|
تعاریف افراط و تفریط و اعتدال از منظر اسلامی چیست؟
|
|
۹:۴۵, ۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام
حتما شما هم در مسائل روزمره زیاد کلماتی نظیر افراط و تفریط و اعتدال و میانه روی و ...... را می شنوید. در چه مواردی بیشتر برخورد داشتید؟ شاید برای شروع بد نباشد چند سوال پرسید تعریف افراط و تفریط و اعتدال چیست؟ اصلا چه مبنایی اصالت تعریف اینها را دارد و با چه خط کشی می توانیم بسنجیم که کدام کار افراطی، تفریطی و یا اعتدالی است؟ نقش دقیق اعتدال در اسلام چیست؟ اگر تعریف درستی نداشته باشیم، حتما دیگران برای ما تعریف خواهند کرد. مثلا چادری بودن افراط است و بی حجابی تفریط... حالا هر پوششی، فقط باشد می شود اعتدال؟ یا مثلا عدم مصرف مشروبات الکلی افراط است و دائم الخمر بودن تفریط. یک ته لیوان در مهمانی می شود اعتدال؟ یا مثلا ایستادن در جلوی دشمن افراط است و تسلیم تفریط. باید امتیاز دهیم و عقب نشینی هم داشته باشیم. اعتدال اینست؟ و از این دست مثالها.... |
|||
|
|
۱۰:۱۷, ۹/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/تیر/۹۲ ۱۰:۲۰ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
ممنون از بابت تاپیک ... خیلی خوبه نظر بقیه رو در مورد افراط و تفریط جویا بشیم !!!
![]() ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبيرُ (آیه 32 سوره فاطر ) سپس این کتاب ( آسمانی ) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم ( امّا ) از میان آنها عده ای بر خود ستم کردند ، و عده ای میانه رو بودند ، و گروهی به اذن خدا در نیکیها ( از همه ) پیشی گرفتند ، و این ، همان فضیلت بزرگ است . آیه به وضوح میگه زمانی که به اون قوم کتاب اسمانی داده شد مردم قوم سه دسته شدند عده ای ظلم کردند عده ای میانه رو بودند عده ای از بقیه پیشه گرفتند ولی قرآن به صراحت گروه سوم رو که شاید افراطی بخوننش تمجید میکنه و میگه این ( پیشی گرفتن در خوبی ها ) همان فضیلت بزرگ است . پس زمانی که حق و باطل مشخص شدند ( اورثنا الکتاب ) هر چه به خوبی ها نزدیک تر باشیم بهتر و با فضیلت تر است و میانه رو ها هیچ وقت به فیض کبیر نمیرسند . به قول یک عزیزی راه رفتن بین حق و باطل نامش میانه روی نیست !!! |
|||
|
|
۱۰:۳۷, ۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۹/تیر/۹۲ ۹:۴۵)علائم ظهور نوشته است: با سلاممبنا افراط و تفریط حق هست و مبنا حق خدا اسلام دین اعتدال هست و در مورد نظر شما فکر میکنم بازی با کلمات هست حجاب افراط نیست ولی در اسلام گردی صورت بلا مشکل هست پس فقط یک چشم بیرون گذاشتن افراط هست یا در جنگ ایستادن در در مقابل دشمن افراط نیست ولی انتهاری جنگیدن افراط شاید میشود مثال سلیمان خزائی و مختار که سلیمان با افراط خود و بعضی از یارانش رو به کشتن دادان و شهید شدند بدون رسیدن به هدف ولی مختار با تفکر به هدف خود رسید و به مقام شهادت هم رسید |
|||
|
|
۸:۲۹, ۱۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ممنون از نظرات و مستندات
(۹/تیر/۹۲ ۱۰:۱۷)دیدگاه نوین نوشته است: [color=#0000CD]آیه به وضوح میگه زمانی که به اون قوم کتاب اسمانی داده شد مردم قوم سه دسته شدندآیا میانه روی به معنای حرکت بین حق و باطل است یا...؟! (۹/تیر/۹۲ ۱۰:۳۷)ارش کمانگیر نوشته است:این البته نظر بنده نبود. ادعاهایی بود که هر از گاهی در جامعه می شنویم در همین سایت هم بگردید بعضی جاها شبیه این حرفها وجود داره |
|||
|
۱۰:۲۴, ۱۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۵/تیر/۹۲ ۸:۲۹)علائم ظهور نوشته است: ممنون از نظرات و مستندات این بحث جزو معدود بحثهای مفید هست که متاسفانه اصلا ازش استقبال نمیشه میانه روی به معنای میان حق و باطل نیست ولی حق هم با افراط و تفریط میانه ندارد باز هم میگم تند روی در هیچ جای اسلام تایید نشده است |
|||
|
|
۱۲:۵۳, ۱۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
فرق میانه همون اعتداله؟
و فاصله ی هر کدوم از این دو با حق، چه قدره؟ |
|||
|
۱۷:۱۶, ۱۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۵۳, ۱۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
۱۸:۲۷, ۱۵/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۲ ۱۸:۳۴ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
متاسفانه این تعریف اعتدال که بین بعضی آدمهای اطرافمون می شنویم اعتدال نیست.
ببینین گاهی اوقات به ما میگن در انفاق نه افراط کنید نه تفریط. نه اونقدر سخت بگیرین که یه تومن هم ازتون چکه نکنه. نه اینقدر بدین که چیزی برای خانواده خودتون نمونه. بنابراین اگر امر به چیزی کرده کنارش نهی هم هست. اما مثلا وقتی گفته روزه فقط رمضان واجبه به این معنا نیست که اگر کسی شعبان رو هم روزه گرفت افراط کرده. میخوام بگم تفاوت امر و نهی و تشویق و بسنده کردن به حدود واجبات و ... اینها باید تفکیک بشه. در مورد حجاب میگن اگر خواستین کسی رو دعوت به حجاب کنین تا جایی پیش برین که فقط گردی صورت باقی بمونه و موهایش کاملا پوشیده بشه اما این به معنای این نیست که اگر کسی خواست با رغبت و میل، بیشتر خودش رو بپوشونه افراط کرده. صورت خودش هست دوست داره بیشتر بپوشونه. اینها تعاریف سلیقگی ماست که بگیم چنین کسی افراط کرده. کجا اسلام گفته فقط گردی صورت نه بیشتر و نه کمتر. گفته بیشتر نباشه چون موها پیدا میشه اما کمترش به خود فرد بستگی داره که اگر خودش بنا به بینش خودش خواست بیشتر صورت خودش رو بپوشونه دین منعش نکرده چه بسا تشویق هایی هم وجود داشته باشه. اعتدال در دین ما هست و بهش هم توصیه شده. به تعریف شهید مطهری: «اگر ما آن راهی را که ائمه اطهار در مقابل راههای دیگران برای ما باز کردهاند برویم، هم از افراط و تندرویهای بعضی مصون میمانیم و هم از تفریط و جمود بعضی دیگر» بنابراین این نیست که روایات اهل بیت چیزی به ما بگن و ما اون رو نهایت افراط بدونیم و سر خود بیایم تخفیف هایی در احکام بدیم و بهش بگیم اعتدال. یکی از نزدیکان تازه چادری شده بود. قبلا روسری داشت و مقداری موهایش بیرون بود اما با چادر کاملا خودش و موهاش رو پوشانده بود. عموی ایشون مثلا نصیحتش میکرد که نه افراط نه تفریط. بهش می گفت چرا اینقدر محکم خودت رو پوشوندی و افراط می کنی. این کجاش افراطه؟ اینها تعاریف سلیقگی و من در آوردی هست که متاسفانه خیلی جاها راه داره. بنابراین اگر ما به سیره معصومین و دستورات دین خودمون عمل کنیم خودش باعث میشه از افراط و تفریط پرهیز داده بشیم. مصادیق این قضیه رو باید مورد به مورد از دین استخراج کرد ببینیم چی افراط هست چی تفریط. مثلا اگر خودمون بخوایم با عقل مادی خودمون و بدون توجه به تکالیف دینی بررسی کنیم صلح امام حسن علیه السلام رو تفریط و اتفاقات کربلا و عاشورا رو افراط ارزیابی می کنیم در حالیکه چون اینها فعل معصوم بوده ناگزیر اینها افعال اعتدال بوده و میانه روی. اعتدال به معنی شل گرفتن و سست بودن نیست. اگر در دین ما به اعتدال توصیه شده از اونطرف به دینداری محکم هم توصیه شده که اعتدال رو به معنی شل گرفتن دین تلقی نکنیم. این طرف قضیه که محکمی و صلابت هست رو هم ببینیم. حضرت علی علیه السلام در نامه معروف خودشون به امام حسن علیه السلام می فرمایند: در راه خدا آنگونه كه شايسته است جهاد كن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. براى حق در مشكلات و سختیها شنا كن، شناخت خود را در دين به كمال رسان، خود را براى استقامت برابر مشكلات عادت ده، كه شكيبايى در راه حق عادتى پسنديده است، در تمام كارها خود را به خدا واگذار، كه به پناهگاه مطمئن و نيرومندى رسيده اى، اینها رو اگر بهش فکر کنیم متوجه میشیم نهی از سستی به خرج دادن در دین هست حالا ممکنه عرف بهش به غلط بگه اعتدال اما این اعتدال اونی نیست که اسلام گفته که همون سیره معصومین هست. کلا تعاریف رو کسی در موردش بحثی نداره. اما باید مصادیق افراط، تفریط و اعتدال در جامعه رو بررسی کرد و در موردش بحث کرد. مثلا آیا حضرت علی علیه السلام که به زن جوان سلام نمی کرده نعوذ بالله دچار افراط شده یا مثالهای مختلف دیگه که باید مثالی بحث رو دنبال کرد وگرنه کلی گویی راه به جایی نمی بره. |
|||
|
|
۱۰:۲۱, ۱۶/تیر/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
من فکر میکنم برای این موضوع باید معیاری در نظر گرفت درست است که این معیار برای هر کس ممکن است متفاوت باشد ولی معیاری که انسان را میتواند به کمال برساند به غیر از خدانیست و غیر ان عبور از خط قرمز
ببینید در اصول زندگی انسانهای ایده ئالیست همیشه شکست میخورند و رئالیستها همیشه از هدفهای خود و کمال دور میشوند یک انسان برای رسیدن به کمال باید در عین ایدئالیست بودن و نگاه به اهداف والا و کمال باید نگاهی جامع از دنیای پیرامون خود داشته باشد تا اهداف خود را به کمال واقعی برساند این تعریف من از اعتدال یا میانه یا هر چیز که شما اسمشرو میزارین هست |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |











