|
من قرار میدهم بر روی زمین خلیفه خود را هر دم و هر لحظه .
|
|
۱۶:۰۰, ۲۰/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۰ ۲۱:۲۰ توسط aminmostafavi65.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
انی جاعل فی العرض خلیفه . آیا منظور از این آیه شریفه این نیست که خدا زمین را هیچگاه خالی از نماینده خود نمیگذارد ؟ آیا ما خلیفه الله زمان خود را شناخته ایم ؟ با توجه به این مهم که خدا خود خلیفه خود را بر میگذیند !!!
تفوتهای خلیفه خدا در هر زمان با حضرت امام مهدی (عج ) چیست ؟ لطفا پاسخ دهید . |
|||
|
|
۰:۰۹, ۲۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
از زمان شهادت امام حسن عسگری علیه السلام تا روزی که امام زمان علیه السلام در قید حیاتند خلیفه ی خدا بر روی زمین ایشان است و بعد از ایشان هم امام حسین علیه السلام رجعت خواهند کرد به عنوان اولین معصومی که رجعت میکنند از بین 14 معصوم و پس از خاک سپاری امام زمان خلیفه خداوند خواهند بود تا آن زمان که خدا میداند.
ویژگیهای های خلیفه ی خدا در زمین از نظر تکوینی مشخص است و ربطی به حاظر یا غائب بودن ایشان ندارد!!!!! |
|||
|
|
۰:۲۰, ۲۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
من به شخصه از این میترسم زود دیر شود و هنوز امام وقت خودم رو نشناخته باشم
ترسم ان روی که ایی شرمساز از چهره ی پر نورت بی ثمرشم. |
|||
|
|
۱۲:۱۷, ۲۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان عزیزخداوند متعال در قرآن قانون و راه شناخت حجت خود در هر زمان را برای ما بیان فرموده و نیز این راههای شناخت حجت در هر زمان در احادیث اهل بیت ع ذکر شده است.حال اگر حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور کند از کجا بفهمیم که ایشان همان حضرت مهدی (علیه السلام) هستند كه منتظر قدوم مبارکشان بوديم ؟ در ابتدا قانون شناخت حجت را از قرآن بررسی میکنیم: 1– تعيين و يا وصيّت : خداوند ، آدم (علیه السلام) را بعنوان خليفه خود در زمين در محضر ملائكه و ابليس تعيين كرد : وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ ) ( البقرة – 30 ) ( پروردگارت به فرشتگانگفت : من در روى زمين ، جانشينى نمايندهاى قرار داده ام . فرشتگان گفتند : پروردگارا آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند ؟ و ما تسبيح و حمد تو را بجاىمىآوريم ، و تورا تقديس مىكنيم ؟ پروردگار فرمود : من حقايقى را مى دانم كه شما نمىدانيد ) اوّلين كسى كه تعيين شد ، حضرت آدم (علیه السلام) بود و بعد از آن تمامى تعيين ها به وصيّت تبديل شد زيرا كه قبل از آدم (علیه السلام) خليفه اى نبود كه به آن وصيّت شود . و به اين نكته نيز توجه نمائيد كه تعيين جانشين به دست معصوم صورت مى گيرد وليكن به امر خداوند و اين از جمله واجبات او بعنوان خليفه خدا در زمين مى باشد ( إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا ) ( النساء – 58 ) ( خداوند به شما فرمان مى دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد ) ابي عبد اللَّه امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه كريمه : همانا كه خداوند بشما دستور ميدهد كه امانتها را به اهلش برسانيد و چون مى خواهيد ميان مردم حكم كنيد عادلانه باشد همانا كه خداوند شما را نيكو موعظت مىفرمايد ، فرمود: آن امانت همان وصيّت است كه هر يك از ما بايست بديگرى بسپارد ، همانگونه كه حضرت محمّد در وصيّت خود ، مولاى متقيان على ابن ابيطالب (علیه السلام) و فرزندان او را مشخص فرمودند 2 –داشتن علم الهی: بعد از اينكه خداوند ، آدم (علیه السلام) را خلق كرد ، اسامى را به او ياد داد و منظور از اسامى ، همان شناخت حقيقت اسامى الهى و تجلى آن در خود بود ؛ و آدم (علیه السلام) ، ملائكه (علیه السلام) را به اسامى خودشان بشارت داد يا آنها را با حقيقت اسامى خداوند كه از آن خلق شده اند آشنا كرد و خداوند بنا به مقام حضرت آدم (علیه السلام) تمامی اسامی خود را به او آموخت در حاليكه ملائكه (علیه السلام) اسم يا تعداد كمى از اسامى خداوند را مى دانستند : ( وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ) ( البقرة – 31 ) ( و همه نامها را به آدم آموخت ، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست مى گوييد به من از نامهاى ايشان خبر دهيد ) 3 – اقرار به حاكميت خدا يا مُلك خدا يا بيعت با خداسپس خداوند ، تمامى ملائكه و ابليس را كه در آن زمان خداوند را عبادت مى كردند ، دستور داد تا بر آدم سجده كنند : ( فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ) ( الحجر – 29 این موارد نشانه هایی بود که هر حجت خداوند در هر زمان و هر مکانی داشته و دارد. |
|||
|
|
۲۳:۲۰, ۲۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام . انشالا خداوند بینش دیدن و درک آن مقام را به ما بدهد .
|
|||
|
|
۲۰:۳۵, ۲۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۶/مهر/۹۰ ۰:۰۹)علی 110 نوشته است: از زمان شهادت امام حسن عسگری علیه السلام تا روزی که امام زمان علیه السلام در قید حیاتند خلیفه ی خدا بر روی زمین ایشان است و بعد از ایشان هم امام حسین علیه السلام رجعت خواهند کرد به عنوان اولین معصومی که رجعت میکنند از بین 14 معصوم و پس از خاک سپاری امام زمان خلیفه خداوند خواهند بود تا آن زمان که خدا میداند.سلام ممنون میشم منبعتونو ذکر کنید درباره رجعت امام حسین علیه السلام |
|||
|
|
۰:۲۰, ۲۶/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۰:۲۳ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۲۰/مهر/۹۰ ۱۶:۰۰)aminmostafavi65 نوشته است: انی جاعل فی العرض خلیفه . آیا منظور از این آیه شریفه این نیست که خدا زمین را هیچگاه خالی از نماینده خود نمیگذارد ؟ آیا ما خلیفه الله زمان خود را شناخته ایم ؟ با توجه به این مهم که خدا خود خلیفه خود را بر میگذیند !!!یک سوال هم بنده داشتم. نظر به اینکه همه پیامبران، لزوما مقام امامت را نداشتند و تنها عده خاصی از پیامبران الهی بودند که به مقام امامت برگزیده شده اند، (مانند حضرت ابراهیم، حضرت داوود و ...) در طول ادوار و تاریخ و قبل از بعثت رسول خاتم، خلیفه الله فی الارض چه کسانی بوده اند؟ در فاصله بین دوره هایی که پیامبران خاص شده به "مقام ولایت" وجود نداشتند، چه کسی امام بوده است؟ آیا اساسا چنین دوره هایی قابل تصور بوده است؟ آیا امام لزوما "شناس" (فردی که دیگران او را بشناسند و معروف باشد) بوده است؟ آیا در دوره هایی از تاریخ می توان گفت، خلیفه الهی بر روی زمین تکوینا وجود مبارک 14 معصوم (علیه السلام) که بنا به نص صریح روایات محکم، حقایق وجودی شان از ابتدای خلقت، در عالم تکوین موجود بوده است، بوده اند و یا اینکه نه، خلیفه الله بودن فی الارض لزوما توامان با حضور (و البته نه لزوما ظهور) فیزیکی و تجسد در عالم ماده است؟ علی جان می توانستم به صورت پیام خصوصی بپرسم ولی گفتم شاید کسی جواب را بداند و یا اینکه جواب به درد کس دیگری هم بخورد. اگر دیدی مفسده این سوال بیش از خیر آن است یا سوال از اساس غلط است، بگو تاپیک را ویرایش کنم.
|
|||
|
|
۰:۲۳, ۲۶/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۰ ۰:۳۰ توسط zaeim.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
|
۱۳:۵۵, ۲۶/آبان/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
با سلام و احترام در پست اول این تاپیک اشاره به آیه ای شده که اصل این آیه شریفه(30 بقره) این است: وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت»، [فرشتگان] گفتند: «آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد، و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مىكنيم و به تقديست مىپردازيم.» فرمود: «من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد.» . . پست های بعدی دوستان محترم،اشارات و مطالبی دیگه(در تاپیکی جداگانه) میطلبه..... با اینحال مختصر توضیح زیر تقدیم میشه؛ 1- خلافتی که در آیه اشاره شده در سئوال از آن سخن به میان آمده است، مقام جانشینی از خداوند است، نه یک نوع موجود زمینی که قبل از انسان بر زمین زندگی میکرده و بعدا منقرض شده است و خداوند خواسته نوع انسان را جانشین آن کند. به دیگر سخن، آیه فوق از نخستین مرحله حکایت دارد مبنی بر تعلق خواست خدا به منظور آفرینش موجودی به عنوان نماینده خود بر روی زمین. به گونهای که صفاتش پرتوی از صفات پروردگار و شخصیتش برتر از فرشتگان. 2- نتیجه منطقی مطلب مذکور در بند قبل آن است که، مقام خلیفةاللهی مخصوص حضرت آدم(علیه السلام) نبوده بلکه مربوط به نوع انسان است. به گونهای که اگر فرزندان آدم(علیه السلام) در راه هدایت گام بردارند میتوانند آن علم به ودیعت گذارده شده در نوع انسان (که در آیه شریفه به تعلیم اسماء تعبیر شده است) ر از قوّه به فعلیت برسانند مراد از این علم به ودیعت گذارده شده در انسان، استعداد فوقالعاده برای درک حقایق هستی است. حقایقی که در پشت پرده غیبت مستورند. 3- خلیفه به معنایی که مطرح شد؛ یعنی رهسپاری انسان در بستر هدایت، به گونهای که صفاتش پرتویی از صفات الهی گردد و حتی از اقلیم شخصیتی فرشتگان پا فراتر نهد، یک حرکت طاقتفرسا و پیچیدهای است که این گونه نیست لزوما در همه زمانها، عدهای برآن قله صعود کنند. بلکه اگر همه رو به فساد بروند، زمین از وجود چنین خلیفهای خالی خواهد بود. 4- آنچه در متون دینی آمده است، خالی نبودن زمین از حجت الهی در همه زمانهاست. در کتاب شریف اصول کافی، ج 1، ص 178، باب اَنّ الارض لاتخلو من حجّه، روایات متعددی از معصومین ذکر شده است که به دو مورد از آن اشاره میگردد: الف)عن ابی عبداللّه(علیه السلام) قال:سمعته یقول:انّ الارض لاتخلو الاّ و فیها امام کَیْما اِن زاد المؤمنون شئیا ردّ هم و ان نَقصوا شیئا اَئمّةُ لَهُم زمین هیچگاه از امام خالی نخواهد بود تا اگر در عقاید و اعمال مؤمنین خطائی رُخ داد، آن خطا را برطرف کنند و نیز اگر به دلیل دست نیافتن، چیزی از عقاید و اعمال و کمگذاشتند، آنها را تکمیل کنند». ب)عن احدهما(علیه السلام):ان الله لم یَدَعِ الارض بغیر عالم و لولاونک لم یُعرفِ الحقّ من الباطل اگر زمین از عالم رساننده پیام الهی خالی باشد، هدف از آفرینش انسان ناشناخته میماند و در نتیجه عبادت هم که موقوف بر معرفت الهی است، تعطیل میشود. 5- حجت الهی هم میتواند پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد، هم امام(علیه السلام) و هم محتوای پیام الهی. البته این محتوای پیام الهی، به گواهی عقل، باید توسط یک مجموعه کارشناس تحلیل و تبیین شود. همان طور که در حدیث دوم اشاره شده در بند قبل، مطرح شده بود که اگر زمین از وجود عالم خالی باشد، حق از باطل شناخته نخواهد شد. 6- با توجه به توضیحات ارائه شده میتوان گفت که حجّت الهی قبل از پیامبر، همان محتوای وحی الهی و پیغمبر قبلی بوده است که با آمدن پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وحی متأخر و جدید حجت خواهد بود. 7- برای هر یک از پیامبران الهی، وصی و یا اوصیای متعددی بوده است و حفظ و نگهداری شریعت و آیینی که انبیا آورده بودند، بر عهده آنان بود. همچنین در فاصله بین دو نبی، اوصیای پیامبران، حجتهای خداوند بر خلق بودهاند. بعنوان مثال: دوران فترت بین حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت عیسی(علیه السلام) نیز به همین شکل بوده است. بعد از حضرت عیسی حواریین و اوصیای آن پیامبر، حجتهای خداوند بر خلق بودهاند. در پناه خدای مهربان
|
|||
|
|
۰:۲۳, ۲۷/آبان/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
دوستان و رفقا عزیزم
حقیر در سفر هستم به زودی باز میگردم و در حد وسع اندکم مستند به آیات و روایات و با ذکر منابع پاسخگوی دوستان خواهم بود به امید خدا جواب بسیاری از شما دوستان در زیارت آل یاسین و زیارت جامعه کبیره هست یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











