|
قلبم به درد اومد وقتی دیدمش...
|
|
۱۲:۳۱, ۳۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۲ ۱۲:۴۱ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا سلام . . . راستش یه جوونی رو که قبلا دیده بودم و میشناختمش، به تازگی دیدم،،،اون موقع یه جوون سالم و سرحال بود که میخواست درسشو بخونه....بره دانشگاه...سربازی...و کلا زندگـــــی کنه... وقتی تازگی ها دیدمش، اصلا در نگاه اول نشناختمش!!!این کی بود؟؟؟؟ خدا وکیلی این همونی بود که من قبلا دیده بودمش؟؟؟ اصلا فکر کنم اونم منو نشناخت!!! ولی به حسب عادت سلام کرد، من هم سلام کردم... و مبهوت واقعا چه کار میشه کرد... وقتی خودش باورش اینه که دیگه از دست رفته... وقتی یکی داره میفته تو چاه دستتو دراز میکنی و ازش میخوای که دستتو بگیره...دوست داری بهش کمک کنی... اما وقتی که خودش نخواد که دستتو بگیره.... دیگه از دست تو کاری بر نمیاد ... . . . . . خیلی سخته... خیلی سخته که نتونی به کسی که داره جلو چشمات غرق میشه کمک کنی... . . . ای کاش خودت باور کنی که میتونی از این وضعیت کثیف خلاص بشی.... ای کاش یه سیلی محکم میزدی تو صورتت تا خواب از سرت بپره... کاش دوباره حقیقت وجودتو به یاد بیاری... . یکی منتظرته... ![]() یا حق |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۰۹, ۲۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
اعتیاد
تاسف باره اما مسئله ی من این جاست چرا برای رهایی از مشکلات وارد این مسیر بشه دانشجوی پزشکی باید معتاد بشه آیا ؟ مستند ظهور رو اغلب دیدیم یه قسمتش در مورد گرگی بود که از خوردن خون و بوی خون لذت می برد خون می خورد و لذت می برد اما بعد از مدتی فهمید خون خودشو داره میخوره به راحتی نمیشه گرگ رو از پا دراورد برای کشتن گرگ باید روباه بود تله گذاشت اما شاید خیلی چیزا دیگه قدیمی باشه اینا رو همه میدونن اما چرا میرن این سمتی !!! من خیلی باز به قضیه نگاه می کنم پسری که برای جبران کمبود محبتش با سه تا دختر دوست میشه برام قابل درکه فقیری که دزدی می کنه قابل درکه برای رففع نیاز رفتن به سراغ ناز حتی از راه غیر هم قابل درکه حداقل دنیاشو که داره اما برای رفع نیاز رفتن به سراغ چیزی که برطرفش نمیکنه بی معنیه ! میدونم جنبه ی رواانی داره اما مثل کسی میمونه که غذا میخاد اما آهنگ گوش میده تا یادش بره این آدم فقط روان خودشو داره درگیر می کنه اما بدنش داره سختی می کشه اعتیاد واضحه خیلی ................ |
|||
|
|
۱:۵۵, ۲۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
همیشه شخصی که خطایی رو میکنه یه توجیهی داره
یک نفر رو ندیدم که توجیه نداشته باشه در هر صورت صحبتم رو در 2 ارسال قبل کردم کاش اول صحبت های امام رو میزاشتم نقل قول:اصل قضیۀ مبارزه با فساد مطلقاً و با این قِسم از فساد که اعتیاد باشد، هیچ اشکال ندارد و مطلبی است که باید بشود، و باید هم دولت و اشخاصی که میتوانند کمک کنند که این فساد برداشته بشود، در این هیچ اشکالی نیست. هر عقلی و هر عاقلی این معنا را تصدیق دارد که با اینطور فسادها، که جوانهای ما را به نیستی تقریباً میکشد، باید مبارزه بشود؛ و آنهایی که معتاد هستند باید آنها را در مراکزی، از اعتیاد بیرون بیاورند. و بالاتر، جلوگیری از فروش و خرید و پخش اینطور مواد بیاشکال لازم است. از نظر شرع هم باید، این کار بشود. من حالا کیفیت اینکه ... وضعش چه جور است، این را دیگر من الآن اطلاعی ندارم، اگر آقایان، یک برنامهای دارند و آن برنامه موافق با مصالح است و موافق با همین قضیه است که برای جلوگیری از اعتیاد و برای اینکه معتادین را معالجه بکنند، بسیار امر صحیحی است و لازم. البته فساد در این مملکت هم منحصر به اعتیاد نیست. اعتیاد[و]اینطور فسادها[را]دامن زدند، زیاد کردند. اصل برنامه این بوده است که جوانهای ما را به فساد بکشند. نقل قول:هر کشوری با جوانهایش به پای خودش میایستد. از یک راه جوانهای ما را معتاد کردند به این مخدرات که دیگر یک کسی که معتاد به هروئین شد دیگر آدم اسمش را نمیشود گذاشت! یک موجودی است که آنجا نفس میکشد، این نمیتواند مبدأ یک کاری بشود، نمیتواند یک ادارهای را اداره کند، نمیتواند تفکر بکند در اموری که مملکتش احتیاج به او دارد. و همین طور مراکز فحشا که درست کردند، هر جا میرفتی یک مرکز فحشایی بود، جمع میشدند با هم. این اشخاصی که معتاد شدند به این، جوان است. جوان وقتی معتاد شد به این مراکز فحشا، همه چیزش میشود آن فحشا، این آن دیگر نمیتواند تفکر کند که مملکتش دارد چه میشود، نمیتواند تفکر کند که کی دارد مملکت را اداره میکند، چه جوری دارد اداره میکند؛ کاری به این کار ندارد. او فقط دنبال این است که ببیند که آن مرکز بهتر ارضا میکند او را، یا آن مرکز دیگر! دنبال همین است. یک عدۀ کثیری از جوانهای ما را هم کشیدند در این مراکز. سینماهای آن زمان هم همین بود ـ حالایش را من نمیدانم ـ سینماهای آن زمان هم همین بود که کسانی که معتاد شده بودند بروند سینما، اینها دیگر نقل قول:یک باب دیگر معتادین است. شما این را یک مسئلۀ اتفاقی ندانید که من باب اتفاق یک دستهای هروئین فروش شدند و یک دستهای هم مبتلا شدند. این هم یک مسئلهای است که ما داریم ضربهاش را از همین قدرتهای بزرگ میخوریم. توطئه است. یعنی قشر جوان قشری است که میشود از آن همه جور استفاده را کرد. |
|||
|
|
۱۹:۱۷, ۲۹/دی/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
ناااااااااااااااااااااااراحت شدم
|
|||
|
|
۱۵:۲۸, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
گاهی ما فکر می کنیم بعضی از چیزا خیلی از ما دورند همه ی ما فکر می کنیم که ما یه استثنا هستیم و با دیگران فرق داریم شاید یکی از دلایل به وجود اودن معتادایی که فقط محض کنجکاوی ......
داستان خسرو رو همه ی ا شنیدیم اما من دیدم شاید اگر شما هم دقیق بشین این هزاران را خسرو رو ببینیم دوستان می گن ناراحت میشین با دیدن ای افراد و یا صحنه ها اگر همه ی ما ناراحت میشیم پس کیا هستن افرادی ک معتاد هستند و معتاد میشن ؟ همین ما در معرضش هستیم و هنوز در برابرش واکسینه نشدیم کاش این تایپیک بشه یه اخطار به خودمون |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 67706_0lvk6TKP.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8105018734/67706_0lvk6TKP.jpg)


