کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مناظره با علی محمد شیرازی ملقب به باب
۱۷:۱۷, ۷/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۲ ۲۲:۲۰ توسط yaserrad.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
رهبر فرقه گمراه بابیت علی محمد شیرازی ملقب به باب بوده که دو نفر از شاگردان وی به نامهای میرزا حسنعلی نوری (مقلب به بها الله و رهبر فرقه بهاییت) و میرزا یحیی نوری (مقلب به صبح ازل و رهبر فرقه ازلی) می باشند.
[تصویر: 220px-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%...%D8%A8.jpg]
باب پس از مرگ پدید آورنده ی فرقه شیخیه یعنی شیخ احمد احسایی و جانشین وی سید کاظم رشتی ادعای رهبری فرقه ی شیخیه را نمود پس از مدتی ادعا کرد مهدی موعود است و در عراق اقدام به دعوت مردم به خود نمود و می گفت "خرق عادت من این است "که روزی هزار بیت (منظور از هر بیت پنجا ه حرف) به مناجات سخن میکنم و با خامه خویش نگار دهم." همچنین گفته بود " نام مرا در اذان و اقامه داخل کنید و بگویید اشهد ان علی محمداً بقیه الله "و حتی کلاماتی را از خود به زبان می آورد و می گفت "این قرآن من است و از خدای بر من فرود شده " ولی به علت اینکه سخنانش از قواعد عربی خارج بود و غلط نحوی فراوان داشت مردم از عرب از اطرافش پراکنده می شدند. لذا پس از مدتی به ایران آمد.
[تصویر: 5.jpg]
مناظره علی محمد باب را با حاج ملا محمود نظام العلما که با حضور ناصر الدین شاه و تعدادی از علما و افراد دولتی آن زمان در تبریز انجام شده را از منابع تاریخی(ناسخ التواریخ ، تاریخ قاجاریه،جلد سوم ،سلطنت ناصر الدین شاه) استخراج به حضور شما تقدیم میناییم:
نظام العلما : آیا تو در این کتب خودت را شجره ی طوبی نامیده ای؟ مفهوم این بیان این است که هرچه بر زبان تو جاری گشته یا میشود کلام خدا میباشد .
باب: خدا تو را رحمت کند آری قسم به خدا چنین است که می گویی.
نظام العلما : آیا اینکه شما را باب می خوانند از طرف خود شما می باشد و یا مردم از پیش خود شما را باب خطاب میکنند؟
باب: نه از طرف خودم می باشد و مردم هم از پیش خو نمی گویند بلکه این اسم از طرف خدا ی است.
نظام العلما : در کجا ، در خانه کعبه ، بیت المقدس ، یا بیت المعمور ؟؟
باب: هر کجا هست خدایی است.
ناصر الدین شاه : ای سید دانسته باش که من با خدا عهد کردم که اگر شما بتوانید در نزد ما ثابت کنید که شما حقیقتا باب علم هستید در این صورت این مسند و منصبی ر که من دارم به شما واگذار کنم و خود مطیع شما باشم.
نظام العلما : ای سید (علی محمد باب ) احسنت به این ادعایی که کردی ، امیر المومنین به این اسم خوانده میشد ، و کسی که او را به این اسم خواند ، محمد صلی الله علیه و آله بود که فرمود " انا مدینه العلم و علی بابها" من شهر علم می باشم و علی در آن شهر است . علی علیه السلام نیز فرمود" سلونی قبل ان تفقدونی ولی لان بین جنبی علما جماعاً " پیش از آنکه مرا نیابید از من بپرسید زیرا میان دو پهلوی من علوم بسیاری است.
اکنون پاره ای از مسائل متشکله نزد من است که حل آنها را از شما می خواهم و از جمله ی آنها چیزی مربوط به علم طب است.
باب :من درس طب نخوانده ام
نظام العلما : از علوم دینی می پرسم و ابتدا از علم صرف شروع میکنم.
باب: علم صرف را هنگام کودکی خوانده ام.
نظام العلما : این آیه شریفه را " هو الذی یریکم البرق خوفاً وطمعاً" برای ما تفسیر کن ، ترکیب نحوی آن را بیان نما و بگو شان نزول سوره کوثر چیست؟ و چه علت دارد که خداوند پیامبرش را به این سوره تسلیت داده؟
باب: مهلت
نظام العلما : معنای فرمایش امام علی بن موسی الرضا چیست، که در مجلس مامون ، در جواب سوال او که پرسید چه دلیل بر خلافت جدت علی بن ابیطالب داری .
حضرت فرمود >نص آیه انفسنا، مامون گفت اگر نبود نسائنا . حضرت فرمود : اگر نبود ابنا ئنا.
باب:این حدیث نیست.
نظام العلما : هرچه باشد ، آیا از مقالات عرب هم نیست ، تفسیرش را بیان نما؟
باب : رخصت و مهلت.
نظام العلما : معنا ی حدیث " اعن له العین ظلمت العین الواحده " چیست؟
باب: نمی دانم
نظام العلما : مفهوم " اذا دخل الرجل علی الخنثی و الخنثی علن الا ثنی وجب الغسل علی الخنثی دون الرجل والانثی " یعنی چه؟
باب : سکوت
نظام العلما : تالیفات خود را بهعقیده خودت و بر اساس فصاحت و بلاغت ساخته ای ، پس اکنون بگو ببینم چه نسبتی از نسب اربع میان فصاحت و بلاغت وجود دارد . و چرا شکل اول بدیهی الانتاج است؟
باب: سکوت نمود و از جواب عاجز ماند.
نظام العلما : ای سید (علی محد باب) سوال دیگری از تو دارم و دیگر سوالی نپرسم آن سوال اینس که اگر ما گمان کنیم و تسلیم شویم که این علومی که اکنون در نزد بشر موجود است تمامش قال و قیل است ، به قدر پشیزی به حال بشر مفید نیست ، پس ما از تمام علوم صرفنظر کرده ، عادتی را که از زمان قدیم معدود پیروی خردمندان جهان بوده است پیروی میکنم ... و چون این مقدمه معلوم شد ، پس اکنون من از شما می پرسم ، چنانکه از کتاب ها و احوال شما معلوم میشود شما ادعای رسالت میکنید ، زمانی مدعی مهدویت میباشد ، و گاهی دیگر ادعای ولایت دارید، ما اینجا حاضر شدیم که از شما بپرسم آیا معجزات و کراماتی دارید که حجت شما بر مردم باشد؟
باب : هر چه می خواهی بخواه
نظام العلما : ای سید بر تو پوشده نیست که پادشاه ایران به بیماری نقرس مبتلا است اکنون از شما می خواهم که او را زا چنین دردی که دوای آن نایاب است شفا دهی .
باب : این کار غیر ممکن است.
ناصر الدین شاه: این آقایی که اکنون با شما مناظره میکند معلم من است ، او کسی است که مرا نیکو ادب کرده است ولی اکنون پیر شده و طرائت جوانی را از دست داده و نمی تواند در سفر و حضر با ما ملازم باشد ، آیا می توانی او را به دوره جوانی برگردانی؟
باب : این کار هم محال است.
نظام العلما : ای مردم بدانید که این مرد « اشاره به علی محمد باب » پیمانه اش خالیست و انبانش از هر معقول و منقولی تهی است او مغرور به باطل و سفیه و جاهل است ، هیچ معجزه ای و کرامتی ندارد و شایسته هیچ گونه احترامی نیست.
باب: « با عصبانیت» ای نظام این چه سخن است که میگویی؟
منم آن مردی که هزار سال است در انتظار او می باشید؟
نظام العلما : آیا تو مهدی منتظر و امام قائم میباشی؟
باب : آری من همان هستم .
نظام العلما : مهدی نوعی هستی یا مهدی شخصی؟
باب : من عین همان مهدی شخصی هستم.
نظام العلما : نام پدر و مادر ت چیست و کجا متولد شده ای؟
باب : اسمم علی محمد اسم پدرم میرزا رضای بزاز مادرم خدیجه محل ولادتم شیراز است و سی و پنج سال هم عمر دارم .
نظام العلما : اسم مهدی ما محمد اسم پدرش حسن و مادرش نرجس و محل ولادتش سامرا است ، پس چگونه این مشخصات بر تو تطبیق ندارد؟
باب : هم اکنون کرامتی به شما نشان میدهم تا معلوم گردد که من در دعوی خود صادق هستم.
حضار جمیعا: حبا و کرامتاً ، کرامت خود آشکار کن.
باب : من در یک روز هزار بیت مینویسم
حضار : بسیاری از نویسندگان در این هنر باتو شریکند.
نظام العلما : من در زمان توقف در عتبات عالیات کاتبی داشتم که به روزی دو هزار بیت کتابت میکرد و آخر الامر کور شد، البته شما هم این عمل را ترک نما یید و الا کور خواهید شد.
«این مناظره خود گویای بسیاری از روشنگری ها در خصوص این افراد گمراه بوده است دیگر نیازی به تو ضیح این حقیر نیست لعنت خدا و رسولش بر کسانی که مردم را از راه راست منحرف ساخته و خلق گمراه را به سوی آتش دوزخ رهمون شدند.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، دل خسته ، آیلار ، Ali#59 ، MAHDI59 ، سیمرغ ، hamediran ، neyestan23 ، محب الزهرا
۱۳:۲۸, ۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
علی محمد شیرازی ملقب به باب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سیمرغ
۲:۳۶, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
یبار باب بود

بعد شد امام زمان

بعد شد پیامبر

بعد شد خدا

===========

تغییر را احساس کنید

هر روز بهتر از دیروز Big Grin

ترولش کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار ، Ali#59 ، سیمرغ ، hamediran ، yaserrad
۱۰:۳۸, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
سم الله الرحمن الرحیم
میرزا علی محمد معروف به «باب» در سال 1325 هجری قمری در شیراز به دنیا آمد و در همان کودکی ، پدرش مرزا رضا بزاز را از دست داد و مادرش فاطمه بیگم به سرپرستی دایی اش ، او را بزرگ کرد و در پنج سالگی به مکتب خانه فرستاد .
وی مقدمات دروس را نزد معلم مکتب خانه - که شیخی مسلک بود- فرا گرفت . آن گونه که خود معترف است ، در مکتب خانه کتک می خورده و بعد ها که آیاتی نازل می کند! از معلمش می خواهد که بیش از پنج ضربه چوب به او نزند و نیز اگر می خواهد بزند، بر گوشتش نزند!(1)
مدتی هم در بوشهر به تجارت سپری کرد و در همان بوشهر در هوای گرم تابستان به ریاضت پرداخت . به این ترتیب که از بام تا شام بر بالای بام رو به روی خورشید می ایستاد و به آن می نگریست ؛ به گونه ای که مردمان او را آفتاب پرست می پنداشتند .(2)
در اوان جوانی هم مدتی کوتاه ، در کربلا اقامت گزید و در سلک شاگردان و مریدان سید کاظم رشتی درآمد .(3)

------------------------
1- بیان عربی نوشته ی باب صفحه 25.
2- تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه ی 66.
3- اسرار الاثار فاضل مازندرانی .جلد 1 صفحه ی 35


ای جانم علی "

لعنت به دشمن علی "
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، yaserrad
۱۱:۰۹, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
در توضیح نوشته زیر بگم که بابی ها و بهایی ها معتقدند که علی محمد شیرازی،امی(بیسواد) بوده!Smile
(۹/اسفند/۹۲ ۱۰:۳۸)ali-0110 نوشته است:  سم الله الرحمن الرحیم
میرزا علی محمد معروف به «باب» در سال 1325 هجری قمری در شیراز به دنیا آمد و در همان کودکی ، پدرش مرزا رضا بزاز را از دست داد و مادرش فاطمه بیگم به سرپرستی دایی اش ، او را بزرگ کرد و در پنج سالگی به مکتب خانه فرستاد .
وی مقدمات دروس را نزد معلم مکتب خانه - که شیخی مسلک بود- فرا گرفت . آن گونه که خود معترف است ، در مکتب خانه کتک می خورده و بعد ها که آیاتی نازل می کند! از معلمش می خواهد که بیش از پنج ضربه چوب به او نزند و نیز اگر می خواهد بزند، بر گوشتش نزند!(1)
مدتی هم در بوشهر به تجارت سپری کرد و در همان بوشهر در هوای گرم تابستان به ریاضت پرداخت . به این ترتیب که از بام تا شام بر بالای بام رو به روی خورشید می ایستاد و به آن می نگریست ؛ به گونه ای که مردمان او را آفتاب پرست می پنداشتند .(2)
در اوان جوانی هم مدتی کوتاه ، در کربلا اقامت گزید و در سلک شاگردان و مریدان سید کاظم رشتی درآمد .(3)

------------------------
1- بیان عربی نوشته ی باب صفحه 25.
2- تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه ی 66.
3- اسرار الاثار فاضل مازندرانی .جلد 1 صفحه ی 35


ای جانم علی "

لعنت به دشمن علی "
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ali-0110 ، yaserrad
۱۴:۳۳, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
(۹/اسفند/۹۲ ۱۱:۰۹)Tishtar نوشته است:  در توضیح نوشته زیر بگم که بابی ها و بهایی ها معتقدند که علی محمد شیرازی،امی(بیسواد) بوده!Smile
این را بخوانید
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-14...#pid106205

امی = منسوب به مکه>> ام القری

نه بی سواد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، yaserrad
۱۶:۳۶, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
(۹/اسفند/۹۲ ۱۴:۳۳)عبدالرحمن نوشته است:  این را بخوانید
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-14...#pid106205

امی = منسوب به مکه>> ام القری

نه بی سواد
بعله،البته در اصل موضوع تفاوتی نمیکنه Smile
«وهابی ها معتقدند که این علی محمده،بی سواد بوده و یوهویی باسواد شده...»

در ضمن یک سوال هم درباره همین موضوعی که گفتید،تکلیف این شعر حافظ چی میشه :
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد معلم شد
،اکثرا گفتند که منظور در این بیت پیامبر هستند...در ضمن پیامبر کسی رو نداشتند که خوندن و نوشتند بیاموزند،از چه کسی یاد گرفتند؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yaserrad
۱۷:۱۰, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
وهابی نه!!!

بهائی


خب شما کتاب اقدس رو بخونی مبینی واقعا هم بی سواد بوده


اگر شب نامه های آقا پروفسور ابراهیم میرزایی رو بخونی باز همین حس رو داری!!!!



اول اینکه بارها گفته شد غیر از مکتب اهل بیت چیز دیگه ای برای ما مبنا نیست
البته نه اینکه حافظ حرف درست نداشته ولی مبنا قرآن و عترت و سنت که عترت از همان پیروی کرده و میکند
دوم اینکه
اینجا را بخوانید

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-28221-post-224687.html#pid224687


برای کسب علم یک نفر ممکن است بدون وسیله به هدف برسد


مثل حضرت زینب (سلام الله علیها)


متوجهید؟


مهم حصول علمه نه مکتب رفتن


همین خود یک دلیل مهم برای ارتباط با غیب است دیگر!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، yaserrad
۲۲:۱۱, ۱۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #9
آواتار

مناظره با علی محمد شیرازی ملقب به باب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۱, ۱۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
[تصویر: %D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D8%AA%...%D8%AA.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  فتوای آیت الله العظمی خویی در مورد مرجعیت سید محمد شیرازی عبدالرحیم 1 1,716 ۲۱/مرداد/۹۶ ۱۶:۰۳
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  مناظره سید محمد حسینی از شبکه جهانی ولایت با حسن اللهیاری hamediran 4 5,440 ۲۲/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۰
آخرین ارسال: saman151

پرش در بین بخشها:


بالا