|
زن و آرایــــش ( چرا زن آرایش می کند؟ )
|
|
۱۶:۴۷, ۳۰/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۲ ۱۴:۱۷ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
--== زن و مطلوب شدن ==--
زن و مرد با داشتن دو صفت ذاتى و متمايز به طور طبيعى از هم ديگر، يگانه مى شوند و خانواده تشكيل مى دهند.صميميتى كه ميان زن و شوهر، پيدا مى شود، هيچ وقت ميان دو مرد و دو زن ، هر قدر هم كه دوست و نزديك باشند، پيدا نخواهد شد. ساختمان طبيعى زن و مرد، چنين اقتضا دارد كه آن دو يكى شوند. غربيان ساختمان طبيعى مرد را اكتيو و ساختمان طبيعى زن را پاسيو گفته اند ولى تعبير مؤ دبانه تر آن است كه سرشت مرد طالب بودن و طبيعت زن مطلوب بودن است . اگر آثار طالب بودن از مرد گرفته شود او تبديل به زن نخواهد شد بلكه موجود سومى خواهد بود؛ چنان كه اگر لوازم مطلوبيت نيز از زن گرفته شود او تبديل به مرد نخواهد شد بلكه به موجود چهارمى تبديل خواهد شد. چند خاصيت روانى بر مطلوب شدن زن مى افزايد. اگر اين خاصيت در زنى يافت شود، محال است كه شوهرش از او جدا گردد و اگر نباشد، زندگى مرد با او بسيار دشوار به نظر مى رسد، هر چند در زيبايى بى مانند باشد. اين خاصيت ها به قدرى در مطلوب شدن زن ، مؤ ثر و حساس مى باشد كه صد در صد فقدان زيبايى را جبران مى كند. بيچاره و بدبخت زنى است كه از آنها محروم باشد. شرم و حيا، خاصيتى روانى است كه بر مطلوب شدن زن مى افزايد و اگر زنى حيا نداشته باشد مطلوب نخواهد بود. مهربانى ، خاصيتى روانى ديگر است كه بر مطلوب شدن ، زن مى افزايد و زنى كه مهربان نباشد مطلوب نمى باشد. عفت ، سومين خاصيت روانى است كه به مطلوب شدن زن ارتقا مى بخشد و زنى كه عفت نداشته باشد مطلوب نخواهد بود. اين سه خاصيت روانى ، از ميان زنان غرب رخت بربسته و افراد معدودى از آنها بدان موصوف مى باشند. آيا آزادى زن در فرهنگ غربى ، در بردن اين سه فضيلت از ميان زنان غرب ، تاءثير داشته ؟ حيا، مهربانى و عفت قدر و مقام زن را بالا مى برد و او را باشكوه و مجلل نشان مى دهد زنى كه داراى اين سه خصلت باشد، نزد زن و مرد عزيز و ارجمند است . حياى زن ، مرد متجاوز را سر جاى خود مى نشاند و وى را از پليدى به سوى پاكى راهنمايى مى كند. زن مهربان هيچ گاه از شوهر، از پدر و از فرزند بى مهرى نمى بيند. او همه را اسير مهر خود مى سازد. عفت در وجود زن ، گوهر درخشنده اى است كه به او جلوه مخصوصى مى دهد. زنى كه فاقد عفت است اگر داراى همه زيبايى ها و كمالات باشد، شخصيت او جلوه اى نخواهد داشت ؛ جامعه اى كه زنانش داراى عفت باشند، حيات افراد، بانشاط و نيكبخت و پربار مى گردد زيرا اميد و عشق بر آن جامعه حكومت مى كند. عفت مراتبى دارد؛ هر چه عفت زن بيشتر باشد ارزش او نيز بيشتر خواهد بود؛ ارجمندترين زن ها موجود مقدسى است كه عفت بر همه اعضا و جوارح او حكومت كند؛ يعنى هيچ يك از اعضاى او مرتكب گناه نگردد. البته عفت بيش از اين نيز پسنديده نيست و نقص روانى است و عفت نخواهد بود بلكه نوعى وسواس و انحراف از حق بايد خواند. (نقل از کتاب زن و آزادی تالیف آیت الله سیدرضا صدر) ان شاءالله در ادامه، مسائل دیگری رو از همین کتاب، در مورد زن مطرح خواهم کرد... |
|||
|
|
۱۴:۱۸, ۳۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۲ ۱۴:۲۸ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا «(*_*)» ::: ===>>چرا زن ، آرايش مى كند؟ پاسخ اين پرسش نيازى به مقدمه روانى و اجتماعى دارد. قبلا گفتيم كه ساختمان طبيعى زن ، خواهان مطلوب بودن اوست و مطلوبيت براى او ذاتى است . دلربايى مقدمه اى است براى مطلوبيت و با سرشتش آميخته شده و زن بايد به طور خودكار، اين خواهش طبيعت را انجام دهد. در اين خواهش طبيعى ، اعتدال معتبر است ، چه اگر دلربايى زن از اندازه بيشتر شود و زن بخواهد از هر بيننده اى دل ببرد انحرافى زشت و ناپسند خواهد بود. زن گاه از نظر خلقى داراى صفاتى است كه به آسانى وى را به اين خواسته فطرى نزديك مى كند و او را خود به خود، مطلوب قرار مى دهد. زيبايى چهره و اندام ، زيبايى آهنگ در سخن و تناسب اعضا وى را صد در صد به مقصود نزديك مى سازد، چون هر يك از اين صفت ها به تنهايى نيز مطلوبيت مى آورد. راهى را كه طبيعت براى رسيدن به اين هدف زنانه در نظر گرفته ، آرايش مى باشد. طبق تشخيص او، آرايش بهترين وسيله اى است براى رسيدن به اين مقصود؛ آرايش بيگانه را محبوب و محبوب را محبوب تر مى كند. آرايش فاقد را واجد مى سازد. اينك پاسخ پرسش : زن آرايش مى كند تا مطلوب شود و يا مطلوبيتش بيشتر گردد. حس مطلوبيت است كه ريشه حسادت را در دل زن پرورش داده و آبيارى مى كند و اين جا است كه زن ناآگاهانه به دست خود براى مطلوبيتش ايجاد مانع مى كند. حسد خطرناك ترين دشمن محبوبيت است و شدت يافتن آن زن را از رسيدن به مقصود طبيعى باز مى دارد. تشخيص زن در بهترين راه براى رسيدن به هدف طبيعى ، آرايش مى باشد تا اندازه اى صحيح است ولى بايد بداند كه آرايش تنها مطلوبيت جنسى براى او مى آورد و نمى تواند مطلوبيت هاى ديگر را ايجاد كند؛ چنان كه بسيارى از زن ها در انتخاب آرايش اشتباه مى كنند زيرا آرايش انواع و اقسامى دارد و هر يك از آنها با قيافه اى سازگار است . چه بسا آرايش خاصى زشتى را زيبا كند ولى همان آرايش زيبايى را زشت گرداند؛ لباسى از نظر رنگ و دوخت خانمى را خوش منظر سازد ولى خانمى ديگر را بد ريخت نمايد تقليد كوركورانه در آرايش بسيار غلط است و چه بسا آرايشى مطلوبى را منفور گرداند. پيروى از ستاره هاى سينما، در آرايش سر چهره و اندام كار درستى نيست هر بانويى بايد مطالعه كند تا دريابد چه آرايشى زيبنده او است و فقط آن را براى خويش انتخاب كند تسليم شدن خانم ها در مقابل مدل هاى لباس كه روزانه در مطبوعات منتشر مى شود؛ چندان خردمندانه نيست . اشتباه ديگرى كه زن مرتكب مى شود آن است كه آرايش شايستگى هاى ديگر او را تحت الشعاع قرار مى دهد زيرا تنها مطلوبيت جنسى را مى افزايد. پايه مطلوبيت زن بايد بر غير از مطلوبيت جنسى نهاده شود چون مطلوبيت جنسى جنبه تجارى دارد و ارزش واقعى ندارد و اين بزرگ ترين توهين به خانم ها مى باشد چون نشانه آن است كه چنين زنى داراى شايستگى هاى ديگر نمى باشد. مطلوب شدن زن نزد شوهر تنها از نظر جنسى ، قيمتى ندارد و استمرار زناشويى را تهديد مى كند. زن بايد چندين مطلوبيت نزد شوهر داشته باشد و شايستگى هاى گوناگونى از خود در خانه شوهر نشان دهد. شوهرى كه فقط از دريچه جنسى به زن خود بنگرد نمى توان شوهرش ناميد و نام ديگرى بايد به او داده شود. زن غربى در برابر مرد غربى شايستگى واقعى خود را از دست داده و تنها مطلوبيت جنسى را براى خويش فراهم كرده است . يك ضرب المثل فنلاندى مى گويد: مرد براى كار از خانه بيرون مى رود و زن براى آن كه وى را تماشا كنند. هر چند زن غربى هم مقصر نيست و اين مرد غربى است كه او را فريب داده و نقشه اى كشيده كه زن تمام مطلوبيت خود را جنسى بداند او زهر را پادزهر وانمود مى كند. زن آرايش كرده كه با هر مردى ملاقات كند نبايد از شوهر انتظار داشته باشد كه فقط از آن او باشد و بس . آيا خود او چنين است ؟ مردهاى ديگر به چنين زنى چگونه مى نگرند؟ آيا آن زن خواهان مطلوبيت خود در دل مردهاى ديگر نيست ؟ مرد غربى و غرب زده شرقى ، دوست دارند هميشه زن را آرايش كرده ببينند ولى رادمردان مى خواهند زن آراسته و پيراسته باشد. شايستگى هايى كه زن بايد براى مطلوبيت واقعى خويش فراهم سازد در گذشته و آينده اين كتاب(زن و آزادی) ذكر شده و مى شود. اشتباهى كه پاره اى از زن هاى ايرانى داشته و دارند آن است كه مى پندارند ذكر بدبختى ها و ناراحتى هايشان براى دگران ، عاطفه آنها را تحريك كرده در نتيجه مطلوبيت مى آورد! در صورتى كه بسيارى از شنونده ها از شنيدن اين گونه سخنان ناراحت و آزرده خاطر مى شوند و از گوينده بيزار مى گردند و از ملاقاتش مى گريزند. پاره اى ديگر براى جلب دوستى خود را به ناخوشى مى زنند و خويشتن را بيمار وانمود مى كنند! به ويژه نوعروسان براى تازه دامادان ! زهى تصور باطل ، زهى خيال محال . اين ها نه تنها بر محبوبيت زن نمى افزايد، بلكه مطلوبيتش را تهديد مى كند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







