند جلسه از اسلام و ازدواج موقت حرف زدم و او هم پذیرفت که با من از راه شرعی دوست و در واقع همسر من باشد . ولی شما ها داردی راه را اشتباه میروید بروید با دوست دخترهایتان حرف بزنید و انها ر متقاعد کنید مطمئن باشید که انها اگر دلشان با اسلام باشد و پاکی را دوست داشته باشند قبلو میکنند. انوقت خواهید دید که چه اثرات مثبتی را برای شما در تمام جنبه های زندگی به ارمغان می اورد. بله درست پسند من اینجوی جواب میدهم و اینجوری تبلیغ اسلام را میکنم و هرگر یه بچه مذهبی را خشک مقدس و عقب مانده نشان نمیدهم بلکه یک مذهبی را روشن فکر البته از نوع اسلامیش نشان می دهم. این چیزها را که میگویم خودم عمل کرده ام که میگویم و خدا را شاهد میگیرم که اثر عجیبی در انها گذاشت و خیای از انها که اتفاقا از نظر عقیدتی هم به شدت متزلزل بودند با دوست دخترهایشان محرم شدند اما اگر مثل شما جواب مبدادم اسلام دینی خشک و بی روح و ازار دهنده وه لذت ها را منع میکند نشان داده میشد و چند فحش هم بار من و دیگر مذهبی ها میشد نقل قول: زیاد طول نمی کشد که ورق رابطه ی احساسی و هیجانی شان بر می گردد و تبدیل به آه های شبانه و بی تابی های روزانه می شود.مخالفت های خانواده ، بی وفایی یکی از طرفین ، افت تحصیلی ، چند شکست پی در پی ، بی اعتمادی به جنس مخالف ، مشکل در انتخاب همسر،تنوع طلبی و ... .با این حرفها موافقم اما این چیزها به طور معمول در روابط حلال ایجاد نمیشود و روابط نامشروع هست که بلا استثنا به این جاها ختم می شود. البته این را هم بگویم که اگر کسی در ازدواج موقت افراط کند قطعا به تنوع طلبی گرفتار می شود که بسیار بسیار خطرناک است و باعث میشود شخص دیگر نتواند ازدواج کند و یا تمام زندگیش را با یک شخص ثابت ببندد. از همین رو هست که اهل بیت فرمودند در ازدواج موقت زیاد روی نکنید نقل قول:پیشنهاد ما این است که ... حتی اگر همکلاسی ِ جنس مخالف داری و یا در محل کار ، زیر یک سقف و در یک اطاق با جنس مخالفی کار می کنی ، به محدوده ی خطر نزدیک هم نشو. این موضوع مثل اعتیاد است. پیشگیری بهتر از درمان جواب خواهد داد.****برادر عزیز والله قسم این پیشنهاد شما عملی نیست. توجه کنید که بنده قسم لفظ جلاله خوردم . حضرت یوسف هم در اتاق با زلیخا تنها شد بعد از کمی کنترل کردن دیگر دید نمیتواند تاب بیاورد فرار کرد. ایا میشود از سر کلاس یا محل کار فرار کرد؟ تا چند روز میخواهی سر کار خودت را کنترل کنی؟. آیا شیطان تو را رها میکند؟ برادر والله قسم این چیزی که میگویید عملی نیست هرگز و هرگز و هرگز. این چیزها فقط برای چند ساعت یا چند روز شاید بتواند جواب دهد ولی بعد همان میشود که شما میگویید نباید بشود. خب این بود پیشنهاد شما . اما خدای که این انسان را خلق کرده به او گفته اگر در جای در کنار نامحرمی قرار گرفتی اگر دیدی که این مساله تو را دارد به گناه می اندازد برو جلو و با ان زن یا مرد باب صحبت را باز کن و کم کم و با کنایه از او بخواه که به عقدت در بیاید یا تو را عقد کند(البته معمولا اقایان میروند جلو و از همین جهت است که خدا در قران مردان را خطاب قرار داده والا اگر زن هم چنین کند هرگز حرام نیست و بی حیایی نیست) دیدی برادر منف خدا میگوید اینجوری به منطقه خطر نزدیک شو و بعد خطر را غافل گیر کن و او را دور بزن و ان خطر را به فرصت و امنیت تبدیل کن. نقل قول:بلکه اولین نشانه ی یک بزرگ سال ،قدرت کنترل هیجانات و غرایزش می باشدبرادر من اسلام به همان روش بالا که عرض کردم میگوید غریزه و هیجانت را کنترل کن نا با این شیوه ای که شما گفتید. نقل قول:خودت را به هرچه بادا باد نسپار ، در برابر وسوسه ها مقاوم عمل کنیا ازدواج موقت و عمل کردن به ان راهی که خدا برای ما قرار داده خود را به هر بادی نمیسپاریم و در برابر وسوسه های شیطان نتنها مقاومت نمیکنیم بلکه اساساً وسوسه او را نابود میکنیم نقل قول:بجای ناله های عاشقانه بهتر است خودت را آماده کنی تا زودتر برای ازدواج آستین ها را بالا بزنی. درس، سربازی، پیدا کردن ِ کار مناسب وبرادر من ما با ازدواج موقتت در اغوش همسرمان که رضایت الهی را در پی دارد ناله های عاشقانه سر میدهیم و این ناله ها به فرموده اهل بیت عزیرمان همه تسبیح خدا محسوب میشود و برایمان ثواب نوشته می شود. برادر من اسلام نمیگوید از 15 سالگی انقدر صبر کن و خودت را زجر بده و عقده ای بکن تا بالاخره در سن 27 - 28 سالگی بتوانی کار پیدا بکنی و پولی تهیه کن یو ازدواج کنی. بلکه خدا میگوید بنده خوبم انقدر دوستت دارم که دلم نمیخواهد اگر شرایط ازدواج دایم برایت مهیا نبود خودت را با روابط نامشروع به گناه بندازی یا با صبر کردن زجر بکشی و به هزار بیماری عصبی و روانی و خشونت و بی بازدهی مبتلا بشوی به همین خاطر برایت ازدواج موقت را قرار دادم تا در این مدتی که شرایط اطدواج دائمت فراهم نیست با ان ارامش بگیری و از نعمت لذت با جنس مخالفت بهرهمد شوی تا هر وقت امدی دو رکعت نماز بخوانی بفهمی که داری چه میخوانی و با چه کسی حرف میزنی تا به این طریق به ساحت من جسارت نکنی و ادب را در درگاه من به جای اوری و.... به هر حال این راه حل شما مبنی بر صبر کردن تا زمان ازدواج دائم با پیشنهادی که خدا به ما میدهد کاملا مخالف است و این چنین پیشنهاد های مال دوّمی است. عفو بفرمایید. (۵/تیر/۹۲ ۲۱:۵۴)اولولالباب نوشته است: ببخشید برادر پیرو مکتب فروید بودن هزاران بار بهتر از پیرو مکتب عُمر بودن است کلا با این پاسهای که دادید متوجه شدم که خیلی از مرحله پرت هستید و اصلا در باغ نیستید و اصلا متوجه حرفای بنده نشدید. شرمنده ترجیح میدهم با افراد اگاه و فهمیده تر حرف بزنم. |
|||
|
۱:۵۹, ۶/تیر/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
وظيفه ي جواني كه به بلوغ عقلي و جنسي رسيده ولي امكان ازدواج برايش فراهم نيست چيست؟؟
[color=#800000] پاسخ: قران كريم درباره ي چنين جواني مي فرمايد: راه عفاف را پيش گيرند كساني كه امكان ازدواج برايشان نيست تا خداوند ان هارا از فضل خود بي نياز كند. قران كريم هيچ راهي جز عفاف و پاكدامني و مهار نفس را نميپذيرد زيرا خداوندي كه غريزه ي جنسي را به انسان داده به او نيز قدرت ايمان و اراده اي بخشيده تا خويشتن داري كند و مانع گناه شود. منبع:http://goftomanedini.com/showthread.php?t=39167 |
|||
|
|
۱۰:۴۷, ۶/تیر/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:ببخشید برادر پیرو مکتب فروید بودن هزاران بار بهتر از پیرو مکتب عُمر بودن است شرمنده هیچگاه به فردی که مخالف نظر بنده است توهین نمی کنم در صورتی که به جای فکر در عمق جمله در بند کلمه ی فروید مانده اند و ره افسانه زدند. اری این حکایت این دوستانی است که بنده را به نااگاهی متهم می کنند بهتر است به جای طعنه زنی یک بار دیگر عقاید فروید را مرور کنند.. فروید مگر همان فردی نیست که می گوید انواع روابط جنسی در این جهان ازاد گذاشتته شود چراکه در این صورت این مسائل به قول شما که از زبان فروید می گویید حل می شود نکند دلیل شما نیز همان دلیل فروید است: چون غریزه در میان حیوانات حل شده است چراکه به ازادی روابط روی اورده اند
اشکلات عمده بر این مفهم نیز وارد است از جمله این که روابط در میان حیوانات حل شد نیست و گرنه این همه نزاع ها بر سر جفت یابی بی معنی بود و همچنین مسائل جنس در میان موجودات فصلی است در صورتی که در میان انسانها اینگونه نیست. درست است حرف شما کاملا منطبق بر این مفهوم است اما ظریف تر از این موارد امده است و ان این است که در قاللب ازدواج موقت صورت گیرد و شرع را بازیچه ای برای شهوت رانی عمومی در جامعه قرار دهد در صورتی که اینگونه نیست .
ازدواج موقت همانند شیر اطمینانی است که نباید همیشه ان را باز گذاشت
در غیراین صورت چقدر فراوان می شوند سیبان گاز زده ای که در جامعه چراکه طبق نظر شما هر کس کمی از جانب شهوت جنسی تهدید شد سریع به ازدواج موقت روی می اورد.
پس در مکتب شما جایگاه عفاف و کنترل غرایز دیگر چیست مثلا چون ما گرسنه ایم برای رفع گرسنگی هر چه می خواستیم بخوریم این اشتها سیری ناپذیر است و همچنین تنوع طلبی نیز مزید بر علت است درست است که کاه از خودمان نیست اما کاهدان که از خودمان است.مگر انسان در این ازدواج های موقت به یک نفر راضی می شود ،نه نمی شود
درثانی این ازدواج موقت نیز بازیچه نیست که فقط برای اطفای شهوات باشد بلکه فلسفه ی دیگری دارداز جمله" ممکن است بیوه زنی باشد کار افتاده وفرد سرپرستی او را با این ازدواج بر عهده بگیرد. یاکه در زمان جنگ در اثر شهید شدن مردان برای کنترل جمعیت زنان باید ازدواج متعه صورت گیرد. حال اینکه شما می خواهید این مشکلات را ریشه کن کنید بهتر است به اصل موضوع که همان ازدواج دائم است بپردازید.
و چه خوب است که سن ازدواج پایین بیاید و به 23-24 برسد سن ازدواج حضرت علی و پیامبر که در این صورت تمام مشکلات حل شدنی است کافیست ما نیز کمی به سنت عمل کنیم نه اینکه بر جایگاه فقها بنشینیم و فتوا صادر کنیم.
در ضمن انگونه که شما می گویید برای مثال من دانشجوی همکلاسی خود که طبعا باکره نیز هست را صیغه کنم به همین سادگی نیست و در صورتی این صیغه یا متعه صحیح است که با اذن پدر یا ولی صورت گیرد به نظر شما هیچ پدری راضی می شود ؟؟؟؟؟
به چند تن از فتاوای مراجع عظام توجه کنید: آیت الله سید علی خامنه ای در ازدواج (موقت يا دائم) شرط است كه زن، شوهر نداشته باشد و در عدّه كسى ديگر هم نباشد و اگر دختر باكره است بايد بنابر احتیاط واجب از ولى (پدر يا جد پدرى) وى اذن گرفته شود. منبع فتوا آیت الله سید علی سیستانی دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است ، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، اگر بخواهد شوهر كند ، چنانچه با كره باشد و متصدى امور زندگانى خويش نباشد ، بايد از پدر ، يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ، بلكه ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر خود متصدى امور زندگانى خويش باشد نيز بايد اجازه بگيرد ، و اجازه مادر و برادر لازم نيست . منبع فتوا یت الله ناصر مکارم شیرازی دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است، يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد چنانچه باكره باشد احتياط آن است كه با اجازه پدر يا جدّ پدرى ازدواج نمايد منبع فتوا آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی دختري كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است ـ يعني: مصلحت خود را تشخيص ميدهد ـ اگر بخواهد شوهر كند، چنان چه باكره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد، اجازه مادر و برادر لازم نيست. منبع فتوا آیت الله حسین وحید خراسانی دخترى كه به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است ـ یعنى مصلحت خودرا تشخیص مى دهد ـ اگر بخواهد شوهر كند ، چنانچه باكره باشد ـ بنابر احتیاط واجب ـ باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد ، و اجازه مادر و برادر لازم نیست. منبع فتوا آیت الله یوسف صانعی در عقد موقت اجازه پدر یا جد پدری بنا بر اقوی لازم است. منبع فتوا در ضمن به چند استفتا به نقل از وبلاگhttp://www.ahkaam.blogfa.com/post-20.aspx توجه کنید: سؤال:در شرح كتاب شريف (من لا يحضره الفقيه) در ذيل ازدواج مو قت مسأله اى را بدينگونه طرح گشته است كه اگر ازدواج موقت انجام گيرد با دخترى باكره و قيد شود كه تلذذ جسمى و دخول صورت نپذيرد و صرفاً به صحبت و گفتگو بسنده شود ديگر نيازى به اذن پدر نيست. نظر حضرتعالى در اين مورد چيست؟ پاسخ: معظم له اذن پدر را شرط مى داند مطلقاً. سؤال:: اگر دختر و پسرى بخواهند با هم ازدواج کنند ولى براى شناخت و آشنايي بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتى داشته باشند ولى پدر دختر بدليل فرهنگ غلط جامعه اجازه ندهد آيا دختر و پسر مى توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت يکديگر در ايند ؟ پاسخ[/b]: جايز نيست و عقد باطل است . سؤال: آيا مى شود با يك دختر ازدواج موقت كرد و اگر با يك دختر در مكان خلوت باشيم و احتمال گناه برود آيا مى شود بدون اجازه والد دختر او را صيغه كرد؟ [/b] پاسخ: اذن پدر حتى در فرض سوال لازم است . سؤال: اگر دختر و پسرى بخواهند با هم ازدواج کنند ولى براى شناخت و آشنايي بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتى داشته باشند ولى پدر دختر اجازه ندهد آيا دختر و پسر مى توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت يکديگر درآيند ؟ [/b] پاسخ: جايز نيست و عقد باطل است . سؤال: آيا مى شود با رضايت دختر ازدواج موقت كرد؟ [/b] پاسخ: اذن ولى دختر (پدر يا جد پدرى) لازم است و اگر دختر در شؤون زندگى خود مستقل است اذن ولى او ـ بنابر احتياط واجب ـ لازم است. حال راهکار چیست راهکار همان ایه ای است که برادر عزیز علی امینی گفتند: قران كريم درباره ي چنين جواني مي فرمايد: راه عفاف را پيش گيرند كساني كه امكان ازدواج برايشان نيست تا خداوند ان هارا از فضل خود بي نياز كند. قران كريم هيچ راهي جز عفاف و پاكدامني و مهار نفس را نميپذيرد زيرا خداوندي كه غريزه ي جنسي را به انسان داده به او نيز قدرت ايمان و اراده اي بخشيده تا خويشتن داري كند و مانع گناه شود. [b]بنا بر نص متون اهل بیت در این راه روزه داری و بلند گذاشتن موها کمک کننده است و به خصوص روزه که فوق العاده تاثیر گزار است .
ممنون از اینکه وقتتون را صرف مطالعه کردید.. [/b] |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: 40.gif]](http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/40.gif)




در ازدواج (موقت يا دائم) شرط است كه زن، شوهر نداشته باشد و در عدّه كسى ديگر هم نباشد و اگر دختر باكره است بايد بنابر احتیاط واجب از ولى (پدر يا جد پدرى) وى اذن گرفته شود.
دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است ، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، اگر بخواهد شوهر كند ، چنانچه با كره باشد و متصدى امور زندگانى خويش نباشد ، بايد از پدر ، يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ، بلكه ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر خود متصدى امور زندگانى خويش باشد نيز بايد اجازه بگيرد ، و اجازه مادر و برادر لازم نيست .