کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
_(ツ)_خلاقیت کده ی اندیشه _(ツ)_
۱۹:۳۸, ۶/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/دی/۹۲ ۲:۱۸ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #1
آواتار
زیاد داریم شعار میدیم .
همه دوست داریم سبک زندگی رو عوض کنیم.
خوب هم مینویسیم.
اما در عمل مرگ خوبه اما برای همسایه
هدف از این تاپیک گذاشتن باور هاتون در زندگی واقعیتونه . حتی چیز های کوچیک که داره مزاج زندگیتو عوض میکنه .

خلاقیت کده از هر چیزی که توش خلاقیت داره استقبال میکنه.

بیایید به هم یاد بدیم و فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی رو عملی یاد بگیریم.



Heartشعار دادن در خلاقیت کده ممنوع میباشد.
Heartمنفی گرایی نداریم

Heartاز هر چیز که تابلوی زندگی را زیباتر میکند بگویید .


[تصویر: 36838336652076433123.jpg]





یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، Tolou ، captaincharisma ، مسافر ، یاســین ، مجید املشی ، sarallah ، Bamdaad ، رضوانه ، ساقی ، Night moans ، فاطمه خانم ، Bahar ، هادی... ، میلاد.م ، mahyamatin ، شهیدطیبه واعظی ، azade ، پرنیان ، حسن.س. ، soheyl68 ، Aryha ، mahramaneh ، حسن عزتي ، صهبا ، nasimesaba ، السا ، ضحی ، help me ، ترنم

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۵, ۸/دی/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
نه اصلا اجازه ناامیدی بهتون نمیدم... Dodgy


کلی خب میشه حرف زد و به قول شما شعار داد که البته ممنوعش کردید...


برای همین هم اینجا دیگه فلسفه بافی نمیکنم وعینا کارهایی که تو خونه انجام میدیم و خواهیم داد را میگم، اینکه چقدر هم ربط دارن به هم مهم نیست اگر یکیش هم مورد استفاده واقع بشه بسه...


فقط چون متأهلم شاید برخی 18+باشه ها از ما گفتن. Big Grin

ما ساعت های مشخصی تو زندگی داریم که هر کدوم اسم خودشون رو دارند...
البته این ساعت ها منظم نیستن چون دیگه میشه اداره...

مثلا ساعت سینما(به علت علاقه شخصی)... دیدن فیلم و بعد صحبت کردن در مورد فیلم و ...

ساعت نود... ساعتی که تلویزیون کلا خاموش میشه... میشینیم روبروی هم و حرفهایی که در خانواده های دیگه کمتر میزنن میزنیم... نمیگذاریم بمونه تو دلمون... نقد میکنیم... برای همین اسمش نود هست.

ساعت زیارت عاشوراHeart از بهترین ساعاتمونه. چقدر کیف میده آدم با هم +سرش زیارت عاشورا بخونه... بیعت کنه با امامش...امامی که راس مثلث طلایی خانواده است..

چیزهای دیگه هم هست که باز براتون میگم... بعد از چند پست دیگه. Wink

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، رضوانه ، یاســین ، Tolou ، Aryha ، اولولالباب ، حسن عزتي ، Night_World ، آیلار ، صهبا ، azade ، nasimesaba ، مجید املشی ، السا ، mahyamatin ، help me ، مرهم ، ضحی
۲۰:۱۶, ۸/دی/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
سعی کنیم همیشه برنامه ریزی داشته باشیم....با یه برنامه ریزی خوب که بیشتر از توانمون نباشه......به همه کارامون میرسیم.....بعد آخرشب خواستیم بخوابیم بریم کارهای که انجام دادیم چک کنیم....

[تصویر: pen_pencil.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، سید ابراهیم ، اسکای ، آیلار ، Tolou ، صهبا ، nasimesaba ، Aryha ، mahyamatin ، رضوانه ، help me ، ضحی
۲:۲۰, ۱۰/دی/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
Heartبه مردان تالار هیچ امیدی نیست در ارائه ی خلاقیت جزاندکی فعالیت که دیده شد . ( این منفی گرایی نیست.گفتن حقیقت استBig Grin)

Heartخانم های گل ، باشگاه لازم نیست برید . یا شاغل هستید.یا باشگاه دوره. یا بچه ی کوچیک دارید . 100 تا دلیل دیگه .

یه هولاهوپ (حلقه)خوب نه جنس داغون که با یه بار خرید مثل کتاب های درسی امسال بچه بشه بخرید . 15 دقیقه باهاش کار کنید .بعد 10 دقیقه پیلاتس یا حرکات کششی انجام بدید . میتونید با وزنه هم ترکیب کنید .لازم نیست وزنه بخرید.بطری آب معدنی رو واسه چی خلق کردن !!! 2 تا بردارید واسه ورزش بدرد میخوره .

Heartاز خانم هایی که فکر میکنن تردمیل نباشه نمیشه ورزش کرد دوری کنید .از من گفتن .
Dodgy


Heartراستی واسه خنده بدید آقای خونه هولاهوپ بزنه .کلی نه به هم ،بلکه با هم میخندید .Smile





[تصویر: 24387763152743706415.jpg]



[تصویر: 03539751142388216887.jpg]



[تصویر: 45124132560493239865.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آیلار ، nasimesaba ، پرنیان ، Aryha ، محمد امین + ، Tolou ، یاســین ، السا ، mahyamatin ، رضوانه ، help me
۲:۴۴, ۱۰/دی/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
Heartمامانم تو شبای بلند زمستون برامون بافتنی میکنه
رنگ و وارنگ
هم حوصلش سر نمیره ، هم ما رو خوشحال میکنه

به به

Heartگاهی وقتا که دور هم جمع میشیم اسم و فامیل بازی میکنیم (خانوادگی)
بعد یه چیزایی مینویسیم که خودمون از خنده غش میکنیم
اصن نمیدونم چرا تو اون لحظه هر چی اسم طولانیه تو ذهن آدم میاد ولی دریغ از اسمهای معمولی و ساده
(به اخر هر چیزی یه فروش و پلاستیکی هم اضافه میکنیم میشه شغل اشیا : سبزی پلو ، سبز مغز پسته ایی ، پسته فروش ، پسته پلاستکی ، وووو .....
Big Grin

بابا جونم که هر برنامه ایی بخوایم بچینیم باید توش خوردنی داشته باشه تا دوست داشته باشه
- فیلم ببینیم با میوه یا تخمه و چای و ...Big Grin
- حرف بزنیم میوه یا چای یا کیکBig Grin
- بیرون میخوایم بریم واسه تو ماشین میوه ، کیک ، یه لقمه نونی چیزی Big Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پرنیان ، آیلار ، مرغ باغ ملکوت ، اسکای ، Tolou ، یاســین ، السا ، mahyamatin ، رضوانه ، help me ، ضحی
۳:۰۰, ۱۰/دی/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
برای اینکه خلاقیتتون بره بالا...یه برگه سفید بردارید....با مداد روش در جهات مختلف خط بکشید.....منحنی هم میشه بعد توش نگاه کنید ببنید چی میبینید.....من الان یه موش درحال فرار دیدم توی این صفحه....Wink

[تصویر: edc.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمد امین + ، اسکای ، Tolou ، nasimesaba ، یاســین ، السا ، mahyamatin ، Aryha ، رضوانه ، هادی... ، help me ، ضحی
۱۹:۳۱, ۱۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

چند وقت پیش داشتم فکر میکردم چطور میتونم با همین شرایط و امکاناتی که هست، تنوع توی زندگیم بدم...
همینطور که داشتم فکر میکردم ا ومدم پشت پنجره...
صبح زود بود... خورشید داشت بالا میومد... و ابرها طلایی شده بود...
به ذهنم رسید که برم بالا اومدن خورشید رو ببینم...
از حیاط خونه که نمیشد...
رفتم روی پشت بوم...
خیلی سرد بود...10 دقیقه ببیشتر نشد بایستم اما تاشب شارژ بودم...
کلی روحیه گرفتم...
حالا بعضی روزها این کار رو میکنم...
شما هم اگه شرایطش هست و احیانا مشکلی پیش نمیاد، حتما طلوع خورشید رو نگاه کنید...

امضای Tolou
کیست که به خدا اعتماد کرد
و
پشیمان شد؟
...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اسکای ، mahyamatin ، Aryha ، اولولالباب ، nasimesaba ، یاســین ، رضوانه ، هادی... ، help me ، ضحی
۲۱:۰۴, ۱۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #17
آواتار
با یاد حق

مهم نیست چند سالتونه ... دخترید یا پسر ...
هر چند وقت یک بار از این جاده ی بی انتهای منیت بکشید کنار ..
برید تو بغل مامان باباهاتون ... (علی الخصوص مادر ها)
بگذارید مثل وقتی که بچه بودید بوستون کنن ...
یا حتی اگه میتونید (بیشتر دختر خانم ها ) یک شب رو تا صبح در آغوششون صبح کنید ...
اگر نه حداقل چند دقیقه بیخود بغل شون کنید ...
از قد و هیکلتون هم خجالت نکشید ...
یچه برای پدر و مادرش همیشه بچه است ...
چه 70 سانتی متر باشید چه 170 سانتی متر هیچ فرقی براشون نداره ...

میدونم الان هر هر دارین به این خیال کودکانه میخندین و کل شخصیت و سنم براتون رفته زیر سوال ! Blush
ولی می ارزه به خدا ...
بی نهایت آرامش بخشه ..
اگه این طور نبود نمی گفتم ... (جدی بگیرید!)

یاالله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پرنیان ، Tolou ، اسکای ، nasimesaba ، یاســین ، رضوانه ، help me ، Ali#59 ، ضحی
۲۱:۳۵, ۲۶/دی/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
(۷/دی/۹۲ ۲۰:۳۳)رضوانه نوشته است:  

***********
نشانه ها رو در زندگیتون جـــــــــــــــدی بگیرید...(عمری باشه، ان شاءالله این مورد رو توضیح میدم:
Smile [/b]

[b]


به نام خدا
سلام

خب درباره نشانه ها صحبت کنمSmile
نمیدونم تا حالا براتون اتفاق افتاده یا نه
که یه حسی بهتون میگه فلان کار رو انجام نده
یا فلان روز دانشگاه نروBig Grin (باور کنید من هر موقع این حس رو داشتم و دانشگاه نرفتم در 95 درصد موارد استاد نیومدهCool، باور ندارید از دوستام بپرسید!)
یا وقتی میخواهید یه کاری رو انجام بدید و هی تو کار گره میفته
این ها رو جدی بگیرید...
و همینطوری ساده از کنارشون نگذرید...
بعضی موقع نشانه ها به کمک ما میان و این یک حس درونیه که باید درک بشه....[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، Aryha ، nasimesaba ، السا ، ضحی
۰:۵۰, ۲۷/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۲ ۱:۴۲ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #19
آواتار
(۱۰/دی/۹۲ ۳:۰۰)پرنیان نوشته است:  برای اینکه خلاقیتتون بره بالا...یه برگه سفید بردارید....با مداد روش در جهات مختلف خط بکشید.....منحنی هم میشه بعد توش نگاه کنید ببنید چی میبینید.....من الان یه موش درحال فرار دیدم توی این صفحه....Wink

[تصویر: edc.jpg]
من یک مدت تو این کار حرفه ای بودم ، همین جوری به ذهنم رسید
چیزای خیلی جالبی از توش در می آد.

نمی دونم این به نظر شما به خلاقیت ربط داره یا نه ، اما من هر وقت یک ماشین می بینیم ، سریع نمره اش رو تحلیل می کنم که به 3 یا 9 بخش پذیر هست یا نه و سعی می کنم حرفش رو هم ببرم توی ابجد و به اعدادش اضافه کنم.
همین طور وقتی یک شماره تلفن یا شماره دیگه می بینم سعی می کنم توش یک رابطه معقول ریاضی یا آهنگین پیداکنم تا بتونم راحت تر حفظش کنم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، پرنیان ، رضوانه ، Tolou ، انتصـار ، ضحی
۵:۴۱, ۱۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
سلام الان ساعت 4 صبحه اما من هنوز خوابم نبرده...و همچنان هم از اسمون داره برف میباره...Smile
چه تاپیک جالبی من تا به حال ندیده بودمش....

تغییر دکوراسیون خونه..............اصلا نمیدونید چه حسی خوبی میده بعدش.من که زورم به مادرم نمیرسه اما مداوم شمایل اتاق خودم رو باید تغییر بدم...حتی شده جای جزوه هام رو بخوام تغییر بدم تا حالا تغییرات بزرگ



اصلا گاهی از قصد هم شده خونتون رو بهم بریزید...حالا اتاقتون رو بزارید شلوغ شلوغ بشه...بعد وایسید تمیزش کنید
نمیدونید این تمیزیه چقدر به چشمتون میاد...شبیه ادمی که بعد مریضی شفا پیدا میکنه و اون موقست که سلامتیش به چشش میاد.

گاهی وقتها سعی کنین جوری باشه که شب بیدار باشید...همیشه شب برا خواب نیست...سعی کنین روز بخوابین تا بتونین دووم بیارین...اون وقت برید سراغ خدا ......هر وقت رفتین بقیه حرفام رو خودتون دیگه میدونین


یه حاج اقای مهربونی ما داریم هر از چند گاهی بهمون پیامک میزنه یه طرحی داره
مثلا الان 5 تا صلوات بده و تا پنج ساعت گناه نکن....خداییش تایم میگیرم تو اون پنج ساعت رو هوا زندگی میکنم.اصلا لحظات قبل و بعد اون تایم با هم فرق دارن همچین که تموم میشه ها دوباره منتطری حاج اقا پیام بده طرح بدی.انگار تا ایشون نگن ما نباید مراقب باشیم...


اون دوست خوبمون که گفتن میپرن تو بغل مادرشون
من حالا بگم گاهی طرح دارم برعکسهBlush میرم مامانم رو بغل میکنم و شروع میکنم به ناز دادن و قربون صدقه رفتن..HeartHeart.انگار من مامان مامانم میشم.....این قده مامانم دوست دارهههههههههههههههههههههههHeart





جالبه حالا یه خاطره بچگی هم بگم .کوچیک که بودم خونمون پیش خونه داییم اینا بود اون موقع تو رنج سنیم هم فقط من و دختر داییم بودیم که هم بازی همیشگی هم بودیم.گاهی که از یک نواختی خسته میشدیم یه طرح داشتیم بنام طرح دعوای الکی
اصلا نمیدونید این چه طرح کار امدی بود خدایی باید به عنوان یه نظریه ثبت بشهBig Grin
باهم شروع به گرفتن یه دعوای سوری میکردیم بعد با هم اشتی سوری میکردیم ...این قدر این اشتیه لذت بخش بود....
جالب تر از همه اینه که وقتی موقع دعوا بزرگترا مارو میدیدن شروع میکردن به جدا کردن ما ..ما هم مجبور میشدیم طرحمون رو ول کنیم تا بهشون تفهیم کنیم که بابا این دعوا الکیه...

خب دیگه طولانی شد...خوابای خوب ببینینRose
یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، Tolou ، ضحی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا