|
افسانه آتش سوزی کتب ایرانی بدست مسلمانان
|
|
۱۸:۰۳, ۲۱/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۲ ۱۸:۰۸ توسط ss8248.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
"کتابسوزی مسلمین" از دروغهای تاریخی بزرگی بود که از سوی سلطه گران "هویت ساز" جهانی و وابستگان آنها کاملا آگاهانه و برنامه ریزی شده پیوسته تکرار شد تا آنجا که بسیاری از مسلمانان نیز آنرا باور کردند! غافل از آنکه اساسا کتاب و کتابخانه ای در کشور ساسانی یافت نمی شد؛ و پژوهشگران تنها از احتمال وجود تعداد اندکی نوشتارهای دینی در این دوره سخن گفته اند. تنها بیاری خط و زبان عربی بود که زبان فارسی توان کار فرهنگی گسترده و نگارش علمی یافت؛ هر چند دانشمندان ایرانی مسلمان کار با زبان عربی را ترجیح می دادند. بگفته باستان گرایان عرب ستیز دروغ پرداز، عرب جز قرآن کتابی ندیده بود؛ با خط و کتابت آشنایی نداشت؛ ارزشی برای آثار فرهنگی قائل نبود؛ "کتابهای بیشمار ایرانیان"!؟ آنها را شوکه کرد و به کتابسوزی واداشت!؟ زرین کوب در کتاب "دو قرن سکوت" با یک منطق صوری آتش زدن کتابهای موهوم کشور ساسانی بدست اعراب مسلمان را، علیرغم نبود اسناد، امری قطعی گرفته است؛ زیرا عرب مسلمان "جز کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی دانست" و کتاب را "بدیده حرمت وتکریم نمی دیده است". بی تردید هر مسلمانی قرآن را برترین نوشتار می داند زیرا سخن خداوند است؛ ولی درست به همین دلیل باید به آثار فرهنگی ارج نهد زیرا خداوند در قرآن به "قلم و آنچه می نویسند" سوگند می خورد(سوره قلم) آموزش و فرهنگ نوشتاری را امری خدایی می داند (سوره علق، آیات ۶تا3) که نشان از ارزش والای کار فرهنگی در اسلام است؛ و پیامبر مسلمانان از زن و مرد را به فراگیری دانش حتی تا چین و نزد کافر هم تشویق کرده است و بر نگارش دانش هم تأکید کرده است (قیدوا العلم با الکتابه). بنابراین اعراب مسلمان نباید دست کم تا زمانیکه به محتوای کتابهای ادعایی در کتابخانه های ادعایی کشور ساسانی شناختی نیافته اند دست به نابودی آنها زده باشند. زرین کوب می گوید: "در دوره ای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده است، از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی گذاشته است" زیرا آن کتابها هیچ "فایده" ای هم برای اعراب و"محیط مسلمانی" نداشته است (دو قرن سکوت، ص ۱۱۷). پس اگر به اعتراف زرین کوب آن کتابهای ادعایی هیچ دانشی که به درد دیگران بخورد در بر نداشته و تنها به کار موبدان و اشراف ساسانی در فریب و سرکوب و چپاول مردم ایران می آمده است، پس از سرنگونی ساسانیان خودبخود و یا بدست مردم ایران از میان می رفت و باز نیازی به "سوزاندن" و "غرق کردن" از جانب اعراب مسلمان، و غم و اندوه ایرانیان از این بابت، نبوده و نیست. بگفته زرین کوب، ابنخلدون در مقدمه چاپ مصر نوشته است چون سعد بر مدائن دست یافت و کتابهای بسیاری آنجا دید، به عمر نامه نوشت و در باره آنها دستوری خواست عمر در پاسخ نوشت که آنها را به آب افکن که اگر رهنماینده باشند قرآن رهنماینده تر است؛ و اگر مایه – گمراهی باشند از آنها آسوده گشته ایم. پس آنها را در آب یا آتش افکندند (همانجا، ص ۱۱۸)روشن نیست چگونه این دروغ بزرگ تاریخی در مقدمه چاپ مصر ابن خلدون راه یافته است؛ و چرا ابن خلدون که خود در کتاب تاریخش گفته است: سعد چون بر مدائن دست یافت "هیچیک از تصاویر و تندیسها را تغییر نداد" (ص ۵۰۸ ) در مقدمه اش او را به نابود کردن "کتابها" متهم ساخته است!؟ چگونه حکومت جدید که آثار مادی و برجسته نظام پیشین را نمی زداید، نوشتارهای آنرا بدون هیچ کنجکاوی و بررسی از میان می برد؟ و باز روشن نیست که چگونه رخدادی که از نگاه تمامی مورخان نزدیکتر به "حادثه" چون یعقوبی، بلاذری، طبری، ابن هشام و... پنهان مانده، هشت قرن بعد در اندلس به ابن خلدون الهام شده است!؟ اسناد و مدارک تاریخی باید بهم پیوستگی داشته باشند. مورخی که با فاصله زمانی به گزارش رویداهای تاریخی می پردازد باید به مدارک پیشین استناد کند؛ وگرنه سخن او اعتباری ندارد. زرین کوب که سپس به سستی استدلالهای خود در کتاب "دو قرن سکوت" و نیز این حقیقت کهمسلمانان بنیانگذاران کتابخانه های بزرگ عمومی در جهان بوده اند پی برد؛ و دید که مسلمانان نه تنها بی علاقه به کتاب نبوده بلکه در همان سده نخست هفتاد کتابخانه عمومی تنها در غرناطه اسپانیا (اندلس) ایجاد کردند (زرین کوب، کارنامه اسلام، ص ۱۶ )، ادعای کتابسوزی مسلمین را پس گرفت و روایتهای مربوطه را چه در رابطه با کتابخانه اسکندریه و چه در مورد مدائن و خوارزم "افسانه ای"، "بی اساس"، "تازه ساز" و "مشکوک" خواند (همانجا). وی همچنین ادبیات عربی را سرچشمه ادبیات فارسی می خواند؛ ابونواس شاعر عرب را الهام بخش رودکی(پدر شعر فارسی) می داند؛ و قصیده های عربی ابولطیب، بحتری و ابوتمام را نیز الهامبخش عنصری، منوچهری و حتی سعدی (همانجا، ص ۵۵ ). منبع:تاریخ سیاسی ایران باستان صفحه 264-265
|
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۰۷, ۲۱/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۲ ۲۱:۰۹ توسط anti.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۲ ۲۰:۰۴)Tishtar نوشته است: همیشه این ماجراهای جنگ اعراب و ایرانی ها رو که میخونم یاد این میفتم که اگه خسروپرویز نامه پیامبر رو پاره نمی کرد و حتی ایشون رو به ایران دعوت میکرد و اسلام رو دین رسمی اعلام میکرد...چقدر الان اوضاع فرق میکرد اصلا چه لزومی داشت که همه ملل مسلمان بشن اون موقع؟شاید یه ملتی نخوان مسلمان بشن تکلیف چیه؟باید بری باهاشون بجنگی؟چه لزومی داشت که دین اسلام به هر وسیله ای!به ملل دیگر صادر بشه؟چرا الله صریح نیومد یه آیه بیاره تو قرآن که آقا بعد پیامبر اسلام این دوازده نفر امام هستن،آخرینشم غایب میشه تا موقعی که من صلاح بدونم میاد؟!اگه ترس تحریف بود پس چرا تو همین قرآن گفته این کتاب از تحریف در امانه؟این همه باگ از کجا میاد؟ ![]() اینکه نمیشه بگین اعراب حمله کردن به ایران نه مسلمانان،بهتره بگیم اعراب مسلمان به ایرانمون حمله کردن |
|||
|
۲۱:۲۹, ۲۱/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۲ ۲۱:۳۲ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام) anti نوشته: اصلا چه لزومی داشت که همه ملل مسلمان بشن اون موقع؟شاید یه ملتی نخوان مسلمان بشن تکلیف چیه؟باید بری باهاشون بجنگی؟چه لزومی داشت که دین اسلام به هر وسیله ای!به ملل دیگر صادر بشه؟چرا الله صریح نیومد یه آیه بیاره تو قرآن که آقا بعد پیامبر اسلام این دوازده نفر امام هستن،آخرینشم غایب میشه تا موقعی که من صلاح بدونم میاد؟!اگه ترس تحریف بود پس چرا تو همین قرآن گفته این کتاب از تحریف در امانه؟این همه باگ از کجا میاد؟ ![]() اینکه نمیشه بگین اعراب حمله کردن به ایران نه مسلمانان،بهتره بگیم اعراب مسلمان به ایرانمون حمله کردن مثل اینکه دوستان عادت کردند از آب گل آلود ماهی بگیرن. دوست عزیز به قول شما الله آیه نازل فرمودند که ولی بعد پیامبر خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)کیست.همین قوم احمق عرب متعصب به دور از اسلام،حق ولی خدا رو غصب کردند. پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بارها فرمودند که علی(علیه السلام) نسبت هارونی به من دارد و او وصی و جانشین و برادر من است.همین وحشی ها بودن که نفهمیدند. پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هشتاد هزار نفر از همین احمقها رو سه روز در غدیر خم نگه داشتند که بگن جانشین بعد از من کیست. الله آیه نازل فرمودند که جنگ با کفار کنید مادامی که از سمت آنها ضرری به شما می رسد و اگر کفار دست از عداوت برداشتند بر صالحان است که دست از جنگ با آنها بکشند. اگر می فهمیدند که خدا و رسولش چی فرمودند که الان امام ما در غیبت نبود... |
|||
|
|
۲۱:۳۷, ۲۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
رفیق جان جو نده،منم از آب گل آلود ماهی نمیگیرم،سوالاتی هست که برام پیش اومده،برم کجا بپرسم؟
(۲۱/دی/۹۲ ۲۱:۲۹)علویون نوشته است: دوست عزیز به قول شما الله آیه نازل فرمودند که ولی بعد پیامبر خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)کیست.همین قوم احمق عرب متعصب به دور از اسلام،حق ولی خدا رو غصب کردند. کجا آیه نازل کردن؟اسمی از علی ابن ابیطالب برده شده تو قرآن؟ نقل قول:پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بارها فرمودند که علی(علیه السلام) نسبت هارونی به من دارد و او وصی و جانشین و برادر من است.همین وحشی ها بودن که نفهمیدند. راه ساده ترش این بود که یه آیه بیاره تو قرآن و بگه که علی ابن ابی طالب جانشین بعد از رسول اسلام هست،هر کی با اون دشمن باشه با رسول خدا دشمنه،اینطوری بهتر نبود؟ ترسی هم از تحریف نمیره چون خودش گفته که این کتاب رو مصون میداریم از تحریفاتنقل قول:الله آیه نازل فرمودند که جنگ با کفار کنید مادامی که از سمت آنها ضرری به شما می رسد و اگر کفار دست از عداوت برداشتند بر صالحان است که دست از جنگ با آنها بکشند. خب عمل نکردن بهش دیگه،همه این مشکلات اگه اون آیه ای که میگم نازل میشد حل میشد دوست عزیز بسیار زیبا جواب منو دادید،شیعیان به این نوع جواب دادن شما چیز جالبی میگن
|
|||
|
۲۲:۲۳, ۲۱/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۲ ۲۲:۳۰ توسط ss8248.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۲ ۱۸:۲۶)Tishtar نوشته است: چطور توی دوره هخامنشیان کتابخونه بوده ولی دوره ساسانیان نبوده؟؟؟!! سلام لطفا منابعتان درباره وجود کتابخانه در عهد هخامنشیان رو ارائه دهید گذاشتن متن فوق به معنی تایید تمامی مطالب ان نیست. کتابخانه جندی شاپور بعد از حمله سپاه مسلمانان هم برپا بود اینکه عده ای درزمان امام علی گفتند قران مارابس است دلیل قانع کننده ای دال بر کتابسوزی بدست نمیدهد (۲۱/دی/۹۲ ۱۹:۱۵)سید ابراهیم نوشته است: طبق منابع تاریخی باید بگیم که متاسفانه این رخداد اتفاق افتاده است.کتابهای عمیق فلسفی و اخلاقی وجود داشته که مورد آتش سوزی قرار گرفته آنطور که شیخ اشراق هم می فرمایند. سلام ان منابع تاریحی ک میفرمایید رو بیان کنید لطفا ایا قبل از قرن ششم منبعی دال بر کتابسوزی وجود دارد؟! (۲۱/دی/۹۲ ۱۹:۳۴)علویون نوشته است: بسم رب الحیدر سلام دوست عزیز ابن خلدون سخنی متناقض گفته درباره کتابسوزی،پس باید به روایتش شک کرد منابع متقدم ترش هم اشاره ای درباره کتابسوزی نداشتند. و این دلایل کافیست تا کتابسوزی را افسانه ای بیش ندانیم |
|||
|
۲۲:۴۰, ۲۱/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۲ ۲۲:۴۲ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۲ ۲۲:۲۳)ss8248 نوشته است: سلام1.این همه کتاب که توی یونان یافت شده و به خط پارسی هستش رو کی نوشته؟؟طبق یافته های باستان شناسی،اسکندر بعد از اینکه به کتابخانه ی بزرگ هخامنشیان در تخت جمشید دست یافت،ابتدا میخواست اون رو هم مثل بقیه بسوزونه،اما معلوم نیس چی شده از این کارش پشیمون شده و دستور داده تمامی کتابا رو نیم سوز و سوخته شده و بعضا سوخته نشده به یونان منتقل کنن.این کتابها موجود هستند،یه سرچ ساده کنید می بینید 2.جندی شاپور نام کتابخانه نیست،نام دانشگاهه...و قطعا توی این دانشگاه روی سنگ مطالب و دانش ها رو حک نمیکردن!با توجه به همین که ایرانی ها از دوره هخامنشیان به نگارش کتاب رو آوردند. بعد شما میگی هیچ کتابی توی عهد ساسانی نبوده؟خب برادر من حداقل بگو کم بوده!چند تا از این کتابها که اصلا وجود داره هنوز،مثل کارنامه اردشیر بابکان!کم بودنش هم به خاطر همین واقعه ایه که شما زیر سوال می برید. 3. اینکه در قرآن به قلم قسم خورده شده،دلیلی برای اثبات عدم وجود این واقعه میشه؟؟؟توی قرآن درباره ولایت حضرت علی هم اومده،کسی گوش کرد؟؟اگه قرار بود به قرآن عمل بشه که اوضاع اونطور نمیشد! (۲۱/دی/۹۲ ۲۱:۳۷)anti نوشته است: رفیق جان جو نده،منم از آب گل آلود ماهی نمیگیرم،سوالاتی هست که برام پیش اومده،برم کجا بپرسم؟حالا من یه سوال از شما میپرسم.چرا خدا کلا جهان رو آفرید؟؟اصن واسه چی آدم و حوا رو امتحان کرد؟؟خب که چی ،چرا گذاشت شیطان وارد بهشت بشه؟چی میشد اگه یه کاری میکرد که پیامبرا ازشون نور ساطع میشد تا هیچکس شک نکنه؟مگه خدا نمیتونست کاری کنه که همه به پیامبرها ایمان بیارن؟چرا این کار رو نکرد؟ خدا برای هر قومی که پیامبر فرستاد،اون قوم رو امتحان کرد.قبل از رسالت اون پیامبر،در هنگام رسالت اون پیامبر و بعد از رسالت اون پیامبر.امتحان مسلمونها ولایت بعد از پیامبر بود. اگه اشتباه نکنم شما باید مسیحی باشید.خب،قطعا خدا میتونست توی تورات نام حضرت عیسی(علیه السلام) رو بیاره و بگه فلان سال این پیامبر ظهور میکنه تا دیگه هیچ یهودی با مسیحیان مبارزه نکنه و اون همه مشکل به وجود نیاد!اما نکته همین جاست،امتحان و اختیار! |
|||
|
۲۲:۴۸, ۲۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۲ ۲۲:۴۰)Tishtar نوشته است: 1.این همه کتاب که توی یونان یافت شده و به خط پارسی هستش رو کی نوشته؟؟طبق یافته های باستان شناسی،اسکندر بعد از اینکه به کتابخانه ی بزرگ هخامنشیان در تخت جمشید دست یافت،ابتدا میخواست اون رو هم مثل بقیه بسوزونه،اما معلوم نیس چی شده از این کارش پشیمون شده و دستور داده تمامی کتابا رو نیم سوز و سوخته شده و بعضا سوخته نشده به یونان منتقل کنن.این کتابها موجود هستند،یه سرچ ساده کنید می بینیددوست عزیز لطفا برای سخنانتان منبع دست اول تاریخی ارائه دهید لطف کنید اسم این کتبی ک میگویید در یونان هست رو ارائه دهید نه اینکه بگویید من سرچ کنم! دباره نیم سوز شدن کتب تخت جمشید هم یک منبع دست اول ارائه دهید هر دانشگاهی کتابخانه هم دارد. و هیچ منبعی دال بر اتش گرفتن یا نابودی ان در حمله مسلمین وجود ندارد شما ابتدا مدرکی قبل از قرن ششم دال بر کتابسوزی مسلمین ازائه کنید بعد بفرمایید واقعه کتابسوزی |
|||
|
۲۲:۵۸, ۲۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۲ ۲۲:۴۸)ss8248 نوشته است: دوست عزیز لطفا برای سخنانتان منبع دست اول تاریخی ارائه دهیدمن فقط خواستم از کپی پیست بیهوده جلوگیری کنم! درباره کتب هخامنشی،«به گفته ابن ندیم، نویسنده الفهرست، که در حدود سال ۹۸۷ میلادی نوشته شده؛ در قصر آپادانا در تخت جمشید نوشتههایی به صورت لوحههای چوبی، سنگ و خاک رس در موضوعات متعدد وجود داشت. تعداد بسیاری از این الواح به وسیله اسکندر مقدونی(۳۳۳ پیش از میلاد) نابود شد و یا به کتابخانه اسکندریه فرستاده شد.» کشف سی هزار لوحه از گل رس در سال ۱۹۳۴ و در زیر زمین ویرانههای کاخ آپادانا این گفته را تایید میکند. باستانشناسان این بخش را خزانه تخت جمشید یا کتابخانه استخر نامیدهاند. اسکندر همینطور ۲۰۰۰۰ چرم گاوی را که اوستا بر روی آنها نوشته شده بود سوزاند. ![]() ![]() این از کتابخانه هخامنشی! اما درباره کتاب سوزی اعراب...از اولیه ترین این منابع همون مقدمه ابن خلدونه که مورد مورد تایید اکثر مورخین و نویسندگان امروزی بوده.تورج دریایی استاد کرسی ایران باستان در دانشگاه کالیفرنیا، ارواین مینویسد: اعراب مسلمان در خوارزم کتابهای مغان را سوزاندند که کار عجیب و نامعمولی بود و واقعهایی معمول در تاریخ فتوحات اعراب مسلمان در ایران زمین به شمار نمیآید. فقدان کتابهای باستانی به زبان پهلوی به دلیل تغییر زبان علمی رایج در ایران پس از حمله اعراب و بلا استفاده ماندن کتابهای نوشته شده به زبان پهلوی است. نویسندگان ایرانی از جمله محمد معین و عبدالحسین زرین کوب (در دو قرن سکوت، منتشره در سال ۱۳۳۶)در مورد کتابسوزی در جندی شاپور پس از فتح ایران توسط اعراب سخن راندهاند. در ضمن شما فرمودید که هر دانشگاهی کتابخانه ای دارد.بسیار خب،داشنگاه گندی شاپور هم حتما کتابخانه ای داشته.پس کتب این کتابخانه چی شدن؟؟!چرا دقیقا بعد از حمله اعراب به ایران دیگه هیچ نقل قول یا اشاره ای به این کتاب ها نشده و جز چند تاشون تا امروز باقی نموندن؟در حالی که آثار قدیمی تر از اون(مثل همین کتابخانه استخر)باقی مونده؟ |
|||
|
۲۳:۰۸, ۲۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۲ ۲۲:۵۸)Tishtar نوشته است: من فقط خواستم از کپی پیست بیهوده جلوگیری کنم! منبع ابن الندیم!! بفرمایید ک ابن الندیم از چه کسی نقل کرده یا از چه کسی منبع گرفته؟ ایا علم غیب داشته یا سفر به زمان؟! اینهایی ک فرمودید کتب نیستند. اسناد اداری هستند ک الان بیشترشان در دانشگاه شیکاگو نگه داری میشوند اوستاسوزی اسکندر هم افسانه ای بیش نیست و هیچ منبعی انرا تایید نمیکند بیشتر قسمتهای اوستا درقرون بعد از اسلام جمع اوری و نوشته شد. میتونید کتاب ایران در زمان ساسانیان را دراین باره مطالعه کنید ------- اگر قرار بر نقل قول از بزرگان درباره کتابسوزی ایران باشه ک بنده همین الان میتونم به این روش متوسل بشم یا لینکهخایی در متنی ک فرستادم قرار میدادم دراین باره ک کتابسوزی رو نفی کنه. اما قصد دارم فقط براساس منابع دست اول تاریخی بحث کنم . نه روایت متناقض ابن خلدون ک به یکباره در قرن هفتم ساخته شد و زرین کوب و بقیه از ان استفاده کردند. روایات تاریخی باید تواتر داشته باشد.درحالی ک میبینیم ک قبل از ابن خلدون کسی این روایت کتابسوزی را نقل نکرده. حتی در اثار شعوبیه ک جنبشی ضدعربی بود هم ذکری از کتابسوزی نشده |
|||
|
۰:۱۳, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۲ ۲۲:۴۰)Tishtar نوشته است: حالا من یه سوال از شما میپرسم.چرا خدا کلا جهان رو آفرید؟؟اصن واسه چی آدم و حوا رو امتحان کرد؟؟خب که چی ،چرا گذاشت شیطان وارد بهشت بشه؟چی میشد اگه یه کاری میکرد که پیامبرا ازشون نور ساطع میشد تا هیچکس شک نکنه؟مگه خدا نمیتونست کاری کنه که همه به پیامبرها ایمان بیارن؟چرا این کار رو نکرد؟ متاسفانه من یه مقدار فن بیانم خوب نیست نمیتونم منظورم رو اونطوری که میخوام برسونم! جواب سوال من،سوال نیست رفیق جان،کاملا واضحه.امتحان چیه دیگه؟مگه الله آینده رو نمیبینه؟پس میدونه که در آینده چه اتفاقی می افته دیگه،دیگه امتحان کردن چیه این وسط،هر چی خودش بخواد مقدر میشه دیگه ،این همه نفاق و دشمنی بین مسلمانا و مردم جهان رو حتما میخواسته که الان داره اتفاق می افته،باور کنید مسئله سختی نیست چرا درک نمی کنید؟نقل قول:اگه اشتباه نکنم شما باید مسیحی باشید.خب،قطعا خدا میتونست توی تورات نام حضرت عیسی(علیه السلام) رو بیاره و بگه فلان سال این پیامبر ظهور میکنه تا دیگه هیچ یهودی با مسیحیان مبارزه نکنه و اون همه مشکل به وجود نیاد!اما نکته همین جاست،امتحان و اختیار!بله مسیحی شناسنامه ای هستم! همینم ایراد داره،باید اگه همچین چیزی رو میخواست می آورد تو انجیل که این همه آدم گمراه نشن نکنه این خدا دوست داره کشته شدن و ریخته شدن خون مخلوقات خودش رو ببینه و ازش لذت میبره؟
|
|||
|
۱۱:۱۴, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۲ ۰:۱۳)anti نوشته است: متاسفانه من یه مقدار فن بیانم خوب نیست نمیتونم منظورم رو اونطوری که میخوام برسونم!ببینید،ما یه چیزی داریم به اسم اختیار و اراده،یه چیزی هم داریم به اسم قضا و قدر.خداوند قطعا آینده رو پیش بینی میکنه،اما دلیل نمیشه به خاطر این پیش بینی قدرت اختیار رو از انسان سلب کنه. (۲۲/دی/۹۲ ۰:۱۳)anti نوشته است: بله مسیحی شناسنامه ای هستم!همونطوری که گفتم خدا میتونست اصلا از ابتدا انسان رو هم مثل فرشته ها درست کنه،اما این ارزشی نداشت.شما فکر میکنید اگه خداوند روی جو زمین،اسامی تک تک پیامبرها رو با سال بعثتشون مینوشت( )وهمه مردم هم این رو میدیدن،دیگه پیروان این ادیان از لحاظ اعتقادی ارزشی داشتند؟دیگه کافری باقی میموند؟؟؟یهودی ها معتقدند که شیطان فرشته ای از خداست که مسئول امتحان کردن انسانهاست.اگرچه این اعتقاد غلطه،اما به نکته جالبی اشاره میکنه و اون هم اینه که شیطان ناخواسته عین یک فرشته ارزش انسانهای با ایمان رو افزایش میده! (۲۱/دی/۹۲ ۲۳:۰۸)ss8248 نوشته است: منبع ابن الندیم!! نام چند مورد از کتابهای برجسته پارسی میانه که به زبان اصلی بجا مانده و به ما رسیدهاند، اینها هستند:
در دوران ساسانی کتابهای بسیاری به زبان پهلوی نوشته شد که البته بسیاری از آنها در رویدادهای مربوط به جنگهای ایران و روم و ایران و اعراب از میان رفت ولی بسیاری از اینها در دوران پس از اسلام مجدداً به الفبای زند باز نویسی شد.این فرایند بازنویسی بدست موبدان و دستوران زرتشتی انجام میشد تا از گزند و آسیب دور بمانند. در همان زمان بسیاری از آن نوشتهها بدست ایرانیان نومسلمان به عربی بازگردانده شد تا مجموعه فرهنگی ایران باستان هم وارد اسلام گردد و هم از خاموشی آن جلوگیری شود. این نهضتی بود که بدست ابن مقفع یا همان روزبه دادویهراه افتاد و هم او بسیاری کتابهای پارسی میانه مانند ادب الکبیر(آیین نویسندگی) و ادب الصغیر(آیین نامه نگاری) المنطق (ترجمهای از کتاب منطق پهلوی ارسطو) و کلیله و دمنه را ترجمه کرد. حنین ابن اسحاق و ابن خرداذبه و ثعالبی نیز کتابهای دیگری را ترجمه کردند و ازاینرو بسیاری از کتابها مانند زیج شهریار و هزارویکشب و گاهنامه و ورزنامه خداینامه و مانند اینها از پارسی میانه به عربی ترجمه شد که بدون شک همین باعث غنی شدن و توانمندی نثر عربی گشت. در همین اوان کتابهایی هم به پهلوی نوشته شد که نویسندگان آن باز هم از میان زرتشتیان بودند و آنها را برای دفاع از دین خود و نگاهداری از دین نیاکان تالیف نموده بودند. از این دست کتابها میتوان به آثار باارزشی مانند دینکرد و بندهشن وگجستک و ابالیش و همچنین شکندگمانیک ویچار اشاره نمود. همچنین در دوره ساسانی کتابهای اوستا به زبان پهلوی (از اوستایی) ترجمه شد تا همه مردم بتوانند از آن بهره ببرند و آنرا بخوانند .ازاینرو کتابهای بسیاری بزبان پهلوی از روزی اوستا نیز نوشته شد و همه اینها باهم بر غنا و ارزش ادبی زبان و ادبیات پهلوی افزود. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |












![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
![[تصویر: DSC01408.jpg]](http://www.ghiasabadi.com/wp-content/uploads/2010/07/DSC01408.jpg)
![[تصویر: foska.jpg?w=500&h=281]](http://kingfoska.files.wordpress.com/2011/07/foska.jpg?w=500&h=281)