|
همسر یا ( پدر ♥♥♥♥♥♥)؟
|
|
۱۷:۱۰, ۹/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/بهمن/۹۲ ۰:۱۴ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مردی از انصار در زمان رسول خدا ص برای حل بعضی از حوائج و مشکلات زندگی از خانه بیرون رفت و با زنش قرار گذاشت که تا برنگردد ، زن از خانه بیرون نرود .
وقتی شوهرش در مسافرت بود ، پدرش بیمار شد آن زن به رسول خدا ص پیام فرستاد که شوهرم در مسافرت است و با من عهد بسته است که بیرون نروم تا او برگردد ، در حالی که پدرم مریض است آیا اجازه می دهید از خانه بیرون بروم و از پدرم عیادت کنم ؟ رسول خدا ص فرمودند:« اجازه نمی دهم درخانه بنشین و مطیع امر شوهرت باش . و به وعده ات وفا کن » امام صادق ع می فرماید :« پدر آن زن فوت کرد آن زن نزد رسول خدا ص دوباره پیغام فرستاد که پدرم فوت کرد آیا اجازه می دهید بروم ؟ رسول خدا ص باز فرمود : در منزلت بمان و مطیع امر شوهرت باش . آنمرد دفن شد بعد رسول خدا ص پیام برای آن زن فرستاد و فرمود : خداوند تبارک و تعالی گناهان تو و پدرت را به خاطر اطاعت از همسرت بخشید . رسول خدا ص فرمود :« زن نتواند حق خدا را ادا کند تا این که حق همسرش را ادا نماید .» *************************************************************************************** منبع برای این موضوع پیدا نکردم . اگر میدونید بگید.اگر جعلیه .تاپیک حذف بشه .این موضوع تو تاپیک وبلاگی برای همسرداری اومد.دیدم اون تاپیک رو میکشونم به جنجال.بزار مستقل این کار رو کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من پدر برام حرمت داره .نمیتونم با این قضیه کنار بیام بابت مردی که تو شناسناممه ،پدرم رو ........................ اگر صحت داره . من جواب میدم پدر ،پدر،پدر،پدر |
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
با اینکه دوست نداری تو تاپیکت شرکت کنم, ولی چون منبع خواستی: الکافی, ج5, ص513 مفاتیح الحیاة, ص263 |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
اگر اون مرد رو فقط توی شناسنامت میبینی به عنوان یه اسم . اصلا ازدواج نکید . جدی میگم .
در ثانی شوهر هم فکر نکنم بتونه موجب عسر و حرج زن بشه . اون شوهرش حضور نداشته به نتیجش هم نگاه کن گناهانشون رو بخشیدن . این چیز کمیه ؟ حاضری چه کار کنی همه گناهان خودت و پدر گرامیان بخشیده بشه؟! یا حق |
|||
|
|
۱۷:۵۴, ۹/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۲ ۱۷:۵۷ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بله خانم اسکای محترم منم رفتم دیدم و حتی تو این تاپیک هم گذاشتمش...
من قبلا این نقل قول از امام صادق (علیه السلام) رو شنیده بودم...تقریبا این داستان داستان مشهوریه... این که دقیقا سندش کجاست دوستان اهل فن باید جواب گو باشن.. اما هر جور با منطقم هم که فکر میکنم تو اطاعت اصل همسره .............درسته پدر ها بالای سر ما جا دارن.حرمتشون درست.اصلا این دختر با اجازه پدرش به اون مرد بله گفته که حالا همسرشه اما من تو این موضوع و این سفارش استحکام زندگی رو میبینم...بقای خانواده ............................................................................................. در ادامه همین صحبتها چند وقت پیش تو جمعی گفت و گوی دو خانم میان سال رو که پیششون نشسته بودم رو میشنیدم خیلی برام جالب بود حرفاشون اولی گفت این چه وضعیه اخه بچه های ما فک میکنن ما نیرو های هرگز خستگی ناپذیر هستیم .همچین که از جایی بر میگردیم همه خستن میرن استراحت میکنن .و همه از مادر تو این شرایط انتظار دارن براشون غذا و ...تهیه کنه...انگار خستگی در ما راه نداره... ببین الان عروسای این دوره زمونه اصلا این اجازه رو به همسرشون نمیدن.همه چیز نصف نصف .اگه خستگیه پس هر دو..... نتیجه حرفشون این بود که الان دخترا باهوش ترن و اینجوری برخورد کنن از اول بهتره خانم دوم برگشتن گفتن نه اینطور نیست اون فداکاری ها جواب هم داره .خداییش زندگی نسل گذشته قوامش بیشتر بود یا الان؟ پسره امضا سر عقدش خشک نشده جلو ماشینش یه نفر دیگه رو سوار کرده... ................................................................ بگذریم دوستان .نمیگم این حرفا صد در صد درسته.اما تجربه دو خانم سن بالا بود.. قوام زندگی چیزی ساده ای نیست اصلا هرجا شیطان روش دست گذاشت بدونید چیز مهمیه تو یه روایتی خونده بودم وقتی زن و مرد بینشون اختلاف میشه شیطان از فرط خوشحالی بال بال میزنه قوام زندگی به سادگی هم به دست نمیاد که بشه توش براحتی سهل انگاری کرد.و اسلام هم به این مهم بهای زیادی قائل شده.چیز تعجب زایی نیست. حالا من کمی با توجه به احساس جواب دادم .دوستان با منطق و سند برا اون روایت جواب اوردن |
|||
|
|
۱۸:۴۲, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۲ ۱۷:۳۹)وحید110 نوشته است: اگر اون مرد رو فقط توی شناسنامت میبینی به عنوان یه اسم . اصلا ازدواج نکید . جدی میگم . پدر در تمامی شرایط پدره . چه بد باشه چه خوب.در هر دو حال هم حرمت داره . حتی فرمانروا هم باشی بابد به احترام پدرت از جا بلند بشی . پس وجدان یه زن با چی تعریف میشه ؟ شخصی ببینه پدرش داره میمیره و لحظات اخره بشینه خونه چون شوهر گفته نرو .......... این بند های همون قانونه عسر و حرج زن ترك عمدي همسر توسط زوج، حداقل به مدت ۶ ماه بدون عذر ۲- اعتياد مضر به يكي از انواع مخدر ۳- استنكاف از پرداخت نفقه ۴- عدم امكان بر الزام او به تأديه ۵- ابتلاي زوج به امراض مسري و صعب العلاج يا هر عارضه ديگري كه دوام زناشويي و سلامت زوجه را خطر اندازد. ۶- عقيم بودن زوجه به نحوي كه مانع بچه دار شدن زوجه شود. ۷- سوء رفتار و معاشرت زوج در حدي كه عرفاً با توجه به اوضاع و احوال اجتماعي، اخلاقي و روحي از نظري مكاني، زماني براي زوجه قابل تحمل نباشد. ۸- اختيار همسر ديگر در صورت عدم استطاعت بر اجراي عدالت ۹- عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال به كار يا حرفه اي كه منافي با مصالح خانوادگي يا حيثيت زوجه باشد. ۱۰- محكوميت قطعي زوج به حبس در اثر ارتكاب جرائمي كه مغاير با حيثيت خانوادگي و شئون زوجه باشد. خوب طبق بند 7 شخص میتونه بره منزل پدرش برای عیادت یا نه ؟ تازه قانونگذار باید تعیین کنه یا زوجه ؟ بخشیدن گناه اینجوری با زجر کش کردن یه زن بدبخت که پدرش داره جون میده؟ ********************************************************************************* نقل قول:اما هر جور با منطقم هم که فکر میکنم تو اطاعت اصل همسره .............درسته پدر ها بالای سر ما جا دارن.حرمتشون درست.اصلا این دختر با اجازه پدرش به اون مرد بله گفته که حالا همسرشه بقای خانواده با مرگ پدر ................................ ******************************************************************************** |
|||
|
|
۱۹:۱۶, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
این عسر و حرج که شما نوشتید برای حق طلاق هست .
اونی که من میگم برای حسن معاشرت . |
|||
|
|
۱۹:۵۸, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
مگه بند 7 همون حسن معاشرت نیست که زن رو به تنگنا برسونه میتونه از این عدم حسن معاشرت شکایت کنه .
|
|||
|
|
۲۰:۰۱, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ببینید دوست عزیز.بعضی چیزا هست ادم برا فهمش باید فکر کنه.فکـــــــــــــــر...
اون داستان برا بیشتر از 1000 سال برا جو اون زمانه. ببین اینکه خانم پاش رو از خونه بیرون نذاشت حتی برا امر مهمی مثل مرگ پدر از اون ورم به این فکر کنین لابد تو اون زمان عواقب کارش سنگین بوده (مثلا شوهرش طلاقش میداده ) که میره از پیامبر سوال میپرسه شوهره لابد اینجوری بهش نگفته بود ((عزیزم من نیستم نکنه بری بیرون برات خدای نکرده مشکلی پیش بیاد.)) دیگه زنه فکر داشته که بابا من الان نرم بر بالین پدرم شوهرم بیاد میگه چرا نرفتی؟اخه من که منظورم مرگ پدرت نبودو... بالاخره زنه میدونسته عواقب رفتن بر بالین باباش چقدر بوده.اهمیت بیرون نرفتن برا شوهرش چقدر بوده در اون زمان(که اصلا شاید میزان عواقبش در ذهن منی که الان پشت سیستم نشستم نگنجه) که مراجعه کرد به پیامبر بیا برا امروزت معادل سازی کن الان تو یه فرهنگ معمول کشور ما اصولا یه داماد معقول اگر دلیل خاصی نباشه خب نمیگه حتی اگه باباتم مرد حق نداری پات رو از خونه بیرون بزاری.اکه کسی این رو بدون دلیل موجه بگه یقینا هزار جور ظلم و ستم دیگه هم کرده ... اون بحثش جداست. اینکه دقیقا شرایط اون موقع چطور بود رو که ما نمیدونیم ولی الان فک کن یه دختر خانومی بدونه پدرش به انجام کاری راضیه اما همسرش نه............. حالا هرچی میخواد باشه این مسئله بالاخره اگر زن انجامش بده شوهرش ازش خرسند نیست .باعث کینه و بد بینی بینشون میشه.اما اگر به حق همسرش احترام بزاره چی؟کلی اثار داره برا زندگیشون اصلا یه پدر مومن و معقول اگه شرایط دخترش رو بدونه که داره بخاطر استحکام زندگیش مخالف میل پدر رفتار میکنه که این باعث خوشحالی پدره اصلا همون پدری که فوت شد. دختره حرف شوهرش رو زد زمین (حالا معلوم نیست چه عواقبی پشت سرش هست) بیاد پیش پدرش. باباهه میگه خدا رو شکر من دخترم رو دیدم حالا به قیمت اینکه شوهرش مثلا طلاقش بده؟ من که دارم میمیرم فدای سرم حالا هرچی میخواد ب سرش بیاد ![]() پدر این را میگوید آیا؟؟؟؟؟؟
|
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
به وقتایی زن به استناد عسر و حرج شدید میتونه از حاکم تقاضای طلاق کنه .
اینها موارد قانونیشه ولی مسایل دیگه هم هست ... یعنی مکنه یه موردی پیش بیاد که دادگاه اون رو حرج بدونه بدون ذکر در قانون . حالا یه حسن معاشرت داریم برای زندگی . هیچ کس هم همچین کاری نمیکنه نزاره خانم خونه نره باباش رو ببینه . این برای تقاضای طلاق نیست . یعنی مثلا خانم یه حقی داره میگیره بدون اینکه تقاضای طلاق کرده باشه . مثلا نفقه ... ولی خداوند در اون داستان به خاطر اطاعت خانم از رسول خدا با همه سختیش اون ۲ تا رو بخشید . این خیلی مهمه در اینجا به پدر اون شخص هیچ ضرری نرسید . اصلا اینجا پدر در مقابل شوهر نیست . اصلا بعیده بشه کسی رو از صله رحم و امر مباح و مستحب منع کرد . منتها این داستان خودش یه ماجرای خاصیه . موفق باشید |
|||
|
|
۲۰:۱۲, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
حالا یه داستان بگم بعدا که وقت شد یه ایه قران میارم که روش تدبر کنیم
فک کنید واقعا تو یه زندگی میشه هی خانم بگه 1.قانون اول من ظرف نمیشورممممممممممممممممممم 2.قانون دوم من اشپزی نمیکنننمممممممممممممم 3.قانون سوم من......... و همه این ها هم حقشه که انجام نده خب چند روز میگذره آقا داماد خوش تیپ میکنه میبینی داره میره بیرون خانومه میپرسه کجا؟ اقا جواب میده دارم میرم خواستگاری (حقمه!!!!!) ببینین دوستان همه چیز رو نمیشه با قانون و تبصره پیش برد.... اون داستان داره فریاد و ارزش گذشت زن نسبت به همسرش رو میزنه حالا خوبه من خانومم دارم اینا رو میگم اگه مذکر بودم کلی حرف و حدیث بود |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










