کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ايمان ظاهرى و ايمان واقعى
۲:۲۷, ۱۷/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۲ ۲:۳۲ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ايمان ظاهرى و ايمان واقعى
امام صادق (علیه السلام) : اِنَّما المُؤمِنونَ الّذينَ يَخافُونَ اللّهَ و يُشْفِقُونَ اَن يُسْلَبوا ما اُعطُوا مِنَ الهُدى فَإِذا ذَكَرُوا اللّهَ وَ نَعْمائَهُ وَجِلُوا و اَشْفَقُوا وَ اِذا تُليَتْ عليْهِم اياتُهُ زادَتْهُم اِيماناً مِمّا اَظْهَرَهُ مِنْ نَفاذِ قُدرتِه وَ على ربِّهم يَتوَكَّلونَ.



اين قسمت از روايت فوق در مقام توضيح ايمان حقيقى و آثار آن است؛ آثارى كه مى‌توان از راه آنها مؤمن حقيقى را شناخت.




دست كم، يكى از دلايل ذكر اين مطالب آن است كه بعضى افراد كه فكر سطحى دارند، تصور مى‌كنند كه انسان يا كافر است يا مؤمن، و اگر كافر و منكر خدا و قيامت نبود مؤمن است. مؤمن هم كه شد، با ديگر مؤمنان فرقى ندارد و همه آثار و فوايد ايمان براى او وجود دارد؛ در صورتى كه چنين نيست. از روايات و بحث‌هاى تاريخى چنين بر مى‌آيد كه اين نوع كج انديشى‌ها از صدر اسلام وجود داشته است.

اسلام برخى از افراد «اسلام ظاهرى» است، در مقابل «كفر ظاهرى». اثر اين نوع اسلام مربوط است به زندگى دنيا و فقط احكامى در اين دنيا بر آن مترتّب مى‌شود. ممكن است كسى در ظاهر مسلمان باشد و تمام احكام اسلام هم در اين دنيا براى او ثابت باشد، اما هيچ بهره‌اى از ثواب آخرت نداشته باشد و تا ابد در اسفل السافلين جهنم بسوزد. چنين كسى منافقى است كه فقط در ظاهر اظهار اسلام مى‌كند. احكام اسلام براى چنين شخصى ثابت است؛ نظير اين كه ريختن خونش حرام است، تصرف در اموالش جايز نيست، با مسلمانان مى‌تواند ازدواج كند، از پدر و مادر مسلمانش ارث مى‌برد و...، ولى اينها فقط احكامى ظاهرى و براى اين دنيا هستند.


در صدر اسلام گروهى از افراد در ظاهر اظهار اسلام مى‌كردند، به مسجد مى‌آمدند، نماز مى‌خواندند، حتى گاهى در صف اول هم مى‌ايستادند و خلاصه به احكام ظاهرى اسلام عمل مى‌كردند، ولى مسلمان واقعى نبودند. آيات بسيارى از قرآن ناظر به اينها است. اين افراد گرچه در قلبشان به خدا و پيامبر و اسلام اعتقادى ندارند اما همين كه در ظاهر اظهار اسلام مى‌كنند، احكام ظاهرى اسلام در موردشان اجرا مى‌شود. ملاك اين اسلام، گفتن شهادتين است؛ يعنى همين كه كسى شهادتين را بر زبان جارى كرد جزو مسلمانان به حساب مى‌آيد. شهادتين يعنى شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيغمبر(صلى الله عليه وآله) كه هر چه را او به عنوان رسالت از طرف خداوند آورده قبول داشته باشيم. بنابراين اگر كسى بداند چيزى را مسلّماً پيغمبر(صلى الله عليه وآله) فرموده و در عين حال بگويد آن را قبول ندارم، با پذيرش رسالت تناقض پيدا مى‌كند. چه طور مى‌توان گفت، رسالت پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را قبول دارم اما آنچه را او از طرف خدا آورده است نمى‌پذيرم؟! اين تناقض است. لذا انكار ضروريات دين موجب كفر مى‌گردد و اين همان «كفر ظاهرى» است.


منافق اين گونه نيست، او در ظاهر مى‌گويد همه آنچه را پيامبر آورده قبول دارم، و اگر انكارى هم دارد در باطن و در قلب او است؛ وگرنه اگر به ظاهر هم منكر شود اين كفر ظاهرى است كه علاوه بر عذاب اخروى موجب مى‌شود احكام ظاهرى اسلام هم در اين دنيا در مورد او جارى نباشد.
بعضى از فقها مثل حضرت امام(رحمه الله) تصريح مى‌كنند كه انكار ضرورى دين به انكار رسالت بازمى گردد؛ يعنى چيزى را كه شخص خودش مى‌داند پيامبر(صلى الله عليه وآله) به عنوان رسالت آورده قابل انكار نيست؛ مثل نماز خواندن. هر مؤمن و كافرى مى‌داند كه آنچه را پيغمبر(صلى الله عليه وآله) آورده قطعاً جزو رسالتش بوده است، لذا اگر بگويد آن را قبول ندارم اين تناقض است.




در هر صورت، اينها مربوط به اسلام ظاهرى است؛ يعنى با گفتن شهادتين، احكام اسلام براى چنين شخصى ثابت مى‌شود، مگر اين كه نقضش ثابت شود؛ مثلا بگويد، اشتباه كردم كه مسلمان شدم، يا يكى از ضروريات دين را ـ كه انكارش به انكار رسالت بازگشت مى‌كند ـ انكار كند. احكامى كه بر اسلام منافقانه و اسلام ظاهرى بار مى‌شود هيچ ربطى به زندگى آخرت و ثواب و عقاب اخروى ندارد، حكم ظاهرى است، ملاكش هم همين مسايل دنيايى است. در مقابل آن هم «كفر ظاهرى» قرار مى‌گيرد؛ يعنى اين كه كسى با زبان، شهادتين را نگويد يا يكى از ضروريات دين را انكار كند.




براى تفكيك ايمان ظاهرى از ايمان واقعى، بهتر است ايمان ظاهرى را «اسلام» بناميم و واژه «ايمان» را فقط در مورد ايمان واقعى، كه موجب سعادت اخروى است به كار ببريم؛




همان‌گونه كه خداوند در قرآن مى‌فرمايد: قالَتِ الاَْعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ. [1]



«اسلام» همين اظهار لفظ و انجام اعمال ظاهرى و تظاهر بيرونى است، اما «ايمان» مربوط به درون و قلب است؛ لَمّا يَدخلِ الايمانُ في «قلوبكم».» اگر كسى به توحيد، نبوّت، معاد و حقايق اسلام باور داشته باشد، ممكن نيست اين باور هيچ اثرى در بيرون و ظاهر او نداشته باشد. اگر انسان چيزى را باور كرد دست كم، بعضى از لوازمش در او ظاهر مى‌شود.



البته در مواردى ممكن است كسى واقعاً مؤمن باشد اما تا آخر عمر، ايمانش را ظاهر نكند و تقيّه نمايد؛ مثل مؤمن آل فرعون يا حضرت ابوطالب(عليه السلام) كه ايمانشان را اظهار نمى‌كردند. در روايات آمده است كه حضرت ابوطالب(عليه السلام) حكم مؤمن آل فرعون را داشته است. اين مسأله باعث اشتباه امر بر مسلمانان شده و تا امروز هم بيش تر مسلمانان (اهل تسنّن) معتقدند كه حضرت ابوطالب(عليه السلام) ايمان نياورد، در صورتى كه به اعتقاد شيعه، ايشان از همان ابتدا كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) مبعوث شدند، ايمان داشت، ولى كتمان مى‌كرد تا بتواند در مقابل كفار از آن حضرت حمايت كند.




در قرآن هم نمونه روشن اين مسأله مؤمن آل فرعون است كه تصريح مى‌كند: «يَكْتُمُ إِيمانَهُ [2] يا در جاى ديگر مى‌فرمايد: اِلاّ مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ.» [3]

ممكن است كسى وادار به اظهار كفر شود؛ تهديدش كنند كه اگر مثلا ـ العياذ باللّه ـ سبّ پيامبر اكرم يا ائمّه اطهار(عليهم السلام) نكنى تو را مى‌كشيم، يا او را تهديد كنند كه اگر به كعبه معظّمه توهين نكنى خونت را مى‌ريزيم، او هم مجبور باشد براى حفظ جانش، در ظاهر تبرّى كند، ولى در باطن، چنين اعتقادى نداشته باشد؛ إِلاّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً.1 تقيّه در چنين مواردى واجب است و به ايمان ضرر نمى‌زند. از اين رو ممكن است كسى مثل مؤمن آل فرعون يا حضرت ابوطالب عمرى را با تقيّه بگذراند و مردم نفهمند كه او ايمان دارد. اين بدان سبب است كه ايمان اصالتاً سر و كارش با قلب و باطن انسان است.




حتى مى‌توان مؤمنى را فرض كرد كه توان خواندن دو ركعت نماز را هم نداشته باشد. چنين شخصى نمازش را بايد در قلبش بخواند. البته اين فرض بعيدى است، اما در زمان‌هاى گذشته كه برده دارى وجود داشت و برخى غلامان كاملا زير نظر مولايشان قرار داشتند، چنين حالاتى پيش مى‌آمد.





1. حجرات (9)، 14.
2. غافر (40)، 28.
3. نحل (6)، 106.
(منبع : پندهای امام صادق (علیه السلام) به رهجویان صادق، آیت الله مصباح یزدی)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، منتظر کوچولو
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا