|
::::::::یزید در نگاه !!!!!!:::::::
|
|
۱۱:۵۳, ۱۷/دی/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان این چند کلیپ رو ببینید و بعد بگید اینا مسلمونن یا اینکه مسلمون بودن رو پوشش کردن برای خودشون دفاع مفتی اعظم وهابی عربستان از معاویه و یزید...!!! بیعت با یزید شرعی است! یزید که شراب خوار نبود خود شما دیده اید ؟؟؟ طرفداری علمای اهل سنت و وهابیت از یزید و طعن به امام حسین(علیه السلام) دفاع عجیب کارشناس شبکه وهابی وصال حق از یزید بن معاویه...!!! قاتلین فرزند رسول الله به روایت شبکه وهابی کلمه(سوریه) وهابیت: درود خدا بر یزید بن معاویه هرکسی بغض معاویه و یزید داشته باشد منافق است! یزید در کلام یزیدیان عقب نشینی های شبکه وهابی کلمه در موضوع لعن یزید حالا با این حدیث مقایسه کنید: قول الرسول صلى الله عليه وآله وسلم لعلي رضي الله عنه : لا يحبك إلا مؤمن ، ولا يبغضك إلا منافقصحيح الترمذي: 5/306 ح3819 ط دار الفكر، خصائص أمير المؤمنين للنسائي: 27 ط التقدم العلمية بمصر وص105 ط الحيدرية وص44 ط بيروت، سنن النسائي: 8/116، ترجمة الامام علي بن أبي طالب من تاريخ دمشق لابن عساكر الشافعي: 2/188 حديث 671 و674 و675 و678 و680 و683 و684 و686 و687 و688 و689 و690 و691 و692 و693 و694 و695 و702 و703، أسد الغابة: 4/26، حلية الأولياء: 4/185 وصححه وذكره بطرق مختلة، ميزان الاعتدال للذهبي: 2/41، الاستيعاب لابن عبدالبر بهامش الاصابة: 3/37، مجمع الزوائد للهيثمي: 9/133، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد الحنفي: 4/520 ط1 بمصر 20/221 ط مصر بتحقيق محمد أبو الفضل، مناقب علي بن أبي طالب لابن المغازلي الشافعي: 190 ح225 و226 و228 و229 و331 ط1 بطهران، ينابيع المودة للقندوزي الحنفي: 47 و48 و182 ط اسلامبول وص52 و53 و215 ط الحيدرية، كنوز الحقائق للمناوي: 38 و171 بدون ذكر المطبعة وص46 و192 ط بولاق بمصر، منتخب كنز العمال بهامش مسند أحمد: 5/30، كنز العمال: 15/157 ح444 ط2، الرياض النضرة: 2/284. ونقله في احقاق الحق ج7 عن: مسند أحمد: 1/95 ط الميمنية، علل الحديث لأبي حاتم: 2/400، سنن البيهقي: 2/271 ط الميمنية، طبقات الحنابلة: 1/320، تاريخ بغداد للخطيب البغدادي: 8/417 و: 14/426، |
|||
|
|
۲۳:۲۰, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
" یزید " در نگاه اهل سنت الف)گروهى بر این باورند که یزید کافر است؛ به دلیل همان سخن یزید که ابن جوزى نقل کرده که پس از آنکه سر امام حسین را به شام بردند - یزید مردم را جمع کرد و در حالى که با چوب بر سر و دندان امام مىزد، شعر زیر را مىخواند: (1) - صواعق المحرقه، ص 218.لیت اشیاخى ببدر شهدواجزع الخزرج من وقع الأسللأهلوا و استهلوا فرحاًثم قالوا یا یزید لا تشل...لعبت هاشم بالملک فلاخبر جاء ولا وحى نزل بنابراین ابن جوزى میگوید: «لیس العجب من قتال ابن زیاد للحسین و انما العجب من خذلان یزید و ضربه بالقضیب ثنایا الحسین و حمله آل رسول اللّه سبایا على اقتاب الجمال و لو لم یکن فى قلبه احقاد جاهلیة اضغان بدریة لاحترم الرأس لما وصل الیه و کفنه و دفنه و أحسن الى آل رسول اللّه (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)»؛ (1) جنگ ابن زیاد با حسین بن على (علیه السلام) تعجبآور نیست بلکه تعجب است خوارى یزید در زدن چوب بر دندانهاى امام حسین و اسیر کردن خاندان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و سوار کردن آنان بر شتران، و در معرض عموم قرار دادن آنهاست. اگر در دل یزید کینههاى جاهلیت و جنگ بدر نبود به امام حسین احترام میگذاشت و آن حضرت را کفن و دفن مینمود و با آل رسول به خوبى برخورد مىکرد. ب) گروه دوم میگویند یزید کافر نیست چرا که یزید در هنگام مشاهده سر امام حسین چنین گفت: «رحمک اللّه یا حسین لقد قتلک رجل لم یعرف حق الارحام و قال قد زرع لى العداوة فى قلب البر و الفاجر»؛ خداوند تو را رحمت کند اى حسین، تو را مردى کشت که حق قومیت را نشناخت و با کشتن تو کینه و بغض مرا در دل هر انسان خوب و بدى کاشت. (2) ج) گروه سوم بر این عقیدهاند که راه درست آن است که توقف کرده و یزید را تکفیر نکنیم. ابن جوزى در کتاب الرد على المعتصب العنید المانع من ذم الیزید مىنویسد: «گویندهاى از من پرسید، آیا لعن یزید ابن معاویه به خاطر جنایتى که مرتکب شده جایز است یا خیر؟ گفتم: علماى پرهیزگار نظیر امام احمد، لعن او را روا دانستهاند». در پاورقى این مطلب شیخ محمد محمودى مىگوید: «یکى از علماى بزرگ به نام شیخ عبدالکریم والدین نویسنده مجمع الفوائد و معدن الفرائد مىگوید: این کتاب را در کتابخانه حرم نبوى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مدینه منوره به سال 1384 ه' ق مشاهده کردم. در آنجا نوشته بود مسلمانان اجماع دارند که اولاد فاطمه (علیه السلام) از ذریه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مىباشند و باید بر آنان صلوات و درود فرستاد. آنگاه احادیثى را در فضل على و فاطمه و حسن و حسین (علیه السلام) مىآورد و مىنویسد یزید لعین و پیروانش از کسانى بودند که به اهل بیت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اهانت کردند؛ از این رو استحقاق غضب و دشمنى و لعن را دارند. هر کس مىخواهد از جواز لعن بر یزید آگاه شود به آن کتاب مراجعه کند». وى مینویسد: «افرادى که لعن یزید را جایز نمىدانند از آن ترس دارند که لعن او به پدرش معاویه سرایت کند». (3) چنانکه این مطلب در شرح مقاصد تفتازانى نیز آمده است. ابن حجر مینویسد: «قاضى ابویعلى کتابى دارد به نام چه کسانى استحقاق لعن دارند، در آن کتاب یزید را جزو کسانى به شمار آورده که استحقاق لعن دارند و دلیلش روایتى است از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که فرمود: من اخاف اهل المدینة ظلماً اخافه اللّه و علیه لعنة اللّه و ملائکة و الناس اجمعین؛ آن کس که مردم مدینه را بترساند، خداوند او را خواهد ترساند و مورد لعن خدا و فرشتگان و تمام مردم قرار میگیرد». آنگاه مینویسد: «شکى نیست که یزید با لشکر و نیروهاى مسلح خویش به جنگ مردم مدینه رفت و اهل مدینه را با جنایاتى که انجام داد به شدت مضطرب و نگران کرد و در دل آنها ترس ایجاد نمود؛ چرا که او مدینه را براى خود مباح کرد». نقل شده است که حدود 300 دختر مورد تجاوز قرار گرفته و گروهى از صحابه را به قتل رساندند و نماز جماعت را در مسجد النبى تعطیل کردند. پس از آن براى جنگ با عبداللّه زبیر آماده شدند و کعبه را با منجنیق مورد حمله قرار داده و آتش زدند. (4) در اینجا ذکر این نکته شایسته است که از دید اهل سنت جواز لعن قاتلان امام حسین به صورت کلى - یعنى بدون اینکه نام شخصى برده شود - اشکالى ندارد و مورد اتفاق است. به طور مثال اگر گفته شود خداوند قاتلان امام حسین یا کسى که دستور قتل و شهادت آن حضرت را صادر کرده است لعنت کند رواست؛ از این رو برخى به صورت کلى او را لعن کردهاند. سعدالدین تفتازانى مىگوید: «و اما ما جرى بعدهم من الظلم على اهل بیت النبى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فمن الظهور بحیث لا مجال للاخفاء و من الشناعة بحیث لااشتباه على الآراءاذ تکاد تشهد به الجماد و العجماء و یبکى له من فى الارض و السماء و تنهد منه الجبال و تنشق الصخور و یبقى سوء عمله على کرّ الشهور و مر الدهور و لعنة اللّه على من باشر او رضى او سعى و العذاب الآخرة أشد و أبقى»؛ (5) ظلم و ستمى را که بر اهل بیت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد کردند، به اندازهاى روشن و آشکار است که جاى هیچ گونه نکته ابهامى براى کسى نمىگذارد؛ بلکه تمام جمادات و حیوانات بر آن گواهى مىدهند و هر کسى که در زمین و آسمان است بر آنها اشک مىریز، کوهها متزلزل و صخرهها متلاشى مىشود و آثار زشت این اعمال همواره بر تارک تاریخ باقى خواهد ماند. خداوند کسانى را که این اعمال را به وجود آورده و یا به آن خشنود و در مقدمات آن همکارى داشتهاند لعنت کند. به یقین عذاب آخرت شدیدتر است. مسعودى درباره یزید مینویسد: «مردى خوشگذران و عیاش بود. مردى بود که حیوانات شکارى داشت، سگها و میمونها داشت و پیوسته مجالس میگسارى برگزار میکرد. روزى در مجلس میگسارى خود نشست و ابن زیاد هم در طرف راست او بود و این واقعه بعداز آن بود که حسین ابن على را کشته بود، پس به ساقى مجلس خود رو کرد و گفت: اسقنى شربة تروى مشاشىثمّ صل فاسق مثلها ابن زیادصاحب السر والامانة عندی ولتسدید مغنمى و جهادى جامى از شراب به من بنوشان که استخوانهاى نرم را سیراب کند، سپس برگرد و ابن زیاد را چنان جامى بنوشان. همان کس که رازدار من است، همان کسى که امین کار من است، همان کسى که اساس خلافت من به دست او محکم و استوار شد، یعنى حسین بن على را کشت -...». سپس مسعودى مینویسد: «در دستگاه خلافت اسلامى و جانشینى پیغمبر، مردى که مقام خلافت را اشغال کرده بود، میمونى داشت که به او بوقیس میگفتند. این میمون را در مجلس میگسارى خود حاضر مىکرد و براى او تشکى مىانداخت و او را مىنشانید و او را بر گرده خر مادهاى که براى مسابقه و اسب دوانى تربیت شده بود سوار مىکرد، زین و لجام بر گرده آن ماده خر میبستند و این میمون را بر او سوار میکردند و با اسبها به اسب دوانى و مسابقه میبردند. در یکى از روزها ابوقیس مسابقه را برد. بر تن این میمون جامه و قبایى از حریر سرخ و زر پوشانده و دامنها را به کمرش زده بودند و بر سر او کلاهى نهاده بودند که نقشهاى درشت داشت و به رنگهاى مختلف آراسته گشته بود». (6) (2) - همان. (3) - الرد على المعتصب العنید المانع من ذم الیزید، ابن جوزى، ص 13. (4) - صواعق المحرقه، ص 222. (5) - شرح المقاصد، سعد الدین تفتازانى، ج 5، ص 311. (6) - بررسى تاریخ عاشورا، مرحوم آیتى، ص 77. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






