|
آيه ولايت
|
|
۱:۲۱, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۱:۲۸ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
قرآن در آيــه ي 55مــائده خـــــطاب بـــه مـــسلمانان ميفرمايد:«آيـــه ي ولايت » انّماوليّكم الله ورسوله والذينءامنواْ الَّذين يقيمون الصلاه ويوتون الزكوه و هم راكعون سرپرست و ولي شما تنــها خداست و پيامبر او و آنان كه ايمان آورده اند و در حال ركوع انفاق مي كنند. شيعـــه و سنـــي در شـــان نزول اين آيــه از ابوذر غفاري روايت كرده اند كه وي مي گويد)روزي با رسول خدا در مسجد نماز مي خواندم سايلي وارد شــد و از مردم تقــاضاي كمك كرد ولـي كـسي پاسخ او را نداددرپي اين امر سايل دست خودرا بالا بردوگفت: خدا يا توخودشاهد باش كـــــــه من درمسجدر سول توتقاضاي كمك كــــردم اماكسي پاسخ مرانداد) كه در همين حال علي(ع)كه درحال ركوع نمازبودبا انگشت سمت راســت خود به سايل اشاره كرد سايـل نزديـك آمـدوعـلي انگشتر خودرا به او داد پيامبر (ص)درآنــجا حضورداشت پس از نماز ســر را بــه سوي آسمان بلند كرد و گفت: خداوندا،برادرم مــوسي از تـــو تقاضا كرد كه سينه ي اورا وسيع گرداني وكارهارابراوآسان نمايي وبرادرش هارون راوزيـروياورش قرار دهي. .خداوند ا ،مــن محـمد بـرگزيـــده و پيـامبرتـوام سيــنه ام را گــشادنـما و كارها را بــرمن آسان ساز و از خاندانم علي را وزير من گــــردان تـا بــه وسيله ي پشتم قوي و محكم گردد.هنوز دعـــاي پـيامبر تـمام نـشده بود كه جـبرييل آيــه ي فوق را نازل كرد.
ابو بصيرمي گويد: ازامام صادق (عليه سلام ) درباره ي قول خـداي عزّوجل "خــدا را فرمان بريـد و پيغمبر و كارداران خود را فرمان بريد ــــ 59 نسا ـــ پرسيدم، فرمود: درباره ي علي(ع)وحسن(ع)وحسين (ع) است، (زيرا در آن زمان همان سه نفر از ائـــمه حاضر بودند)بــه حضـرت عرض كردم: مردم مي گويند، چرا نام عـــلي و خانــواده اش در كتـــاب خداي عزوجل برده نــشده؟ فرمود: به آنها بگو :آيه ي نماز بر پيغمبر (ص) نازل شد و سه ركعتي و چهار ركعتي در آن نــام برده نشد، تا اينكه پيامبر(ص) خود براي مردم بيان كرد، آيه ي زكات برآن حضرت نازل شدونام برده نشد كــه ـزكات از هر چهل درهم يك درهم است، تـا اينكه خود پيغمبرآن رابراي مردم شرح داد و امربه حج شدوبه مردم نگفت هفت دور طواف كنيد تــا اينكه خود پيغمبر آنرا براي آنها توضيح داد، و آيــه ي اطيعوا الله و ...نــــازل شد و در باره ي علي وحسن و حسن هم نازل شد ، پس پيامبر (ص) در بـاره ي علــي (ع) فرمود: هر كــس را كــه من مولا و آقايــم عــلي مولا و آقاست ،وبازفرمود:درباره ي كتـاب خدا واهل بيتم به شماسفارش مـي كنم،من ازخداي عزوجل خـواسته ام كه ميان اين دو جدايي نيندازد، تا آنها را در سر حــوض بــه من رســاند، خدا خــواسته ي مرا عطاكرد، و نــيز فرمـود: شما چيزي بـــه آنها نياموزيد كه آنها ازشما دانا ترهستند، وباز فرمود:آنها شما را ازدرهدايت بيرون نكنند و به در گمراهي وارد نسازند.
اگر پيامبر خاموشي مي گزيد ، و در باره ي اهل بيتش بيان نمي كرد، آل فلان و فلان آنرا براي خود ادعا مي كـــردند، ولي خــداي عزوجل بـراي تصديق پيغمبرش بيان آن حضرت را(كــه مقــصودآل پيامبراست نه فلان وفلان) دركتابش نازل فرمود: همانا خدا مي خواهد نا پاكي هارا از شما اهل اين خانه ببردوپاكيزه تان كند،پاكيزه ي كامل ـــ33سوره ي احزاب ـــ (3) يكي ديگر از آياتي كه در آن روز نازل شد، اين آيه ي شريفه است: "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس" اي پيامبرآنچه از پروردگارت به تو نازل شده بــه مردم برسان، اگر انجام ندهي، پيـــام وي را نرساندي، خدا تو را از شر مردم حفظ مي كند، مفسران مي گويند: تهديدي كه خداي تعالي پيغمبرش را مي فرمايد، بـــا وعده ي حفظ و نگهداري آن دليل بزرگي بر اين است كه : امر مهمي كه خدا در اين آيـــه ي شريفه تذكر مي دهد ،موضوع تعيين امــام و جانشين است ، كه اگر انجام نشودزحمات بيست وســـه ساله ي پيامبر اكــرم(ص) پس ازمرگش به هدرمي رود،ومردم يك باره به جاهل خودبرمي گردند، و مثل اين است كه پيامبر رسالت و پيام خدا رانرسانده است،و نيز چون امام علي (ع) به واسطه ي جنگ هاي معروف و مشهورش كــه پايه هاي اسلام را محكم كرده بود،دردل منافقان كينه و خشمي ايجاد نموده بود، كه دراواخر امر پيامبر (ص) گاه و بي گاه اظهارمي كردند وآن حضرت هم آگاه بود كه نصب علي (ع) به مقام پيشوايي بـرآنها گران و سنگين خواهد آمد و كارشكنــي و فتنـه انگيزي خواهند كرد، از اين جهت خداي تعالي ضمانت نگهداري پيغمبرش را در آيه ي شريفه تذكر مي دهد. درواقعه ي غدير خم جمعيتي كه درآن روز حاضر بودندو سخنان پيامبر را مي شنيدند، همگي منظور پيامبررا فهميدندوعلي(ع)رابـه مقام امامت وخلافت تبريك گفتند، نخستين آنها عمربن خطاب بودكـه گـفت:"بخ بخ لك يــا ابا الحسن لقد اصبحت مولاي و مولا كل مومن و مومنه " خوشا به حالت ابا الحسن ! كه امروز آقاي من و آقاي هر مرد و زن با ايمان گشتي. حسـان بن ثابت نيز در آن روز اشعـاري در تبريك و تهنيت آن حضرت به مقام امامت سروده كه بــه تواتر از او نـــقل شـــده است و همچنين شعرا ديگر از اصحاب پيامبر و تابعين ،اين موضوع را به تفضيل بيان كرده و همه معني امامت را در سخنان پيامبر فهميدند. (4) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1:امامت و ولايت2: اصول كافي، مسئله ي 750 شماره ي دو 3: مسئله ي 750 شماره ي يك 4: اصول كافي، مسئله ي 750 شماره ي يك، قسمت پنجم 4:اصول كافي، جلد دوم، شماره ي يك، قسمت پنج و شش
|
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۱۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
آيا مشهور از روايات دال بر ولايت أميرالمؤمنينعليهالسلام اعراض كردهاند سوال. اگر براي تثبيت خلافت ابوبكر به اعراض مشهور از روايات دال بر ولايت علي بن ابيطالبعليهالسلام تمسك شود، چه پاسخي ميفرماييد؟ جواب. كدام مشهور جز چند نفر كه با آن صحنهسازي سوء استفاده از جوي كه پيش آمده و از ضعف آن مردم جديد العهد بالاسلام و ارعاب و تطميع آنها با نصوص مخالفت كردند، مشهوري نبوده است. و مسئله به تمام معني سياسي و با نقشههاي قبلي و تباني منافقين و موقعيت خاصي كه بود پيش آمد. مثل اين جريان سياسي را با اعراضي كه در فقه مطرح است نبايد مقايسه كرد مخالفت رسمي با نصوص و تعيين پيغمبر صليالله عليه وآله وسلم بود. خيلي تعجب است اين اعراض- كه معرضين همانها بودند كه حتي از كتابت وصيت پيغمبر جلوگيري كردند و آن گونه كه قلم از بيان آن شرم دارد به رسول خداصلياللهعليهو آله جسارت كردند- چه اعتباري غير از مخالفت با پيغمبر دارد؟ اين حرف را هم بعد از يكهزار و چهار صد سال امروز ميشنويم اعراض مشهور در اينجا كه اصلاً وجود نيافت و جز سكوت و بيتفاوتي بسياري و ترس از به خطر افتادن منافع دنيائي و حزب بازي معني نمييابد. مسئلهاي كه به آن اهميت- كه گفته شده در هيچ امري مثل امر حكومت در اسلام خون ريخته نشده مسئلهاي كه به آن اهميت است كه با آن تشريفات مفصل در غدير خم ابلاغ ميشود- اگر از طرف هر كس از نصوص آن اعراض شده باشد غير از سياست و رياست طلبي و مخالفت با دستور پيغمبرصلياللهعليهو آله هيچ تفسير و معنايي ندارد. مسئله فرعي فقهي و شك بين سه و چهار يا پاكي و نجس بودن اعضاء نيست كه اعراض مشهور و برخوردهاي فقهي در مسائل فرعي در آن مطرح شود. [/font][font=B Lotus]مسئلهاي است كه در آن درجه از اهميت كه «لو ان عبداً قام ليله و صام نهاره و تصدق بجميع ماله و حج جميع دهره و لم يعرف ولاية ولي الله فيواليه و يكون جميع اعمال بدلالته اليه ما كان له علي الله حق في ثوابه و لا كان من اهل الايمان»[sup]1[/sup]. __________________________ http://sahifemomen.blogfa.com/ |
|||
|
|
۱:۴۲, ۱۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
۱:۵۹, ۲۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: babol2011_15.gif]](http://s1.picofile.com/file/7540344301/babol2011_15.gif)
![[تصویر: 67161270405889197715.jpg]](http://axgig.com/images/67161270405889197715.jpg)