|
پیامبر مورد علاقه من خضر نبی (علیه السلام)
|
|
۱۶:۱۹, ۴/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/شهریور/۹۲ ۱۶:۲۰ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خضر نبی (علیه السلام)هر وقت میخوام برای ظهور امام زمان (علیه السلام) دعای اللهم عجل الولیک الفرج حجت ابن الحسن بحق زینب را بگم اول حضرت خضر (علیه السلام) صدا میکنم و بعد از سلام ازش میخوام با من برای امام زمان (علیه السلام) دعا کنه و هم برای خودم نمیدونید اگه این نبی یه ورد تو گوشتون بخونه چی میشه میگن یه بابایی صدای خوبی داشته شب حضرت خضر(علیه السلام) رو میبینه که میگه قرآن بخون میگه بلد نیستم حضرت تو گوشش وردیو میخونه که میگه من هیچی ازش نفهمیدم صبح که از خواب پامیشه میبینه حافظ کل قرآنه نام پیامبر: تالیا بن ملکان بن عامر بن ارفخشد بن سام بن نوح (علیهم السلام) (خضر، لقب ایشان است چرا که هر کجا پا می گذاشتند، سبز می شد. (1)) مدت غیبت: حدود چند سال که در این سالها، یک خانه ساختند. پیامبر در دوران غیبت: حضرت خضر (علی نبینا و علیه السلام)، در یکی از بازارهای بنی اسرائیل می گذشت که چشم مرد فقیری به ایشان افتاد. مرد فقیر، حضرت خضر (علیه السلام) را به «وجه الله» قسم داد که چیزی به او بدهد. حضرت خضر (علیه السلام) که در آن لحظه مالی نداشتند، رو به مرد فرمودند: «همانا تو با قسم عظیمی از من درخواست کردی. مرا به وجه الله قسم دادی و بدان که تو را ناامید نمی کنم. چاره ای نیست جز این که مرا مثل بردگان بفروشی [و پول اش را برای خودت برداری]» بدین ترتیب، مرد فقیر، حضرت خضر (علیه السلام) را در بازار بردگان به مردی فروخت. حضرت خضر (علیه السلام) با توانایی خاص خود توانستند در مدت کوتاهی خانه ای برای مرد بسازند. مرد که پس از گذشت مدتی توان حیرت انگیر نبی خدا (علیه السلام) را در انجام کارها دید از نام و نشان او سوال کرد. وقتی که فهمید که ایشان، نبی خدا هستند، گفت: «پدر و مادرم فدایت باد! آیا من تو را بر اهل و مال خودم حاکم کنم تا آنچه مورد رضایت خداوند متعال است، در آن بکارگیری یا اینکه تو را رها کنم تا بروی و از قید بندگی آزاد گردی؟» حضرت خضر فرمودند: «اگر مرا به حال خود واگذاری تا عبادت کنم بهتر است.» پس مرد ایشان را رها کرد و نبی خدا (علیه السلام) فرمودند: «حمد و ثنا برای خدایی است که مرا در بندگی قرار داد و سپس از بندگی نجات داد.» (2) مردم در دوران غیبت: در مدتی که حضرت خضر (علیه السلام) نزد فقیر و مرد خریدار بودند، از قوم خود غایب شدند. امّا از حال و روز این قوم اخباری نرسیده است. نکته ی خواندنی: امام رضا (علیه السلام) در روایتی فرمودند: «خضر (علیه السلام) از آب حیات آشامیده پس او زنده است و نمی میرد تا در صور دمیده شود و البته او نزد ما می آید و بر ما سلام می کند، صدایش شنیده می شود ولی خودش دیده نمی گردد، و او هرجا که نامش به میان آید حاضر می شود، پس هر که از شما او را یاد کرد بر او سلام کند. او هر سال در مراسم حج حاضر است، تمام مناسک را انجام می دهد و در عرفه وقوف دارد. پس بر دعای مؤمنین آمین می گوید، و خداوند وحشت قائم ما را در هنگام غیبتش به وسیله او به انس مبدّل می سازد، و تنهایی اش را به وسیله ی او برطرف می نماید.» (3) پی نوشت: 1. تفسیر نمونه،ج ۱۲،ص۵۰۹؛ از سایت ویکی فقه 2. اعلام الدین، صص 350- 351؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 3، نشر مسجد مقدس جمکران، ص 326 3. کمال الدین: 390:2؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 1، ص 232 صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله |
|||
|
|
۱۸:۱۲, ۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
درود بر شما
بسیار عالی بود . _________________________________________________________________________________________________ خضر نبی(علیه السلام) در خدمت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ![]() همه ما خضر نبی را به عنوان نماد عمر جاودانه و طولانی میشناسیم؛ امّا در روایات، او حجّتی برای طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مونس تنهاییهای ایشان معرفی شده است. در این نوشتار، نگاهی گذرا و اجمالی به زندگانی این مرد خدا میاندازیم . در روایات چهار پیامبر را میتوانیم ببیینم که عمری چند هزار ساله یافتهاند و از زمان خود تا کنون زنده هستند. این پیامبران عبارتند از: 1. ادریس(علیه السلام)؛ 2. الیاس(علیه السلام)؛ 3. خضر(علیه السلام)؛ 4. مسیح(علیه السلام). از میان آنان خضر و الیاس در زمین و مسیح و ادریس در آسمان زیست میکنند.(1) در این میان خضر و الیاس با هم برادرند و هم دوره با ذوالقرنین بودهاند. برخی او را متولّد «فارس» معرفی کردهاند.(2) در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «خضر، پیغمبر مرسل بود و حق تعالی او را بر قوم او مبعوث گردانید و او قوم خود را به توحید و به اقرار انبیا و رسل و کتب انبیا دعوت نمود و معجزه او این بود که بر بالای چوب خشکی یا بر زمین ساده بیگیاهی نمینشست جز آنکه آنها سبز میشد و او را خضر از این جهت نامیدند؛ زیرا که خضر مشتق از سبزیست و اسم او تالیا بن ملکانست که اجداد او به نوح منتهی می شوند.»(3) گفته شده او در سفری همراه با ذوالقرنین بوده و هر دو به دنبال آب حیات میگشتهاند. پس از طیّ مسافتی طولانی خضر آب حیات را یافته و از آن مینوشد و ذوالقرنین بی بهره میماند.(4) البتّه در روایات، گاه علّت طول عمر او را دعای حضرت آدم(علیه السلام) گفتهاند.(5) در روایات مربوط به معراج رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده که بوی مطبوعی را ایشان در آسمان احساس میکنند. وقتی از علّت آن میپرسند، پاسخ میشنوند این بو مربوط به خانه زن و شوهری است از مۆمنان به حضرت خضر بوده و پس از برملا شدن ایمانشان در خانه خود زنده زنده به آب جوش افکنده شده و سپس خانه را برسرشان ویران میکنند.(6) گزارشهای بسیار کمی درباره پس از این ایّام تا زمان ظهور اسلام به دست ما رسیده است، از همین رو به نقش این پیامبر خدا در تاریخ اسلام نگاه میکنیم. روایتی از حضرت رضا(علیه السلام) در منابع شاخص و معتبر ما آمده که گویای حضور پررنگ و فعّال حضرت خضر در تاریخ اسلام است. در این دوران خانه خضر و محلّ سکونت او در «مسجد سهله» است
[b]•خضر(علیه السلام) و موسی(علیه السلام)معتبرترین گزارش زندگی درباره حضرت خضر، ماجرایی است که درباره سفر مشترک موسی(علیه السلام) با ایشان است که در آیات 60 به بعد سوره کهف به این شکل آمده است: «ای پیامبر، بخوان برای مردم هنگامی که موسی به دوست خود گفت: من دست از جستوجو و تلاش بر نمیدارم تا به مجمع البحرین، آنجا که دو دریا به هم برخورد میکند، برسم هر چند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم[/b]. هنگامی که به مجمع البحرین رسیدند ماهی خود را که برای تغذیه همراه داشتند، فراموش کردند و ماهی دوباره جان گرفت و راه خود را در پیش گرفت و رفت. هنگامی که از آنجا گذشتند، موسی به یار همسفرش گفت: غذای ما را بیاور که از این سفر سخت، خسته شدهایم. او گفت: به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم و استراحت کردیم من در آنجا فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من برد و ماهی بهطرز شگفتانگیزی راه خود را در پیش گرفت. موسی گفت: این، همانجاست که ما میخواستیم و آنها در حالیکه جای قدمهای خود را دنبال میکردند، باز گشتند. در آنجا، بندهای از بندگان ما را یافتند که او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوی خود، علم فراوانی به او تعلیم داده بودیم. ![]() موسی به او گفت: آیا اجازه میدهی من با تو همسفر شوم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟ خضر گفت: تو هرگز نمیتوانی با من شکیبایی کنی. و چگونه میتوانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی، شکیبا باشی؟ موسی گفت: انشاء الله مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد. خضر گفت: پس اگر میخواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سۆال مکن تا خودم آن را به موقع به تو باز گویم. آنها به راه افتادند تا اینکه سوار کشتی شدند و او کشتی را سوراخ کرد، موسی گفت: آیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی، راستی! چه کار بدی انجام دادی؟ خضر گفت: نگفتم تو هرگز نمیتوانی با من شکیبایی کنی؟ موسی گفت: مرا به خاطر این فراموشکاری مۆاخذه مکن و بر من به خاطر این امر سخت مگیر. باز به راه خود ادامه دادند تا اینکه کودکی را دیدند و خضر آن کودک را کشت. موسی گفت: آیا انسان پاکی را بیآنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟ به راستی کار منکر و زشتی انجام دادی. خضر گفت: به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر کنی؟ موسی گفت: اگر بعد از این درباره چیزی از تو سۆال کردم دیگر با من مصاحبت نکن. چرا که از ناحیه من دیگر معذور خواهی بود. باز به راه خود ادامه دادند تا به قریهای رسیدند از اهل آن قریه خواستند که به آنها غذا دهند؛ ولی آنها از مهمان کردنشان خودداری نمودند؛ با این حال آنها در آنجا دیواری را که در حال فرو ریختن بود، از نو بر پا کردند. موسی گفت: لااقل میخواستی در مقابل این کار اجرتی بگیری؟ خداوند متعال خضر را حجّتی قرار داد تا هر که درباره طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دچار شکّ و تردید شود، به ایشان بنگرد و ببیند خداوند بندگانی از طایفه انسانها دارد که چند هزار سال عمرشان از امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیشتر است.علاوه بر این، او در دوره غیبت و پس از ظهور به سان انیسی مهربان و همراهی دلسوز در خدمت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود
او گفت: وقت جدایی من و تو فرا رسیده است؛ امّا به زودی سرّ آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی برای تو بازگو میکنم.امّا آن کشتی، متعلّق به گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار میکردند و میخواستم آن را معیوب کنم؛ زیرا پشت سر آنها پادشاهی ستمگر بود که هر کشتی را از روی غصب، میگرفت. و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند، ما نخواستیم او آنها را به طغیان و کفر وا دارد. ما از خداوند خواستیم تا فرزند پاکتر و پر محبّتتری به جای او، به آنها بدهد. و امّا آن دیوار، متعلّق به دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی متعلّق به آنها وجود داشت و پدرشان مرد صالحی بود. پروردگار تو میخواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را بیرون بیاورند، این رحمتی از پروردگارت بود، من به دستور خود این کار را نکردم و این بود سرّ کارهایی که توانایی شکیبایی در برابر آنها نداشتی.7 همان طور که میبینیم از این پیامبر با تعبیر «بندهای از بندگان ما» یاد شده که حاکی از مقام فوق العادّه اوست. همچنین علم لدنی او با بیان مصداقهایی برای موسی و دیگران به نمایش گذاشته شده است. به استناد این آیات در ادبیات ما و به خصوص اشعار حافظ از خضر با تعبیر استاد یاد شده است. ![]() •خضر(علیه السلام)، در خدمت ائمه اطهار(علیه السلام) گزارشهای بسیار کمی درباره پس از این ایّام تا زمان ظهور اسلام به دست ما رسیده است، از همین رو به نقش این پیامبر خدا در تاریخ اسلام نگاه میکنیم. روایتی از حضرت رضا(علیه السلام) در منابع شاخص و معتبر ما آمده که گویای حضور پررنگ و فعّال حضرت خضر در تاریخ اسلام است.(8) در این دوران خانه خضر و محلّ سکونت او در «مسجد سهله» است.(9) روایات نقل شده در منابع شیعه و سنّی حاکی از آن است که خضر اوّلین تسلیت گوینده به امیرالمۆمنین(علیه السلام) در رثای پبامبر(صلی الله علیه و آله) بود10 و او را صحابه حاضر نیز مشاهده کرده بودند. حضرت علی(علیه السلام) خضر را با عنوان «برادرم» یاد میکردند و خضر نیز ارادتی ویژه به امیرمۆمنان(علیه السلام) داشت و گاه و بیگاه و در منظر دیگران آن را به نمایش میگذاشت، شاید به اشتباه خود در شناخت جایگاه ایشان پی ببرند.(11) جالب این است که گاه حضرت علی(علیه السلام) بلافاصله پس از این صحنه، اعلام میکردند هر سۆالی دارید با من مطرح کنید که من به راههای آسمان از زمین آگاهترم و در مقابل، حاضران میپرسیدند: تعداد موهای سر ما چند تاست؟!!! خضر، پیغمبر مرسل بود و حق تعالی او را بر قوم او مبعوث گردانید و او قوم خود را به توحید و به اقرار انبیا و رسل و کتب انبیا دعوت نمود و معجزه او این بود که بر بالای چوب خشکی یا بر زمین ساده بیگیاهی نمینشست جز آنکه آنها سبز میشد و او را خضر از این جهت نامیدند؛ زیرا که خضر مشتق از سبزیست و اسم او تالیا بن ملکانست که اجداد او به نوح منتهی می شوند
روزی امیرالمۆمنین(علیه السلام) همراه حسن بن علی(علیه السلام) میآمد و به دست سلمان تکیه کرده بود تا وارد مسجد الحرام شد و نشست، مردی خوش قیافه و خوش لباس پیش آمد و به امیرالمۆمنین(علیه السلام) سلام کرد، حضرت جوابش را دادند. او نشست آنگاه عرضه کرد: یا امیرالمۆمنین سه مسئله از شما میپرسم و سپس پرسشهای خود را طرح میکند و امام(علیه السلام) به حضرت مجتبی(علیه السلام) امر میکنند که او پاسخ دهد و ایشان نیز پاسخ داده و مایه تحیّر حاضران میشوند.(12)در منابع جریان دیدار خضر با دیگر امامان(علیهم السلام) و تسلّا دادن به ایشان در مصائب و ناراحتیها(13) و گاه بزرگانی مانند مرحوم نخودکی اصفهانی(14) قابل مشاهده است که برای پرهیز از طولانی شدن مطلب به همین مقدار اکتفا میشود. •خضر و امام زمان(علیه السلام)[/b] خداوند متعال خضر را حجّتی قرار داد تا هر که درباره طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دچار شکّ و تردید شود، به ایشان بنگرد و ببیند خداوند بندگانی از طایفه انسانها دارد که چند هزار سال عمرشان از امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیشتر است.(15)علاوه بر این، او در دوره غیبت و پس از ظهور به سان انیسی مهربان و همراهی دلسوز در خدمت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود: «خضر (علیه السلام) از آب حیات نوشید و بنابراین تا روز قیامت زنده خواهد بود، او به نزد ما میآید و بر ما سلام میکند و ما صدای او را میشنویم، گرچه او را نمیبینیم و او در هر جا که یاد شود، حضور مییابد. پس هر کس از شما که او را یاد نمود به او سلام کند. او در هنگام حج در مکّه حضور مییابد و جمیع عبادات و مناسک را به جا میآورد و در عرفه، وقوف میکند و برای مۆمنان دعا مینماید و به زودی خداوند در هنگام ظهور قائم ما وحشت و تنهایی او را، به انس مبدّل میسازد و او در کنار حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضور مییابد.»(16) سلام بر او به گاه ولادت و حیات و در تمام لحظاتی که با ماست و در خدمت مولای ما. پینوشتها: 1. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج13، ص 353. 2. تاریخ طبری، ج1، ص188. 3. علل الشّرائع، ج1، ص 59. 4. کمال الدّین وتمام النّعمه، ج1، ص 298. 5. المیزان فی تفسیر القرآن، ج13، ص 35. 6. همان، ص 672. 7. سوره (18) کهف، آیات60 ـ 82. 8. کمالالدّین و تمامالنّعمه،ج2، ص 390. 9. بحارالأنوار،ج52، ص 376. 10. من لایحضره الفقیه، ج1، ص 231؛ ضائل پنج تن علیهمالسّلام در صحاح ششگانه اهل سنّت، ج3، ص 393. 11. بحارالأنوار، ج 10، ص 119. 12. الکافی، ج1، ص 526. 13. برای نمونه ر.ک: بحارالأنوار، ج46، ص 145. 14. ر.ک: نشان از بینشانها، ج1، ص286. 15. نکته قابل تأمّل اینجاست که در روایات و منابع دینی تا پیش از دوره معاصر طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با معمّرین (افرادی که طول عمر داشتهاند) مقایسه میشد؛ امّا متأسّفانه از اواسط دهه 40 شمسی، ادبیّاتی با برخی از نوشتههای حتّی بزرگان دین رایج شد که برای اثبات طول عمر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به درختان و حیوانات و دیگر موجودات دیرزیست هم استناد شده که هم از نظر منطقی مقایسه غلط و غیر قابل قبولی است و موجب وهن فرهنگ متعالی شیعی میشود هم نوعی توهین به شأن امام(علیه السلام)به حساب میآید و ای کاش میشد این بخش از آثار و تألیفات مهدوی مورد بازنگری قرار گیرند. 16. کمالالدّین و تمامالنّعمه،ج2، ص 390. منبع: ماهنامه موعود شماره 122 محمود مطّهّرینیا تبیان |
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۸/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام چگونه خضر عليه السلام به غلامى فروخته شد؟ به گزارش سرویس دینی جام نیوز؛ روزى حضرت خضر از بازار بنى اسرائيل مى گذشت ناگاه چشم فقيرى به او افتاد و گفت : به من صدقه بده خداوند به تو بركت دهد! خضر گفت : من به خدا ايمان دارم ولى چيزى ندارم كه به تو دهم .
فقير گفت : بوجه الله لما تصدقت على ؛ تو را به وجه (عظمت ) خدا سوگند مى دهم ! به من كمك كند! من در سيماى شما خير و نيكى مى بينم تو آدم خيّرى هستى اميدوارم مضايقه نكنى . خضر گفت : تو مرا به امر عظيم (وجه خدا) قسم دادى و كمك خواستى ولى من چيزى ندارم كه به تو احسان كنم مگر اينكه مرا به عنوان غلام بفروشى .
فقير: اين كار نشدنى است چگونه تو را به نام غلام بفروشم ؟ خضر: تو مرا به وجه خدا (خداى بزرگ ) قسم دادى و كمك خواستى من نمى توانم نااميدت كنم مرا به بازار ببر و بفروش و احتياجت را برطرف كن !
فقير حضرت خضر را به بازار آورد و به چهارصد درهم فروخت . خضر عليه السلام مدتى در نزد خريدار ماند، اما خريدار به او كار واگذار نمى كرد. خضر: تو مرا براى خدمت خريدى ، چرا به من كار واگذار نمى كنى ؟ خريدار: من مايل نيستم كه تو را به زحمت اندازم ، تو پيرمرد سالخورده هستى .
خضر: من به هر كارى توانا هستم و زحمتى بر من نيست . خريدار: حال كه چنين است اين سنگها را از اينجا به فلان جا ببر! با اينكه براى جابجا كردن سنگها شش نفر در يك روز لازم بود، ولى سنگها را در يك ساعت به مكان معين جابجا كرد. خريدار خوشحال شد و تشويقش نمود و گفت : آفرين بر تو! كارى كردى كه از عهده يك نفر بيرون بود كه چنين كارى را انجام دهد.
روزى براى خريدار سفرى پيش آمد خواست به مسافرت برود، به خضر گفت : من تو را درستكار مى دانم مى خواهم به مسافرت بروم ، تو جانشين من باش ، با خانواده ام به نيكى رفتار كن تا من از سفر برگردم و چون پيرمرد هستى لازم نيست كار كنى ، كار برايت زحمت است . خضر: نه هرگز زحمتى برايم نيست . خريدار: حال كه چنين است مقدارى خشت بزن تا برگردم . خريدار به سفر رفت ، خضر به تنهايى خشت درست كرد و ساختمان زيبايى بنا نمود.
خريدار كه از سفر برگشت ، ديد كه خضر خشت را زده و ساختمانى را هم با آن خشت ساخته است ، بسيار تعجب كرد و گفت : تو را به وجه خدا سوگند مى دهم كه بگويى تو كيستى و چه كاره اى ؟ حضرت خضر گفت : چون مرا به وجه خدا سوگند دادى و همين مطلب مرا به زحمت انداخت و به نام غلام فروخته شدم . اكنون مجبورم كه داستانم را به شما بگويم : فقير نيازمندى از من صدقه خواست و من چيزى از مال دنيا نداشتم كه به او كمك كنم . مرا به وجه خدا قسم داد، لذا خود را به عنوان غلام در اختيار او گذاشتم تا مرا به شما فروخت .
اكنون به شما مى گويم هرگاه سائلى از كسى چيزى بخواهد و به وجه خدا قسم دهد در صورتى كه مى تواند به او كمك كند، سائل را رد كند روز قيامت در حالى محشور خواهد شد كه در صورت او پوست ، گوشت و خون نيست ، تنها استخوانهاى صورتش مى مانند كه وقت حركت صدا مى كنند (فقط با اسكلت در محشر ظاهر مى شود.) خريدار: چون حضرت خضر را شناخت گفت : مرا ببخش كه تو را نشناختم . و به زحمت انداختم .
خضر گفت : طورى نيست . چون تو مرا نگهداشتى و درباره ام نيكى نمودى .
بحار: ج 13، ص 321.خريدار: پدر و مادرم فدايت باد! خود و تمام هستى ام در اختيار شماست . خضر: دوست دارم مرا آزاد كنى تا خدا را عبادت كنم . خريدار: تو آزاد هستى ! خضر: خداوند را سپاسگزارم كه پس از بردگى مرا آزاد نمود. صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا الله التماس دعا |
|||
|
|
۹:۴۱, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ما منتظر حضرت خضر نبی (علیه السلام) هستیم
در کنار مهدی موعود و حضرت عیسی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۲:۳۸, ۹/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۴۴ توسط M912.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
من اینو نفهمیدم یعنی چی؟؟؟؟
نقل قول: خداوند وحشت قائم ما را در هنگام غیبتش به وسیله او به انس مبدّل می سازد، و تنهایی اش را به وسیله ی او برطرف می نماید.» نقل قول:از میان آنان خضر و الیاس در زمین و مسیح و ادریس در آسمان زیست میکنند.(1) در این میان خضر و الیاس با هم برادرند و هم دوره با ذوالقرنین بودهاند. برخی او را متولّد «فارس» معرفی کردهاند.(2) خضر الیاس برادر تنی هم هستن؟؟ دقیقا در چه دوره ای زندگی میکردن گفتین هم دوره با ذوالقرنین بودن ولی ما دقیقا نمیدونیم خود ذوالقرنین کیه و چه سالی زندگی میکرده! نقل قول:نام پیامبر: تالیا بن ملکان بن عامر بن ارفخشد بن سام بن نوح (علیهم السلام)ارفخشد شبیه اسم های هخامنشیه همینجوری از خودم گفتم ولی میخواستم بدونم سام پسر نوح همونیه که تو آب بود یا مومن بوده؟؟؟ و اینکه یه چیزی هست تو قم من دقیقا یادم نیست نمیدونم کوه خضره چیه!!! داستانش چیه اون؟؟؟ |
|||
|
|
۱۰:۳۹, ۱۱/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۸)M912 نوشته است: دقیقا در چه دوره ای زندگی میکردن گفتین هم دوره با ذوالقرنین بودن ولی ما دقیقا نمیدونیم خود ذوالقرنین کیه و چه سالی زندگی میکرده!شاید نژادشون ایرانی بوده باشه،شاید هم نه...از نظر من اهمیتی نداره.ارزش هر پیامبر(و هر انسان)فقط به تقواشه این مطابقت خضر با فارس و همزمان بودنش با ذوالقرنین و اون داستان قدیمی معروف درباره ی سفر ذواقرنین و حضرت خضر در جستجوی آب حیات...من یکی رو خیلی کنجکاو کرد!فکر میکنم تنها نتیجه ای که میشه ازش گرفت اینه که ذوالقرنین کوروش بوده (۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۸)M912 نوشته است: ارفخشد شبیه اسم های هخامنشیه همینجوری از خودم گفتم ولی میخواستم بدونم سام پسر نوح همونیه که تو آب بود یا مومن بوده؟؟؟این گفته با متن بالایی تناقض داره!سام،یکی از فرزندان حضرت نوح(علیه السلام) هستش که پدر و جد بزرگ تمامی اعراب و عبری ها شناخته میشه،به همین دلیل به عربها و یهودیا سر جمع میگن سامی!ممکنه که یکی از پدران حضرت خضر به ایران مهاجرت کرده باشه و به این دلیل نام ایرانی داشته باشه(نمیدونم اسمه ایرانیه یا نه!ولی شباهت داره) (۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۸)M912 نوشته است: و اینکه یه چیزی هست تو قم من دقیقا یادم نیست نمیدونم کوه خضره چیه!!! داستانش چیه اون؟؟؟این برای من هم سواله!کوه جالبی هم هست...یه عده از مردم میرن از اون بالا خودشون رو ول میکنن،بعد قِر میخورن میان پایین! ![]() ![]() منم نمیدونم دلیلش چیه.اگه کسی میدونه دریغ نکنه![]() یا علی |
|||
|
|
۱:۱۳, ۱۴/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۱:۱۴ توسط Justice Bringer.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
من یه سؤال داشتم که ممکن ـه به بحثتون هم ربطی نداشته باشه ولی میخوام شما هم اینو از خودتون بپرسین :
اگه امام زمان [عج] رفتاری مانند رفتار حضرت خضر [ع] (در ماجرای ایشون با حضرت موسی [ع]) داشته باشن بعد از ظهور، عکس العمل ما چطور خواهد بود ؟!؟ آیا ما هم موسی وار عمل خواهیم کرد ؟!؟
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,558 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 11,359 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,245 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان | bahareh | 1 | 1,948 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} | بچه های گمنام | 36 | 11,690 |
۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: بچه های گمنام |
|
| حسین علیه السلام آمد | عمار رهبری | 3 | 2,582 |
۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام | جواد مخبریان | 0 | 1,703 |
۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹ آخرین ارسال: جواد مخبریان |
|









![[تصویر: 1230197135158578909010511717749200156.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1390/09/1230197135158578909010511717749200156.jpg)
![[تصویر: 651951551977988155882442524311448104162110.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1390/08/651951551977988155882442524311448104162110.jpg)
![[تصویر: 1722184115318424144185231401411623474159198.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1391/05/1722184115318424144185231401411623474159198.jpg)



منم نمیدونم دلیلش چیه.اگه کسی میدونه دریغ نکنه

آیا ما هم موسی وار عمل خواهیم کرد ؟!؟