|
پرهیز از مجادله بی فایده
|
|
۱:۳۵, ۵/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۲ ۵:۴۴ توسط s-r.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام
وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ في آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في حَديثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّکَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ انعام 86 و چون کسانی را دیدی که در آیات و نشانه های ما به هرزه گویی می پردازند ( و تو به اقتضای جوّ صدر اسلام در آن مجالس شرکت داری ) از آنها روی برتاب تا در سخنی دیگر وارد شوند و اگر شیطان از یادت برد ، پس از یادآوری با گروه ستمکاران منشین. برگزیده تفسیر نمونه، ج1، ص: 610 شأن نزول: از امام باقر علیه السّلام نقل شده که: چون این آیه نازل گردید و مسلمانان از مجالست با کفار و استهزاکنندگان آیات الهى نهى شدند جمعى از مسلمانان گفتند: اگر بخواهیم در همه جا به این دستور عمل کنیم باید هرگز به مسجد الحرام نرویم، طواف خانه خدا نکنیم (زیرا آنها در گوشه و کنار مسجد پراکندهاند و به سخنان باطل پیرامون آیات الهى مشغولند و در هر گوشهاى از مسجد الحرام ما مختصر توقفى کنیم ممکن است سخنان آنها به گوش ما برسد) در این موقع آیه بعد (69) نازل شد و به مسلمانان دستور داد که در این گونه مواقع آنها را نصیحت کنند و تا آنجا که در قدرت دارند به ارشاد و راهنمایى آنها بپردازند. تفسیر: دورى از مجالس اهل باطل! از آنجا که بحثهاى این سوره بیشتر ناظر به وضع مشرکان و بتپرستان است در این آیه و آیه بعد به یکى دیگر از مسائل مربوط به آنها اشاره مىشود، نخست به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مىگوید: «هنگامى که مخالفان لجوج و بىمنطق را مشاهده کنى که آیات خدا را استهزاء مىکنند، از آنها روى بگردان تا از این کار صرف نظر کرده به سخنان دیگرى بپردازند» (وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ). سپس اضافه مىکند این موضوع به اندازهاى اهمیت دارد که «اگر شیطان تو را به فراموشى افکند و با این گونه اشخاص سهوا همنشین شدى به مجرد این که متوجه موضوع گشتى فورا از آن مجلس برخیز و با این ستمکاران منشین» (وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ). سؤال: مگر ممکن است شیطان بر پیامبر مسلط گردد و باعث فراموشى او شود؟ در پاسخ این سؤال مىتوان گفت که روى سخن در آیه گر چه به پیامبر است،اما در حقیقت منظور پیروان او هستند که اگر گرفتار فراموشکارى شدند و در جلسات آمیخته به گناه کفار شرکت کردند به محض این که متوجه شوند باید از آنجا برخیزند و بیرون روند، و نظیر این بحث در گفتگوهاى روزانه ما در ادبیات زبانهاى مختلف دیده مىشود که انسان روى سخن را به کسى مىکند اما هدفش این است که دیگران بشنوند. ممکنه این مبحث قبلا هم با شکلهای دیگه ای مطرح شده باشه. اما من باب تذکار مجدد به قدیمیها و گوشزد به تازه واردهایی مثل خودم (البته خاک پای همه دوستان هم هستم) و برداشت شخصی که از برخی از مباحث تالار داشتم این تاپیک را ایجاد کردم شاید مفید باشه . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







