|
...:::خیال و عقل:::...
|
|
۲۳:۳۴, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۹۲ ۰:۴۷ توسط fatemeh-55.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم یکی از مباحثی که در نفس شناسی فلسفی همیشه مطرح بوده، قواي نفس است انسان شامل پنج قوه ظاهری :باصره ،شامه،لامسه،سامعه و ذائقه است وهمین پنج قوه بصورت باطنی دارد حالا چرا میگوییم باطنی؟!ازین جهت که وقتی در خواب بسر می بریم می بینیم اما نه با این چشم ظاهری,می شنویم ولی نه با این گوش ظاهری و همین طور سایر قوا،درحالت خواب نفس یک تعلق نباتی به بدن دارد. دو قوه دیگر در نفس انسان وجود دارد بنام قوه خیال و وهم غرض از بیان این مطالب معرفی یکی از شوون نفس بنام قوه خیال است و نتیجه گیری ای که بعدا عرض خواهد شد قوه خیال دارای چند ماموریت در نفس است 1-آنچه را که توسط پنج قوه ظاهری دریافت میکند در مخزن خودش صورت گری میکند 2-این کار برای قوه باطنی نیز انجام میدهد یعنی انچه ما در خواب یا بیداری می شنویم ،می بینیم، می چشیم، لمس میکنیم، و می بوییم در قوخ خیال تصویر سازی میشودبه عبارتی این قوای ده گانه الت کسب قوه خیال هستندو آنچه را که دریافت می کنند تحویل قوه خیال میدهند 3-با داشتن این الات کسب قوه خیال هم میتواند از جنبه مادی ظواهر عالم را شکار کند هم می تواند درعالم مثال(برزخ) مثالِ کل موجودات نشئه طبیعت را شکار کند حال ماموریت قوه خیال این استکه این اشکال و صور را تصویرگری کرده وتحویل قوه عاقله دهد وقوه عاقله نیز این ها را به ادراکات عقلی می کشاند وگرفته های قوه خیال را عقلانی میکند در چنین حالت است که شخص به مرتبه عقل راه پیدا کرده است. این جاست که می فهمیم مرتاضان تا خیال راه پیدا میکنند و به مرتبه عقل نمیرسند چراکه کارهایی که انجام میدهند عقلانی نیست قوه خیال تاززمانی که با حوس پنجگانه با بیرون مشغول کاراست این یک نحوه انصراف از ماوراء طبیعت است به این نشئه یعنی رویگردانی از ماوراءطبیعت و رو کردن به طبیعت در واقع بجای اینکه رو به طرف عقل کند تا حقایق را از بگیرد دائما رویش به طرف حواس پنجگانه ظاهری است در این حالت تکاملی پیدا نمیکندحتی در قوای باطنی چه برسد به اینکه به قوه عاقله برسد چنین شخصی حتی اگر ازین دنیا هم برود دو حالت رخ می دهد اگر خودش را پاک نگه داشته باشد یعنی حلال ببیند ،حلال بخورد، حلال گوش دهد و.. در برزخ نیز قوه خیالش برایش حقایق ملکوتی را شکار میکند اما اگر تمام توجه خیال در دنیا به همین مادیات باشد وقتی به برزخ میرود انچه را ک دریافت یکند بد صورتگری میکند چون در دنیا تربیت نشده ودر روایات داریم به سگ وحشی تعبیر شده وقوه خیال به کلب معلَم این جاست که می فهمیم چرا اینقر بما سفارش شده که خود سازی کنید و یا اینکه میگویند عاقل کسی است [/b] [b]که کم حرف بزند ،کم بخورد وازین دست روایات... برای این که شرح حال قوه خیال را تجربه کنید میتوانید تصمیم بگیرید چند دقیق ای به تفکر بنشینید یا چرا راه دوری برویم همین نماز خواندن!بازیگری قوه خیال به این صورت است که از خاطرات قریب شروع میکند و به خاطرات دور میرود وازین شاخه به ان شاخه می رود واین به این علت است که خیال با کثرت مانوس است که نقطه مقابل عقل که با وحدت مانوس است اما چنانچه عقل حاکم بر خیال باشد شخص نماز میخواند سائل را می بیند،درخواستش را می شنود دست به[/b] [b]انگشتر می برد وهمچنان مزاحم نمازش هم نمیشود اینجاست که این انسان کامل می شود مظهر اسم یامن لا شغله شأن عن شان اگر بخواهیم به یک جمع بندی برسیم این نتیجه را میگیریم که قوای ظاهری و[/b] [b]باطنی وخیال و وهم همگی خوراک دارند وما باید این خوراک را مراقبت کنیم واین میشود تهذیب نفس وغرض از تهذیب نفس سلطنت عقل بر خیال وسلطنت عقل بر خیال یعنی ورود به مرتبه انسانیت و خروج از حیوانیت... فتدبر[/b] ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








