کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیامبر مورد علاقه من خضر نبی (علیه السلام)
۱۶:۱۹, ۴/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/شهریور/۹۲ ۱۶:۲۰ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خضر نبی (علیه السلام)
هر وقت میخوام برای ظهور امام زمان (علیه السلام) دعای اللهم عجل الولیک الفرج حجت ابن الحسن بحق زینب را بگم اول حضرت خضر (علیه السلام) صدا میکنم و بعد از سلام
ازش میخوام با من برای امام زمان (علیه السلام) دعا کنه و هم برای خودم
نمیدونید اگه این نبی یه ورد تو گوشتون بخونه چی میشه
میگن یه بابایی صدای خوبی داشته شب حضرت خضر(علیه السلام) رو میبینه که میگه قرآن بخون

میگه بلد نیستم
حضرت تو گوشش وردیو میخونه که میگه من هیچی ازش نفهمیدم صبح که از خواب پامیشه میبینه حافظ کل قرآنه

نام پیامبر: تالیا بن ملکان بن عامر بن ارفخشد بن سام بن نوح (علیهم السلام) (خضر، لقب ایشان است چرا که هر کجا پا می گذاشتند، سبز می شد. (1))
مدت غیبت: حدود چند سال که در این سالها، یک خانه ساختند.
پیامبر در دوران غیبت:
حضرت خضر (علی نبینا و علیه السلام)، در یکی از بازارهای بنی اسرائیل می گذشت که چشم مرد فقیری به ایشان افتاد. مرد فقیر، حضرت خضر (علیه السلام) را به «وجه الله» قسم داد که چیزی به او بدهد. حضرت خضر (علیه السلام) که در آن لحظه مالی نداشتند، رو به مرد فرمودند: «همانا تو با قسم عظیمی از من درخواست کردی. مرا به وجه الله قسم دادی و بدان که تو را ناامید نمی کنم. چاره ای نیست جز این که مرا مثل بردگان بفروشی [و پول اش را برای خودت برداری]»

بدین ترتیب، مرد فقیر، حضرت خضر (علیه السلام) را در بازار بردگان به مردی فروخت. حضرت خضر (علیه السلام) با توانایی خاص خود توانستند در مدت کوتاهی خانه ای برای مرد بسازند. مرد که پس از گذشت مدتی توان حیرت انگیر نبی خدا (علیه السلام) را در انجام کارها دید از نام و نشان او سوال کرد. وقتی که فهمید که ایشان، نبی خدا هستند، گفت: «پدر و مادرم فدایت باد! آیا من تو را بر اهل و مال خودم حاکم کنم تا آنچه مورد رضایت خداوند متعال است، در آن بکارگیری یا اینکه تو را رها کنم تا بروی و از قید بندگی آزاد گردی؟»

حضرت خضر فرمودند: «اگر مرا به حال خود واگذاری تا عبادت کنم بهتر است.» پس مرد ایشان را رها کرد و نبی خدا (علیه السلام) فرمودند: «حمد و ثنا برای خدایی است که مرا در بندگی قرار داد و سپس از بندگی نجات داد.» (2)

مردم در دوران غیبت:
در مدتی که حضرت خضر (علیه السلام) نزد فقیر و مرد خریدار بودند، از قوم خود غایب شدند. امّا از حال و روز این قوم اخباری نرسیده است.

نکته ی خواندنی:
امام رضا (علیه السلام) در روایتی فرمودند: «خضر (علیه السلام) از آب حیات آشامیده پس او زنده است و نمی ‏میرد تا در صور دمیده شود و البته او نزد ما می ‏آید و بر ما سلام می ‏کند، صدایش شنیده می ‏شود ولی خودش دیده نمی ‏گردد، و او هرجا که نامش به میان آید حاضر می‏ شود، پس هر که از شما او را یاد کرد بر او سلام کند. او هر سال در مراسم حج حاضر است، تمام مناسک را انجام می‏ دهد و در عرفه وقوف دارد. پس بر دعای مؤمنین آمین می‏ گوید، و خداوند وحشت قائم ما را در هنگام غیبتش به وسیله او به انس مبدّل می ‏سازد، و تنهایی ‏اش را به وسیله ی او برطرف می‏ نماید.» (3)

پی نوشت:
1. تفسیر نمونه،ج ۱۲،ص۵۰۹؛ از سایت ویکی فقه
2. اعلام الدین، صص 350- 351؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 3، نشر مسجد مقدس جمکران، ص 326
3. کمال الدین: 390:2؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 1، ص 232
صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، heaven ، آفتاب ، mohamad ، ali0077 ، Reza2035 ، hesam110 ، آیلار ، سدرة المنتهی ، قلب ، رضا1357 ، ساقی ، nasimesaba ، عبداللهی ، رهگذر. ، انديشه نو ، neyestan23 ، حضرت عشق ، Justice Bringer ، حسن.س. ، محب الزهرا ، mofa ، ADAM ، help me
۱۸:۱۲, ۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
درود بر شما
بسیار عالی بود .

_________________________________________________________________________________________________
خضر نبی(علیه السلام) در خدمت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
[تصویر: 1230197135158578909010511717749200156.jpg]




همه ما خضر نبی را به عنوان نماد عمر جاودانه و طولانی می‌شناسیم؛ امّا در روایات، او حجّتی برای طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مونس تنهایی‌های ایشان معرفی شده است. در این نوشتار، نگاهی گذرا و اجمالی به زندگانی این مرد خدا می‌اندازیم
.

در روایات چهار پیامبر را می‌توانیم ببیینم که عمری چند هزار ساله یافته‌اند و از زمان خود تا کنون زنده هستند. این پیامبران عبارتند از:
1. ادریس(علیه السلام)؛
2. الیاس(علیه السلام)؛
3. خضر(علیه السلام)؛
4. مسیح(علیه السلام).
از میان آنان خضر و الیاس در زمین و مسیح و ادریس در آسمان زیست می‌کنند.(1) در این میان خضر و الیاس با هم برادرند و هم دوره با ذوالقرنین بوده‌اند. برخی او را متولّد «فارس» معرفی کرده‌اند.(2) در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند:
«خضر، پیغمبر مرسل بود و حق تعالی او را بر قوم او مبعوث گردانید و او قوم خود را به توحید و به اقرار انبیا و رسل و کتب انبیا دعوت نمود و معجزه او این بود که بر بالای چوب خشکی یا بر زمین ساده بی‏گیاهی نمی‏نشست جز آنکه آنها سبز می‌شد و او را خضر از این جهت نامیدند؛ زیرا که خضر مشتق از سبزیست و اسم او تالیا بن ملکان‌ست که اجداد او به نوح منتهی می شوند.»(3)
گفته شده او در سفری همراه با ذوالقرنین بوده و هر دو به دنبال آب حیات می‌گشته‌اند. پس از طیّ مسافتی طولانی خضر آب حیات را یافته و از آن می‌نوشد و ذوالقرنین بی بهره می‌ماند.(4) البتّه در روایات، گاه علّت طول عمر او را دعای حضرت آدم(علیه السلام) گفته‌اند.(5)
در روایات مربوط به معراج رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده که بوی مطبوعی را ایشان در آسمان احساس می‌کنند. وقتی از علّت آن می‌پرسند، پاسخ می‌شنوند این بو مربوط به خانه زن و شوهری است از مۆمنان به حضرت خضر بوده و پس از برملا شدن ایمانشان در خانه خود زنده زنده به آب جوش افکنده شده و سپس خانه را برسرشان ویران می‌کنند.(6)
گزارش‌های بسیار کمی درباره پس از این ایّام تا زمان ظهور اسلام به دست ما رسیده است، از همین رو به نقش این پیامبر خدا در تاریخ اسلام نگاه می‌کنیم. روایتی از حضرت رضا(علیه السلام) در منابع شاخص و معتبر ما آمده که گویای حضور پررنگ و فعّال حضرت خضر در تاریخ اسلام است. در این دوران خانه خضر و محلّ سکونت او در «مسجد سهله» است
[b]•خضر(علیه السلام) و موسی(علیه السلام)

معتبرترین گزارش زندگی درباره حضرت خضر، ماجرایی است که درباره سفر مشترک موسی(علیه السلام) با ایشان است که در آیات 60 به بعد سوره کهف به این شکل آمده است:
«ای پیامبر، بخوان برای مردم هنگامی که موسی به دوست خود گفت: من دست از جست‌وجو و تلاش بر نمی‏دارم تا به مجمع البحرین، آنجا که دو دریا به هم برخورد می‏کند، برسم هر چند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم[/b].
هنگامی که به مجمع البحرین رسیدند ماهی خود را که برای تغذیه همراه داشتند، فراموش کردند و ماهی دوباره جان گرفت و راه خود را در پیش گرفت و رفت. هنگامی که از آنجا گذشتند، موسی به یار همسفرش گفت: غذای ما را بیاور که از این سفر سخت، خسته شده‏ایم.
او گفت: به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم و استراحت کردیم من در آنجا فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من برد و ماهی به‌طرز شگفت‏انگیزی راه خود را در پیش گرفت.
موسی گفت: این، همان‌جاست که ما می‏خواستیم و آنها در حالی‌که جای قدم‌های خود را دنبال می‏کردند، باز گشتند.
در آنجا، بنده‏ای از بندگان ما را یافتند که او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوی خود، علم فراوانی به او تعلیم داده بودیم.
[تصویر: 651951551977988155882442524311448104162110.jpg]

موسی به او گفت: آیا اجازه می‏دهی من با تو هم‌سفر شوم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟
خضر گفت: تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی.
و چگونه می‏توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی، شکیبا باشی؟
موسی گفت: ان‌شاء الله مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد.
خضر گفت: پس اگر می‏خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سۆال مکن تا خودم آن را به موقع به تو باز گویم.
آنها به راه افتادند تا اینکه سوار کشتی شدند و او کشتی را سوراخ کرد، موسی گفت:
آیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی، راستی! چه کار بدی انجام دادی؟
خضر گفت: نگفتم تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی؟
موسی گفت: مرا به خاطر این فراموش‌کاری مۆاخذه مکن و بر من به خاطر این امر سخت مگیر.
باز به راه خود ادامه دادند تا اینکه کودکی را دیدند و خضر آن کودک را کشت.
موسی گفت: آیا انسان پاکی را بی‏آنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟ به راستی کار منکر و زشتی انجام دادی.
خضر گفت: به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر کنی؟
موسی گفت: اگر بعد از این درباره چیزی از تو سۆال کردم دیگر با من مصاحبت نکن. چرا که از ناحیه من دیگر معذور خواهی بود.
باز به راه خود ادامه دادند تا به قریه‏ای رسیدند از اهل آن قریه خواستند که به آنها غذا دهند؛ ولی آنها از مهمان کردنشان خودداری نمودند؛ با این حال آنها در آنجا دیواری را که در حال فرو ریختن بود، از نو بر پا کردند. موسی گفت: لااقل می‏خواستی در مقابل این کار اجرتی بگیری؟
خداوند متعال خضر را حجّتی قرار داد تا هر که درباره طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دچار شکّ و تردید شود، به ایشان بنگرد و ببیند خداوند بندگانی از طایفه انسان‌ها دارد که چند هزار سال عمرشان از امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیشتر است.علاوه بر این، او در دوره غیبت و پس از ظهور به سان انیسی مهربان و همراهی دل‌سوز در خدمت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود
او گفت: وقت جدایی من و تو فرا رسیده است؛ امّا به زودی سرّ آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی برای تو بازگو می‏کنم.
امّا آن کشتی، متعلّق به گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‏کردند و می‏خواستم آن را معیوب کنم؛ زیرا پشت سر آنها پادشاهی ستمگر بود که هر کشتی را از روی غصب، می‏گرفت.
و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند، ما نخواستیم او آنها را به طغیان و کفر وا دارد.
ما از خداوند خواستیم تا فرزند پاک‌تر و پر محبّت‏تری به جای او، به آنها بدهد.
و امّا آن دیوار، متعلّق به دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی متعلّق به آنها وجود داشت و پدرشان مرد صالحی بود. پروردگار تو می‏خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را بیرون بیاورند، این رحمتی از پروردگارت بود، من به دستور خود این کار را نکردم و این بود سرّ کارهایی که توانایی شکیبایی در برابر آنها نداشتی.7
همان طور که می‌بینیم از این پیامبر با تعبیر «بنده‌ای از بندگان ما» یاد شده که حاکی از مقام فوق العادّه اوست. همچنین علم لدنی او با بیان مصداق‌هایی برای موسی و دیگران به نمایش گذاشته شده است. به استناد این آیات در ادبیات ما و به خصوص اشعار حافظ از خضر با تعبیر استاد یاد شده است.

[تصویر: 1722184115318424144185231401411623474159198.jpg]

•خضر(علیه السلام)، در خدمت ائمه اطهار(علیه السلام)

گزارش‌های بسیار کمی درباره پس از این ایّام تا زمان ظهور اسلام به دست ما رسیده است، از همین رو به نقش این پیامبر خدا در تاریخ اسلام نگاه می‌کنیم. روایتی از حضرت رضا(علیه السلام) در منابع شاخص و معتبر ما آمده که گویای حضور پررنگ و فعّال حضرت خضر در تاریخ اسلام است.(8) در این دوران خانه خضر و محلّ سکونت او در «مسجد سهله» است.(9)
روایات نقل شده در منابع شیعه و سنّی حاکی از آن است که خضر اوّلین تسلیت گوینده به امیرالمۆمنین(علیه السلام) در رثای پبامبر(صلی الله علیه و آله) بود10 و او را صحابه حاضر نیز مشاهده کرده بودند. حضرت علی(علیه السلام) خضر را با عنوان «برادرم» یاد می‌کردند و خضر نیز ارادتی ویژه به امیرمۆمنان(علیه السلام) داشت و گاه و بیگاه و در منظر دیگران آن را به نمایش می‌گذاشت، شاید به اشتباه خود در شناخت جایگاه ایشان پی ببرند.(11) جالب این است که گاه حضرت علی(علیه السلام) بلافاصله پس از این صحنه، اعلام می‌کردند هر سۆالی دارید با من مطرح کنید که من به راه‌های آسمان از زمین آگاه‌ترم و در مقابل، حاضران می‌پرسیدند: تعداد موهای سر ما چند تاست؟!!!
خضر، پیغمبر مرسل بود و حق تعالی او را بر قوم او مبعوث گردانید و او قوم خود را به توحید و به اقرار انبیا و رسل و کتب انبیا دعوت نمود و معجزه او این بود که بر بالای چوب خشکی یا بر زمین ساده بی‏گیاهی نمی‏نشست جز آنکه آنها سبز می‌شد و او را خضر از این جهت نامیدند؛ زیرا که خضر مشتق از سبزیست و اسم او تالیا بن ملکان‌ست که اجداد او به نوح منتهی می شوند
روزی امیرالمۆمنین(علیه السلام) همراه حسن بن علی(علیه السلام) می‏آمد و به دست سلمان تکیه کرده بود تا وارد مسجد الحرام شد و نشست، مردی خوش قیافه و خوش لباس پیش آمد و به امیر‌المۆمنین(علیه السلام) سلام کرد، حضرت جوابش را دادند. او نشست آنگاه عرضه کرد: یا امیرالمۆمنین سه مسئله از شما می‌پرسم و سپس پرسش‌های خود را طرح می‌کند و امام(علیه السلام) به حضرت مجتبی(علیه السلام) امر می‌کنند که او پاسخ دهد و ایشان نیز پاسخ داده و مایه تحیّر حاضران می‌شوند.(12)
در منابع جریان دیدار خضر با دیگر امامان(علیهم السلام) و تسلّا دادن به ایشان در مصائب و ناراحتی‌ها(13) و گاه بزرگانی مانند مرحوم نخودکی اصفهانی(14) قابل مشاهده است که برای پرهیز از طولانی شدن مطلب به همین مقدار اکتفا می‌شود.
•خضر و امام زمان(علیه السلام)[/b]
خداوند متعال خضر را حجّتی قرار داد تا هر که درباره طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دچار شکّ و تردید شود، به ایشان بنگرد و ببیند خداوند بندگانی از طایفه انسان‌ها دارد که چند هزار سال عمرشان از امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیشتر است.(15)علاوه بر این، او در دوره غیبت و پس از ظهور به سان انیسی مهربان و همراهی دل‌سوز در خدمت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود:
«خضر (علیه السلام) از آب حیات نوشید و بنابراین تا روز قیامت زنده خواهد بود، او به نزد ما می‏آید و بر ما سلام می‏کند و ما صدای او را می‏شنویم، گرچه او را نمی‏بینیم و او در هر جا که یاد شود، حضور می‏یابد. پس هر کس از شما که او را یاد نمود به او سلام کند. او در هنگام حج در مکّه حضور می‏یابد و جمیع عبادات و مناسک را به جا می‏آورد و در عرفه، وقوف می‏کند و برای مۆمنان دعا می‏نماید و به زودی خداوند در هنگام ظهور قائم ما وحشت و تنهایی او را، به انس مبدّل می‏سازد و او در کنار حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضور می‏یابد.»(16)
سلام بر او به گاه ولادت و حیات و در تمام لحظاتی که با ماست و در خدمت مولای ما.
پی‌نوشت‌ها:
1. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج‏13، ص 353.
2. تاریخ طبری، ج1، ص188.
3. علل الشّرائع، ج‏1، ص 59.
4. کمال الدّین وتمام النّعمه، ج‏1، ص 298.
5. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏13، ص 35.
6. همان، ص 672.
7. سوره (18) کهف، آیات60 ـ 82.
8. کمال‌الدّین و تمام‌النّعمه،ج‏2، ص 390.
9. بحارالأنوار،ج‏52، ص 376.
10. من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص 231؛ ضائل پنج تن علیهم‌السّلام در صحاح ششگانه اهل سنّت، ج‏3، ص 393.
11. بحارالأنوار، ج 10، ص 119.
12. الکافی، ج‏1، ص 526.
13. برای نمونه ر.ک: بحارالأنوار، ج‏46، ص 145.
14. ر.ک: نشان از بی‌نشان‌ها، ج1، ص286.
15. نکته قابل تأمّل اینجاست که در روایات و منابع دینی تا پیش از دوره معاصر طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با معمّرین (افرادی که طول عمر داشته‌اند) مقایسه می‌شد؛ امّا متأسّفانه از اواسط دهه 40 شمسی، ادبیّاتی با برخی از نوشته‌های حتّی بزرگان دین رایج شد که برای اثبات طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به درختان و حیوانات و دیگر موجودات دیرزیست هم استناد شده که هم از نظر منطقی مقایسه غلط و غیر قابل قبولی است و موجب وهن فرهنگ متعالی شیعی می‌شود هم نوعی توهین به شأن امام(علیه السلام)به حساب می‌آید و ای کاش می‌شد این بخش از آثار و تألیفات مهدوی مورد بازنگری قرار گیرند.
16. کمال‌الدّین و تمام‌النّعمه،ج‏2، ص 390.






منبع:
ماهنامه موعود شماره 122
محمود مطّهّری‌نیا
تبیان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، دل خسته ، mohamad ، Asma ، hesam110 ، قلب ، رضا1357 ، nasimesaba ، انديشه نو ، neyestan23 ، محب الزهرا
۲۳:۴۹, ۸/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
چگونه خضر عليه السلام به غلامى فروخته شد؟
به گزارش سرویس دینی جام نیوز؛ روزى حضرت خضر از بازار بنى اسرائيل مى گذشت ناگاه چشم فقيرى به او افتاد و گفت : به من صدقه بده خداوند به تو بركت دهد!
خضر گفت : من به خدا ايمان دارم ولى چيزى ندارم كه به تو دهم .
فقير گفت : بوجه الله لما تصدقت على ؛ تو را به وجه (عظمت ) خدا سوگند مى دهم ! به من كمك كند! من در سيماى شما خير و نيكى مى بينم تو آدم خيّرى هستى اميدوارم مضايقه نكنى .
خضر گفت : تو مرا به امر عظيم (وجه خدا) قسم دادى و كمك خواستى ولى من چيزى ندارم كه به تو احسان كنم مگر اينكه مرا به عنوان غلام بفروشى .
فقير: اين كار نشدنى است چگونه تو را به نام غلام بفروشم ؟ خضر: تو مرا به وجه خدا (خداى بزرگ ) قسم دادى و كمك خواستى من نمى توانم نااميدت كنم مرا به بازار ببر و بفروش و احتياجت را برطرف كن !
فقير حضرت خضر را به بازار آورد و به چهارصد درهم فروخت .
خضر عليه السلام مدتى در نزد خريدار ماند، اما خريدار به او كار واگذار نمى كرد.
خضر: تو مرا براى خدمت خريدى ، چرا به من كار واگذار نمى كنى ؟
خريدار: من مايل نيستم كه تو را به زحمت اندازم ، تو پيرمرد سالخورده هستى .
خضر: من به هر كارى توانا هستم و زحمتى بر من نيست . خريدار: حال كه چنين است اين سنگها را از اينجا به فلان جا ببر!
با اينكه براى جابجا كردن سنگها شش نفر در يك روز لازم بود، ولى سنگها را در يك ساعت به مكان معين جابجا كرد.
خريدار خوشحال شد و تشويقش نمود و گفت : آفرين بر تو! كارى كردى كه از عهده يك نفر بيرون بود كه چنين كارى را انجام دهد.
روزى براى خريدار سفرى پيش آمد خواست به مسافرت برود، به خضر گفت : من تو را درستكار مى دانم مى خواهم به مسافرت بروم ، تو جانشين من باش ، با خانواده ام به نيكى رفتار كن تا من از سفر برگردم و چون پيرمرد هستى لازم نيست كار كنى ، كار برايت زحمت است .
خضر: نه هرگز زحمتى برايم نيست .
خريدار: حال كه چنين است مقدارى خشت بزن تا برگردم . خريدار به سفر رفت ، خضر به تنهايى خشت درست كرد و ساختمان زيبايى بنا نمود.
خريدار كه از سفر برگشت ، ديد كه خضر خشت را زده و ساختمانى را هم با آن خشت ساخته است ، بسيار تعجب كرد و گفت : تو را به وجه خدا سوگند مى دهم كه بگويى تو كيستى و چه كاره اى ؟ حضرت خضر گفت : چون مرا به وجه خدا سوگند دادى و همين مطلب مرا به زحمت انداخت و به نام غلام فروخته شدم .
اكنون مجبورم كه داستانم را به شما بگويم : فقير نيازمندى از من صدقه خواست و من چيزى از مال دنيا نداشتم كه به او كمك كنم . مرا به وجه خدا قسم داد، لذا خود را به عنوان غلام در اختيار او گذاشتم تا مرا به شما فروخت .
اكنون به شما مى گويم هرگاه سائلى از كسى چيزى بخواهد و به وجه خدا قسم دهد در صورتى كه مى تواند به او كمك كند، سائل را رد كند روز قيامت در حالى محشور خواهد شد كه در صورت او پوست ، گوشت و خون نيست ، تنها استخوانهاى صورتش مى مانند كه وقت حركت صدا مى كنند (فقط با اسكلت در محشر ظاهر مى شود.) خريدار: چون حضرت خضر را شناخت گفت :
مرا ببخش كه تو را نشناختم . و به زحمت انداختم .
خضر گفت : طورى نيست . چون تو مرا نگهداشتى و درباره ام نيكى نمودى .
خريدار: پدر و مادرم فدايت باد! خود و تمام هستى ام در اختيار شماست .
خضر: دوست دارم مرا آزاد كنى تا خدا را عبادت كنم .
خريدار: تو آزاد هستى !
خضر: خداوند را سپاسگزارم كه پس از بردگى مرا آزاد نمود.
بحار: ج 13، ص 321.
صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، رضا1357 ، ساقی ، nasimesaba ، عبداللهی ، محب الزهرا ، neyestan23
۹:۴۱, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #4

ما منتظر حضرت خضر نبی (علیه السلام) هستیم
در کنار مهدی موعود و حضرت عیسی (علیه السلام)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، Ali#59
۱۲:۳۸, ۹/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۴۴ توسط M912.)
شماره ارسال: #5
آواتار
من اینو نفهمیدم یعنی چی؟؟؟؟


نقل قول: خداوند وحشت قائم ما را در هنگام غیبتش به وسیله او به انس مبدّل می ‏سازد، و تنهایی ‏اش را به وسیله ی او برطرف می‏ نماید.»

نقل قول:از میان آنان خضر و الیاس در زمین و مسیح و ادریس در آسمان زیست می‌کنند.(1) در این میان خضر و الیاس با هم برادرند و هم دوره با ذوالقرنین بوده‌اند. برخی او را متولّد «فارس» معرفی کرده‌اند.(2)

خضر الیاس برادر تنی هم هستن؟؟

دقیقا در چه دوره ای زندگی میکردن گفتین هم دوره با ذوالقرنین بودن ولی ما دقیقا نمیدونیم خود ذوالقرنین کیه و چه سالی زندگی میکرده!


نقل قول:نام پیامبر: تالیا بن ملکان بن عامر بن ارفخشد بن سام بن نوح (علیهم السلام)
ارفخشد شبیه اسم های هخامنشیه همینجوری از خودم گفتم ولی میخواستم بدونم سام پسر نوح همونیه که تو آب بود یا مومن بوده؟؟؟

و اینکه یه چیزی هست تو قم من دقیقا یادم نیست نمیدونم کوه خضره چیه!!! داستانش چیه اون؟؟؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59
۱۰:۳۹, ۱۱/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
(۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۸)M912 نوشته است:  دقیقا در چه دوره ای زندگی میکردن گفتین هم دوره با ذوالقرنین بودن ولی ما دقیقا نمیدونیم خود ذوالقرنین کیه و چه سالی زندگی میکرده!
شاید نژادشون ایرانی بوده باشه،شاید هم نه...از نظر من اهمیتی نداره.ارزش هر پیامبر(و هر انسان)فقط به تقواشه
این مطابقت خضر با فارس و همزمان بودنش با ذوالقرنین و اون داستان قدیمی معروف درباره ی سفر ذواقرنین و حضرت خضر در جستجوی آب حیات...من یکی رو خیلی کنجکاو کرد!فکر میکنم تنها نتیجه ای که میشه ازش گرفت اینه که ذوالقرنین کوروش بوده

(۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۸)M912 نوشته است:  ارفخشد شبیه اسم های هخامنشیه همینجوری از خودم گفتم ولی میخواستم بدونم سام پسر نوح همونیه که تو آب بود یا مومن بوده؟؟؟
این گفته با متن بالایی تناقض داره!سام،یکی از فرزندان حضرت نوح(علیه السلام) هستش که پدر و جد بزرگ تمامی اعراب و عبری ها شناخته میشه،به همین دلیل به عربها و یهودیا سر جمع میگن سامی!ممکنه که یکی از پدران حضرت خضر به ایران مهاجرت کرده باشه و به این دلیل نام ایرانی داشته باشه(نمیدونم اسمه ایرانیه یا نه!ولی شباهت داره)

(۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۸)M912 نوشته است:  و اینکه یه چیزی هست تو قم من دقیقا یادم نیست نمیدونم کوه خضره چیه!!! داستانش چیه اون؟؟؟
این برای من هم سواله!کوه جالبی هم هست...یه عده از مردم میرن از اون بالا خودشون رو ول میکنن،بعد قِر میخورن میان پایین!SmileBig GrinBlushمنم نمیدونم دلیلش چیه.اگه کسی میدونه دریغ نکنهAngel


یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: M912
۱:۱۳, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۱:۱۴ توسط Justice Bringer.)
شماره ارسال: #7
آواتار
من یه سؤال داشتم که ممکن ـه به بحثتون هم ربطی نداشته باشه ولی میخوام شما هم اینو از خودتون بپرسین :

اگه امام زمان [عج] رفتاری مانند رفتار حضرت خضر [ع] (در ماجرای ایشون با حضرت موسی [ع]) داشته باشن بعد از ظهور، عکس العمل ما چطور خواهد بود ؟!؟ Huh آیا ما هم موسی وار عمل خواهیم کرد ؟!؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، neyestan23 ، أین المنتظر ، Ali#59 ، قلب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,558 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,357 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,244 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,947 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,687 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,582 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,703 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا