|
اندر حکایت شیخ.....
|
|
۱۸:۲۸, ۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
سال های نه چندان دور غیورمردان خطه شمال به خصوص رشت به رهبری میرزا کوچک خان حماسه جنگل را افریدند .دلیر مردان ترک و به خصوص تبریز با درایت ستارخان و باقرخان حماسه تبریز را و شیرمردان جنوب به رهبری رییس علی دلواری حماسه تنگستان را افریدند در انقلاب مشروطه لرهای بختیاری فعالیت چشمگیری داشتند و سید اشرف الدین قزوینی معروف به نسیم شمال و عارف قزوینی با نوشته ها و سروده هایشان مردم را اگاه کردند.افرادی چون علامه دهخدا با اصلیت قزوینی را نیز نباید از نظر دور داشت. در این حماسه ها علما و روحانیون که ان زمان به نام ملا و اخوند نامیده می شدند فعالیت چشمگیری جهت رهبری و همگرایی مردم داشتند. پس از این دوران دشمنان به این فکر افتادند که نبایستی چنین حماسه هایی در یاد مردم ماندگار شود.با شنیدن رشت نبایستی نام اسطوره غیرت میزاکوچک خان به ذهن ها بیاید .با شنیدن ترک نباید هوشیاری ستارخان و باقر خان را به یاد اورد و......... و بعد نوبت به تخریب ملا ها رسید با داستان های ملا نصرالدین که به قولی از یاران امام صادق بوده و همانند بهلول به دستور امام خود را به دیوانگی زدند.هر چه نادانی بود از ملا نصر الدین بود و بس بدون انکه بدانیم ایشان حکیم بوده اند. ----------------------------------- انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و حضور تمامی اقوام و ادیان و گروه ها به رهبری امام نشان داد که همه تلاش دشمنان بی نتیجه بوده و انچه مردم را کنار هم نگه داشته دین و اعتقادات ان ها است و این بار می خواهند با این به اصطلاح جوک ها و طنز ها تیشه را به ریشه اعتقاداتمان بزنند. این بار با اندر حکایات شیخ: ابتدا با دستمایه طنز قرار دادن حکایات عرفا و بزرگان شروع کردند و الان می بینیم که مستقیما به ائمه توهین می کنند و متاسفانه خیلی از افراد بی خبر از همه چیز انها را در محیط مجازی کپی می کنند. نمونه های زیر را ببینید: ﺭﻭﺯﯼﺩﻭ ﺯﻥ ﻧﺰﺩ شيخ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﯾﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. شيخ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﭽﻪ ﺭﺍﻭﺳﻂ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺯﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺯﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒﺷﺪ . شيخ ﮐﻤﯽ ﺟﺎﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻗﺎﻋﺪﺗﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻣﯽﺷﺪ دقیقا قضاوت حضرت علی در مورد دعوای دو زن بر سر یک کودک به استهزا گرفته شده. و این مورد: شبی قبل از جنگ شیخ مریدانش را داخل خیمه جمع کرده و به یاران گفت: ببینید، من بهتون نمیخوام دروغ بگم. فردا همتون در جنگ کشته میشید. پس حالا من چراغ رو خاموش میکنم. هر کس که نمیخواد فردا تو جنگ شرکت کنه، میتونه بره. پس چنین کرد. چراغ که روشن شد، همهی مریدان رفته بودند و شیخ خیمه را در حالتی یافت که تمام وسایل آن غارت شده بود. شیخ گفت: هاها! خیلی خوب، شوخی بامزهای بود. حالا دوباره چراغ رو خاموش میکنم، همه چی رو برگردونید سر جاش. چراغ که روشن شد، حتی البسه شیخ را هم ربوده بودند. شیخ در حالی که برهنه وسط خیمه وایساده بود گفت: بچهها بس کنین دیگه . کمکم داره بیمزه میشه. من یه بار دیگه چراغو خاموش میکنم… شیخ خواست چراغو روشن کنه که انگار چراغ رو هم برده بودن که وارونه کردن و مسخره کردن حکایت شب عاشورا است . لذا از تمامی دوستان خواهشمندم در کلیه سایت ها و انجمن ها و هر جای دنیای مجازی و حقیقی به هر نحو که می توانند در این مورد اطلاع رسانی کنند |
|||
|
|
۱۸:۳۶, ۴/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۲ ۱۸:۴۰ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۴/مرداد/۹۲ ۱۸:۲۸)mohammadhadi نوشته است: باحال بود انصافا ![]() ،حالا شما میتونی جک بساز هر چی آمریکا و اسرائیل و شیطان و بت پرستی هس به استهزاء بگیر،کسی باهات کاری نداره که برادر،راه حلش مهندسی معکوسه،البته نمیگم که اینا کار درستی میکنن ها،اما دیگه کاریش هم نمیشه کرد،فقط میشه نفرینشون کرد که فایده ای هم نداره،در ضمن همه ی این جکها هم توهین به مقدسات نیستن،بعضیاشون بی هدف ساخته شده انصافا،ینی هدفش فقط خندوندن بوده
|
|||
|
|
۲۱:۵۷, ۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب محمد هادی از تیزبینی و تذکر به موقعتون خیلی سخت تشکر می کنم
|
|||
|
|
۹:۵۹, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۴/مرداد/۹۲ ۱۸:۳۶)Tishtar نوشته است: باحال بود انصافا سلام خیلی باحاله- وقتی ندونی پشت این مسخره کردن چه هدفی است.و ندونی این ابزار برای چی استفاده میشه این دو تا مثلا جوک و چند تای دیگه شبیه این همه با هم و در یک صفحه انتشار پیدا کرده اند.همه شون هم مستقیما ائمه را هدف قرار داده اند.و مانند جوک های قومیتی ما این بار با شنیدن نام عاشورا به یاد این جوک می افتیم و با شنیدن قضاوت حضرت علی یاد ان یکی و با شنیدن فتوای فلان عالم یاد دیگری و بعد خودمان هم جوک های مشابه را نشر می دهیم و خودمان تیشه به ریشه خودمان می زنیم و کم کم اعتقاداتمان به ائمه سست می شود و فرو می ریزد . پس از ان نوبت به جوک هایی در مورد خدا می رسد و و کل ایمانمان را بر باد می دهد. استهزا و ساختن جوک برای دیگران هم کار افراد با ایمان نیست . نشستن و نفرین کردن کار افراد عاجز و ناتوان هست .حداقل کاری که می تونیم بکنیم اینه که از این جوک ها استفاده نکنیم و دیگران را هم اگاه کنیم ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از ان دستت نیاید هیچ کار |
|||
|
|
۱۰:۵۵, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۴/مرداد/۹۲ ۱۸:۲۸)mohammadhadi نوشته است: ﺭﻭﺯﯼﺩﻭ ﺯﻥ ﻧﺰﺩ شيخ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﯾﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. شيخ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﭽﻪ ﺭﺍﻭﺳﻂ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺯﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺯﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒﺷﺪ . برادر Tishtar من که این داستان را می خواندم چیزی جز قضاوت حضرت علی(علیه السلام) یادم نمیومد یادمه که وقتی جوک شیخ را خواندم مدام می گفتم چه شباهتی بین این لطیفه و قضاوت حضرت علی(علیه السلام) وجود دارد اصلا چرا باید وجود داشته باشد همچین لطیفه ای پر شباهت با یک واقعه ی تاریخی اون موقع بچه بودم دلیلش را نمی فهمیدم و الآن می فهمم چه چیزهایی وجود دارد پشت اینها. |
|||
|
|
۱۱:۱۴, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۵/مرداد/۹۲ ۹:۵۹)mohammadhadi نوشته است: سلام (۵/مرداد/۹۲ ۱۰:۵۵)m.hossein نوشته است: دوستان یه جوری صحبت میکنید انگار من این جوکا رو ساختم ،من فقط گفتم که اگه کلا این جوکهای اندر حکایت شیخ رو ما استفاده نکنیم اونها که بی خیال نمیشن،میرن یه مدل جدیدش رو میارن.دقت کنید که جریان طنز کشور تو این دهه ای که توشیم خیلی فعال تره چون راه خودش رو باز کرده،اول په نه په ها اومدن،بعد فانتزی ها اومدن،بعد انواع و اقسام ترول،بعد همین اندر حکایت شیخ ها،بعد روحانی مچکریم ها!هیچ وقت هم این جریان متوقف چی؟نمیشه!!چرا ماها از این جریانا به نفع خودمون استفاده نکنیم؟حرف من همین بود والا
|
|||
|
|
۲۳:۵۷, ۱۰/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۲ ۰:۰۱ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دلیل این جوک ها اینه که روحیه عمومی بعضی یا بهتره بگم بیشتر جوونهای ما به استهزا گرفتن مسایلیه که تقدس پیدا کرده. یک زمانی تو فیس بوک کلمه (امام راحل) مد شده بود بعد (دکتر علی شریعتی) بعد هم (حکایت های شیخ). البته این هم زود گذره و از مد می افته. اما معضل مهمتر، وجود این روحیه بین جوونهای جامعه ی ما هست.
نمی شه گفت این جوک ها از بن کار دشمنای اسلام بوده ولی اونا خیلی راحت تو این قضیه موج سواری می کنن. منظورم از دشمنها آمریکایی ها یا صهیونیست ها نیست تو همین جامعه هم که نگاه بکنید می بینید خیلی ها چشم دیدن اسلام و شیعه رو ندارن! |
|||
|
|
۹:۲۵, ۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
آقا محمد هادی واقعا دستتون درد نکنه این نکته رو یادآوری کردید خیلی از ماها این چیزا رو میخوندیم و قضایای تاریخیش هم یادمون میومد اما متاسفانه متوجه نبودیم.
بخاطر تلنگری که زدید ممنون |
|||
|
|
۱۰:۱۶, ۲۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
نقل قول: دقیقا قضاوت حضرت علی در مورد دعوای دو زن بر سر یک کودک به استهزا گرفته شده. لطفا اگه میشه ماجراش رو بذارین. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اندر حکایت با کلاس بودن... | یا حیدر مدد | 2 | 1,489 |
۲۳/شهریور/۹۴ ۲:۲۶ آخرین ارسال: A.E |
|









که فایده ای هم نداره،در ضمن همه ی این جکها هم توهین به مقدسات نیستن،بعضیاشون بی هدف ساخته شده انصافا،ینی هدفش فقط خندوندن بوده


،من فقط گفتم که اگه کلا این جوکهای اندر حکایت شیخ رو ما استفاده نکنیم اونها که بی خیال نمیشن،میرن یه مدل جدیدش رو میارن.دقت کنید که جریان طنز کشور تو این دهه ای که توشیم خیلی فعال تره چون راه خودش رو باز کرده،اول په نه په ها اومدن،بعد فانتزی ها اومدن،بعد انواع و اقسام ترول،بعد همین اندر حکایت شیخ ها،بعد روحانی مچکریم ها!هیچ وقت هم این جریان متوقف چی؟نمیشه!!