|
به قرآن کسی کم کاری نکنه گناه داره!هرچی میدونین بگین!
|
|
۱۱:۲۶, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم باسلام خدمت دوستان عزیز این تالار دوستان توی این تاپیک از همه درخواست کمک دارم.هرکس به اندازه تجربیات خودش.به قرآن کسی کم کاری نکنه.خیلی مهمه برام.اگه موفق بشم همه ثواب میبریم... کل قضیه اینجوریه: بنده توی شهرمون چندمسئولیت ورزشی درچندرشته ورزشی دارم.مدیریت و مربیگری و ... یکی از جوونایی که توی قسمت بدنسازی بنده چندوقت قبل باهاش آشنا شدم،خیلی به قول معروف از جا دررفته ست.باوجود اینکه خونواده خیلی متدینی داره اما خودش زده رو شاهین نجفی و نمیدونم آدمایی مث اون و مهمتر "اخلاق و اندیشه های اونا" واسه خودش کلی دوست دخترداره.چندبار باهاش صحبت کردم دیدم اصلا ازمسائل دینی هیچی نمیفهمه.اما یه معرفتی هم داره به امام حسین ع.من توی چندجلسه ای که باهاش صحبت کردم،فهمیدم چندبار اشتباهاتی از افراد مذهبی دیده که کل مذهب رو کنار گذاشته.دقیقا همون مثال شطرنج و شطرنج باز شده.پریشب بخاطر صحبتایی که باهاش داشتم رفاقت هاشو بهم زد.جلوخودم.البته همه اینا بامیل خودش بوده نه اجباری.خیلی هم خوشحال بود میگفت من خودم فکرمیکردم توی مردابی افتادم که هرچی دارم دست وپامیزنم بیشترمیرم پایین.تاتودستمو گرفتی.بعدش میگفت من هنوز چهل روزم نشده از آخرین باری که مشروب خوردم.بالاخره با هزار مکافات راضی شد که حداقل یه شب هم بیاد مسجد.ولی به شرطی که نماز رو یادش بدم.من بهش گفتم خب اولین شب رو شب اول محرم میذاریم چجوره؟(یعنی دیشب)گفت باشه فرق نمیکنه.من بایکی از بهترین مداحای شهرمون{که پسره هم اونو میشناسه و قبلا میگفت عجب صدایی داره باید باشاهین نجفی بخونه }،که واقعا وقتی میخونه سنگ رو آب میکنه،هماهنگ کردم که بیاد توی مسجد دعای توسل رو بخونه.وقتی میخونداحساس میکردم این رفیق بنده داره حال و هواش عوض میشه.دعاکه تموم شد رفتیم یه دور زدیم وبعدش حسینیه.بدون اینکه بهش بگم خودش گفت ساعت چندمیخوایم بریم حسینیه؟گفتم هرموقع حالشو داشتی.خلاصه رفتیم و سخنرانی و سینه زنی،همه چی که تموم شد گفت رضا من خیلی دلم میخواد بیام طرف خدا و مسجد و اینچیزا.ولی ازدوتاچی میترسم.اول اینکه وقتی میام حسینیه،خاطرات منفی من زنده میشه برام.روزهایی که همه سینه میزدن و من بادختری...![]() دوم اینکه نمیخوام بهم بگن بچه مسجدی.چندتارفیق دارم که مث خودم هستن اگه بفهمن میرم مسجد همچین حرفی بهم میزنن و مسخرم میکنن.دراین مورد که خودم باهاش صحبت کردم قانع شد اما درمورد اولی هنوز نمیدونم چی بهش بگم. توروخدا کمکم کنید بتونم کمکش کنم وگرنه خیلی حیفه.بهترین موقعست الان.یه چیزی میخوام که قانعش کنه.مطمئنا اینجا کسایی پیدا میشن که همچین تجربه هایی داشته باشند... بخدا اگه میتونید کمک کنید حیفه همچین جوونی ازمسجد دست برداره چون کسی قانعش نکرده باوجود اینکه خودش دلش میخواد... منتظر پاسخ هاتون هستم...
|
|||
|
|
۱۱:۳۴, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
درمورد بچه مسجدی گفتن عرض کنم که همونجور که به طرف تعارف سیگارو ... میکنن اگه قبول نکنه میگن پاستریزه ، و چون نمیواد مردانگیش زیر سوال نره قبول میکنه . حالا اگه بگن پاستوریزه یا هرچیزی بگه نه. "دوم اینکه نمیخوام بهم بگن بچه مسجدی.چندتارفیق دارم که مث خودم هستن اگه بفهمن میرم مسجد همچین حرفی بهم میزنن و مسخرم میکنن." ایشون هم بزارن بهشون بگن بچه مسجدی. مگه بچه مسجدی بودن بده؟ بقولی یکبار بگونه نه جانت ازاد ولی یکبار بگو اری تا عمر داری باید بترسی از گذشتت. به ایون بفرمایید ترس از اینکه اونها بگن رو از فکرشون بیرون و بجاش فکر اینکه بنده خدا بشی و به سوی خدا بیای رو تو ذهن مبارک جا بدن. این شبها هم ایشون رو با خودتون تو هیات و روضات ببرید تا کم کم به این مسیر متمایل بشوند. یا حق |
|||
|
|
۱۱:۴۹, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
اول بهش بگو اگه توبه درست کنه خدا میبخشه و بسیار هم دوست میداره این افراد رو . احادیث اینچنینی هم براش بخون
دوم و خیلی مهم اینه که اگر از دوستای مسخره دست نکشه باز همین وضعه . اصلا رفیق خیلی مهمه . سوم هم براش دعا کنید ان شاالله خداوند هدایت کنه همه ما رو التماس دعا |
|||
|
|
۱۲:۰۵, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
نکته ای که من روش تاکید دارم اینه که حتما حتما از یه مسیر محکم ببرش جلو. یعنی از طریق شناخت و حب به خدا و بعد هم اهل بیت (علیه السلام)
مثلا اگه از این مسیر برده بودیش ، وقتی میگفت میترسم مسخره م کنن میگفتی که چقدر به پیامبر جلیل القدر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیر المومنین (علیه السلام) جاهلان زمان توهین میکردن... چیزی از این بزرگواران کم نمیشد |
|||
|
|
۱۳:۱۸, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۵/آبان/۹۲ ۱۲:۰۵)Havbb 110 نوشته است: نکته ای که من روش تاکید دارم اینه که حتما حتما از یه مسیر محکم ببرش جلو. یعنی از طریق شناخت و حب به خدا و بعد هم اهل بیت (علیه السلام) دوست عزیز من توی همین مسیر محکم موندم.نمیدونم دیگه چجوری بهش بگم.مطمئنا بنده نمیتونم مث شما و چندتا دوست دیگه که بنده میشناسمشون توی تالار مث وحید110 براش روشن کنم.منم درحد خودم میدونم.ولی درمورد مسخره کردنش قانعش کردم موندم جواب این که میگه دلم میخواد بیام ولی وقتی میام خاطراتم زنده میشه و نمیتونم بمونم رو چی بدم؟؟؟!!!! |
|||
|
|
۱۳:۲۵, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
امان از دست بعضی ادم ها یادمه بچه بودم با دوستامون میرفتیم مسجد . یه بار بین نماز خندیدیم . یه پیرمردی چنان برخوردی کرد تا چندین سال مسجد نرفتیم .
به نظر میرسه این امر تدریجی باشه . ولی فعلا ماه محرم رو برای عزا داری ببرش . از امام حسین (علیه السلام) بخواه خودشون جلب قلوب بفرمایند میتونی بهش بگی تو به خاطر خدا میای نه ادم ها . براش مثال بزن که دین از اشخاص جداست ملاک امام حسین(علیه السلام) هستند . و دین مال هیچ کس نیست جز خدا . فکر میکنم اروم اروم درست میشه ان شاالله |
|||
|
|
۱۳:۳۸, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام نقل قول:اول اینکه وقتی میام حسینیه،خاطرات منفی من زنده میشه برام.... این حدیث قدسی را برایش توضیح دهید نقل قول: سعی کنید یه نکته اخلاقی را در او قوی کنید حتی اگر دوباره به سمت گناه هم رفت دلسرد نشوید و یه نکته مثل همین ارتباطی که با ابا عبدالله دارد قوی تر کنید و این رابطه عاطفیشو تقویت کنید و هر چند دعای من شاید تاثیری نداشته باشد دعا میکنم برای ایشان دوستان دیگر هم میتونند دعا کنند برای همگی جوانان و بالااخص ایشان یاعلی. |
|||
|
|
۱۵:۰۹, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
اول برای شما و دوستتون دعا میکنم چون قلبها دست خداست به نظر بنده تو جمع چندتا دوست بچه مذهبی باحال ببریدش که خیلی تحویلش بگیرند و خوش اخلاق و فلان باشن،ببینه که اگه دوستای قدیمیشو از دست بده از اونا بهترشو گیر میاره. و نشون بدید که اسلام دین رحمته یه حدیث داریم که خجالت و شرمندگی گنهکار از غروری که واسه یه مومن بعد از انجام کار نیک دست میده در نزد خدا بالاتره حالا من نقل به مضمون کردم درستش رو هر کس داشت بگه خلاصه هر چی رو میگیرید واسش یه جایگزین بدید در پناه حق موفق باشید |
|||
|
|
۱۶:۲۱, ۱۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
با یاد حق
بهش بگید که هر وقت اومد حسینیه و یاد کارهای گذشته اش افتاد ؛ به این فکر کنه که ممکن بود الان هم به جای حسینه همون جا باشه..... اما نیست ... این که خدا قلبش رو هدایت کرده یک نشونه از طرف خداست که هنوز دوسش داره ..... پس جای خجالت کشیدن نیست ... به جاش خدا رو شکر کنه که نعمت بزرگی نصیبش شده ... این فکر ها هم به انسان قوت قلب میده هم باعث قدر لحظاتش رو بیشتر میدونه و هم از راه گذشته اش دور تر میشه ... اینو از خودم نگفتم ؛ گفتاری ست که بهشتیان بابت هدایتشون دارند ...در واقع اینه: " الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله ..." (اعراف 43) سپاس برای خداوندی ست که ما را هدایت کرد و اگر نبود هدایت خدا ما از راه یافتگان نبودیم ... یاالله |
|||
|
|
۱۷:۲۱, ۱۵/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۲ ۱۷:۲۲ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
اول دعا کردن براش رو پیشنهاد می کنم،
دوم اینکه حالا که شروع کرده توبه کنه،لازم نیست شما ببریدش توی جمع هائی که قبلاً از سابقه ی این بنده خدا خبر داشتن که باعث خجالتش نشه و دوستهاش هم نبیننش..(مثلاً می تونید برید حسینیه یا مسجد یه نقطه ی کور از شهرتون، یا اگر شهر دیگه ی خیلی نزدیکی در کنارتون هست،برید حسینیه اونجا) منظور من اینه که بذارید اول خداش رو بهتر پیدا کنه،توی خلوتش، بعد ببریدش توی موقعیت انتخاب (انتخاب بین اینکه مهم براش چیه؟ دوستهاش ببیننش یا کار مورد رضایت خدا رو انجام بده) این ماه محرم رو که شروع کنه به انس گرفتن با خدا،بعدش دیگه خودش می دونه چطور با دوستهای غیرمسجدی یا خاطراتش کنار بیاد. خدا هم کمکش می کنه...شک نکنید..
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| _-_اقسام گناه از نگاه قرآن _-_ | fatemeh-55 | 19 | 6,135 |
۱۴/اسفند/۹۲ ۱:۳۴ آخرین ارسال: fatemeh-55 |
|













