|
زیارت اربعین پنجمین علامت مومن
|
|
۱۴:۰۷, ۳۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۲ ۱۴:۵۳ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
علامات المؤمنين خمس : صلاةُ الاحدي و الخمسين و زيارةُ الاربعين والتـَختم في اليَمين و تـَعفيرُ الجـَبين و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحيم. از حضرت امام حسن عسکري عليه السلام روايت شده که فرمودند: علامات مؤمن پنج چيز است: 1- اقامه پنجاه و يک رکعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز. 2- زيارت اربعين. 3- انگشتر به دست راست کردن. 4- جبين را در سجده بر خاک گذاشتن. 5- بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن. مصباح المتهجد، شيخ طوسي، ص 730 جابر بن عبدالله انصاری یکی از اصحاب پیامبر است که در سال 61 نابینا و مسن بود.ایشان محضر امام محمد باقر علیه السلام را نیز درک کرده است. وقتی خبر حادثه کربلا را شنید با غلامش از مدینه به کوفه راه افتاد به کوفه که رسید پیش شخصی به نام عطیه رفت که از دانشمندان بود و به همراه او به کربلا آمد عطیة بن سعد بن جناده عوفى کوفى که از روات امامیه است و اهل سنت در رجال، تصریح کردهاند به صدق او در حدیث، گفت: ما بیرون رفتیم با جابر بن عبدالله انصارى به جهت زیارت قبر حضرت حسین علیهالسلام. پس زمانى که به کربلا وارد شدیم، جابر نزدیک فرات رفت و غسل کرد، پس جامه را لنگ خود کرد و جامه دیگر را بردوش افکند. پس گشود بستهاى را که در آن سُعد بود و به پاشید از آن بر بدن خود. پس به جانب قبر روان شد و گامى برنداشت مگر با ذکر خدا، تا نزدیک قبر رسید. مرا گفت تا دست مرا به قبر گذار. من دست وى را به قبر گذاشتم. چون دستش به قبر رسید بى هوش بر روى قبر افتاد. پس آبى بر وى پاشیدم تا به هوش آمد و سه بار گفت: یا حسین! پس گفت: حَبیبٌ لایُجیبُ حَبیبَهُ؟؟؟؟؟؟؛ آیا دوست، جواب نمى دهد دوست خود را؟ پس گفت: کجا توانى جواب دهى و حال آن که در گذشته از جاى خود رگ هاى گردن تو و آویخته شده بر پشت و شانه تو، و جدایى افتاده بین سر و تن تو. پس شهادت مى دهم که تو مى باشى فرزند خیر النبیین و پسر سیدالمؤمنین و فرزند هم سوگند تقوى و سلیل هدى و خامس اصحاب کساء و پسر سیدالنقباء و فرزند فاطمه سیده زن ها، و چگونه چنین نباشى و حال آن که پرورش داده تو را پنجه سیدالمرسلین و پروریده شدى در کنار متقین و شیر خوردى از سینه ایمان و بریده شدى از شیر با سلام و پاکیزه بودى در حیات و ممات. همانا دل هاى مؤمنین خوش نیست به جهت فراق تو و حال آن که شکى ندارد در نیکویى حال تو. پس بر تو باد سلام خدا و خشنودى او. و همانا شهادت مى دهم که تو گذشتى بر آن چه گذشت بر آن برادر تو یحیى بن زکریا. پس جابر برگردانید چشم خود را بر دور قبر و شهدا را سلام کرد، بدین طریق: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ اَیَّتُهَا الْاَرْواحُ الَّتى حَلَّتْ بِفِناءِ قَبْرِ الْحُسَینِ عَلَیه السَّلامُ وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ، اَشْهَدُ اَنَّکُمُ اَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکوةَ وَ اَمَرْتُمْ بِالمَعْروُفِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ جاهَدْتُمُ الْمُلْحِدینَ وَ عَبَدْتُمُ اللّهَ حَتّى آتیکُمُ الْیَقینُ» پس گفت: سوگند به آن که برانگیخت محمد صلى الله علیه و آله را به نبوت حقه که ما شرکت داریم شما را در آن چه داخل شدید در آن. عطیه گفت: به جابر گفتم: چگونه ما با ایشان شرکت کردیم و حال آن که فرود نیامدیم ما وادى اى را، و بالا نرفتیم کوهى را و شمشیرى نزدیم؟ و اما این گروه، پس جدایى افتاده مابین سر و بدنشان، و اولادشان یتیم و زنانشان بیوه گشتهاند. جابر گفت: اى عطیه! شنیدم از حبیب خود رسول خدا صلى الله علیه و آله که مى فرمود: هر که دوست دارد گروهى را، با ایشان محشور شود و هر که دوست داشته باشد عمل قومى را، شریک شود در عمل ایشان. پس قسم به خداوندى که محمد صلى الله علیه و آله را براستى برانگیخته که نیت من و اصحابم بر آن چیزى است که گذشته بر او حضرت حسین علیه السلام و یاورانش.(منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج ۱، ص ۴۴۴ و وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص ۱۹۴٫) |
|||
|
|
۱۷:۲۱, ۳۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم این خیلی جالب بود حیفم اومد ننویسم خطبه هاى نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامى 26 / 1 / 1379 ((و بذل مهجته فيك)) يعنى حسيـن بـن على, جان و خون خود را در راه تـو داد ((ليستنفذ عبادك مـن الجهاله)) تا بندگان تـو را از جهل نجات بدهد (( و حيرالضلاله)) از سرگردانى ناشـى از ضلالت و گمراهـى آنها را بـرهاند. ايـن يك طرف قضيه است, كه طرف قيام كننـده است- كه حسين بـن علـى (عليه السلام) است- طرف ديگر قضيه, در ايـن فقره ى بعدى معرفـى مـى شـود: (( و قد تـوازر عليه مـن عزته الدنيا و باع حظه بالارذل الادنى)) نقطه مقابل, آن كسانى بـودند كه فريب زندگـى, آنها را به خـود مشغول كرده بـود دنياى مادى, زخارف دنيايـى, شهوات و هـواهاى نفـس, آنها را از خود بيخود كرده بود ((و باع حظه بالارذل الادنى)) سهمى را كه خداى متعال براى هرانسانى در آفرينـش عظيـم خود قرار داده است- كه ايـن سهم عبارت است از سعادت و خـوشبختى دنيا و آخرت- به بهاى پست و ناچيز و غيرقابل اعتنايـى فروخته بـودنـد. ايـن, خلاصه ى نهضت حسينـى است. بـا مـداقه ى در ايـن بيان, انسان احسـاس مـى كنـد كه نهضت حسينـى درواقع بـا دونگاه قابل ملاحظه است, كه هـردو هـم درست است اما مجمـوع دونگاه, نشاندهنـده ى ابعاد عظيـم ايـن نهضت است: يك نگاه, حركت ظاهرى حسيـن بـن علـى است كه حـركت عليه يك حكـومت فاسـد و منحـرف و ظالـم و سركوبگر- يعنى حكومت يزيد- است اما باطـن اين قضيه, حركت بزرگترى است كه نگاه دوم, انسان را به آن مـى رساند و آن حركت برعليه جهل و زبـونى انسان است. درحقيقت, امام حسيـن اگـرچه با يزيـد مبارزه مـى كنـد, اما مبارزه ى گسترده ى تاريخى امام حسيـن با يزيد كوته عمر بى ارزش نيست بلكه با جهل و پستى و گمراهى و زبونى و ذلت انسان است امام حسيـن با اينها دارد مبارزه مى كند. |
|||
|
|
۱۷:۲۷, ۳۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
دوستان راستی می دونید مهجه چیست؟؟؟؟
|
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۳۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
من تقلب کردم
اگه اونا اشتباه نگفته باشن یعنی خون دل خوردن،خاری در چشم و استخوانی در گلو |
|||
|
|
۲۰:۴۸, ۳۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:یعنی خون دل خوردن،خاری در چشم و استخوانی در گلو فرمایش شما درست است تعریف دقیق تر مهجه این است که عرب به خون مانده در حیوان ذبح شده بعد از ذبح آنهم در قلب آن که به لحاظ فقهی هم پاک است مهجه می گوید یعنی برای حسینی بودن باید تمام هست و بودت را بدهی و این خود یک پیش شرط دارد و آن اینکه باید "بذل مهجه" کنی. بدین معنا که با عشق تمام و با رغبت تمام مهجه کنی به قول معروف باید برای خرج کردن در این راه ریخت و پاش کنی!! اما امام شرط همراهي را تنها آمادگي براي جان فدا كردن و يا خون دادن (باذلا نفسه و دمه) تعيين نكردهاند، بل آنكه مشاهده ظلم و سياهي و ضلالت كاسه صبرش را لبريز كرده است و براي هدايت بشريت غصهدار است در دل اين كاروان جا دارد. به شرط آنكه اين خون دل خوردن منفعلانه نباشد؛ كه در اوج تلاش و پويايي رو به جلو حركت نمايد! چند روزی بیشتر تا ریخت و پاش امام حسین نمانده است.... کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.... التماس دعا. |
|||
|
|
۲۳:۰۴, ۳۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آذر/۹۲ ۲۳:۰۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
درباره عدد 40 بگویم
وعده خدا با حضرت موسی 30 روز بود که به 40 روز تبدیل شد اگر کسی شراب بخورد تا 40 روز نمازش قبول نمی شود کسی که قبل از خودش 40 مومن را دعا کند دعایش مستجاب است(حدیث از امام صادق(علیه السلام)) اگر کسی 40 روز برای خدا عبادت خالصانه کند خدا چشمه های حکمت را برای او میگشاید اگر مسلمانی بمیرد و 40 نفر بگویند از او بدی ندیدیم خدا از گناهانش میگذرد(غیر از حق الناس) یک روز یک مجاهد در جبهه از 40 سال عبادتش بهتر است كسی كه به جبهه میرود، خدا 40 هزار فرشته را مأمور میكند، كه از این رزمنده كه میرود جبهه بدرقه كنید وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور میكنند، یاران امام زمان چنان قدرت رزمیشان زیاد میشود كه یك نفر مسلمان از یاران امام زمان، به اندازهی 40 نفر زور دارد. اگر وضع مردم خوب باشد یك كسی 40 روز چیزی را انبار كند، محتكر است. یك روز یك آدمی كه رهبر و عادل باشد، نفع یك روز رهبر عادل از 40 روز بارندگی بیشتر است اگر كسی 40 روز گوشت نخورد بداخلاق میشود اگر هم كسی دائماً 40 روز پشت سر هم گوشت بخورد، قساوت قلب پیدا میكند درباره نظافت بدن و موی بدن داریم از 40 روز بیشتر طول نكشد درباره ی مسئله انار هم بسیار سفارش شده است كه هر 40 روز یك بار حتما مصرف شود. سن 40 سال اوج رشد انسان است حدیث داریم آدم 40 ساله عصا دست بگیرد. (امام خمینی تفسیر کردن یعنی با احتیاط راه برو (بانگ رحیل را دریاب)) حدیث داریم كسانی كه 40 سالشان میشود تغییری پیدا نمیكنند شیطان پیشانیش را میبوسد روایتی داریم خداوند تا 40 سال به مأمورین و فرشتگان میگوید: با مدارا رفتار كنید. اما همین كه 40 سالش شد، گناهی میشود میگوید: «فَغَلِّظَا» یعنی سخت بگیرید یک روز یه دانشجو یا دانشمند اگر علم نافع داشته باشند از 40 سال عابد بهتر است باز فقیر 40 سال روزتر از پولدار به بهشت میرود(در شرایط مساوی) حدیث داریم كسی كه 40 حدیث حفظ كند روز قیامت جزو گروه فقها محشور میشود. در یوم الانذار پیامبر 40 نفر از نزدیکان را دعوت کردند حضرت امیر فرمودند: اگر 40 یار میداشتم حقم را میگرفتم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقتی ظهور میكنند در ظاهر یك مرد 40 ساله هستند امام سجاد 40 بار به مكه رفت، اما حتی یك شلاق هم به حیوانش نزد وقتی مادر امیرالمومنین فاطمه بنت اسد از دنیا رفت، احترام گرفت و پیغمبر نماز میت را كه40 الله اكبر دارد به این جنازه به خاطر مقام فاطمه بنت اسد و این كه مادر علی بن ابیطالب است خواند كسی كه قسم دروغ بخورد 40 روز نشده سیلی آن را میخورد. اگر كسی غیبت یك زن و شوهر مسلمان را بكند. نماز او تا 40 روز قبول نیست . . . . در واقع اربعین عدد کمال است و در اربعین رازی نهفته است که امام حسن عسکری ما را به خواندن زیارت اربعین توصیه کرده اند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شوق دیدارمی جوشه در دلم...باز اربعین شد..(ویژه اربعین) | ماحی | 0 | 626 |
۱۷/آبان/۹۶ ۲۱:۲۷ آخرین ارسال: ماحی |
|










