|
ذوقزدگی صدای آلمان از محتوای برخی آثار سینمایی ایران
|
|
۲۲:۰۷, ۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به گزارش مؤسسه راهبردی دیدهبان، یکی از برنامههای جدی رسانههای ضد انقلاب نمایش مدلی از زندگی ایرانی است که میتواند کمترین گزارهها و آموزههای دینی را در خود بگنجاند. بهرهبرداری از فعالیتهای عناصر داخلی ایران بخصوص افرادی که در عرصه هنر از جایگاهی برخوردار هستند و میتوانند نماینده خوبی برای خبرسازیهای نامشروع تریبون سرویسهای جاسوسی غربی باشند همواره در مطالب مکرر ایشان دیده میشود. یکی از مواردی که در کنار مقوله جذب مخاطب در رسانههای فارسی زبان غربی همواره دیده میشود مطالبی با موضوعات یا مضامین جنسی است که اصرار بر انتشار مکرر اینگونه مطالب در سایتهایی همچون «دویچهوله» و اختصاص پروندههای موضوعی به این امر نشان از تلاش گستردهای برای نمایش زاویههای سیاه زندگی برای ایرانیان دارد. نقطه مشترک تمام خبرسازیهای شکلگرفته در این رسانهها تنها به یک نقطه ختم میشود و آن این است که گذر از "اسلام" و قواعد و احکام ـ به زعم آنها ـ محدودکننده[!] اسلامی تنها راه لذتجویی و رسیدن به لذایذ مقصود انسان برای ایرانیان میباشد. در آخرین پروندهای که شبکه ضد انقلاب صدای آلمان به آن پرداخته است موضوع "سکس پنهان" در سینمای ایران است. آنچه که در این پرونده میتواند مهم به نظر برسد معرفی آثاری است که ضمن آغاز کردن فصلی جدید از انحرافات و مسائل غیر اخلاقی در سینمای ایران، توانستهاند گزارههای تقابل با مسائل اسلامی را در خود گنجانده باشد. صدای آلمان مینویسد: سینما و دویچه وله ![]() «فرایند نمایش روابط جنسی در سينمای ايران میتواند موضوع پژوهشی گسترده باشد که در اینجا تنها بر خطوط اصلی آن درنگ میشود. بهرام بيضایی در سال ۱۳۶۶ مضمون "خیانت" را به شکلی محتاطانه دستمایهی فیلمی سینمایی به نام "شايد وقتی ديگر" قرار داد. حسادت و تردید در وفاداری همسر مضمونی بود که بعدها با صراحت بیشتر به فیلمهای بسیاری راه یافت. محسن مخملباف پس از پشت کردن به "سینمای اسلامی" در سال ۱۳۶۹ فیلمی به نام "نوبت عاشقی" کارگردانی کرد و در آن با جسارت "روابط مشروع" را زیر سؤال برد. فیلم توقیف شد و هرگز در ایران به نمایش درنیامد؛ اما در سالهای بعد همان مضمون با بیانی پوشیده و مجازی در فیلمهای زیادی دیده شد. داریوش مهرجویی در چند فیلم خود مناسبات عاشقانه و روابط جنسی را با تمهیدات حسی و بصری همراه کرد و از این نظر الگوهای گویایی ارائه داد: تأکید بر بستر و اتاق خواب، دوش گرفتن زن یا مرد، تأکید بر دست و پای خیس و برهنه، آرایش جلوی آینه، روی هم افتادن تصاویر زن و مرد در شیشه یا آینه و... یا کنشهای نمادین مانند باز کردن دسته گل، آب دادن گلدان و... فیلم "هامون" رابطه بحرانی و تنشآلود یک زوج مدرن را تصویر میکند. فیلم با کنایات و نشانههای مجازی "بحران" در ارتباط زن و شوهر را به ناکامی آنها در رابطه جنسی نسبت میدهد. کشمکشهای زن و مرد را میتوان به وازدگی جنسی آنها نسبت داد. در فیلم "لیلا" (۱۳۷۶) نازایی زن مضمون محوری فیلم است و تلاش زوج جوان برای بچهدار شدن خط اصلی داستان را میسازد. اتاق خواب که در طبقه بالای خانه است، در مرکز میزانسن فیلم قرار دارد و بیان رمزی فیلم را هدایت میکند. در فیلمهای "مهمان مامان" (۱۳۸۳) و "علی سنتوری" (۱۳۸۵) رابطه جنسی زوجهای جوان با حرفهای دوپهلو و همچنین صداها، نگاهها، حرکتها و علایم نمادین القا شده است. در دهه ۱۳۸۰ که فشار سانسور کاهش پیدا کرد، مضمونهای جنسی، مانند خودفروشی، تجاوز، "خیانت" و رابطه "نامشروع" به بیشتر محصولات سینمایی راه پیدا کرد. امروزه حتی در فیلمهای کمدی و جنایی، روابط پنهان زنان و مردان ستون فقرات بسیاری از کارهاست. برای نمونه میتوان به این فیلمها اشاره کرد: "قرمز" (۱۳۷۷) به کارگردانی فریدون جیرانی، شوکران (۱۳۷۹) به کارگردانی بهروز افخمی، "چهارشنبه سوری" (۱۳۸۴) به کارگردانی اصغر فرهادی، فیلم کمدی "همیشه پای یک زن در میان است" (۱۳۸۶) به کارگردانی کمال تبریزی، "من مادر هستم" (۱۳۸۹) به کارگردانی فریدون جیرانی، "سعادتآباد" (۱۳۸۹) به کارگردانی مازیار میری، زندگی خصوصی (۱۳۹۰) به کارگردانی محمدحسین فرحبخش، "من همسرش هستم" (۱۳۹۱) به کارگردانی مصطفی شایسته، "برف روی کاجها" (۱۳۹۱) به کارگردانی پیمان معادی، "گناهکاران" ( ۱۳۹۱) به کارگردانی فرامرز قریبیان و...» اما درباره این مطلب و نگاه ویژهای که به برخی آثار سینمایی ایران داشته است یادآوری چند نکته خالی از لطف نیست: 1) آیا نگاه اینچنینی به فیلمهای ساختهشده بعد از انقلاب اسلامی ایران میتواند صحیح باشد و آیا جریانشناسی سینمایی ما میتواند از این منظر نیز سیر تحولات فیلمها را وابکاود یا احیاناً مطالبات سینمای ارزشی، اسلامی و انقلابی را از دل چنین تحلیلی به جامعه سینماگر ما ارائه دهد؟ 2)اگر نگاه نویسنده سایت معاند "دویچهوله" به فیلمهای مذکور صحیح باشد ـ که اینطور فاتحانه نسبت به سینمای ایران پس از انقلاب و هجمه فرهنگی بیستوچندساله غرب قلمفرسایی کرده است ـ وظیفه جامعه سینمایی و بلکه سیاستگذاران فرهنگی کشور چیست؟ 3) فارغ از صحت و سقم تحلیلهای صدای آلمان باید پرسید چرا تنها نام برخی سینماگران و کارگردانان خاص در این مطلب دیده میشود و آیا خود این نگاه و نظر غرب به افراد و فیلمهای یادشده نمیتواند مبنای بررسیها و واکاویهای محققین در این عرصه و دلبسته به آرمانهای اسلام و انقلاب باشد که مثلاً چه تفکرها و احیاناً صاحبان فکری قابلیت تأمین خواستههای طراحان جنگ نرم علیه ارزشهای فرهنگی را دارند؟ به نظر میرسد در این آشفتهبازار محصولات فرهنگی ـ بویژه در سینما ـ رسالت افراد دغدغهمند و سیاستگذار و همچنین سینماگرانی که به نوعی به ارزشهای دینی، انقلابی و حتی ملی دلبستگی دارند بیش از پیش احساس شود. جالب اینجاست که که در انتهای مطلب مذکور صدای آلمان کوشیده تا این همه تحلیل و آرزو را به ناکامی نظام اسلامی در جهت تسری ارزشهای دینی و اسلامی داخل سینما فروبکاهد و عمق هدف و کینه خود را در مقابله و معارضه با نظام مقدس جمهوری اسلامی به نمایش گذاشته است و با بیان خوابی آشفته ـ که مردم ایران سیاستهای فرهنگی نظام را برنتابیدند و امروز آن انگارههای رختبربسته از فضای عمومی جامعه (سکس و شهوت) دوباره در آثار هنری خود را نشان داده است. غافل از آنکه فیلمهای کارگردانان یادشده نوعاً با استقبال اکثریت جامعه روبه رو نبوده و به همین علت [بهاصطلاح] روشنفکران حامی آنها این بیتوجهی عمومی را به نفهمی مخاطبان و استقبال فیلم توسط نخبگان حواله میدادند. اما حقیقت آن است که قاطبه جامع ما دلسپرده به ارزشهای دینی هستند و فیلمهای با مضامین اخلاقی، دفاع مقدس، قصص انبیا و... با استقبالهای کمسابقه روبهرو بوده است در حالی که همان بهاصطلاح روشنفکرها و نخبگان اینگونه فیلمها را پوپولیستی معرفی کردهاند! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تحلیلی از محتوای فرهنگی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان + نمو | ghadimi2 | 0 | 1,462 |
۱۹/آذر/۹۰ ۱۳:۲۹ آخرین ارسال: ghadimi2 |
|





![[تصویر: 01.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Saltanat/01.jpg)

