|
انقلابی شدن مهم است اما انقلابی ماندن مهم تر!
|
|
۱۶:۰۰, ۱۵/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۲ ۱۶:۰۱ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
انقلابی شدن مهم است اما انقلابی ماندن مهم تر! ![]() تصویر بالا یکی از عجیب ترین تصاویر موجود در رابطه با تاریخ انقلاب است. افرادی در این تصویر حضور دارند که امروز نه تنها انقلابی نیستند بلکه شمشیر دشمنی با انقلاب را از رو بسته اند |
|||
|
|
۱۶:۰۳, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
این شاهکار انقلاب ماست و یکی از مهم ترین دلایل برای این که قائم به اشخاص نیست بلکه قائم به هدف است
گرچه بعضیا اینو ضعف میدونن عکسی که مربوط به 12 بهمنه موقعی که امام از هواپیما میان پائینو ببینید فاعتبروا یا اولی الابصار |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۱۵/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۲ ۱۶:۱۲ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
انقلابی بودن مهم است، اما انقلابی ماندن از آن مهمتر. حضرت امام (رحمة الله علیه) در پایان وصیت نامه الهی خود می فرمایند : باید به وضعیت فعلی افراد و عمل صالحشان نگاه کنیم.
بر همین مبنا امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: "اَلاِبقاءُ عَلَی العَمَلِ حَتّی یَخلُصَ اَشُدَّ مِنَ العَمَلِ" (کافی، ج2، ص 16) باقی ماندن بر عمل برای خالص شدن آن و جلب رضای خداوند، سختتر از اصل عمل است. (حفظ عمل و کار با اخلاص سخت تر از اصل عمل است. به بیان دیگر انقلابی ماندن مهمتر از انقلابی بودن است.) |
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
در صدر اسلام هم همینطور بود،خیلی از اصحاب پیامبر بعد ها دشمن امیرالمومنین شدند...ماجرای شمشیر زبیر رو که به خاطر دارید...!
|
|||
|
|
۱۸:۱۸, ۲۰/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۲ ۱۸:۲۸ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول: در صدر اسلام هم همینطور بود،خیلی از اصحاب پیامبر بعد ها دشمن امیرالمومنین شدند...ماجرای شمشیر زبیر رو که به خاطر دارید...! اتفاقا مبحث مهمی که مربوط میشه به انقلابی ماندن عاقبت بخیری هست که نیاز بحث گسترده است که بهترین مثال ان همین جناب زبیر می می باشد لقب شمشیر اسلام را داشت ولی عاقبت بخیرنشدن= انقلابی نماندن حدیثی از امام صادق ع دیدم که ائمه کفر را پنج تن گفتند که یکی از ان پنج تن جناب زبیر هست خیلی مطلب داره از شمشیر اسلام تبدیل شوی به ائمه کفر ان شاءالله بعد توضیح میدم یا علی. |
|||
|
|
۱۸:۳۶, ۲۰/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۵/بهمن/۹۲ ۱۶:۰۳)عبدالرحمن نوشته است: این شاهکار انقلاب ماست و یکی از مهم ترین دلایل برای این که قائم به اشخاص نیست بلکه قائم به هدف استمقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای در جایی فرمودند که انقلاب، جسم بی جان نیست که با ضربه هایی که می خوره، کم کم از بین برود. بلکه جانداره و ترمیم می شه. (عین کلام ایشونو یادم نیست). در تایید صحبت شما نوشتم دوست گرامی |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۲۰/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/خرداد/۹۳ ۲۳:۵۴ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() مقام معظم رهبری (۱۹ خرداد ۹۳): …افرادی که روزی با انگیزههای تند انقلابی حرکت می کردند، اکنون بیّنات انقلاباسلامی برای آنها نامفهوم است… جمله ی فوق در سخنرانی اخیر مقام معظم رهبری و در خصوص تغییرات بنیادین برخی از افراد قدیمی و مدعی در انقلابی گری بیان شد، جملات فوق که اشاره به تندی گذشته ایشان دارد به خوبی می تواند دلیل ناپایداری ایشان را آشکار نماید، در گذشه ای نه چندان دور، مواضع افراطی این افراد به ضدانقلاب خوراک خبری می داد و در عصر حاضر نیز، مواضع تفریطی ایشان به نحوی دیگر در خدمت ضدانقلاب قرار دارد و با این وجود، بسیاری از استحاله شدگان، تغییرات خود را، یعنی افتادن از این سوی بام افراط به آن ور بام تفریط را اعتدال نام می نهند! و اما چه می شود که انقلابیون تند و دوآتشه اینگونه خودشان به جان انقلاب می افتند؟! و بهتر بگویم، ما چه می توانیم کنیم که اینچنین گرفتار و دچار ریزش نشویم؟! پاسخ به این سؤالات با توجه به مصداق هایی که در میان خواص و از زمان پیامبر اکرم صلوات الله علیه تا عصر معاصر وجود داشته و انسان های انقلابی و حتی نخبه را به انحطاط کشانده است است بسیار با اهمیت به نظر می رسد که شش عامل حیاتی را برای انقلابی ماندن در ادامه تاپیک بیان نمایم. |
|||
|
|
۰:۱۴, ۲۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
حدودی این بیت رو بذارم :
عهد نبستن به از آن به که ببندی و وفایی نکنی |
|||
|
|
۱۶:۱۳, ۲۶/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۳ ۲۳:۲۷ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم در قرآن کسانی که قبل و بعد از فتح ایمان آورده اند یکسان تلقی نشده اند. ولی آیا صرف ایمان آوردن قبل از فتح میتواند معیار حرکت صحیح در مسیر حق و رستگاری باشد؟ به عبارت دیگر همه افرادی که قبل از فتح ایمان آورده و جزء صحابه پیامبر محسوب میشدند، عاقبت به خیر شدند؟! نگاهی گذرا به تاریخ اسلام و بررسی جایگاه افرادی نظیر «عمار یاسر»، «طلحه» و «زبیر» به خوبی نشان میدهد که ایمان آوردن پیش از فتح، دلیل موجهی برای عاقبت بخیری و استقامت در مسیر دینداری نبوده و نخواهد بود. تاریخ در مورد «طلحه» و «زبیر» در زمان حیات پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این گونه روایت میکند: ۱) نقل مىکنند پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مىفرموده است: هر کس مىخواهد به مردى بنگرد که به عهد خود وفا کرده است به طلحه بنگرد. حصین مىگوید: طلحه در جنگ احد چنان از پیامبر دفاع کرد که مجروح و زخمى شد.(1) ۲) نقل مىکنند شخصی می گفته: هیچ کس را چون طلحه ندیده ام که بدون مسألت و درخواست مردم، مالهاى کلان به ایشان بپردازد.(2) ۳) گفتهاند: زبیر بن عوّام در جنگ بدر و احد و تمام جنگهاى دیگر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ملتزم رکاب آن حضرت بوده و روز احد هم پایدارى کرده و تا پاى جان با پیامبر بیعت کرده است و هنگام فتح مکه هم یکى از پرچمهاى سهگانه مهاجران در دست او بوده است.(3) ۴) طلحه و زبیر در شمار کسانی بودند که از بیعت با ابوبکر سرباز زدند و همراه با علی (علیه السلام) در مقام مخالفت با حکومت وقت، در خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بست نشستند.(4) سرگذشت «طلحه» و «زبیر» پس از فتح مکه: تاریخ به خوبی نشان میدهد که این دو صحابه مورد عنایت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به چه عاقبتی دچار شدند. مورخان رفتارهای ناشایستی از این دو صحابی پیامبر در زمان خلافت امیرالمومنین(علیه السلام) نقل میکنند که مهمترین آن بر پا نمودن جنگ جمل در مخالفت با خلافت امام زمان خود علی علیه السلام روایت شده است.(5) پس با نگاهی گذرا به تاریخ به خوبی میتوان دریافت کسانی که از یاران وفادار پیامبر به حساب میآمدند و حتی سابقه پرچمداری فتح مکه نیز در سوابق آنان ذکر شده و پیامبر عظیم الشان نیز به مناسبتهای مختلف از آنان تجلیل و تمجید کردهاند، به چه سرنوشتی مبتلا گشتهاند. البته پرواضح است که تعریف و تمجید پیامبر از این افراد منوط به «حال فعلی» آنها بوده و امری کاملا طبیعی تلقی میگردد؛ یعنی اگر شخصی در زمان حیات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کار نیکی کرده باشد و خدماتی به اسلام کند طبیعی است که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از او قدردانی کند، اما این قدردانی نمیتواند نسبت به آینده آنان نیز ملاک و معیار قضاوت قرار گیرد، چرا که شریعت اسلام و خرد انسان نمیپسندد که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از علمی که نسبت به آینده دارد و از ضمایر اشخاص مطلع است استفاده کند و از مکنونات افراد پرده برداری کند و به اصطلاح، قصاص قبل از جنایت کند. مَثَل این که؛ امام علی(علیه السلام) قاتل خود را میشناختند ولی او را به عموم معرفی نمیکردند و با او طوری رفتار میکردند که گویی نمیدانند او بعدا قاتل خودشان است. از سوی دیگر؛ قرآن کریم و روایات پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، تقوا (6) را ملاک و معیار برای ارزیابی و سنجش افراد، معین کرده است؛ هیچ قرآن پژوهی نمیتواند ادعا کند که خداوند متعال در آیات کریمه به این امر اشاره کرده که تمجید پیامبر از یک فرد، «تنها» ملاک ذیصلاح بودن او است. بی تردید تحسین پیامبر از اشخاص هم با در نظر گرفتن ملاک رعایت تقوا در «حال فعلی» فرد بوده است. بنابراین تا زمانی که افراد بر مدار تقوا گام برداشته و عملکرد خود را با میزان تقوا همآهنگ کنند میتوانند امین مردم باشند. اما در کنار «طلحه» و «زبیر» نیز بودند چهرههایی نظیر «عمار یاسر» که تا آخرین لحظات عمرشان دست از اساس دینداری که همانا ولایت است بر نداشتند و بر اصول خود استوار مانند و فریب هوای نفس قدرت خواه و ثروت طلب را نخوردند. تاریخ به خوبی در مورد حضور طلحه و زبیر در ماجرای ثقیفه روایتگری می کند. اینکه «طلحه» و «زبیر» با خلافت ابوبکر مخالف بودند و به مقابله با او پرداختند قطعا از روی دغدغهمندی برای بر زمین ماندن حرف پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نبود بلکه آنان خود را نیز ریش سفید قبیله و شایسته جانشینی پیامبر می دانستند! همین حبّ جاه و مقام سرانجام آنها را به معرکه «جمل» کشاند و شد آنچه نباید می شد... بنیانگذار کبیر انقلاب در چهارمین بند از توضیحات پایانی وصیتنامه سیاسی الهیشان آوردهاند: «من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطهی سالوسی و اسلامنمایی بعضی افراد، ذکری از آنان کرده و تمجیدی نمودهام که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شدهام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار مینمایاندند و نباید از آن مسائل سوء استفاده شود؛ و میزان در هر کس حال فعلی او است.» پی نوشت : 1) الطبقات الکبرى/ ترجمه، ج۳، ص: ۱۸۸ 2) الطبقات الکبری/ترجمه، ج۳، ص: ۱۸۹ 3) الطبقات الکبرى/ترجمه، ج۳، ص: ۸۹ 4) مسند احمد. ج۱ ص ۵۵ و تاریخ الطبری ج۲ ص ۴۶۶ 5) تاریخ الطبری/ ترجمه، ج۶، ص: ۲۴۶۵ 6) قرآن کریم ـ سوره حجرات ـ آیه ۱۳ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تفکر انقلابی و غیر انقلابی | bahmaneyar | 4 | 1,754 |
۲۸/آبان/۹۶ ۱۱:۵۴ آخرین ارسال: mdroudgar |
|
| سالم ماندن جسد و فتنه سامری های زمان | عبدالرحمن | 3 | 2,576 |
۸/خرداد/۹۳ ۱۵:۳۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|





![[تصویر: 6381475633702288880.jpg]](http://khabarma.ir/uploads/2014/02/6381475633702288880.jpg)




![[تصویر: khamenei2-386x241.jpg]](http://bachehayeghalam.ir/wp-content/uploads/2014/06/khamenei2-386x241.jpg)