کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سایبورگی ها بخوانند
۳:۳۷, ۲۷/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/شهریور/۹۲ ۳:۳۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: cyborg.jpg]

سایبورگ چیست؟

این کلمه مخفف
cybernetic organism و در واقع به معنی زندگی سایبری است.


خواندن این مقاله چند قسمتی را به شما توصیه می کنم.

آیا چاره ای جز انتخاب زندگی سایبری نداریم؟

در عصر حاضر تعداد زیادی از انسان ها زمان خود را به دو قمست عمده تقسیم کرده اند، زمانی که در دنیای واقعی سپری می کنند و زمانی که زندگی سایبری(Cyber Life) دارند، این تقسیم بندی می تواند خودآگاه یا ناخودآگاه، عمدی و یا سهوی صورت بگیرد.

برخی در حد ارسال چند پیام از طریق تلفن همراه و برخی دیگر به اندازه سال ها از عمر خویش را به زندگی سایبری اختصاص می دهند. عده ای بی مهابا در حال کوچ کردن به محیط های سایبر و انتخاب سایبری زندگی کردن به جای واقعی زیستن، هستند و عده ای دیگر از زندگی سایبری و برخی مصادیق آن فراری بوده و واقعی بودن را ترجیح می دهند.
به هرحال زندگی سایبری به عنوان بخشی از زندگی انسان موضوعیت پیدا کرده و به علت رشد روزافزون و تأثیرات و تبعاتی که دارد، لحاظ کردن آن و تعیین مؤلفه ها و حدود و ثغورش در مباحث حوزه سبک زندگی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.




زندگی سایبری از ترکیب دو واژه زندگی(Life) + سایبر(Cyber) ساخته شده است. واژه ی سایبر یکی از پیشوندهای مرتبط با اینترنت است که تاکنون با لغات زیادی ترکیب شده و آن ها را سایبری کرده است. این واژه برای اشاره و یا ساختن واژگان مربوط به فرد، شیء و یا هر چیزی که بخشی از عصر کامپیوتر و اطلاعات است اعم از اینترنت، کامپیوتر، شبکه ها و یا سایر استفاده ها از تکنولوژی های برتر(High-Tech)، به کار رفته است.


سایبر از سایبرنتیکس(Cybernetics) گرفته شده است. لغت سایبرنتیکس را گروهی از دانشمندان که توسط نوربرت وینر(Norbert Wiener) رهبری می شدند ایجاد کردند. چندی بعد در سال 1948 از طریق کتاب "سایبرنتیکس یا کنترل و ارتباطات در حیوان و ماشین" (Cybernetics or Control and Communication in the Animal and the Machine)که توسط وینر نگاشته شده بود، رسماً معرفی شد. وینر یک ریاضی دان، مهندس و فیلسوف اجتماعی بود. در تعریف وینر سایبرنتیکس علم مطالعه نظام کنترل ارتباطات و اطلاعات در موجودات زنده و ماشین است.

سایبرنتیک از لغت یونانی KUBERNETES به معنای سکاندار یا حاکم گرفته شده است. این لغت پس از ورود به زبان لاتین به GUBERNATOR تبدیل شد و بعدها در انگلیسی به صورت GOVERNOR به معنای حاکم در آمد. افلاطون این واژه را برای اشاره به دولت و دانشمند فرانسوی آمپر نیز کلمه LA CYBERNETIQUE را در علوم سیاسی و به معنای حکومت به کار برده است. این کلمه به معنای کنترل رفتارها به منظور هدایت، اعمال قدرت، قانونمند کردن، تحت سلطه گرفتن، مهارکردن و فرماندهی است.

سایبرنتیک به عنوان یک فرایند برای مدت ها در طبیعت وجود داشته است. وینر بیان می کند که حیوانات به عنوان سیستم های بیولوژیکی(Biological Systems) و ماشین ها به عنوان سیستم های غیربیولوژیکی و یا مصنوعی(Non-biological or "Artificial" Systems) می توانند برحسب اصول سایبرنتیک عمل کنند. این ایده صریحاً بیان می کند هر دویِ سیستم های زنده و غیر زنده می توانند هدف داشته باشند، ایده ای وحشتناک در سال 1948.


[تصویر: 286392_882.jpg]

نوربرت وینر (Norbert Wiener)

برای آشنایی بیشتر با نظام کنترل و ارتباطات در سایبرنتیک می توان برای مثال به سیستم عصبی انسان اشاره کرد، در سیستم عصبی انسان مغز به عنوان کنترل کننده، یک سیستم پیام رسان و یکسری اندام وجود دارند. در این سیستم فرمان ارسال شده از طرف مغز توسط سیستم عصبی به اندام ها رسیده و آن ها را به حرکت وا می دارد.

وینر ارتباط گیری و کنترل را در تعریف سایبرنتیک در کنار یکدیگر به کار می برد، به این معنا که هنگامی که دو نفر از طریق ارسال پیام با یکدیگر ارتباط برقرار می کند، این امر مستلزم حدی از کنترل از سوی طرفین بر روی پیام و نحوه ی ارتباط است.


[تصویر: 286393_938.gif]


سایبرنتیک دانشی میان رشته ای است که در آن از علوم مختلفی همچون ریاضیات، الکترونیک، زیست شناسی، جامعه شناسی، ارتباطات و غیره برای شناخت و بررسی ارتباطات و کنترل و نظارت بر سیستم استفاده می شود.

امروزه سایبرنتیکس به دانش مطالعه کنترل و تنظیم مکانیسم ها در سیستم های انسان و ماشین که شامل کامپیوتر هستند، اطلاق می شود. سایبرنتیک بر پایه ارتباطات و تبادل اطلاعات شکل گرفته و با گسترش دامنه ی فضای سایبر(Cyberspace) حوزه سایبرنتیک نیز رشد قابل توجهی پیدا کرده است. ترکیب فضای سایبر را نخستین بار در سال 1982ویلیام گیبسن(William Gibson) نویسنده داستان های علمی تخیلی در رمان نورومانسر(Neuromancer) برای اشاره به فضای کلی ایجاد شده توسط شبکه های کامپیوتری، مورد استفاده قرار داد.


[تصویر: 286394_440.jpg]

رمان نورومانسر
فضای سایبر اولین بار در این داستان به کار رفت


[تصویر: 286395_382.jpg]

ویلیام گیبسن

تعاریف مختلفی برای فضای سایبر بیان شده است، در یک تعریف فضای سایبر جهان اطلاعاتی است که از طریق اینترنت ایجاد شده و در تعریف دیگر به تمام در هم تنیدگی(Interconnectedness) و تعاملات انسانی از راه کامپیوترها و ارتباطات مخابراتی بدون در نظر گرفتن جغرافیای فیزیکی گفته می شود. در حوزه علمی تخیلی نیز به نمایش سه بعدی جهان مجازیِ شبکه های کامپیوتری فضای سایبر گفته می شود. برخی نیز فضای سایبر را تنها یک «توهم توافقی» در نظر می گیرند. بزرگترین فضای سایبر شبکه ی جهانی اینترنت است، اما فضای سایبر به اینترنت محدود نشده و کلیه حوزه های تعاملی و ارتباطی انسان را در بر می گیرد.

در برخی تعاریف زیرساخت های بهم وابسته ی فناوری اطلاعات، شبکه های مخابراتی و سیستم های پردازش کامپیوتری نیز جزئی از فضای سایبر محسوب می شوند، در حالیکه در تعاریف دیگر ابزارها بخشی از فضای سایبر نیستند یعنی فضای سایبر جریان اطلاعاتی که بین شبکه های کامپیوتری بهم متصل برقرار است را شرح می دهد، مثلاً در یک تماس تلفنی فضای بین تلفن ها که مکالمه در آن صورت می گیرد فضای سایبر است و صورت فیزیکی دستگاه های تلفن بخشی از آن نیست. برخی نیز ضمن در نظر گرفتن زیرساخت ها عقیده دارند فضای سایبر بیشتر بوسیله ی تعاملات اجتماعی ای که آن ها را در برگفته است تعریف می شود تا پیاده سازی های فنی، بنا بر این تعریف رویدادهایی که در اینترنت شکل می گیرد بر روی سرورها و یا مکان مشارکت کنندگان اتفاق نمی افتد بلکه در فضای سایبر بوقوع می پیوندد. همچنین درباره ی فضای سایبر گفته شده این فضا یک واقعیت مجازی است(Virtual Reality)، بدین ترتیب که اگرچه واقعی نیست اما اثر واقعی دارد.



[تصویر: 286396_786.jpg]


علت اینکه تعاریف متعدد و متفاوتی برای فضای سایبر وجود دارد این است که از ابتدا تعریف و حد و مرز مشخصی برای آن در نظر گرفته نشده و افراد مختلف به شکل توافقی کلیت این مفهوم را پذیرفته اند. گیبسن درباره ساخت این کلمه می گوید: «تمام چیزی که من هنگام ساخت ترکیب cyberspace می دانستم این بود که آن به شکل یک اصطلاح محبوب ِمدِ روز (Buzzword) و اثرگذار که هیجان انگیز و ذاتاً بی معنی بود، به نظر می رسید. در واقعیت حتی برای من نیز تا وقتی که آن را روی کاغذ دیدم، مفهوم بامعنابی نداشت.». وی همچنین در جای دیگری می-گوید: «فضای سایبر یک توهم مبتنی بر رضایت است که هر روز توسط میلیاردها اپراتور از ملیت های گوناگون تجربه می شود، ... یک پیچیدگی غیرقابل تصور...». سایبر، فضای سایبر و لغاتی از این دست، مفاهیمی هستند که تعریف دقیقی برای آن ها وجود نداشته و تنها می توان با توصیف ویژگی ها، آن ها را به شکل کلی پذیرفت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: صبا شريفي ، SAViOR ، fiftynine ، عبدالرحیم ، شاهد ، Havbb 110 ، joseffist ، مسافر ، یاسمین ، m.hossein ، fafa* ، دل خسته ، help me ، مفقود الاثر ، N2376DIR ، فرشته مهربون ، warior ، medad.sefid ، azade ، رمز شب ، ali0077 ، ریحانه653

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۳۳, ۱۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
پیش تر بیان شد که برای روشن شدن نحوه ی تعامل انسان مسلمان با فضای مجازی ابتدا باید دو نوع زندگی را مورد بررسی قرار دارد، زندگی دوم(که بخشی از زندگی سایبری است) و زندگی سایبری(در حالت کلی). با توضیحات ارائه شده درباره ی زندگی دوم تا حدی نسبت انسان مسلمان با آن نیز مشخص شد، نسبتی که به اساس و ماهیت این زندگی مربوط می شود. حال نوبت به بررسی زندگی سایبری در بعد کلی آن می رسد. با روشن شدن ابعاد این زندگی نیز نسبت انسان مسلمان با آن مشخص خواهد شد.

زندگی سایبر همان طور که پیش تر اشاره شد در تعامل با فضای سایبر شکل می گیرد، و فضای سایبر به شکل توافقی فضای حاصل از ارتباط و اتصال کامپیوترها و شبکه های کامپیوتری و تجهیزات مخابراتی و محتوای آن هاست. بنا بر این تعریف از ارسال پیامک گرفته تا مطالعه ی مجلات آنلاین بخشی از زندگی سایبری است. اما زندگی سایبری به فضای سایبر محدود نمی شود، و می توان آن را به شکل دقیق تر به تعامل انسان با هر سیستمی که در آن ارتباط و کنترل موضوعیت دارد اطلاق نمود. یکی از این سیستم ها سیستم سایبورگ است. یک انسان سایبورگ زندگی سایبری دارد اگرچه ممکن است با فضای سایبر در ارتباط نباشد، برای مثال پیرزنی که به منظور ارتقاء شنوایی اش قطعه ای درون گوشش قرار داده شده، سایبورگ است اما در فضای مجازی حضور ندارد. زندگی سایبر خود زیرمجموعه ای از زندگی دیجیتالی است، زندگی ای که در آن بشر با انواع و اقسام ابزارهای دیجیتالی احاطه شده است.


[تصویر: 286480_147.jpg][تصویر: 286480_147.jpg]

نمودار فوق فضاها و زندگی هایی که در آن ها رقم می خورد را به شکلی ساده نشان می دهد. همان طور که ملاحظه می شود فضای سایبر فضایی است بین جهان واقعی و جهان مجازی، و بخشی از فضای مجازی که آنلاین است را شامل می شود. همچنین زندگی دوم جنبه های مختلفی از زندگی انسان را در بر می گیرد. دنیای دیجیتال نیز جهانی است که ابزارهای دیجیتالی برای انسان ایجاد کرده اند. البته در برخی موارد دنیای دیجیتال نیز مانند فضای مجازی یک جهان ذهنی و تصوری در نظر گرفته می شود که در اینجا برای جلوگیری از پیچیده شدن بحث دنیای دیجیتال به کلی در جهان واقعی ترسیم شده است. نکته ای که نباید آن را فراموش کرد این است که نمودار فوق ابعاد را نشان نداده و تنها ارتباط فضا هارا بیان می کند.


[تصویر: 286481_786.jpg]

تاکنون آثار زیادی با محور زندگی و دنیای دیجیتال ساخته شده است. انیمیشن Digimon یکی از این آثار است.



[تصویر: 286482_617.jpg]

در نمودار فوق دنیای دیجیتال در محدوده ی جهان واقعی، فضای سایبر بخشی در اشتراک با فضای مجازی، قسمتی مشترک با دنیای دیجیتال(که شامل دستگاه ها و ابزارهای عینی است) و بخشی نیز در نسبت با جهان واقعی نشان داده شده اند. فضای مجازیِ ساخته ی کامپیوتر نیز به صورت مجموع دو حالت آفلاین و آنلاین که هر دو هم در فضای مجازی و هم جهان واقعی نمود دارند، در نظر گرفته شده است. نواحی شماره دار را نیز می توان چنین بیان کرد:

نواحی شماره 1و2:
این نواحی بخشی از زندگی دوم را نشان می دهند که در قسمت های قبل توضیح داده شد. هنگامی که فرد برای هویت سایبری و مجازی خود اعتباری به اندازه و یا بیش از هویت واقعی اش قائل شود یعنی زندگی دوم برای او شکل گرفته است. زندگی دوم یک بعد آنلاین دارد که در آن فرد هویت خود را در قالب آواتار، اکانت شبکه ی اجتماعی و مانند اینها پرورانده و از فعالیت های روزمره ی خویش می کاهد تا نمود بیشتری در فضای مجازی داشته باشد. بعد دیگر حالتی است که فرد آفلاین است اما با خیال و رؤیای هویت مجازی اش در ذهن درگیر است. همچنین فردی که به صورت آفلاین و شبانه روزی به انجام بازی مشغول است نیز برای خود هویتی در قالب کاراکترهای بازی تعریف کرده است.

همان طور که پیش تر اشاره شد هر فردی که با فضای سایبر در ارتباط است زندگی سایبری دارد، ارسال اس ام اس، پژوهش، مطالعه ی اخبار و ارتباط با دوستان در شبکه ی اجتماعی، مکالمه ی تلفنی، استفاده از شبکه ی داخلی مدرسه و یا اداره از جمله فعالیت های روزانه ی بسیاری از افراد هستند. زندگی سایبری با زندگی واقعی فرد در تعامل بوده و زندگی واقعی بر آن اشراف دارد. این بخش از زندگی سایبر در نمودار فوق، محدوده ی جداشده ی فضای سایبر از ناحیه ی 1 را شامل می شود. اما در زندگی دوم فرد هویتی منفک و مستقل از منِ واقعی اش را بروز می دهد. زندگی سایبری در حالت کلی در راستای زندگی واقعی است(البته صرف نظر از افراط و تفریط هایی که رخ می دهد.) اما زندگی دوم مسیری متفاوت از زندگی واقعی دارد. به عنوان مثال کاشت یک دستگاه برای بهبود شنوایی در بستر زندگی واقعی و برای آن است، در حالیکه برای زندگی دوم این چنین نیست، در زندگی دوم فرد دوستان، منزل، حیوان خانگی و بسیاری چیزهای دیگر دارد که در زندگی واقعی ندارد، البته می تواند با آواتار دوستانش در ارتباط بوده و یا آواتاری برای حیوان خانگی اش خریداری کند اما هیچ کدام از این ها قدرت اثرگذاری بر زندگی واقعی را ندارند. زندگی دوم به جز زمان و پولی که از زندگی واقعی فرد می گیرد هیچ ارتباطی با عالم واقع ندارد(البته در این زمان، در آینده شاید به گونه ای دیگر باشد.)

همچنین می توان گفت هرکس زندگی دوم دارد، حتماً سایبورگ نیز هست اما کسی که سایبورگ است لزوماً زندگی دوم ندارد.

ناحیه شماره 3:
هنگامی که انسان به روان پریشی مبتلا می شود ممکن است با هویت های ذهن ساخته اش زندگی کند، حالتی که در آن تماسش را با واقعیت از دست می دهد. این قسمت زندگی دوم را از این حیث نشان می دهد. زندگی دومی که فرد در آن با فضای مجازی و فضای سایبر در تعامل نیست.

ناحیه شماره 4:
زمان هایی که فرد آنلاین است را در بر می گیرد. بخشی از این ناحیه به جهت اتصال به اینترنت در فضای مجازی قرار دارد و بخش دیگر به علت استفاده از ابزارها و دستگاه ها در جهان واقعی ترسیم شده است.

ناحیه شماره ی 5:
این ناحیه کلیه ی فعالیت هایی که در عدم اتصال به اینترنت روی می دهد را شامل می شود.

ناحیه شماره 6:
برخی از فعالیت هایی که توسط سیستم انجام می شوند(فارغ از آفلاین یا آنلاین بودن) اگرچه مجازی هستند اما اثر واقعی دارند به طوریکه کاربر اگرچه آن اثر را نمی بیند اما درک می کند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، Havbb 110 ، warior
۶:۴۷, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
نیم نگاهی به آواتاریسم در زندگی دوم (2)

هندوئیسم:
هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو قدمتی سه هزار ساله داشته و پس از مسیحیت و اسلام سومین دین بزرگ جهان است. هشتاد درصد از جمعیت 1. 2 میلیاردی هندوستان پیرو آیین هندو هستند و حدود ۳۰ میلیون نفر دیگر از پیروان آن در دیگر کشورها زندگی می‌کنند.

[تصویر: 287243_585.png][تصویر: 287244_940.jpg]


هندوئیسم را نمی‌توان برپایه یک اقتدار یا باور ریشه‌گرفته از یک موجودیت روحانی یا یک کتاب مقدس تعریف کرد. هندوان مفهوم یکتاپرستانه «خدای خدایان» را می‌شناسند، و اغلب هنگامی که از خدا سخن می‌گویند به یک رب‌النوع خاص هندو اشاره دارند، اما هندوئیسم، متضمن چندخداپرستی و فرقه‌گرایی است. بنابراین، هندوان با اعتراف ضمنی به محدودیت دانسته‌های انسان، توافق کرده‌اند که درباره اصول عقاید توافق نداشته باشند. در نتیجه هندوئیسم بیشتر بر کردار تاکید دارد تا بر عقیده؛ و زیربنای اخلاقی آن تکثّری تقریباً نامحدود دارد.

کلید فهم زندگی دینی هندوها کثرت است، در هندوییسم وحدت نیست، «بنیادگذار» ندارد، نه عقیده‌ی یگانه‌یی دارد و نه کتاب مقدس یگانه‌یی که همگان پذیرفته باشند، نه قانون‌نامه‌ی اخلاقی یا نظام الهی یگانه‌یی، یا مفهوم یگانه‌یی از خدا که محور باشد.

[تصویر: 287245_924.jpg][تصویر: 287246_896.jpg]


هندوییسم هم دارنده‌ی ‌کیش‌های بومی کوچکی است که شاید فقط در چند روستا شناخته شده باشند و هم فرقه‌های بزرگی چون آیین وَیشنَوَه Vaishnavism یا آیین ویشنوُ ( ویشنوُ)، آیین شَیوَه Shaivism یا آیین شیوا ( شیوا) که میلیون‌ها پیرو، اسطوره‌شناسی‌های غنی، معابد، شمایل‌نگاری‌ها و الهیات خاص خود را دارند که هر یک از آن‌ها را می‌توان به‌جای خود یک «دین» خواند.

آیین هندو مشتمل بر آیین هاى محلى و سنت هایى اعتقادى و عبادى است، امّا به مانند ادیان آسمانى، داراى پیامبرى مشخص و آیین عبادى واحدى نیست. به همین سبب نمى توان از این آیین تعریفى دقیق و کامل ارائه داد، تنها مى توان گفت: آیین هندو برآیندِ اندیشه هاى گوناگونى است که رهروان هندى را ارضاء مى کند. لایه هاى درونى این آیین بسیار متفاوت تر از ظاهر آن است گرچه در طول سالیان، دستخوش آشفتگى ها و گرایش هایى چون گوشه گیرى و بت پرستى نیز شده است. این آیین، احساسات دینى و عواطف مذهبى را تا حدى داراست. آنچه در این آیین از اهمیتى ویژه برخوردار است، سنه تنه درمه (Sana¨tana-Dharma) یک قانون جهانى است و همه ایجاد و ابقا و افناى جهان و جهانیان مطابق این قانون است.

گستردگى آیین و سنن عبادى هندوئیسم، موجب پدید آمدن متون فراوانى گشته است. از آن جمله مى توان به گیتا اشاره کرد. گیتا در قالب هجده بخش و هفتصد شعر تنظیم گردیده است. این اثر که ترکیبى از آموزه هاى فلسفى سانکیه ، است، تأثیر فراوانى بر زندگى مذهبى هندیان دارد، به گونه اى که هیچ کتابى تا این حد بر آنان تأثیر ننهاده است.

هندو، هم مذهبی ساده و ابتدایی است و هم مذهبی پیچیده و فلسفی. هر فردی از هر طبقه جامعه می تواند به آن بگرود و از آن استفاده كند. در جامعه هندو، هم عارفانی هستند كه به مقصد عالی رسیده اند و هم عامیانی هستند كه هنوز قدمی در راه مذهب برنداشته اند. هندوییسم دستورات اخلاقی داشته و معتقد به افراط و تفریط در هیچ كاری نیست بلكه میانه روی را توصیه می كند.

[تصویر: 287247_478.jpg]


اخلاق اساسی هندوییسم، بر پایه طهارت، ضبط نفس، آزادی، راستی و بی آزاری است. بسیاری تصور می كنند كه هندوییسم یعنی ریاضت، اما چنین نیست.

هندوییسم اصرار ندارد كه پیروانش امیال نفسانی را به كلی سركوب كنند. این تفكر مورد تایید پیروان مذاهب جین((Jain و بودا (Buddha) است اما هندوییسم پیروانش را به ازدواج و تشكیل خانواده ترغیب كرده و یكی از مراحل برهمنی نیز ازدواج می باشد. هندوییسم می گوید، بشر ناآگاه است و نمی داند كه ذات مطلق چگونه روح خود را در آفریدگان دمیده است.

آغاز و پایان جهان، ماورای زمان است و زمان همانند پلی است میان ازل و ابد و چون انسان مادی، اسیر در حصار زمان و مكان است، نمی تواند از ازل و ابد آگاهی داشته باشد.

خدايان هندو:
گفته شد که هندوئیسم مکتبی است که بنیانگذار خاصی ندارد. هندوها فقط اعتقاداتی دارند که منشأ آنها مشخص نیست. البته اعتقادات هندوها با هم ثابت نیست. تنها موردی که می توان از آن به عنوان اعتقاد ثابت در هندوئیسم نام برد، قانون تثلیث یا همان سه گانه پرستی است که فرق متعدد هندو ها به آن پایبند هستند.

خدایان سه گانه هندو عبارتند از:

[تصویر: 287248_385.jpg]

ویشنو خدای خیر و خوبی و نگهدارنده جهان است. برهما خدای آفریننده جهان و شیوا خدای مرگ و نابودی. در کنار این سه نام می توان به نام کریشنا هم اشاره کرد. کریشنا خدا نیست. اما تجسم عینی ویشنو در زمین است.

در مذاهب هندی، خداوندگاری را کلاسیک نموده اند. شاگردان این مکتب و مکتب های بـرآمده از آن مانند بودا و یـوگی، پس از تشریفات خاصی که در معابد و خانقاه های خود در کنار رود گنگ انجام می دهند، در روز معینی در مقابل ویشنو که به صورت مجسمه سنگی در روی ارابه سنگینی حرکت می کند قرار می گیرند. این شاگردان که در معابد تعالیم مقدماتی را فرا گرفته اند، در انظار عمومی، به تدریج با مجسمه ویشنو معاشقه کرده تا آنجا که تعدادی از آنان، خود را زیر ارابه انداخته و وجودشان را فدای ویشنو می نمایند.

[تصویر: 287249_807.jpg]


خدایان هندی شخصيت هاي مقدس هندو ها هستند. هندوان معتقدند كه خدايان، مظاهر گوناگون خدایي يكتا هستند. در اين باره در ريگ ودا(يكي از چهار وداي موجود) آمده است : "بر هر ثابت و جنبنده و نيز بر هر آنچه راه مي رود و بر هر آنچه مي پرد و بر تمام اين آفرينش رنگارنگ، تنها يك خدا فرمانروايي مي كند." آفريدگار در اين آيين، برهما (Brahma) ناميده مي شود كه مظهر آفرينش است.

[تصویر: 287250_676.jpg]


برای درک مفهوم آواتار که به نوعی تجلی خدا بر زمین است، بررسی خدایان آئین هندوئیسم ضرورت دارد.

خدایان هندوها(devas) بسیار زیاد هستند، در ریگ ودا 33 خدا شرح داده شده است:

ويشنوVishnu: ویشنو 10 مظهر یا نماد دارد. خداي مظهر بقا و زندگي روي زمين است.

شيوا Shiva: (خداي فنا و نابودكننده و وحشت آور اما نام او در سنسكريت به معني مهربان نيز هست.) شیوا معتقد بوده كه تمامی كائنات همواره در حال رقص جاودانه ای هستند، او این رقص را ایجاد كرد و خودش به انجام آن می پرداخت. رقص هندی كه بسیاری ازحركات یوگا را در خود دارد، فقط برای سرگرمی یا تفریح نیست بلكه یك رقصنده با ایمان هنگام انجام این حركات به حالت خلسه رفته و به آرامش دست می یابد. رقصها انواع متنوع و مختلفی دارند.

سرسوتي (Saraswati): الهه ي علم و دانش و همسر برهما. سرسوتي دختر شيوا از همسرش پاروتي است.

لكشمي( Laxmi): الهه ي ثروت و خوشبختي و همسر ويشنو و خواهر سرسوتي.

شكتي (Shakti): الهه قهر و نابودي و همسر شيوا

گانشا (Gnesha): خداي علم و دانايي كه سري همچون سر فيل دارد و پسر شيوا است.

كالي(Kali): الهه مرگ

كريشنا (Krishna): هشتمين مظهر ويشنو است.

یندرا (Indra): خداي باستاني اقوام آريايي كه خداي رعد و برق است.

اگني (Agni): خداي آتش و تجسم آتش مقدس. اگني از دير باز توسط آرياييان باستان پرستش مي شده است.

گروده (Garuda): رئيس پرندگان كه نيمي از بدنش انسان و نيم ديگر پرنده است و مركب ويشنو است.

رام چندر(Ram chandar): رام ماه مانند كه یكی از مظاهر ویشنو روی زمین است

آواتاریسم بر مبنای ویشنویسم:
ویشنوپرستی یک مذهب یکتاپرستانه در دین هندوئیسم است که در آن ایزد ویشنو یا یکی از ۱۰ شکل کالبدیافته او (آواتارها) پرستیده می‌شود. ویشنو د‌‌ومین خد‌‌ا از تثلیت خد‌‌ایان هند‌‌و، مذکر و حافظ جهان است. د‌‌ر ود‌‌اها یک خد‌‌ای فرعی مطرح شد‌‌ه است، اما د‌‌ر طول زمان، به خد‌‌ایی خیرخواه و پاسخگو به نیایش‌های پیروانش تبد‌‌یل می‌شود‌‌. همسر او لاکشمی یا سری، وسیله‌ی نقلیه‌اش پرند‌‌ه‌ای به نام گارود‌‌ا یا ماری به نام سِشا است و بهشت او واکونتا نام د‌‌ارد‌‌. به شکل جوانی خوش‌سیما با چهار د‌‌ست تصویر می‌شود‌‌ که د‌‌ر د‌‌ستانش یک صد‌‌ف، یک چاکرا یا قرص، یک چماق، و یک گل نیلوفر د‌‌ارد‌‌.

در پورانا آمده‌است که وی را رنگ ابرهای آبی تیره است، و او را چهار دست است، که در آن یک برگ نیلوفر آبی، یک گرز، یک صدف حلزونی و یک حلقه گرفته‌است. در ویشنو سهاسراناما، آمده‌است که گوهر کنونی در تمام جهان‌های بی شمار بر دست اوست، و ویشنو پرودگار گذشته، حال و آینده و آفریننده آنهاست، او که بر اقیانوس‌ها تکیه زده‌است، آفرینش را استوار می‌دارد. ویشنو که پیشتر از او با لقب نارایَنه یاد شده از خدایانی است که گاه در موقعیت برترین خدا قرار می‌گیرد. او در ریگ‌ودا «رخنه‌گر در همه چیز» و خدای خدایان (دِوَدِوا) است و در اوپانیشادها گاه «همان برهما، همان مهادیو [شیوا]، همان ویشنو، همان ایندیرا، همان بی‌نقصان و همان نور بزرگ است». و گاه از همه خدایان بزرگ‌تر است. و هر چه‌است «همان نارایَنَه‌است که دورکننده همه نادانی هاست» (و زمانی که او بود «نه برهما بود، نه مهادیو، نه آب، نه آتش، نه ماه، نه آسمان، نه زمین، نه ستاره‌ها و نه آفتاب. او یگانه بود و از تنهایی ناآرام شد». او خدای مرتضان و سالکان است و آنها «بعد از ریاضت و اعمالِ بسیار نوری مثل روشنی چراغ می‌بینند. آن نور ویشنو و شخص بزرگ است و در همه پر است».

[تصویر: 287251_354.jpg]


ویشنو علت برتر همه چیز و نفس همه چیز است. همه جا هست و تمام هستی را در برگرفته، نامتناهی است و صفات، اعمال و نیروهای او نامحدود است. جهان تجلی اوست و بر آن فرمان می‌راند. «آن را آفریده و در آن وارد شده». ویشنو بارها شکل انسانی به خود‌‌ گرفته است که د‌‌ه مورد‌‌ از آن‌ها شناخته شد‌‌ه‌اند‌‌. وی هر بار برای کمک و نجات مرد‌‌م از د‌‌ست قد‌‌رتی شریر و پلید‌‌، د‌‌ر یک جسم ماد‌‌ی حلول می‌کند‌‌.

آیین ویشنو منجر به پید‌‌ایش شاعران و نویسند‌‌گان بسیاری شد‌‌ه است که سهم عمد‌‌ه‌ای د‌‌ر اد‌‌بیات هند‌‌ د‌‌ارند‌‌. از میان آن‌ها می‌توان رامانویا، ماد‌‌هوا، راماند‌‌اند‌‌ا، کبیر، چاپتانیا، والابها، نامد‌‌و، توکوم، و رام د‌‌اس شد‌‌.

ویشنو و آواتار های آن:

[تصویر: 287252_726.jpg]


1. ماتسیا: ماهی / به شکل ماهی د‌‌رمی‌آید‌‌ تا مانو را از توفان و سیل نجات د‌‌هد‌‌، زیرا نوع بشر به علت شرارت به مرگ محکوم شد‌‌ه است. این ماهی، کشتی مانو را به ساحلی امن می‌رساند‌‌.

2. کورما: لاک‌پشت / خود‌‌ را به شکل لاک‌پشتی د‌‌ر قعر د‌‌ریای شیر د‌‌رآورد‌‌ و کوهی را بر پشت گرفت. خد‌‌ایان و شیاطین آن‌قد‌‌ر بر فراز این کوه چرخید‌‌ند‌‌ که چهارد‌‌ه موجود‌‌ ارزشمند‌‌ از د‌‌رون د‌‌ریای شیر سر برآورد‌‌ند‌‌: معجون جاود‌‌انگی، د‌‌رخت آرزوها، ماه، گاوِ فراوانی، ایزد‌‌بانوی زیبایی، سرنوشت خیر، باد‌‌ه و . . .

3. واراها: گراز / ویشنو به شکل گراز د‌‌رآمد‌‌ تا جهان را از د‌‌ست شیطان نیرومند‌‌ی که د‌‌نیا را به قعر اقیانوس برد‌‌ه بود‌‌، نجات د‌‌هد‌‌. پس از هزار سال نبرد‌‌، ویشنو پیروز شد‌‌ و با جهانِ بازیافته، به روی آب آمد‌‌.

4. نارا سینها: شیر- انسان / به شکل شیر- انسان د‌‌رآمد‌‌ تا جهان را از د‌‌ست شیطانی نجات د‌‌هد‌‌ که به‌ فریب از برهما قول گرفته بود‌‌ که نباید‌‌ به د‌‌ست انسان یا حیوانی کشته شود‌‌.

5. وامانا: کوتوله / ویشنو به شکل کوتوله‌ای د‌‌رآمد‌‌ تا سه د‌‌نیا را از چنگ بالی- پاد‌‌شاه اهریمنی - نجات د‌‌هد‌‌. بالی به تمسخر به او گفت که به اند‌‌ازه‌ای که بتواند‌‌ با سه گام خود‌‌ بپیماید‌‌، د‌‌نیا را به او خواهد‌‌ د‌‌اد‌‌. ویشنو با گام‌های خود‌‌ توانست بهشت و زمین را از او باز پس بگیرد‌‌ و فقط جهان زیرین د‌‌ر اختیار بالی باقی ماند‌‌.

6. پاراسو ـ راما: ویشنو به شکل «رامای تبرد‌‌ار» د‌‌رآمد‌‌ تا کشتریه یا طبقه‌ی جنگجو را از سلطه‌ی برهمن‌ها نجات د‌‌هد‌‌.

7. راما: قهرمان حماسه‌ی رامایانه (ماجراهای راما). پسر شاه د‌‌اسارثا بود‌‌ که د‌‌ر اثر نیایش‌های پد‌‌رش و انجام مراسم قربانی اسب، به د‌‌نیا آمد‌‌. راما نیمی از الوهیت ویشنو را د‌‌ر خود‌‌ د‌‌اشت. پهلوانی بی‌بد‌‌ل بود‌‌ و د‌‌ر جوانی، شاهد‌‌خت زیبایی به نام سیتا را به همسری اختیار کرد‌‌. اما پس از مد‌‌تی، به د‌‌نبال یک توطئه، راما از قصر پد‌‌رش تبعید‌‌ شد‌‌ و همراه سیتا و براد‌رش لکشمانا به جنگلی پناه برد‌‌ و د‌ه سال د‌‌ر تبعید‌‌ زند‌‌گی کرد‌‌. د‌‌ر همین د‌‌وران، راوانا، پاد‌‌شاه اهریمنی سیلان، سیتا را ربود‌‌. جنگ عظیمی د‌‌ر گرفت، اما سرانجام راما به سیلون رفت، راوانا را کشت و سیتا را نجات د‌‌اد‌‌.

8. کریشنا: به معنی «سیاه» /‌ مشهورترین حلول ویشنو، و از شخصیت‌های برجسته و مهم حماسه‌ی «مهابهاراتا».

9. سیذارتا بود‌‌ا: به شکل بود‌‌ا، بنیان‌گذار آیین بود‌‌ا حلول و بد‌‌ین طریق، بود‌‌ایی‌گری جایگاهی د‌‌ر آیین هند‌‌و می‌یابد‌‌.

10. کالی: اسب سفید‌‌. این حلول هنوز انجام نشد‌‌ه است. هنگامی که شرارت و پلید‌‌ی د‌‌ر د‌‌وران کنونی به اوج برسد‌‌، ویشنو به شکل کالی تجلی می‌‌یابد‌‌ تا باززایش و انقلاب کیهانی را به انجام برساند‌‌. گفته می‌شود‌‌ که ویشنو، سوار بر اسبی سفید‌‌، از آسمان فرود‌‌ خواهد‌‌ آمد‌‌ و شمشیر خود‌‌ را به شکل شهابی حرکت خواهد‌‌ د‌‌اد‌‌.

[تصویر: 287253_897.jpg]
کالی



[تصویر: 287254_462.jpg][تصویر: 287255_842.jpg]
ویشنو و آواتار های آن / در فرق مختلف تعداد و نوع آواتارها متفاوت است.



آواتاریسم و اومانیسم:
به دلیل آنکه تمدن غرب بر بنیان فلسفه شکل گرفته و فلسفه اساساً به ذهن می پردازد ضرورتاً تمدن آرمانی مد نظر غرب نیز ابتدا باید در ذهن ساخته شود. فلسفه به طور طبیعی اومانیسم(بشرگرایی) را در بطن خود پرورانده و سپس آن را به عنوان ماحصل خویش ایجاب می کند. اگر چه این حرکت، از اساس باطل است. فلسفه، خود را در حصار ذهن انسان می بیند و تنها آنچه را می پذیرد که انسان می تواند با ذهن محدود به حواسش دریابد، از این رو چنین فلسفه ای بشر را متعاقباً به اومانیسم سوق می دهد. پس از موضوعیت یافتن اومانیسم انسان دیگر به عنوان مخلوق تابعی از خداوند نیست و در ساحت بندگی او قرار نمی گیرد، خویشتن را مبدا و معاد و کانون همه چیز می انگارد و خود را به جای خدا می نشاند. متعاقباً اگودموکراسی که ساختار سیاسی منتج از اومانیسم است شکل می گیرد و ماحصل این جامعه چیزی جز "جامعه مدنی" نیست. از آنجا که نظم حاکم بر جامعه مدنی بر اساس انضباط ذهنی شکل گرفته و این نظم بر مبنای اومانسیم بوده و از تفکر بشر تراوش شده است و نه از ایات الهی ؛ جامعه مدنی ناگزیر از آن است که در ارایه شیوه و مدل زندگی به "سبک زندگی آمریکایی" سوق یابد.

تمدن غرب در سیر تطور 2800 ساله خود و تا رسیدن به "سبک زندگی آمریکایی"، از بروز فلاسفه پرسپکتیوگرا به بعد به "آینده" نگریسته است. این آینده توسط افرادی همچون الوین تافلر تبیین شده است. تافلر غایت تمدن غرب را "کلبه دیجیتال" می نامد. کلبه دیجیتال، کلبه ای تهی از معناست، که تنها زندگی بشر را راحت تر کرده است اما در آن هیچ حقی برای خدا وجود ندارد. این کلبه دیجیتال است که در راستای تشکیل آن موضوع زندگی دوم مطرح می شود. زندگی ای که در آن از بی شمار آواتار گوناگون وجود دارد و انسان ها هر کدام برای نجات خود از زندگی واقعی، توسط آواتار هایشان به زندگی مجازی یا همان زندگی دوم پناه می برند.

[تصویر: 287256_258.jpg]

[تصویر: 287257_438.png]


انسان بیوسایبورگ و آواتاریسم:
در سیر تشکیل کلبه دیجیتال، زندگی تمامی آحاد بشر به سمت زندگی سایبرنتیکی در حال حرکت است و در هر کشوری به تناسب رشد یافتگی آن، مقوله سایبر با ضرایب متفات در حال گسترش است. زندگی سایبرنتیکی، تغییرات گسترده ای در سبک زندگی و دیگر شقوق مرتبط با انسان ایجاد کرده است و این روند همچنان ادامه دارد، کما اینکه بسیاری از این تغییرات تاکنون اتفاق افتاده و تا بیست سال آینده تکمیل خواهد شد. امروز استفاده انسان ها از لوازم کامپیوتری درصد وابستگی سایبرنتیکی هر فردی را مشخص می کند.

در سیستم های سایبرنتیکی، دو بخش کلی وجود دارد، تولید اطلاعات و تولید انرژی و متغیر آن، کنترل می باشد، در سیستم سایبرنتیکی اطلاعات اصلی ترین شق کار را تشکیل می دهد و از طریق همان اطلاعات کنترل صورت می پذیرد. سیستم تولید انرژی و سیستم تولید اطلاعات، در محیطی تعریف می شوند که به آن محیط سیستم گفته م -شود. هنگامی که دو بخش تولید اطلاعات و انرژی با یکدیگر در آمیخته شده و بین حوزه کنترل، سیستم تولید انرژی و سیستم تولید اطلاعات، همپوشی (OverLap) به وجود آید، به این حوزه سایبرنتیک گویند.

سیستم بیوسایبورگ
همپوشانی بین سیستم سایبرنتیکی با سیستم ها مکانیکی ، بیولوژیکی و ار گانیکی سیستم انسان سیبورگ را تشکیل می دهد. در سیستم بیوسایبورگ، انسان سایبورگ شده بسیاری از دغدمندی ها و مسائل روزمره خود را با اتکاء به توان مندی ها و ذهن خود بر طرف نمی کند بلکه با استفاده از کامپیوتر ها، دستگاه های رکوردر، موبایل و این قبیل شقوق الکترونیکی به انجام امور روزمره می پردازد. انسان های بیوسایبورگ، روز به روز بر وابستگی خود به این سیستم می‌افزایند.

[تصویر: 287258_819.jpg]


بشر در این مسیر که انتهای آن تحقق پیش بینی الوین تافلر می باشد به مقوله ای به نام زندگی دوم رسیده است، یک زندگی مجازی و غیر واقعی که تنها یکی از بخش های آن آواتار است. از این جهت است که انسان سایبورگ شده، ناچار است با پدیده آواتار عجین شود و بخشی عمده از زندگی اش را با آواتار غیرحقیقی خود بگذراند.

انسان سایبورگ من حقیقی خود را فرامش کرده و با تمسک به من مجازی، دروغی واضح، اما ناپیدا را باور کرده است. زندگی انسان ها با من سازی های گوناگون از حالت طبیعی خود خارج شده است. دیگر هر یک من برای خود اسطوره ای دارد و با اسطوره خود در دنیای دروغینش ساعت ها زندگی تخیلی خود را سیر می کند.

آواتاریسم و مهدویت:
همان طور که پیشتر اشاره شد آواتار به معنای حلول خدای هندوییسم بر روی زمین است، خدایی که با حلول در آواتاری به دادگری می پرازد و بشر را از ظلم و تاریکی نجات می دهد. این آواتار با توانگری های ویژه خود بشر را به اهداف والا می رساند.

بررسی تطبیقی آواتار در اندیشه یهود جهانی برای یک انسان شیعه یادآور بحث آخرالزمان و مهدویت می باشد، منجی در مهدویت، نجات دهنده ی بشر و دادگستر جهانی است، یهود با واقف بودن بر این موضوع و اقتباس از آئین هندو، آواتار را در فضای سایبر و سیستم بیوسایبورگ وارد کرده است و با ظرافت هر چه تمام تر مهدویت شیعه و حتی منجی دیگر ادیان که شباهت بسیار زیادی در اصل آن با منجی مسلمانان دارد را مخدوش کرده است. رو در رو قرار دادن منجی عالمیان و آیینه تمام نمای خداوند بر روی زمین با آواتار به نوعی حمله به اساس موضوع منجی و یا نجات دهنده جهان است.

یهود که جهان را بر محور اومانیسم اداره می کند با القای آنکه اساس منجی زیر سوال است زیرا که اساساً غیبی وجود ندارد، برای هر انسانی یک آواتار مهیا کرده است. آواتارهایی مجازی که منجی هر انسانی آواتار اوست، با این تفاوت که منجی حقیقی نجات دهنده کل بشریت بر اساس مشیت الهی است و آواتار زائیده تخیلی بر پایه توهم ذهن انسان-هاست.

[تصویر: 287259_812.jpg]


بشر مدرن با تحديد نهايت خود در دنيا، به جهت کاستی های موجود در آن، به دنبال حربه ای است تا سعادت و خوشبختی غايي را به زعم خود رقم زند و چون از باور به غيب بازمانده، دنيايي خيالی و و هم گونه برای خود متصور است تا در سايه آن به آرامش دست يابد. اين جبهه ی ضدالهی با زدودن هرگونه تفکر و تعقل از ذهن و فؤاد بشر و جايگزين ساختن آن با توهم و تخيل، اعتقاد و باور به غيب و عالم آخرت را از انسان می گيرد و او را به برده ای برای دنيای ذهني تبديل می سازد. اميد است فرزندان اين مرز و بوم با استعانت از درگاه باری تعالی جبهه تهديدات نرم فرهنگی را بازشناسند و در جهت از بين بردن اثرات مخرب اين آثار ضدالهی به پا خيزند.

مخلص کلام:
بررسی روند تاریخ انبیاء از آدم خليفه الله تا خاتم رسول الله(صلي الله عليه و آله و سلم) و از خاتم تا به امروز که در واقع عصر غیبت است نشان دهنده آن است که شیطان با ابزار های گوناگون و ابزار های در خور هر زمان به اغوا نمودن بشر پرداخته است. نکته‌ی قابل توجهی که شیطان می‌تواند به واسطه‌ی آن جوامع بشری و حتی حضرت آدم را فریب دهد، ظاهر سازی و جلوه دادن عمل نهی شده به بهترین شکل ممکن است، شیطان با ظاهری زیبا و فریبنده وارد قلب انسان می‌شود.

داستان اولین اغواگری شیطان به خوبی روش فریب انسان را نمایان می کند، در حقیقت شیطان با زیبا‌سازی اعمال خطا و آراستن بدی ها و به غلیان انداختن هوای نفس، انسان را دچار ارتکاب گناه می کند. شیطان با اغواگری خود و ایجاد شک و تردید در ذهن تمامی ابناء بشر به دنبال جنگ با خدا می باشد و تنها تفاوت در این امر ابزار آلات او در ایجاد گمراهی است. گذر تاریخ و پیروزی شیطان در اکثر میادین نبرد بین حق و باطل، در نهایت منجر به غیبت حضرت صاحب زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) شد. شیطان به طمع فریب دادن جهانیان ادامه داد و از سوی دیگر اولیای الهی در این مسیر گام های خود را بر داشتند.

امروز بر جمیع مومنین فرض است که با استعانت از درگاه باری متعال در برابر این الله ستیزی به پاخیزند که بی شک وعده خدا تحقق خواهد یافت و مستضعفان عالم، زمین را به ارث خواهند برد، آن زمان که مهدی موعود ندای عدالت جهانی سردهد.

مجید شیردستیان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، السا ، fafa*
۱۹:۳۹, ۱۲/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار

یک گربه، جاسوس جدید سیا


به گزارش مشرق به نقل از ایسنا در اواسط دهه 1960 میلادی، سیا با انجام یک عمل جراحی پیچیده بر روی یک بچه گربه و کاشت میکروفون در کانال گوش، فرستنده رادیویی کوچک در قاعده جمجمه و یک سیم نازک آنتن در زیر خز، این حیوان را به یک جاسوس سایبورگ تبدیل کرد.

طرح گربه صوتی (AcousticKitty)‌ یکی از محرمانه‌ترین طرح‌های سازمان سیا محسوب می‌شد که یک موجود زنده را به ماشین جاسوسی متحرک تبدیل کرده بود؛ هدف اصلی این پروژه آموزش دادن به حیوان برای نزدیک شدن و نشستن در کنار مقامات خارجی و استراق سمع مکالمات خصوصی آنها بود.

اما تربیت‌ناپذیری گربه، اصلی‌ترین چالش پیش روی محققان بود که باعث شد طرح استفاده از ربات- گربه در حوزه امنیت ملی ناکام بماند.

در نخستین آزمایش گربه صوتی، محققان تلاش کردند به مکالمات دو نفر که روی نیمکتی در پارک نشسته بودند، گوش کنند، اما گربه جاسوس با دویدن به سمت خیابان در زیر لاستیک یک تاکسی از بین رفت.

با وجود ناکامی طرح گربه صوتی، این ایده رویایی 50 سال جلوتر از زمان خود محسوب می شد و اکنون بار دیگر دولت آمریکا بدنبال استفاده از حیوان- ماشین هیبریدی در برنامه های جاسوسی این کشور است.

در سال 2006 آژانس تحقیقات پیشرفته دفاعی آمریکا (DARPA)‌، ارائه طرح های نوآورانه برای توسعه فناوری حشرات سایبورگ را از دانشمندان این کشور خواستار شد.

ارتش این کشور نیز طی سال های اخیر بدنبال توسعه «میکرو ربات های پروازی» با قابلیت انجام مأموریت های نظارت و شناسایی در مناطق خطرناک است؛ ساخت این پرنده های فوق کوچک با پویایی فوق العاده در هنگام پرواز بسیار دشوار است، چراکه ربات در عین داشتن وزن سبک باید قادر به حمل تجهیزات پیشرفته شناسایی مانند دوربین های تصویربرداری باشد.

محققان برای طراحی میکرو ربات های پروازی از دنیای حشرات الهام می گیرند.

نانو مرغ مگس خوار با طول بال 16 سانتیمتر و 11 دقیقه پرواز و میکرو ربات DelFly‌ با طول بال 10 سانتیمتری و توان پرواز سه دقیقه ای، دو نمونه ای هستند که مهندسان تاکنون موفق به ساخت آن شده اند.

«آمیت لال» مدیر برنامه DARPA تأکید می کند: بدن حشرات دارای ساختار ایرودینامیک و مهندسی ساز برای پرواز است که امکان انجام مانورهای پیچیده را فراهم می کند؛ با بررسی دقیق الگوی حرکت و پرواز حشرات، نیمی از مسیر طراحی حشرات سایبورگ (میکرو ربات های پرنده) را پشت سر می گذاریم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110
۲۱:۴۷, ۱۳/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۲ ۲۲:۰۳ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #14
آواتار
انسان ایرانی سایبورگ و معضلی به نام بد خطی

در سیر تکوین و معماری تمدن غرب و انتقال پیدا کردن سبک زندگی بشر از سنت(ترادیسیون) به تجدد(مدرنیسم)، موجی از تغییرات گسترده در تمام شئونات فردی و اجتماعی ایجاد شد که در هر یک از آن ها معایب و مزایای گسترده ای برای انسان مدرن به وجود آمد. یکی از مقولاتی که مدرنیته در ذات خود با آن عجین است سایبرنتیک شدن زندگی انسان ها است، بشر در دو قرن گذشته تلاش های فراوانی در راستای راحت طلبی و آسایش هر بیشتر انجام داده و تا به امروز نیز به موفقیت های زیادی دست پیدا کرده است اما هر یک از این پدیده های جدید موجب شده تا بسیاری از مسائل دستخوش تغییرات فراوان شود، برای نمونه می‌توان از سیستم های ارتباطی نام برد که هر کدام جدای از تمامی مزایایشان، معایب فراوانی نظیر نداشتن امنیت فردی و اجتماعی را رقم زده اند.

برای آسیب شناسی این پدیده می‌توان موارد متعدد و بی شماری را تحت بررسی قرار داد اما یکی از مواردی که در نسل فعلی و به خصوص نسل آینده از ضریب نفوذ بالاتری برخوردار است موضوع نوشتار در فضای سایبر می‌باشد. از این حیث می‌توان با بررسی تطبیقی، دوران قلم نویسی و تایپ نویسی را مورد مطالعه قرار داد و با بررسی جوانب، شیفت نوشتاری مکتوب به تایپ کردن در فضای سایبرنتیکی و مزایا و معایب انسان سایبورگ شده را مورد کاوش قرار داد.


[b][تصویر: 321683_407.jpg]
[تصویر: 321684_485.jpg]

بدون شک سایبرنتیک شدن زندگی انسان مدرن توسط کامپیوتر نهفته درون هر وسیله هوشمندی، امروز به یکی از بدیهی ترین شئونات زندگی هر انسانی تبدیل شده است اما موضوعی که بیش از هر چیز دیگر، انسان متجدد را به اسارت خود در آورده عجین شدن با فضای سایبرنتیکی و دستخوشِ تغییر قرار گرفتن بسیاری از معادلات جامعه شناختی می‌باشد.

واژه سایبر از لغت یونانی Kybernetes به معنی سکاندار یا راهنما مشتق شده است. این اصطلاح برای اولین بار توسط نوربرت وینر( Norbert Wiener) با چاپ کتاب "سایبرنتیک و کنترل در ارتباط بین حیوان و ماشین" در سال 1948 به کار برده شد.

با گذشت نزدیک به چهل سال، فرد دیگری به نام ویلیام گیبسون (William Gibson) نویسنده داستان علمی تخیلی در کتاب نورومنسر( Neuromancer ) برای نخستین بار واژه " فضای سایبر(Cyberspace) را در سال 1984 به کار برد.



[تصویر: 321685_154.jpg][تصویر: 321686_154.jpg]


نوربرت وینر ویلیام گیبسون
[align=-WEBKIT-CENTER][b]اگر بخواهیم فضای سایبر را به شکلی جامع و مانع تعریف کنیم می توان آن را مجموعه ای از وابستگی های انسان به انواع و اقسام سیستم های ارتباطی و کامپیوتری دانست. انسان سایبرنتیک علی رغم آنکه بسیای از محدودیت های فیزیکی و زمانی در برابرش وجود ندارد اما محدودیت هایی بعضا عجیب و غیر قابل کنترلی برایش ایجاد می‌شود و به این ترتیب، در معرض آسیب های گوناگونی قرار می‌گیرد. گسترش اینترنت و تکنولوژیک تر شدن زندگی هر روز درصد سایبرنتیک شدن انسان را افزایش می‌دهد به نحوی که امروز واژه سایبر به شکلی کاملا بسط پیدا کرده در زندگی جاری مردم وارد شده است و می‌توان آن را در انواع ترکیبات نظیر فضای سایبر(Cyberspace)، شهروند سایبر(Cybercitizen)، پول سایبر(Cybercash)، فرهنگ سایبر(Cyberculture)، راهنمایی فضای سایبر (CyberCoach)، تجارت سایبر (Cyberbussiness)، کانال سایبر (Cyberchannel) مشاهده کرد.[/align]
همین امر موجب شده است مدرن با ضریب نفوذ متفاوت در معرض جدایی از بسیاری گزاره ها قرار گیرد، یکی از ارکانی که تاثیر فراوانی از سایبورگ شدن انسان گرفته نوشتن و خطاطی می‌باشد.

بر اساس تصاویر حکاکی شده بر روی قطعات سفال و ظروف گلی و تکه های سنگ که در مصر، اسپانیا و خاور نزدیک پیدا شده اند، قدمت خطاطی هفت هزار سال تعیین شده است.[/b]

[تصویر: 321687_209.jpg]

برای چند هزار سال هیچ گاه وسیله ای جز ابزارآلات مخصوص، برای نوشتن و انتقال پیام وجود نداشت، دراین باره می‌توان دوران پیشاتاریخ(Prehistory) یا دوران ماقبل پیدایش انسان را در نظر گرفت، که انتقال پیام با حکاکی بر روی سنگ ها صورت می‌گرفت و بعد از آن دوران با اختراع دیگر ابزار نوشتاری روند انتقال تجربه ها و مفاهیم ابعاد دیگری را به خود گرفت.[/b]



[b][تصویر: 321688_306.jpg][تصویر: 321689_197.jpg]

عرصه نوشتار با شکل گیری انقلاب صنعتی در قرن 18 میلادی و به وجود آمدن مکانیک نیوتونی در قرن 19 به عنوان شاخه ای از رشته فیزیک، دچار تغییرات بسیار زیادی شد. شاید بتوان اولین گام در به وجود آمدن زندگی مدرن را رشته مکانیک دانست چرا که بسط یافتن این رشته و اختراعات گسترده مکانیکی در روش نوشتن انسان ها تاثیر داشت. با ورود دستگاه های ماشین ‌تحریر آرام آرام جای نوشتن بر روی کاغذ، با تایپ نویسی و فشار دادن کلید های تعبیه شده عوض شد و اولین گام برای آغاز دوره جدید برداشته شد.



[تصویر: 321690_316.jpg]
ماشین تحریر


[تصویر: 321691_405.jpg]
ماشین چاپ گوتنبرگ – آغازگر انقلاب صنعتی

به دلیل ضریب نفوذ پایین ماشین تحریر و عدم دسترسی همگان به آن، هیچ گاه این دستگاه نتوانست جای قلم و کاغذ را در میان مردم بگیرد، به واقع حذف شدن کامل کاغذ و قلم با قدمت چند هزار ساله به سادگی روی نخواهد داد، هر چند به وقوع پیوستن آن نیز دور از انتظار نیست و این اتفاق در کشور های غربی به مراتب زودتر از دیگر کشور های جهان رخ خواهد داد، اما اتفاقی که موجب شد مردم جهان با درصد های متفاوت از نوشتن و خطاطی دور شوند، تلفیق سیستم های مختلف در یکدیگر بود که با ورود سیستم سایبرنتیکی این امر تسریع شد.

گسترش زندگی سایبرنتیکی و وابستگی انسان ها به کامپیوتر ها موجب شد سیستم های مکانیکی، بیولوژیکی و ارگانیکی تحت الشعاع قرار بگیرند. چرا که هر کدام از آن ها تحت تاثیر سیستم سایبر قرار گرفته و بین سیستم سایبر و سه سیستم دیگر همپوشانی رخ داده است. تلفیق این سیستم ها با یکدیگر سیستم بیوسایبورگ را به وجود آورده است، سیستمی که انسان قرار گرفته در آن، از جزئی‌ترین تا کلی‌ترین کار های روزمره خود را با ابزار آلات هوشمند انجام می‌دهد.


[تصویر: 321692_207.jpg]

[b][تصویر: 321693_657.jpg]

از این حیث، تلفیق سه سیستم کارآمد از دو قرن گذشته تا به امروز و از جهتی دیگر به وجود آمدن سیستم سایبری و عجین شدن آن ها با یکدیگر، قدرتی مضاعف برای به وجود آوردن فضایی جدید به نام سیستم بیوسایبورگ را مهیا کرد.

انسان سایبورگ شده در این فضا چاره ای جز تن دادن به زندگی جدید را ندارد و با آمیخته شدن با انواع وسائل هوشمند حتی در سیستم های مدیریتی نظیر اداره ها، کارخانه جات، مراکز آموزشی و بسیاری از موارد دیگر، عادی ترین کار ها نظیر نوشتن و یا ثبت اطلاعات اولیه خود را توسط کامپیوتر ها انجام می‌دهد.

ضریب سایبورگ شدن انسان ایرانی با انسان غربی متفاوت است، به دلیل فراگیرتر بودن زیرساخت های مخابراتی ارتباطی در کشور های غربی، مردمی سایبورگ تر شده نسبت به انسان ایرانی وجود دارد.

در کشور های ژاپن و کره نیز که تکنولوژی در سطح بالاتری قرار دارد زندگی مردم نیز تاثیر زیادی از این سیستم جدید به خود گرفته است به نحوی که بسیاری از مدارس ژاپنی حتی در سرویس های رفت و آمدشان برای دانش آموزان فضای سایبرنتیکی را مهیا کرده اند.



[b][تصویر: 321694_536.jpg]

در کشور ایران به عنوان جامعه آماری مد نظر علی رغم آنکه درصد زندگی سایبورگ شده کمتر است اما با این حال انسان ایرانی با سرعت رشد بالایی در حال سایبورگ تر شدن می‌باشد به نحوی که طبق برآورد های صورت گرفته تا افق سال 1404 حداقل هر انسان ایرانی نزدیک به 50 درصد وابستگی سایبری دارد، که در این باره موضوع نوشتن تافته جدا بافته محسوب نمی‌شود. مقوله خطاطی و نوشتن که به نوعی با فرهنگ و تمدن جامعه مرجع هر انسانی در آمیخته است، در دوران قرار گرفته در سیستم بیوسایبورگ دچار تحولاتی اساسی شده است.

[تصویر: 321695_518.png]



هنر خطاطی و خوش نویسی در فرهنگ ایرانی و اسلامی از قدمتی طولانی برخوردار است. خوش نویسی نیز از شاخص ترین هنر-های ایرانی اسلامی می باشد به نحوی که بعد از ورود اسلام به ایران نگارش کلمات به خط خوش و به صورت هنرمندانه در جهان اسلام، به‌عهده ایرانیان بوده‌است. همین علاقه ایرانیان به هنر خطاطی بود که موجب شد خط نستعلیق به عنوان «عروس خطوط اسلامی» متولد شود، خطی که حامل روح و فرهنگ ایرانی می باشد و توانسته است با لمس حس زیبا شناختی ایرانیان خود را به نسل های آینده معرفی کند.




[تصویر: 321696_105.jpg]

[تصویر: 321697_174.jpg][تصویر: 321698_881.jpg]

[تصویر: 321699_506.jpg]

[b]اما در قرن جدید این هنر اسلامی ایرانی در حال به محاق رفتن است. هر چند در ایران اسلامی آموزش هنر نستعلیق نویسی در بسیاری مدارس پابرجاست اما نمی‌توان از پدیده بیوسایبورگ و تحت تاثیر قرارگرفتن انسان ها از این سیستم گذشت. امروز نوجوان ایرانی به خوبی می داند که می تواند به جای وقت گذاشت برای یاد گیری نستعلیق نویسی تنها با استفاده از فونت های کامپیوتریِ نستعلیق و فشار دادن دکمه های صفحه کیبورد متن خود را بدون کمترین اشکال و باسرعتی بالا بر صفحه مجازی بنشاند.

[تصویر: 321700_624.jpg]
[تصویر: 321701_742.jpg]
[b]
سرعت به وقوع پیوستن این موضوع و بی تفاوتی شدید نسل امروز به خطاطی و نوشتن را اگر نتوان ایراد اساسی در نظام تربیتی دانست، حدقل می توان آن را نوعی نابودی برای یکی از هنر های اسلامی ایرانی دانست که به مرور زمان و با آمیختگی بیشتر انسان ایرانی با وسائل سایبری دیگر جایی در میان مردم نخواهد داشت و در آینده از خط زیبای نستعلیق تنها جسد بی روح تایپ شده باقی خواهد ماند.

[تصویر: 321702_801.jpg][تصویر: 321703_654.jpg]

اما اگر با یک گام عقب نشینی از خوش نویسی به خوب نویسی سطح توقعمان را فروکاست کنیم باز هم نسل امروز و آینده ایرانی با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد بود. بد خطی شدید که پست ترین سطح نوشتن و خطاطی محسوب می شود به نوعی اپیدمی در جامعه ایرانی تبدیل شده است، و روند تسخیر انسان ایرانی توسط سیستم بیوسایبورگ حتی از دست نویسی ساده در سال های آتی جلوگیری خواهد کرد و وقوع این اتفاق به دلیل سرعت رشد دنیای سایبورگ شده اجتناب ناپذیر است.

برای اثبات این مقوله نیاز به صبر برای رسیدن آینده نیست چرا که در حال حاضر بسیاری از جوانان با استفاده از نسل جدید کامپیوتر های همراه تحت عنوان تبلت ها یا موبایل های هوشمند بسیاری از یادداشت های خود را تنها با لمس صفحه یادداشت می کنند، حال با توجه به آنکه سیستم های نام برده به آرامی در دستان هر یک از مردم قرار خواهد گرفت، چگونه می توان از گستردگی و پیچیده تر شدن سیستم های جدید در بیست سال آینده صرف نظر کرد و بلاشک باید منتظر کم رنگ شدن هر بیشتر کاغذ و قلم بود.

[تصویر: 321704_831.jpg][تصویر: 321705_771.jpg]



امروزه هیچ جوان ایرانی را نمی توان پیدا کرد که برای ارسال نامه دست به کاغذ و قلم شود، انجام دادن این عمل در دیدگاه دیگران نوعی حماقت تلقی می شود چرا که به سادگی می‌تواند با ارسال پیامک و یا پست الکترونیکی پیام خود را به مخاطب برساند. جوان و نوجوان ایرانی به سادگی می تواند تنها با فشردن کلید های صفحه کلید کامپیوتر و یا موبایل، پیام خود را ارسال کند، نگارش تمامی پروژه ها و مقالات دانشجویی و غیر دانشجویی بدون نیاز به برداشتن خودکار و یا مداد تنها با استفاده از صفحات مجازی در نرم افزار مایکروسافت آفیس و با استفاده از کیبورد صورت می گیرد. به واقع مداد باریک و کوچک، امروز جای خود را با کیبورد مسطح عوض کرده هر چند که این نوع صفحه کلید نیز به پایان عمر خود نزدیک شده است.

با تمام نکات ذکر شده نسل دهه60 و یا 70 دوران قلم به دست گرفتن را بیشتر تجربه کرده اند و علی رغم تمام کاستی هایی که در دست خط آنها یافت‌ می‌شود در نسبت با نسل دهه 80 به مراتب قلم بیشتری بر کاغذ زده اند.

در حال حاضر در بسیاری از مدارس دولتی و بالاخص غیر انتفاعی تهران و شهرستان ها استفاده از لپتاپ و دیگر سیستم های کامپیوتری به موضوعی بدیهی تبدیل شده است. دانش آموز از اولین سال تحصیلی خود با استفاده کاربردی از کامپیوتر دوره آموزشی خود را طی می کند، هر چند نوشتن در کنار سیستم آموزشی نوین که خود بخشی از فضای بیوسایبورگ شده، مورد کاربرد است اما به هیچ وجه قابل مقیاس با گذشته نمی باشد.

حال اگر در راستای سایبرنتیک شدن جامعه ایرانی مسئولان کلان کشور از این امر استقبال کنند سرعت به تاریخ پیوستن نوشتن با قلم و کاغذ تسریع خواهد شد، کما اینکه مسئولان آموزش و پرورش از ایجاد مدارس کاملا هوشمند طی ده سال آینده در سرتاسر کشور صحبت می کنند. مدرسه‌ای که جریان تمام امور آن از حضور و غیاب دانش‌آموزان تا اطلاع رسانی به اولیاء و تکالیفی که دانش‌آموزان در منزل انجام می‌دهند به صورت الکترونیکی است. این مسئله طی سه مرحله مقدماتی تحت عنوان «نیمه الکترونیک و الکترونیک» در مرحله دوم «هوشمند مقدماتی» یا «نیمه هوشمند» و در مرحله سوم «هوشمند کامل» روی خواهد داد.


[تصویر: 321708_638.jpg][تصویر: 321709_248.png]

بلاشک این روند بدون وقفه ادامه پیدا خواهد کرد و تنها محدود به تبلت ها و کامپیوتر ها نخواهد شد بلکه در آینده حتی بدون هیچ گونه استفاده از دستان و تنها با حرکت چشم و یا نیروی مغز این موضوع به پیش خواهد رفت امری که هم اکنون سیستم های ابتدایی آن ابداع شده است.

[تصویر: 321710_137.jpg]

در هر صورت زندگی انسان سایبرنتیک تحت تاثیر از فضای بیوسایبورگ به سرعت در حال تغییر می باشد و مقوله نوشتن و خطاطی در معرض نابودی قرار گرفته است، امری که در صورت عدم اصلاح روند کنونی در 50 سال آینده بدون شک اتفاق خواهد افتاد. از این حیث می طلبد جدای از معظل بد خطی برای نسل آینده با مدیریت صحیح و حفظ حداقل ها نوشتن را به باد فراموشی نسپرده و از هم اکنون برای دیگر نسل های به دنیا نیامده برنامه ریزی صحیح داشت تا شاید برای آیندگان لذت دیدن یک خطاطی زیبا حفظ شود.

[تصویر: 321711_157.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، Havbb 110
۲:۰۶, ۱۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
اووووووووووووووووف...مخم ترکید...الان همرو با هم قاطی کردمBig Grin

الان من در کل نتیجه گرفتم....منی که تمام کارام با کامپیوتره....گوشی...تلوزیون ...بازی...یعنی در هفته...من 50درصده وقتمو فضای سایبرم شایدم بیشتر...Sad
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۷, ۱۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار

سیطره "منِ مجازی" بر "منِ واقعی" در ابعاد جهانی

در قرن بیست و یکم کلمات و عباراتی نظیر فضای سایبر، (Cyber Space)، جهان مجازی (Virtual World)، زندگی مجازی(Virtual Life)، زندگی آواتاری(Avatarian Life)، جامعه محتوایی(Content Community) و ... چه در کلام و چه در واقعیتِ زندگی انسان ها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. زندگی و روابط اجتماعی در شبکه های اجتماعی(Social Network) نیز تحت تاثیر عناوین ذکر شده جایگاه درخور توجهی پیدا کرده است. این شبکه ها توانسته اند تاکنون بیش از میلیارد ها کاربر سایبورگ شده را ذیل نام های فیسبوک(Face book)، مای اسپیس(My Space)، توئیتر(twitter) و بسیاری دیگر از شبکه های اجتماعی عمومی و تخصصی درگیر جاذبه های خود نمایند.

[تصویر: 358958_279.jpg] [تصویر: 358959_415.png]
در سال های اخیر نفوذ روز افزون فضای سایبر در زندگی تمام ابناء بشر به دلایلی همچون پایین بودن هزینه استفاده از آن، افزایش چشم گیر بهره وری، نداشتن حد یقف در بسیاری از سطوح اجتماعی و نامتقارن بودن در آسیب‌پذیری موجب ‌شده دول مختلف در دوران کنونی، این فضای قدرتمند را به عنوان یکی از مهترین شقوق حکومت خود مد نظر قرار دهند.

علی رغم تهدید های فراوان موجود در فضای سایبر، میدانی عظیمی برای همگان ایجاد شده است و حتی کم بضاعت ترین انسان ها می توانند در این فضا در مقولات مد نظر حضور داشته، و به نوبه خود، هر چند اندک اثر گذار باشند. در فضای سایبر پراکندگی قدرت به معنای سنتی وجود ندارد، همچنین بازیگران کوچک‌تر در این فضا نسبت به حوزه‌های انحصاری تر در سیاست جهانی نظیر قدرت سخت و یا نیمه سخت، ظرفیت و توان بیشتری برای اعمال قدرت نرم دارند. اما ویژگی‌های محیط سایبر به این محدود نمی‌شود، در این فضا برای کاربر یک محیط مجازی و غیرقابل پیش‌بینی مهیا شده است و از این جهت انعطاف زیادی در آن وجود دارد. به طور کلی فضای سایبر معنای قدرت در جهان امروز را در نسبت با گذشته از لحاظ محتوی دچار تحول کرده است و این تغییر مفهوم قدرت، به دلیل رشد فزاینده فضای سایبر و ایجاد زمینه‌ها‌ی جدید و مهم در سیاست گذاری های کلان بسیاری مسائل را دستخوش تغییر قرار داده است.

[تصویر: 358960_837.jpg]

بازیکنی که وارد این میدان جدید می شود هیچ راهی برای خروج از زمین طراح بازی ندارد، چرا که زمین بازی و تمام قواعد آن توسط ایالت متحده آمریکا طراحی شده و حضور در این میدان برای یک انسان مسلمان و یا غیر آنگلوساکسون برابر است با بازی در زمین دشمن، هر چند که راهکار های متعددی نظیر تقابل نامتقارن و یا ارسال پالس غلط برای حضور در این میدان وجود دارد اما در اساس آن هیچ تغییری ایجاد نمی شود.

سرعت در پیشرفت‌های تکنولوژیکی حوزه علوم کامپیوتر در دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری و حوزه ارتباطات، منجر به کاهش پردازش و انتقال اطلاعات شده است، به طور مثال در سال ۱۹۹۳ میلادی حدود ۵۰ وب ‌سایت در جهان وجود داشت اما طی کمتر از هشت سال این رقم به بیش از ۵ میلیون وب ‌سایت رسید و بر اساس آمارهای موجود در سال ۲۰۱۰، چین به تنهایی نزدیک به ۴۰۰ میلیون کاربر اینترنتی داشته و علاوه بر آن هر روز بر پهنای باند مخابراتی خود افزوده است.

این سرعت بالا در گسترش فضای سایبر بدون شک نیاز به کاربران و در واقع بازیکنانی دارد و طبیعتاً ایجاد ظرفیت برای بسط دادن این فضا به موازات افزایش کاربران اینترنتی رخ داده است. طبق آمارهای جهانی تنها در سال 2009 میلادی نزدیک به دو میلیارد نفر یعنی 27 در صد مردم جهان زندگی سایبری را تجربه کرده اند و طبق برآورد های صورت گرفته این رقم تا سال 2030 میلادی نزدیک به صد در صد خواهد شد.

امروز فضای سایبر تنها با پوشش سی درصد جمعیت کره زمین توانسته تاثیرات عمیق، پیچیده و در برخی موارد بنیادین در حوزه ی مسائل فرهنگی، امنیتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... ایجاد کند، حال مشخص نیست اگر این روند تا سال 2030 به نقطه کمال خود یعنی درگیر کردن تمام جمعیت زمین برسد، زندگی انسان به چه صورتی تغییر پیدا خواهد کرد؟

[تصویر: 358961_804.jpg]

ایران از نظر تعداد کاربران اینترنتی در رنکینگ جهانیِ منتشر شده در سال 2009، رتبه یازدهم جهانی با 32 میلیون کاربر را به دست آورده است، البته مطابق آمارهای منابع داخلی در حال حاضر تعداد کاربران ایرانی اینترنت از 42 میلیون نفر عبور کرده که این رقم معادل 60 درصد جمعیت کشور و بیش از دو برابر میانگین جهانی است.

شاید با نگاه سطحی و در ابتدا این اعداد مطلوب به نظر آید اما از آنجا که هر اندازه وابستگی افراد یک جامعه به فضای سایبر بیشتر باشد، در کنار فواید، مضرات و مشکلات حاصل از این وابستگی نیز بیشتر است، متاسفانه عواقب خطرناک وابستگی به فضای سایبر در زندگی ایرانیان نیز بروز کرده و در حال گسترش است.

نباید فراموش کرد که مضرات زندگی سایبری تنها محصور به کشور ایران نیست و ابعاد جهانی دارد اما به دلیل اینکه بستر فکری اعتقادی جامعه ی ایرانی خارج از پارادایم تمدن غرب تعریف می شود، ناسازگاری های بیشتری در ارتباط با فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایران دیده می شود. در این ارتباط می توان یکی از معضلات فضای سایبر یعنی مقوله تفرد گرایی (individualism) و زندگی دوم در شبکه های اجتماعی، در برابر زندگی اول و واقعی انسان ها را مورد بررسی قرار داد، موضوعی مغفول مانده در سیاست گذاری های کلان کشور، اما بسیار شایع در میان نسل های جدید و آینده. از این حیث مطالعه روند ملت سازی متأثر از تفرد گرایی با بررسی شبکه های اجتماعی در جهان امروز و آینده ضرورت می یابد.

[تصویر: 358962_524.png] [تصویر: 358963_169.jpg]

سیطره "منِ مجازی" بر "منِ واقعی" در ابعاد جهانی:
شاید شاگرد برتر سقراط، افلاطون، هیچ گاه نمی داتست محور قراردادن انسان و فرد در پایه ریزی جمهور مد نظرش منتج به ایجاد جوامع مجازی مانند توئیتر خواهد شد. به وقوع پیوستن اتوپیای افلاطون در قالب کشوری به نام ایالات متحده آمریکا و در نتیجه شکل گیری سبک زندگی آمریکایی بسیاری از شقوق فطری انسان را دچار تغییر کرده است. اساس سبک زندگی امریکایی که بر تمدن غرب سیطره یافته، بر محور نفسانیات انسان قرار گرفته، همچنان که با دادن اصالت به "من" هر فرد تفرد گرایی را بسط است.

محور قرار گرفتن انسان تحت عنوان اومانیسم و سنجیدن تمامی عناصر موجود در عالم با منیت وی موجب شده است تا انسان افسار گسیخته خط و مشی جدیدی برای خود تعریف و چار چوب کلی آن را حول هسته مرکزی هوای نفس طراحی کند. محور قرار گرفتن انسان موجب شد از هر من یک اندیشه و به تبع آن یک خدا به وجود آید، عده ای اومانیسم را ایمان به خدای حقیقی می دانند. از دیدگاه انسان پوزیتیویست ندای درونی انسان از هستی یا نیستی خداوند دلیل بر وجود خدا است، ولی چون انسان آن را نمی‌بیند پس حق اظهار نظر درباره آن را ندارد. یک پوزیتیویست تنها چیزی را می پذیرد که قابل دیدن باشد، پس انسان خود خواه که در عالم چیزی جز خود را نمی‌بیند به سادگی خود را خدا می‌پندارد. با این استدلال است که می‌توان هر انسان را یک خدا در نظر گرفت چرا که در هر فرد یک من وجود دارد. اومانیسم بشر را به روی گردانی از خالق خویش دعوت می کند و اهمیت دادن به خود وجودی و من واقعی را بیش از هر چیزی می ستاید.

[تصویر: 358964_802.png]
انسان شاد (Happy Human)‏ نماد رسمی اتحادیه جهانی انسان‌گرا و اخلاق‌گرا (IHEU).
سازمان‌های انسان‌گرای بسیاری در جهان از این نماد استفاده می کنند.

بن مایه اندیشه اومانیسم بر طبیعت استوار بوده و سراسر حقیقت را از ماده و انرژی می داند که در نتیجه ی آن لذائذ مربوط به طبيعت جسماني هدف نهايي تلقي مي‌شود. در اندیشه "انسان محور"، غیب وجود ندارد، عدم اعتقاد به غیب در انسان خود محور به معنای آن است که انسان‌ها دارای روح غیرمادی و جاودان نیستند، پس اساساً جهانی دیگر وجود ندارد. در پی سیطره ی اومانیسم است که ذهن انسان کنترل بشر و کره خاکی را بر عهده گرفته و بدین ترتیب دين را عملاً از میدان مدیریت خارج کرده است چرا که انسان نه مخلوق بلکه خود خالق محیط است. در اندیشه اومانیسم انسان ميزان و معيار همه چيز است و خرد انسان برابر با خرد خداوندي قلمداد مي‌گردد.

در نگاهِ انسان اومانیسم هر "من" یک خدا می باشد و هر خدا نیز قدرت خدایی داشته و حق دارد همه چیز را حول وجود خود بسنجد و دقیقاً از اینجاست که ماهیت انسان ایندیویژوال و یا تفردگرا بروز می کند. هنگامی که انسان از مَنیّت به فردیت رسید، پنداشتِ هر فردی از خود باعث شد از مقولات مختلف اجتماعی تصوراتی را مبتنی بر دیدگاه خود بسازد، ما حصل آن شد که بر مبنای فلسفه ی فردگرایی، یک نوع اخلاق وحشیانه ی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... از افراد به وجود آمد که در واقع نتیجه 2800 سال تفلسف ورزیدن می باشد.

[تصویر: 358965_617.jpg]

با گذشت زمان و به بار نشستن ثمره فلسفه که همان تکنولوژی می باشد آرام آرام بشر ایندیویژوال شده برای رهایی از مشکلات تفرد گرایی، زندگی دوم (Second Life) در فضای سایبرنتیکی را به موازات زندگی نخست(First Life) پدید آورد. این امر به مرور زمان و با انقلاب سوم صنعتی که پیشرفت شگرفی در زیر ساخت های مخابراتی و ارتباطی به وجود آورد موجب ایجاد جهان مجازی شد. در این بین حضور شبکه های اجتماعی و افزایش کاربرد آن ها در زندگی افراد موجب شده است تا این شبکه ها به یکی از مهترین ارکان قدرت نرم تبدیل شوند.

امروزه شبکه های اجتماعی از پر بازدیدترین محیط های مجازی می باشند، بر اساس گزارشی که در سال گذشته از سوی گلوبال وب ایندکس اعلام شد شبکه اجتماعی فیس بوک با داشتن یک میلیارد کاربر ثبت شده و 700 میلیون کاربر فعال و بعد از آن شبکه گوگل پلاس با 343 میلیون کاربر فعال پر جمعیت ترین شبکه های اجتماعی دنیا می باشند.

[تصویر: 358966_564.jpg]
ادامه دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاسمین ، fafa*
۲۲:۵۹, ۱۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #17
آواتار

همچنین شبکه اجتماعی توئیتر بیشترین رشد را در سال 2013 میلادی با 40 درصد در 31 بازار (31 بازار حدود 90 درصد بازار جهانی اینترنت را در بر می گیرد) به دست آورده است.

در سال های اخیر درباره ی رشد روز افزون شبکه های اجتماعی در فضای مجازی و استقبال کاربران از آن ها بسیار سخن گفته شده است، شبکه های اجتماعی از زوایای بسیاری قابل بررسی می باشند اما مبنای وجودی و اساس شکل گیری آن ها تا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است، گذشته از جنبه رسانه ای، سیاسی، اجتماعی و بسیاری دیگر از جوانب این شبکه ها چرایی استقبال از آن ها خود تأمل ویژه ای می طلبد.

ایندیویژوالیسم بود که موجب شد کاربر سایبورگ شده با روی آوردن به زندگی دوم در فضای مجازی خود را از فردگرایی در دنیای واقعی رها کرده و به جمع گرایی(Collectivism) در فضای مجازی روی آورد، یقیناً یکی از دلایل استقبال کاربران جهانی فضای سایبر حاکمیت مقوله تفردگرایی در جهان واقعی می باشد که برای تلطیف آن زندگی جمعی در شبکه اجتماعی جایگزین خوبی است.

[تصویر: 358967_106.png] [تصویر: 358968_170.jpg]

جمع گرایی در تعریف به روابط ما بین افراد، گروه‌ها و یا قوم های مختلف اطلاق می‌شود که بر رفتار گروهی و تعاملات دو طرفه و یا چند طرفه استوار است. جمع گرایی دقیقاً مقابل فردگرایی قرار دارد، امری که در شبکه های اجتماعی در تضاد با من حقیقی هر انسان به وقوع پیوسته است.

جمع گرایی بر جامعه و گروه متمرکز می‌شود در حالی که فردگرایی بر فرد و خواسته‌های شخصی او استوار است، در این شبکه ها نیز هر فردی می تواند با دوستان خود ارتباط برقرار کند و با مطرح کردن نظرات خود به گفتگو با دیگران بپردازد، این شبکه ها موجب شده است بسیاری از خودانگاشت‌های فردی، تحت تاثیر خودانگاشت‌های گروهی قرار گیرد.

یکی دیگر از دلایل مهم استفاده بی حد و اندازه انسان تفرد گرا از این شبکه ها وجود فضای شاد جمعی می باشد، امری که در زندگی فردی وجود ندارد. علی رغم آنکه در این شبکه ها جمع وجود دارد اما اصول و قواعد یک انسان تفرد گرا نیز حفظ شده است، هر فردی می تواند شخصی را که دوست ندارد از لیست خود حذف و یا در گامی بالاتر آن را بلاک کند، و یا منافع خود را در برابر دیگران حفظ نماید و این اندازه اهمیت به هویت فردی، باعث می‌شود فرد احساس خوشایندی از این فضا داشته باشد.

در این باره تحقیقی در سال 2001 میلادی توسط تریاندیس و همکارانش صورت گفت وی با مطالعه چندین فرهنگ به این نتیجه رسید که تنها حدود % 60 افرادی که در یک فرهنگِ فرد گرا زندگی می کنند فرد محور می باشند و در مقابل در فرهنگ-های جمع گرا نیز حدود %60 از افراد جمع محور می باشند. از این حیث می توان نتیجه گرفت که بینِ خصوصیاتِ دو گروه ذکر شده رابطه صد درصد مستقیم وجود ندارد و دلیل آنکه انسان فرد گرا در شبکه جمع گرای اجتماعی خود را تطبیق می‌دهد را می توان مورد توجه قرار داد.

اما نکته قابل توجه در این باره، موضوع هم پوشانی انسان تفردگرا زیست در جامعه جمع گرا زیست می باشد، تفرد گرایی مولود لیبرالیسم و اومانیسم است، در حالی که منشاء جمع گرایی سوسیالیسم بوده و این اصطلاح از واژه فرانسوي «سوسيال» به معناي اجتماعي اخذ شده است. سوسياليسم اصولا در مقابل تعاليم فرد گرايانه ليبراليسم قرار دارد و از جهت تاریخی اساساً سوسياليسم در تضاد با فردباوري و ليبراليسم است، امری که در شبکه ای اجتماعی رگه های پر رنگی از آن دیده می شود.

[تصویر: 358969_902.jpg][تصویر: 358970_886.jpg]

از دیگر موضوعاتی که در شبکه های اجتماعی مورد توجه است، اشتراک گذاری اطلاعات توسط افراد می باشد که ماهیت وجودی شبکه های اجتماعی با گذاشتن این اشتراک گذاری ها شکل گرفته است، در این فضا هر فردی با گذاشتن کامنتی در پیج خود می‌تواند موضوع مد نظرش را برای دیگران به اشتراک بگذارد، اما موضوعی که در این میان جالب است، بسط مولفه های جامعه ی سوسیالیستی در شبکه های اجتماعی است.

واژه كمونيسم (communism) از ريشه ی لاتينی کمون (commune) به معناى اشتراك گرفته شده است، کمونيسم خود مرحله پيشرفته يا نهايي سوسياليسم به شمار مي آيد، اما در معنای متداول، کمون جامعه ای است که همه ی عناصر موجود در آن به شکل مشترک قابل استفاده برای تمام افراد است، در آن جامعه سلسله مراتب وجود نداشته و طبقه بورژوا بر دیگر طبقات جامعه سیطره ندارد. و این همان امری که در شبکه های اجتماعی رخ داده است، به نحوی که می توان یک شبکه اجتماعی را کشوری کمونیستی اما با مردمی لیبرال معرفی کرد. هرچند که هدف عالی کمون ها در به دست آوردن آنارشیسم، در این جامعه به وقوع نپیوسته است زیرا با وضع قوانین توسط مدیران آن حکومتی هیرارشی محور به وجود آمده است.

[تصویر: 358971_392.jpg] [تصویر: 358972_579.jpg]

وجود چنین جامعه ای به موازات جامعه واقعی خود یکی از بی نظیر ترین رویداد های رخ داده در حوزه جامعه شناختی است، شاید در این ارتباط بتوان اما و اگرهایی را وارد کرد و دلیل شیفت کردن افراد تفردگرا از دنیای واقعی به زندگی جمعی در دنیای مجازی را گنگ و مبهم معرفی کرد اما با نیم نگاهی به عقبه هر دو مدل فکری سوسیالیسم و لیبرالیسم به عنوان داعیه داران جمع گرایی و فرد گرایی می توان چرایی این مقوله را فهم کرد. هنگامی می توان دلیل اصلی هم پوشانی این دو تفکر را فهمید که دانست ریشه هر دوی این اندیشه ها در اومانیسم است و اصالت وجودی در هر دو، متعلق به انسان است، همان طور که لیبرالیسم بر اساس اومانیسم شکل گرفته و انسان را در برابر خدا قرار داده است.

در واقع مارکس مبدع کمونیسم خود یکی از فیلسوفان تمدن غرب می باشد که تنها با تغییرات تاکتیکی و نه بنیادی، تفاوتی پوسته ای را در برابر لیبرالیسم رقم زده است، از اینجاست که می‌توان متوجه شد چرا تفردگرایی لیبرال ها با جمع گرایی کمونیست ها در فضای مجازی شبکه اجتماعی تداخل پیدا کرده است. يكي از اصول و عناصر سوسياليسم تفكرات فرامليتي( انترناسيوناليستي ) و گونه اي از تمايلات انسان گرايانه و اومانيستي است، به واقع می توان طرفداران این اندیشه را اومانیسم های جمع گرا و در مقابل لیبرال ها را اومانیسم های فرد گرا دانست.

[تصویر: 358973_611.jpg]
سیطره "منِ مجازی" بر "منِ واقعی" در ابعاد داخلی:
در دنیای واقعی، جوامع متأثر از فضای سایبر به میزان درصدی از وابستگی که به این سیستم پیدا کرده اند در حال گذر از جمع گرایی به معنای روابط اعضای یک خانواده و در پله ای بالاتر جامعه، به تفرد گرایی می باشند. این موضوع با درصد های متفاوت در تمامی کشور های جهان در حال به وقوع پیوستن است و به خصوص در زندگی پر سرعت امروزی این دوره گذار از جمع گرایی به فردگرایی سرعتی باور نکردنی به خود گرفته است. در جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به آنکه جمعیت زیادی از نوجوانان و جوانان کاربران فضای سایبر محسوب می شوند، این روند تا حدود زیادی در حال طی شدن است.

در زندگی اجتماعی حاکم بر اکثر کشور های مدرن و بلاخص اروپا و آمریکا، به دلیل پیش بودن در عرصه زیر ساختی و شکل گرفتن کامل لیبرالیسم فردگرایی بیشتری دیده می‌شود. اگرچه در زندگی ایرانیان، معاشرت‌ و رفت و شد بین اعضای یک خانواده، فامیل و جامعه جایگاه ویژه‌ای دارد، اما زندگی مدرن و تکنولوژیک شدن وسائل ارتباطی مردم موجب شده است فرد به جای همراهی بیشتر با دیگران، با ابزار الات مدرن همراه باشد به نحوی که امروز بسیاری از سرگرمی های افراد به تنهایی صورت می‌گیرد، فرد می‌تواند به جای شنیدن صحبت دیگران با گذاشتن هدفون در گوش خود به شنیدن موسیقی بپردازد و یا به جای رفتن به یک مهمانی ساعت های طولانی با تلویزیون و یا مانیتور و به تنهایی سرگرم باشد.

حد کمال این تفرد گرایی در شبکه های اجتماعی و فضای سایبر دیده می شود چرا که فرد می تواند به جای هم صحبتی با دوستان و یا اعضای خانواده خود در شبکه اجتماعی به برقراری ارتباط با دیگران بپردازد. هر چند در زمینه تغییر سبک ارتباط ایرادی وجود ندارد اما اپیدمی شدن این نوع ارتباط و بسط پیدا کردن آن به دیگر شقوق موجود در فضای سایبر نظیر بازی های آنلاین، انسان تفرد گرا را بیش از بیش تک رو تر می کند، در حالی که فردگرایی منجر به نوعی آسایش کاذب فردی می شود اما به مرور زمان همین امر به راحت طلبی و خود خواهی های فراوان تبدیل خواهد شد.

[تصویر: 358974_636.jpg]

یکی از موضوعاتی که در جمهوری اسلامی ایران به چالشی اجتماعی تبدیل شده است مقوله افزایش سن ازدواج می باشد، کارشناسان دینی، جامعه شناسان و روانشناسان صحبت های گسترده و متفاوتی را درباره چرایی این امر مطرح کرده اند، اما یکی از مغفول مانده ترین دلایل این موضوع که اشاره ای به آن نشده است به وجود آمدن روحیه تفرد گرایی در جوانان است، جوان تفرد گرا و راحت طلب هیچ گاه رفتن زیر بار مسئولیت و حضور در یک زندگی جمعی را نمی‌تواند بپذیرد، چرا که ورود بی محابای تکنولوژی های ارتباطی و عدم چاره اندیشی مناسب در باره ی آن ها جوان ایرانی را از زندگی جمعی جدا کرده است و با سوق دادن به ایندیویژوالیسم سن ازدواج را از زمان مناسب خود خارج کرده است.

بالا رفتن سن ازدواج علی رغم تصور عوام و بسیاری از خواص جامعه نه به دلیل پدیده های صرفاً اقتصادی بلکه به دلیل تفرد گرا شدن جوانان می باشد. و این امر نیز موجب نقصان در فرایند ملت سازی به عنوان پایه یک جامعه مناسب و آرمانی است و حال سوال این است که چگونه با به وجود آوردن ملتی ایندیویژوال می‌توان نظام سازی بر مبنای آرمان ها دینی و انقلابی انجام داد؟! و آیا می توان با عدم آسیب شناسی صحیح از شبکه های اجتماعی در حوزه نظام سازی که توسط بالاترین مقام نظام جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است به مدینه فاضله مد نظر دست پیدا کرد؟

[تصویر: 358975_830.jpg]

شبکه های مجازی مولود ناخلف پدیده تفردگرایی می‌باشند، هنگامی که انسان با فراموشیِ خودِ حقیقی و غرق شدن در لذات دنیایی هدف آفرینش را فراموش کند، دیگر حد یقفی برای خود نمی‌پندارد و با ورود هر چه بیشتر در باتلاق دنیای فنا شدنی نابودی خود را تسریع می کند. طبیعت انسانِ خود فراموش آن است که به جای تعمق بر حقیقت خود به منِ مجازی خویش در دنیایی خیالی بال و پر بیشتری بدهد و با حضور در زندگی دومش در جهانی دیگر به دنبال منِ گمشده خود بپردازد، غافل از آنکه این من هیچ گاه پیدا نخواهد شد چرا که خود نیز حجابی برای حقیقت درونیش است. انسان اومانیسم خدا را فراموش کرده است و طبق نص قرآن کریم در آیه 19 سوره حشر که "نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ" به دنبال "خدا فراموشی"، "خود فراموشی" خواهد بود و انسانی که خود را فراموش کند هیچ گاه نمی‌تواند حقیقت خویش را کشف کند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاسمین ، fafa*
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا