کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
واقعه فخ
۱۵:۵۹, ۸/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۲ ۱۶:۱۵ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

امام جواد(علیه السلام) می فرماید: بعد از فاجعه کربلا هیچ فاجعه ای برای ما بزرگتر ار فاجعه فخ نبوده است.

مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبه الاسلاميه، 1385 ه".ق، ج 48، ص 165.
گرد آوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی، ص 428.
امام حسن فرزندی داشت به نام حسن که معروف به حسن مثنی بود او نیز فرزندی داشت به نام حسن که حسن مثلث نام گرفت. حسن مثلت فرزندی به نام علی داشت که در زندان به علت شدت در عبادت و زهد به علی عابد مشهور شد، فرزند علی عابد حسین نام دارد. حسین بن علی بن حسن بن حسن بن حسن.

واقعه تلخ فخ و شهدای فخ
منطقه «فخ» در شمال مکه و در 4 کیلومتری مسجدالحرام یادآور حادثه‌‌ای تلخ و شوم و یادآور حادثه ننگین کربلاست.حادثه ای که در آن جمعی از ارادتمندان و نوادگان امام مجتبی و امام حسین(علیهما السلام) به شهادت رسیدند.
[تصویر: 712368_f74DTTcW.jpg]

یکی از قیامهایی که شیعیان در مقابل ظلم وستم حکومت عباسی انجام دادند، قیام حسین بن علی بن حسن است که در سال 169ه ق در منطقه فخ، در زمان خلافت هادی عباسی اتفاق افتاد.نسب رهبر این قیام: حسین بن علی بن حسن بن حسن بن حسن المجتبی(علیه السلام).(1)رهبر این قیام همانگونه که مشاهده می‌‌کنید نبیره‌‌ی امام حسن مجتبی(علیه السلام) و از خاندان فضل و جهاد و علم و عبادت و از شریفترین بیت، یعنی اهل بیت پیامبر اسلام می‌‌باشد. از ویژگی های این قیام این است که قبل از وقوع این حادثه، روایاتی در مورد مقام و منزلت حسین بن علی صاحب فخ وارد شده است، که جالب توجه است، و در اینجا به یک روایت اشاره می‌‌کنیم:امام محمد باقر(علیه السلام) روایت می‌‌کند که روزی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از سرزمین فخ عبور می‌‌کرد؛ هنگامی که به موضع فخ رسید، پیامبر از مرکب پیاده شد و درآنجا دو رکعت نماز خواند، در رکعت دوم بی اختیار به گریه افتاد و اصحاب هم از گریه آن حضرت به گریه افتادند.پیامبر دلیل گریه خویش را چنین شرح داد: در رکعت اول نماز بودم، که جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد: «ای محمد، مردی از فرزندان تو در همین مکان کشته خواهد شد و پاداش و اجر هر کسی که در رکاب او به شهادت می‌‌رسد، ثواب و پاداش دو شهید است».(2)امام کاظم(علیه السلام) هم پس از شهادت حسین بن علی صاحب فخ، در مورد قداست وپاکی او فرمود: «بخدا سوگند او رفت و به شهادت رسید در حالی که مسلمانی صالح و روزه دار و امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر بود، همانند او در خاندانش یافت نمی‌‌شود».(3)امام جواد(علیه السلام) در مورد بزرگی حادثه دلخراش فخ می‌‌فرماید: «پس از واقعه کربلا برای ما قتلگاهی بزرگتر از حادثه فخ نبود».(4) در رابطه با اینکه آیا این قیام با قیام امام حسین(علیه السلام) ارتباطی داشته است یا خیر؟ شاید بتوان گفت که هر چند این قیام به علت فاصله زمانی که با قیام کربلا دارد -قیام کربلا در سال61ه ق اتفاق افتاد و قیام شهید فخ در سال169ه ق- ارتباط مستقیمی با آن حادثه ندارد، و لیکن بدون شک می‌‌توانست از آن قیام الگوپذیری داشته باشد.
[تصویر: 712368_CQ3OJpN5.jpg]
دلیل قیام شهید فخ:مورخ مشهور؛ یعقوبی در مورد علت این قیام می‌‌گوید:اصرار حکومت عباسی بر دستگیری طالبیان باعث شد که آنان به سوی حسین بن علی رفته و از او بخواهند تا قیام کند، اما وی به همراهی آنان اطمینان نداشت. از این رو اگر چه تعداد بسیاری از کسانی که به حج آمده بودند با او بیعت کردند؛ اما کمتر از پانصدنفر با او همراهی کردند. آنها در سرزمین فخ در نزدیکی مکه مکرمه، با سپاهیان هادی عباسی روبه رو شدند و بیشترآنها نیز پراکنده شدند وحسن بن علی به همراه عدّه‌‌ای به شهادت رسیدند.(5)حکومت ظالم عباسی در این حادثه جسارت وناجوانمردی یزید بن معاویه را تکرار کردند و سرهای شهدا را بریده و بر نیزه زده و در مکه مکرمه در معرض تماشای حجاج و زائران خانه خدا قرار دادند. بیش از صد سر بالای نیزه بود و سر حسین بن علی رهبر قیام فخ و سر سلیمان بن عبدالله بن حسن در پیشاپیش سرها بود.(6)این جنگ خونین در ظهر روز شنبه هشتم ذی الحجة، سال 169 با شهادت حسین وجمعی از یارانش به پیان رسید.(7)و اما همانندی هایی که می‌توان برای قیام حسین بن علی و یارانش در قیاس با قیام نینوای حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) برشمرد می‌توان به این مسائل اشاره کرد:رهبر این انقلاب هم حسین بن علی بود، آنها در غربت به شهادت رسیدند، رهبر فخی‌ها در زمان شهادت روزه بود، سرهایشان را جدا کرده و در شهرها گرداندند، بدن هایشان را پس از شهادت روی زمین‌های گرم رها کردند، خانه هایشان را درمدینه به آتش کشیدند و سرهایشان را به مقابل امام موسی بن جعفر (علیه السلام) آوردند.در هیچ کجای این زمین خاکی جایی یافت نمی‌شود که به این اندازه امامزاده در یک جا دفن شده باشد. تعداد امام‌‌زاده‌های دفن شده در این منطقه را بین ۷۵ تا۹۰ نفر گفته‌‌اند. مزار شهید حسین بن علی نیز جدای از مجموعه و بر فراز یک کوه کم ارتفاعی است که پس از تخریب، آثار آن هنوز برجای مانده است.========== پی نوشتها:1- کامل ابن اثیر،ج9ص90/ تاریخ طبری،ج8ص192؛/ مروج الذهب مسعودی؛ج3ص339.2- بحارالانوار، ج48ص170 / مقاتل الطالبیین؛ص290 / تنقیح المقال مامقانی، ج1، ص337کلمه «حسین».3- بحارالانوار،ج48ص165.4- تنقیح المقال مامقانی، ج1ص337؛/ عمدة الطالب ابن عنبه ص172 وص211.5- تاریخ یعقوبی،ج2،ص404-405.6- تاریخ طبری؛ج8ص197.7- ماهیت قیام شهید فخ؛ سید ابوفاضل رضوی اردکانی،ص169.

فاجعه خونین فخّ‏
فشارها و آزار و اذیت های مهدی عباسی نسبت به شیعیان، رجال آزاده و دلیر بنی هاشم را به ستوده آورده آنها را به مقاومت در برابر یورشهای پی در پی و خشونت‏آمیز حكومت ستمگر عباسی واداشت و در اثر همین بیدادگریها، كم كم، نطفه یك نهضت مقاومت در برابر حكومت عباسی به رهبری یكی از نوادگان امام حسن مجتبی علیه‏السلام - بنام «حسین صاحب فخ»
[1]
منعقد گردید.
البته هنوز این نهضت شكل نگرفته و موعد آن كه موسم حج بود، فرا نرسیده بود ولی سختگیریهای طاقت‏فرسای فرماندار وقت مدینه، باعث شد كه آتش این نهضت زودتر شعله‏ور شود.
فرماندار مدینه كه از مخالفان خاندان پیامبر - صلی الله علیه و آله - بود، برای خوش خدمتی به دستگاه خلافت، و گویا به منظور اثبات لیاقت خود! هر روز به بهانه‏ای رجال و شخصیتهای بزرگ هاشمی را اذیت می‏كرد. از جمله، آنها را مجبور می‏ساخت هر روز در فرمانداری حاضر شده خود را معرفی نمایند، او به این هم اكتفا نكرده، آنها را ضامن حضور یكدیگر قرار می‏داد و یكی را به علت غیبت دیگری، مؤاخذه و بازداشت می‏نمود!
[2]
یك روز «حسین صاحب فخ»و«یحیی بن عبدالله» را به خاطر غیبت یكی از بزرگان بنی هاشم سخت مؤاخذه كرد و به عنوان گروگان بازداشت نمود و همین امر مثل جرقه‏ای كه به انبار باروتی برسد، موجب انفجار خشم و انزجار هاشمیان گردیده نهضت آنها را جلو انداخت و آتش جنگ در مدینه شعله‏ور گردید.
- شهید فخّ كیست؟
چنانكه اشاره شد، رهبری این نهضت را «حسین بن علی»مشهور به شهید فخّ، نواده حضرت مجتبی‏، به عهده داشت. او یكی از رجال برجسته، بافضیلت و شهامت، و عالیقدر هاشمی بود. او مردی وراسته و بخشنده و بزرگوار بود و از نظر صفات عالی انسانی، یك چهره معروف و ممتاز به شمار می‏رفت.
[3]
او از پدر ومادر با فضیلت و پاكدامنی كه در پرتو صفات عالی انسانی خود به «زوج صالح» مشهور بودند، به دنیا آمده و در خانواده فضیلت و تقوی و شهامت پرورش یافته بود.
پدر و دایی و جد و عموی مادری و عده‏ای دیگر از خویشان و نزدیكان او، به وسیله «منصور دوانیقی»به شهادت رسیده بودند و این خانواده بزرگ كه چندین نفر از مردان خود را در راه مبارزه با دشمنان اسلام قربانی داده بود، پیوسته در غم و اندوه عمیقی فرو رفته بود.
[4]
حسین كه در چنین خانواده‏ای پرورش یافته بود، هرگز خاطره شهادت پدر و بستگان خود را به دست دژخیمان «منصور» فراموش نمی‏كرد و یادآوری شهادت آنان روح پرشور و دلیر او را كه لبریز از احساسات ضد عباسی بود، سخت آزرده می‏ساخت، ولی به علت نامساعد بودن اوضاع و شرائط، ناگزیر از سكوت درد آلودی بود.
او كه قبلاً احساساتش جریحه‏دار شده بود، بیدادگریهای هادی عباسی و مخصوصاً حاكم مدینه، كاسه صبرش را لبریز نموده او را به سوی قیام بر ضدّ حكومت هادی پیش برد.
شكست نهضت‏
به محض آنكه حسین قیام كرد، عده زیادی از هاشیمان و مردم مدینه با او بیعت كرده با نیروهای هادی به نبرد پرداختند و پس از آنكه طرفداران هادی را مجبور به عقب‏نشینی كردند، به فاصله چند روز، تجهیز قوانموده به سوی مكه حركت كردند تا با استفاده از اجتماع مسلمانان در ایام حج، شهر مكه را پایگاه قرار داده دامنه نهضت را توسعه بدهند. گزارش جنگ مدینه و حركت این عده به سوی مكه، به اطلاع هادی رسید. هادی سپاهی را به جنگ آنان فرستاد. در سرزمین «فخ» دو سپاه به هم رسیدند و جنگ سختی در گرفت. در جریان جنگ، حسین وعده‏ای دیگر از رجال و بزرگان هاشمی به شهادت رسیدند و بقیه سپاه او پراكنده شدند و
عده‏ای نیز اسیر شده پس از انتقال به بغداد، به قتل رسیدند.
مزدوران حكومت هادی به كشتن آنان اكتفا نكرده از دفن اجساد آنان خودداری نمودند و سرهایشان را از تن جدا كرده ناجوانمردانه برای هادی عباسی به بغداد فرستادند كه به گفته بعضی از مورخان تعداد آنها متجاوز از صد بود.
[5]
شكست نهضت شهید فخ فاجعه بسیار تلخ و دردآلودی بود كه دل همه شیعیان و مخصوصاً خاندان پیامبر - صلی الله علیه و آله - را سخت به دردآورد و خاطره فاجعه جانگداز كربلا را در خاطرها زنده كرد.
این فاجعه به قدری دلخراش و فجیع بود كه سالها بعد، امام جواد می‏فرمود: پس از فاجعه كربلا هیچ فاجعه‏ای برای ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده است.
[6]
پیشوای هفتم، و شهید فخّ‏
این حادثه بی‏ارتباط با روش پیشوای هفتم نبود، زیرا نه تنها آن حضرت از آغاز تا نضج و تشكیل نهضت از آن اطلاع داشت، بلكه با حسین شهید فخ در تماس و ارتباط بود. گرچه پیشوای هفتم شكست نهضت را پیش بینی می‏كرد، لیكن هنگامی كه احساس كرد حسین در تصمیم خود استوار است، به او فرمود:
«گرچه تو شهید خواهی شد، ولی باز در جهاد و پیكار كوشا باش، این گروه، مردمی پلید و بدكارند كه اظهار ایمان می‏كنند ولی در باطن ایمان و اعتقادی ندارند، من در این راه اجر و پاداش شما را از خدای بزرگ می‏خواهم».
[7]
از طرف دیگر هادی عباسی كه می‏دانست پیشوای هفتم بزرگترین شخصیت خاندان پیامبر است و سادات و بنی هاشم از روش او الهام می‏گیرند، پس از حادثه فخ، سخت خشمگین شد، زیرا اعتقاد داشت در پشت پرده، از جهاتی رهبری این عملیات را آن حضرت به عهده داشته است، به همین جهت امام هفتم را تهدید به قتل كرده گفت:
«به خدا سوگند، حسین (صاحب فخ)، به دستور موسی بن جعفر بر ضد من قیام كرده و از او پیروی نموده است، زیرا امام و پیشوای این خاندان كسی جز موسی بن جعفر نیست. خدا مرا بكشد اگر او را زنده بگذارم»!!
[8]
این تهدیدها گرچه از طرف پیشوای هفتم با خونسردی تلقی شد، لكن در میان خاندان پیامبر - صلی الله علیه و آله - و شیعیان و علاقه‏مندان آن حضرت سخت ایجاد وحشت كرد، ولی پیش از آنكه هادی موفق به اجرای مقاصد پلید خود گردد، طومار عمرش درهم پیچیده شد و خبر مرگش موجی از شادی و سرور در مدینه برانگیخت!

[1]
. وی حسین بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب است و چون در سرزمینی بنام «فخ» در 6 میلی مكه در جنگ با سپاهیان خلیفه عباسی به قتل رسید، به «صاحب فخ» یا «شهید فخ» مشهور گردید.
[2]
. محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم والملوك، بیروت، دارالقاموس الحدیث،ج 10، ص 25 - ابوالفرج الاًّصفهانی، مقاتل الطالبیین، نجف، منشورات المكتبهالحیدیه، 1385 ه.ق، ص 294 - 295 - ابن اثیر، الكامل فی التاریخ، بیروت، دارصاد، ج 6، ص 90.
[3]
. پس از شهادت حسین بن علی، هنگامی كه سر بریده او را به مدینه آوردند، پیشوای هفتم از مشاهده آن سخت افسرده شد و با تأثر و اندوه عمیق فرمود: به خدا سوگند او یك مسلمان نیكوكار بود، او بسیار روزه می‏گرفت، فراوان نماز می‏خواند، با فساد و آلودگی مبارزه می‏نمود، وظیفه امر به معروف و نهی از منكر را انجام می‏داد،او در میان خاندان خود بی‏نظیر بود ( ابوالفرج‏الاًّصفهانی، مقاتل‏الطالبیین، نجف، منشورات‏المكتبهالحیدریه، 1385 ه.ق، ص 302).
[4]
. ابوالفرج‏الاًّصفهانی، همان كتاب، ص 285.
[5]
. ابن اثیر، الكامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ج 6، ص 93 - محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم والملوك، بیروت، دارالقاموس الحدیث، ج 10، ص.28 پس از شكست سپاه حسین صاحب فخ، و شهادت او، «یحیی بن عبدالله»با گروهی به «دیلم» رفت و در آنجا به فعالیت پرداخت و مردم آن منطقه به او پیوستند و نیروی قابل توجهی تشكیل دادند، ولی هارون بادسائسی او را به بغداد آورد و به طرز فجیعی به قتل رسانید. مشروح شهادت او را در فصل «نیرنگهای هارون» خواهیم آورد.
[6]
. مجلسی، بحارالأنوار، تهران، المكتبهالاًّسلامیه، 1385 ه.ق، ج 48، ص 165.
[7]
. مجلسی، همان كتاب، ص 169 - كلینی، الأصول من الكافی، تهران، مكتبهالصدوق، 1381 ه.ق، ج 1، ص 366 - ابوالفرج‏الاًّصفهانی، مقاتل الطالبیین، نجف، منشورات‏المكتبهالحیدریه، 1385 ه.ق، ص 298.
[8]
. مجلسی، همان كتاب ج 48، ص 151.

واقعه فخ
خلاصه قیام
حسین بن علی
به همراه
مکه
) پایان یافت چنین است:


هادی عباسی
که پس از پدرش،
مهدی
فرزند
منصور دوانیقی
بر تخت خلافت نشسته بود، اسحاق بن عیسی را حاکم
مدینه
کرد. او نیز یکی از نوادگان
عمر بن خطاب
به نام عبدالعزیز را به جای خود نشاند که بسیار خشن و نسبت به آل
علی علیه السلام
سختگیر بود و مقرر کرده بود علویان، هر روز خود را به مأمورین حکومتی معرفی کنند تا بتواند آنها را کنترل کند.

این حضور و غیاب‌ها و سخت‌گیری‌ها به اوج خود رسید. روزی چون
یحیی بن عبدالله محض
به دربار احضار شدند و عبدالعزیز به آنها اخطار کرد که:« اگر حسن را نیاورید، حسین را هزار تازیانه می‌زنم و اگر حسن را هم پیدا کنم، گردن خواهم زد.»


یحیی قسم خورد حاضر سازد. وقتی از کاخ بیرون آمدند، حسین پرسید:«چرا قسم خوردی؟» یحیی گفت:« حسن را حاضر می‌سازم، ولی با شمشیر.» سرانجام این فشارها به‌آن جا انجامید که یحیی حسن را طلبید و ماجرا را گفت و سفارش کرد خود را پنهان سازد، ولی حسن گفت:«هرگز چنین نمی کنم و دست از شما نمی‌کشم.»


به این ترتیب، طالبیین (آل علی علیه السلام از نسل حسنین علیهما السلام که به جهت جد بزرگوارشان
ابوطالب
به طالبیین شهرت داشتند) برای دفع ظلم، مجبور به قیامی جدی شدند.

حسین بن علی، بزرگان آل علی علیه السلام را که سری پرشور و حماسی داشتند، جمع کرد_ کسانی همچون یحیی و سلیمان و ادریس، پسران عبدالله محض و
ابراهیم بن اسماعیل طباطبا
و عمر بن حسن بن علی بن حسن مثلث و
عبدالله
، پسر
امام جعفر صادق
، و. . . که روی هم 26 نفر بودند. ده نفر از حاجیانی که به قصد حج آمده و اول به مدینه مشرف شده بودند و جمعی از غلامان آنها نیز به ایشان پیوستند.


سحرگاهان شمشیرکشان به مسجد النبی آمدند و مؤذن را که مشغول اذان بود مجبور کردند به جای « الصلاه خیر من النوم » همان جمله اصلی اذان یعنی « حی علی خیرالعمل » را بگوید. او هم از ترس گفت.

« عبدالعزیز عمری » که فهمید آشوب به پا شده، با ترس و وحشت فرار کرد.

حسین بن علی با یارانش نماز صبح را اقامه کرد و همه طالبیین بودند بجز « حسن بن جعفر بن حسن بن حسن» و « موسی بن جعفر علیه السلام »

پس از نماز حسین بن علی خطبه‌ای برای مردم خواند و گفت:« من فرزند
رسول خدا
هستم که بر منبر پیامبر و در شهر وی، شما را به پیروی از سنت او دعوت می کنم.

ای مردم! آیا به دنبال آثار به‌جا مانده از پیامبر هستید و از در و دیوار خانه‌اش تبرک می‌جویید ولی پاره‌ی تنش را تنها می‌گذارید؟!»


« حماد بربری» که رییس نیروهای مسلح حکومتی بود با مردانش به در مسجد آمدند، ولی یحی بن عبدالله محض با شجاعت بیرون آمد و او را که قصد حمله داشت، با ضربه‌ای هلاک کرد. با کشته شدن او اوضاع به هم ریخت و سایرین فرار کردند.


حسین و یارانش اگر چه بر مدینه مسلط شده بودند، ولی نه ادعای قیام و گرفتن حکومت داشتند و نه ادعای امامت؛ چون می‌دانستند شرایط زمانه و امکانات اقتصادی و اجتماعی و عِدّه‌ی آنها مناسب نیست و از طرفی به امامت موسی بن جعفر علیه السلام معتقد بودند؛ این حرکت بر اساس فشار حکومت و سختگیری‌های یک مأمور دست سوم پیش آمده بود و بیشتر رنگ و بوی امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از ظلمی را که در حقّشان شده بود، داشت.

به همین جهت توقف در مدینه صحیح نبود وگرنه شهر پیامبر به زودی مورد تجاوز قرار می‌گرفت. از طرفی ایام حج هم بود. بنابراین همگی آنها که حدود سیصد نفر بودند به سمت مکه حرکت کردند.


حکومت عباسی نیز برای خاموش ساختن این حرکت سپاهی را به تعقیبشان فرستاد که در سرزمین فخ با هم تلاقی کردند. ابتدا یک دسته نظامی به رهبری شخصی به نام موسی به ایشان حمله کرد.

طالیین این حمله را دفع کردند، به طوری که آنها سریعاً عقب نشینی و فرار کردند. طالبیین نیز آنها را تعقیب کردند اما عده‌ی دیگری از سپاه عباسی آنها را از پشت محاصره کرد و جنگ سخت و تلخی درگرفت.

فرزندان رشید آل علی علیه السلام مردانه می‌جنگیدند تا سرانجام عده‌ی زیادی از آنان به همراه خود حسین بن علی به شهادت رسیدند. بقیه اعضای سپاه هم که عده‌ای از آنها مجروح شده بودند، به اسارت دشمن در آمدند و به دستور هادی عباسی اعدام شدند.


با آنکه ظاهرا رد پایی از
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام
در این واقعه نبود ولی خلیفه عباسی تلاش می‌کرد امام را به این جریان مرتبط سازد و اعدام نماید؛ و هنگامی که تصمیمی جدی در این خصوص گرفت، به نفرین امام به هلاکت رسید و خلافت یک ساله‌اش به پایان رسید.

شهیدان فخ مظلومانه و در راه دفاع از خود کشته شدند.
امام جواد علیه السلام
در مورد حادثه فخ فرمود:« برای ما پس از واقعه کربلا مصیبتی بزرگتر از حادثه فخ نبود.»

قیام حسین بن علی در ذی القعده سال 169 اتفاق افتاد.


منابع:

بحارالانوار، ج 48، ص 161- منتهی الامال شیخ عباس قمی- امام شناسی.
صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یا الله

التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، علی 110 ، محب الزهرا ، Havbb 110 ، وحید110 ، حسن.س. ، ztb ، zahra11 ، منادی حق ، Aryha ، السا ، عبدالرحمن
۲۰:۳۱, ۸/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
خوب بود از جهت اطلاع رسانی و هم توجه دادن افراد به اینکه درخت اسلام با خون چه شهیدانی ابیاری شده ولی متاسفانه کپی پیست و بسیار طولانی بود خوبتر بود که بجای یه مقاله ی بلند در حد یه ارسال می بود ! یکم خلاصه ترش میکردید بهتر بود !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، السا ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا