|
عالمی که با ارواح انبیاء جلسه می گذاشت !!
|
|
۲۰:۵۳, ۱۰/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۰ ۶:۱۰ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
و در این دنیای خاکی ، گروهی هستند که از میان کثرت و هیایوی دنیا تنها یکی را دیدند و طلب کردند و چون به یاد و ذکر او می نشینند، گروهی از فرشتگان به همراهی با آنان آواز سر می دهند:
مرغ دل ما را که به کس رام نگردد آرام تویی دام تویی دانه تویی تو اینان همان قرار و آرام جهانند تا ازهم نپاشد. همان ستارگانی که می درخشند تا راه را گم نکنیم . عارف ربانی سید محمد حسن الهی طباطبایی برادر علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان عارف ربانی سید محمد حسن الهی طباطبایی از افراد ناشناخته دوران خودش بوده است و الان هم تا حدودی کسی این بزرگ مرد را نمی شناسد. شخصی که برادرش علامه طباطبایی میگوید : ((من خودم از اخوی استفاده می کنم)) سید الحکماء مرحوم سید جلال آشتیانی نیز در احوالات ایشان گفته است : ((دست آقا سید محمد حسن در مراتب سیر و سلوک از برادرش علامه بازتر است )) ![]() ولادت:1325ق. محل ولادت:تبریز وفات:1388ق محل دفن :قم محل تحصیل: تبریز ، نجف اساتید: حضرات سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمد حسین نائینی ، سید حسین بادکوبه ای و آیت ا.. قاضی ره شاگردان: حسن حسن زاده آملی ، میرزا محمد علی ارتقایی، میزرا موسی تبریزی و .... تالیفات: رساله ای در علم موسیقی و روابط معنوی روح با صداها ( که خود آن را از بین برد). او از شاگردان مبرز مرحوم سید علی قاضی بود. در سعه صدر و پاکی و حسن خلق زبانزد بود. سیر و سلوک را یک دوران خاص و با اعمال خاصی نیم دانست بلکه آن را در متن همین زندگی عادی تعریف می کرد و زندگی رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را شاهد این مطلب می آورد. می فرمود: مراقبه یعنی آدم در همین زندگی روزمره غفلت را از خودش دور کند. ایشان پس از یازده سال اقامت در شهر ساقی کوثر، به دلیل وضع نامناسب معیشتی مجبور شد همراه برادر خویش، علامه طباطبایی ، به تبریز باز گردد. در تبریز به تدریس فلسفه و تربیت جویندگان کمال پرداخت. ارتباط ایشان با مرحوم قاضی از طریق نامه برقرار بود. عباراتی چون " جعلت فداک " و " عزیز دلم " که آیت الله قاضی در این نامه ها خطاب به آقای الهی به کار می برد گویای عظمت شان ایشان نزد استاد است . استاد سید محمد حسین قاضی می فرماید : با اینکه خود آقا به علامه و بردارش گفته بود که به ایران برگردند اما دوری آن ها برایشان بسیار ناگوار بود و هر وقت یاد آن ها می افتاد گریه می کرد. این گفتار علامه طباطبایی مشهور است که می فرمود: من خودم از اخوی استفاده می کنم توصیه همیشگی ایشان هنوز در خاطر اطرافیان است : از حسنات اعمالتان که خیال می کنید حسنه است توبه کنید ، تا چه رسد به معاصی! کتاب الهیه با زبان بسیارشیوا به همراه شعر و آیات و روایات در شرح حال این بزرگان نوشته شده است که انسان با خواندن این کتاب احساس آرمش میکند. دراینجا من یک کرامت ازایشان را از کتاب نقل میکنم: ((آقای الهی زمانی که در قم بود به روضه ای که در منزل مرحوم میرزا تقی زرگری تشکیل می شد می رفت. آنها بعد از روضه یک جلسه خصوصی داشتند. یک بار پس از اتمام روضه وقتی برای ایشان سینی مسی چای می آوردند ایشان انگشت خود را بر لب میگذارد و بعد به سینی مسی میزند سینی تبدیل به طلا میشود. اما ایشان می گوید ما طلا را میخواهیم چه کنیم ، دوباره انگشت بر لب می گذارد و به سینی می زند و سینی دوباره به حالت اولیه اش بر میگردد)) شرح احوال ایشان درکتاب الهیه از انتشارات موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس آمده است . باز هم از ایشان خواهیم گفت... انشاء ا.. |
|||
|
|
۰:۱۸, ۱۱/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/خرداد/۹۰ ۰:۱۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
دوستان همه ی شما عزیزان میدانید
صرفاً ذکر مجددی میکنم از باب فذکر إن نفعت الذکرا جلسه گذاشتن با ارواح انبیا هم به تنهایی مسئله ی مهمی نیست مهمترین چیز این است که ما عبد خالص خدا شویم و بفهمیم فقیر محض هستیم باقی این امور نه مسائلی هست که در ذیل عبودیت خدا هست و به هیچ وجه هدف نیست هدف این هست که خدا بزرگ شود و عظمت خدا در کلام ما جلوه کند و نه عظمت اشخاص البته دوستان همه بهتر از حقیر این رو میدونید صرفاً یک ذکر بود و یاد آوری یا علی |
|||
|
|
۰:۰۷, ۱۲/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
نقل قول:جلسه گذاشتن با ارواح انبیا هم به تنهایی مسئله ی مهمی نیستحرف شما کاملا صحیح هست. اما به نظرم ایشون قطعا به خدا و عظمتش فکر میکرده واحساس فقیر و عبد بودن رو در برابر خدا داشته که به همچین درجه ای رسیده. اگر میخواست به فکر سایر مسائل باشه قطعا به چنین پیشرفت هایی نمی رسید. در واقع چون به 100 برسیم ،90 هم پیش ماست. |
|||
|
|
۲۰:۱۲, ۱۴/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/خرداد/۹۰ ۲۰:۲۱ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
این دو برادر، از سلاله پاک خاندان عترت وطهارت بوده ونسبشان از سوی پدر به حسن مثنی، فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام) واز سوی مادر به فاطمه بنت الحسین (علیه السلام) می رسد.
سید محمد حسن هجده ماهه بود که مادر مهربان وعزیز خود را از دست داد وهنوز مدتی طولانی ازاین حادثه تأسف بار نگذشته بود که درسن چهار سالگی نیز از نعمت وجود پدر ومربی عالیقدر خویش محروم گردید وبه ناچار سرپرستی وتربیت او و برادرش، طبق وصیت پدرش، به حاج میرزا باقر قاضی که روحانی و معلم بود، واگذار گردید. سید محمد حسن الهی به همراه برادر بزرگش، علامه طباطبایی (رحمه الله)، در سال 1344 هـ. ق جهت تکمیل تحصیلات علوم دینی، تبریز را به قصد عتبات عالیات ترک نمود وعازم نجف اشرف گردید و درمنزلی واقع در محله ی عماره که در نزدیکی بارگاه مطهر حضرت علی (علیه السلام) قرار داشت، اقامت گزید که به دلیل دوری از وطن وخشونت آب وهوا و محیط ناآشنا چند مدتی را با سختی ومشقت سپری ساخت اما بر خلاف این ناملایمات وبا تحمل شدائد به محضر اساتید وقت حاضر گردید و به مدت یازده سال از حوزه درسی عارف بی بدیل، آیت الله حاج سید علی آقا قاضی طباطبایی (رحمه الله) و سیدحسین بادکوبه ای (رحمه الله)، در عرفان، فلسفه، ریاضی و طب بهره مند شد. به طورهمزمان فقه واصول را از محضر آیت الله محمد حسین غروی اصفهانی (رحمه الله) وآیت الله میرزا محمد حسین نائینی (رحمه الله) و آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (رحمه الله) فرا گرفت. آیت الله الهی وبرادرش علامه طباطبایی (رحمه الله) سر سپرده ی آیت الله قاضی واز شاگردان آن مرد خدا و تحت تربیت ایشان بودند. آیت الله سید علی آقا قاضی نیز بسیار به ایشان علاقه مند بودند. از متن نامه ای که علامه سید علی آقا قاضیتبریزی (رحمه الله) به آیت الله الهی نوشته است واستفاده از تعابیری چون: «عزیز دلم! محل جناب عالی درقلب حقیر بالاترازاین معانی که احتمال داده اید می باشد.» ویا «...سرکار عالی اعلی السیدین السندین..» ویا «همین قدر عرض کنم که در عموم و حضوری از یاد خیر جناب عالی غافل نیستم...» و همچنین «فدایت شوم...» و مطالبی اینچنین، می توان به مقامات والای معنوی و عظمت شأن ایشان پی برد. به دلیل تهجد وشب زنده داری ها وعبادت های شبانه، به همراه سلوک روحانی وتوسل به پیشگاه خاندان عصمت وطهارت (علیه السلام) خصوصاً مولی الموحدین، علی (علیه السلام) سید محمد حسن الهی به کمالاتی معنوی دست یافت و روزنه هایی نورانی برایش فراهم گردید وحالاتی غیبی را کشف کرد. ایشان به موازات پیگیری تحصیلات درنجف از طریق تزکیه نفس، درعرفان عملی به رتبه ای رسید که چشم برزخی اش باز شد و انسان ها را مطابق ملکات و گرایش های باطنی آنان مشاهده می کرد. علامه حسن زاده آملی مرقوم داشته اند که: «...مرحوم الهی، جامع علوم عقلی و نقلی بود و ریاضت های نفسانی او بسیار عجیب بود. من مشاهداتی و مکاشفاتی و حالاتی از جناب حاج سید محمد حسن الهی دارم که اگر بخواهیم بعضی ازاین امور را بازگو کنیم، شاید موجب استعجاب و استیحاش بعضی واقع شود. ....برای بنده بارها پیش آمد ودرمحضر شریف ایشان شواهدی دارم که یادداشت ها وخاطراتی را در دفتری جداگانه، نوشته وجمع آوری نموده ام. سید محمد حسن الهی وبرادرش علامه طباطبایی دیده باطن داشت و مشاهدات و مکاشفات عجیب ازخود بروز می داد. آری، این دونفر متنعم به این نعمت قدسی بودند.» آیت الله شیخ جعفر سبحانی نیز به برخی از این مکاشفات و مشاهدات و حالات عجیب اشاره کرده اند، از جمله اینکه: استاد فاطمی نیا می فرمود: از آیت الله جعفر سبحانی که از محضر علامه طباطبایی (رحمه الله) بهره مند گشته است، شنیدم که خود علامه می فرمود: «من یک روز مشاهده کردم که آقا سید محمد حسن (الهی) بعد از نماز صبح با انبیاء گذشته جلسه دارد.» آیت الله طباطبایی در سال 1345 هـ.ش به شهر مقدس قم مشرف گردید وقریب یک سال دراین دیار پربرکت اقامت گزید وتنی چند از فضلای حوزه علمیه قم دراین مدت از فیض وجودش برخوردار گشتند که در میان آنان، علامه حسن زاده آملی بیش از دیگران از حضور پرفروغش بهره برد. این مرد الهی، انسانی صادق، بی آلایش، فروتن، مهربان ومربی نفوس بود و علامه طباطبایی درمناسبت های گوناگون، خلق وخویش را وصف می نمود و ملکات نفسانی وحالات معنوی این شخصیت عظیم را که درگمنامی می زیست، تحسین وتمجید می کرد. به دلیل مقامات علمی وشهرت وتبحر این عالم ربانی درعلوم عقلی، دانشگاه تهران جهت تدریس این رشته از دانش دینی ازمرحوم الهی دعوت نمود، اما ایشان از پذیرش امور رسمی اکراه داشت وچون دعوت کنندگان اصرار زیادی کردند، تفألی به قرآن نمود، اما استخاره خوب نیامد ولذا ایشان تقاضای مزبور را نپذیرفت. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ارتباط با ارواح | مجید121 | 0 | 1,019 |
۲۳/تیر/۹۱ ۱:۳۳ آخرین ارسال: مجید121 |
|





![[تصویر: b4805.jpg]](http://www.tebyan-tabriz.ir/farsi/Articles/Picture/b4805.jpg)




