|
فرج عامه ; نیاز یا هوس ؟
|
|
۱۷:۴۶, ۱/آذر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اول در مورد فرج عامه بگویم فرج(گشایش) دو نوع است: عمومی خصوصی فرج عمومی همان است که باید صبح و شب برای آن دعا کنیم اما چرا ما گاه و بیگاه به فکر دعا برای فرج می افتیم؟ آیا این انتظار فرج ما صرفا یک هوس است یا نیاز واقعی؟ اگر ما تشنه باشیم ممکن است لحظه ای به آب فکر نکنیم؟ |
|||
|
|
۳:۴۲, ۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۲ ۳:۴۸ توسط محمد حسین.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
جالبه !! داشتم چند ساعت پیش به همین قضیه فکر می کردم . که ما باید یاری حضرت رو یک وظیف بدونیم نه اینکه حالا من بخوام یا نخوام ! بتونم یا نتونم ! الان مشکلات ریخته رو سرم یاد حضرت افتادم !! یا آقا من اصلا لیاقتشو ندارم!! من کجا یاری امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کجا ؟!. نه این حرفا نیست . امام از من یاری خواسته و من وظیفه دارم تا تمام توانم رو برای یاری حضرت بکار ببرم .
هر لحظه باید به یاد حضرت باشیم و خودمون رو در حضورش بینیم . این خیلی مهمه . هر کاری که انجام می دیم ببینیم چه تاثیر مثبت یا منفی در زمینه سازی ظهور حضرت داره . چه کاری از دستمون بر میاد ؟ کجا تخصص داریم و می تونیم مفید فایده باشیم ؟؟ کجاها کمتر کار شده ؟ نکنه من خودم مانعی شدم برای ظهور ؟ |
|||
|
|
۴:۵۶, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا ما يك پاي شيعگي مان مي لنگد، و در مراتب دیگر یک پای مسلمانیامان، و یا شاید یک پای انسانیتمون و... غفلت اصلی ترین امر در این مورد هست، غفلت در مورد خویشتن خویش(خودشناسی) که مارو به سرچشمه وصل میکنه (خداشناسی) غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد.... فرج اصلی ترین نیاز هست، اما با پاسخ ها و توجیهات کلامی به صورت مقطعی مثلا برطرفش میکنیم، یا ما هنوز تشنه نشدیم و مفهوم تشنگی رو نمیدونیم، یا میخوایم تشنگی مون رو با نوشیدنی های دیگه، برطرف میکنیم نه آب سالم و گوارا از سرچشمه اصلی. آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید، یعنی هر کس با وسع خودش در امر فرج سهیم باشه، خوب بودن و ماندن به انتظار او هركس, در هر جاي دنيا كه منتظر وقوع خوبي هاست, دارد سهمي از انتظار براي تو را مي پردازد, چرا كه تو همه خوبي ها هستي و خوب بودن يعني انتظار |
|||
|
|
۱۴:۵۶, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
جمعه هفته ی پیش داشت سریال مختارو نشون میداد و قضیه ی رفتن حضرت مسلم به کوفه و....
یکی از صحنه ها خیی خیلی برام جالب بود و حسابی روم اثر گذاشت. صحنه ای که همه لبیک یا حسین میگفتن و سلیمان صرد خزاعی به مسلم با چه آب و تابی از دوری و فراق یار (امام حسین)شکایت میکرد و میخواست که مسلم هر چه زود تر برای امام نامه بنویسد. اما بعد از این که امام آمد... لحظه ای فکر کردم نکنه من و امثال من هم که انقدر ادعا داریم همینطور باشیم. قطعا این بار خدا امامش را تنها نمیگذاره ولی وای به حال ما که چقدر بدبختیم اگر تنهاش بذاریم. خدا عاقبتمان را بخیر کند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









