کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لقب مفید را چه کسی به شیخ داد؟
۱۶:۲۷, ۱۸/آبان/۹۱
شماره ارسال: #1

در تاریخ پنجشنبه بیست و سوم ذی‌الحجه سال 412 هجری قمری، فرمان دیگری از پیشگاه مقدس اباصالح‌المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به افتخار شیخ مفید صادر شد، برخی بر این باورند که در طول 30 سال، 30 توقیع و نامه شریف از ناحیه مقدس حضرت ولی‌عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای شیخ مفید صادر شده که در عنوان بسیاری از آن‌ها این جمله نورانی دیده می‌شود: «برادر گرامی و استوار: شیخ مفید...»

اما به راستی شیخ مفید چه ویژگی‌داشت که این گونه مورد محبت امام زمان خویش قرار می‌گیرد، در ادامه نگاهی اجمالی به زندگانی کسی می‌اندازیم که حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) او را برادر خویش می‌داند:

شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان عکبری در یازدهم ذیقعده سال 336 هجری قمری در عکبرای بغداد، پا به عرصه هستی گذارد، از آن جا که پدر او شخصی پارسا و مذهبی بود و به تعلیم و تربیت، اشتغال داشت، لقب «ابن المعلم» گرفته بود و البته «عکبری» و «بغدادی» نیز دو لقب دیگر او بودند.

وی دوران کودکی خود را در تحت تربیت و تعلیم پدر مذهبی‌اش گذراند و به گونه‌ای مراحل حفظ حدیث و اصول تحدیث و فهم آن‌ها را سریع فرا گرفت که در پنج سالگی، برای او از «ابن ابی الیاس» اجازه روایت گرفتند یا در حالی‌که هفت سال و چند ماه بیشتر نداشت، از «ابن سماک» نقل روایت کرده است.

او از محضر بیش از هفتاد نفر از بزرگان شیعه، بهره علمی برد و در دانش‌اندوزی، مرز و حدی نمی‌‌شناخت.




*لقب مفید را چه کسی به شیخ داد

در اواخر ماه صفر سال 416 هجری، نامه‌ای از طرف حضرت ولی‌عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای وی فرستاده شد که در آن ضمن ستایش و تکریم وی، برای اولین بار، لقب (مفید) به او داده شد. این نامه با عبارات زیر شروع می‌شود: «للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید...»

همچنین در توقیعی دیگر با لطفی افزون‌تر در پنج‌شنبه 23 ذی‌الحجه هجری با این عبارت: «بسم‌الله الرحمن الرحیم، سلام الله علیک ایها الناصر للحق، الداعی الیه بکلمه الصدق...» عظمت آن عالم فرزانه، به شیعیان ثابت شد.



*متن توقیع امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مفید امتش در 23 ذی‌الحجه

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آنکه با گفتار راستین و شایسته، مردم را به سوی حق فرا می‎خوانی!

ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را که خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاکان ما است، سپاس می‎گذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاک و مطهرش، درودی جاودانه می‎طلبیم.

و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیله‎ای که به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.



*چرا امام زمان(علیه السلام) محل سکونتش را به شیخ مفید گفت

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

ما اینک در قرارگاه خویش، در مکانی ناشناخته بر فراز قله‎ای سر به آسمان کشیده، اقامت گزیده‎ایم که به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، بناگزیر از منطقه‎ای پر دار و درخت به این جا آمده‎ایم و به زودی از اینجا نیز به دشتی گسترده که چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا به آن وسیله در جریان باشی که به خاطر کارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

از این رو تو که خدای جهان آفرین با چشم عنایتش که هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، وجودت را حفظ کند، باید در برابر فتنه‎ای که جان آنان را که آن را در دل‎هایشان کشته‎اند، به نابودی خواهد افکند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا که از سرکوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتکاران، اندوه زده خواهند شد.



*هنگامی که حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خبر از واقعه‌ای به شیخ مفید می‌دهد

و نشانه حرکت و جنبش ما از این خانه‎نشینی و کناره‎گیری، رخداد مهمی است که در سرزمین وحی و رسالت، مکه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نکوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاک که ریختن خون‎های محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد کرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزکارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا که ما پشت سر توحیدگرایان شایسته‎کردار، به وسیله نیایش و راز و نیازی که از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمی‎ماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم کرد.



*راهکارهای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای در امان ماندن از فتنه‌های عصر غیبت برای شیعیانش

بنابراین قلب‎های دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند که خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیری‎های هراس‎انگیزی، آنان را به دلهره می‎افکند، اما از گزند آن عنصر تبهکار در امان خواهند بود و سرانجام، کار با دست توانا و ساخت تدبیر نیکوی خدا - تا هنگامی که پیروان ما از گناهان دوری گزینند- شایسته و نیکو خواهد بود.

هان ای دوست پراخلاص که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری! خداوند همان طور که دوستان شایسته‎کردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید کند! ما به تو اطمینان می‎دهیم که هر کس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود کننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن کس که در دادن نعمت‎هایی که خداوند به او ارزانی داشته، به کسانی که دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین کسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانکار خواهد بود.



*دلایل تاخیر ظهور از زبان حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

دوست واقعی! اگر پیروان ما - که خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد – به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یکصدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‎افتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان می‎گشت.

از این رو (باید بدانند که) جز برخی رفتار ناشایسته آنان که ناخوشایند ما است و آن عملکرد را زیبنده اینان نمی‎دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‎دارد، خداوند ما را در یاری بسنده و نیک، کارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان پاکش باد!

منبع: کتاب «احتجاج» طبرسی جلد2 صفحه489
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، جویای حقیقت ، hesam110 ، ريحانه الرسول ، saloomeh ، بیداری اندیشه ، mohammad reza
۹:۳۸, ۲۵/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
واقعا زیبا بود
دست شما درد نکنه

از خوندن این مطلب واقعا روحم به وجد اومد

اجرتون با ارباب

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، علائم ظهور
۱۰:۳۸, ۱۵/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم



[تصویر: mohr-mehr.jpg]


توقيع در لغت به معناى امضا كردن و مُهر كردن نامه است. در اصطلاح شيعى، نامه هايى كه مورد امضاى امام مى باشد كه برخى كلماتِ خودِ آن امام است و برخى املاى آن حضرت و نوشته ى اشخاص مورد وثوق ايشان، توقیع نامیده می شود.

در دوران سخت دو غيبت صغرى و كبرى که ارتباط مستقيم با امام عصر (عليه السلام) امكان ندارد، برخى از ياران امام (عليه السلام)از طريق توقيعات پيام هاى حضرت را به مردم ابلاغ مى كردند.(1) عموما توقیعات حضرت مهدی(علیه السلام) در این موضوعات صادر شده است:

1.خطاب به سفرا و نواب خاص
2.خطاب به علما و فقهای شیعه
3.پاسخ به سؤالات
4.پرداختن به تکذیب و لعن و نفرین کسانی که به دروغ، ادعای بابیت و سفارت ازطرف آن حضرت داشته اند.

الف) توقیعات غیبت صغرا
در دوران محدود غیبت صغرا (255-329ق.) که تقریباً 74 سال می شود، توقیعاتی به واسطه چهار نایب حضرت(عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح وعلی بن محمد سمری) در جواب سؤالات و شبهات صادر می شد. مضمون اصلی چنین توقیعات، تعیین تکالیف برای شیعیان بوده است.

ب)توقیعات غیبت کبرا
درزمان غیبت طولانی حضرت مهدی (علیه السلام)، بدون شک ارتباط شیعیان با آن حضرت به طور غیرمستقیم برقرار است و یکی از راه های این ارتباط، صدور توقیعات شریف از آن حضرت به خواص و بزرگان شیعه است. در توقیعات زمان غیبت کبرا، دو نکته مهم وجود دارد:

اولاً، چنین توقیعاتی مگردر مواقع ضرورت قابل افشا نبوده و هرکسی نمی توانست به مضمون چنین توقیعاتی دست یابد.

ثانیاً، پاسخ به شبهات، ارزیابی شخصیت ها، تحلیل مسائل روز و... از محورهای اساسی چنین توقیعاتی است. (2)

توقیعی در اواخر ماه صفر سال 410هجري از ناحيه مقدسه امام زمان ارواحنا له الفداء به شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، رسيد. آن توقيع اين است:

بسم الله الرحمن الرحيم:
سلام بر تو اي دوست مخلص در دين که در اعتقاد به ما با علم و يقين امتياز داري. ما شکر وجود تو را به پيشگاه خداوندي که جز او خدائي نيست برده و از ذات بي زوالش مسئلت مي‏نمائيم که رحمت پياپي خود را بر آقا و مولي و پيغمبر ما محمد و اولاد طاهرين او فرو فرستد و به تو، که پروردگار توفيقاتت را براي ياري حق مستدام بدارد و پاداش تو را با سخناني که از جانب ما مي‏گویي با صداقت افزون گرداند، اعلام مي‏داريم که به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازيم و موظف بداريم که آنچه به تو مي‏ نويسيم به دوستان ما که نزد تو مي ‏باشند برساني. خداوند آنها را به طاعت خود عزيز بدارد و با حفظ و عنايات خود مشکلات آنها را بر طرف سازد.

خداوند تو را با امداد خود بر دشمنانش که از دينش بيرون رفته‏اند، پيروز گرداند و در رسانيدن به کساني‏که اطمينان به آنها داري به طرزي که انشاء الله مي‏نويسيم عمل کن:
هر چند ما در جائي منزل کرده‏ايم، که از محل سکونت ستمگران دور است و اين هم به علتي است که خداوند صلاح ما و شيعيان با ايمان ما را تا زماني که دولت دنيا، از آن فاسقان مي ‏باشد در اين ديده است؛ ولي در عين حال از اخبار و اوضاع شما کاملاً آگاهيم و چيزي از آن بر ما پوشيده نمي‏ ماند.

ما از لغزشهایي که از شما (شیعيان) سر مي ‏زند از وقتي که بسياري از شما ميل به بعضي از کارهاي ناشايسته ‏اي نموده ‏اند که نيکان گذشته از آنها احتراز مي ‏نمودند و پيماني که از آنها براي توجه به خداوند و دوري از زشتي ‏ها گرفته شده و آنها آنرا پشت سر انداخته ‏اند اطلاع داريم. گويا آنها نمي ‏دانند که ما در رعايت حال شما کوتاهي نمي ‏کنيم و ياد شما را از خاطر نبرده‏ ايم و اگر جز اين بود از هر سو گرفتاري به شما رو مي آورد و دشمنان شما، شما را از ميان مي‏ بردند.

پس تقوي پيشه سازيد و به ما اعتماد کنيد و چاره اين فتنه و امتحان را که به شما رو آورده از ما بخواهيد. امتحاني که هر کس مرگش رسيده باشد، در آن نابود مي ‏گردد و آنکس که به آرزوي خود رسيده باشد، از ورطه آن به سلامت مي رود، آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتياز شما در برابر اطاعت و نافرماني ماست. خداوند هم نور خود را کامل مي ‏گرداند هر چند مشرکان نخواهند.

خود را از دشمنان نگاه داريد و از افروختن آتش جاهليت بپرهيزيد. کساني که در اين فتنه به جاهاي پنهان، پناه نبرده و در سرزنش آن راه پسنديده گرفته ‏اند، چون ماه جمادي الاولي سال ‏جاري فرا رسيد، بايد از آنچه در آن ماه روي مي ‏دهد عبرت بگيرند و از آنچه بعد از آن واقع مي ‏شود، از خواب غفلت بيدار شوند. به زودي علامت آشکاري از آسمان براي شما پديد مي ‏آيد و نظير آن در زمين نيز ظاهر مي ‏شود که مردم را اندوهگين مي ‏کند و به وحشت مي ‏اندازد.

آنگاه مردمي که از اسلام خارج شده ‏اند بر عراق مسلط مي ‏گردند و به واسطه سوء اعمال آنها اهل عراق دچار ضيق معيشت مي‏ شوند سپس ابن محنت با مرگ يکي از اشرار از ميان مي ‏رود و از مردن او پرهيزکاران خير انديش خشنود مي ‏گردند و مردمي که از اطراف عالم آرزوي حج بيت الله دارند، با آرزوي خود مي ‏رسند و به حج مي ‏روند.

سپس هر مردي از شما عمل مي ‏کند به آنچه که به وسيله آن به دوستي ما تقرب مي جست و از آنچه مقام او را پست مي ‏گرداند و خوش آيند ما نيست اجتناب کند. چه که خداوند به طور ناگهاني انسان را برانگيخته مي ‏کند آن هم در وقتي که توبه سودي به حال او ندارد و پشيماني او را از کيفر ما نجات نمي ‏دهد. خداوند تو را بر رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود، شما را به رحمت واسعه خود توفيق دهد.(3)


-=-=-=-=-=-=-

پی نوشت:
1.http://www.hadith.net/n685-e6522.html
2.فرهنگ کوثر (ویژه اندیشه و سیره اهل بیت شماره 82 ) / انتشارات آستانه مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها) )سال 1389)؛ به نقل از http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=...orumID=969
3.توقیعات ناحیه مقدسه، علامه محمدباقربن محمدتقي مجلسي (رحمة الله علیه)

ان شاءالله ادامه دارد...


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: منادی حق ، وحید110 ، laanbar1-2-3 ، حسن عزتي ، zahrarezaei ، mahdy30na ، جویای حقیقت ، sarallah ، mkashipazha ، reza9710 ، عبدالرحمن
۱۲:۵۹, ۱۶/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: mohr-mehr.jpg]


نامه ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما، ابوعبدالله محمّد بن محمّد بن نعمان -شیخ مفید- که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.

سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوصی هستی. ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم.

و از پیشگاه مقدّس خداوندی استدعا می کنیم که بر سیّد و مولای ما حضرت محمد بن عبدالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی نهایت خویش را نازل فرماید.
از آنجا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی، خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم.
شما مکلّف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان ما برسانی. خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان مرحمت فرماید و مهمّات آنان را کفایت کرده، در پناه لطف خویش محفوظشان دارد.

با یاری خداوند متعال در مقابل دشمنان ما که از دین خداوند روی برگردانده اند، بر اساس تذکّرات، استقامت کن و با خواست الهی، دستورات ما را به آنان که از تو می پذیرند و گفتار ما موجب آرامش آنها می باشد ابلاغ کن. با اینکه ما بر اساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح واقعی ما و شیعیانمان، تا زمانی که حکومت در دنیا در اختیار ستمگران است در نقطه ای دور و پنهان از دیده ها به سر می بریم، ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می گذرد کاملاً مطلع هستیم و هیچ چیز از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می کردند ولی اکثر شما مرتکب آن شدید نیز باخبریم. از عهدشکنی ها و پشت سرگذاشتن عهد و پیمانها با اطلاعیم [که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است]. گوی اینها از لغزشهای خود خبر ندارند. با همه این گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی کنیم و اگر عنایات و توجّهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی، شما را دربرمی گرفت و دشمنان، شما را از بین می بردند.

پس از خداوند بترسید و تقوی پیشه کنید و ما خاندان رسالت را مدد رسانید. در برابر فتنه هایی که پیش می آید، و البته عده ای در این آزمایش و برخورد با فتنه ها هلاک می شوند، مقاومت کنید و البته همه اینها از نشانه های حرکت و قیام ما هستند. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی رغم کراهت و ناخشنودی کفّار و مشرکان، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد.

تقیّه را از دست ندهید و از آتشی که جاهلیّت به رهبری بنی امیّه افروخته است، بپرهیزید. من که ولیّ خدا هستم سعادت پویندگان راه حق را تضمین می کنم. در این سال در ماه جمادی الاولی حوادثی اتفاق می افتد که باید از آن عبرت بگیرید. در آسمان علامت و نشانه ای ظاهر می شود که کاملاً روشن است (همه می فهمند که این، آیت آسمانی است) و نیز نشانه ای در زمین همانند و مساوی آن پیدا خواهد شد.

در مشرق زمین حادثه ای به وجود می آید که موجب حزن و اندوه و اضطراب است. پس از آن، گروهی، از امت اسلامی که در واقع با اسلام بیگانه هستند بر عراق مستولی خواهد شد و در نتیجه اعمال بد آنها وضع زندگی و ارزاق مردم سخت می شود. آنگاه با هلاک شدن طاغوت آن زمان، بندگان با تقوی خوشحال می شوند و راه حجّ خانه خدا بر اهلش گشوده می شود و به آسانی حج می کنند و امر مردم طبق مراد و خواسته آنها منظّم خواهد شد. پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجبات نارضایتی ما را فراهم نماید بترسید و دوری کنید.

امر قیام ما با اجازه خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده ای ندارد و سودی نمی بخشد. عدم التزام به دستور ما موجب می شود که بدون توبه از دنیا بروند و دیگر ندامت و پشیمانی نفعی نخواهد داشت. خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمت بی پایانش نصیب شما بفرماید.

منبع: خادمی شیرازی، محمّد، (1387)، تحفه امام مهدی، تهران، نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ سوم.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: laanbar1-2-3 ، mahdy30na ، جویای حقیقت ، منادی حق ، mkashipazha ، reza9710 ، عبدالرحمن
۲۱:۲۶, ۱۷/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: mohr-mehr.jpg]


این نامه ای است از سوی بنده خدا و آن کسی که پیوسته در راه او در حرکت است و هیچ گاه از مسیر حقّ منحرف نمی شود به کسی که از حقّ الهام می گیرد[شیخ مفید(رحمة الله علیه)] و خود دلیل و راهنمای حقّ است.

به نام خداوند بخشاینده مهربان.
سلام و درود ما بر تو که یار و یاور حق هستی و پیوسته مردم را به راستی و پیروی از کلمه صدق (شاید منظور حضرت از کلمه صدق، توحید و یا پیروی از قرآن کریم و امامت اهل بیت باشد) راهنمایی و دعوت می نمایی.

ما در مورد نعمت وجود و توفیقات تو، پروردگار یکتا را که خداوند ما و پدران ماست، سپاسگزاریم و حمد و ثنای خود را نسبت به ذات پاکش عرضه می داریم و از پیشگاه مقدّسش مسئلت می داریم که بر پیامبر و سیّد و مولای ما که خاتم پیامبران است و بر خاندان پاک و مطهر او درود فرستد.

ای شیخ مفید! مناجات تو را دیدیم. خداوند در سایه موهبتی که در ارتباط با اولیاءاش به تو عنایت فرموده است از تو حراست و نگهبانی فرماید و از شرّ دشمنان در امان باشی و شفاعت ما را در برآوردن حوایج شما بپذیرد و هم اکنون در جایگاه و خیمه ای در قلّه های کوه - که البته بر مردم پوشیده است - برای حوایج شما دعا می کنم. همچنین در بیابانهای تاریک و ظلمانی و صحراهای خشک و بی آب و علف که دست تطاول زمان بدان نمی رسد، برای شما دعا می کنم.

و به همین زودی از این محلّ به دشت همواری که چندان از آبادی دور نباشد فرود می آییم و از حالات آینده خود آگاهت می سازم و بدان وسیله باخبر می شوی که به سبب کارهای خوب، نزد ما مقرّب باشی و خداوند در سایه رحمت خود تو را به این اعمال موفّق داشته است. پس ای شیخ مفید! که خداوند به وسیله چشم عنایت خویش که هرگز آن را خواب فرا نگیرد، نگهداری ات کند، باید در مقابل باطل و طرفداران آنان که جان مردم را به خطر انداخته اند مقاومت کنی تا پیروان باطل را بترسانی و بیهوده کاران را نیز به وحشت بیاندازی، و در نتیجه اهل ایمان از مخذول شدن آنان خوشحال می شوند و تبهکاران غمناک می گردند. و نشانه خانه نشینی ما جنبشی است که در سایه حادثه ای در مکّه معظّمه و به دست شخص پلید و دورویی روی خواهد داد که خونریزی را مباح دانسته، با کید و نیرنگ خویش آهنگ جان مؤمنان می نماید، امّا به هدف ظالمانه خود نخواهد رسید، زیرا همواره دعای ما شامل حال اهل ایمان خواهد بود و خداوند آسمان و زمین، اجابت آن را به تأخیر نخواهد انداخت.

پس دلهای دوستان و اولیای ما باید به آن اطمینان داشته باشد و بدانند که از آسیب و زیان آن دشمن در امان خواهند بود، اگرچه درگیریها و سختیهای هولناک آنها را بترساند و باید بدانند که خداوند کفایت کننده امور آنها است و تا وقتی که شیعیان ما از گناهان دوری می کنند از عنایات او برخوردارند.

ای دوست مخلص و ای کسی که با ستمگران در راه ما مبارزه می کنی! خداوند بزرگ آن چنان که دوستان صالح ما را در گذشته یاری فرمود، تو را نیز با نصرت خود تأیید فرماید. ما با شما عهد می کنیم که هر کسی از برادران دینی شما (شیعیان) که تقوی را سرمایه خویش قرار دهد از فتنه های گمراه کننده ظلمت خیز در امان خواهد بود و اگر کسی برخلاف وظیفه رفتار کرده، از آنچه باید عمل کند بخل ورزد، مسلّماً خسران و زیان دو جهان، نصیبش خواهد شد.

اگر شیعیان ما، که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفّق بدارد، در وفای به عهد و پیمان الهی اتفاق و اتحاد می داشتند و آن را محترم می شمردند، سعادت دیدار ما برای ایشان به تأخیر نمی افتاد و زودتر از این به سعادت دیدار ما نایل می شدند در صورتی که بر اساس معرفت واقعی و راستگویی و صداقت آنها نسبت به ما بود.

آنچه که موجب جدایی ما و دوستانمان گردیده و آنان را از دیدار ما محروم نموده است، گناهان و خطاهای آنان نسبت به احکام الهی است. و خداوند تنها یاری کننده و کفایت کننده تمام کارها و امور ما و بهترین وکیل برای ماست. درودهای الهی بر روان پاک خاتم انبیاء(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان بزرگ و برجسته او باد. این توقیع در روز اوّل ماه شوّال چهارصد و دوازده نگارش [و شرف صدور] یافته است.


-=-=-=-=-=-=-

پی نوشت:

طبرسی، الاحتجاج، ج2، ص498،ط بیروت

منبع: خادمی شیرازی، محمّد، (1387)، تحفه امام مهدی، تهران، نشر موعود عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ سوم، ص125

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، منادی حق ، حسن عزتي ، محیصا ، mkashipazha ، reza9710 ، عبدالرحمن
۱۶:۳۴, ۲۵/تیر/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
محمّد بن محمّد بن نعمان که از علمای بسیار برجسته شیعه و مورد قبول شیعه و اهل تسنّن بود و مرجع خاص و عام به شمار می رفت و بیش از 200 کتاب اسلامی نوشت و آبروی شیعه در قرن پنجم بود و در همه رشته های علوم اسلامی استاد و نابغه به شمار می آمد.

روزی در خانه بود، شخصی به حضورش آمد و پرسید زنی حامله فوت کرده ولی بچه در رحمش زنده است، آیا او را همانطور دفن کنیم، یا شکمش را شکافته و بچه اش را بیرون آوریم؟
شیخ مفید (رحمه الله) گفت: همانگونه دفنش کنید، آن شخص برگشت و در وسط راه دید سواری به او نزدیک شد و گفت:
شیخ مفید (رحمه الله) فرمود: شکم آن زن را پاره کنید و بچه را بیرون آورید.

آن شخص چنین کرد، پس از مدتی جریان را برای شیخ مفید نقل کردند، شیخ گفت من کسی را نفرستاده بودم، معلوم است که آن سوار صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است، اکنون که در احکام اشتباه می کنم خوب است دیگر فتوا ندهم، در خانه اش را بست و از خانه بیرون نیامد.
ساعاتی نگذشت که از طرف امام زمان (علیه السلام) توقیعی (نوشته ای) به خدمت شیخ مفید گذاشته شد:
ای شیخ! برای مردم فتوا بگو و ما آن را تکمیل خواهیم کرد، و نمی گذاریم که در خطاء و اشتباه بمانی، آنگاه در مسند فتوا نشست.» [1]

می نویسند: وقتی که شیخ مفید (رحمه الله) در سن 85 سالگی در سوم ماه رمضان سال 413 قمری از دنیا رفت، آنچنان جمعیّت از شیعه و سنی برای تشییع جنازه اش اجتماع کردند که تا آن روز بی نظیر بود و همه از شدت ناراحتی گریه می کردند [2] وی را در حرم کاظمین (علیهما السلام) دفن کردند.

چندین بار از جانب امام زمان (علیه السلام) برای این مرد بزرگوار، نوشته ای به خطّ شریف آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صادر شد، در آغاز یکی از آنها آمده:

« لِلاَْخِ السَّدِیدِ وَالْوَلِیّ الرَّشِیدَ الشَّیْخِ الْمُفِیدِ... سَلامُ اللّهِ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَلِیُّ الْمُخْلِصُ فِینا بِالْیَقِینِ...؛
به برادر استوار و ولی رشید شیخ مفید، سلام خدا بر تو ای ولیّ خالص در راه ما و دارای یقین به ما
.... »

محمّد‌بن ‌محمّد‌ بن نعمان عالم بسیار برجسته شیعه و مورد قبول اهل‌تسنّن بود و مرجع خاص و عام به شمار می‌رفت و آبروی شیعه در قرن پنجم بود و در همه رشته‌های علوم اسلامی استاد و نابغه به شمار می‌آمد
و در توقیع دیگری آمده:
« سَلامٌ عَلَیْکَ اَیُّهَا النّاصِرُ لِلْحِقِّ وَ الدَّاعیِ اِلَیْهِ بِکَلِمَةِ الصِّدْقِ...؛
سلام بر تو ای یاور حق و دعوت کننده به حق با سخنان راستین....» [3]
هنگامی که این عالم بزرگوار از دنیا رفت، با خط شریف امام زمان (علیه السلام) بر روی قبرش نوشته شده بود:
لا صَوَّتَ النَّاعِیَ بِفَقْدِکَ اِنَّما
یَوْمٌ عَلی آلِ الرَّسُولِ عَظِیمٌ
اِنْ کُنْتَ قَدْ غَیَّبْتَ فِی جَدَثِ الَّثری،
فَالْعِلْمُ وَ التَّوْحِیدُ فِیکَ مُقِیمُ
وَالْقائِمُ الْمَهْدِیُّ یَفْرَحُ کُلَّما
تَلِیَتْ عَلَیْهِ مِنَ الدُّرُوسِ عُلُومُ...
خبر دهنده مرگ خبر فقدان تو را نیاورد، امروز بر آل محمّد (علیهم السلام) روز مصیبت بزرگی است.
اگر تو در میان خاک قبر پنهان شدی، علم و توحید همراه تو اقامت کرد.

قائم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خوشحال می شود هر وقت که درسها و علوم تو را برایش می خوانند (کتابهای تو را طالبان، مورد مطالعه و بحث قرار می دهند). »
بالاخره در ضمن یکی از نامه ها (توقیعات) به شیخ مفید (رحمه الله) می نویسد:

« ما به مناجاتهای تو توجّه داریم، خداوند تو را به خاطر آن وسیله (و موفقیّتی) که به تو از دوستانش بخشید حفظ کند و از توطئه دشمنان نگهدارد.» [4]

پی نوشت:
[1] قصص العلماء، صفحه 399.
[2] قاموس الرّجال، جلد 8، صفحه 364.

[3] مشروح این دو توقیع در احتجاج طبرسی (رحمه الله)، جلد 2، ص 322، به بعد آمده است در مورد توقیعات دیگر به بحار، ج 53، ص 150 تا 198 مراجعه شود.
[4] احتجاج طبرسی، جلد 3، ص 324.



منبع: حضرت مهدی فروغ تابان ولایت. محمد محمدی اشتهاردی

امضای sarallah
به امید روزی که این پُست سرتاسر این تالار گفت و گو را پرکند:
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمد!
[تصویر: NatureGif16.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، Aryha ، یاوران مهدی ، Reza2035 ، laanbar1-2-3 ، Farzaneh ، ilidin
۱۷:۰۵, ۲۵/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۲ ۱۷:۰۶ توسط Aryha.)
شماره ارسال: #7
آواتار
با یاد حق

راستش خیلی غبطه خوردم ...
شایدم حسودیم شد...
امثال شیخ مفید ديگه از دنیا چی می خواستن که بهش نرسیدن؟
"" برادر"" استوار و ولی رشید ....

یاالله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sarallah ، یاوران مهدی ، ilidin
۱۲:۵۱, ۱۳/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۲ ۲۲:۵۲ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #8
آواتار
شیخ مفید که نام کاملش «محمد بن محمد بن نعمان» است در سال 336 هجرى در حوالى بغداد دیده به جهان گشود.
وی در یک خانواده پرسابقه و اصیل در تشیع و از سلاله نیکان و پاکان به دنیا آمد. سراسر وجود خاندان او مالامال از عشق به ‏اهل بیت رسالت‏ علیهم‌السلام بود.
شیخ مفید از چهره‏هاى بسیار درخشان شیعه در جهان اسلام است. ابن ندیم در فن دوم از مقاله پنجم «الفهرست‏» که درباره متکلمان شیعه بحث مى‌‏کند، از او به عنوان «ابن المعلم» یاد کرده و او را ستایش مى‏کند.
شیخ مفید از شاگردان ابن ابى عقیل است.

[تصویر: 13910814000463_PhotoL.jpg]

[b]شیخ مفید بیشتر شب را بیدار بود و به مطالعه و عبادت سپری می‌کرد
ابو یعلى جعفرى که داماد مفید بوده است، مى‏گوید:
«شیخ مفید شب‌ها مختصرى مى‏‌خوابید و بقیه شب را به نماز یا مطالعه یا تدریس یا تلاوت قرآن مجید مى‏گذرانید»
نظر بزرگان‏ درباره شیخ مفید
شیخ مفید از دیدگاه دانشمندان شیعه و سنى داراى جایگاه رفیعی است که به کلماتى از بزرگان اشاره مى‏کنیم:
نجاشى، شاگرد نامدار و مورد اعتماد شیخ مفید درباره او مى‌گوید:
«محمد بن محمد بن نعمان ... شیخ و استاد ما است- که رضوان خدا بر او باد- فضل او در فقه و حدیث و ثقه بودن او مشهورتر از آن است که وصف شود. او تالیفات متعددى دارد.»
شیخ طوسى، شاگرد ارزنده مکتب او، درباره استاد خود شیخ مفید در«فهرست‏» مى‏نویسد:
«محمد بن محمد بن نعمان، معروف به ابن المعلم، از متکلمان امامیه است. در عصر خویش ریاست و مرجعیت شیعه به او منتهى شد. در فقه و کلام بر هر کس دیگر مقدم بود. حافظه خوب و ذهنى دقیق داشت و در پاسخ به سؤالات، حاضر جواب بود. او بیش از 200 جلد کتاب کوچک و بزرگ دارد.»
ابن حجر عسقلانى از علمای اهل سنت درباره شیخ مفید مى‏گوید: «او بسیار عابد و زاهد و اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت. جماعت بسیارى از محضر او بهره بردند. او بر تمام شیعیان حق دارد. پدرش در«واسط» زندگى مى‌کرد و به آموزگارى مى‏پرداخت و در «عکبرى» کشته شد. گفته مى‏شود که عضد الدوله به ملاقات او مى‏شتافت و هنگام مریضى به عیادت او مى‏رفت.»
عماد حنبلى، یکى دیگر از دانشمندان اهل سنت درباره او مى‏گوید:
«او بزرگى از بزرگان امامیه و رئیس بخش فقه و کلام و مباحثه بود. او با پیروان هر عقیده به مباحثه و مناظره مى‏پرداخت. موقعیت شایان توجهى در تشکیلات دولت آل بویه داشت. او صدقه فراوان مى‏‌داد. بسیار اهل خشوع و تهجد و اهل نماز و روزه و خوش‌‏لباس بود.
او مورد زیارت و ملاقات عضد الدوله قرار مى‏گرفت. نزدیک 76 سال عمر کرد و بیش از 200 جلد تالیف دارد. تشییع جنازه او شهرت دارد. در تشییع او بیش از 80 هزار نفر از شیعیان شرکت جستند و درگذشت او در ماه رمضان بود. رحمت خدا بر او باد...».
جهان اسلام در عصر شیخ مفید
از رحلت رسول الله صلى الله علیه و آله حدود 300 سال مى‌گذشت. در این مدت امامان و شیعیان تحت فشار بنى‌امیه و در خفقان خشن بنى‌عباس بسر مى‌بردند. شکنجه‌هاى روحى و جسمى و اذیت و آزار خلفا و حکمرانان همچنان ادامه داشت تا اینکه در اواسط قرن چهارم هجرى محدودیت، شیعیان به مقدار قابل ملاحظه‌اى کاهش یافت.
خلفاى فاطمى - که شیعه اسماعیلى بودند - در مصر دولت نیرومندى تشکیل این دولت ابهت و جلال دربار بغداد کاسته شد و از طرفى سیف الدوله حمدانى و امراى آن خاندان در شام حکومت مى‌کردند که آنها نیز افتخار شیعى بودن را داشتند.
در کنار این دو غوریان، صفاریان و طاهریان و از همه مهمتر دولت آل بویه که از شیعیان مخلص و فرزانه اهل بیت علیهم‌السلام بودند در قسمت‌هایى از ایران و عراق قدرت یافتند.
دو سال پیش از ولادت شیخ مفید، احمد معزالدوله - در سال 334 - با ورود خود به بغداد و تاسیس شاخه‌اى از حکومت آل بویه در این شهر صفحه نوینى در تاریخ بغداد گشود. فرصتى فراهم شد و شیعیان در پناه آل بویه از آزادى موجود بهره برده و عقاید خویش را نشر دادند.
سال 352 اولین عزادارى علنى شیعیان در عاشورا بر پا شد و در پى آن جشن عید غدیر روحى تازه در کالبد شیفتگان شیعى دمید.
عزالدوله در سال 367 هجرى به امارت رسید و در سال 367 با ریاست عضدالدوله، بغداد رونقى تازه یافت و شور و نشاط علمى قابل توجهى به دست آورد.
شیخ مفید در این عصر مى‌زیست و با توجه به اوضاع، از مقام و منزلتى بسیار برخوردار بود. به طورى که عضدالدوله به هنگام بیمارى شیخ به دیدار او رفت و از وى عیادت کرد. شفاعت مفید در حق دیگران پذیرفته مى‌شد و رهنمودهایش مورد قبول قرار مى‌گرفت و این در حالى بود که 36 ساله بود.
نامه‌های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شیخ مفید
دفتر زندگى شیخ مفید، صفحات نورانی دارد که در آنها، نامه‌های مبارک امام زمان حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله فرجه به چشم مى‌خورد.
دانشمند بزرگوار، احمد بن علی طبرسی در اواخر کتاب «احتجاج» برخی از توقیع‌های ‌‌(نامه) حضرت «ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف» را که به شیخ مفید صادر کرده، آورده است.
در این نامه‌ها حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شیخ مفید را مشمول عنایات خاص و الطاف مخصوص خود قرار داده است. به عنوان نمونه امام زمان(علیه السلام) در خطاب‌هایش به شیخ مفید چنین مى‏فرماید:
1. للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید؛ به برادر با ایمان و دوست رشید، شیخ مفید ....
ترجمه برخی از فراز‌های این نامه چنین است:
«این نامه‏اى است به برادر با ایمان و دوست رشید، شیخ مفید أبو عبد اللَّه محمّد بن محمّد بن نعمان که از جمله پیمان‌هایى است که به ودیعت نهاده شده و از بندگان خدا اخذ گردیده است.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، سلام بر تو اى دوست مخلص در دین که در اعتقاد به ما با علم و یقین امتیاز دارى.
ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندى که جز او خدائى نیست برده و از ذات بى‌‏‌زوالش مسألت مى‌‏نمائیم که رحمت پیاپى خود را بر آقا و مولى و پیغمبر ما محمّد و اولاد طاهرین او فرو فرستد، و به تو- که پروردگار توفیقات را براى‏ یارى حقّ مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى که از جانب ما مى‏‌‌‌گوئى با صداقت افزون گرداند - اعلام مى‌‏دارم که: به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه مفتخر سازیم و موظّف بداریم که آنچه به تو مى‌‏‌نویسیم به دوستان ما که نزد تو هستند برسانى....
هر چند ما در جایى منزل کرده‏‌ایم، که از محلّ سکونت ستمگران دور است و این هم به علّتى است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانى که دولت دنیا از آن فاسقان است در این دیده است، ولى در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزى از آن بر ما پوشیده نمى‏‌‌ماند.
ما از لغزش‌هایى که از برخى شیعیان سر مى‌‏‌زند از وقتى که بسیارى از آنان میل به‏ بعضى از کارهاى ناشایسته‌‏اى نموده‌‏اند که نیکان گذشته از آنان احتراز مى‌‏نمودند و پیمانى که از آنان براى توجّه به خداوند و دورى از زشتى‌‏ها گرفته شده و آن را پشت سر انداخته‌‏اند اطّلاع داریم، گویا آنان نمى‌‏دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‏‌‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌‏‌ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتارى به شما رو مى‌‏آورد و دشمنانتان، شما را از میان مى‌‏بردند، تقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده است از ما بخواهید ....»
2. در نامه‌ای دیگر آمده است: این نامه‏‌اى است از ما به تو؛ اى برادر و اى ولىّ، و اى مخلص در محبّت ما، و اى پاک و یاور وفادار ...
3. در تاریخ پنجشنبه بیست و سوم ذو الحجّه سال چهار صد و دوازده نامه‌ دیگری از امام زمان به او رسید: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، سلام خدا بر تو باد! اى یارى‏کننده حقّ، اى خواننده به سوى او با کلمه صدق و راستى ... ‏
فتوای نادرست شیخ مفید و اصلاح آن توسط امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
شیخ مفید سوالی را به طور غیر عمد و به اشتباه جواب داد ولی حضرت ولى عصر (عج ) با پیغامى آن را اصلاح فرمود. پس از مدتى که مرحوم مفید آگاه شد و در پى آن از دادن فتوا منصرف شد، آن حضرت طى نامه‌اى خطاب به شیخ فرمود: «بر شماست که فتوا بدهید و بر ماست که شما را استوار کرده و نگذاریم در خطا بیفتید.»
رویای عجیب شیخ مفید درباره درس گفتن به امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)
شبی شیخ مفید در خواب دید که در مسجد کرخ از مساجد بغداد نشسته است و فاطمه زهرا سلام الله علیها دست امام حسین(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) را گرفته بود و به نزد شیخ مفید آمد و فرمود: «یا شیخ! علّمهما الفقه» یعنی «ای شیخ به این دو، فقه تعلیم بده».
شیخ از خواب بیدار شده و در حیرت افتاد که این چه خوابی بود و من کی هستم که به دو امام فقه تعلیم دهم؟ از سوی دیگر خواب دیدن امامان معصوم(علیه السلام) خواب شیطانی نیست.
وقتی صبح شد، شیخ به مسجدی که در خواب دیده بود رفت و در آنجا نشست؛ ناگهان دید که زنی جلیل و محترم که دست دو پسر را در دست دارد وارد مسجد شد. وی به نزد شیخ آمد و گفت: «یا شیخ علمهما الفقه». شیخ تعبیر خواب را فهمید و به تعلیم و تربیت آنان همت گماشت و بسیار به آن دو بزرگوار احترام می‏نمود.
آن دو پسر، «سید رضی» (کسی که بعدا نهج‌البلاغه را گردآوری کرد) و «سید مرتضی» معروف به علم الهدی بودند.
پاسخ امام علی (علیه السلام) به شیخ مفید
در مساله‌اى فقهى بین شیخ مفید و شاگردش سید مرتضى اختلاف نظر شد و با بحث و ارائه دلیل مشکل حل نشد.
هر دو راضى به قضاوت امام امیرالمومنین على علیه‌السلام شدند. مساله را بر کاغذى نوشته و بالاى ضریح مقدس حضرت گذاشتند. صبح روز بعد که کاغذ را برداشتند دستخطى مزین به چنین نوشته‌اى دیدند که: «انت شیخى و معتمدى و الحق مع ولدى علم الهدى» (اى شیخ) تو مورد اطمینان من هستى و حق با فرزندم علم الهدى است.
مناظره شیخ مفید با خلیفه دوم عمر بن خطاب
در قرآن کریم آمده است: «الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِیَ اثْنَیْنِ اْذْ هُما فی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها ...»
اگر پیامبر ‌ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ را یاری نکنید، خداوند او را یاری خواهد کرد (همانگونه که در سخت‌ترین ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام که (در جریان هجرت) کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) در آن هنگام که آن دو، در غار بودند، و او به همراه خود می‌‌‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در این موقع خداوند آرامش خود را بر او(پیامبر) فرستاد، و با لشگرهایی که آن‌ها را نمی‌دیدند او را تقویت نمود.... (توبه/ 40)
علمای اهل تسنّن، ‌این آیه را از دلائل معروف فضائل ابوبکر می‌دانند، ‌و ابوبکر را به عنوان «یار غار» خوانده، و برای تأیید خلافت او به آن تکیه می‌‌نمایند.
طبرسی در کتاب احتجاج نقل می‌کند که شیخ مفید (رحمة الله علیه) گفت: شبی در خواب دیدم به راهی می‌روم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد که به دور مردی حلقه زده بودند، و آن مرد برای آن‌ها موعظه می‌گفت، پرسیدم آن مرد کیست؟ گفتند: «عمربن خطّاب» است.
نزدش رفتم و سخنانش را قطع کرده و گفتم: ای شیخ بگو دلیل بر برتری ابوبکر، در آیه غار (ثانی اثنین اذهما فی الغار ...) چیست؟
عمر گفت: شش نکته در این آیه وجود دارد که بیانگر فضیلت ابوبکر است.
آنگاه آن شش نکته را چنین برشمرد:
1ـ خداوند در قرآن (آیه 40/ توبه) از پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ یاد کرده، و ابوبکر را دومین نفر قرار داده است (ثانِیَ اثْنَیْن).
2ـ خداوند در آیه فوق، آن دو (پیامبر و ابوبکر) را در کنار هم، در یک مکان یاد کرده‌،‌ و این بیانگر پیوند آن دو است (اِذْ هُما فِی الْغارِ).
3ـ خداوند در آیه مذکور، ابوبکر را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ یاد نموده تا آنها را هم رتبه کرده باشد. (اِذْ یقول لِصاحِبِهِ)
4ـ خداوند از مهربانی پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ به ابوبکر خبر داده، آنجا که طبق آیه مذکور،‌ پیامبر به ابوبکر می‌گوید وَ لا تَحْزَنْ؛ «اندوه مخور.»
5ـ پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ به ابوبکر خبر داده که خداوند یاور هر دوی ما به طور مساوی،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللهَ مَعَنا).
6ـ خداوند در این آیه از نازل شدن سکینه و آرامش به ابوبکر خبر داده ‌است، زیرا پیامبر ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ).
این شش نکته از آیه مذکور، بیانگر برتری ابوبکر است، که برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.
شیخ مفید(رحمة الله علیه) می‌گوید: من به عمر گفتم: به راستی حقّ رفاقت با ابوبکر را ادا کردی،‌ ولی من به یاری خدا به همه آن شش نکته پاسخ می‌دهم، مانند باد تندی که در روز طوفانی، خاکستری را می‌پراکند، و آن این است:
1ـ‌‌‌‌‌‌‌ دومین نفر قرار دادن ابوبکر دلیل فضیلت او نیست. گزارشی از تعداد است. زیرا مؤمن با مؤمن، و همچنین مؤمن با کافر، در یک‌ جا قرار می‌گیرند، وقتی که انسان بخواهد یکی از آن‌ها را ذکر کند می‌‌گوید دوّمین آن دو (ثانی اثنین).
2ـ ذکر پیامبر ‌ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ و ابوبکر در کنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ابوبکر ندارد، زیرا ـ چنان ‌که در دلیل نخست گفتیم ـ در یک‌ جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و کافر در یک ‌جا‌ جمع می‌شوند، چنانکه در مسجد پیامبر ‌ـ صلّی‌ الله علیه و آله ـ که شرافتش از غار بیشتر است، مؤمن و منافق و ... می‌‌آمدند و در آنجا کنار هم اجتماع می‌کردند، از این رو در قرآن می‌خوانیم:
«فَمالِ الَّذِینَّ کَفَروُا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ ـ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ؛ این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند، ‌از راست و چپ، گروه گروه.» (معارج/36 و 37)
و هم‌چنین در کشتی نوح‌ علیه‎السلام،‌ هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یک مکان،‌ دلیل فضیلت نیست.
3ـ اما در مورد مصاحبت، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا مصاحب به معنی همراه است، و چه بسا کافر با مؤمنی همراه باشد، چنانکه خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ اَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ...: همراه (با ایمان) او که با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدائی که تو را از خاک آفریده کافر شدی؟» (کهف ـ 37)
4ـ اما این ‌‌که پیامبر صلی‌ الله علیه و آله فرمود: «لاتَحْزَنْ»؛ (محزون مباش) این دلیل خطای ابوبکر است نه دلیل فضیلت او،‌ زیرا حزن ابوبکر، یا اطاعت بود یا گناه؛ اگر اطاعت بود، پیامبر صلی‌ الله علیه و آله از طاعت، نهی نمی‌‌کرد، بلکه به آن دعوت می‌کرد، و اگر گناه بوده نهی از آن درست باشد و آیات و دلیلی نیامده که ابوبکر امتثال کرده باشد و از اندوه خوری کناره کرده باشد.
5. پیامبر صلی‌ الله علیه و آله فرمود: «اِنَّ الله مَعَنا»؛ (خدا با ماست) دلیل آن نیست که منظور هر دو باشند، بلکه پیامبر به او اعلام کرده که خدا همراه من است، منظور شخص پیامبر‌ به تنهایی است، و پیامبر از خودش تعبیر به جمع کرده است،‌ چنانکه خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد کرده و می‌فرماید:
«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ «ما ذکر(قرآن) را فرو فرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم.» (حجر/ 9)
و گفته‌اند ابوبکر گفته: ای رسول خدا اندوه من برای برادرت علی بن ابی‌طالب است که چه بلایی سرش می‌آید (همان شب، علی در بستر پیامبر خوابیده بود که نقطه هجوم مشرکان برای قتل پیامبر بود) و پیغمبر فرمود: خدا با ما است، یعنی با من و برادرم علی بن ابی‌طالب
6ـ اما این ‌که گفتی سکینه و آرامش بر ابوبکر نازل شده، این خلاف قرآن است، زیرا سکینه بر آن کس نازل شد که طبق قسمت آخر آیه، لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت، که پیامبر‌ اکرم باشد.
اگر بر ابوبکر سکینه فرود آمده باید موید به لشکریان نامرئی خدا شده باشد و اگر بخواهی بگویی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای ابوبکر بود، باید پیامبر‌ صلّی‌ الله علیه و آله را در این ‌جا از نبوّت خارج سازی.
بنابراین اگر به این جمله (آیه غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است.
شیخ مفید گفت: عمر دیگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراکنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.
استادان شیخ مفید
برخی از استادان شیخ مفید عبارتند از:
1- ابن قولویه قمى 2- شیخ صدوق 3- ابن ولید قمى 4- ابو غالب زرارى 5- ابن جنید اسکافى 6- ابو على صولى بصرى 7- ابو عبد الله صفوانى‏
شاگردان شیخ مفید
برخی از شاگردانش عبارتند از: ‏
1- سید مرتضى علم الهدى 2- سید رضى 3- شیخ طوسى 4- نجاشى 5- ابو الفتح کراجکى 6- ابو یعلى جعفر بن سالار
تالیفات‏ شیخ مفید
شیخ مفید، بالغ بر 200 عنوان کتاب تألیف نموده است، از جمله:
1- المقنعة 2- الفرائض الشرعیة 3- أحکام النساء 4- الکلام فی دلائل القرآن 5- وجوه إعجاز القرآن 6- النصرة فی فضل القرآن 7- أوائل المقالات 8- نقض فضیلة المعتزلة 9- الإفصاح 10- الإیضاح‏ و ...
وفات
شیخ مفید در سال 413 هجرى، در بغداد و پس از 75 سال تلاش و خدمت ارزنده درگذشت و مورد تجلیل فراوان مردم و قدردانى علما و فضلا قرار گرفت.
شیخ طوسى، که خود در تشییع جنازه او حضور داشته است، مى‏گوید: روز وفات او از کثرت دوست و دشمن براى اداى نماز و گریستن بر او، همانند و نظیر نداشته است. هشتاد هزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضى علم الهدى بر او نماز گزارد و در حرم مطهر امام جواد علیه‌السلام، پایین پاى آن حضرت، نزدیک قبر استادش ابن قولویه، مدفون شد.
سید مرتضى که سالیانى از علم و دانش شیخ مفید خوشه چینى کرده بود زبان سوگ گشود و قصیده‌اى با این مطلع سرود:
من على هذه الدیار اقاما / اوضفا ملبس علیه و داما
در این دیار چه کسى ساکن شده است، جامه جاودانگى پوشیده و همیشه باقى مانده است.
در گذشت شیخ مفید، مصیبت بزرگ برای آل پیامبر
سرسلسله داغداران و سوگواران این ماتم عظمى، قلب حضرت بقیة الله عجل الله فرجه بود. از غیب، بر قبر شیخ مفید نوشته شد:
لا صوت الناعی بفقدک انه / یوم على آل الرسول عظیم‏
ان کنت قد غیبت فی جدث الثرى‏ / فالعدل و التوحید فیک مقیم‏
و القائم المهدیّ یفرح کلما / تلیت علیک من الدروس علوم‏
صداى آنکه خبر مرگ تو را اطلاع داد به گوش نرسد که مردن تو روزى است که بر آل رسول مصیبت بزرگى است.
اگر در زیر خاک پنهان شده‌اى حقیقت عدل و توحید و خداپرستى در تو اقامت گزیده است.
قائم مهدى (علیه السلام) خوشحال مى‌شد هرگاه تو از انواع علوم تدریس مى‌کردى.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Woodi2020 ، عبدالرحمن ، آیات ، Agha sayyed ، mkashipazha
۱۶:۲۵, ۱۳/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۲ ۱۶:۳۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #9
آواتار
با توجه به تیتر عرض می کنم

در زمان شیخ مفید رحمت الله علیهHeart ، شخصی از روستایی به خدمت ایشان رسید و سوال کرد: زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است، آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را بیرون آورد و یا به همان حالت او را دفن کنیم؟
شیخ فرمود: با همان حمل، زن را دفن کنید.
آن مرد برگشت. ولی متوجه شد، سواری از پشت سر می‌تازد و می‌آید، وقتی نزدیک او رسید، گفت: ای مرد! شیخ مفید می‌گوید: شکم آن زن را بشکافید و طفل را بیرون بیاورید، بعد او را دفن کنید.
مرد روستایی همان کار را کرد. پس از مدتی، ماجرای آن سوار را برای شیخ مفید نقل کردند.
شیخ فرمودند: من کسی را نفرستاده بودم. معلوم است آن شخص، نماینده حضرت صاحب الزمان علیه‌السّلام بوده‌اند، حال که ما در احکام شرعی اشتباه می‌کنیم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهیم. لذا در خانه خود را بست و بیرون نیامد اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه‌السّلام توقیعی برای شیخ صادر شد: بر شماست فتوا دادن و بر ماست که نگذاریم شما در خطا واقع شوید.
با صدور این توقیع، شیخ مفید بار دیگر به مسند فتوا نشست.



نکاتی که از همین داستان مهم بنظر حقیر می رسد.

1-حتی شخصیت بزرگی مانند جناب شیخ مفید از خطا مصون نیستند

2-شیخ مفید با وجود آن جایگاه وقتی فهمید اشتباه کرده وجود این را داشتند که اصطلاحاً استعفا بدهند و بر حکم خود لجاجت نکنند.

3-
حضرت صاحب سلام الله علیه فقهای باتقوا را تنها نمی گذارند.



در ضمن قبر ایشان در کاظمین در 2 3 متری ضریح امامین الکاظمین علیهما سلام قرار دارد.

یک نکته دیگری که شاید عجیب باشد

آیا می دانید حسب ظاهر با وجود توقیع های زیادی که جناب شیخ مفید افتخار دریافتش را داشتند هیچگاه موفق به دیدار حضرت نشدند؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هانا ، آیات ، Islam ، Agha sayyed ، مصطفي مازح7610
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا