|
جشن ها و عروسی های مختلط
|
|
۱۵:۱۲, ۶/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۲ ۱۵:۵۶ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سوغات فرنگ...
سالهاست سوالی دارم و اون اینه که چرا توی «ایران» باید مراسم جشن یا عروسی مختلط برگزار بشه؟ به نظرم این چیزیه که اهمیت تایپیک شدن رو داره. حقیقت اینه که چنین چیزی در جامعه وجود داره،زیاد هم وجود داره و روز به روز هم بیشتر میشه. چیزی که مفسده های زیادی داره و حتی خانواده های مذهبی هم بهش توجه نمیکنند چه کار میشه کرد؟ وقتی که میگی چرا مختلط اون موقع بهانه ها شروع میشه : ما که قصدمون شهوترانی نیست... ما همه با هم محرمیم ![]() تو خشک مقدسی من میرم میشینم اونجا ولی اصن نگاه نمیکنم ... ... ... . |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۲۹, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۴/اسفند/۹۲ ۱۵:۳۴)مجنون الحسین نوشته است: پیش اومده خانمهای محجبی که این طور مراسمها رو میرن و با حجاب(مثلا مانتو روسری یا لباس پوشیده) در جمع بقیه مهمانها میشینن و برای اینکه جزو گروه گرم کنندگان مجلس نیستند، احساس گناهی نمی کننداستاد عزیزی تو سخنرانیشون طبق روایتی که نمیدونم دقیقش چی بود فرمودند: تو هر جمعی حضور داشته باشیم ولو اینکه کار اونها رو انجام ندیم اسممون جزو اون گروه نوشته میشه _________________ کسانی هم که با حجاب تو این مجلسها شرکت میکنند و دلخوشند که حجابشون رو حفظ کردند و گناهی مرتکب نشدند حداقلش اینه که با حضورشون یه مهر تایید به اعمال اونها زدند و... نقل قول:کارهایی رو که خودتون انجام دادین و یا از نزدیک دیدن بگید لطفااتفاقا همین چند شب پیش یه مجلس نامزدی دعوت شدیم و.... جای همتون خالی واقعا حظ کردمتوی مردونه که برنامه های خودشون رو داشتند(مولودی خوانی و...) توی زنونه هم یه مولودی خوان خانم دعوت کرده بودند ، از میلاد حضرت زینب و از ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه (علیهم السلام) و... می خوند و مهمانها با اشعارش دست میزدند یه اشعاری هم در مورد عروس و داماد و تبریک پیوندشون کلی هم از امام رضا(علیه السلام) و حرم مطهرش خوند چون اقوام داماد مشهدی بودندو از مشهد اومده بودند![]() ما بین دست زدنها هم به عناوین مختلف ذکر صلوات بود برای سلامتی و خوشبختی عروس و داماد برای سلامتی مادر عروس برای سلامتی مادر داماد و... ![]() اخر مجلس هم 10بار ذکر شریف "یاالله" و دعاهای خوب خوب و 5 بار ایه شریفه " امن یجیب .." و دعاهای خوب خوبه دیگه . . واقعا حس میکردم این مجلس یکی از موارد و مکانهای استجابت دعاست خلاصه ......خیلی با صفا بود |
|||
|
|
۱۹:۳۸, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
نقل قول:ولی اول از همه باید بیخیال حرف مردم بشم .. بعدشم پوستمو کلفت کنم واسه ی هجمه ای بزرگ از مخالفت های هر دو خانواده(البته اگر مخالف باشن) و از همه مهمتر خودمم برنامه ریزی شده عمل کنم... خیلی سخته اصلا کاش خانواده ها موافقت میکردن بعد از عقد عروس داماد برن سفر و بی خیال عروسی شن و یا به جای مخالفت ، خودشونم کمکشون میکردن تا عروس و دوماد راحت تر بتونن سنتهای غلط رو بشکونن .................. |
|||
|
|
۱۰:۵۷, ۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۱۰:۵۹ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
چند وقت پیش عروسی یکی از اقوام بود...توی سالن.
آقا ما نشسته بودیم قسمت مردونه...خلاصه همه چیز به خوبی و خوشی داشت ختم به خیر میشد... !! بعد،رفتم بیرون یه هوایی بخورم وقتی برگشتم دیدم هیچکس نیست : | از مستخدم اونجا پرسیدم آقا مهمونا چی شدن ؟؟ ![]() گفت : رفتن بالا ![]() گفتم : بالا؟ مگه بالا زنونه نبود؟! ![]() طرف یه نگاه عجیبی بهم کرد...بعد رفت (احتمالا رفت تو افق محو بشه )هیچی دیگه...من هم دو ساعت همون پایین لفت دادم،ملت خسته شدن اومدن پایین رفتیم خونه هامون... ![]() حالا همگی به افتخار من ... دست،جیغ، هورااااااااا ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۱:۰۷, ۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
به خدا اگه جشن عروسی ما به سبک غربی باشه خیل خیلی بهتره
میرن کلیسا(محضر) عقد می شن(نامزد می شن) بعدش یه شام مختصر و بعدش هم که ماه عسل... چرا می گین غرب زدگی هست؟ این رسم تالار و پایکوبی یه سنت قدیمی هست. همونی که می گن هفت شب و هفت روز... تو این مورد غرب زده بشیم خیلی بهتره تا از رسومات کهن مستفیض بشیم حالا بگذریم. چند سال دیگه دیگه عروسی در کار نخواهد بود. اینقده گرونی بشه که یه عقد محضری بگیرن برن. تا باشه از این گرونی ها ![]() من هم با این نانای و ... موافق نیستم بچه که بودم گوشمو می گرفتن می بردن تو تالار حالا دیگه که بزرگ شدم می گم حوصله عروسی ندارم و نمی رم. چند باری شامشون رو رفتم اما الآن دیگه شام هم نمی رم اما مراسم عقد رو می رم. همه اش یه ربع می شه. |
|||
|
|
۱۱:۳۴, ۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۱۲:۲۳ توسط fateme-m.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۱۴/اسفند/۹۲ ۱۷:۱۶)nasimesaba نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم مسلمان باید تو انجام کاراش قبل از هرچیز به جلب رضایت خدا فکر کنه ولی خب خیلی مسائل آزاردهنده هم هست!! از فامیلای من اکثرشون جشن های مختلط گرفتن و تعداد کمی هم مختلط نگرفتن. خداروشکر پدر و مادره من خیلی به دین و مذهب پایبند هستن.... ![]() حتی یادمه پدرم عروسی خواهرزاده هاش نرفت چون مختلط بود... حالا بماند که بعده اون چ دلخوری هایی که پیش نمیاد!!! از اونجایی که اکثر فامیلای نزدیک و نامبر وانم! عروسی مختلط داشتن و پدر مادرم دیدن نمیشه همشونو نرفت چون بعد همه ی فامیل باما قهر میکنن! ![]() یه فکره اساسی کردن!![]() تو جشن هایی که مختلط برگزار میشه پدر مادرم یه ساعتی میرن که دیگه تقریبا وقته شامه و سازو آواز صداش قطع شده مادرم با چادر مشکیش میره داخل و با عروس داماد خوش و بشی میکنه و کادوشونو میده و اگه شرایط فراهم باشه یه شامی هم میخوره! ![]() پدرمم بیرون تالار کناره پدر عروس و پدر داماد ( که معمولا جلو در واستادن برای خوش آمد گویی) وامیسته و منتظر مادرم میشه...... به همین سادگی...!! ![]() ![]() فک کنم بهترین کاره ممکن رو انجام میدن! راستش من بهتر از این چیزی به نظرم نمیرسه! ![]() مشکل فقط مختلط بودن نیس... عروسی یکی از اقوام رفتیم که مختلط تو یه باغی گرفته بود... نه از سازوآواز خبری بود نه رقص.... مداح آواردن مولودی خوند و خیلی هم خوب بود. اکثر خانوما هم حجاب داشتن. حتی بعضی از اونایی هم که اومده بودن که بعدش حجابشونو بردارن با دیدن شرایط و اوضاع بیخیال شدن! خانواده ها هم کناره هم نشستن و گل گفتن و گل شنیدن! ![]() من که چیزه خاص یا بدی ندیدم! این مدل عروسی هم خوبه
|
|||
|
|
۱۱:۵۲, ۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
|
۱۷:۴۷, ۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۱۷:۴۸ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
اگر قرار باشه فقط یک مهمانی شام باشد ...
روز بعدش هم عروس بره آرایشگاه و با یک آرایش ساده و یک لباس ِ مناسب برای خودشون چند تا عکس بگیرند ! چرا باید همه ماجراها رو خیلی بزرگ برگزار کرد ! برای من درک ِ چرایی این همه بریز و بپاش خیلی دشواره . |
|||
|
|
۱۹:۲۰, ۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۱۹:۲۵ توسط شهـاب.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
این مثل رایج در آموزه های اسلامی جایگاهی ندارد ،در آموزه های شیعه نیز فاقد ارزش و اعتبار است ، چه ائمه و بزرگان تشیع نیز هرگز تن به همرنگ شدن با محیط غیرمطلوب نداده اند وگرنه چه توجیهی می توان برای آزارها و شهادتشان یافت ؟ در قرآن کریم سوره ی انعام آیه ی ۱۱۶ می خوانیم : وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ مکارم: و اگر اكثر كساني را كه در روي زمين هستند اطاعت كني تو را از راه خدا گمراه ميكنند ، آنها تنها از گمان پيروي ميكنند و از تخمين و حدس (واهي). خرمشاهی: و اگر از بيشتر مردم [اين سر] زمين پيروى كنى تو را از راه خدا گمراه مىكنند، چرا كه جز از وهم و گمان پيروى نمىكنند و جز اين نيست كه دروغ مىبافند. کافیست عباراتی را که مربوط به مردم و اکثر یا بیشتر مردم است در قرآن جستجو کنیم تا با این حقیقت که این مثل تا چه اندازه دور از واقعیت و ضد اسلامیست آشنا شویم . مصداق های رفتار مطابق و ضد این مثل در ایران و جهان بسیارند که نشان می دهد در بیشتر موارد خصوصا" در عصری که بیش از هر زمان به آخرالزمان نزدیک هستیم رفتار خلاف آن هرچند موجب رسواییست ولی رستگاری بهمراه دارد. ![]() « یک شب هزار شب نمی شود » این جمله تکیه کلام بسیاری از مردم ایران برای توجیه رفتارهای زشت و ناپسند و عموما برای راضی نمودن مخالف این رفتار است . قطعا بسیاری با همین جمله ترغیب شده اند که گناهی بزرگ مرتکب شوند یا رفتاری غیر اخلاقی انجام دهند یا ... این در حالیست که طبق آیات قرآن یک شب نه تنها هزار شب می شود بلکه از هزار ماه پرفضلیت تر می شود : لیلة القدر خیرٌ من الفِ شهر (آیه3 سوره قدر) شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. چگونه است که در "خیر " یک شب می تواند از هزار ماه برتر باشد ولی یک شب نمی تواند به اندازه ی هزار روز انسان را به سمت سقوط سوق دهد ؟! اصولا ما در "ساختن مثل هایی که بی اخلاقی هایمان را توجیه کند" استاد هستیم ، ان شاء الله به موارد دیگری هم خواهم پرداخت.
(۱۴/اسفند/۹۲ ۱۹:۳۸)Ali#59 نوشته است: اتفاقا" یک اعتقاد خاص و عمیق ایدئولوژیک هم دارند [b]این 60 درصد که باید مراسم مختلط همراه با مشروب در یکی از اعیاد مذهبی مثل نیمه شعبان و میلاد امام حسین(علیه السلام) و امام علی(علیه السلام) و عید غدیر و .. باشد !! |
|||
|
|
۲۱:۵۰, ۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
یکی از پسرعمو هام آخر شهریور عروسیش هست
موندم برم یا نرم اگه برم که ... اگه نرم اوضاع بی ریخت می شه زن عموم بدجوری دلخور می شه و سر مادرم خالی می کنه من کنکور که داشتم عید دیدنی نرفتم خونشون بعد زن عموم اشک مادرم رو در آورد. من هم خیلی ناراحت شدم. ![]() چی کار کنم؟ از طرفی مطمئن هستم که تو اون عروسی مفسده برام پیش می یاد(شک ندارم) تنها راه حلی که دارم اینه که به بهونه سیگار از تالار بزنم بیرون |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| از استخرهای مختلط تا کلاسهای رقص | مرتضی اقبالی | 1 | 1,022 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۸:۱۷ آخرین ارسال: rezamohammadi |
|










واقعا حظ کردم

)



![[تصویر: hijab.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7655387632/hijab.jpg)
