کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تعرض به دختر خانم محجبه در مانتو فروشی!
۲۲:۵۴, ۲۳/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۲ ۲۳:۳۴ توسط help me.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 13896374258241.jpg]
فروشنده فروشگاه "ع" وقتی با اعتراض بانوی محجبه مبنی بر هتک حرمت و لمس نکردن بدن وی هنگام پرو لباس و همچنین عدم دخالت در روند خرید مواجه می شود، شروع به فحاشی به بانوان چادری می کند.
چهارشنبه شب گذشته در یکی از مانتو فروشی های معروف خیابان هفت تیر تهران که شعب دیگری نیز در سطح شهر دارد، به سه بانوی چادری و یک بانوی محجبه فحاشی و هتک حرمت می شود.

فروشنده طبقه فوقانی از خلوتی فضا سوءاستفاده کرده، از همان ابتدا شروع به بکاربردن الفاظ ناشایست می نماید که با بی محلی بانوان محجبه مجبور به سکوت می شود.

در زمان پرو (سایز کردن) مانتو وقتی بانوان چادری در حال بررسی مانتوی پرو شده بانوی محجبه هستند و راجع به مدل مانتو نظر می دهند؛ فروشنده بی هیچ اطلاع قبلی، خود را به درب اتاق پرو نزدیک کرده و بدن وی را از ناحیه زیر بغل به منظور نمایش میزان گشادی مانتو لمس می کند و شروع به اظهار نظر می نماید که "لابد الان لباسش نازکه یه لباس زخیم بپوشه..."

فروشنده با اعتراض بانوی محجبه مبنی بر عدم لمس بدن وی برای سایز کردن لباس و همچنین اعتراض بانوی چادری مبنی بر عدم دخالت در روند خرید مواجه می شود اما بجای عذرخواهی و پذیرش نهی از منکر، شروع به آسمان ریسمان بافتن برای توجیه نوع شغلش و بدو بیراهه گفتن به بانوی چادری می کند.

بانوی چادری با مراجعه به طبقه پائینی از مدیر فروشگاه در رابطه با برخورد ناشایست فروشنده توضیح می خواهد اما مدیر فروشگاه با معذرت خواهی سوری وعدم برخورد با فروشنده اش باب فحاشی و لفاظی را باز کرده و فروشنده جوان در حضور مدیر فروشگاه اقدام به توهین های بیشتر و فحاشی می نماید و بانوی چادری را " زنیکه بی حیا" خطاب می کند.

هرچند با دخالت پلیس و همچنین وساطت یکی از مدیران فروشگاه، فروشنده جوان بطور ضمنی از بانوان عذرخواهی می نماید اما به عقیده شاهدان عینی ماجرا، غفلت دایره منکرات در زمینه مشاغل مربوط به حوزه زنان و الزام فروشندگان به استفاده از فروشنده زن و همچنین عدم پاسخگویی مناسب مسئولین باعث می شود هر از چند گاهی چنین اتفاقاتی بیفتد که دل هر مستمع با غیرتی را به درد می آورد.

روزی هزار تا ازین دختر خوشگلا به اینجا رفت و آمد دارند و من به همشان دست می زنم

خانم م .د از شهود عینی ماجرا می گوید: وقتی دوستم به همراه فروشنده برای اعتراض به مدیر فروشگاه به طبقه پایین رفت و فروشنده در حضور مدیر فروشگاه اقدام به فحاشی به وی کرد و وی را " زنیکه بی حیا" خطاب کرد، مدیر می توانست با یک تشر فروشنده را به سکوت فراخواند اما سکوت کرد تا فروشنده هرچه می خواهد بگوید.

وقتی فروشنده بالا آمد، هنوز ما در پرو بودیم تا لباس خود را عوض کنیم. فروشنده بعد از فحاشی به دوستم، به طبقه بالا برگشت و هر چه دلش خواست به ما گفت.

وی می افزاید: گفت یک لچک به سر انداختید فکر کردید کی هستید و همه چیز تمامید؟ خیلی خوشگلید؟ روزی هزار تا ازین دختر خوشگلا به اینجا رفت و آمد دارند و من به همشان دست می زنم تازه خوششان هم می آید! من و دوستم دیدیم شان ما اجازه نمی دهد با این جوان که هم سن و سال خودمان است دهن به دهن بدهیم، پس سکوت کردیم.

عدم امر به معروف عامل رواج بی عفتی است

خانم ع که مورد هتک حرمت قرار گرفته می گوید: گرچه من چادری نیستم ولی محجبه ام و حجابم را به نشان اعتقاد اسلامی ایرانیم انتخاب کردم و اجازه نمی دهم کسی به من و حجابم توهین کند. هرچند این آقا نیازی به اجازه نداشت و هرچه دلش خواست به دوستانم گفت و من با سکوتم مثل بقیه خانم هایی که در مقابل این مواضع سکوت می کنم باعث پررو تر شدن این دست فروشنده ها شدیم تا جایی که دست زدن به نوامیس مردم را نه تنها بد و غیر اخلاقی ندانند، بلکه به آن افتخار هم کنند و بخاطر همین عمل ما را نیز تحقیر کند، سکوت عامل ترویج بی عفتی است. در جامعه ای که امر به معروف بمیرد، بی عفتی جایش را می گیرد... فروشنده بجای آنکه ما را ناموس خود بداند، دشمن خود می دانست و به عمد کاری کرد که عصبانیت من و دوستانم را در بر داشت."

بیرق حضرت زهرا را سر کرده ام تا چشم امثال تو کور شود

خانم ف.م می گوید: وقتی صاحب فروشگاه در مقابل هتاکی و فحاشی فروشنده اش سکوت کرد، فروشنده ترغیب شد که آزادانه توهین کند و حتی در بیرون از فروشگاه نیز اقدام به فحاشی علیه چادری ها کرد و من را مورد بدترین خطابه ها قرار داد؛ من هم به او گفتم " این بیرق حضرت زهرا رو سرم کردم تا امثال تو چشمشون کور شه"...

هر چادر پرچمی برای جمهوری اسلامی است

وی که از آن ماجرا به شدت ناراحت است و مشخص است یک دل سیر اشک ریخته، با چشمانی اشک بار و صدایی لرزان می گوید: شهید آوینی فرمودند "در جمهوری اسلامی همه آزادند جز بچه حزب اللهی ها" و من واقعا امشب این جمله را درک کردم. کجای دنیا وقتی از مقدساتت دفاع می کنی، نهی از منکر می کنی و می خواهی بر باورت استوار باشی بجای معذرت خواهی به تو فحاشی می کنند جز کشورهایی که ظاهر دموکراتیک دارند ولی در باطن...؟ مگر ما به بی ریش بودن آن آقا یا لباس ایشان توهین کردیم که ایشان اقدام به فحاشی علیه چادری ها کرد و بدترین الفاظ را در حق این عزیزان بکار برد؟ غیر از این است که هر چادر پرچمی برای جمهوری اسلامی است و تحقیر چادر و چادری عملا تحقیر پارادایم های این نظام است ؟! آیا نباید دفاع از پرچم نظام یکی از وظایف مسئولین نظام باشد؟ پس چرا سکوت کرده اند تا هر کس هر چه دلش می خواهد به پرچمشان توهین کند؟! یک مرد در آن جمعیت نبود که تودهنی به این پسر بزند و او را مجاب کند که کارش ناشایست است. مردان ما به تماشا ایستاده بودند و زنان هم سرشان را به نشانه تاسف تکان می دادند وعبور می کردند. باز خوب است که فحاشی این آقا بعدها بولوتوث نشود!

حرمت از دست رفته ام را چه کسی به من بر می گرداند؟

ف.م می افزاید: اگر چه این فروشنده در نهایت مجبور به عذرخواهی لفظی شد اما آیا عذرخواهی ظاهری وی که قطعا کوچکترین باوری پشت آن نبود، برای من می شود حرمت از دست رفته ام؟ می شود پاسخ صدایی که بلند کردم و فریادی که تاکنون نزده بودم؟ ایشان آنچنان مرا به خشم آورد که من مجبور شدم برای دفاع از خودم داد بزنم؛ کاری که تابحال نکرده بودم! اصلا چرا نباید اداره منکرات، فروشگاه را ملزم کند که فروشنده لباس زنانه حتما زن باشد یا اصلا دخالتی در خرید نکند؟! می گوید شغلش این است؟ خیلی خب، لااقل ببینید چه کسی نیاز به مشورت دارد به او کمک کند نه اینکه همان برخوردی را که به قول خودش با دختر خوشگل ها می کند با بقیه نیز تکرار کند! چرا نیروی انتظامی ارشاد را از همین مغازه ها شروع نمی کند؟ چرا به این مغازه ها سرک نمی کشد و نمی بیند که در خلوت این مغازه ها چه آسیب هایی منتظر جوانان محجبه ما است؟ وزارت فرهنگ کجاست که ببیند جوانانی را که همه جوره پای اعتقاداتشان مانده اند و بدترین هجمه ها را به جان می خرند تا یادآور سیلی مادرمان زهرا(سلام الله علیها) باشند و به انتظار "ایستادن" را بیش از پیش به منصه ظهور بگذارند؟

این رفتار باز هم تکرار می شود

خانم م .ک از دیگر شهود عینی ماجرا می گوید: آنقدر سکوت کردیم و امر به معروف نکردیم که حالا توهین به محجبه ها نه تنها عادی شده، از سوی بی غیرتان نیز مورد استقبال هم قرار می گیرد، خودمان شده ایم مایه خرسندی دشمنانمان، این پسر اگر پول نگرفته باشد که عقده گشایی کند، بی شک نوکر بی جیره مواجب دشمن شده است. چندی پیش نیز در تاکسی تنها به این دلیل که به یک بانو تذکر دادم که وزنش را موقع نشستن روی من نیندازد، بدترین الفاظ ممکن را در حق چادری ها بکار برد و این یعنی ...؟

تذکر دوستم چه ربطی به چادر ما داشت؟

وی معتقد است: این فروشنده امروز با من و دوستانم این کار را کرد، فردا با دیگر بانوان محجبه و قص علی هذا... و این می شود که سرانجام جامعه ما بسمتی کشیده می شود که تلقی افراد از ارزش ها تغییر می کند. من هنوز نمی دانم آن تذکر دوستم که ایشان در خرید ما دخالت نکنند چه ربطی به چادر ما داشت؟! انگار دوستم به او گفته باشد چرا لباست زشت است یا در شان تو نیست؟!

تنها به احترام بچه های جبهه از شکایتمان صرفنظر کردیم

وی همچنین می افزاید: پاشنه آشیل بچه حزب اللهی ها بچه های جبهه و جنگ اند. مدیر فروشگاه بجای آنکه تو دهنی محکمی به فروشنده اش بزند یا او را به سکوت دعوت کند، دائم از اینکه در جنگ حضور داشته و حتی آزاده هم بوده صحبت می کرد تا دل ما را به رحم بیاورد و از شکایت صرف نظر کنیم و همین هم شد؛ تنها به احترام ایشان از شکایت مان گذشتیم.

م.ک می گوید: دوستم به مدیر گفت"شما جبهه رفته اید، اسارت را تحمل کرده اید که امروز هتک حرمت نوامیس مردم را نبینید، که حرمت چادر من و امثال من حفظ شود، پس چه شده که سکوت کرده اید و می گذارید فروشنده تان به ما توهین کند؟" اما مدیر که ظاهرا کارکشته حل و فصل اینگونه مناقشات بود و هتک حرمت نوامیس دیگر برایش عادی شده بود، بر آزاده بودنش! اصرار و ما را مجاب کرد که از شکایت صرف نظر کنیم. درواقع نقطه ضعف ما را نشانه گرفت و گرنه گذشت ما از فروشنده بی فرهنگ این فروشگاه "ترحم بر پلنگ تیز دندان" بود.

امید است با پیگیری مسئولان مربوطه کمتر شاهد چنین اتفاقاتی باشیم. اتفاقاتی که هر از چندگاهی دل هر انسان آزاده ای را به درد آورده و با مشاهده اشک های دختران نجیب سرزمین مان روح هر باغیرتی را خدشه دار می کند. امید است دایره اصناف و منکرات این حوزه با برخورد مناسب با این مانتو فروشی مانع از تکرار چنین اتفاقاتی شوند.

منبع:صراط نیوز
البته من صحت وسقم این اتفاق رو نمیدونم ولی بارها برای خودم اتفاق افتاده که فروشنده نسبتا گرامی[تصویر: angry.png] برای پرو کردن مانتو نظر میدن و حتی یبار اصرار میکردن که اشکال نداره بدون چادرتون بیا بیرون تا ببینم مانتو اندازه تون هست!! ولی با نگاه معناداری که من بهشون با عصبانیت کردم فهمیدن احتمالا اندازه ام هست[تصویر: biggrin.png].حتی در مورد پرو شلوار نیز همین گونه.....
واقعا متاسفم براشون نمیدونم این قضیه رو چطور باید ریشه کن کرد تا دیگه شاهد چنین ماجراهایی نباشیم منتظر پیشنهادای شما کاربرای عزیز هستمHuh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هانا ، Hadith ، Aryha ، aboutorab ، ELENOR ، السا ، soheyl68 ، نجف آبادی ، لبخند خدا ، SAViOR ، عبدالرحمن ، Havbb 110 ، nasimesaba ، شیدا ، یاســین ، یا زهرا ، Justice Bringer ، قلب ، sarallah ، hessam ، sadegh313 ، طالب نور ، mahdy30na ، انتصـار ، fafa* ، MohammadMeraj ، جویای حقیقت ، صهبا ، حضرت عشق ، Eve ، سجاد313 ، vade313 ، رضوانه ، NARJES ، neyestan23 ، azade ، zahra11 ، hamediran ، مسجد عشاق ، قبیله منتظر ، فدک زهرا ، ترنم

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۴۵, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۲:۰۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۰:۵۵)help me نوشته است:  بیخیال خواهر گلم احتمالا اقای تلمیخاBig Grin روشن فکر شدن Bi Dandoon (البته قصد جسارت ندارم اگه اون جمله اخر رو نمیدیدم یا بخودم شک میکردم یا ، یا دوباره بخودم شک میکردمBig Grin)
بله همیشه انگشت به طرف خانوما میگیرن تو این جور مواقع ولی ..... والا ما دیگه اونقدر با عصبانیت و جدیت برخورد میکنیم میترسم اخر در این حین سکته ای چیزی بکنیم والا ، برا من که سخته خیلی جدی باشم همیشه در حال شیطنتم و شوخی کردنBlush


بله ایشون متوجه شدن

من میخوام برای انتخابات بعد کاندید بشم

نمادمم اینه

[تصویر: siHaTiT_282.jpg]


رنگم هم آبی فیروزه ایه میخوام کودتا کنم!!!! Big Grin

تا وقتی خانم ها مردهای جامعه رو بره های 1 ساله در نظر بگیرند از این اتفاقات زیاد میفته

تا وقتی که شوهر و پدر و ... هاشون نقش شلغم رو بازی کنن باز هم از این اتفاقات میفته

دیگه باید چه اتفاقی بیفته تا عقل در کله بعضی افراد بکار بیاد؟؟؟

آقا عفتی گفتن،غیرتی گفتن

یطوری شده که دیگه محجبه ها هم از حالتی که باید باشن فاصله گرفتن

(۲۴/دی/۹۲ ۹:۵۷)nina نوشته است:  بحث تنها رفتن نیست
دوست من تک بچه است،هیچکسم نداره،مادرشم شاغله،معمولا خودش میره خرید
پس ادمایی هستن که حتی اگه بخوان کسی رو ندارنConfused

موضوع اصلی بی مرد رفتنه،چندتا خانوم هم برن تنها محسوب میشن

این پدیده مال الان نیس،5 سال پیش که دانشجو بودم و با دوستام میرفتم خرید ، یه مانتو فروشی حراج کرده بود،کلی هم شلوغ بود و اقایون نظر میدادن،دست میزدن، بعد طرف به خانومی میگفت بالا تنه ات با پایین تنه ات سایزش فرق داره،یعنی اخر گستاخی....
با دوستم رفتیم چکمه بخریم،همون 5 سال پیش،خانومه شلوارشو تا زانو برده بالا،چکمه رو بپوشه،فروشنده ام بهش کمک میکرد
زن مریض،مرد مریض ....
اقا هم که با خودت نبری،کلا لفظ عزیزم از دهنشون نمیفته
حالا در این بین هستن مردای ابلهی که نمیفهمن طرف این کاره نیس

فقط یه راه داره،فروشنده خانم باشه،البته من شنیده بودم که به شون مهلت دادن که چیزای مربوط به خانوما رو خانوما بفروشن



آخه این حرف شما با تفکرات بعضی تضاد داره

مگه به زن اعتماد ندارید؟

مگه زن بچس دنبالش راه بیفتید برید؟

مگه به مردهای جامعه اعتماد ندارید؟

و خیلی موارد دیگه که موقعی که میخواستم ازدواج کنم شنیدم از طرف مقابل Big Grin

ما هم چیزی نگفتیم* چون بهترین معلم تجربس متاسفانه

ولی بعضی تجربه ها خیلی حق التدریسشون بالاس

_________

*یعنی قبول نکردم!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، Night_World ، Havbb 110 ، help me ، السا ، meisamtiger ، صهبا
۱۱:۵۸, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۵:۲۸ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #22
آواتار
نقل قول:
واقعا متاسفم براشون نمیدونم این قضیه رو چطور باید ریشه کن کرد تا دیگه شاهد چنین ماجراهایی نباشیم منتظر پیشنهادای شما کاربرای عزیز هستم
[تصویر: huh.png]
نقل قول:
راه حل : هر وقت میرید جایی برا خرید، حتما ی «آقا» همراهتون باشه ....
نه خیر راه حلش خیییییییییییییییییییلی ساده ست به بوتیکی تشریف ببرید که فروشنده خانم باشه
و نه خودتون رو اذیت کنید و نه شر و لعنت واسه جووون منحرف مردم ایجاد کنیدBig Grin
نقل قول:
با چادر هم که نگاهت میکنن میگن .. خب این اندازه است .. اون یکی گشاده ... اون تنگته ...

وای که چقدر حرص میخورم وقتی یک فروشنده ی آقا بهم میگه سایز شما رو نداریم / تموم کردیم / برات گشاده ...
حرف شما که اصلا با عقل جور در نمیاد از کی تا بحال زنی در تاریخ به تنهایی خرید رفته؟؟؟ مطمئنا شما همراهی چیزی دارید که بجای آقای فروشنده نظر بدنWink
نقل قول:
ای بابا
چقدر سخت میگیرید
شماها بدبین هستید
خانما باید همه جا برن و هر کاری هم انجام بدن
آن هم تنهایی
کلا این شیوه زندگی رو باید قبول کرد دیگه
حالا یبار این اتفاق افتاده
همه مردها که اینطوری نیستن
یک در میلیارد اتفاق افتاده
جوسازی الکی میکنن!
Big GrinBig GrinBig Grin شما حد وسط نداری؟؟؟ Wink
نقل قول:
آقا من میترسم اصلا...! من تازه پونزده شونزده سالمه و اینهمه مشکلات نوجوونی...حالا که اینجوریه،آینده چی میشه؟
یکی به ما دلداری بده جان من...این ترم هندسه رو بیفتم تقصیر شماستاااا،بدجور ذهنمو مشغول کرده این قضیه
نگران نباش دوران شما ملت مثل آدم و حوا برگ انگور میپوشن نگران سایز و اندازه نباش Big Grin
نقل قول:
بقیه رو نمیدونم اما اگر من بودم میرفتم توی فروشگاه همچین میزدم زیر گوشش که برق از چشماش بپره
بازگشت فردین به کوچه مردها ...بزن زنگ رو جوااااتیییی


نقل قول:
بله ایشون متوجه شدن

من میخوام برای انتخابات بعد کاندید بشم


نمادمم اینه


[تصویر: siHaTiT_282.jpg]



رنگم هم
آبی فیروزه ایه
میخوام کودتا کنم!!!!

تو بزن تبر بزن آخرین ضربه رو محکمتر بزن... شما اره برقی نمادتهBlush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: meisamtiger ، sadegh313
۱۵:۳۹, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #23
آواتار
سلام به همه
فقط میتونم بگم محکم و استوار باشید .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، السا ، صهبا
۱۶:۰۳, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۶:۱۱ توسط هادی....)
شماره ارسال: #24
آواتار
نقل قول:بیخیال خواهر گلم احتمالا اقای تلمیخا[تصویر: biggrin.png] روشن فکر شدن [تصویر: bidandoon.png] (البته قصد جسارت ندارم اگه اون جمله اخر رو نمیدیدم یا بخودم شک میکردم یا ، یا دوباره بخودم شک میکردم[تصویر: biggrin.png])

نقل قول:[تصویر: biggrin.png][تصویر: biggrin.png][تصویر: biggrin.png] شما حد وسط نداری؟؟؟ [تصویر: wink.png]

بابا ، عبدالرحمن داره طعنه می زنه به زندگیه مدرن ، روشن فکر کدومهMat

یه لحظه فکر کن عبدالرحمن از تفکراته انقلابیش دست بکشه و روشن فکر بشه Dodgy اصن تالار میره زیره سوالConfused
شدنی نیستBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، captaincharisma ، meisamtiger ، sarallah ، عبدالرحمن ، Aryha ، صهبا ، Eve ، مرغ باغ ملکوت ، رهگذر.
۱۷:۴۹, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱:۱۷)وحید110 نوشته است:  بقیه رو نمیدونم اما اگر من بودم میرفتم توی فروشگاه همچین میزدم زیر گوشش که برق از چشماش بپره .(نه اینکه خانومه بزنه به عنوان مرد اون خانوم)


من که چشمم آب نمیخوره اون بعد کتک خوردن وایسه و نگاهی معنا دار بکنه و بعدش بره توی فکر و سرشو بندازه پائین. و بعدش بره و بعدش کجا؟ بره یه گوشه و زار زار مثل خر گریه کنه.

اینقدر اونا در دکون بلدند که بگو و بپرس
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، captaincharisma ، aboutorab ، help me
۱۸:۰۸, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۴۹)نجف آبادی نوشته است:  
من که چشمم آب نمیخوره اون بعد کتک خوردن وایسه و نگاهی معنا دار بکنه و بعدش بره توی فکر و سرشو بندازه پائین. و بعدش بره و بعدش کجا؟ بره یه گوشه و زار زار مثل خر گریه کنه.

اینقدر اونا در دکون بلدند که بگو و بپرس

اول نخواستم همه چی رو بگم - روم نشد . گفتم این نسخه رو اول بپیچم بچه ها رو ما حساب بدی باز می کنند درست همونطوری که رو داداش عبدالرحمن باز شده .
اما
داش وحید مون فرمودند که یکی زیر گوشش . اما نفرمودند یه چیزهایی دیگه هم میشه ضمیمه اش کرد .
پایین آوردن شیشه مغازه و کل دکوراسیون مغازه و کتک کاری مفصل با هر کسی که بیاد دخالت کنه و از اون عوضی حمایت کنه رو هم وقتی ضمیمه اش کنی تاثیر بسزایی داره . باور کنید مجربه . ثابت شده
خوب حالا این شانس ماست که تو تهران نیستیم یا اونا که تو شهرستان نیستند .
ان شاءالله که خیره
یا علی علیه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، عبدالرحمن ، وحید110 ، help me
۱۸:۲۶, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۴۱ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #27
آواتار
نقل قول:
اما نفرمودند یه چیزهایی دیگه هم میشه ضمیمه اش کرد .

پایین آوردن شیشه مغازه و کل دکوراسیون مغازه و کتک کاری مفصل با هر کسی که بیاد دخالت کنه و از اون عوضی حمایت کنه رو هم وقتی ضمیمه اش کنی تاثیر بسزایی داره . باور کنید مجربه . ثابت شده
نمیدونم شایدم حق با شما باشه و اگر خودم تو این موقعیت قرار میگرفتم از اینا هم بدتر شاید پیش میاوردم ولی همیشه این سئوال بوده واسم که حضرت امیر (علیه السلام) مگه نمیدونست کی همسرش رو کتک زده و حتی کشته؟؟؟ ولی چرا شمشیر انتقام رو بر نداشتند و نرفتند تیر و طایفه طرف رو به آتیش بکشن؟؟!! چرا؟؟؟ هم قدرتش رو داشتن همه طایفه هم مبارز؟؟؟؟
چرا Cool
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، اسکای ، Ali#59 ، sadegh313
۱۹:۲۷, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #28
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

ببخشید شما ماجرای حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیر (علیه السلام) رو با این قضیه مقایسه می کنید؟؟؟؟‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏
اگه حضرت هم دستاشو نبسته بودند و هم مبارز داشت(هر دو مورد با هم) ، مطمئنا حق خودشون رو می گرفتن و خونه نشین نمی شدن؛ و این چند دستگی به عمر 1400سال در امت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش نمیومد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، aboutorab ، السا ، help me
۱۹:۴۵, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #29
آواتار
نقل قول:
مقایسه
من قیاس نکردم دوست عزیز اگر قیاس کرده بودم بودند دوستانی که شمشیرشون تیز تر از شما باشه Big Grin
این تحلیل شما درست نیستش اگر بحت انتقام و تلافی باشه که شما رو یه سیلی بزنن 1سال بعدش ببینیدش میرید تلافی حالا بحث کشتن زن آدمی که جای خود داره پس امام به دنبال انتقام و تلافی نبودند
بحث درباره صبر آرامش و مصلحت اندیشی هستش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59
۱۹:۴۶, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #30
آواتار
چه میشه کرد؟؟؟
روز به روز هم که داره بدتر میشه!
به نظر برای این مشکل تنها راه اینه که از فروشگاه های هایی خرید کنید که مدیریت مذهبی دارن البته خیلی کمه ولی خوب پیدا میشه.

من که پسرم وقتی میرم از فروشگاه های متفرقه خرید کنم و مثلا میگم فلان پیراهن مارک دار یا فلان شلوار رو نمیخوام یجوری نگاه میکنن انگار من از مریخ اومدم!
و در اون لحظات دلم میخواد اون فروشنده رو خفه کنم!!!WinkBig Grin

اما چند تا فروشگاه مذهبی هستن که معمولا میرم سراغ اونها بدون چشم ذره و مخلفاتش ! خرید میکنم.

امضای sarallah
به امید روزی که این پُست سرتاسر این تالار گفت و گو را پرکند:
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمد!
[تصویر: NatureGif16.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، السا ، aboutorab ، help me ، صهبا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا