|
بعل اولین سنبل و معبود کابالیسم
|
|
۲۱:۳۵, ۲/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/بهمن/۹۲ ۲۳:۲۸ توسط neyestan23.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام الله
![]() بعل اولين سمبل و معبود كاباليسم ديرينگي بعل تا حدي كهن و قديمي است كه تاريخ پيدايش آن معلوم نيست. آن چه مسلّم است پيدايش آن در حوالي مديترانه و لبنان بوده است و همزمان با حضور انسان در آن نواحي، حضور داشته است. اولين مردم شناخته شده در لبنان «فينيقيان» بوده اند كه سرزمين لبنان در زمان آنان را «فينيقيه» ناميده اند. منابع تاريخي دربارة فينيقيان نوشته اند: فينيقيان از نژاد سامي (كه اقتدارشان در2800 سال پيش از ميلاد بوده) در زمرة قبايل ما قبل تاريخ قرار دارندتاريخ بعل نيز همراه آنان به دوران ما قبل تاريخ مي رسد. نام شهر «بعلبك» كه برگرفته از بعل است و نشان مي دهد كه خود بعل ديرين تر از آن شهر بوده، نيز از شهرهاي كهن است. در اين باره نيز مي خوانيم: بعلبك از شهرهاي فينيقي است؛ در دورة سلطه سلوقيان (سلوكيان) نام آن به «هليوپوليس» تغيير يافت، سپس نام اصلي خود را باز يافت بعل بت بزرگ و الهة توليد نسل، در باور آنان بوده است كه فينيقيانِ پيش از تاريخ، آن را از قوم نوح ارث برده اند.در افسانة «ايسيس و اوسيرس»- ايزيس و اوزيرس- كه يكی از افسانه هاي كهن مصر است،مي گويد: اوزيرس را كشتند و پيكرش را سيزده تكه كردند و هر تكه را به جائي دور انداختند، ايسيس آن ها را جمع كرد به غير از تكّه سیزدهم كه عضو تناسلي او بود، پس از زماني آن را از درياي مديترانه يافتند و مجسمه اش (بعل) را ساختند.درست است اين يك افسانه است، ليكن فرق است ميان اين كه يك افسانه مخالف يك نظريه علمي باشد و اين كه موافق آن باشد. حتي اين افسانه نيز منشأ بعل را به مديترانه ربط مي دهد.در قرآن نام بعل فقط يك بار آمده كه به نفوذ بعل در ميان بني اسرائيل، ناظر است و به حوالي2600 سال پيش مربوط مي شود. يعني در آن زمان دستكم3300 سال از حضور بعل در سواحل مديترانه مي گذشت؛ آيه هاي123 تا 126 سورة صافات: «وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلينَ- إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ- أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقينَ- اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ»: الياس از جملة پيامبران است- زماني به قوم خود گفت: آيا از خدا نمي ترسيد؟- آيا بعل را فرا مي خوانيد و احسن الخالقين را وا مي گذاريد؟- الله است پروردگار شما و پروردگار نياكان تان. در تورات- كتاب دوم ملوك باب اول- نيز آمده است: شاه يهودي از طبقه بالاي ساختمان افتاده و بيمار شده بود، كساني را مأمور كرد كه به «عقرون» رفته و از كاهنان معبد بعل بپرسند آيا او از اين بيماري نجات خواهد يافت يا نه. به «ايليا» وحي شد كه بر سر راه آنان برود و به آنان بگويد كجا مي رويد؟ مگر در كشور اسرائيل خدا نيست كه براي پرسش از بعل مي رويد.در ادبيات و محاورات اسلام به ايليا، الياس گفته مي شود.اما در آيه23 سورة نوح رمزي هست كه اگر گشوده شود، احتمالاً نشاني از بعل پيدا شود؛ قوم نوح در برابر تبليغات نوح به همديگر سفارش مي كردند: «قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْرا»: گفتند: خدايان تان را رها نكنيد، و رها نكنيد ودّ را، و نه سواع را و نه يغوث و نه يعوق و نه نسر را. به نظام و سازمان اين آيه دقت كنيد. ابتدا مي گويند «خدايان تان را رها نكنيد». سپس با حرف «و» كه جملة بعدي را به جمله قبلي عطف مي كند، مي گويند «و رها نكنيد ودّ، سواع، يغوث، يعوق، نسر را». باصطلاح ادبي، در نگاه دقیق به نظر مي رسد كه جملۀ دوم «عطف تفسير» نيست. هر جمله يك پيام مستقل دارد و جمله به جاي جمله عطف شده و «عطف اِعراض» است كه گاهي به صورت عطف عام بر خاص مي باشد و گاهي به صورت عطف خاص بر عام. در اين آيه عطف خاص به عام است؛ ابتدا مي گويند از «خدايان تان» كه عام است سپس از ميان همان خدايان نام پنج بت را مي آورند. يعني خدايانی و دستكم يك خداي ديگر وجود داشته است كه نامش را به زبان نياورده اند.بافتِ سخن، نظام و سازمان كلام در اين آيه، خيلي شگفت و استثنائي است. به نظر مي رسد عمداً نمي خواستند نام بعل را بياورند. چرا؟ مطابق مَثَل «تيرش را مي اندازد كمانش را پنهان مي كند» هدف شان دفاع از بعل است اما ابتدا با كلمة «خدايان» شروع كرده و فوراً كلام را لغزانيده نام بت هاي ديگر را رديف مي كنند و كاملاً واضح است كه بت ها منحصر به آن پنج بت نبوده اند. اين چرخانيدن و لغزانيدن سخن به خاطر آن است كه بعل در بحران هاي اجتماعي به ميزان بت هاي ديگر قابل دفاع نبود زيرا اساساً بت و بت سازي پاسخي بود به معنويت خواهي و خدا جوئي روح فطرت انساني، نسر (عقاب) به عنوان سمبل شجاعت مي توانست اشاره به يك معنويت داشته باشد. ودّ نيز سمبل (مثلاً) مهرباني بود. اما بعل كاملاً بر عكس بود و معنويت خواهي انسان را كور مي كرد و خواهيم ديد كه از نظر «انسان شناسيِ» مكتب قرآن و اهل بيت(علیه السلام)، عضو تناسلي هر كس براي خودش نيز مصداق «سوئه» است. هنگامي كه افراد عاقل و يا پيامبري بت پرستي را محكوم مي كرد، بعل غير قابل دفاع مي گشت. و این غیر قابل دفاع بودن، هنوز هم هست که می بینیم كاباليسم و ابليس با همة كوشش براي رواج بعل كه امروز در اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي جهان حضور دارد (بحثش خواهد آمد) نتوانسته بودند معني و مفهوم اين برج را به طور صریح به مردمان كشورها بگويند تا در اين اواخر افشا شد.
راز پنهان كاباليسم دربارة بعل: انسان شناسي:قوم نوح نيز در مواقع اضطراب نام آن را نمي آوردند سران قوم (ملاء مترف) اول مردم را به دفاع از همۀ بت ها با بيان كلي، فرا مي خواندند و بلافاصله نام بت هائي را كه سمبل مثلاً معنويت بودند به زبان مي آوردند. زيرا يك مجسّمة آلت نرينگي، به زودي زير سوال مي رفت. بت هاي ديگر حفاظ و پوششي بودند كه بعل از برابر عقل و استدلال، غايب باشد و محفوظ بماند. در انسان شناسي مكتب قرآن و اهل بيت(علیه السلام): انسان موجودي است كه به حكم روح فطرت (كه حيوان فاقد آن است) از مشهود بودن دو عضو (مخرج بول و مدفوع) يك پرهيز جدي دارد هم در ناخود آگاه و هم در خود آگاه. قرآن اين دو عضو را «سوئه» ناميده است؛ سوئه يعني آن چه كه ديدن و نيز نشان دادنش، محبوب فطرت انسان سالم نيست. و چيز سوم كه قرآن آن را سوئه ناميده جنازه و ميتة انسان است؛ آن جا كه مي گويد: قابيل پس از قتل هابيل احساس مي كرد كه بايد كاري دربارة آن جنازه انجام دهد و آن «سوئۀ برادر» را بپوشاند و نمي توانست همان طور رهایش كند: «كَيْفَ يُواري سَوْأَةَ أَخيه»: چگونه بپوشاند سوئة برادرش را. قرآن دربارة انسان سه نوع لباس و پوشش را بيان مي كند و منشأ لباس و پوششجوئي انسان را در دو انگيزة فطري محض و در يك انگيزة فطري عقلاني، نشان مي دهد: 1- پوشش سواتي: مي گويد وقتي كه آدم و حوّا از آن درخت خوردند، خود را لخت و سوئه شان را عريان ديدند، شروع كردند از برگ هاي پهن جنگل به عقب و جلو خود مي بستند تا آن دو عضو را بپوشانند: «فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ» متاسفانه ما معمولاً آيه هاي قرآن را مي خوانيم و بدون توجه عبور مي كنيم و نمي پرسيم: در آن محيط غير از آدم و حوا كسي وجود نداشت كه آن دو به خاطر حضور نامحرم با سرآسيمگي در صدد پوشانيدن دو عضوشان باشند؟ تا توجه كنيم كه اين آيه اساساً ربطي به مسئلة محرم و نامحرم ندارد، بل که در صدد بيان این اصل بزرگ از اصول انسان شناسي است كه: انسان سالم از عريان بودن اين دو عضو، خوشش نمي آيد خواه در معرض ديد كسي ديگر باشد و خواه نباشد. منشأ اين لباس و پوشش سوات، روح فطرت انسان است. 2- پوشش ديگر بخش هاي بدن: انسان خود را در لباس، زيباتر احساس مي كند. حتي دربارة برهنه ترين عضو يعني «پا» نيز با جوراب بودن و بي جوراب بودن برايش فرق دارد. و منشأ اين بخش از پوشش خواهي، حس زيبائي خواهي انسان است.3- پوشش حجابي: كه منشاء فطري آگاهانه و عقلاني دارد براي حفاظت از نهاد «خانواده» كه خانواده خود منشأش روح فطرت است. بهتر است به دليل اهميت مسئلۀ «لباسخواهي انسان» و ريشة اين مسئله در «انسان شناسي» و بررسي پديده اي بنام لباس و منشأ آن، را در يك جلسه ويژه بحث كنيم و مبحث بعدی را به آن اختصاص دهیم. نوح با كاباليسم مبارزه كرد، قوم غرق شدند. اما بذر بعل پرستي در ميان مردمان همسايه آن قوم نفوذ كرده بود و پس از طوفان از نو رواج يافت. زماني الياس با آن مبارزه كرده. اما بعل هنوز هم هست و مورد پرستش كاباليست ها و فراماسونرهاي جهان است. بعلبكّ: [/b]گفته شد بعلبك از شهرهاي مردم فينيقيه است كه در زمرة اقوام پيش از تاريخ قرار دارند: نام اين شهر از دو واژه بعل و بكّ تركيب شده، مراد از بعل معلوم است. اما مراد از «بكّ» چيست؟ كسي در اين باره به جائي نرسيده است. ليكن ما مي بينيم اين واژۀ نا شناخته براي مورخين و زبان شناسان و باستان شناسان، در قرآن يك واژه شناخته شده است كه برگرفته از اولين زبان بشري است و تقليدي است از نام اولين دهكده در تاريخ: بكّه: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً». و خود نام آن شهر فينيقي نشان مي دهد كه مردمان سواحل مديترانه به ياد و خاطرة بكّه آن را انتخاب كرده اند. و چنين تقليدي نشان از قدمت بس ديرين آن مردم دارد. همان طور كه پيشتر به شرح رفت.طبرسي در مجمع البيان ذيل همان آية123 سورة صافات مي گويد: بعل نام بتي است كه مردم شهر بكّ در شامات آن را مي پرستيدند. حضور بعل در مصر: در مباحث آينده خواهد آمد كه بعل به ميان مردم مصر نيز نفوذ كرد و دو نماد مجسم بزرگ از آن در پيش كاخ رامسس دوم ساخته شد. و در زمان خروج بني اسرائيل از مصر به رهبري حضرت موسي (1350 ق، م) فرعون به آنان رسيد و در برابر «بعل صفون» آنان را محاصره كرد كابالا خيلي ديرين تر از يهود است: آيا كاباليسم تصوف يهودي است؟ در اين مباحث حضور هميشگي كابالا يعني بعل و منشأ آن، روشن شد. به خوبي مي بينيم كه كابالا «تصوف يهودي» نيست بل بُعد و جنبة تصوفّي كابالا خيلي ديرين تر از پيدايش قوم يهود است. يهوديان چند هزار سال پس از تصوف كاباليسم، به دنيا آمده اند. پس از پيدايش جامعه اي به نام يهود، كاباليسم به ميان آنان نفوذ كرده است همان طور كه ديديم الياس پيامبر يهوديان با بعل مبارزه كرده است. اگر درگيري بعل پرستي با يهوه پرستي يهوديان را در تورات پي گيري كنيد مي بينيد كه جزرومدّ نفوذ بعل به ميان يهود بخش عمده اي از سرگذشت جامعه يهود را به خود مشغول كرده است. پيامبران يهود با آن مقابله مي كرده اند ليكن بعل پرستي با توجيهات صوفيانه به آئين يهود وارد شد اما هرگز نتوانست به طور آشكار به فعاليت بپردازد، تنها در محافل خصوصي نسل به نسل تعليمات كاباليستي در ميان شان ادامه داشت. سپس به مسيحيت نيز نفوذ كرد و بالاخره اتحاد مسيحي و يهودي را بر قرار كرد و در اين اواخر پاپ پل ششم يهوديان را از قتل عيسي تبرئه كرد زيرا كاباليسم مي خواست و مي خواهد با ایجاد اتحاد میان مسیحیان و یهودیان جامعۀ مسلمانان را براندازد. هُبل: حضور بعل در ميان عرب ها: پيش تر گفته شد كه بعل به عنوان يك برج سنگي مجسم به ميان عرب ها نفوذ نكرده اما لفظ آن به عنوان يك كلمه به معني «شوهر» رواج و شيوع داشته و دارد.اما بعل به شكل ديگري در قالب و عنوان بت مجسم به صورت يك انسان (نه صورت عضو نرينگي) پرستش شده است. اگر دقت شود بت معروف «هبل» همان بعل، است. هبل بت مخصوص قريش بود كه يك بت مذكر تصور مي شد بر خلاف عزّي كه يك بت مؤنّث بود. هبل بر خلاف بت هاي كهن و ديرين عرب، يك بت جديد و جوان بود پيدايش آن همزمان است با پيدايش بت پرستي در ميان نسل اسماعيل(علیه السلام) يعني قريش که در حدود200 سال پيش از ظهور اسلام بوده است.هبل تنها حدود200 سال عمر كرده است در حالي که ودّ، يعوق، يغوث، سواع و نسر، ارثيه قوم نوح بوده اند كه بر عرب نيز رسيده اند. و نيز گروه دوم بت هاي عرب از قبيل: لات، عزّي، منات، نائله، هزاران سال در ميان عرب بوده اند. در دوره اي قبيلة خزاعه بر اولاد اسماعيل چيره شده، بكّه و كعبه را از دست آنان مي گيرند. عمروبن لحي رئيس بني خزاعه اولين كسي است كه بت ها را در درون كعبه گذاشت. وقتي كه قريش (اولاد اسماعيل) به رهبري قصي كعبه را از دست قبایل دیگر پس گرفتند، بت ها را همچنان در درون كعبه نگه داشتند و بت هبل را به عنوان بت ويژة قريش به آن ها افزودند كه به منزله رئيس آن مجمع الاصنام بود. و هر بت نمايندگي قبيله اي را به عهده داشت، قريش اين كار را براي جلب قلوب قبايل عرب، كرده بود. در منابع حديثي، تعداد بت هائي كه در روز فتح مكه توسط پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مسجد الحرام (اعم از درون كعبه، حجر اسماعيل، صفا و مروه) بوده اند360 بت بوده است. متاسفانه ما نمي دانيم تعداد آن چه در درون كعبه بوده چند بت بوده است، بديهي است بت هاي محترم و باصطلاح والامقام را در درون كعبه گذاشته بودند. آيا به تعداد 333 يعني رقم مقدس كاباليسم بوده است؟ به هر روي، هبل با اين لفظ و صيغه، يك كلمة مستقل است يعني از ماده «هبل يهبل» مشتق نشده و رابطه اي با آن ندارد به طوري كه المنجد يك رديف مستقل به شماره 6 باز كرده و نوشته است: بتي كه در كعبه قرار داشت. بنابر اين ريشه عربي ندارد و از جاي ديگر آمده است و چون نام بت شده، آن هم محترم ترين بت قريش كه در مجلس سناي بت ها رياست داشت، بي ترديد يك كلمة بي معني نبوده است بت پرستان جديد (قريش) يك نام تاريخي براي بت شان برگزيده اند كه بار معني بزرگي نيز داشته است، آنان از جانبي از بعل پرستي كه رايج و شناخته شده بود، تقليد كرده اند و در عين حال بعل به معناي عضو نرينگي را نپسندیده اند و كل یک پيكر را ساخته اند و گفته اند «هو البعل» يا «هو بعل»: آن است بعل. كه در محاورات تخفيف يافته و تلخيص شده به صورت هبل آمده است. البته بعل در ميان فينيقيان نيز گاهي به صورت پيكر كامل انسان، مجسم شده است. انشاالله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۲۲:۱۶, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
۰:۰۴, ۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
1.دوستان گرامی اگر متنی از جایی کپی می کنید باید منبعش رو قرار بدهید
2. بارها و بارها تذکر داده ایم که متن ها مفصل و زیاد رو همین طوری خام کپی پیست نکنید در تالار ... بخونید خلاصش رو قرار بدهید و ارجاع کنید ... دیگه راه نداشت حداقل نکات مهمش رو مشخص کنید ... همین طور متن کتاب رو کپی و پیست نکنید در حجم انبوه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نشانه های کابالیسم در لباس و مدهای رایج | Cavalier | 1 | 3,179 |
۳/خرداد/۹۱ ۸:۴۲ آخرین ارسال: aleerz |
|










