|
مـــــــــــــــــــرگ بـــر آمریــــــــکا به خاطر...؟
|
|
۲۳:۵۶, ۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۲ ۲۱:۵۰ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام چقدر لازم و حیاتی هست که بار دیگر به خاطر آوریم که شعـــــــــوری که پشت این شعــــــــــار، خفته است چیست؟ که هم اکنون و پس از 35 سال هنوز همچون آتش خفته در زیر خاکستر سینه مان را به آتش می کشد... وای بر شما غارتگران،که چه بی رحمانه خاطراتم را از من ربودید. و با گام های ننگینتان نونهال غرور و افتخارم را لگد مال کردید.و دُردانه کودک خیالم را به اسارت بردید... مرگ بر شما که مُرَکَّب هایتان را از خون برادران و خواهرانم پُر کردیدو تاریخ ننگینتان را رقم زدید... آه که همچون کبوتری این دنیای بی ارزش را ترک کردند...آن هنگام که ذکر مقدس الله اکبر بر لبانشان جاری و عشق حسین(علیه السلام) در قلبشان جوشان و خروشان بود... چگونه بگذریم؟... چگونه بگذریم از خون دلیر مردان 13 ساله مان؟... چگونه بگذریم از قلب شکسته مادرانمان؟... چگونه درد فراقشان را در این دنیای تاریک تحمل کنیم؟... . . . . سالهاست با بغضی کهنه زندگی کرده ایم... سالهاست عاشقانه راهشان را ادامه داده ایم... و بیرقی را که با خونشان برافراشتند،چون مروارید در صدف قلبمان حفظ کرده ایم.. ای دلیر مردمان تاریخ ای شهیدان ...................................دیگر این بغض مجال سخن گفتن را از ما ربوده است... راه نفس را گرفته است... .. . . ببینید دانه عشقی که در این خاک کاشتید و با خونتان سیرابش ساختید چون درختی تنومند شده و شاخ و برگ به عرش رسانیده... ببینید ثمرات زیبایش را... . . . علف های هرز چه زمان عظمت این درخت را خواهند فهمید؟ کاش میتوانستند ژرفای ریشه هایمان را درک کنند... اما حیف... در همان خاک،خاک می شوند... . . . ای شهیدان بزرگ . . ای شاهدان بزرگ به هر سو میدویم...باز به سراب می رسیم دیگر نای دویدن نیست... دریابید... دریابید...این خسته دلان را به ما نشان دهید این زمزم عشق را... ما بس خسته ایم... ما سخت دل شکسته ایم... راه طولانی و پای برهنه و قلب ... شما شاهدید که چگونه دست در دست هم چون حصاری محکم رو به دشمن ایستاده ایم... . جانمان نثار هدف والایتان . . . . . اکنون ما نوجوانان و جوانان نسل اول و دوم و سوم انقلاب با فریادی رساتر از همیشه ،،،،و با قلبی آکنده از کینه ای مقدس، تا جان در بدن داریم و تا نفس در سینه داریم،،،،،،فریــــــــــــــاد می زنیم : مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا به خاطر: هشت سال جنگ تحمیلی به خاطر خون برادرم و خواهرم که ناجوانمردانه به زمین ریخت... . . مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا به خاطر: برادر جانبازم که برای هر نفسش ، به او احساس دین می کنم... به خاطر ... به راستی قلم از بیانش.... . . مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا به خاطر: مسافران و خدمه پرواز شماره 655 28 دقیقه مانده بود به پایان. به وقتی که 57 کودک دست پدر و مادرشان را بگیرند و از پلههای هواپیما پایین بیایند. 28 دقیقه تا وقتی که 290 مسافر پایشان را روی خاک دبی بگذارند... اما به جای خاک، پایشان به دریا باز شد. ناو امریکایی که در خلیجفارس پرسه میزد تصمیم گرفته بود 290 مسافر ایرانی و خارجی هواپیما را به آتش بکشد و این کار را درست در ساعت 10:22 صبح انجام داد. 28 دقیقه مانده به پایان پرواز. . . . . . مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا به خاطر: خواهران و برادرانمان در افغانستان...پاکستان...فلسطین ...لبنان...عراق و..... مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا مـــــــــــــــــــــــــرگ بر آمـــــــــــــــــــــــــــــــــریکا . . . به خاطر ظلم به انسانیت . . . ادامه دارد... |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۵۹, ۱۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
تبت یدی ابی لهب و تب
این یعنی مرگ بر آمریکا از این صریحتر که خداوند بر کسی مرگ بگوید |
|||
|
|
۲۱:۲۰, ۱۱/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۲ ۲۱:۲۲ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام الان دارم این آهنگ از حامد زمانی رو گوش میدم....مرگ بر آمریکا واقعا زیباست گفتم بذارم شما دوستان هم دانلود کنید....خیلی قشنگه حتما دانلود کنید دانـــــــــــلود شعر ترانه از محمد مهدی سیار: مرگ بر تازيانه ها، تازيانه هاي بي امان، به گرده هاي بي گناه بردگان مرگ بر مرگ ناگهاني صد هزار زندگي، در يکي دو ثانيه، با سقوط علم از آسمان مرگ بر کشتن جوانه ها، مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها مرگ بر فصاحت دروغ، مرگ بر بوق هاي بوق، مرگ بر سيم هاي خاردار و کشتزارهاي بيم مرگ بر گورهاي دسته جمعي و بندهاي انفراديِ زمين مرگ بر بريدن نفس، مرگ بر قفس، مرگ بر شکوه خار و خس، مرگ بر هوس مرگ بر حقوق بي بشر، مرگ بر تبر، مرگ بر شراره هاي شر مرگ بر سفارت شنود، مرگ بر کودتاي دور، زندگي باد زندگي او، زنده باد زندگي من تو ما يک کلام... مرگ بر آمريکا... مرگ بر ابولهب، مرگ بر يزيد و شمر و ابن سعد، مرگ بر زاده ي زياد بگو بلند: بيش باد مرگ بر قطعنامه هاي بستن فرات، قحط آب، مرگ بر تير مانده بر گلوي و... |
|||
|
|
۲۲:۱۰, ۲۱/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۲ ۲:۰۶ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
![]() . . . ![]() |
|||
|
|
۳:۳۶, ۲۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آذر/۹۲ ۳:۳۷ توسط sakineh110.)
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
:رضوانه خانم از اين پست شما تشكر مى كنم
واقعا چرا حتى يك مدير هم تشكر نكرده از شما جاى تعجب داره |
|||
|
|
۵:۵۱, ۲۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۲ ۵:۱۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
(۹/آبان/۹۲ ۲۰:۰۹)110 نوشته است: در ضمن قانون کاپیتولاسیون اینه که ما انقدر از نظر دیپلماسی ضعیف شدیم که دیپلمات مست عربستانی می زنه یک نفر رو می کشه بعد ما توانایی نداریم محاکمش کنیم!این قسمت از اون ارسال رو ندیده بودم! کاپیتولاسیون کجا و مصونیت دیپلماتیک کجا؟ مصونیت دیپلماتیک جزء قرارداد وین هست و همهی کشورها اجراش میکنن، ولی داخل کردن کسانی غیر از دیپلماتها مساوی کاپیتولاسیون میشه. قانون اجازه استفاده مستشاران امریکایی در ایران از مصونیتها و معافیتهای قرارداد وین نقل قول:قانون اجازه استفاده مستشاران نظامی امریکایی از بند دوم کنوانسیون وین، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۸، توسط نظام جمهوری اسلامی ایران لغو گردید. ولی قانون قرارداد وین درباره روابط سیاسی هم چنان در ایران و در گیتی معتبر است و مادامی که روابط بینالملل، سفارتخانهها، فرستادگان ویژه و سازمان ملل متحد و دولتها وجود دارند، کارمندان آنان زیر پوشش این قانون انجام وظیفه خواهند کرد. مصونیت دیپلماتیک بخاطر حساسیتهایی هست که در مورد مسائل دیپلماتیک وجود داره. ممکنه یه کشور میزبان، به راحتی موجبات گناهکار شناختن یه دیپلمات از یه کشور دیگه رو فراهم کنه. به این خاطر حضور دیپلمات بدون مصونیت دیپلماتیک بیمعنی هست. دیپلماسی رابطهی سیاسی بین دو کشور هست. در باطن گفتگویی هست که بین صاحبان قدرت صورت میگیره و خیلی جدی هست، مثل روابط شرکتهای تجاری بزرگ که رقیب همدیگه هستن، ولی برای هماهنگی بعضی امور با هم ارتباط دارن تا کاری که جفتشون ازش منفعت میبرن انجام بشه، و جاهایی که منافع تضاد داره هم بدون درگیری با هم کنار بیان. شاید در این میان بعضیهاشون هم مافیا باشن(مترادف با دولتهای غرضورز). حتی اگه تضاد شدید منافع وجود داشته باشه، باز هم تا زمانی که خود رابطه دارای منافعی هست، میتونه برقرار بمونه، و البته هرچقدر هم خصومت داشته باشن نمیان با چشمان پر از خون بنشینن جلوی هم و به هم بد و بیراه بگن! اینطوری بیشتر شبیه جلسهی سران گروههای تبهکار توی فیلمها میشه! اینطوری از نظر کارایی افتضاح هست، چون باید امکان حرف زدن داشته باشن تا بتونن برای همدیگه بصورت مؤدبانه یا نسبتاً مؤدبانه یا غیرمؤدبانه شاخ و شونه بکشن یا همدیگه رو بازی بدن!بنابراین دیپلماسی تقریباً همیشه بدون رفتار تند هست(نمونهی رفتار تند هم هست). در ظاهر میبینیم با لحن ملایم و با لبخند و حتی بگو بخند انجام میشه، ولی حساب همهجای کار رو نگه میدارن. مثلاً اگه یه همچنین اتفاقی بیفته و یکی از دیپلماتها موجبات مشکلاتی رو در کشور مقابل ایجاد کنه، دولت مقابل خواهان عذرخواهی طرف مقابل میشه، و دولت اون دیپلمات باید بصورتی نشون بده که منظوری در این کار نداشته تا رابطه رو در همون کیفیت حفظ کنه. برای بیان نوع ماجرا میشه این مثال رو زد که توی یه مهمونی، بچهی مهمون یه بیادبی بکنه. مسلماً میزبان نمیاد خودش بزنه توی گوشش! اگه مهمون خم به ابروش نیاره و بچهاش رو مؤاخذه نکنه و عذرخواهی نکنه، مسلماً میزبان ناراحت میشه و روی روابطشون اثر میذاره. البته توجه داشته باشید اینجا مبنا بر دوستی هست، در حالی که توی روابط دیپلماتیک بحث دوستی نیست. فقط از جنبهی بحث ابراز حسننیت این مثال رو عرض کردم.زمانی که اون جریان اتفاق افتاد مسلماً نظر افکار عمومی ما نسبت به حکومت عربستان بد شد، یعنی دولت ما حتی اگه نمیخواست هم، از نظر سیاسی مجبور بود برای حفظ وجههی خودش از عربستان فاصله بگیره. این ضررش بصورتی به دولت عربستان میرسه که بخواد روابط دیپلماتیک نسبتاً خوب گذشته که - با وجود خصومت میان دو کشور - وجود داشت رو حفظ کنه. اگه نخواد حسننیت ابراز کنه یا نصفهنیمه ابراز کنه هم برمیگرده به تصمیمش در مورد کیفیت روابط. اگر میشد به دیپلمات دست زد، تا حالا اروپاییها - که حتی برای یه خبرنگار هم جریان درست میکنن - پدر دیپلماتهای ما رو در آورده بودن! |
|||
|
|
۱۷:۳۶, ۱۷/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۲ ۱۷:۴۶ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
![]() به نام الله و به یاد الله نمی دونم امروز از کجا باید شروع کنم ... می گویند بنویس ....چرا بنویسم ؟؟؟ انقلابی را که ندیده ام را ؟؟ ، جنگی که فقط شنیده ام را؟؟؟ .آری من یک نسل سومی هستم ، نسلی که فقط مظلومیت علی را دید ، نسلی که به او خوراندند باید پیشرفت کنی و تنها راه پیشرفت الگو گرفتن از غرب است ، نسلی که حتی درباره ی انقلابش ، فرهنگش و اعتقادش در کتاب های درسی هم چیزی پیدا نکرد جز یک اسم و فرهنگی که فراموش شد ، ......نه ببخشید فراموش کردیم.به ما یاد داده اند در دنیای امروز باید ماهواره داشته باشی وگرنه املّی ، باید با جنس مخالفت دوست باشی به مهمانی های شبانه بروی و همراه با رقص و پای کوبی مشروبات الکلی بخوری ، نمی دانم شاید این برداشت های من از جامعه ی امروز باشد ، شاید شاید دیگران حقیقت را فهمیده اند ...... قصد نداشتم این گونه شروع کنم ولی قلمم نچرخید ، نچرخید ....که بنویسم ما چقدر شهید دادیم تا درخت انقلاب پا بگیرد ، .... نچرخید تا بنویسم چه شکنجه ها کشیدند پدرانمان تا به این جا برسیم ، دلیلش را هم خوب می دانم چون دیگر آرمان هایمان آرمان های جهادی و انقلابی نیست .... دیگر برایمان مهم نیست فلان جانباز از درد شب ها خوابش نمی برد ، برایمان مهم نیست چه کودکانی بدون سایه ی پدر بزرگ شده اند تا من و تو امروز راحت زندگی کنیم ، همه چیز شده است پول و مقام شهدا به خدا شرمنده ایم .... دیگر کسی به جانباز احترام نمی گذارد می گویند به ما چه!!!خواست نرود ... تا یک جانباز در میان خیابان موجی می شود فریاد می زند مقاومت کن مقاومت کن رضا رضا فریادزنان از هوش می رود جز تمسخر و دوره کردن چیزی تحویلش نمی دهیم. نمی دانم شاید دور از تمدن است دیگر به دیدار جانباز برویم ، شاید شاید...شاید دیگر نباید روایت فتح پخش کنیم ، شهدا اندیشه شان پوسیده ، امام برای زمان خودش مناسب بود الان باید متمدن فکر کرد ... ولی ولی اگر من نبودم زمان انقلاب و جنگ خوش حالم ، شاید بگویید دیوانه شده ای ، ولی نه در آن زمان امام تنها نبود بهشتی داشت ، رجایی داشت ، مطهری ، مفتح داشت عماری چون سید علی خامنه ای داشت ، ولی امروز روز درد دل چاه با علیست ، تاریخ دوباره تکرار می شود روزی امام از مردم بی بصیرت با چاه درد و دل می کرد و امروز از خواص بی بصیرت ، حال من افتخار می کنم بسیجی آن رهبری هستم که مظلوم ترین رهبر زمانه است ، اگر نبودم که از انقلاب دفاع کنم و 14 خرداد به راه بیندازم اگر 22 بهمن نبودم تا اشک شوق مردم را ببینم حال هستم تا بار دیگر اشک ها را ببینم ولی نه اشک های شوق اشک شکست در برابر ملتی آزاده ، اگر روزی گفتند لبیک یا خمینی ، حال من می گویم لبیک یا خامنه ای امضا نسل سومی انقلاب منبع: areffighter.blogfa.com |
|||
|
|
۱۷:۵۷, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) اگه دوستان دقت داشته باشند حقیر تا کنون در مورد مسائل سیاسی موضع گیری نداشته ام و علتش هم این بود که جریانی که در هر دو طرف راه افتاده بود از نظرم افراطی می نمود.ایضاٌ اصولاٌ طرفدار میانه روی در شعار گرایی و شعار دادن هستم. حقیقتش اینکه من تا امروز به جز راهپیمایی های که به اجبار از طرف مدارس می رفتیم در هیچ تظاهراتی شرکت نکردم و طبعاٌ شعاری هم ندادم. اما با مسائلی که طی دو سه ماه اخیر و در جریان مذاکرات زنو پیش آمد کرد و مواضع دو و یا حتی چند گانه ای که از سوی مقامات آمریکایی اتخاذ شد من امروز به نتیجه ای رسیده ام و می توانم اون رو با دوستانم شریک بشم: مـرگ بــر آمـریـکـــا
|
|||
|
|
۱۸:۳۲, ۱۷/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۲ ۱۸:۳۳ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
مرگ بر قتل خنده های روشن علیرضا مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا یک کلام ؛ مرگ بر آمریکــــا چرا مرگ بر آمریکا؟! |
|||
|
|
۱۸:۴۰, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
هروقت این شعر " برخیزید ای شهیدان راه خدا..." رو می شنویم، خونوادتا یه جوری می شیم، آخه بغض خیلی خیلی غریبی داره این شعر!! مخصوصا وقتی که باهاش, بهشت زهرا و شهدای 57 رو نشون می ده! 22 بهمن و راهپیماییاش, برا منو خونوادم(کلا فامیلمون) یه حال و هوا، یه شور خاص و متفاوتی رو داره! آخه شب قبلش، یه شارژ اساسی می شیم : دقیقا تو این شبه که عمومون، شهید شدن! با مراسمی که هر سال شب قبلش داریم، انگیزمون برا شرکت در راهپیمایی و گفتن مرگ بر آمریکا, دو چندانه! وعده ی ما : سه شنبه، به یاد شهدا... شادی روح امام (ره) عزیز و تمامی شهدا، صلوات |
|||
|
|
۸:۰۵, ۲۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۳ ۸:۰۶ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
بسمه تعالی هر وقت تلویزیون تصویر اوباما را نشان می دهد؛ مادرم از ته دل نفرینش می کند. به خودش و کارهایش و حامیانش و کسانی که به او رأی داده اند ناسزا می گوید. چند روز پیش گفتم: مردم می گویند تا کی دشمنی و ناسزا؟ تا کی تحریم و فقر؟ تمام کنید دشمنی را تا تمام شود مشکلاتمان. با غضب نگاهم کرد و گفت: مردم کجا بودند وقتی جنازه پسر بیست ساله ام که ترکش تکه تکه اش کرده بود را تحویلم دادند؟ مردم کجا بودند وقتی شاخ شمشادم در تابوت جا نمی شد و مجبور شدند پاهایش را خم کنند؟ سیزده آبان که می شود، خواهرم چادر به کمر می بندد تا به خیابان برود و مرگ بر امریکا بگوید. امسال گفتمش: دختر خاله شاکی است از تحریم و پیدا نشدن داروی مادرش؛ شاکی است از امثال تو که با شعارهایتان دنیا را به کام همه تلخ کرده اید. ناراحت جواب داد: دختر خاله کجا بود وقتی تازه عروس بودم وشوهرم اسیر شد؟ دختر خاله کجا می فهمد انتظار کشیدن را؟ هر وقت پدر روزنامه می خواند، از مقاومت می گوید. از ذلیل نشدن و حسینی ماندن. دیروز گفتم: زمانه عوض شده و به جای شعار دادن باید از هنر دیپلماسی! استفاده کرد. خندید و گفت: هنر دیپلماسی برای شماست که پای مرامتان یک سیلی هم نخورده اید. خیبری جماعت با مرامش زنده است نه با دیپلماسی. خانواده من با تمام وجود مرگ بر امریکا می گویند. آنان به دستور کسی این شعار را شروع نکرده اند که با خواست دیگران تمامش کنند. یا علی مدد! میثم شریف اصفهانی منبع:مرگ بر امریکا
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: 3802marg_bar_amrica.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8104261984/3802marg_bar_amrica.jpg)
![[تصویر: n00005446-b.jpg]](http://www.asremrooz.ir/images/docs/000005/n00005446-b.jpg)

اینطوری از نظر کارایی افتضاح هست، چون باید امکان حرف زدن داشته باشن تا بتونن برای همدیگه بصورت مؤدبانه یا نسبتاً مؤدبانه یا غیرمؤدبانه شاخ و شونه بکشن یا همدیگه رو بازی بدن!![[تصویر: 457712_mCxfA97P.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8112212526/457712_mCxfA97P.jpg)

