کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لاتی که شهید چمران آوردش جبهه
۱۵:۴۵, ۲۲/آذر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آذر/۹۲ ۱۷:۲۶ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
یکی از شهرت های شهید چمران به این بود که لات ها رو از خیابون جمع میکرد و توی جبهه رزمنده میکرد !!! داستان زیر متعلق به یکی از این لات ها هستش

"آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد ...."


ر- ض - ا سگه ... یه لات بود تو مشهد ...

هم سگ خرید و فروش می کرد و هم دعواهاش از نوع ... بود

یه روز داشت میرفت سمت کوه سنگی برای دعوا و غذا خوردن

دید یه ماشین داره تعقیبش می کنه ...

آرم ماشین : " ستاد جنگهای نا منظم" راننده، شهید چمران ...

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت :

" فکر کردی خیلی مردی ؟! "


- بروبچ اینجور میگن !!

- اگه مردی بیا بریم جبهه ..................


به غیرتش بر خورد ...

راضی شد ....

بردش جبهه ......



شهید چمران تو اتاق نشسته بود ...

یه دفعه دید که صدای دعوا میاد ! ...

با دست بند، رضارو آوردن تو اتاق ...

رضارو انداختنش رو زمین : " این کیه آوردید جبهه ؟! ....... "

رضا شروع کرد به فحش دادن ...

دید که شهید چمران توجه نمیکنه ....

یه دفه داد زد : " کچل با توام ...!!!! "


یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد :

" چی شده عزیزم ؟ چیه آقا رضا ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ "

قضیه این بود....

آقا رضا داشت میرفت بیرون ....

بره سیگار بگیره و برگرده ... با دژبان دعواش شده بود ....

شهید چمران : " آقا رضا چی میکشی ؟!! ....

برید براش بخرید و بیارید ...! "


شهید چمران و آقا رضا ... تنها تو سنگر ...

آقا رضا : میشه یه دو تا فحش بهم بدی ؟! کشیده ای، چیزی !!


شهید چمران : چرا ؟!


آقا رضا : من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده ...

تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه ...


شهید چمران : اشتباه فکر می کنی ...!

یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم،

نه تنها بدی نمیکنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده ...

هی آبرو بهم میده ...

و هم یکیو داشتی که هی بهش بدی میکردی بهت خوبی می کرده ...!

گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم ... یکم مثل اون بشم ...!


آقا رضا جا خورد ....................

رفت تو سنگر نشست ...

زار زار گریه می کرد ...


اذان شد .....

آقا رضا اولین نماز عمرش بود ..............

رفت وضو گرفت ... سر نماز ، موقع قنوت صدای گریش بلند بود .......


وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد ......

صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد ...


آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد ....

فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش ....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: AS53 ، عبدالرحیم ، black ، مرغ باغ ملکوت ، Islam ، بیداری اندیشه ، عبدالرحمن ، شهیدطیبه واعظی ، REZA245932 ، N.Mahdavian ، میلاد.م ، a_boy399 ، azade ، MohammadSadra ، warior ، Woodi2020 ، صهبا ، Mohammad Trust ، حسین14
۱۵:۵۱, ۲۲/آذر/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
الله اکبر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، خیبر110 ، عبدالرحمن ، شهیدطیبه واعظی ، 1441361 ، صهبا
۰:۴۳, ۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
سپاس
خیلی جالب بود
ممنون میشم جهت موثق سازی مطلبتون منبع رو هم بفرمایید
با تشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: صهبا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شهید عاشق "دکتر مصطفی چمران" Mohammad Trust 5 3,956 ۱/تیر/۹۴ ۷:۲۸
آخرین ارسال: Mohammad Trust
  یادی از شهید حسین خرازی "ابوالفضل جبهه ها" Agha sayyed 5 3,556 ۱۲/اسفند/۹۳ ۱۱:۵۵
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  رقص مرگ.آخرین دست نوشته ی شهید چمران قبل از شهادت parisan 12 7,965 ۱۷/آبان/۹۲ ۰:۴۷
آخرین ارسال: NARJES

پرش در بین بخشها:


بالا