|
وقتي يك بيماري رواني ، شيوه زندگي (LifeStyle) ميشود!
|
|
۱۰:۵۵, ۷/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۵ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت كاربران عزيز و مشاهده كنندگان تالار. در نظر دارم از امروز بحثيو باز كنم كه فكر مي كنم كمتر بهش پرداخته شده. اختلالات رواني كه دارن درجامعه عادي ميشن، چرا كه مثل قبل فقط بروز تك گير يا ارثي در جامعه ندارن؛ بلكه آموزش داده مي شن! براي اين بار اختلال شخصيتي دو قطبي رو انتخاب كرده ام. [b] ![]() مستقيم سر اصل مطلب ميرم. از ويژگي هاي اين افراد دوره هايي از خلق(mood) پايين و دوره هايي از خلق بالا (arosive) يا نسبتا" بالا رو تجربه ميكنن. {در صورتي كه درمان نشن} دوره هاي خلق بالا (Mania) ويژگي هايي داره ازجمله تمايل به زياد صحبت كردن و فشار كلام طوري كه نميشه حرفشونو قطع كرد. هيجان طلبي زائد الوصف و شادي بيش از اندازه. پرش افكار (flight of idea) و عوض كردن آني موضوع بحث و تمايل به ايجاد سجع و (clang) هم آهنگي كلمات. وعلاقه وافر به موسيقي و آواز و شعر سرايي في البداهه حتي با جملات بي ربط. اين شمارو ياد رپ نمي اندازه؟! ويژگي ديگه اين افراد كم خوابي و شب نشيني، اعتقاد به قدرت جادويي در خود وخرافاتي شدن (magical thinking)، تمايل زياد به رقص و فعاليت هاي سخت و شديد است. اغراق در كلام خشونت در ارتباطات، خود بزرگ انگاري (grandiose delusions) و برجسته كردن تمايزات جنسي. آرايش غليظ و گاهي غير معمول تمايل به اكتيو وفعال بودن شريك جنسي در ارتباطاتش. لباس ظاهر و آرايش انگشت نما و غير عادي. ولخرجي و تحت تاثير هر تبليغي بودن زياد بيرون رفتن براي خريد. عاشق خود نمايين حتي به قيمت آبروي خانوادگي. سطحي شدن احساسات (fluctuate affect)؛ يه لحظه از شادي قهقهه ميزنن و لحظه بعد از شما دلگير ميشن گريه ميكنن وكينه اي ميشن. به صورت ناگهاني خشم بر اونها موستولي ميشه و رفتار هاي بسيار خشن از خود بروز ميدن و به نزديكترين افراد زندگيشون لطمه ميزنن و خود رو مقصر نميدونن بلكه ايرادگيري اطرافيانو علت ميدونن و به خانواده مشكوكند و اعتمادشون از اونا صلب ميشه. و از همه مهم تر خودشونو بيمار نميدونن ( impaired judgment & impaired sight) و مي گن حالم از هميشه بهتره.عاليه الان ميفهمم تو دنيا چه خبره! و مي تونم از همه چيز لذت ببرم. اونا در همه چيز دنبال لذت هستن حتي جنس موافق...
آيا تربيت مدرن ما رو به اين سمت سوق نميده؟ براي اين دفعه فكر كنم كافيه. حالا شما بگيد اين صفات چقدر در آموزه هاي فرهنگي جوامع وارد شدن وآيا نسل جديد به اين حالت بيشتر از گذشته شبيه نشده؟ البته مشابه اين تظاهر ات شخصيتي كه داره از طرف غرب فرهنگ سازي ميشه، نوعي بيماري ذهني يا اعصاب تلقي نميشه ولي به نوعي كم كردن قبح رفتار هاي نا سالمه نظر شما چيه؟ در پست هاي آينده مطالب جالبتر و فرقه هاي خاصو معرفي مي كنيم كه خودشونو به بيماراي رواني شبيه ميكنن و دانش غربيو تسليم كردن تا اسم اختلال روانيو از روي بعضي از رفتار ها پاك كنه! |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۳۹, ۱۹/تیر/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ممنون از مطالب منم استقبال میکنم شدیدا
|
|||
|
|
۳:۳۰, ۲۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام .
دوست عزیز مطالب شما ادامه نداره ؟ تمام شده محصوب میشه ؟ اگر تمام شده یه جمع بندی کلی داشته باشی بهتره . |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۲۸/تیر/۹۱
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
نقل قول:مطالب شما ادامه نداره ؟ اگر غير از شما و بنده علاقه مند ديگه اي هم باشه خود به خود ادامه پيدا ميكنه، ميبينم كسي اطلاعاتو كاملتر نميكنه يا چيزي اضافه نميكنه سرد ميشوم ولي حرف زياد هست... كسي دنبالش نيس! |
|||
|
|
۱۱:۲۱, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۱:۴۴ توسط medad.sefid.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان ميخوام اين بار درمورد علائم بيماري body dysmorphism توضيح بدم؛ بیماری ای که در اون فرد خودشو همیشه زشت می بینه و چيري راضيش نميكنه تا خودشو همون طور كه هست قبول كنه. شاید شما هم افراد زیادی را بشناسید که مدام جلو آینه می ایستند، به چین و چروک های دور چشم خود خیره می شوند و فکر می کنند ثانیه به ثانیه میزان این چین ها بیشتر می شود. یا مثلا دایما بینی خود را نگاه می کنند و افکار منفی به سرشان هجوم می آورد که مثلا از قبل هم بزرگ تر شده و افتادگی نوک دماغشان بیشتر، یا حالت بدن و شکل آن هم بدتر شده و لباس ها برایشان مناسب نیستند و اگر قرار است به مراسم یا میهمانی بروند نامناسب ترین و زشت ترین میهمان جمع هستند، اما تمامی این مشکلات چیزی است که تنها در ذهن این افراد ساخته شده است. این افراد چهره معمولی خود را به شکل خارق العاده ای زشت می بینند و این افراد بیشتر مبتلایان «اختلال بدشکلی بدن» هستند؛ اختلالی که در ذهن، آنها از خودشان یک هیولای بدشکل می سازند و باعث می شود به شکلی افراطی، به لوازم آرایشی و عمل های جراحی رو بیاورند. اما کسانی که مدام سراغ انواع عمل های زیبایی می روند و هیچ وقت هم راضی نمی شوند، به نوعی اختلال روانی مبتلا شده اند. آنها با دیدن یک جوش روی صورت خود مضطرب می شوند و ساعت های طولانی از روز شان را تنها به تغییراتی فکر می کنند که می تواند آنها را زیباتر کند. عمل جراحی، راهی برای آرام کردن این اشتیاق نیست، بلکه می تواند چنین اختلالی را به مراتب تشدید کند زیرا این افراد بعد از انجام عمل، باز هم از چهره یا بدنشان راضی نمی شوند و می خواهند با تکرار این کار، باز هم ظاهرشان را تغییر دهند. اختلال بدشکلی بدن، یک مشکل شایع روانی است، مشکلی که در آغاز مبتلایان به آن، تنها زمان زیادی را برای فکر کردن به ظاهر شان سپری می کنند اما در مراحل پیشرفته تر، با جراحی های مکرر یا تلاش برای زیبا شدن به قیمت آسیب دیدن، سعی می کنند خود را آرام کنند. این اختلال تنها یک ناراحتی گذرا نیست، بلکه چنین بیماری اگر با هیچ کدام از این تلاش ها از ظاهرش راضی نشد، ممکن است خود را در خانه حبس کند یا دست به خودکشی بزند. مشکل اینجاست که این افراد هرگز از تغییراتی که در ظاهرشان ایجاد می کنند، راضی نمی شوند. در مراحل بالای این اختلال، آنها حتی به دلیل نارضایتی از ظاهر شان، در موقعیت های اجتماعی ظاهر نمی شوند و تحصیل، کار یا هر پیشرفت دیگری را قربانی این تصور می کنند. این افراد با قرار گرفتن در جمع دچار اضطراب شدید می شوند. چنین افرادی ممکن است چندین بار با تیغ جراحی برای تغییر چهره شان تلاش کنند یا در یک ماه، بارها مدل و رنگ موهای شان را تغییر دهند و باز هم راضی نشوند. گرچه مبتلایان اختلال بدشکلی بدن، از وضعیت عمومی ظاهرشان ناراضی هستند اما در بیشتر موارد شکایت اصلی آنها از بینی، موها، پوست، چشم ها، گونه و لب های شان است. البته آنها برای چاق یا لاغر شدن هم انرژی زیادی می گذارند و هیچ وقت از اندامی که دارند، راضی نمی شوند. آنها همیشه گمان می کنند که بخشی از بدنشان زیاد از حد کوچک یا بزرگ است و برای تغییر دادن آن، وقت و هزینه زیادی صرف می کنند. چنین افرادی ممکن است برای فراهم کردن هزینه عمل، زندگی شان را با مشکلات زیادی روبه رو کنند، اما اولویت آنها رفاه شان نیست؛ بلکه تنها رسیدن به ظاهری است که آرزویش را دارند. برای این بیماران، وضعیت ظاهر شان از هر اندوهی در زندگی غم انگیزتر است. شاید نتوانید به آنها خرده ای بگیرید چون تا زمانی که توسط یک متخصص درمان نشوند، کنار آمدن با وضعیتی که دارند برایشان سخت ترین کار ممکن است. بعضی محققان می گویند این بیماری، منشأ ژنتیک دارد اما بسیاری دیگر، استرس های جبران ناپذیر و اتفاقاتی که در مسیر زندگی فرد می افتد را منجر به چنین آسیب روانی ای می دانند، اما این مشکل به هر دلیلی که ایجاد شود، باید آن را مثل یک بیماری، جدی دانست و برای درمان آن از یک متخصص کمک گرفت. شما نمی توانید مبتلایان آن را با تندی و خشم آرام کنید بلکه تنها یک روانپزشک و روانشناس، پا به پای هم، به کمک دارو و درمان شناختی رفتاری از پس آن برمی آیند. دارو درمانی توسط یک روانپزشک، راه آخر آرام کردن مبتلایان به این اختلال است و درمان شناختی رفتاری با کمک یک روانشناس یا روان درمانگر هم در از بین بردن نشانه های این بیماری بی تاثیر نیست. اختلال بدشکلی بدن، یک بیماری پنهان است. زیرا بسیاری از دارندگان آن از اینکه دچار چنین بیماری ای هستند، اطلاع ندارند و آن را یک حساسیت عادی می دانند. بسیاری دیگر هم از اینکه مشکل خود را به زبان بیاورند و به دنبال راه حل آن باشند، خجالت می کشند. از طرف دیگر، بسیاری از مبتلایان به آن از انواع دیگری از اختلالات روانی هم رنج می برند و متاسفانه بسیاری از متخصصان، از تشخیص این مشکل جدی و ارجاع بیمار به یک روانپزشک غافل می شوند. محققان می گویند از هر صدنفر، چهار تا پنج نفر از این مشکل رنج می برند.
........ |
|||
|
|
۱۵:۱۸, ۱۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۷/تیر/۹۱ ۱۰:۵۵)medad.sefid نوشته است: این بیشتر شبیه تعریف نئولوژیسمه و البته تا حدودی بهم مرتبطند Neologism یک اصلاح جدیده و اختراع کلمات جدید یاساختن معنی جدید برای یک واژه را نئولوژیسم می گویند.بعضی وقت ها از همین کلمات رایج استفاده میکنه گرایشی که بیشتر در کودکان و در بزرگسالانی که مبتلا به بیماری های روانی مثل اسکیزوفرنی و اوتیسیم! هستند ، دیده می شه در تمامی شاخه ها حتی علمی این نوع ساخت واژه وارد شده مثلا در الهیات در فلسفه ماوراء الطبیعه تقریبا در تمامی هنر ها هم هست مثلا در موسیقی و مخصوصا در رپ خیلی کاربرد داره مثلا همین گنگنم استایل که یکی از پربیننده ترین ویدئو ها در یوتیوب بود یه نئولوژیسم کره ایه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: BPD.jpg]](http://www.personal.psu.edu/afr3/blogs/SIOW/BPD.jpg)



