|
رابطه غدیر با حکومت اسلامی
|
|
۲:۰۳, ۲۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام هفته گذشته که توفیق شد و مشهد بودم در یکی از سخنرانی های انجام گرفته در حرم این سخن را شنیدم که سخنران گفت: امروز نشناختن و انکار جایگاه ولایت فقیه مانند نشناختن و انکار جایگاه غدیر است این جمله برایم خیلی جالب بود و زیبا دوستان اگر مطلبی یا نوشته ای دارند در این مورد بگویند تا استفاده کنیم البته کمی تحقیق در مورد این جمله هم کردم ان شاءالله در ادامه قرار خواهم داد. یاعلی. |
|||
|
|
۲:۱۰, ۲۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۲ ۳:۰۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی موضوع خوب و مهمی ارائه کردید همانطور که در سخنان امام خمینی از ابتدای نهضت مطرح بود هدف غائی انقلاب اسلامی سپردن پرچم به صاحب آن است ساده ترین گزاره ای که می توانم در ابتدا در مورد این عبارت نقل قول:امروز نشناختن و انکار جایگاه ولایت فقیه مانند نشناختن و انکار جایگاه غدیر استعرض کنم این است متاسفانه همانطور که مردم غدیر را خیلی زود فراموش کردند و جایگاه امام زمان را نشناختند به همین منوال در این دوران نیز وقتی قرار شد یک حکومت اسلامی بعد از حکومت امام حسن(علیه السلام) شکل بگیرد شروع کردند به کار شکنی و اما و اگر اسلامشان در حد حرف بود وقتی خود حضرت صاحب(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقعی رسمی خود ما را به روات احادیث(مراجع) ارجاع دادند باز هم شروع شد به اما و اگر در واقع این مبحث ولایت ائمه اطهار امتحان هایی داشت که به نظرم این مرحله نیز نوعی امتحان است. |
|||
|
|
۲:۳۵, ۲۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام خمينى با تشكيل حكومت اسلامى در ايران، نه تنها در عمل، حلاوت و شيرينى غدير را با ذائقه مردم آشنا ساخت، بلكه در بعد نظرى نيز درصد تفهيم معناى صحيح اين واژه و ماجراى تاريخى آن بر آمد. وى در يكى از سخنرانىهاى خود در جمع كارگزاران نظام اسلامى، يكى از معانى بارز متمسكان به ولايت امير مؤمنان عليه السلام را حاكمان، كارگزارانى و مديرانى دانست كه در حاكميت و مديريت خود، سيره حكومتى امير مومنان عليه السلام را الگو قرار داده، در خدمت به مردم و اجراى عدالت در جامعه، تلاش مىكنند؛ سپس فرمود: «اگر دولت و مجلس و قوه قضائيه از اين مسئله غفلت كنند و روزى هزار مرتبه هم بگويند: خدا ما را از متمسكين به ولايت على بن ابى طالب عليه السلام قرار داده است، اين جز كذب محض، چيزى نخواهد بود.»1 امام خمينى در جاى ديگرى از سخنان خويش پيرامون غدير، ضمن تحريف زدايى از مسئله غدير و اين كه زنده نگه داشتن غدير، به چراغانى، قصيده خوانى، مداحى و از اين قبيل امور نيست، فرمود: «اگر چه اينها هم خوب است، اما مسئله اين نيست؛ قضيه غدير، قضيه جعل و تشكيل حكومت است... مسئله، مسئله حكومت و سياست است... خداى تبارك و تعالى، اين حكومت را و اين سياست را امر كرد كه پيغمبر به حضرت امير واگذار كند... و اين حكومتى كه عجين با سياست است، در روز غدير، براى حضرت امير، ثابت شد؛2 بعدها هم اگر يك فرصت پيدا مىشد، براى ساير امامان معصوم عليهم السلام هم ثابت بود.»3 1. صحيفه امام، ج18، ص 154(نقل به معنا) 2. همان، ج20، ص 113و112. 3-همان، ص117. |
|||
|
|
۲:۵۱, ۲۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام [/b] ![]() خداوند تبارك و تعالي رحمت كند همه عالمان شيعه و محب و احياگر غدير را مخصوصاً علامه اميني (رحمة الله علیه) و آيت الله العظمي حضرت امام خميني (رحمة الله علیه) و همچنين خداوند تبارك و تعالي حفظ كنه همه عالمان بزرگ شيعه و محب را كه زنده نگه مي دارند غدير خم را موفق و غديري باشيد يا علي عليه السلام
|
|||
|
|
۲۰:۱۶, ۲۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام در ادامه اين بحث، ولايت را نه به معناى محبت، بلكه به معناى حكومت و اجراى عدالت در ميان مردم دانست و با تمسك به حديث شريف «بنى الاسلام على خمس؛ على الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية لنا اهل البيت، و لم يناد بشى كما نودى بالولاية»،* ولايت و حكومت امام معصوم و حكومت فقيه جامع شرايط در زمان غيبت را جزء اصول دين و بسترى مناسب براى اجراى صحيح ساير احكام و فروع دين، از قبيل نماز، روزه، حج، جهاد، خمس و زكات، بر شمرد و در غير اين صورت، اين امور را در حاكيمتهاى جور و فاقد شرايط، به منزله رسالت و نبوت بدون امامت و رهبرى قلمداد كرد؛ يعنى همان مبنا و نگاه استادش، مرحوم ميرزا جواد ملكى و ساير عالمان و فقيهان را برگزيد و بر آن تأكيد نمود. بنابراين، عيد غدير در واقع، تجلى مديريت مطلوب اسلامى و شيعى در جامعه بشرى است كه در آن، رابطه مديران بازيردستان و مردم، رابطهاى كريمانه و انسانى مىباشد و اين در شرايطى قابل تحقق است كه مديران و دست اندركاران در نظامهاى حكومتى و ادارى خود از سيره و سنت جانشين پيامبرصلى اللّه عليه وآله ، يعنى حضرت اميرمؤمنين عليه السلام الهام بگيرند و در ادامه كارها، از روح بزرگ آن مدير و انسان كامل، طلب يارى کنند. *. صدوق، الخصال، ج1، ص278؛ كلينى، كافى، ج2، ص 18. |
|||
|
|
۲۳:۰۲, ۲۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۲ ۲۳:۰۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
توجه به مسأله غدير و خلافت اميرالمؤمنين(عليه السلام) براى اين است كه هشيار شويم و ببينيم گذشتگان چرا و چگونه فريب خوردند، تا از آن پند بگيريم و سعى كنيم ما ديگر آن فريب را نخوريم. آن روز اين مسأله كه على(عليه السلام) خليفه باشد يا كسى ديگر، چندان مسأله مهمى به نظر نمىآمد. مگر پهنه حكومت اسلام چه اندازه وسعت داشت و جمعيت مسلمانان چقدر بود؟ مگرچه مقدار ثروت در اختيار مسلمانان بود و پايتخت اسلام، شهر مدينه، چقدر جمعيت داشت؟ به جز چند خانه خشت و گلى و چند درخت خرما چه چيز ديگرى داشت؟ آيا غير از اين بود؟ هر كس جانشين پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مىشد، مگرچه عايدش مىگرديد؟ اندك درآمدى حاصل از زكات در اختيار او قرار مىگرفت كه بين فقرا تقسيم كند!
در آن زمان شايد بسيارى از آن مردم فكر نمىكردند كه چه انحراف بزرگى را در اسلام و تاريخ پايه گذارى مىكنند. گمان مىكردند با مسألهاى ساده روبرو هستند و با خود مىگفتند، چون ابوبكر و عمر، پدر همسران پيامبر(صلى الله عليه وآله) هستند، احترامشان بيشتر است! فعلا اينها حكومت كنند، بعد از چندى نوبت به على(عليه السلام) هم خواهد رسيد! اما كسانى كه اين چنين ساده انگارانه به مسأله نگاه مىكردند، جاى اين بود كه فكر كنند، مگر خود پيامبر(صلى الله عليه وآله) متوجه نبود كه پدر همسرش عايشه مسن تر از دامادش است؟ چرا او را تعيين نكرد؟ چه سرّى در اين بود كه روز غدير، آن انبوه جمعيت را در آفتاب نگه دارد و آن همه اهتمام و مقدمه چينى درباره اين مسأله داشته باشد و از مردم اقرار بگيرد؟ پيامبر آن روز فرمود: أَلَسْتُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِن أَنْفُسِهِم؛ آيا من نسبت به مؤمنان سزاوارتر از خود آنها نيستم؟ آيا من وظيفه پيامبرى را خوب و درست انجام دادم يا خير؟ آيا مرا قبول داريد و اطاعت مرا لازم مىدانيد؟ اين همه مقدمه چينى براى چه بود؟ چرا مسلمانان صدر اسلام اصلا به اين مطالب فكر نكردند؟ در ماجراى سقيفه، چند نفر كه به خيال خود خيلى زرنگ، فرصت طلب و موقع شناس بودند و راه فريب دادن مردم و تبليغات را خوب مىدانستند، جلو افتادند و برخى از مردم از روى سادگى و كم تجربگى و ضعف شناخت، و عدهاى نيز براى هوا و هوس، به دنبال آنها به راه افتادند و با اين كار آنها مسير اسلام عوض شد. بايد بدانيم شبيه اين جريانات در آينده زندگى ما نيز محتمل است. ما تافته جدا بافته نيستيم و از عرش نازل نشده ايم! جبهه رفته هايمان از كسانى كه در جنگ احد و بدر شركت كردند بالاتر نيستند. اكثريت جامعه ما مثل اكثريت آنها است. انقلابيون ما نيز از كسانى كه صدر اسلام به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) ايمان آوردند، چندان محكم تر نيستند. مگر پدر عايشه، همسر پيامبر(صلى الله عليه وآله) ، از جمله كسانى نبود كه همان اوايل به آن حضرت ايمان آورد؟ بعضى از اصحاب سقيفه از «سابقينِ مهاجرين» و برخى از آنها از «اصحاب رضوان» و «عشره مُبشّره» و جزو بيست نفر اولى بودند كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله) ايمان آوردند. اما همين افراد مسير انقلاب پيامبر(صلى الله عليه وآله) را به انحراف كشاندند و از پيش خود براى آن حضرت جانشين تعيين كردند و اسمى از على(عليه السلام) نبردند! اين وقايع براى ما آموزنده است. فكر نكنيم هر كسى محاسنش سفيد بود يا در اسلام سابقه بيشترى داشت حتماً بهتر از ديگران مىفهمد. نبايد تصور كنيم كه هر چه منافع شخصى ما، و يا گروه و حزب و صنف ما را تأمين مىكند حتماً به نفع اسلام است. بايد با ديد وسيع نگاه كنيم. مبادا همانگونه كه در صدر اسلام اين چنين شد، ما نيز با سرنوشت ميليونها انسان كه بعد از ما خواهند آمد، بازى كنيم. كارهاى ما علاوه بر اين كه بر سرنوشت نسل حاضر اثر مىگذارد، در زندگى و سرنوشت نسل آينده نيز تأثيرگذار خواهد بود. كسانى كه اين انقلاب را به وجود آوردند و جان خود را فدا كردند، در هزاران سال آينده تاريخ اثر گذاشتند و تاريخ ايران را عوض كردند. خداوند بر علوّ درجاتشان بيفزايد. ما نيز مىتوانيم با رفتار خود مسير تاريخ را در جهت مثبت يا منفى تغيير دهيم. بايد به رفتارها و مسؤوليتهاى خود كاملا توجه داشته باشيم و سعى كنيم در كارهايمان تنها رضاى خدا را در نظر بگيريم و با تشخيص درست وظيفه، به آن عمل كنيم. اينها بخشى از مسايلى است كه بايد از داستان غدير و ساير داستانها استفاده كنيم. گرچه همه حوادث تاريخى داراى پندهاى آموزنده است، لكن ماجراى غدير يكى از بزرگ ترين اين وقايع و درخور توجه ويژه است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







![[تصویر: siVIyaS_535.jpg]](http://media2.afsaran.ir/siVIyaS_535.jpg)
