|
چرا علامه حسن زادۀ آملی به زیارت امام رضا (علیه السلام) نمی روند
|
|
۲۱:۴۰, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه: متاسفانه مدت هاست در داخل جامعه شیعی دعوایی نه بر اساس علم و منطق بلکه عمدتا بر اساس جهل و تعصب حکم فرماست. از ابتدایی ترین مباحث شروع شده و به مباحث سیاسی هم کشیده می شود به تکفیر بزرگان عرفان و اخلاق نمونه زیر بخشی از این بداخلاقی هاست من قصدم ادامه این بحث نیست بحثم این است که نقطه مشترک این آقایان چرا به تقابل با نوع خاصی از تفکر می انجامد(که فعلا اسمش را نمی برم) ؟ سؤال بنده علاقه مند به مباحث عرفانی و عرفای بزرگوار و شخص علامه حسن زاده هستم اما مدتی سابق بر این مطلبی شنیدهام که قلب مرا آزرده و ذهنم را مشغول کرده است و اما اصل مطلب: یکی از روحانیون دارای تالیفات که تا آنجا که ما نسبت به ایشان شناخت داریم اهل کذب و افتراء نیست لکن میانه خوبی با عرفان ندارد در جمعی خصوصی این مطلب را مطرح کرد: آقای …(نام وی را فراموش کرده ام) از دوستان حسن زاده آملی و جوادی آملی بوده لکن اخیرا با آنها قطع رابطه کرده و از حجره خود در مدرسه خان (آن طور که بنده به یاد دارم) بیرون نمیآید و بسیار نارحت و ملول بوده از حسن زاده مکدر بوده و به وی توهین میکند و فحش و ناسزا میدهد و دلیل آن هم این بوده که روزی به آقای حسن زاده گفته بوده است که چرا زیارت حضرت ثامن الائمه نمیروی؟ آقای حسن زاده در جواب گفته بوده است: امام رضا ولی خدا است لکن مرده است (نعوذ بالله) قرار نیست ولی زنده خدا به دیدار ولی غیر زنده برود!!!!! (أعاذنا الله) آقای…وقتی این کلام را از حسن زاده شنیده است شروع به دادن فحش های رکیک کرده و از مجلس بیرون آمده و از اینکه با وی رفاقت داشته و مشغول چنین مباحثی (فلسفه و عرفان) بوده ناراحت و ملول است. این مضمون آنچه بود که از آن معمم شنیدم آیا احتمال دارد (با توجه به اینکه بنده سراغ ندارم در این سالها علامه حسن زاده به مشهد و زیارت حضرت ثامن الحجج علیه السلام مشرف شده باشند) این مطلب واقعیت داشته باشد و آیا محمل صحیحی میتوان برای آن فرض کرد؟ منتظر جواب و دعاگویتان هستم جواب سلام علیکم درباره این مطلب مکرر از این حقیر سؤال شدهاست و سوال مجدد شما بهانه ایست که تفصیل ماجرا را عرض نموده و در پایگاه در معرض دید عموم قرار دهیم خصوصاً که متاسفانه یکی از افراد مورد اتهام در این ماجرا شخص بنده میباشم. در سال گذشته در مشهد مقدس همایش بزرگداشتی از حضرت علامه حسن زاده برگزار شد که حقیر مدیر علمی آن بودم. بحمد الله همایش با استقبال بیش از هزار نفر با عزت و خوبی برگزار شد و حضرات آیات اساتید رمضانی، یزدان پناه و رضائی در آن مطالبی را بیان فرمودند. حدود یک ماه پس از همایش افراد متعددی از طلاب به حقیر مراجعه کردند که شنیدهایم که شما در یک مجلس خصوصی از حضرت علامه حسن زاده شنیدهای که گفته اند من به زیارت امام رضا علیهالسلام نمیروم چون من ولی زندهام و ایشان ولی مرده (نعوذ بالله) و در مجالس تفکیکی پشت سر شما میگویند که آقای وکیلی چقدر بیتقواست که با آنکه خودش این مطلب خلاف را از ایشان شنیده باز هم برای ایشان همایش بزرگداشت گرفته است. حقیر به همه عرض کردم این سخن کذب محض است چون بنده تا به حال در هیچ مجلس خصوصی خدمت حضرت علامه نرسیدهام و نه از ایشان و نه از کسی دیگر چنین سخنی هم نشنیدهام. پس از پیگیری معلوم شد که ناقل اصل ماجرا یکی از اساتید درس خارج مشهد میباشند که شخصی راستگو و امین میباشند. به ایشان تماس گرفتم ایشان مطالبی گفتند که آنچه اکنون در خاطرم هست اینست: «بنده از شما (وکیلی) چیزی نقل نکردهام بلکه از آقای … این مطلب را نقل کردم که شباهت لفظی با شما دارد و ایشان هم دورهای ما در زمان تحصیل در قم بود و پس از آمدن هر دو به مشهد نیز روابطمان برقرار بود و تنها کسی که با ایشان روابط داشت بنده بودم و ایشان علاوه بر فقه و اصول در فلسفه نیز زیاد کار کرده بود شاگرد آقایان حسن زاده و جوادی بود و مدتی پیش به رحمت خدا رفت و آدم عجیبی بود و وصیت کرده بود که هیچ کس از مرگش و محل دفنش با خبر نشود و بنده هم چند ماه پس از رحلت ایشان توسط فرزندشان مطلع شدم و به من هم که گفتند فقط به واسطه این بود که بنده واسطه در رساندن وجهی به ایشان بودم و بنده را از رحلت ایشان مطلع کردند تا دیگر آن وجه را واریز نکنم چون محذور شرعی داشت و گرنه هر کس دیگر به درب منزل ایشان میرفته است میگفتهاند ایشان منزل نیست و نمیگفتهاند که رحلت نموده است. ایشان ابتدا روابط بسیار صمیمی با این دو استاد خود داشت ولی بعداً با آقای حسن زاده بسیار بد شد و میگفت یک بار به ایشان گفتم شما در این تعطیلات چرا به مشهد نمیروید و ایشان گفتند ولی زنده که به زیارت ولی مرده نمیرود. و من هم بسیار ناراحت شدم و چند اهانت به ایشان کردم و مجلس را ترک نمودم و پس از آن هم حتی اگر ایشان را در کوچه ببینم سلام نمیکنم. ولی روابط این آقا با آیت الله جوادی تا آخر خوب بود و احترام میانشان برقرار بود.» حقیر (وکیلی) به آن استاد خارج عرض کردم: آیا شما صحت نقل قول ایشان را به عهده میگیرید؟ مگر این همه ارادت علامه حسن زاده را به اهل بیت علیهمالسلام ندیدهاید و ندیدهاید که به زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها با تمام ادب مشرف میشدند و معلوم است کسی که خود را از زیارت حضرت امام رضا علیهالسلام مستغنی بداند به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها نمیرود؟ گفتند: «بنده صحت مطلب را به عهده نمیگیرم و شرعاً نیز خود را مجاز به نقل و انتشار این مطلب نمیدانم و در مجلسی خصوصی برای آقای … نقل کردم و شخصی در آنجا بود که کولر درست میکرد و در اصل سابقه طلبگی داشت و ایشان شنیده بود و به علت شباهت اسمی به شما (وکیلی) نسبت داده بود و خبر از طریق وی پخش شده است. ایشان شخص معتدلی نبود و در زمانی هم که قم بودیم کارهای خاصی میکرد و به خصوص نسبت به اهل بیت علیهمالسلام خیلی حساس بود و اگر کسی چیزی میگفت برخوردهای خاصی میکرد و در زمان نوشته شدن کتاب شهید جاوید و حوادثی که در قم پیش آمد گروهی از افراد بزن بهادر را جمع کرده بود تا با دسته آقای صالحی نجف آبادی در بیافتند و یک بار که دسته طرفدار آقای صالحی میخواستند به مرحوم آیت الله اراکی متعرض شوند ایشان آدمهایش را فرستاد و برخی از آن افراد را گرفتند و در آب حوض انداختند و … و خلاصه در این مسائل افراط و تفریطهائی میکرد و بنده به عهده نمیگیرم که در نقل این مطلب از آقای حسنزاده کم و زیاد و افراط و تفریط نشده باشد و خودم هم نقل این مطلب را روا نمیدانم.» (پایان سخن مدرس خارج مزبور) بنده (وکیلی) عرض میکنم حقیر در مشهد آن شخص را از قدیم میشناختم و به فلسفه و عرفان تا آخر علاقمند بود و در این علوم مسلط بود و زمانی با جمعی از رفقا میخواستیم از ایشان فلسفه یا برهان شفاء درس بگیریم و تقاضای مکرر نمودیم ولی قبول نکرد و از مطالبی هم که میگفت معلوم بود که در این علوم مسلط است و به مرحوم علامه طباطبائی علاقمند و معتقد بود. بعدها یکی از فضلا که ایشان را از قم میشناخت در مقام راهنمائی به حقیر گفتند: «از آقای … درس نگیرید چون برکتی ندارد. ایشان کارهائی کرده بود که پدرش از ایشان ناراضی شد و راضی هم نگشت و به خاطر همین کارها خداوند برکت را از او سلب نمود و با اینکه مجتهد است ولی اثر خیری در جائی ندارد.» شخص مزبور در چند سال آخر عمر مکررا در خیابان بدون عبا و عمامه و با یک کلاه و با محاسن و موئی نامنظم تردد میکرد و اصلا معلوم نمیشد یک عالم دینی است. در هر صورت با وجود اینکه هم عالم بود و هم خلیق و متواضع ولی متعادل نبود. این خلاصهای از شرح ماجرا و منبع نقل این مطلب که با وجود اطلاعات پیش گفته معلوم میشود که به نقل ایشان نمیتوان اعتماد کرد و سوء تفاهم و سوء برداشت و جوش آوردن و عصبانی شدن و برخورد غیرمعقول در ایشان امری عادی بوده است و نمیتوان به یک نقل از این چنین انسانی همه سیره نورانی حضرت علامه حسن زاده و محبت، ارادت و ولاء ایشان را نسبت به اهل بیت علیهمالسلام نادیده گرفت و زیر پا گذاشت. آیا عاقلانه است که این همه نوشته و گفته را از حضرت علامه نادیده بگیریم و به یک چنین نقلی تمسک کنیم و سر و صدا راه بیاندازیم. در متون دینی ما آمده است که غیبت از زنا اشد است و تهمت و افتراء از غیبت اشد است و تهمت به حسب مراتبش گناهش زیادتر میشود. تهمت به به یک انسان عامی گناهی دارد و به یک انسان عالم گناهی. تهمت به یک مرد عادی حدی دارد و به یک شیعه خالص و مؤمن و متقی در اوج مراتب معنوی حدی. موضوع تهمت هم مراتبی دارد گاهی انسان کسی را به بداخلاقی متهم میکند گاه به دروغگوئی گاه به بی ادبی به اهل بیت علیهمالسلام و گاه به مخالفت با قرآن و عترت و گاه … و هر کدام گناهش بزرگتر از دیگری است. حال خودتان حساب کنید گناه کسانی که چنین تهمتی را به حضرت علامه زده اند و ترویج نموده اند و امثال این دروغها را به ایشان میبندند چه موقفی در نزد خداوند دارند و با کدام دسته از گناهکاران محشور خواهند شد و آیا با ارتکاب این نوع گناهان میتوانند امیدی به فهم معارف اهل بیت علیهم السلام داشته باشند و آیا خداوند متعال از چنین افراد بی تقوا و بی مروتی دستگیری میکنند و باب فهم معارف را بر ایشان میگشاید؟ (البته درب رحمت الهی باز هم باز است) لطفاً از مخالفان عرفان که چنین اتهاماتی را ترویج میدهند بپرسید اگر کسی درباره شما مطلبی را شنیده بود که همه قرائن هم بر کذب آن شهادت میداد آیا حلال است که پشت سر شما آن مطلب را نقل کند و به بدگوئی بنشیند؟ از حلال بودنش بگذریم آیا جوانمردانه است؟ ان لم یکن لکم دین فکونوا احرارا فی دنیاکم. در هر صورت انسان دست شیطان را در این مسائل به وضوح میبیند که تا همایشی برگزار میشود و ذکر خیری از یکی از اولیاء خدا به میان میآید فوراً شیاطین به تکاپو در آمده و به نشر تهمتی جدید همت میگمارند تا مبادا نفوس زنگار گرفته اهل دنیا به سوی آن ولی خدا روی آورده و از آب گوارای وجود او استفاده برند. از مطالب گذشته روشن است که مطالبی که آن روحانی صاحب تالیف نقل کرده است علاوه بر کذب بودن اصل ماجرا خالی از دقت است و این مطلب مربوط به سالها پیش ( و ظاهراً قبل از انقلاب) بوده و آن شخص مزبور هم هیچگاه از اصل فلسفه و از حضرت آیت الله جوادی رو برنتافته است. اما جریان مشرف نشدن حضرت علامه به مشهد مقدس در سنین اخیر, حقیر اطلاع دقیقی ندارم که اصلا مشرف نشده اند یا به صورت مخفیانه و بی سر وصدا مشرف شده اند و آیا علت آن کهولت سن و مریضی است یا چیز دیگر ولی در هر حال دو علت اصلی درباره آن به خاطرم میرسد: علت اول: نفوس اهل سلوک و توحید در اثر مجاهده و ممارست در مسیر تقوا و ورع گاه نوعی لطافت خاص مییابد که برای دیگران قابل ادراک نیست. این لطافت سبب میشود که حال تواضع و خضوع بیش از حد متعارفی ظاهرا و باطنا نسبت به مقام ولایت پیدا کنند و اعمالی از ایشان سر زند که برای ما اهل دنیا غریب مینماید و عقول ما بدان حد نمیرسد و لذا گاه از اصل یک عمل در ملأ عام صرف نظر میکنند تا اهل دنیا زبان به طعن نگشایند. حضرت استاد آیت الله رمضانی مد ظله در همایش بزرگداشت حضرت علامه حسن زاده در مشهد در خلال سخن گفتن از میزان عشق و خضوع حضرت علامه نسبت به اهل بیت علیهم السلام حکایتی را نقل نمودند که سزاوار است بدان اشاره شود, ایشان فرمودند: «… این عزیزانی را که فانی در ولایتند و راهی جز ولایت در رسیدن به کمال نمیشناسند در معرض اتهاماتی قرار میدهند که بسیار مایه تأسف است… [حضرت علامه حسن زاده] میفرمودند: یک وقتی ما مشرف شدیم شوش. آن شهری که دانیال نبی دفن هستند. گفتیم برویم زیارت این پیامبر خدا. وضو گرفتیم و آماده شدیم و رفتیم به نزدیک مزار ایشان . دم در موقعی که خواستم وارد شوم آن قدر عظمت ایشان مرا گرفت و آن قدر تحت تاثیر عظمت ملکوتی ایشان واقع شدم دیدم نمیتوانم قدم از قدم بردارم. با خود گفتم کجا تو با این وضعی که داری و با این موقعیتی که داری میخواهی بروی زیارت این حقیقتی که واسطه فیض بین حق و خلق است. عقب گرد کردم. باز دیدم نمیتوانم از خیر فیض زیارت این انسان کامل دست بردارم باز طمع کردم بروم جلو و از فیض زیارت ایشان بهره ببرم. یک مقدار جلو رفتم باز این حالت بر من عارض شد نتوانستم جلو بروم. باز برگشتم عقب به طوری کلی منصرف شدم از زیارت حضرت دانیال . ساک در دستم بود حیران و سرگردان در خیابانهای اطراف میگردیدم و نمیدانستم چه کار کنم. من [آیت الله رمضانی] حوصله ام سر رفت و گفتم بالاخره زیارت رفتید یا نرفتید؟ ایشان فرمود: رفتم اما چه رفتنی؟ هر کس در آنجا بود حکم به جنون من کرد. عرض کردم چکار کردید؟ فرمود: دیدم نمیشود از فیض زیارت دست برداشت. از آن طرف هم نمی شود به شکل طبیعی و معمول به زیارت یک انسان کامل رفت. کاری کردم که هر کس بود در آنجا حکم به جنون من داد. عرض کردم چه کردید؟ فرمود: از همان بدو ورود تا پای ضریح با این عبا و قبا و این وضعی که داشتم سینه خیز رفتم و خودم را به کنار ضریح رساندم و باز با همان حالت بازگشتم. این مقام معرفت یک انسانی است که میفهمد که در این نظام انسان کامل چه جایگاهی دارد. این انسان اعتقاد دارد که ائمه معصومین علیهمسلاماللهاجمعین, علیبنابیطالب و اولاد طاهرین در مقام مقایسه با دانیال نبی همان نسبتی را دارند که خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم با دانیال نبی دارند » (پایان کلام حضرت آیت الله رمضانی مد ظله) اکنون باید از مخالفان عرفان که چنین سخنانی را پخش میکنند بپرسیم کدام یک از شما مدعیان ولایت مداری چنین حال خضوعی در محضر اهل بیت علیهمالسلام دارید چه رسد به محضر دانیال نبی؟ آیا اگر شما هم چنین حال عشق و خضوعی داشتید و از خود بی خود شده در برابر حضرات به خاک می افتادید و مردم حکم به جنون شما میدادند باز هم با این حال روحی به زیارت مشرف میشدید یا از ره دور به سلام دادن و عرض ادب و خاکساری بسنده میکردید؟ آیا جنایت نیست که بزرگی آن قدر تواضع قلبی نسبت به محضر معصومین داشته باشد که حالش در زیارت یکی از پیامبران سلف علی نبینا و آله و علیهم السلام چنین باشد و آن وقت به وی تهمت بزنیم که وی خود را از زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلاممستغنی میداند؟ این همه در علم اصول در باب حمل فعل مسلم بر صحت بحث کردید آیا این قدر نفع نداشت که لااقل از تهمت زدن به اولیاء الهی دست بردارید و فعل و ترک آنا ن را با خود مقایسه ننمائید؟ کار پاکان را قیاس از خود مگیر.........گرچه با در نوشتن شیر شیر اگر امثال ما برای ترک زیارت هیچ محملی جز استکبار نداریم آیا مجازیم فعل مقربان درگاه الهی را هم بر این معنا حمل نمائیم؟ حقیر وقتی این ماجرای زیارت ایشان از حضرت دانیال نبی را میخوانم و تهمت زیارت نرفتن حضرت علامه را به خدمت حضرت امام رضا علیهالسلام میشنوم یاد حدیث سلیمان جعفری درباره علیبنعبیدالله (از نوادگان حضرت امام زین العابدین علیهالسلام) می افتم که با وجود علاقه بسیار به حضرت امام رضا به دیدارشان نمی رفت و وقتی علتش را جویا شدند گفت ابهت و جلال آن حضرت مانع از این است که خدمتشان مشرف شوم. تا آنکه روزی در مجلسی عمومی به زیارت حضرت مشرف شد و پس از آن در هنگام مریضیش آن حضرت به عیادتش آمدند و پس از رفتن حضرت همسر وی از شدت علاقه خود را بر جائی که حضرت نشسته بودند انداخت و زمین را به عشق آن حضرت میبوسید و دست میکشید … متن این روایت زیبا و شریف به نقل بحار از کشی چنین است: «رجال الکشی قَرَأْتُ فِی کِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ بِخَطِّهِ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ لِی عَلِیُّ بْنُ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ أَشْتَهِی أَنْ أَدْخُلَ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام أُسَلِّمُ عَلَیْهِ قُلْتُ فَمَا یَمْنَعُکَ مِنْ ذَلِکَ قَالَ الْإِجْلَالُ وَ الْهَیْبَةُ لَهُ وَ أَتَّقِی عَلَیْهِ قَالَ فَاعْتَلَّ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام عِلَّةً خَفِیفَةً وَ قَدْ عَادَهُ النَّاسُ فَلَقِیتُ عَلِیَّ بْنَ عُبَیْدِ اللَّهِ فَقُلْتُ قَدْ جَاءَکَ مَا تُرِیدُ قَدِ اعْتَلَّ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام عِلَّةً خَفِیفَةً وَ قَدْ عَادَهُ النَّاسُ فَإِنْ أَرَدْتَ الدُّخُولَ عَلَیْهِ فَالْیَوْمَ قَالَ فَجَاءَ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام عَائِداً فَلَقِیَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام بِکُلِّ مَا یُحِبُّ مِنَ الْمَنْزِلَةِ وَ التَّعْظِیمِ فَفَرِحَ بِذَلِکَ عَلِیُّ بْنُ عُبَیْدِ اللَّهِ فَرَحاً شَدِیداً ثُمَّ مَرِضَ عَلِیُّ بْنُ عُبَیْدِ اللَّهِ فَعَادَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام وَ أَنَا مَعَهُ فَجَلَسَ حَتَّى خَرَجَ مَنْ کَانَ فِی الْبَیْتِ فَلَمَّا خَرَجْنَا أَخْبَرَتْنِی مَوْلَاةٌ لَنَا أَنَّ أُمَّ سَلَمَةَ امْرَأَةَ عَلِیِّ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ کَانَتْ مِنْ وَرَاءِ السِّتْرِ تَنْظُرُ إِلَیْهِ فَلَمَّا خَرَجَ خَرَجَتْ وَ انْکَبَّتْ عَلَى الْمَوْضِعِ الَّذِی کَانَ أَبُو الْحَسَنِ فِیهِ جَالِساً تُقَبِّلُهُ وَ تَتَمَسَّحُ بِهِ قَالَ سُلَیْمَانُ ثُمَّ دَخَلْتُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ فَأَخْبَرَنِی بِمَا فَعَلَتْ أُمُّ سَلَمَةَ فَخَبَّرْتُ بِهِ أبو [أَبَا] الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ یَا سُلَیْمَانُ إِنَّ عَلِیَّ بْنَ عُبَیْدِ اللَّهِ وَ امْرَأَتَهُ وَ وُلْدَهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ یَا سُلَیْمَانُ إِنَّ وُلْدَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ علیهم السلام إِذَا عَرَّفَهُمُ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ لَمْ یَکُونُوا کَالنَّاسِ » (بحار, ج۴۹, ص۲۲۲) علت دوم: اما وجه دوم در زیارت نرفتن بسیاری از بزرگان یا کم زیارت رفتن یا مخفیانه زیارت رفتن حفظ ادب و احترام امام علیه السلام و زوار آن حضرت است. مکرراً از تفکیکیانی که بی تقوا هستند شنیدهایم که به رهبر فقید انقلاب مرحوم آیتاللهالعظمی خمینی قدس الله سره اعتراض میکنند که چرا از اول انقلاب ایشان به زیارت امام رضا علیهالسلام نیامدند؟ و حقیر یک بار در یک مجلس بودم که شخصی این مطلب را با زشتترین تعابیر و اهانتها و چند تهمت اضافه بیان میکرد و نظیر آنچه را درباره حضرت علامه حسن زاده نقل شد درباره ایشان میگفت. حقیر از صحت و سقم این مطلب اطلاع ندارم و چه بسا ایشان بارها مخفیانه به مشهد مشرف شده باشند.( چنانکه یکی از شاگردان مرحوم علامه طهرانی قدس سره میگفتند: ایام فتح خرمشهر بود که در منزل مرحوم علامه روی بالکن مشغول کار کردن بودم و ایشان در مکتبه خود مشغول تالیف بودند که در آسمان صدای عبور هلی کوپتر بلند شد و مرحوم علامه تشریف آوردند بیرون و پرسیدند چه خبر است؟ عرض کردم هلیکوپتری مشغول دور زدن در آسمان است و چیز خاصی نیست در این ایام اینها در شهر تردد میکنند و نظارت دارند. نگاهی به آسمان نموده و فرمودند این هلی کوپتر آیتاللهخمینی است و ایشان برای شکرانه فتح خرمشهر به زیارت حضرت امام رضا آمدهاند. این سخن بر من خیلی سنگین آمد و با خود گفتم در این شلوغی چگونه ممکن است که ایشان به مشهد بیایند. شب در محضر ایشان و یکی از رفقا به حرم مشرف شدیم و در بدو ورد یک پیرمرد درشت هیکل ترک زبان با خوشحالی بسیار زیاد به سوی حضرت علامه آمد و دست به گردن ایشان انداخت و ایشان را بوسید و با زبان ترکی گفت آقا ایت الله خمینی به حرم آمده بودند. و وقتی از زیارت فارغ شدیم و بر میگشتیم حضرت علامه رو به من کردند و عبایشان را روی سرشان کشیدند و فرمودند: آقای … فرض کنید بنده آیت الله خمینی عبا را روی سرم میکشم و سوار هواپیما میشوم و از هواپیما پیاده میشوم و سوار هلی کوپتر میشوم و به حرم میآیم و هیچ کس هم نمیفهمد. آیا نمیشود؟) عرض حقیر اینست که وقتی بزرگی در میان مردم محبوبیت خاصی دارد که وقتی وی را میبینند به دور او جمع میشوند و دست و روی او را میبوسند و احترام میکنند طبیعی است که آن بزرگ در ملأ عام به حرم مشرف نشود چون چه بسا دوست ندارد در محضر امام علیه السلام کسی به دور او جمع شود و به او احترام کند و این امر را بی ادبی در محضر امام علیه السلام میشمارد و قرق کردن حرم را نیز برای خود منافی حرمت زوار بارگاه ملکوتی میداند. آیا این رواست که ما با بهانه های واهی کسانی را دور از اهل بیت علیهم السلام بشماریم که تمام عمرشان را در راه اعتلاء اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام صرف کرده اند و اگر امروزه ذکری هم از اسلام و قرآن و عترت در میان است به برکت انقلاب و مجاهدتهای ایشان است؟ آیا این چیزی است جز نمک خوردن نمکدان شکستن. زمانی در نجف توفیق شد به محضر فقیه و مرجع بزرگوار حضرت آیت الله سیستانی مدظله العالی رفتم و ایشان در خلال مطالب فرمودند چندین سال است به زیارت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام نرفتهام و فقط گاهی که دلم خیلی میگیرد بر بالای بام رفته و به گنبد نظر کرده و سلام میدهم. (نقل به مضمون – عجیب اینجاست که از منزل ایشان تا حرم چند قدمی بیش راه نیست. البته ظاهرا بعداً در ماجرای سفر به خارج از کشور موفق شدند یک یا دوبار نیز به زیارت مشرف شوند.) حقیر در اینکه حرم نرفتن ایشان وجهی شرعی و عقلی داشته و برخاسته از تقوا و طلب رضای الهی است شکی ندارم ولی در دل خود گفتم که خداوند رحم نموده که حضرت آیت الله سیستانی متهم به دفاع از فلسفه و عرفان نیستند و گر نه همین یک قضیه کافی بود تا مخالفان عرفان همه زمین و زمان را پر نموده و ایشان را متهم کنند که خود را – نعوذ بالله – از زیارت حضرت امیر المؤمنین علیهالسلام مستغنی میدانند و در حالیکه منزلشان در چند قدمی حرم است چندین سال است حرم مشرف نشدهاند و … و نیز یکی از فضلا نقل کردند از یکی از مشاهیر نجف که: من فقط سالی دو سه بار به حرم مشرف میشوم چون هر بار حرم میروم مردم آن قدر دستم را میبوسند که خسته میشوم. باری عجیب اینجاست که انسانهای جاهل در هر مسألهای بهانه ای دارند. اگر کسی که میداند در صورت آمدن به زیارت، مردم دور او جمع شده و صورت و بلکه دست او را حتی در هنگام ایستادن در مقابل ضریح مطهر و خواندن زیارت میبوسند برای رعایت حرمت امام علیهالسلام به زیارت نیاید درباره او آن طور شائعه میسازند و اگر طاقت فراغ حضرت را نیاورده و به حرم مشرف شد میگویند این آقا چرا با این وضع به حرم مشرف میشود چنانکه همین مخالفان عرفان درباره مرحوم حضرت آیتاللهالعظمی بهجت قدس سره که هر روز به حرم مشرف میشدند و مدت زیادی هم ایستاده زیارت میخواندند و عشقشان به حضرت امام رضا علیهالسلام و زیارت کردنشان در میان علما مثل زدنی بود اعتراض میکردند که چرا ایشان این طور به حرم میآیند که وقتی در حرم وارد میشوند عده زیادی از مردم دور ایشان را میگیرند و پشت سر ایشان حرکت میکنند و در محضر حضرت امام رضا علیهالسلام مرید و مرادی راه انداختهاند و امثال این مطالب از سخنان بی اصل و اساس؛ در حالیکه ایشان با آن جمعیت به حرم نمیآمدند بلکه مردم از فرط علاقه به ایشان دور ایشان جمع میشدند و با ایشان از این سو به آن سو میرفتند و ایشان نیز حالشان طوری نبود که با مردم پرخاش نموده و ایشان را متفرق سازند و اگر دیگر فقها نیز همان نور و جذبه را داشتند عامه مردم به دور ایشان نیز به همین شکل جمع میگشتند. به هر حال اصل این نسبتها منشائی جز بی تقوائی و بی انصافی ندارد و اگر انسان به دستور شرع عمل نماید برای حرم نرفتن یک عالم بزرگ دینی دهها احتمال صحیح و وجیه وجود دارد که مؤمن نمیتواند از آن غافل باشد. [b]*************** خود بنده زیارت علامه حسن زاده را از حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مشاهده کرده ام شما نوع و کیفیت زیارت ایشان را ببینید متوجه فاصله واقعیت تا گفتار این روبه صفتان گرفتار دنیا می شوید. |
|||
|
|
۲۲:۰۷, ۱۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بالای ضریح امام رضا (علیه السلام)
![]() ![]() یه پنجره استگاهی شاید ...... ![]() تو این عکس هم تا حدودی معلومه
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| علامه حسن حسن زاده آملی | FN_AntiZionism | 70 | 27,189 |
۵/شهریور/۹۴ ۱۷:۰۷ آخرین ارسال: شیدا |
|
| 1001 نکته از علامه حسن زاده آملی | فرید | 59 | 27,653 |
۲۹/خرداد/۹۴ ۱۹:۵۳ آخرین ارسال: محمدهادی |
|
| وصف خاطراتی از علامه حسن زاده ی آملی | Admirer | 8 | 4,591 |
۱۹/اسفند/۹۲ ۱۴:۵۷ آخرین ارسال: Ramin_Ghn |
|
| توصیه آیة الله بهجت برای زیارت امام رضا (علیه السلام) | میثاق | 0 | 1,369 |
۱/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۵ آخرین ارسال: میثاق |
|








