|
قرآن به مسيحيت يهودي معتقد است
|
|
۱۷:۰۷, ۶/آذر/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
جالب است بدانيم قرآن به مسيحيت يهودي معتقد است. براي درك معناي مسيحيت يهودي ابتدا بايد عيسي عليه السلام را درك كنيم. او كه بود و براي چه ارسال شد؟
عيسي ، روح الله ، از ماديات پاك بود. او كلمه الله (آل عمران/45) بود برخلاف موسي كه كليم الله بود ومخاطب خدا نه روح او. خداوند با موسي بسيار سخن گفت (نساء/164) و همين سبب شد تا يهود ديني پر از قانون و دستور العمل شود. تورات به معناي قانون است و انجيل به معناي بشارت. عيسي آمد تا مصدّق تورات و مبشّر احمد باشد (صف/6). او انساني مجرد از فعاليتهاي اجتماعي و از ساكنين عالم وحدت بود و در اجتماع بني اسرائيل و روم عمري كوتاه داشت و خداوند او را بالا برد تا تصديق كننده موعود آخرالزمان باشد. روايت رنج مسيح تحريف تاريخ و قلب شخصيت بشارت دهنده عيسي است: كسي كه از كثرات و رفت آمدهاي دنيا پاك است رنجي نمي برد بلكه اين موسي است كه از حوادث متنوع زندگي و بهانه هاي بني اسرائيل رنج ها و آزارهاي فراوان ديد! (صف/5، احزاب/69) روايت مصلوب شدن عيسي روايتي يهودي از مسيحيت است (نساء/157) كه بر اساس يك رويداد غير يقيني (نساء/158) شايع شد. مسيح در كهولت هم با مردم سخن مي گويد (آل عمران/46). به اتفاق، همه معتقدند كه تا به حال زمان كهولت نيامده است و طبيعي است كه با مسيح مقتول و مصلوب هرگز نمي آيد! در حالي كه خداوند مقرر داشته است كه: هيچ يك از اهل كتاب نيست كه قبل از مرگ او (مسيح) قطعاً به او ايمان مي آورد. با مصلوب دانستن مسيح امكان صلح بين اهل كتاب و مسلمانان در آخرالزمان ( زمان كهولت مسيح) منتفي است. دو هزار سال است كه مسيحيت بشارت دهنده در لواي مسيحيت يهودي! پوشيده شده است و اناجيل چهارگانه انجيل برنابا (كه بشارت احمد را بيان كرده است) را به گمنامي كشانده اند. زندگي حضرت عيسي روح الله روحاني و شاعرانه است و داستاني خطي براي روايت كردن ندارد، مثل يك غزل: ابيات غزول وار بشارت منجي (كه بانام عيسي بشير احمد و نام عيسي روح الله هم به روي پرده سينما رفته است) روايتي هوشمندانه از نادر طالب زاده است كه گرچه داستان ندارد اما بيش از همه آثار سينمايي ساخته شده، ماهيت واقعي و غير يهودي مسيح (بشارت دهندگي) را براساس انجيل برنابا و قرآن به تصوير مي كشد. |
|||
|
|
۱۷:۳۵, ۶/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۸۹ ۱۷:۳۶ توسط مهدی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز مطلبتان جالب است اما یک نکته ای به نظرم نباید مغفول واقع شود
مسیحی یهودی در واقع به کسانی اطلاق می شود که طرفدار تفکر صهیونیسم هستند.یعنی عقیده دارند که از نیل تا فرات باید تحت سیطره و نفوذشان به پادشاهی عیسی(علیه السلام) قرار گیرد چون آن سرزمینی است که به ایشان وعده داده شده که همه می دانیم این یک دروغ بزرگ است و تلمود دست نوشته یکسری از خاخامهای یهود در زمان حکمرانی بخت النصر است و خدا هیچگاه چنین وعده ای به بنی اسرائیل نداده.و وقتی خدا چنین وعده ای نداده باشد مسیحی نیز در کار نیست.پس تخت پادشاهی اورشلیم برای چه کسی آماده می شود؟ مسیحی جعلی و دروغین
|
|||
|
|
۱۸:۳۹, ۶/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۸۹ ۱۹:۳۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
rezakarimi گفته: {روح الله ، از ماديات پاك بود}. که حرف درستی نیست ،و همچنین گفته {مجرد از فعاليتهاي اجتماعي و از ساكنين عالم وحدت بود } این هم حرف درستی نیست.
و هر دوی این عبارات مخالف شأن انبیاء و آیات قرآن است اساساً اصلی ترین دلیلی که یهود بر ضد حضرت مسیح علیه السلام دست به توطئه می زند و نقشه ی قتل آن حضرت را طرح ریزی می کند، فعالیت های اجتماعی آن خضرت بود و دستورات و احکامی را که برای زندگی فردی و اجتماعی مردمش بیان میکرد مغایر با خواست امپراطوری روم و یهودیان و تمام مستکبرین بود واساساً این از مهمترین تحریفات تاریخ است که میخواهند حضرت مسیح را یک انسان اخلاق گرا و آن هم اخلاق فردی نشان دهند تا مقدمه ای باشد بر نظریه ی سکولاریسم و جدایی دین از سیاست حضرت عیسی علیه السلام خود را بنده ی خدا میداند و در عالم ماده هیچ انسانی مجرد محض نیست و او رسول و فرستاده ی خدا به سمت مردم بوده و بشیر و نذیر بوده و توصیه های اجتماعی و سیاسی آن حضرت بوده که پایه های امپراطوری روم و سبک زندگی فردی و اجتماعی راکه خاخام های یهودی ترویج می کردند را به لرزه در آورد و در نهایت باعث سوء قصد به جان ایشان شد |
|||
|
|
۱۳:۲۸, ۷/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۸۹ ۱۵:۲۲ توسط rezakarimi.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام به علی 110 و و مهدی
از اینکه مطالبم را خواندید ممنونم از اینکه نظر دادید باز هم ممنونم درپاسخ مهدی باید بگویم بله درست است باید بین یهود و صهیونیسم تفکیک قائل شد اما نه به نحوی که ماهیت یهود به سایه برود. قرآن یهود را دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنین معرفی کرده است و می گوید این یهود بودند که ادعای قتل و مصلوب کردن مسیح را داشتند. صهیونیسم پدیده ای مدرن است که یهود را به قدرت رساند ولی در زمان نزول قران و تا قبل از غرب مدرن که صهیونیسم و مظاهرش ظهور نکرده بودند؟ به نظر من قاعده یهودیت (همانان که موسی علیه السلام را به شدت آزردند) برخلاف اسلام است مگر عده ای قلیل (یا به قولی یکی از 71 فرقه آن) که آنها را هم مسلمان باید دانست. در پاسخ علی110 نیز باید بگویم. باید دقت می کردم که مطلبم سبب سوء تفاهم نشود. در جمله روح الله ، از ماديات پاك بود، منظورم این بود که او روحانی بود و روح الله. مسیح ازدواج نکرد و نیز در صلبش منی پدر نبود بلکه خدا گفت بشو پس شد. البته مسیح مخالف ازدواج نبود و هر کس که پدر داشت را غیرروحانی نمی دانست. در حال قبول دارم که این جمله سوء تفاهم برانگیز بود. د رروایتی که د رکت بعرفانیمکرر آمده است ( ا زجمله درکتب بحضرت امام خمینی ) اشاره شده که پیامبر فرمود: برادرم موسی یک چشمی بود و برادرم عیسی یک چشمی ولی من دو شچمی هستم. د رتفسیر این روایت می گویند: موسی کثرت بین بود و عیسی وحدت بین ولی پیامبر اسلام جامع هر دو بودند و وحدت را در کثرت می دیدند و کثرت را در وحدت. با یاد این بحث بود که گفتم مسیح «مجرد از فعاليتهاي اجتماعي و از ساكنين عالم وحدت بود » برای من این جمله به این معنی است که شأن حضرت مسیح بشارت دهندگی بوده است. این تعریف قرآن از ایشان است. کسی که بشارت دهنده است یار وعده اصلی می شود و خودش این وعده را برعهده ندارد. البته مسیح اهل مبارزه بود ولی با کسانی که توحید را زیرسؤال می بردند و کسانی که او را چون روح الله بود پسر خدا تصور می کردند. مسیح مخالف تشکیل حکومت نبود ولی حکومت تشکیل نداد . او مبشر دین خاتم است. آیا واقعاً فکر کرده ایم که چرا قران تأکید دارد که نگوییم مسیح مصلوب شد؟ آیا بهتر نیست بگوییم دستورات مسیح مهم است نه دعوای مصلوب شدن یا بالا رفتن مسیح به سوی خدا؟ نوشته من تلاش برای پاسخ به این سؤال بود و تبیین مسیحیت یهودی. |
|||
|
|
۱۴:۵۷, ۷/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۸۹ ۱۴:۵۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام رضا جان
شما نوشته اید:{مسیح اهل مبارزه بود ولی با کسانی که توحید را زیرسؤال می بردند و کسانی که او را چون روح الله بود پسر خدا تصور می کردند. مسیح مخالف حکومت نبود ولی حکومت تشکیل نداد . او مبشر دین خاتم است.} باید توجه داشت که هدف غایی و نهایی همه انبیا رساندن توحید در خالقیت نبوده که این مطلب را حتی خود شیطان هم قبول دارد و در قرآن دارد که او از مشرکین برائت می جوید بلکه هدف مهم انبیا محقق کردن توحید در ربوبیت خداست که توحید ربوبیت تمام شئون حیات فردی و اجتماعی را در بر میگیرد و انسان تمام روابطش را با خالق و سایر مخلوقات باید تحت ربوبیت پروردگار قرار دهد و این همان توحیدی است که نه شیطان و نه پیروانش زیربار آن نمی روند و شعاری جدایی دین از سیاست هم همین توحید را هدف قرار داده و تمام انبیا از جمله عیسی مسیح علیه السلام مأمور به مبارزه با کسانی بوده که توحید در تمام مراتبش و به خصوص توحید در ربوبیت را انکار میکنند و حق حاکمیت و قانونگذاری برای احدی جز خدای متعال قائلند و بنابراین به علت مبارزه با طاغوت های زمانش جانشان به خطر افتاد تکرار میکنم اینکه حضرت مسیح را در حد یک معلم اخلاق پایین بیاوریم از مهمترین تحریفات تاریخ است |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









