|
تیپ فاطمیون ...
|
|
۱۶:۰۱, ۲۲/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۹۳ ۱۷:۵۵ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم این تاپیک متعلق به شیرمردان حیدر کرار ، «تیپ فاطمیون» و شهدای آن است ![]() == شیرمردان افغانی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران همواره در خط مقدم دفاع از اسلام بوده اند و از همان زمان 8 دفاع مقدس و تا به امروز در عراق و سوریه و در راستای دفاع از اسلام و مسلمین شهدای بسیاری را به اسلام تقدیم کرده اند. «تیپ فاطمیون» یگان ویژه ی رزمندهگان داوطلب «افغان» در «سوریه» است که شهدای فراوانی را طی دفاع از حرم بانوی مقاومت سلام الله علیها ، تقدیم «اسلام» کرده است. تا کنون شهدای زیادی از این عزیزان هم در ایران به خصوص مشهد و قم تشییع و به خاک سپرده شده اند در ایام فاطمیه بود که فرمانده تیپ فاطمیون «شهید علیرضا توسلی معروف به ابوحامد» و جانشین فرمانده «شهید رضا بخشی معروف به فاتح» در سوریه به شهادت رسیدند. سردار رشید اسلام شهید علیرضا توسلی، معروف به ابوحامد، فرمانده تیپ فاطمیون روز شنبه ۹ اسفند ٩٣، در جريان آزادسازي تپه تل قرين در حومه درعا، به دست تروريستهاي جبهه النصره به شهادت رسيد. وی در دوران هشت سال دفاع مقدس نیز در جبهه دفاع از انقلاب اسلامی حضور داشت. با این حال مظلومیت شیعیان افغان چه در افغانستان، چه در ایران و حتی در منطقه نبرد سوریه، موجب شده است که با وجود تقدیم شهدای متعدد توسط «تیپ فاطمیون»، شهدای این تیپ شجاع آنچنان که باید شناخته نشوند. وقتی نام حضرت زینب سلام الله علیها و نام مادر سادات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) می آید ناخود آگاه دل چند کلمه را با خود نجوا میکند: مظلومیت و غربت و دفاع از حریم ولایت و اتفاقی نیست که وقتی شیعیان افغان از همه جای دنیا خواستند دور هم جمع شوند تا تیپی را برای دفاع از حرم حضرت زینب شکل دهند نام آن را که نشان دهنده واقعیت وجودی شان بود تیپ فاطمی نام نهادند... بچه های فاطمی و شیعیان مظلوم افغانستان همانطور که از اسمشان پیداست واقعا مظلومند و غریب ، چه در افغانستان چه در ایران و چه در سوریه و عراق. وقتی بچه های رزمنده فاطمی از سراسر دنیا گرد هم آمدند یکی از اتفاقات بزرگ جبهه مقاومت رقم خورد . شیر بچه های حیدر کرار که اسمشان باز کننده قفل های بزرگ عملیات های مختلف سوریه بود و نامشان لرزه بر اندام دشمن می انداخت گاهی جلوتر از یلان و شیران حزب الله لبنان و کتائب عراق و مجاهدین پاکستان و ... حماسه آفرینی می کردند و این کم کم به یک امر طبیعی تبدیل شده است . شمار شهدای زیاد این تیپ که از دو سه سال قبل غریبانه در شهرهای مختلف ایران و افغانستان تشییع می شدند خود گواه مردانگی و غربت این عزیزان بوده و هست . شهدایی که به دست یزیدها و ابوسفیان های زمانه سر بریده شدند و مانند شهید رضا اسماعیلی در حال بریده شدن سر تا لحظه آخر ذکر یا علی یا علی شان در تمام شبکه های دنیا نمایش داده شد و ندای بلندی را در گوش تکفیری ها طنین انداخت که زینب هرگز دو بار اسیر نخواهد شد ... . . . شهید علیرضا دلاوری از زبان همرزمان و حاج قاسم سلیمانی : حکایت شهادت فرمانده تیپ فاطمیون در اولین روز شروع فاطمیه حکایت دیگری است . سردار بزرگی که مورد وثوق کامل حاج قاسم سلیمانی بود و سالها در سنگر مجاهدت و دفاع از ولایت بر همه سبقت گرفته بود . او که در گروه های جهادی با شوروی جنگیده بود و به دوستان میگفت همواره تلاشم این بوده که وارد هیچ حزب و گروه و دسته ای نشوم و مسیر جهاد را تا انتها بروم. سردار «علی رضا توسلی» فرمانده شجاع و حماسه آفرین «تیپ فاطمیون» در دفاع از حرم بانوی مقاومت «حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) فرمانده محبوب و انسان بسیار زیرک و کم حرفی بود که با اعمالش همه را شگفت زده می کرد . حارس یکی از رزمندگان نبرد سوریه، درباره شهید ابوحامد فرمانده تیپ فاطمیون اینطور نوشته : پارسال در موکب حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) داشتم با آقای خزاعی مکتب صحبت می کردم. ناگهان حرفش را قطع کرد و داد زد: سلام دلاور سلام فرمانده دیدم دوید رفت و مردی را بغل کرد که دستش به گردنش آویزان بود و شبیه برادران افغان بود. بعد آوردش داخل موکب و برایش چای آورد. مرد هم با تواضع خاصی چای رو خورد و مثل آدم های خجالتی خداحافظی کرد و رفت زیارت. ![]() گفت آقای توسلی فرمانده دلاور فاطمیون. میگفت در بزرگیش همین بس که در یک عملیات که چند گردان با هم عملیات کرده و همه گردانها بجز گردان فاطمیون شکست خورده بودند، از حاج قاسم سلیمانی سوال شد که نبرد را ادامه بدهیم یا عقبنشینی کنیم. حاج قاسم پاسخ جالب توجهی داده و پرسیده بود: آقای توسلی در عملیات هست؟ پاسخ شنیده بود: بله به عنوان فرمانده گردان فاطمیون عمل میکند. حاج قاسم پاسخ داده بود: پس ادامه بدهید که ان شاالله پیروزید. ![]() فردای آن روز کنار ضریح خضرت رقیه(سلام الله علیها) دیدمش. رفتم کنارش و به دست شکسته ش بوسه زدم و بعد از احوالپرسی آرام کنارش نشستم. داشت با بغل دستیش حرف میزد. میگفت اینجا به ما و همشهریهای ما سیم کارت نمیدهند. میتوانی برای ما سیم کارت تهیه کنی!؟ خیلی دلم سوخت. گفتم او جانش را کف دستش گرفته و حتی از یک سیمکارت هم محروم است. نمی دانستم که همین مظلومیتهاست که انسان را بخدا نزدیکتر می کند. شهادتت مبارک ابوحامد. سخنان دکتر رحیم پور ازغدی در مورد تیپ فاطمیون و فرمانده آن : حسن رحیم پور ازغدی در سخنانی کوتاه با اشاره به تشییع باشکوه شهدای تیپ فاطمیون گفت: «به محض اینکه خبر شهادت شهید توسلی و برگزاری مراسم تشییع را شنیدم، خودم را برای حضور در این مراسم به مشهد رساندم. » وی درباره شیعیان افغان و نقش آنها در هندسه گفتمانی انقلاب اسلامی گفت: «شیعیان افغانستان با شیعیان لبنان، عراق، ایران و دیگر کشورها به دلیل ویژگیهای خاصی که دارا هستند متفاوتند و نقشه جدید خاورمیانه را این شیعیان تشکیل خواهند داد.»
فیلم سخنرانی دکتر ازغدی در مراسم تشییع جنازه شهید توسلی ![]() تصاویری از تشییع باشکوه پیکر های پاک فرمانده تیپ فاطمیون و معاون آن : ![]() ![]() ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۱۶, ۱۶/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان...نمیدونم جای این حرفم این تاپیکه یا نه..
اگه هست جواب بدین و اگر نیست جواب بدین بعد پاکش کنید... اگه هنوز یکسال از ازدواجتون نگذشته باشه، اگه دیوانه وار همسرتون رو دوست داشته باشید، اگه تازه دارین معنی عشقو میفهمید، اگه یه طرف دلتون همسرتون و تنها آرزوش (شهادت) باشه و طرف دیگه ی دلتون حرم عمه سادات باشه اجازه میدید بره؟ |
|||
|
|
۲۳:۳۳, ۱۶/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۴ ۲۳:۳۶ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۴ ۲۳:۱۶)عشقم کربلا نوشته است: سلام دوستان...نمیدونم جای این حرفم این تاپیکه یا نه.. سلام علیکم من چیزی ندارم بگم واقعیتش فقط چند روز پیش بود که مصاحبه همسر شهید مدافع حرم «امین کریمی چنبلو» رو میخوندم ، اگر بگم از اون روز تا الان هنوز تحت تاثیر داستان زندگی و سبک زندگی این شهید بزرگوار و همسرشون قرار گرفتم اغراق نکردم! یقینا ارزش داره خوندنش ، البته نمیدونم شاید قبلا خوندید این مصاحبه رو دقیقا همین سوالی که شما پرسیدید رو همسر شهید پاسخ دادن میخواستم اینجا قرار بدم ولی تا الان نذاشتم ، حالا که شما این سوال رو پرسیدید من لینک این مصاحبه رو میذارم بقیه دوستان هم ان شاءالله پاسخ میدن ![]() شهید مدافع حرم «امین کریمی چنبلو»
شهید مدافع حرم «امین کریمی چنبلو» به روایت همسر/1 شهید مدافع حرم «امین کریمی چنبلو» به روایت همسر/2 |
|||
|
|
۲۳:۳۴, ۱۸/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
مدافع حرمی که اجازه بازگشت به کشورش را ندارد!
مدافع حرم، شهادت و لشکر فاطمیون. این روزها که تابوت پشت تابوت شهدای افغان به کشور بازمیگردند، بیشتر این اسمها در کنار هم به گوشمان میخورند. «فاطمیون» نام لشکری است که شیعیان افغان به عشق دفاع از حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) و جانماندن از قافله شهدا راه انداختهاند و حالا با شهادت برخی از این شهدای افغان، خانوادههای آنها اوضاع خوبی ندارند اما ظاهرا شایعات و حرف های تلخی که برخی رسانه های عربی و غربی برای این مجاهدین منتشر می کنند درد اصلی خانوادههای این رزمنده ها و شهداست. سید علی، یکی از همین رزمندههای افغان است که تا به حال سه بار برای دفاع از حرم راهی سوریه شده است و از نزدیک از حال و روز خانوادههای این شهدا خبر دارد. خانوادههایی که به جز داغ شهادت پسر و همسر و پدر، باید داغ زخم زبان ها را هم تحمل کنند. پای دردل سید علی یا به قول خودش ابوامیر مینشینیم تا او از مظلومیتهای این رزمندهها و خانوادههایشان بگوید. اول از همه از اوضاع مالی خانوادههای شهدا میپرسیم. « خانوادههای افغانی مشکلات مالی زیاد دارند؛ به خصوص کسانی که فرزندانشان مفقودالاثر شدهاند. الان من خانوادهای میشناسم که دو فرزندش مفقودالاثر شدهاند شما در نظر بگیرید در فروردینماه یکی از پسرهای خانواده مفقودالاثر میشود و هیچکس به این خانواده سر نمیزند. با این حال تابستان امسال برادر دیگر به جبهه میرود و او هم مفقودالاثر میشود و برادر سوم هم برای رفتن به سوریه پرپر میزند.» ما برای دفاع از اصل اسلام میجنگیم شاید همین وضع معیشتی نامناسب دلیلی میشود که برخی گمان کنند انگیزه این افراد فقط و فقط انگیزههای مالی باشد. سید علی اینگونه به این شایعه پاسخ میدهد: «به نظر شما عقلانی است که یک آدم برای پول جان خود را به خطر بیندازد؟ ما الان دکتر و مهندس افغان داریم که در خط مقدم میجنگند. بیشتر این بچهها فقط برای عقیدهشان به سوریه رفتند. حتی من میگویم اینها برای دفاع از حرم نرفتند؛ برای دفاع از اصل اسلام رفتند. چون دشمن که الان نزدیک حرم نیست؛ اما اصل اسلام در خطر است و بچه ها برای دفاع از این اصل راهی جبهه های سوریه شدهاند. کسانی که میگویند این اتباع برای پول به سوریه میروند، بیایند به اوضاع جانبازان ما نگاهی بیندازند که دیگر نه کاری میتوانند بکنند نه بیمهای دارند که بتوانند خرج درمان خود را بدهند. این شایعه انگیزه مالی را با دلایل خیلی ساده میتوان رد کرد.» ما در جبهه دفاع مقدس هم حضور داشتیم شایعه دیگر به بعد از شهادت این رزمندهها و اوضاع روبهراه خانوادههایشان بعد از شهادت مرد خانواده برمیگردد. «بارها به من گفتند: شما برای نوکری ایران به سوریه میروید. ایران برای شما کاری نکرده.» ما از یک طرف از این حرفها زیاد شنیدهایم؛ از طرف دیگر این شایعات. اما از این دیدگاه به این شایعات نگاه کنید شما چقدر حاضری بگیری تا انگشتت قطع شود؟ یا حاضری انگشتت را در برابر ۱۰۰ میلیون تومان بدهی؟ ما برای منافع مالی به سوریه نمیرویم؛ اما قطعا ما هم مثل بقیه مردم نگران خانواده خود هستیم و نسبت به آن مسئولیت داریم. در اسلام هم به معیشت خانواده تذکر داده شده است. من خودم وقتی به جبهه میروم به این قضیه فکر میکنم که بعد از من خانوادهام بیسرپرست نمانند. بالاخره کسانی که میروند یک چشم امیدی دارند که در یک نظام اسلامی در نبود آنها خانوادهاش دچار فقر و فلاکت نمیشوند. خود من الان چهار تا بچه دارم. دلخوشیام این است که در یک کشور اسلامی هستند و در صورت شهادت من بیسرپرست نمیمانند. ما فقط نگران بیسرپرست شدن خانوادههای خود هستیم وگرنه از نظر مالی شهادت ما، وضع خانوادههایمان را خوب نمیکند.» خانواده ابوامیر تا به حال دو بار در سوریه شهید داده است. « بار اول که به عملیات اعزام شدیم، چهار نفر رفتیم اما فقط دو نفرمان برگشت. برادر خانم و برادرزاده من در این عملیات شهید شدند.» سوریه تنها سنگری نبوده که سید علی و خانوادهاش در آن حضور داشتهاند. رزمنده بودن در این خانواده سابقه دارد. « پدر، برادرها و داییهای همسر من در حمله طالبان به سفارت ایران در کنار دیپلماتهای ایرانی شهید شدهاند. اقوام ما در جنگ ایران و عراق هم حضور داشتهاند. پسرخاله مادر من در یکی از عملیات ها جانباز شده است. با این حال نه من نه همسرم هیچ وقت گلایهای نداشتیم و معتقدیم همه اینها خواست خداوند است.» ما در افغانستان مجرم هستیم! مدافع حرم بودن برای امثال سیدعلی گاهی اوقات خیلی گران تمام شده است. «خب این خیلی دردناک است که برادر شما مفقود شده باشد و به تو بگویند ولش کن برای پول رفته! خب این حرکت خانوادهها را عذاب روحی میدهد. این بحثها بین مردم زیاد است. اینها خیلی برای این خانواده ها گران تمام میشود که فرزند و همسر خود را در این راه از دست بدهند و تازه سرکوفت هم بشنوند. مردم از یک طرف و برخی مسئولین از طرف دیگر بر زخم این خانوادهها نمک میپاشند. این در حالی است که این کار ما از نظر دولت افغانستان جرم محسوب میشود و از این لحاظ تحت تعقیب هستیم و اگر به افغانستان برگردیم به حداقل ۲۰ سال زندان محکوم میشویم. یعنی ما یا باید به کشورهای اروپایی برویم یا در همین ایران بمانیم راه دیگری نداریم.» شهید افغان که خانوادهاش در سوئیس هستند ![]() ابو امیر میگوید که شهدای افغان برخلاف تصور نه بیسواد هستند نه بیپول؛ فقط عشق است که آنها را مدافع حرم میکند. برای این حرفش سند هم میآورد: «یکی از شهدای افغان هستند که خانواده او در سوئیس هستند و با اینکه پذیرش مهاجر در سوئیس خیلی راحت نیست؛ اما این خانواده اقامت داشتند. مادر و همسر و فرزندانش همه در این کشور هستند؛ اما خودش را فقط عشق مدافع حرم بودن به ایران میکشاند و از آنجا هم به سوریه میرود و شهید میشود. وضعیت مالی «نقیبالله هزاره» در بهترین شرایط بوده و هیچ احتیاج مالی نداشته؛ اما الان در بهشت زهرا در قطعه شهداست. پدر و مادر پیرش هم فقط به خاطر اینکه مزار پسرشان اینجاست، به ایران آمدهاند. ما در بین شهیدان خود، افراد تحصیلکرده هم زیاد داریم. مثلا خانواده «شهید فاتح» همگی تحصیلکرده هستند. خود شهید هم تحصیلات دانشگاهی داشت هم طلبه بود. «شهید صابری» هم دیگر شهیدی است که هم تحصیلکرده بودند هم تک فرزند خانواده بودند. شهید صابری کسی بود که حرفهای آخر او موقع شهادت در فضای مجازی هم پخش شد و بازخوردهای زیادی هم در بر داشت. جمله معروف این رزمنده در آخرین لحظات شهادتش این بود که «خدایا ترس از من مرگ و شهادت نیست؛ ترسم از این است که که نتوانستهام بندگی تو را به جا بیاورم.» مـنـبـع |
|||
|
|
۱۵:۱۶, ۱۴/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
صوت/ یک اخراجی در جمع «مدافعان حرم»
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «سید اسحاق موسوی» به سال 1356 شمسی در منطقه «بغلان» در «افغانستان» متولد شد. وی در کودکی به همراه خانوادهاش به ایران مهاجرت کرد و در «مشهد مقدس» تا پایان دوره متوسطه درس خواند و ازدواج کرد. پس از هجوم «طالبان» به «افغانستان»، «سید اسحاق» به همراه همسر و فرزندان خردسالش به زادگاه خود بازگشت و به نبرد با «طالبان» پرداخت. همسر و فرزندان وی به دست «طالبان» به شهادت رسیدند و خود او نیز پس از آن به ایران بازگشت. «سید اسحاق» پس از تشکیل «تیپ فاطمیون» (یگان اختصاصی مدافعان حرم افغان تبار) در «سوریه» داوطلبانه عازم این کشور شد و به صفوفِ یگان مزبور پیوست. سابقهی جهادی وی در «افغانستان» و شجاعت بی نظیرش در رویارویی با دشمن، باعث شد فرماندهی یکی از گزوهانهای «گردان عمار» از «لشکر فاطمیون» به او واگذار شود. «سید اسحاق موسوی» سرانجام، به تاریخ اول دی ماه 1393 شمسی، در منطقهی عملیاتی «حندرات»(اطراف «حلب») طی نبردی با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی»، پنجه بر بام عرش گرفت و بر سفرهی «سالار شهیدان»(صلوات الله علیه) جلوس کرد. آن چه پیش رو دارید، روایتی است از «سید اسحاق» که توسط دوست و فرماندهاش، شهید «مصطفی صدرزاده» (فرمانده ی «گردان عمار») بیان شده. «سید مصطفی» 10 ماه پس از شهادت «سید اسحاق» به او ملحق شد : روحمان با یادشان شاد
هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم برای دریافت صوت، روی عکس زیر کلیک کنید |
|||
|
|
|
|
|






![[تصویر: 926637_608.jpg]](http://upload7.ir/download/5502ce780e7ef/926637_608.jpg)
![[تصویر: 001_2.jpg]](http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/images/story/93-12/11/001_2.jpg)
![[تصویر: 002_2.jpg]](http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/images/story/93-12/11/002_2.jpg)
![[تصویر: 932847_236.jpg]](http://iusnews.ir/images/upfiles/20150306/932847_236.jpg)
![[تصویر: 13931214170244784867664.jpg]](http://iusnews.ir/images/upfiles/20150306/13931214170244784867664.jpg)
![[تصویر: 1611564.jpg]](http://iusnews.ir/images/upfiles/20150306/1611564.jpg)




![[تصویر: 13941028000292_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1394/10/28/13941028000292_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 1986661.jpg]](http://media.mehrnews.com/d/2016/02/03/3/1986661.jpg)
![[تصویر: 1539194_138.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/1/14/1539194_138.jpg)