|
آیا عقل ندارید؟؟؟!!!!!!
|
|
۹:۴۸, ۲۳/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ(67-انبیا) اُف بر شما و بر هر چه که غیر از خدا پرستش مىکنید، آیا تعقل نمی کنید؟ . این آیه خیلی آیه ی جالبی است . . معبود اون کسی هست که شما در برابر امر و نهیش خضوع میکنی به این نیت که فکر میکنی میتونه به تو سودی برسونه یا ضرری از تو دفع کنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! . " آیا این دو یکسانند"؟! (هَلْ یَسْتَوِیانِ مَثَلًا)و این آیه داره میگه (خودمونیش این میشه): خاک بر سرتون و بر هرچیزی که میپرستید به جز خدا آیا عقل ندارید؟؟؟؟؟؟؟ با روحى آرام گام بر مىدارد و با اطمینان خاطر به پیش مىرود، . [/b]هر کسی قائل بشه به اینکه احدی غیر خدا بالذات و مستقلاً میتونه بهش سود و ضرر برسونه، مشرک هست ابزار، اثر بخشی اونها به إذن خدا هست خدا در این آیه می فرماید: چرا عقل ندارید و مطلب به این سادگی رو نمیفهمید؟ [/b] (وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ).فقط به امر و نهی من توجه کنید اگر به دنبال کسب سود یا دفع ضرر هستید، چرا که تا من إذن ندهم تمام عالم اسباب دست به دست هم بدهند نمیتوانند به شما سودی برسانند و نمیتوانند از شما ضرری دفع کنند و بعد در مقایسه با این برده، مردى را ذکر مىکند که تنها تسلیم یک نفر است. و از این نظر نیز محروم و بیچاره و بىنوا و سرگردان است وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (یونس / 107) و از آن بدتر اینکه براى تامین نیازهاى زندگى این یکى او را به دیگرى حواله مىدهد، و آن دیگر به این، و اگر خداوند (برای امتحان یا کیفر گناه) زیانی به تو رساند، هیچکس جز او آنرا بر طرف نمیسازد، و اگر اراده خیری برای تو کند هیچکس مانع فضل او نخواهد شد، آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد میرساند و او غفور و رحیم است .(107) . این مىگوید: فلان برنامه را انجام ده، همه فقیر محض به درگاه من هستند و من بی نیاز مطلق و غنی بالذات هستم أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ (15-فاطر) همه ی شما محتاج به خدایید و خدا تنها بىنیاز و ستوده است (15) پس عاقل کسی هست که فقط خضوعش برای خدا باشه و از فرامین خدا اطاعت کنه! . . ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ یسْتَوِیانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یعْلَمُونَ(الزمر/29)خداوند مثالی زده است: مردی را که مملوک شریکانی است که درباره او پیوسته با هم به مشاجره مشغولند، و مردی که تنها تسلیم یک نفر است؛ آیا این دو یکسانند؟! حمد، مخصوص خداست، ولی بیشتر آنان نمیدانند .(29) . 1 موحّد تنها در فکر رضایت خداى یگانه است، ولى مشرک هر لحظه به فکر راضى کردن چند نفر است.
2 اکثر مردم از آفات شرک ناآگاهند. «بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ» تفسیر نور، ج10، ص: 167 . بردهاى است داراى چند ارباب که هر کدام او را به کارى دستور مىدهد، و دیگرى نهى مىکند، او در این میان سرگردان و حیران است، و در وسط این دستورهاى ضد و نقیض متحیر مانده و نمیداند خود را با نواى کدامین هماهنگ سازد؟! خط و برنامه او مشخص و صاحب اختیار او معلوم است، تفسیر نمونه، ج19، ص: 445 . . أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ (36-زمر) آیا خدا براى بندهاش [در همه امور] کافى نیست؟(36)[/b] التماس دعا دارم... برای پدر و مادرم! |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۳۵, ۲۷/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۱ ۱۰:۵۹ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت شما
اولاً ممنونم از مطالب خوبتون به نظرم به منظور کاربردی تر شدن موضوع، لازمه مفهومش بازتر بشه. سوالاتی در این مورد می تونه مطرح بشه، به طور مثال: رابطه اعتقاد به اختیار با مطالبی که فرمودید چی هست؟ آیا مثلا وقتی به یک اداره مراجعه می کنیم، نباید کارکنان اون اداره رو چیزی به حساب بیاریم؟ آیا توسل که در مکتب شیعه وجود داره شامل این موضوع میشه؟ آیا مکاتبی که به موجودات دارای اختیار معتقدند، در تضاد با عقل اند؟ .... یک بحثی که به نظرم مرتبط با این موضوع هست رو در تاپیک توحید افعالی داشتیم. در این پست با تایید آقا ابراهیم، نتیجه زیر رو از بحث ارائه دادیم: نقل قول:چیزی وجود دارد که هم یکتاست و هم کامل و تمام زنجیره های علت و معلول به آن ختم می شود. آیا منظور شما هم همین است؟ به طور مثال اگر کسی به اختیار دیگران و تاثیر گذاری اونها معتقد باشه، اما برای عواملی که در این تاثیر گذاری دخیل اند (از جمله اختیار اون افراد) رشته های علت و معلولی قائل بشه که به یک واجب الوجود (با همان توصیفی که در بالا آمد) ختم شود، آیا به نظر شما موضوع حل می شود؟ یا اینکه باید از نظر نحوه عملکردی هم در اون فرد تغییری ایجاد بشه؟ با تشکر |
|||
|
|
۱۲:۰۳, ۱/دی/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
پاسخ نسبتاً جامعی به مباحث جبر و اختیار و... در این تاپیک:
مباحثی پیرامون جبر و اختیار و رزق و روزی و آزمایش و ........ ارائه شده با دقت و حوصله مطالعه کنید |
|||
|
|
۱۷:۳۳, ۲/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۱ ۱۷:۳۵ توسط فرهاد55.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام آقای محب علی
پاسخ خوب و جامعی بود، ممنون به نقل از پست شما: نقل قول:ما وظیفه داریم که برویم برای کسب روزی تلاش کنیم |
|||
|
|
۷:۱۰, ۱۳/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۲ ۷:۱۴ توسط مهدی عباس زاده.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
mohammad reza نوشته است:حالا گفتوگوهامونو ببینیم به نظرم این داستان به ادب نزد خدای تعالی برمیگردد یکی از رفقا بحث جالبی رو طرح میکرد خیلی لذت بردم دوست دارم شما هم در این مطلب شریک بشید: اون کسی که حضرت موسی دید خدای تعالی بهش علم داده باهاش همراه شد و ازش کارهای عجیبی سر زد حضرت موسی صبر نتوانست بکنه و بهش تذکر میداد تا اینکه وقت فراق آن بنده خدا شروع کرد توضیح دادن که چه کردیم و چه شد. أَمَّا السَّفينَةُ فَكانَت لِمَساكينَ يَعمَلونَ فِي البَحرِ فَأَرَدتُ أَن أَعيبَها وَكانَ وَراءَهُم مَلِكٌ يَأخُذُ كُلَّ سَفينَةٍ غَصبًا دقت کنید میفرماید أردتُ یعنی من اراده کردم که خرابش کنم و در آن عیب ایجاد کنم و کار رو به خودش نسبت میده نه به خدای تعالی. وَأَمَّا الغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤمِنَينِ فَخَشينا أَن يُرهِقَهُما طُغيانًا وَكُفرًا * فَأَرَدنا أَن يُبدِلَهُما رَبُّهُما خَيرًا مِنهُ زَكاةً وَأَقرَبَ رُحمًا دقت کنید تا: ما ترسیدیم و ما اراده کردیم که پروردگار آن دو جایگزین کند وَأَمَّا الجِدارُ فَكانَ لِغُلامَينِ يَتيمَينِ فِي المَدينَةِ وَكانَ تَحتَهُ كَنزٌ لَهُما وَكانَ أَبوهُما صالِحًا فَأَرادَ رَبُّكَ أَن يَبلُغا أَشُدَّهُما وَيَستَخرِجا كَنزَهُما رَحمَةً مِن رَبِّكَ پروردگارت اراده کرد چند تا نکته توی این داستان هست که بنده به مناسبت فقط یکی رو میگم: در اولی فقط وجهه خراب کردنش بود اون رو به من نسبت داد و در دومی وجهه خراب کردن هم کمی درش به نظر میومد به ما نسبت داد ولی قسمت جایگزین کردن و خوب کردن رو به پروردگار و در سومی هم فقط وجهه سازندگی داشت و خوب بود فقط به خدا نسبت داد. ادب در گفتار رو از این بزرگوار که استاد حضرت موسی بود یاد بگیریم. |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ممنون مفید بود عزیز
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









