|
اسلام التقاطی و خطر همیشگی آن
|
|
۲۲:۰۷, ۱۹/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۲ ۳:۱۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از خطرهای داخلی برای امت اسلامی خطر التقاط است در طول تاریخ این مرجعیت شیعه بود که راه درست را نشان داد و با ظهور انقلاب اسلامی این راه راست روشن تر شد. اما در مقابل دشمن بوسیله افراد آگاه و مغرض و افراد ناآگاه سعی در مسموم کردن افکار مخصوصا جوانان کرد هدف همگی آنها بصورت مشترک هدف قرار دادن مرجعیت و مخصوصا مقام ولایت فقیه بود ![]() از دیدگاه امام خمینی یکی دیگر از اندیشههایی که موجب ضربهزدن به پیکر اسلام و حاکمیت رشد اسلام آمریکایی است، اندیشة «التقاط» است. التقاط، در حقیقت نشأت گرفته از عدم پایبندی به اسلام است. در اندیشه انسان التقاطی، اسلام دینی نیست که به طور کامل پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی بشر باشد، از این رو کسانی که دارای این اندیشه و طرز فکرند، با سلیقه خود، بخشی از اسلام اصیل و بخشی از مکتبهای دیگر را گرفته و با هم ضمیمه کرده و مجموع آنرا به نام اسلام به جامعه اسلامی عرضه میکنند. چنین اندیشهای در تاریخ اسلام، نمونههای فراوان دارد. امام خمینی اسلام التقاطی را اسلام آمریکایی میداند: «طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاهها، دقیقاً باید روی مبانی اسلام مطالعه کنند و شعار گروههای منحرف را کنار گذارند و اسلام عزیز راستین را جایگزین تمام کجاندیشیها نمایند. این دو دسته خود باید بدانند که اسلام خود مکتبی است غنی که هر گز احتیاجی به ضمیمه کردن بعضی از مکاتب آن نیست و همه باید بدانید که التقاطی فکر کردن خیانتی بزرگ به اسلام و مسلمین است که نتیجه و ثمره تلخ این نوع تفکر در سالهای آینده روشن میگردد.» «با کمال تأسف گاهی دیده میشود که به علت عدم درک صحیح و دقیق مسائل اسلامی، بعضی از این مسائل را با مسائل مارکسیستی مخلوط کردهاند و معجونی به وجود آوردهاند که به هیچ وجه، با قوانین مترقی اسلام سازگار نیست.» در ابتدای انقلاب حاصل این افکار در گروهک های منحرف مجاهدین خلق(خائنین به خلق) و گروهک فرقان و غیره نمود پیدا کرد. این افراد بزرگانی که در این زمینه روشنگری می کردند را هدف گرفتند. شهید بهشتی شهید مطهری شهید هاشمی نژاد شهید لاجوردی و ... در مراحل بعد بجای ترور فیزیکی به ترور شخصیت رو آوردند که تا اکنون کارشان ادامه دارد اسلام التقاطی یعنی چه؟ اسلام التقاطی یعنی... ![]() جنازه شیخ فضل الله نوری بر دار مشروطه خواهان غربی [b]اسلام التقاطی یعنی... ![]() شهید مطهری توسط فردی از گروهک فرقان ترور شد که گفته بود وی(استاد شهید)فردی افراط گراست وی مرتجع است بنا به صلاحدید اینجانب ویرایش شد اسلام التقاطی یعنی... ![]() ![]() شهید عبدالکریم هاشمی نژاد که در مبارزه با اسلام التقاطی ید طولایی داشت و ضد حجتیه و منافقین بسیار مبارزه کرد و توسط همین منحرفان شهید شد یعنی ![]() اسلام التقاطی یعنی... ![]() نماز جماعت فرقه رجوی ![]() نماز جمعه 26 تیر 88 یعنی ![]() جهاد نکاح ![]() پ.ن.:مصادیق این عکس ها در یک حد از این نوع تفکر نیستند. اسلام التقاطی: اسلامیست تولید شده مطابق با میل و هوس افراد یک گروه و دسته به اسم اسلام از روشن گری در مورد انحراف نترسید از تهمت ها و توهین ها و تهدید ها نترسید سکوت در برابر انحراف ها کربلا را به وجود آورد |
|||
|
|
۲۳:۰۱, ۱۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
«تفكّر التقاطى» در اصطلاح عبارت است از: مجموعه اى از نظريّات كه از گرايشهاى متفاوت و گاه متناقض برگرفته شده، در كنار هم گرد آمده است و چون بنيانها و زيرساخت هاى اين گرايشها و نظريّات، ناهمگون و يا در مقابل هم اند ـ به عنوان نمونه، برخى برخاسته از مكاتب «انسان محور يا اومانيسم»اند، و برخى ديگر برخاسته از مكاتب «خدامحور»، برخى برگرفته از گرايش مبتنى بر «اصالت فرد» و برخى برگرفته از گرايش هاى مبتنى بر «اصالت جمع»، پاره اى برآمده از «ليبراليسم» و «سكولاريسم»، و پاره اى ديگر مبتنى بر «دين محورى» هستند ـ دارندگان تفكّر التقاطى بعضاً به ورطه پلوراليسم و نظريّه همه صدقى اديان و انديشه ها در افتاده اند. در جامعه اسلامی ما نيز، به ويژه در نيم قرن اخير، اين نوع تفكّر التقاطى در ميان كسانى كه از قوّت فكر و قدرت تحقيق علمی لازم برخوردار نيستند، رايج بوده است. كم نيستند افرادى كه از يك سو مسلمان اند و در مقام سخن حاضر نيستند دست از تماميت اسلام و عقايد دينى بردارند، امّا از سوى ديگر سخت شيفته نظريات ديگران در زمينه هاى مختلف اند و در عين حال نه در مسائل دينى تخصّص لازم را دارند و نه در همه زمينه هايى كه در آن به اظهار نظر پرداخته اند. بدعت نتيجه ی تفكر التقاطى، و تفكّر مذكور ، نتيجه دخالت تمايلات نفسانى و سليقه شخصى در شناخت و تفسير دين است. ناگفته نماند كه آنچه صاحبان تفكّر التقاطى به دين نسبت می دهند، چون قرين فهم سليم و بی طرفانه از دين و همراه با مقدّمات و شرايط لازم براى اين كار نبوده است، عقلاً و شرعاً نه در مورد خود دارندگان اين گونه تفكّر و نه در مورد ديگران حجيّتى ندارد و هرگز نمی تواند پاسخگوى سؤال خداى متعال از چرايى اعمال در آخرت باشد.
|
|||
|
|
۱۷:۰۴, ۲۰/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/شهریور/۹۲ ۱۷:۳۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
درباره گروهک التقاطی فرقان این مصاحبه را بخوانید
![]() جايگاه، اهداف و فعاليتهاي گروه فرقان چه بود؟ صالحی: بسم الله الرحمن الرحیم. پیش از پرداختن به اين پرسش، بايد عرض شود كه گروه فرقان از گروههاي قابل مطالعه دهههاي اخير كشور ماست. با توجه به اين كه يك گروهي است كه از لحاظ تركيب عناصر انسانياش متكي به يك رهبر فكري است كه شايد هنگام مرگش، بيش از 24 سال نداشت و دیگر اینکه در طول 3 سال فعاليتهاي آشكار، دهها كتاب توسط اين گروه تدوين و عرضه و ترورهاي متعددي توسط اين گروه انجام شد. گویا بهرغم اين كه منابع انساني اين گروه محدود بود، در ظرف مدت كوتاه هم از لحاظ توليد اثر و هم از لحاظ تحرك اجتماعي و هم از لحاظ ترور يكي از گروههاي قابل توجه در چند دهه اخير به شمار ميآيد. اگر بخواهيم ايدئولوژي و رفتارشناسي اين گروه را مطرح كنيم، روي چند نكته ميتوان انگشت گذاشت و آنها را مطرح كرد: 1. نكته نخست، تأثيرپذيري شديد اين گروه از انديشه و ادبيات «دكتر علی شريعتی» است.* دهه 50 دهه دكتر شريعتي به شمار ميآيد از جهاتي؛ يعني تاثيرات چشمگیری كه دكتر شريعتي در نسل جوان و تحصيلكرده آن روز داشته و رهبران گروه فرقان و شخص گودرزي از هواداران افراطي دكتر شريعتي به حساب ميآيند، هم در انديشه و فكر و هم در ادبيات و سبك نگارش و گفتار. 2. ويژگي دومي كه در گروه فرقان از لحاظ فكري و رفتاري ميشود ديد، باور به «تز اسلام منهاي روحانيت و مرجعيت» است. اين مقوله به گونه اي در انديشه و بنياد فكري اين جريان جايگاه پيدا كرده بود كه روحانيت در اسلام، امري است بدعتآميز و نيازي به نهاد روحانيت نيست و تفسير تبيين دين لازم نيست از ناحيه روحانيت و مرجعيت صورت بگيرد و به تعبير ديگر همان انديشههاي پروتستانيسم در انديشههاي اسلام و شيعه. 3. ويژگي سومي كه در انديشههاي گروه فرقان ميشود ديد، «تأثيرپذيري شديد از ماركسيسم» است. ميشود گفت ماركسيسم در ايران در صد سال اخير در دو دهه موج شديد رو به اقبال داشت؛ يكي پس از شهريور 20 است كه با رفتن رضاخان فضايي براي ماركسيستها به وجود آمد. موج دوم دهه 50 بود كه با يكي از حركتهاي انقلابي ماركسيستي در جهان از جمله آنچه كوبا، ويتنام، كامبوج، لائوس، آمريكاي لاتين و غيره پديد آمد، ماركسيسم دوباره به عنوان مكتب انقلابي مبارز در جهان سوم از جمله در ايران مجالي جدي پيدا كرد. هم ماركسيستهاي ايراني فعال شدند و هم مذهبيون طرفدار ماركسيسم و يا متأثر از ماركسيسم در ايران رواج پيدا كرده و گسترش يافتند. جريانهاي سازمان مجاهدين خلق از اين قبيلند. گروه فرقان در دهه 50 تحت تأثير همين موج بود و برای همین، ادبيات فكري گروه فرقان به شدت ماركسيسم زده است و در نوشتههاي جريان فرقان، تجليل از ماركسيستهايي مثل مائو، كاسترو، چهگوارا و شخصيتهاي ديگري از اين قبيل بسيار فراوان است. 4. ويژگي چهارمي كه شايد در گروه فرقان بشود ديد، تفسيرهاي التقاطي و غير متديك از دين است. در مجموعه حجم حجيم نگاشتههايي كه از گروه فرقان از سالهاي 56 55 تا 58 منتشر شد، كاملا يك بيان آزاد و غيرمستند و يا استحساني از دين خودش را كاملا نشان ميدهد، نگاه تأويلي و تفسيري دلخواه در آثار منتشره از اين گروه كاملا نمايان است و در اين زمينه، صدها و هزاران شاهد وجود دارد؛ برای نمونه، در سوره يوسف تفسير كردن گرگ به عنوان ضدانقلاب يا همان طور كه شهيد مطهري در اول علل گرايش به ماديگري از نوشتههاي اين گروه نقل ميكند: يومنون بالغيب را تفسير به اين كه انقلاب دوره كمون دارد و دوره ظهور دارد و ايمان به غيب ايمان به دوران كمون انقلاب و دوران ستر انقلاب و تاويلات ديگر، بدون اين كه مجموعهاي احساس نياز كنند به مستندات و شواهد دروني و درونفهمي ديني. ۵. ويژگي پنجم گروه فرقان، احساساتگرايي و خشونت در عمل و استفاده از يك ادبيات تكفيري و چماقي نسبت به رقيبان است، نوشتههاي فرقان، سرشار از جسارت، توهين، كينه، نفرت و انتقامجويي نسبت به انديشههاي رقيب است؛ چيزي كه بعدها خودش را در قالبهاي ترور نمايان ميكند. نحوه عضوگيري اين گروه به چه صورت بود و مخاطبان آنها چه كساني بودند؟ همان گونه كه ميدانيد، نقطههاي شروع و جذب نيروي «اکبر گودرزي» ـ رهبر گروه ـ جلسات تفسير قرآني بود كه در مناطق گوناگون تهران انجام مي شد؛ يعني از راه حلقههاي تفسير قرآن، نيروهاي عمدهاش را جذب كرده بود و همان تعدادي كه به او جذب شده بودند و در آن سالها اين مقوله، يعني علايق جوانان مذهبي و انقلابي به اين نوع حلقهها كه هم جنبه انقلابي داشت و هم جنبه فهم ديني در آن مطرح بود، معمول بود. منابع انساني گروه فرقان از اين جلسات كوچك اكبر گودرزي گردآوري و جمع شدند. گروه فرقان البته در سالهاي 56 تا 58 كه آثارش گستردهتر پخش ميشد؛ هرچند حركتهاي مطالعاتي گودرزي از سال 58 آغاز شد، عملا سال 56 به بعد بود كه نوشتههاي گروه فرقان كم و بيش به دست افراد ميرسيد. در سال 57 (عيد 57) بود كه كتاب توحيد اين مجموعه يا برخي از نوشتههاي ديگر اين مجموعه در مشهد به دستمان رسيد و تابستان آن سال بخشهاي تفسيري و ترجمه قرآن اين مجموعه و چيزهايي از اين قبيل منتشر شد. از سال 56 تا 58 كه اين مجموعه فعاليت ميكرد، عمدتاً اين نوشتهها به دست دانشجويان و طلاب مبارز ميرسيد. حال برخي با اقبال به آن روي ميآوردند و برخي با انكار. البته موج انقلاب اسلامي كه به رهبري روحانيت شكل گرفت، موجب ميشد كه كم و بيش آثاري كه در فضاي نوشتههاي فرقان بود، در حمله به روحانيت و انتقاد از روحانيت در فضاي انقلاب اسلامي، مشتريان و خريداران كمتري پيدا كند، چون انقلاب با رهبري و زعامت و پيگيري روحانيت بود و تهاجمات اين گروه نسبت به نهاد روحانيت، به گونه ای بود كه موجب ميشد، اين سخنان مشتري پيدا نكند، چون در فضايي اين حرفها منتشر ميشد كه روحانيت پيشقراول و طلايهدار يك حركت اجتماعي عظيم بود؛ ولي در مجموع، اين رشتهها كم و بيش در بين طلاب و دانشجويان مبارز شايع و نسبتا قابل توجه بود. بهرغم اين كه حالا شايد در بخش بعدي به عنوان نكته اشاره كنم در مجموع اين دو قشر، مخاطب عمده گروه فرقان بودند. عضوگيري رسمي هم داشتند؟ مجموعه چون نگاهش به حركتهاي در حقيقت مخفي و غيررسمي بود، طبيعتا عضوگيري علني نداشتند، عضوگيريها غيررسمي بود از طريق همين جلسات و سمپاتهايي كه از طريق نوشتههايشان به آنها جذب ميشدند، در مجموع داراي عضوگيري گسترده نبودند، ولو ارتباطاتي با برخي از گروهها و مجموعههايي از سازمانهاي متشكل داشتند. پشتوانه فكري و مالي اين گروه چه شخصي بود؟ در حوزه پشتوانه فكري بايد گفت كه اينها همان طور كه عرض كردم پشتوانه فكري تاريخي داشتند كه توسط رهبر گروه كه اکبر گودرزي بود تبديلسازي ميشد و پشتوانه فكري آنها تركيبي بود از انديشههاي دكتر شريعتي به اضافه بهرههايي كه از انديشههاي بازرگان و ... برده بودند و به اضافه تأثيراتي كه از ماركسيست پذيرفته بودند و مراجعات آزادي كه به قرآن و نهجالبلاغه داشتند كه اين مجموعه توسط گودرزي با تبديلسازيهايي، تبديل به كتابها و مقالاتي ميشد؛ اما منبع مشخص زنده و به عنوان پشتوانه فكري آنها چندان شناخته نميشود، ولو اين كه با برخي از شخصيتها يا اشخاص زمان خودشان رفتوآمدها و معاشرتهايي داشتند كه آن رفتوآمدها و معاشرتها طبيعتا در آرا و ايدههاي امثال گودرزي بياثر نبود كه مشهورترين آن افراد شخصي به نام «عاشوري» در مشهد بود؛ روحاني بود كه ايدهها و نگاههاي بسيار نزديكي به اين گروه داشت و بعداً هم محكوم به اعدام شد. آيا واقعا ميتوانيم بگوييم اکبر گودرزي، طلبه و حوزوي بود؟ درباره سابقه طلبگي پراكنده و جسته گريخته گودرزي ظاهرا ترديدي نیست؛ اما نكته قابل توجه، اين است كه گودرزي به عنوان يك طلبه تثبيت و شناخته شده حوزوي نه در قم و نه در تهران مطرح نبود. بيشتر به عنوان كسي كه درسهايي از حوزه يا خوانده يا ديده، آن هم نه در سطوح عالي، مطرح بود. رهبر و اعضای گروه تروریستی فرقان و خود اين هم در تجربههاي طلبگي باز به عنوان يك تجربه قابل مطالعه است كه كساني كه در دورههاي گوناگونی وارد حوزه شدند، ولی با روح حوزه ارتباط وثيقي پيدا نكردند، اينها مخاطراتي را براي حوزه و ديانت فراهم كردند. از «احمد كسروي» و «سید حسن تقيزاده» تا گودرزي؛ كساني كه نخواستند يا نتوانستند پيوند محكمي با تاريخ و روح واقعي حوزه برقرار كنند، بعدها شمشيري عليه خود حوزه شدند و شايد يكي از چيزهايي كه حوزه ميتواند به آن توجه نشان بدهد، اين نمونههاي تاريخي از خودش است؛ دست کم در صد سال اخير. ترور سپهبد قرني و بعد شهيد مطهري و شهيد مفتح چه تحليل و توجيهي ميتواند داشته باشد؟ در مجموع، ترورهاي فرقان پس از انقلاب، دو دسته بود؛ ترور روحانيان و غيرروحانيان. ترور روحانيون برخي به شهادت آنها انجاميد كه شهيد مطهري، شهيد مفتح و شهيد قاضي بود، ترور ديگر آنها نيز شيخ قاسم اسلامي بود كه از منتقدين شديد دكتر شريعتي به شمار می رفت و ترورهاي نافرجام هم داشتند كه ترور مرحوم رباني شيرازي از آن جمله بود كه به سرانجام نرسيد و در آن مرحله به شهادت نرسيدند و بعدها در حادثه تصادف به مرگ مشكوك درگذشتند و نيز ترور آقاي هاشمي رفسنجاني؛ و در بين غيرروحانيون ترور شهيد قرني و شهيد مهدي عراقي بود. انگيزههاي اين ترورها برخي انگيزههاي مشترك بود و برخي انگيزههاي خاص، در انگيزههاي كلان 2 انگيزه را ميشود براي اين مجموعه برشمرد كه دست به اين ترورها زدند (در حوزه ترور روحانيت) انگيزه نخست، برميگردد به اعتقادي كه به اسلام منهاي روحانيت داشتند و به نحوي روحانيت را مانع از حركتهاي انقلابي با ديدگاه خودشان ميدانستند و عامل دوم هم تفكري كه اين جريان در ارتباط با انقلاب اسلامي پيدا كرد. جريان گروه فرقان به سرعت با انقلاب اسلامي فاصله پيدا كرد و در مقابل آن قرار گرفت. اگر جريانهايي مثل مجاهدين خلق و غيره به مرور و در يك فاصله زماني، مواضع خودشان را آشکارا كردند، گروه فرقان به سرعت، انقلاب اسلامي به رهبري روحانيت را يك جريان ارتجاعي تلقي كرد و بر این باور بود كه روحانيت، موجب ارتجاع اين حركت اجتماعي خواهند بود، روحانيت نميتواند رهبريكننده اين جريان اجتماعي باشد و در مقابل اين جريان ايستاد. بنابراين، شايد جريان فرقان يك جريان شبيه جريانهاي افراطي ماركسيستي در ايران مثل كومله و امثال كومله شناخته ميشود كه در ماههاي اوليه دست به حركتهاي علني تروريستي در مقابل انقلاب زد، آن هم با اين اعتقاد كه انقلاب اسلامي را روحانيت نميتواند اداره كند. در كنار اين دو عامل عام، شايد گروه فرقان عوامل خاصي را هم در اين ترورها دنبال ميكرد. در ارتباط با شهيد مطهري گروه فرقان ازايشان كينه چندساله داشت، همان گونه كه گفتيم به شدت اين مجموعه، مريد و علاقهمند به دكتر شريعتي بودند و انتقاداتي كه مرحوم شهيد مطهري از دكتر شريعتي پس از جدا شدن از حسينيه ارشاد داشت. همچنين اطلاعيهاي كه شهيد مطهري و بازرگان پس از فوت دكتر شريعتي دادند، در ارتباط با انتقادآميز بودن برخي از آثار دكتر شريعتي و نياز به اصلاح آن؛ اينها چيزهايي بود كه براي گروه فرقان خوشايند نبود. نشانه ها اينكه اين عامل در ترور مرحوم مطهري نقش داشتند، اين بود كه اين گروه يكي از منتقدان البته نه چندان عميق دكتر شريعتي مثل شيخ قاسم اسلامي كه از منبرياني بود كه در جلسات و عظش به شدت عليه دكتر شريعتي سخن ميگفت و او را مورد نقد قرار ميداد و در دهه 50 به عنوان يكي از وعاظ معروف در انتقادات عليه شريعتي مطرح بود که او را هم در فهرست ترور قرار دادند؛ بنابراين، فاصله شهيد مطهري از دكتر شريعتي و انتقادات از وي، بياثر در عوامل ترور شهيد مطهري نبود. عامل خاص ديگر كه باز بياثر نبود، موضع علني بود كه شهيد مطهري در مقدمه علل گرايش به ماديگري و برخي آثار ديگرش نسبت به اين گروه گرفت و اظهار كرد كه اين گروه يا جاهل و نادانند و يا منافق؛ استاد نخست به يك گفت وگوي علمي با آنها اعتقاد دارد. در حقيقت ميخواهد در مراحل بعد عليه آنها به يك افشاگري تمامعيار بپردازد. همان گونه كه می دانید، شهيد مطهري در مقدمه کتاب «علل گرايش به ماديگري» كه به نقد صريح اين مجموعه ميپرداز مينویسد: «اينگونه تفاسير يعني خالي كردن مفاهيم ديني از معنويت و همه را تفسير مادي كردن به معناي خالي كردن زير پاي دين و مذهب است؛ همان سياستي كه ماركس پيشنهاد كرد، براي مبارزه با دين بايد مفاهيم ديني را تفسير مادي كرد». بقیه را در منبع این مصاحبه بخوانید *دقت کنید:ادبیات شریعتی نه شخص شریعتی و همین اشتباهات دکتر شریعتی باعث شد عده ای از آن طرز تفکر برای مقاصد خود استفاده کنند. |
|||
|
|
۱۷:۴۱, ۲۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
با تشکر از مبحث خوبی که آوردید، گذاشتن کتاب و اوردن نامی از دکتر شریعتی در بین منافقین فرقان، حمقای مشروطه، اهالی فتنه 88 و بدحجابان بدون هیچ اعتقاد.... حداقل مورد شخص بنده نیست...
نمی خوام بحث را به انحراف بکشانم... ولی این کار اشتباه است اخوی گرامی. |
|||
|
|
۱۷:۴۹, ۲۰/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/شهریور/۹۲ ۱۷:۵۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول: پ.ن.:مصادیق این عکس ها در یک حد از این نوع تفکر نیستند. من این جمله را در ارسال اول برای همین صحبت شما آوردم منظور این بود که افرادی که با مرجعیت فاصله دارند مرتکب این خطاها شدند. یک بدحجاب در یک حد و یک عضو منافقین در سطح بسیار فجیع تری مرتکب خطا می شود. در مورد کتاب آقای شریعتی هم پای حرفم هستم عکس ها حاوی پیام های دیداری هستند بجای 10 صفحه مطلب |
|||
|
|
۱۸:۴۲, ۲۰/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۲ ۰:۴۲ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
«متعصبین نخوانند!»
منظور دوستان از ایجاد این تایپیک کاملا مشخصه! اسم این تایپیک رو بگذارید "تفکر التقاطی دکتر شریعتی" نه "اسلام التقاطی" ! در هر حال من نمی دونم چه کینه ای دوستان دارند که اینگونه در مورد شریعتی مطلب می نویسند! یا «مثل اون جوجه طلبه که اومد یک خواب کذایی از یک شهید تعریف کرد که دلیل عروج نگرفتن اون شهید این بود که چند ماه طرفدار شریعتی بوده» و یا «ادعاهایی که بعضیا نسبت به رد پای تفکرات شریعتی در ترور استاد مطهری (رحمة الله علیه) می کنند!»اگر دوستان برای اثبات حرفشون به گروهک فرقان رجوع می کنند. من برای اثبات دلایلم به رهبر رجوع می کنم و شهید چمران و آیت الله طالقانی برای بستن دهان هایی که از سر حقد گشوده شده: شریعتی از منظر شهید چمران: (نامه ای که شهید چمران پس از فوت شریعتی نوشت) نقل قول:شریعتی را ممکن است به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام معرفی کنند، اما این ها افسانه و مبالغه آمیز است و چنین تغییراتی در خصوص مرحوم دکتر شریعتی صدق نمی کند. اما متقابلاً شریعتی یک چهره ی پرسوز ِپیگیر برای حاکمیت اسلام بود، وی کوشش میکرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگیساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند؛ این بُعد از شخصیت شریعتی آن چنان که باید و شاید شناخته شده نیست... نقل قول:آخرین دیدار: (برای کسانی که هنوز هم فکر می کنند شریعتی با روحانیت دشمن بود!)سید محمود طالقانی :آخرين ملاقاتي كه من با مرحوم دكتر شريعتي داشتم، آن وقتي بود كه او تازه از زندان بيرون آمده بود، شبي بود كه تا نيمه شب و بعد از نيمه شب با او بوديم و آن روح خلوص و دريافت احسن را چنان در او ديدم كه اين خاطره هيچ وقت از نظر من محو نميشود. وقتي صحبت ميكردم با تمام حواس گوش و چشم و فكرش متوجه جملههاي من بود و ميگرفت و بعد به من بر ميگرداند. با يك توضيح بهتر و با يك تعبير بالاتر- يادم هست كه آخرين مسئلهاي كه بعد از نيمه شبي بود مطرح شد، تفسير سوره قدر بود و مسئله ليله القدر. من يك جملهاي گفتم و ديدم او شروع كرد بسط دادن، كه مرا آن قدر جذب كرد كه ساعتي از شب گذشت. و بعد من از او جدا شدم. او به طرف تقدير «ليله القدر»ش رفت. من هم به طرف تقدير، من به زندان رفتم و سعادت شهادت را با اينكه زمينهاش فراهم بود و از آثارش ميديدم نداشتم- شايد هم خواست خدا نبود. او هم هجرت كرد و در مسير شهادتش، پيش رفت. خداوند اين شخصيت بزرگ را و آثارش را براي ما و براي جوانها هميشه آثار اين شخصيت، كتاباي او، نظريات او را زندهتر بدارد و بر شماست كه در اطراف مطالب او، مسائل او، بحث كنيد، بيانديشيد و همان راهي كه او رفت براي تبيين اسلام، يك اسلام انقلابي و اجتماعي و نه يك اسلام فقط ذهني و سنتي كه هميشه داشتيم، شما موفق باشيد. و اين انقلاب همان طوري كه گفتم بر عهده شماست. من آخر مرز هستم و شما در بين راه هستيد و حركت ميكنيد- خداوند همهي شما را حفظ كند.. همچنین بخوانید... . این مطالب هم بخونید (کلیه نظرات رهبر در مورد شریعتی) . دو کلام هم از ماشین عروس پ ن 1 : بنابراین شریعتی رو به فرقان نسبت ندید اگر واقعا ادعای ولایتمداری دارید! پ ن 2 : اینهم بگم پیشوای من شریعتی نیست پیشوای من آیت ا.. خامنه ای ـه و وقتی سخن از زیبایی شریعتی میاره من هم باید از شریعتی و مطهری بصورت موازی استفاده کنم! (به تعبیر ایشون آمیختن زیبایی شریعتی و بتون آرمه ی افکار مطهری برای رسیدن به مرحله ی نوینی که نسل ما نیاز دارد!) |
|||
|
|
۱۹:۰۷, ۲۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با اینکه خیلی از متن ها و نوشته های دکتر شریعتی رو خوندم اما هنوزم اطلاعاتم در مورد شخص ایشون کامل نیست
مخصوصا با وجود تناقضاتی که در رفتار طرفداران و مخالفان ایشون دیدم پس این موارد رو در مورد ایشون ، نه میپذیرم و نه رد میکنم تا بعد موفق باشید |
|||
|
|
۲۰:۰۶, ۲۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نام حق
نقل قول:[b] دهه 50 دهه دكتر شريعتي به شمار ميآيد از جهاتي؛ يعني تاثيرات چشمگیری كه دكتر شريعتي در نسل جوان و تحصيلكرده آن روز داشته و رهبران گروه فرقان و شخص گودرزي از هواداران افراطي دكتر شريعتي به حساب ميآيند، هم در انديشه و فكر و هم در ادبيات و سبك نگارش و گفتار.
ای بابا! برای اون وهابیه که به خودش بمب میبنده میره وسط جمعیت میترکونه , از قرآن دلیل آوردن !!!!!![/b] |
|||
|
|
۳:۳۹, ۲۱/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۲ ۳:۵۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
یک روزی در مورد دکتر شریعتی صحبت می کنم(اگر فرصت بود و شرایط فراهم بود برای بحث بدون تفرقه افکنی)
فعلا در مورد مرحوم شریعتی بحث نمی کنم ولی همین موضع گیری بعضی افراد و طرفداری آنها از بعضی مواضع غلط ایشان بعضی مسائل را روشن می کند ![]() جلد 4 عنوان: ضرورت حفظ وحدت و اجتناب از اختلاف نقل قول:یک سال هم مردم را معطل این کردند که آن آقای شمسآبادی را کی کشته، کی نکشته. دعوا سر یک همچو مسئلهای کردند؛ و این بینقشه نیست. شما خیال نکنید که همین طوری واقع شده، یک کسی را کشته و یک کسی هم چه کرده. خیر، این یک نقشهای است که روی این نقشه حساب شده. آن وقتی که شما میخواهید اجتماع با هم پیدا کنید و آنها میترسند که مبادا در این اجتماعات چه بشود، یک همچو مطلبی را پیش میآورند؛ یک قدری کهنه میشود یک چیز دیگر جلد 7 عنوان: ریشۀ انقلاب ایران ـ مسئولیت سنگین دانشگاه و حوزه ـ شگردهای ساواک نقل قول:شگردهای ساواک برای ایجاد اختلاف جلد 8 عنوان: تکالیف روحانیون و اهل محراب و منبر نقل قول:ترفندهای رژیم شاه برای ایجاد اختلاف جلد 9 عنوان: اولویت تنظیم قانون اساسی بر همۀ امور نقل قول: فقط بطور خلاصه برای اهل اشارت همین جمله دکتر شریعتی را قرار می دهم من با امثال این جملات ایشان مشکل دارم که اگر در آن عمیق نگاه کنید متوجه بعضی مسائل خواهید شد. نقل قول:ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم . لطفا در مورد این جمله و باقی موارد مربوط به دکتر شریعتی در این تاپیک بحث نکنید تکمیلی خوانندگان گرامی گمان نبرند من روی لباس روحانیت تعصب دارم مهم نزدیک بودن به مرجعیت است نه به عمامه بسرها ![]() در این تاپیک به این موضوع پرداختیم http://forum.bidari-andishe.ir/thread-27960.html آنچیزی که مهم است وفاداری شخص به مرجعیت است و یکی از مهم ترین اصول آن عدم دنیاپرستیست. |
|||
|
|
۱۰:۳۱, ۲۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
با تشکر از دوستان
بنده قصد هیچگونه بی احترامی به دکتر شریعتی را ندارم و ایشان افراد زیادی را جذب اسلام کرده است ولی باید قبول کرد که ایشان بیش از اینکه یک اسلام شناس و متخصص اسلام باشد یک جامعه شناس علاقه مند به اسلام بوده است. یعنی اسلام را از دید جامعه شناسی بررسی و معرفی کرده است. یعنی از دید جامعه شناسی به این نتیجه رسیده است که اسلام چیز خوبی است. و با عینک علم جامعه شناسی به اسلام نگاه کرده است. با وجود اینکه ایشان در تبلیغ اسلام زیاد کوشیده است و زحمت زیادی هم کشیده است ولی با این حال نمی توان ایشان را یک متخصص اسلام (محتهد) در نظر گرفت و حرفهای ایشان در مورد اسلام را کاملا درست دانست. بهتر است که به افراد با دید تعصبی نگاه نکنیم و حقیقت را قبول کنیم. در ضمن حدیثی از امام صادق علیه السلام هست که می فرمایند: إياك أن تنصب رجلا دون الحجة فتصدقه في كل ما قال. معاني الاخبار، 169. بپرهيز از اين که غير از حجت خدا کسي را برگزيني، و هر چه را که ميگويد تصديق کني! امام علی علیه السلام هم می فرمایند: انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| داعش یک یازده سپتامبر همیشگی | bahmaneyar | 0 | 1,028 |
۱۶/فروردین/۹۵ ۲۳:۳۸ آخرین ارسال: bahmaneyar |
|
| باز هم روش همیشگی صهیونیست جواب داد؟! | yektasepas | 1 | 1,161 |
۲۶/مرداد/۹۳ ۲۳:۴۶ آخرین ارسال: Bidel.s |
|





![[تصویر: mohr_emam.png]](http://s1.picofile.com/file/7931054943/mohr_emam.png)
![[تصویر: SheikhFazlallahNoori6.jpg]](http://s1.picofile.com/file/7931066555/SheikhFazlallahNoori6.jpg)
![[تصویر: Mutahari-Motahari01.jpg]](http://nooor.ir/bimarefat/PostImages/Mutahari-Motahari01.jpg)
![[تصویر: hasheminejad6.jpg]](http://www.habilian.ir/fa/images/stories/shohada/hasheminejad6.jpg)
![[تصویر: hasheminejad004.jpg]](http://www.habilian.ir/fa/images/stories/shohada/hasheminejad004.jpg)
![[تصویر: Yaaaa_.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7610877739/Yaaaa_.jpg)
![[تصویر: 36317_505.jpg]](http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1391/6/12/36317_505.jpg)
![[تصویر: 31240.jpg]](http://rajanews.com/Files_Upload/31240.jpg)
![[تصویر: jahade_nekah.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7931115478/jahade_nekah.jpg)
![[تصویر: delet_pak_bashe.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7931159351/delet_pak_bashe.jpg)



![[تصویر: forqan10.jpg]](http://www.shia-leaders.com/wp-content/uploads/2013/07/forqan10.jpg)



![[تصویر: sahife.jpg]](http://jamaran.ir/Theme1/images/sahife.jpg)
![[تصویر: 1377956050_hashemi_khoeini002.jpg]](http://tarikhirani.ir/Images/news/1377956050_hashemi_khoeini002.jpg)