کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصحف شریف(قرآن،چرا؟چگونه؟)
۲۰:۵۷, ۲۹/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۲ ۱۹:۲۷ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــــــــ
این تاپیک صرفا جهت به اشتراک گذاشتن نظرات شخصی نویسنده با تمامی دوستان می باشد و تمام مطالب موجود در آن
پنداشتهای شخصی بوده،هر گونه اشتباهی در آن مفروض و تمامی انتقادات بر آن وارد است.
مع الهذا،آنچه یارای اثبات موارد مکشوف راوی برای مخاطب است،وجوب استفاده از دلایل مستند بر گرفته از منابع موثق و مورد تائید دو طرف است.فلذا سعی شده برای وارسی موضوعات مطروحه در این تاپیک مستندات قرآنی مورد نظر قرارگرفته،از تعدد منابع اجتناب شده،ایضأ از آشفتگی مبحث جلوگیری شود.
ضمناٌ لازم به یاد آوری است که بررسی شرایط نزول وموضوعیت بعضی آیات ضروری احساس می شود.از آنجا که مفروض است مطالعه به تنهایی تعدادی از آیات معنای لازم در بحث را حاصل نکند ،پیشنهاد میشود که جهت نتیجه گیری درست یک یا دو آیه قبل و بعد آیات ذکر شده را مورد مطالعه قرار دهید.


مصحف شریف(قرآن،چرا؟چگونه؟)
قدم اول:چرایی تنزیل قرآن و ظهور اسلام(قسمت اول)

مسلماٌ برای بررسی هر حادثه تاریخی واکاوی شرایط فرهنگی،سیاسی و اجتماعی امتهای هدف حوادث امری ضروری است.برای تشریح چرایی تنزیل قرآن و دلایل ظهور اسلام سه عامل از نظر اهمیت اولٔی مطالب می نمود که تربیت اهمیت آنها برای ذکر ازآیات قرآن برگرفته شده است که در این پست به اولین این عوامل خواهم پرداخت.

1-گذشت مدتی زیاد از زمانی که پیامبرانی شاخص با کتاب آسمانی به سوی انسان آمده اند.
آز آیات قرآن اینگونه بر می آید که از دلایل ظهور اسلام گذشت مدت زمان زیادی از آمدن آخرین پیامبر دارای کتاب و طریقت،گمان بی راهبر بودن انسان آن دوره،ایضاٌ پوشیدن این بهانه است که گذشت این زمان طولانی باعث دور ماندن تعالیم کتب پیشین شده و حقایق آن را دستخوش تغییر کرده است.همچنین از بعض آیات قرآن می توان پنداشت که اهل کتاب (یهود و نصاری)تعالیم کتب خود را در انحصار نگاه داشته و از نشر آن برای غیر خودداری می کردند.
مائده(19)ای اهل کتاب،تحقیقاٌ رسول ما به سوی شما آمده که برای شما(حقایق دین را)بیان می کند در روزگاری که پیغمبری نبود،تا نگویید:رسولی که بشارت و بیم دهد بر ما نیامد.پس آن رسول بشارت ده و بیم دهنده به سوی شما آمد و خدا به هر هر چیز تواناست.
انعام(156)و(157)(قرآن را برای این فرستادیم) تا نگویید تورات و انجیل تنها بر دو طایفه یهود و نصاری پیش از ما فرستاده شده و ما از تعلیم درس آنان غافل و بی بهره ماندیم.یا گویید:اگر کتاب بر ما فرستاده می شد ما بهتر ار آنان به راه هدایت میشتافتیم.

امید که آنچه را فهم کنیم که باید.....وخدایی مه در این نزدیکی است
((و نحن اقرب الیه من حبل الورید))

انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، Ali#59 ، محب الزهرا ، help me ، السا
۲۱:۱۷, ۳۰/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۲ ۱۹:۲۴ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

مصحف شریف(قرآن چرا؟چگونه؟)
قدم اول:چرایی تنزیل قرآن و ظهور اسلام(قسمت دوم)

2-اختلاف و بدعت زیـاد در ادیـان مـؤخــر
بنظر بدعت زیاد در ادیان یکتاپرست و نفوذ عقاید باطل در آنها تا آنجا که تحت لوای ادیان توحیدی شرک به خداوند یکتا را رواج می دهند از دیگر دلایل ظهور اسلام است.قائل شدن مقام ربوبیت از سوی مسیحیان برای عیسی بن مریم (علیه السلام)،همچنین یهودیان برای عُزیر که شریک برای خدا قائل می شوند و دین یکتاپرستی را به آئین بت پرستی نزدیک می دارند.
توبه(30)و یهود گفتند :عُزیر پسر خداست و نصاری گفتند:مسیح پسر خداست.این سخنی است که تنها بر زبان می رانند و با گفتار و کیش کافران مشرک پیشین نزدیکی و مشابهت دارد...
بنیة(3)تا(7)...و اهل کتاب راه تفرقه ننمودند مگر پس از آنکه آنها را حجت کامل آمد...محققاٌ آنان از اهل کتاب که کافر شدند(عیسی و غیر خدا را به ربوبیت خواندند)آنها با مشرکان همه در آتش دوزخند...

اصولاٌ بدعت در مسیحیت را نیز می توان از ناحیه علماء یهود دانست.اکثر کسانی که مطالعاتی من باب تاریخ ادیان و سیر تسلسل محقق شدن وعده الهی ندارند به اشتباه یهودیت و مسیحیت رادو دین منفک از هم می دانند در صورتی که ظهور مسیح موعود عهد جدید از پس آمدن موسی هارون(علیه السلام)است که اصلاح در دین او کند کما اینکه آمدن یک یک پیامبران در راستای هدف والای تکامل دین و انسان و مواجعه تاریخی مردم با واقعه ای است که پیامبر خاتم آن را در آخرین موسوم حج حیات پر برکتش معنا می بخشد. اساساٌ خود عیسی مریم (علیه السلام)نیز قبل از عطاء مقام نبوت به دین یهود بوده ایضاٌ بعد از آن هم خود را جدا از آن نمی داند و آمده که مصلح دین یهود،مصدق تورات و برطرف کننده بدعتهای آن باشد.در واقع بدعت در مسیحیت پس از عروج عیسی مریم (علیه السلام)و به دست همان بزرگان یهودی که او را رد کرده اند صورت گرفته است.
آل عمران(50)و آمده ام در حالی که کتاب تورات شما را تصدیق کنم و حلال گردانم بعض چیزهایی را که بر شما حرام بوده...

در ذیل مبحث دوم می توان این موضوع را ذکر کرد که مغرور شدن یهودیان به آیین خود ،تحریف در آن و برداشت ازتورات هر چه را که خوشایند خود می پنداشتند،همچنین درگیریهای پیروان مسیح و یهودیت بر آنکه کدام یک بر حق و به صراط مستقیم هستند نیز در این تنزیل مبارک بی تاثیر نبوده است.کامل ترین آیات من باب تصدیق استنباط فوق آیات(65)تا(68) سوره شریف آل عمران می باشد.

امید که آنچه را فهم کنیم که باید....
((ونحن الیه اقرب الیه من حبل الورید))


انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، محب الزهرا ، help me ، السا
۲۱:۲۸, ۱/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۲ ۱۹:۳۳ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

مصحف شریف(قرآن چرا؟چگونه؟)
قدم اول:چرایی تنزیل قرآن و ظهور اسلام(قسمت سوم)

3-آمدن پیامبری برای اعراب که تا کنون از برکت وجود چنین فدیه ای بی بهره بوده اند

این نکته را می توان از دلایل بسیار مؤثر دانست زیرا قرآن کریم در میان قومی نازل شده که اگر چه پیش از این بزرگ اثر به جا مانده از ابراهیم خلیل الرحمان را به چشم خویش دیده و حس کرده اند اما مطمئناٌ از درک آن عاجز مانده اند،چرا که خانه ای را که بنایش بنیان یکتاپرستی بوده را مبدل به مکانی برای پرستش بتها کرده اند.قطع قریب به یقین حس طایفه گرایی و تعصب انگاری افراطی اعراب نیز جزء دلایل این ظهور بوده است.احتمالاٌ اعراب هرگز حاضر به پذیرش نبوت شخصی ازقوم دیگر نبوده اند کما اینکه در پذیرش رسولی گرامی از جنس خود هم اکراه ورزیده اند.
شوری(7)و اینچنین قرآن فصیح عربی را ما به تو وحی کردیم تا مردم ام القری(شهر مکه)و هرکه در اطراف آن است را بترسانی و از روز بزرگ قیامت...بیم دهی.

فصلت(44)و اگر ما این قرآن را به زبان عجم می فرستادیم کافران می گفتند:چرا آیات این کتاب مفصل و روشن نیامد؟ای عجب،آیا کتاب عجمی بر رسول و امت عربی نازل می شود؟به آنها بگو:این قرآن برای اهل ایمان هدایت و شفاست.

امید که آنچه را فهم کنیم که باید....و خدایی که در این نزدیکی است
((ونحن الیه اقرب الیه من حبل الورید))


انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، محب الزهرا ، help me ، السا
۱۹:۴۴, ۱۵/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

مصحف شریف(قرآن چرا؟چگونه؟)
قدم دوم:قرآن،تثلیث و فرزندان خدا(قسمت اول)

در مبحث پیشین گذرا به موضوع تثلیث و قائل شدن فرزند برای خداوند از سوی مسیحیان و یهودیان و اظهار برائت قرآن مبین از این باورها اشاره شد.در دیدگاه قرآنی اصل و اساس این اعتقادات شرک بر خداوند یکتاست و بارها قرآن زبان به مزمت و توبیخ پیروان این عقاید گشوده و آنان را سخت در گمراهی خوانده است.اهمیت منسوخ کردن این بدعتها در قرآن از تعدد آیات و سوره های که پیرامون آن سخن می گویند هویدا است.بدیهی است متاٌخر از بررسی چالشهای ریشه دوانده در این تفکرات بیان کردن اصول اعتقادی پیروان این مذاهب می باشد تا در کنکاو پیرامون آن نکاتی مبهم برای عزیزانی که اطلاعی از این فرضیات ندارند واقع نشود.

تثلیث:
این اعتقاد خداوند را از سه بعد متشکل از پدر،پسر و روح القدوس می شمرد و این ابعاد را در عین یکی بودن سه عامل کاملاٌ منفک از هم می خواند.در واقع می توان اینگونه بیان کرد که پدر خدای ازلی است که آغاز بوده و همه چیز به دست خلقت او توانای وجود یافته است.پسر کلمه الهی است که ازل وجود داشته به وسیله کسی آفریده نشده،چیزی نیافریده و به میان بشر آمده تا جزئی کوچک از عطوفت ذات نا متناهی الهی را نشانه گر باشد.روح القدوس جزئی از ذات بی انتهای خداوند است که در پاکی و عظمت بی نظیر بوده و تنها ارتباط دهنده ای است که می تواند بین خداوند و کلمه واقع شده اش قرار گیرد.راویان این عقیده مدعی بر این ادعا هستند که معتقدات ایشان به معنی شریک پنداشتن برای خداوند یکتا نیست و به مصابحه این است که به یک شئ واحد از سه وجع مختلف بنگری که از هر سو به شکلی خاص می نماید و تصویری متمایز از آن شئ را می پرتواند


مع الوصف بنظر می رسد که تفکر درباره این عقاید به سه دلیل که متعاقباٌ ذکر خواهد شد،دلیلی منطقی را به ذهن ساطع نمی کند که سبب پذیرش ضمنی آن گردد.

اولاٌ:اگر به یک شئ واحد از سه وجه مختلف نگاه شود فقط سه نمای متفاوت از آن وحدانیت را به تصویر می کشد ودر اصل واحد بودن آن بی تاثیر است

ثانیاٌ:قائل شدن سه وجه یا عنصر تشکیل دهنده برای خداوند،نگاه مادی به پروردگار عالمیان است که این عقیده خود به تنهایی کافر شدن به ذات اقدس الهی را کفایت می کند

ثالثاٌ:اگر بخواهیم قبول کنیم که خدای پدر از ازل بوده و همه چیز را خلق کرده و خدای پسر هم قبل از وجود هر چیزی بوده،آفریده نشده و نیافریده است باز شریک قائل شده ایم برای آفریننده ای که همه چیز به دست قدرت او توانای وجود یافته و وجود هیچ چیز خارج از اراده او نیست.حتی اگر مسیح موعود به عنوان خدای پسر به میان بشر آمده تا ذره ای کوچک از جلال و سخاوت پدر را نمایان کند،چگونه اراده خداوند در این امر دخیل نبوده واین کلمه الهی از آغاز بوده بدون اینکه به وسیله چیزی خلق شده باشد

قابل ذکر است که خود مسیحیانی که به این عقیده قائل هستند در کتابهای مختلف بیان کرده اند که به این موضوع نباید از نگاه عقل بشری نگریست،تنها امری که باعث می گردد نفسی به درک این باور برسد کمک و اراده خداوند در نجات آن است که بنظر خود این مسئله نقصانی بزرگ در اعتقاد آنها است،دین که آغاز سعی کرده همه چیز را به صورت منطقی و آشکار برای بشر بیان کند شاید که او به سوی پروردگار خود بشتابد چگونه مسئله ای به اهمیت را خارج از تعقل آدمی قرار داده است.آیا واقعاٌ اینگونه می توان دین را تحقیقی خواند؟آیا کسانی که این قضیه را درک نمی کنند در مسیر خداوند نیستند؟

نساء(171)و(172)ای اهل کتاب در دین خود اندازه نگه دارید،و درباره خدا جز به راستی سخن نگویید؛در حق مسیح عیسی بن مریم(علیه السلام)جز این نشاید گفت که او رسول خداست و کلمه الهی است که بر مریم فرستاده و روحی از عالم الوهیت است؛پس به خدا وهمه فرستادگانش ایمان آورید و به تثلیث قائل نشوید، و از این گفتار شرک باز ایستید...
مائده(73)تا(75)البته آنان که گفتند خدا یکی از سه(عنصر تشکیل دهنده)است کافر گردیدند،و حال آنکه خدایی جز خدای یگانه نیست...مسیح پسر مریم پیغمبری بیش نبود که پیش از او پیغمبرانی آمده اند و مادرش هم زنی راستگو و با ایمان بود و هر دو(به حکم بشریت)غذا تناول می کردند...


امید که آنچه را فهم کنیم که باید.....وخدایی مه در این نزدیکی است
((و نحن اقرب الیه من حبل الورید))

انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، محب الزهرا ، السا
۱۹:۰۵, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

مصحف شریف(قرآن چرا؟چگونه؟)
قدم دوم:قرآن،تثلیث و فرزندان خدا(قسمت دوم)

پس از وارسی اعتقاد تثلیث در مسیحت موضوعی که قابل طرح می نماید واکاوی عقیده گروهی دیگر از مسیحیان است با این توجیح که مسیح خداوند بود که در کالبد آدمی به زمین آمد و در بین مردم ساکن شد.این عقیده که فراوانی آن بیشتر در بین پیروان مذهب پروتستان به چشم می آید مستدل بر این است که در حالی که تمامی پیامبران برای هدایت بشر آمدند و موسی(علیه السلام)شریعت را در بین بشر حاکم گردانید،این شریعت سخت گریبان انسان را گرفته و او را در دام بدعتهای خود گرفتار ساخته بود و آمدن پیامبران بی شمار دوایی بر درد گمراهی بشر نکرده بود،اینک ناجی بسیار بزرگتری از پیامبران لازم بود تا بشر را رهایی بخشد،عاشقانه به انسان عشق بورزد و او را فقط بواسطه ایمان رستگار سازد.ایضاٌ دیگر ادله مطرح در این اعتقاد از این قرار است که مسیح معجزاتی آورده که تا کنون هیچ پیامبری معجزی از آن گون نداشته است و انجام آن جز از دست خداوند بر نمی آید.معجزاتی همچون تولد از باکره،سخن گفتن در گهواره،زنده کردن مردگان و...،او تنها پیغمبری بوده که هیچگاه ازدواج نکرده و فرزندی ندارد و تمامی این مسائل او را تنها به خداوند شبیه می دارد.

علیهذا در اینکه عیسی بن مریم(علیه السلام) از بزرگترین آیات الهی،کلمه حق و یکی از شاخص ترین فرستادگان خداوند یکتاست هیچ شکی نیست.او رهایی بخش پیروان موسی(علیه السلام) از بسیاری از بدعتها و سختگیریهای بیهوده است. قرآن کریم نیز در مواقعی که از وی سخن می گوید احترام بسیار بکار برده و پیروانش را صالح ترین مردم برای دوستی با مسلمین خوانده است.لیکن در همان آیات قرآن با ادله روشن بیان می کند که او جزء بندهای خالص و شاخص برای پروردگار جهانیان نیست.در هر حال آنچه هویدا می باشد این است که بر این اعتقاد جزء دلایل نظری برهانی متقن و مؤثق وجود ندارد و حتی علمای این مذاهب نیز از ارائه براهینی نسبتاٌ منطقی عاجز می نمایند.آیات شریفه قرآن به طور واضح و صریح در اینباره سخن گفته است که بنظرم بیان ادله بیشتر لزومی ندارد.
(اگر عزیزانی دلایلی بر اثبات این باور در دست دارند می توانند آن را در همین تاپیک به صورت پرسش و پاسخ بیان کنند که پاسخگوی این عزیزان باشم)

مائده(17)همانا آنان که گفتند(خدا همان مسیح بن مریم است)).بگو:کدام قدرت می تواند در برابر خدا کمترین مانعی ایجاد کند اگر بخواهد عیسی بن مریم و مادرش و هر که در روی کره زمین است همه را هلاک گرداند؟...

مائده(72)آنان که قائل به خدایی مسیح پسر مریم شدند محققاٌ کافر گشتند،در حالی که خود مسیح گفت:ای بنی اسرائیل،خدایی را که آفریننده من وشماست بپرستید،که هر کس به خدا شرک آرد خدا بهشت را بر او حرام گرداند...

امید که آنچه را فهم کنیم که باید...و خدایی که در این نزدیکی است
((و نحن اقرب الیه من حب الورید
)) ))

انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا
۲۱:۲۶, ۳۰/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

مصحف شریف(قرآن چرا؟چگونه؟)
قدم دوم:قرآن،مسیح،عروج یا مردن بر صلیب(قسمت اول)

طبق بیانات قرآن و تفاسیر اسلامی، یهود مدعی قتل مسیح، عیسی بن مریم شده و مسیحیان نیز این ادعا را اکثراً پذیرفته اند حال آنکه بنا بر اخبار قرآن ، در مورد مصلوب شدن یا کشته شدن عیسی(علیه السلام) ، هیچ گاه یقینی برای اختلاف کنندگان حاصل نشد و چه یهود و چه بسیاری از پیروان عیسی در این امر دچار شبهه شده و به اقوال مختلفی گرائیدند.
در مورد چرائی ایجاد شدن این شبهه در خود قرآن تصریح نشده و فقط اصل اختلاف مطرح شده و قول به کشته شدن مسیح رد شده است؛ در اینجا اجمالی از دیدگاه مفسران اسلامی در مورد وجه این اختلاف ذکر می شود:
چون مخالفت حضرت عیسی با یهود بالا گرفت، بزرگان یهود در آن عصر تصمیم به قتل او گرفتند، در این زمان عیسی(علیه السلام) با خواص اصحاب خود در خانه ای مخفی بود و مامورین در هر شهر و هر کویی در جستجوی آن حضرت بودند تا اینکه عاقبت، مکان او را در خانه ای یافته و قصد کشتن او را کردند؛ از این قسمت به بعد در میان مفسرین سه قول مطرح شده:

1- یکی از مامورین یهود به قصد کشتن عیسی(علیه السلام) وارد خانه شد و عده ای که بیرون خانه منتظر بودند ،گمان کردند که آن فرد مشغول کارزار و جنگ شده است حال آنکه جبرئیل، عیسی (علیه السلام) را از آن مکان خارج نمود و آن فرد به شکل عیسی (علیه السلام) مبدل گردید. مامورین وقتی وارد خانه شدند این فرد را به خیال اینکه عیسی (علیه السلام) است به قتل رساندند.

((بحارالأنوار ،ج 14 ،ص 341))

2- وقتی وارد خانه ای شدند که عیسی و حواریون وی در آن بودند، خداوند همه(عیسی و حواریون) را به صورت عیسی(علیه السلام) مبدل نمود ؛ پس ماموران یهود گفتند هریک از شما که عیسی را معرفی کند سایرین را نخواهیم کشت و در غیر این صورت همه را به قتل خواهیم رساند؛ یکی از حواریون پیشمرگ عیسی شده و خود را به عنوان مسیح معرفی کرد و به پاداش این عمل در مقامات معنوی نیز با عیسی (علیه السلام) شریک شد. بنابراین،این فرد دستگیر و مصلوب و کشته شد و همگان دیدند که فردی شبیه به عیسی مصلوب و به قتل رسید و از این روی کشته شدن عیسی (علیه السلام)تبدیل به عقیده اکثریت مردم گردید. حال آن که خود حضرت عیسی نه مصلوب شده بود و نه به قتل رسیده بود بلکه زنده بوده و در آخرالزمان همراه مهدی موعود ظهور خواهد کرد.
((بحارالأنوار ،ج 14 ،ص و تفسیر طبرى( جامع البیان) ج 4 قسمت دوم ص 15. نقل از تفسیر کورثر ج3، ص341))
3- یکی از مریدان دروغین عیسی (یهودا) که در واقع فردی منافق بود در قبال سی درهم یا بیشتر محل اختفای عیسی (علیه السلام) را به مامورین نشان داد و خود وارد خانه شد؛ در این هنگام عیسی (علیه السلام) عروج کرد و آن فرد به صورت عیسی (علیه السلام) مبدل شد و توسط مامورین به قتل رسید.
((تفسیر کوثر، ج3، ص23))
از این روی ، در مورد حضرت عیسی (علیه السلام) هر گروهی به قولی گرائیدند؛ برخی گفتند او فردی دروغ گو بود (مسیح نبود) و واقعا به قتل رسید برخی هم گفتند پیامبر بوده و به قتل رسید و برخی هم در این مسئله در تردید ماندند. برخی نیز گفتند که اگر این فردی که به قتل رسید عیسی بود پس آن شخص که از ما بو د چه شد و برخی نیز از آن حضرت شنیدند که : خداوند من را به سوی خود بالا برد و برخی دیگر هم گفتند وی در بُعد ناسوت مصلوب شد اما در بُعد ملکوت به سوی خداوند عروج کرد.
((فیض کاشانی، الاصفی، ج1، ص 251))


به هرحال همان گونه که در قرآن ذکر شده:

«ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقِیناً»؛ (اختلاف کنندگان) در این مورد علمی بجز متابعت از ظن خود ندارند و او را بطور یقینی به قتل نرسانده اند.

بنابراین آنچه مسلم و یقینی است دیدگاه صریح قرآن در مورد زنده بودن عیسی (علیه السلام) است و اینکه یهود و نصارا در این مسئله در آن دوره تاریخی به یقینی قطعی نرسیده و اقوال متعارضی مطرح کرده اند. از طرفی می بینیم که قول به الوهیت عیسی سازگاری بشتری با مشتبه شدن قتل او دارد چرا که برخی گفتند او خداست و برای همین به طور یقینی به قتل نرسید.

گفتنی است که در مورد مسئله کشته شدن یا عروج حضرت عیسی و نحوه آن هرچه بیشتر و دقیقتر در تاریخ تحقیق کنیم ،بیشتر شاهد اختلاف و تعارض خواهیم بود، هرچند همه اقوال، مشهور و معروف نیست.

نساء (157)... همچنین این قول یهود که گفتند: ما مسیح پسر مریم پیامبر خدا را کشتیم، حال آنکه آنان مسیح را نه کشتند و نه مصلوب کردند بلکه امر برایشان مشتبه شد. هر آینه آنان که درباره او اختلاف مى‏کردند خود از این امر در شک بوده و تنها پیرو گمان خود بودند و عیسى را بطور یقین نکشته بودند.


امید که آنچه را فهم کنیم که باید...و خدایی که در این نزدیکی است
((و نحن اقرب الیه من حب الورید
))

انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا
۱۹:۰۱, ۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

مصحف شریف(قرآن چرا؟چگونه؟)
قدم دوم:قرآن،مسیح،عروج یا مردن بر صلیب(قسمت دوم)

پس از بررسی ادعای یهود در قتل عیسی بن مریم (علیه السلام) وارسی سخنان مطرح شده در آیات عهد عتیق بر فرض استناد و حجیت آن (که البته به دلایل قطعی از حجیت الاهی برخوردار نیست) باز هم هیچ یقینی در مورد کشته شدن شخص حضرت عیسی (علیه السلام) حاصل نمی کند بلکه در حد گمان باقی می ماند.

بررسی مفاد آیات عهد عتیق و دلالت هر یک از آن ها
در این بحث ما به دو سوال جواب می دهیم. اول این که آیا طبق مطالب مطرح شده در عهد عتیق، فرد ذکر شده در آیه ( طبق ادعای مسیحیان، مسیح) کشته شده است یا نه؟ و در ثانی، اگر کشته شده است، مرگ وی به چه نحوی بوده است؟ ضمن اینکه اصل این ادعا که این فرد ذکر شده در آیات همان عیسی بن مریم است نیز نیاز به دلیل دارد.

1.اشعیا باب 53 آیات 5-10 (برای گناهان ما بود که او مجروح شد و برای شرارت ما بود که او را زدند. او تنبیه شد تا ما سلامتی کامل داشته باشیم. از زخمهای او ما شفا یافتیم. ما همچون گوسفندانی که آواره شده باشند، گمراه شده بودیم؛ راه خدا را ترک کرده به راه های خود رفته بودیم. با وجود این، خداوند تقصیرها و گناهان همه ما را به حساب او گذاشت! با او با بی رحمی رفتار کردند، اما او تحمل کرد و زبان به شکایت نگشود. او را مانند بره به کشتارگاه بردند؛ و او همچون گوسفندی که نزد پشم برنده اش بی زبان است، خاموش ایستاد و سخنی نگفت. به ناحق او را به مرگ محکوم کرده، کشتند و مردم نفهمیدند که او برای گناهان آنها بود که کشته می شد. بلی، او بجای مردم مجازات شد. هنگامی که خواستند او را همراه خطاکاران دفن کنند، او را در قبر مردی ثروتمند گذاشتند؛ اما هیچ خطایی از او سر نزده بود و هیچ حرف نادرستی از دهانش بیرون نیامده بود. خداوند می فرماید: "این خواست من بود که او رنج بکشد و بمیرد. او جانش را قربانی کرد تا آمرزش گناهان به ارمغان آورد، بنابر این صاحب فرزندان بی شمار خواهد شد. او زندگی را از سر خواهد گرفت و اراده من به دست او اجرا خواهد شد...")
بیان دلالت آیه:
آن چه در این متن از عهد عتیق بیان شده این است که در تاریخ فردی وجود داشته که او را مانند بره به کشتارگاه برده و محکوم به مرگ کرده و کشته اند ضمن این که نحوه مرگ او نیز بیان نشده است. بنابراین تنها دلالت آیه مربوط به اخبار از کشته شدن فردی مظلوم در تاریخ است که هم اصل مصلوب شدن و هم اینکه آن فرد عیسی(علیه السلام) بود نیاز به دلیل دارد.

2. دانیال باب 9 آیه 26 (پس از آن دوره شصت و دو «هفته»،آن رهبر برگزیده کشته خواهد شد
ولی نه برای خودش. سپس پادشاهی همراه سپاهیانش به اورشلیم و خانه خدا حمله برده، آنها را خراب خواهد کرد. آخر
الزمان مانند طوفان فراخواهد رسید و جنگ و خرابیها را که مقرر شده، با خود خواهد آورد.)
بیان دلالت آیه:
در این آیه نیز مانند آیه قبل تنها به دست می آید که رهبر برگزیده ای برای غیر خودش کشته خواهد شد و بعد از خرابی اورشلیم و در آخر الزمان خرابی جهانی در کل عالم واقع خواهد شد.
همچنانکه می بینیم این کلام هم هیچ دلالتی بر کشته شدن شخص عیسی بن مریم ندارد. ضمن این که در این آیه نیز هیچ بحثی در مورد مصلوب شدن به میان نیامده حال اینکه مسیحیان معتقدند که عیسی مصلوب شده است بنابراین دلالتی یقینی بر مدعای آنان نمی تواند داشته باشد.

3. زکریا باب 12 آیه 10 (من روح ترحم و تضرع را بر تمام ساکنان اورشلیم خواهم ریخت، و آنان که بر من نیزه زده اند خواهند نِگریست و عزاداری خواهند نمود چنانکه گویی برای تنها فرزند خود عزا گرفته اند، و آنچنان ماتم خواهند گرفت که گویی پسر ارشدشان مرده است. )
بیان دلالت آیه:
آنچه آیه فوق بر آن دلالت می کند این است که انسانی برگزیده کشته خواهد شد و مردم برای او چنان می گریند که گویی برای تنها فرزندشان عزا گرفته اند. این آیه نیز دلالتی قطعی بر کشته شدن شخص عیسی بن مریم ندارد حتی بطور ظنی هم چنین عقیده ای را ایجاد نمی کند ضمن این که در این آیه نیز به مسئله مصلوب شدن اشاره نشده و تنها قتال و نیزه زدن و ... مطرح شده است.

4. مزامیر داود باب 22 آیه 16 (سگان مرا احاطه کرده اند؛ دسته اوباش گردم حلقه زده اند؛ دستها و پاهایم را سوراخ کرده اند؛ می توانم همه استخوانهایم را بشمارم.)
بیان دلالت آیه:
در آخرین آیه ای که آن را بررسی می کنیم این امر به دست می آید که دسته ای از اوباش به دور انسان مظلوم و بی گناهی حلقه زده اند و دستان و پاهایش را سوراخ کرده اند. این آیه نیز دلالتی یقینی بر کشته شدن شخص عیسی بن مریم نداشته بلکه صرفا بر مظلومیت و مصائبی که متوجه انسانی برگزیده شده است اشاره دارد.

در نهایت شاهدیم که یهود به خیال خود با کشتن آن فرد، از فتنه ای که متوجه آنان بود فی الجمله خلاصی یافتند و در این مورد از هیچ بی رحمی فروگزار نکردند. لذا برایشان چندان تفاوتی نمی کرد که خود عیسی(علیه السلام) کشته شده یا غیبت کرده و یا به آسمان عروج کرده است؛ و در واقع عیسی (علیه السلام) به لحاظ اجتماعی به شهادت رسید و به همین دلیل هم دیگر در صدد تفحص بر نیامدند.
از طرفی در عین اینکه کشته شدن او برایشان یقینی نشده بود، بدلیل اینکه بر این معجزه (عروج به آسمان) و ناتوانی خود از دستگیری و کشتن مسیح اعتراف نکنند مدعی شدند که ما مسیح عیسی بن مریم را به یقین به قتل رسانده ایم و کمابیش نیز همگان این دعوی را پذیرفتند چون شواهدی ظنی هم بر آن دلالت می کرد. طبیعی است، برای اینکه نور زنده او را خاموش کنند بیشتر متمایل بودند که دعوی کنند :مسیح کشته شد و همه چیز پایان یافت.


امید که آنچه را فهم کنیم که باید...و خدایی که در این نزدیکی است
((و نحن اقرب الیه من حب الورید
))

انشاالله ادامه دارد ...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Lightbulb چگونه محتویات قرآن را به خورد کودکمان دهیم؟ محمدجان 1 977 ۵/تیر/۹۴ ۱۷:۲۷
آخرین ارسال: sarallah

پرش در بین بخشها:


بالا