|
فضائل وآثارعجیب اعمال دردنیا وآخرت
|
|
۲۳:۳۹, ۱۰/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۲ ۲۳:۴۶ توسط مجنون العباس.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سپاس بی پایان خدای منان راکه مارادرمکتبی قرارداد سراسرلطف ورحمت وازجزئی ترین مسائل تابزرگترین آنهامسئله کمال انسانی موردتوجه بوده تااین که روح انسانی درحرکت جوهری خودهمیشه سیرتعالی ورشد راداشته باشدوازهرگونه مانع وخطری که اوراتهدیدمیکند تدبیرشده ومحفوظ بماند ![]() این تاپیک برگرفته ازثواب الاعمال وعقاب الاعمال شیخ صدوق می باشد که جهت استفاده بیشتروبهترمحبین وشیعیان مکتب جعفری وشیفتگان وپویندگان راه وسیره ی اهل بیت(علیه السلام) می باشد ![]() امیدبرآنم که مورداستفاده ی تمامی عزیزان قرارگرفته وهم چنین موردتائیدحضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)...... ![]() 1-ثواب گفتن 100 بارلااله الا الله: امام صادق فرمودند:کسی که موقع رفتن به رخت خواب 100مرتبه این ذکررابگویدخداوندخانه ای دربهشت برای اومی سازد.واگرکسی هنگام رفتن به رخت خواب صدبارازخداوندآمرزش بخواهدگناهان اومیریزد همان گونه که برگ درختان میریزد 2-ثواب بردن نام خداهنگام وضو: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:کسی که هنگام وضونام خداراببردتمام بدنش پاک میشودواین کارکفاره ی گناهان بین 2وضومی باشدوکسی که نام خدارانبردفقط آن مقدارازبدنش که آب به آن می رسدپاک میشود 3-ثواب بازنگهداشتن چشمان به هنگام وضو: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند:هنگام وضوچشم هایتان رابازنگهداریدشایدآتش جهنم رانبینید 4-ثواب تجدیدوضو: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:کسی که برای غیرنمازوضوی خودراتجدیدکندخداوندهم بدون استغفارتوبه ی اوراتجدید می کند........... 5-ثواب نمازمتاهل: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:2رکعت نمازی که متاهل می خواندبرترازهفتادرکعت نمازی است که مجردمی خواند ............. اولین صلوات هدیه به حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)..... |
|||
|
|
۲۲:۲۳, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
6-ثواب غذادادن به سه مومن: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:کسی که به سه نفرازمومنین غذابدهدخداوندازسه بهشت به اوغذاخواهدداد. فردوس جنت عدن طوبی 7-ثواب قرض دادن به مومن: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:ثواب قرض هجده برابراست واگربمیردآن مال جزء زکات حساب خواهدشد 8-ثواب صدقه: امام صادق (علیه السلام)فرمودند:سخن رابه گوش کررساندن بدون دلتنگ شدن صدقه ی گوارایی است امام صادق نقل می نمایندکه امام زین العابدین فرمودند:صدقه دادن درشب خشم پروردگار راازبین می برد ونیز صدقه ی پنهان خشم پروردگارراازبین می برد .................. صلوات دوم هدیه به خانم فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) |
|||
|
|
۲۳:۰۱, ۱۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
9-ثواب صبر: راوی می گویدشنیدم که امام باقرفرمودند:کسی که برمصیبتی صبرکندخداوندعزتش راافزون نموده واورا همراه باحضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)واهل بیت اوبهشت می برد 10-ثواب دست کشیدن برسریتیم: امام صادق ازپدرانش نقل می نمایدکه امیرالمومنین(علیه السلام)فرمودند:هیچ زن ومردمومنی نیست که بامهربانی بر سریتیمی دست بکشدمگراینکه خداوندبه عدد هرموئی که دستش رابرآن میکشدحسنه ای برای اومی نویسد 11-ثواب حفظ زبان: امام رضا (علیه السلام)ازپدرش نقل می نمایدکه امام صادق فرمودند:نجات مومن برحفظ زبانش است امیرالمومنین نیزفرمودند:کسی که زبانش راحفظ کندخداوندعیبش رامی پوشاند ........... سومین صلوات هدیه به مولا امیرالمومنین علی(علیه السلام)........ |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۲۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ثواب سوره ی کوثر: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:کسی که سوره ی کوثررا درنمازهای واجب ومستحب خودبخواندخداونددرروز قیامت ازحوض کوثربه اوآب عطامی کندومجلس اوبارسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)درزیردرخت طوبی است. ثواب سوره ی مسد: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:هرگاه سوره ی مسدراتلاوت کردیدابولهب رانفرین نماییدزیراهمانااوازکسانی بودکه پیامبروآنچه راازجانب خداوندعزوجل براووحی شده بودتکذیب کرد ثواب سوره ی تین: امام صادق فرمودند:کسی که سوره ی تین رادرنمازهای واجب ومستحب بخواندآن قدرازبهشت به اومی دهندتاراضی شود ثواب سوره ی قلم: امام صادق فرمودند:کسی که سوره ی قلم رادرنمازواجب یامستحب بخواندخداونداورابرای همیشه ازفقرایمن نموده وهنگامی که بمیرد اوراازعذاب قبرپناه میدهد ............. چهارمین صلوات هدیه به غریب مدینه امام حسن مجتبی(علیه السلام) |
|||
|
|
۲۳:۰۹, ۲۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ثواب سردردیک شب: امام صادق(علیه السلام)فرمودند:یک شب سردرد همه ی گناهان جز گناه کبیره رامی ریزد ثواب یک شب تب: امام صادق فرمودند: یک شب تب کفاره ی گناهان قبل وبعداست ثواب دعای پنهانی: امام رضافرمودند:یک دعای پنهانی بنده برابرباهفتاددعای آشکاراست ثواب دعاوتمام کردن آن باماشاءالله: امام صادق فرمودند:کسی دعانمی کندودرپایان نمی گوید....ماشاءالله لا حول ولاقوه الابالله......مگراینکه حاجتش برآورده شود پنجمین صلوات هدیه به ارباب وسالارشهیدان امام حسین(علیه السلام) |
|||
|
|
۱۹:۲۱, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ثواب قرائت سوره نساءدرهرجمعه: امیرالمومنین (علیه السلام)فرمودند:کسی که درهرجمعه سوره ی نساءرابخواندازفشارقبرایمن است. ثواب قرائت سوره زخرف: امام باقر(علیه السلام)فرمودند:کسی که برتلاوت سوره ی زخرف مداومت نمایدخداونددرقبراوراازحشرات وحیوانات سمی زمین وفشارقبرایمن می نمایدتازمانی که درپیشگاه خداوندحاضرشودآن گاه این سوره حاضر شده وبه دستورخدای متعال اورابه بهشت می برد ثواب قرائت سوره هایی که باحم آغازمی شوند: امام صادق(علیه السلام)فرمود:سوره هایی که با حم آغازمی شوندگیاهان خوش بوی قرآن اندبنابراین هنگامی که تلاوت نمودیدخدای رابه خاطرتلاوت آن حمدوثناوسپاس گوییدزیرا همانا وقتی که بنده ای این سوره هاراتلاوت کند ازدهان اوبویی خوشترازمشک اعلی وعنبرخارج می شود وهماناخداوندعزوجل محققابه خواننده وقاری آن ترحم نموده ونیزهمسایگان ودوستان وآشنایان وهمه ی نزدیکان او رامورد رحمت خودقرارمی دهدوهماناعرش وکرسی وفرشتگان مقرب خدادرروز قیامت برای او استغفارمی نماید. ..................... ششمین صلوات هدیه به آقاامام سجاد(علیه السلام)غریب مدینه............. |
|||
|
|
۱۲:۰۳, ۱۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ثواب ناخن گرفتن وکوتاه کردن سبیل: 1-امام صادق (علیه السلام)ازپدرانش روایت می نماید:رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند:کسی که درروزجمعه ناخن هایش رابگیرد خداوندعزوجل دردراازانگشتانش خارج ودرمان راوارد آن می کند 2-رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند:کسی که روزشنبه یاپنج شنبه ناخن هایش رابگیردوسبیلش راکوتاه کندازدرد دندان وچشم درد معاف است 3-امام صادق(علیه السلام)فرمودند:کسی که درروز 5شنبه ناخن هایش رابچیندویکی رابرای روز جمعه باقی بگذارد خدای عزوجل فقرراازاودورمی کند 4-امام صادق(علیه السلام)فرمودند:کسی که درهرجمعه ناخن هایش رابگیرد وسبیل راکوتاه کند وسپس بگوید:بسم الله بالله وعلی مله رسول الله(علیه السلام)درمقابل هرریزه مویاناخن ثواب آزادکردن بنده ای ازفرزندان اسماعیل رابه او می دهند .................. هفتمین صلوات هدیه به امام محمدباقر(علیه السلام)غریب مدینه........... |
|||
|
|
۱۱:۳۱, ۱۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
آجرك الله يا بقيه الله
** آیت الله العظمی سید محمد حسینی شاهرودی http://www.shahroudi.com/Portal.aspx?pi ... oryID=6654 نقل قول: سوال 28: درباره رواياتى كه از ستم هاى پى در پى و هميشگى حضرت فاطمه(عليها السلام)به دست خلفاى صدر اسلام ، از جمله ، شكستن پهلو و اسقاط جنين حضرت محسن(عليه السلام) و زدن سيلى و مانع شدن گريه ايشان ، سخن گفته اند ، چه مى فرمائيد ؟ جواب :روايات و اخبار در اين موضوع در حد تظافر و تواتر ، به گونه اجمالى ، بسيار است . در اينجا مناسب است به برخى از آنها اشاره شود. ابتدا اخبارى كه علماى سنى روايت كرده اند: 1 ـ تاريخ طبرى ، جلد سوم ، صفحه 202 : عمر بن خطاب به خانه على(عليه السلام) آمد و گفت : به خدا قسم ، هر آينه آتش مى افروزم يا بايد براى بيعت از خانه خارج شويد. 2 ـ بلاذرى در انساب الاشراف ، جلد اول ، صفحه 586 به اسنادش آورده است : ابوبكر ، عمر را به سوى على(عليه السلام) براى بيعت فرستاد و او بيعت نكرد ، در نتيجه عمر در حالى كه شعله آتشى همراهش بود ، آمد و در كنار درب با حضرت فاطمه(عليها السلام) برخورد كرد . فرمود : اى پسر خطاب ، مى بينم بر درب خانه ام آتش مى افروزى ؟ گفت : بله و اين كار من براى آنچه كه پدرت آورده است ، بهتر است. 3 ـ عقد الفريد ، جلد سوم ، صفحه 63 ، نزديك به همين عبارات را . تحليل زندگانى حضرت زهرا(عليها السلام) ، مرحوم دكتر محمد بهشتى آورده است. 4 ـ مسعودى در اثبات الوصيه ، صفحات 116 تا 119 : بر على(عليه السلام)هجوم برده او را به اجبار از خانه بيرون آورده و سرور زنان را با درب فشار دادند تا محسن را سقط كرد. 5 ـ منتخب كنز العمّال ، صفحه 174 6 ـ الشافى ، صفحه 397 : محمد ابراهيم ثقفى در الغارات به اسنادش از امام صادق(عليه السلام) : به خدا سوگند ، على(عليه السلام)بيعت نكرد تا اين كه آن دود را در خانه اش ديد. 7 ـ الامامة و السياسة ، ابن قتيبه ، صفحه 19 : به عمر گفتند ، فاطمه در خانه است . گفت ، اگرچه باشد. 8 ـ ملل و نحل ، صفحه 83 : در روز بيعت ، عمر چنان ضربه اى به شكم فاطمه(عليها السلام) زد كه جنينش افتاد . و عمر بود كه فرياد مى زد : خانه شان را با .هركه در آن است آتش بزنيد. 9 ـ تاريخ ابوالفداء ، جلد اول ، صفحه 156 * توجه : هرگاه قصد داريد به مصادر و منابع اهل سنت مراجعه كنيد ، كتاب هاى چاپ قديم را مد نظر قرار دهيد ، زيرا در چاپ هاى جديد ، زشت كارى هاى اولى و دومى و مظلوميت و حقانيت اهل بيت(عليهم السلام) حذف شده است . اكنون به برخى از روايات شيعه اشاره مى [b]كنيم: 1 ـ امالى صدوق(رحمه الله) ، صفحات 68 تا 82 : و اما دخترم فاطمه ، گويا مى بينم كه خانه اش را خفيف ، حرمتش را هتك ، حقش را غصب كرده و از او بازمى دارند ، پهلويش را شكسته و جنين او را ساقط مى كنند . . . خدايا نفرين كن هركه را كه بر او ستم كرد ، و هركه حقش را غصب كرد عذاب كن ، و هركه .خوارش كرد را ذليل كن و هركه پهلويش را چنان زد كه فرزندش افتاد در آتش جاودانه اش كن ، پس در اين هنگام فرشته ها ، آمين گفتند 2 ـ امالى صدوق(رحمه الله) ، صفحات 81 و 82 : و سيلى زدن به صورت او ( فاطمه .......) 3 ـ كامل الزيارات ، صفحه 232 ـ 235 : و اما دخترت ، پس ستم خواهد ديد و او را مى زنند در حالى كه آبستن است ، و بى اجازه درون خانه و حريمش [b]شده و .جنينش را ساقط مى كنند ، و اولين كسى كه ـ فرداى قيامت ـ درباره اش حكم مى شود ، محسن بن على(عليهما السلام)است. 4 ـ احتجاج طبرسى ، جلد اول ، صفحه 105 : پس عمر با آتش و هيزم ، فرياد زد : بايد خارج شويد و الاّ حتماً خانه را آتش مى زنم به او گفته شد : فاطمه ، در خانه است[b]. 5 ـ تفسير عياشى ، جلد دوم ، صفحه 66 ـ 67 : چون فاطمه(عليها السلام)مهاجمين را ديد ، در را به روى شان بست . پس عمر با پاى خود به در كوبيد و آن را شكست . 6 ـ تفسير عياشى ، جلد دوم ، صفحه 360 ، حديث 234 : پس عمر ، پىِ مردى فرستاد كه نامش قنفذ بود . فاطمه(عليها السلام)بين فرستاده عمر و على(عليه السلام).ايستاد ، كه قنفذ او را زد و دستور داد ، در نزديكى خانه هيزم آورند . آن گاه عمر بر آن [b]آتش افكند. 7 ـ شيخ مفيد(رحمه الله) در امالى ، صفحه 38 : اهل خانه نپذيرفتند كه خارج شوند . پس عمر گفت : بر درب آنان آتش [b]افروزيد. 8 ـ بحارالانوار ، جلد 43 ، صفحه 179 ، سطر هفتم : در كتاب سليم بن قيس هلالى به روايت از ابان بن ابى عياش از سليم از سلمان و عبدالله بن عباس ، يافتم كه ( سلمان و ابن عباس ) گفتند : رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ، وفات يافت ، پس هنوز به خاك سپرده نشده بود كه مردم عهدشكنى نموده و مرتد شدند . ( از دين .حقيقى كه بر مدار ولايت اميرالمؤمنين على(عليه السلام)بود ، دست برداشتند. و در سطر نوزدهم آمده است : پس عمر ، روى به خانه على آورد و درب را كوبيد و با صداى بلند فرياد زد : اى پسر ابى طالب ، در را باز كن . پس فاطمه(عليها السلام) فرمود : اى عمر ما را با تو چه كار ؟ چرا ما را به آن چه در آنيم ( عزاى رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) ) وانمى گذارى ؟ گفت : در را باز كن وگرنه آن را به روى شما مى سوزانم . پس ( فاطمه(عليها السلام) ) فرمود : اى عمر ، آيا از خدا نمى ترسى ؟ مى خواهى به درون هجوم آورى ؟ عمر منصرف نشد ، آتش خواست و درب را آتش زده ، در هم [b]كوبيد . پس فاطمه (عليها السلام)در برابر او آمد و فرياد به ناله بلند كرد اى پدر ، اى رسول خدا . در اين هنگام عمر ، شمشيرش را بالا برد و با غلاف آن به پهلوى فاطمه (عليها السلام) زد كه ناله اش بلند شد . آن گاه تازيانه اى بر بازوى فاطمه(عليها السلام)نواخت. حضرت ناله زد : اى پدر . پس على بن ابى طالب (عليه السلام)رسيد و گريبان عمر را گرفته ، او را بر زمين انداخت كه بينى و گردنش سخت به درد آمده و مجروح شد . حضرت قصد كشتن او را كرد كه وصاياى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به يادش آمد كه امر به صبر و پيروى كرده بود ، پس فرمود : اى پسر صهّاك . ـ عمر ـ قسم به آن كه محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) را به پيامبر ، گرامى داشت ، اگر نبود قضاى الهى هر آينه مى ديدى كه داخل خانه ام نمى شوى. پس عمر كمك خواست و مردم آمدند و درون خانه شده و ريسمان بر گردن على(عليه السلام)افكندند . در اين حال فاطمه(عليها السلام)بين مهاجمين و على ، كنار درب ، حايل شد كه قنفذ ، او را با تازيانه زده ـ آن گونه كه وقتى از دنيا رفت ، هنوز اثر ضربه آن ملعون ، مانند دمل بر بازويش مانده بود . ـ پس درب خانه را چنان .فشار داد كه دنده اى از پهلويش شكست و جنين او سقط شد و از بستر بيمارى جدا نشد تا به شهادت رسيد. روايت تا آنجا ادامه دارد كه ابن عباس گفت : به حضرت فاطمه(عليها السلام)خبر دادند كه ابوبكر ، فدك را گرفت . پس حضرت با زن هاى بنى هاشم از خانه بيرون آمد . . . آن گاه با نگرانى به خانه برگشت و بيمار شد . على(عليه السلام)نمازهاى پنجگانه اش را در مسجد مى خواند . ابوبكر و عمر از على(عليه السلام)پرسيدند : حال دختر رسول خدا چطور است ؟ . . . فاطمه(عليها السلام) روبنده اش را به چهره كشيد و رو به ديوار كرد ـ تا از ابوبكر و عمر روى برگردانده باشد ـ پس آن .....دو داخل شده ، سلام كردند و گفتند : از ما راضى باش ، خدا از تو راضى باشد . فرمود : از آنچه از شما مى پرسم به من خبر دهيد ، اگر راست مى گوييد. آن گاه فرمود : به خدا سوگندتان مى دهم ، آيا شنيديد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : فاطمه پاره تن من است هركه آزارش دهد پس مرا آزرده است ؟ .گفتند : آرى. سپس دست به سوى آسمان بلند كرد كه : خدايا اين دو مرا آزردند ، از آنها به تو و به رسولت شكايت مى كنم ، نه به خدا از شما تا ابد راضى نمى شوم تا پدرم رسول .خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)را ديدار كنم و آنچه به سرم آورديد را به او بازگويم ، او داور بين من و شماست. ابن عباس گويد : فاطمه ، پس از رحلت پدرش ، چهل شب زنده بود و آن گاه كه بيماريش شدت يافت ، على(عليه السلام) را فراخواند . وصيت هاى خودش را كرد كه شبانه غسل و كفن و دفنم را انجام بده و آنها كه به من ستم كردند ، احدى از آن دشمنان خدا در تشييع و دفن و نمازم ، حاضر نباشند. در ادامه كلام ابن عباس چنين آمده است : بامداد آن شب ، ابوبكر ، عمر و مردم به قصد نماز بر فاطمه(عليها السلام) آمدند كه . . . عمر گفت : به خدا ، نبش قبر نموده و بر او نماز مى خوانم . على(عليه السلام)فرمود : به خدا سوگند ، اى عمر! اگر چنين اقدامى كنى . . . اگر شمشير بكشم ، به كمتر از مرگت رضايت نمى دهم . پس عمر دَرهم شده ، خاموش گشت و دانست كه اگر على سوگند ياد كند ، به آن عمل مى كند(بحارالانوار ، ج 28 ، ص 297 ، ح 48) 9 ـ صدوق در خصال ـ در مورد جلوگيرى از گريستن حضرت ـ گفته است : فاطمه(عليها السلام) ، بر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ـ چنان ـ گريست كه اهل مدينه آزرده شدند و به ايشان گفتند ، با گريه ات ما را اذيت كردى . پس حضرت به مزار شهدا ـ خارج از مدينه ـ مى رفت و مى گريست تا آرام مى شد . آنگاه بازمى گشت(بحارالانوار ، ج 43 ، ص 155) 10 ـ بحارالانوار ، جلد 43 ، صفحه 158 ، از معانى الاخبار : در خطبه اى براى زنان مهاجر و انصار ، فرمود : بى ترديد مسئوليت سنگين پيمان الهى بر گردنشان .سنگينى خواهد كرد ، كه ننگ عدالت كشى را بر دامانشان نهادم ، نفرين بر اين مكاران ، و دور از رحمت حق ، ستمكاران. 11 ـ بحارالانوار ، جلد 43 ، صفحه 170 ، از كتاب دلائل الامامه طبرى به سندش از امام صادق(عليه السلام) : حضرت فاطمه(عليها السلام) ، روز سوم جمادى الآخر ، روز سه شنبه ، سال يازدهم هجرى از دنيا رفت . علت وفات اين بود كه قنفذ ، برده عمر به فرمان او با دسته شمشير به او ضربه زد و محسنش سقط .شد . به اين خاطر ، شديداً بيمار گشت و حاضر نشد ، آن كه آزارش داده بود ، به ديدارش برود تا آنجا كه امام(عليه السلام) ماجراى آمدن آن دو نفر را تا به آخر نقل كرد و گفته عمر را مبنى بر نبش قبر ، يادآور شد. 12 ـ احتجاج ، جلد اول ، صفحه 51 : عمر به دنبال قنفذ ، كه آدم خشن و سنگدلى بود ، فرستاد . سپس مردم را امر كرد كه همراهى اش كنند و مردم همراه عمر هيزم آوردند و اطراف منزل على(عليه السلام) گذاشتند ، در حالى كه ، على و فاطمه و دو پسرشان در آن بودند . عمر فرياد برآورد : به خدا ، يا خارج مى شويد يا خانه ات .را آتش مى زنم . آنگاه ، ابوبكر به قنفذ گفت : اگر خارج شد ( كه هيچ ) و گرنه بر او حمله كنيد ، پس اگر امتناع ( از بيعت ) كرد ، خانه شان را بسوزانيد و فاطمه(عليها السلام) كنار درب ، بين على(عليه السلام) و مهاجمين ، حائل شد ، سپس قنفذ با تازيانه بر بازويش زد كه متورم و كبود شد. 13 ـ بحارالانوار ، جلد 43 ، صفحه 227 ، از تفسير فرات بن ابراهيم ، در پايان حديثى طولانى : فرمود ( رسول خدا ) : اى دخترم ، به تحقيق ، جبرئيل از سوى خداوند ، به من خبر داد كه تو اولين كسى از اهل بيت من هستى كه .به من ـ پس از رحلتم ـ ملحق مى شود . پس واى بر آنها كه بر تو ستم كنند و رستگارى عظيم براى كسى است كه تو را يارى نمايد از آنجا كه ، مجالى نيست تا همه اخبار وارده در اين موضوع را يادآور شويم ، به همين مقدار بسنده مى كنيم . اگرچه آن مقدار كه بيان شد براى اثبات مسئله كافى .است ، چرا كه ، اخبار فوق حد تواتر است. چيزى كه اينجا [b]تأكيد مى كنيم اين است كه روشن شد ، عمر و قنفذ ، چندبار ، فاطمه(عليها السلام)رازدند . و از برخى رواياتى كه ذكر نكرديم ، برمى آيد كه مغيرة بن .شعبه هم ، در زدن فاطمه(عليها السلام)شركت داشته است. آيا غير از اين از كسانى كه بعد از پيامبر مرتد شدند انتظار مى رود ؟ آنچنان كه آيه قرآن تصريح مى كند و ما محمد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئاً و سيجزى الشاكرين)( آل عمران : 144) « محمد ، نيست مگر رسولى كه پيش از او هم رسولانى بوده اند و از دنيا رفتند . آيا اگر پيامبرتان بميرد يا كشته شود ، شما به پيشينيان خود ـ به رفتار جاهليت ـ بازمى گرديد . هركه بازپس رود ، هيچ زيانى به خدا نمى رساند و خداوند ، به زودى به بندگان شاكر ، پاداش خواهد داد .» نقل قول: عنوان : روز اول ماه ربیع الاول: هجوم به خانۀ وحی هجوم به خانۀ وحی در این روز اولین هجوم به خانۀ امیرالمؤمنین علیه السلام صورت گرفت. هنگامی که امیرالمؤمین علیه السلام ، متوجّه غسل و کفن و دفن پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم شد و غاصبین خلافت در سقیفه بودند، در شب چهارشنبه که اول ربیع بود بدن مبارک آن حضرت را دفن فرمود و طبق وصیت پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم متوجّه جمع آوری قرآن شد. آن حضرت فرمود: «علی جان، تا سه روز از خانه خارج مشو و قرآن را جمع آوری کن...».1 در این ایام، سه بار به منزل آن حضرت هجوم آوردند : بار اوّل در روز اول ربیع بود که برای بیعت آمدند و آن حضرت فرمود که قسم یاد کرده ام تا جمع قرآن تمام نشود از خانه بیرون نیایم و آنان بازگشتند. پس از آن امیرالمؤمنین علیه السلام شبها صدّیقۀ طاهره و حسنین علیهم السلام را بر درِ منازل اصحال می بردند و طلب یاری می نمودند. 2 بار دوّم هفت روز بعد از دفن پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم بود که زبید و عده ای دیگر در منزل امیرالمؤمنین علیه السلام جمع شده بودند. آن روز زبیر شمشیر کشید تا عمر را بکشد. 3 بار سوم به منزل حضرت هجوم آوردند، و پس از آتش زدن درِ [b]منزل و ضرب و جرح صدّقۀ طاهره سلام الله علیها و کشتن حضرت محسن علیه السلام، امیرالمؤمنین علیه السلام را با دست بسته بیرون بردند.4 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1.تفسیر فرات: ص398 . در توحید صدوق:ص73 هفت روز در امالی طوسی:ج1 ص263 نُه روز است. 2.کتاب سلیم: ص128. احتجاج:ص75-190. 3.توحید صدوق:ص73. احتجاج: ج1 ص95-111. بحارالانوار:ج28 ص321 4.کتاب سلیم: ص82-249. الکوکب الدری: ج1 ص194. الجمل: ص117. کامل ابن اثیر: ج2 ص326. تاریخ طبری: ج3 ص203. نقل قول: سوال 27: كسى مى گويد: « ما احادیث بسیاری را که می گوید: آن قوم پهلویش را شکستند و سيلى به صورتش زدند و مانند اين مصائب ، تأييد نمى كنيم. » و در پاسخ فردى كه پرسيد : چگونه شكستن پهلوى او را ناديده بيانگاريم با توجه به اين كه عمر گفته ـ كه ، اگرچه فاطمه در خانه باشد ، آتش مى زنم ـ همچنين زيان رساندن به جنين حضرت محسن(عليه السلام) را چگونه .توجيه كنيم ؟ پاسخ داد : « شكستن پهلو ، از نظر سندهاى معتبر ، ثابت نشده است ولى امكان دارد ـ كه اتفاق افتاده باشد ـ و در مورد سقط جنين ، به طور طبيعى هم گاهى پيش مى آيد . » جواب :حديث مظلوميت حضرت زهرا(عليها السلام) مختص به شيعه نيست بلكه اكثر اهل تسنن ( عامه ) هم ـ از ترس رسوايى ـ به گونه اجمال روايت كرده اند. ما در پاسخ بعضى از پرسش هاى پيشين ، روايات و سخنان مورخين و محدثين شيعه و سنى را درباره سوزاندن درب خانه ، شكستن پهلو و سيلى زدن ، غصب حق و اسقاط جنين او ، آورديم . اما اين كه سقوط جنين در حالت طبيعى و عادى بوده است ، بايد گفت ، نه ، نتيجه ضربه و شكستن پهلو ، فشار و لگد زدن بوده است . اگرچه اگر كوتاه بيائيم كه اين ها نبوده ، پس خود هجوم به خانه و آتش زدن و ايجاد ترس و رعب ، از عواملى است كه[b]طبيعتاً موجب سقوط جنين مى شود . شايد .منظور آن .شخص از حالت طبيعى ، اين بوده است. نقل قول: عده اى ازاهل سنت مى گويند: در بعضى از كتب اهل سنت اگر چه اشاره هايى به وقوع حوادث مذكور شده است اما در آنها تنها به تهديد [b]و يا جمع كردن هيزم اكتفا شده ولى تصريحى بر انجام عمل آتش زدن وجودندارد[/b]؟! براى پاسخ دادن به اين گفته جاهلانه يا از روى عناد نكات زير را متذكر مى شويم: اولاً بايد گفت همانگونه كه در قسمت نخست از فصل اول از قول مسعودى ونظام عباراتى آورديم كه كاملاًتصريح به آتش زدن درب خانه داشتند وديگر جاى اين سوال وشبهه باقى نمى ماند چرا كه يك روايت اهل سنت دراين زمينه براى ما كافى است . ثانياً هر انسان آگاه كه داراى عقل سليم است هر حادثه اى را با توجه به شواهد و قرائن آن بررسى مى كند و آنرا به وجدان و انصاف خويش ارائه مى دهد و آنگاه قضاوت مى كند شمانيز خود قضاوت كنيد. در بعضى روايات تصريح شده كه ابابكر گفت اگر مخالفت در بيعت كردند با آنان مقابله كنيد. در بخشى ديگر از روايات تصريح شده بود كه آنان صديقه طاهره را تهديد به آتش زدن خانه ولو با اهل آن كردند. وبرخى اشاره مى كنند كه عمر قسم خورد كه اگر از خانه خارج نشدند خانه را به آتش مى كشد . وبعضى مى نويسند كه آنان از خارج شدن از خانه خوددارى كردند. در بعضى از سندها به جمع كردن هيزم پشت درب خانه اشاره شده است. و دسته اى ديگر از راويان آوردن آتش را نيز بيان كرده اند . در بعضى ديگر اشاره به اين دارد كه عمر فرياد زد كه خانه را به آتش بكشيد. در روايات متواتر، طبق نص آنها دفن شبانه حضرت زهرا(عليها السلام) را بر طبق وصيت خود ايشان آورديم و اينكه اجازه ندهد كه شيخين بر او نماز گذارد و حتى هنوز هم قبر ايشان مخفى است. گفتيم كه حضرت با غضب و ناراحتى از آنان وفات كردند.([17]) حال آيا بر انسان علم قطعى پيدا نمى شود كه آتش زدن در و ساير جناياتى كه شيعه در كتب معتبره[/b] خود به شرح آنها پرداخته انجام شده است؟! تمام اسباب و شرايط و انگيزه لازم براى وقوع فجايع وجود داشته چگونه عمل انجام نشده؟[b]! آرى عملى كه ما معتقديم انجام نشداين است كه خانه را با اهل آن آتش نزدند يعنى آنان قصد داشتند تمام خانه را با تمام ساكنين آن آتش بزنند اما نتوانستند و تنها درب خانه را آتش [b]زدند. ثالثاً تمامى راويان حديث، آنچه را به چشم خود مى بينند نقل مى كنند، بخصوص اگر حادثه اى با ازدحام جمعيّت به وقوع رسد، پس ممكن است هر راوى بخشى از حادثه را ذكر كند و نه تمام آنرا. اما به هر حال نقل بخشى از حادثه، دليلى بر ردّ كردن ساير قسمتهاى ماجرا نمى باشد. و ما در آثار راويان شواهدى بر انجام عمل آتش زدن و سقط جنين و آوردن حضرت على (عليه السلام) را به اجبار در مسجد داريم كه ارائه شد. رابعاً اگر قرار بود اين مسائل آنگونه كه شايسته بود نقل مى شد، كه ننگ بزرگى براى عاملان آن و فضاحتى براى حاميان آنان بود! هر چند عاملان و نقل كنندگان با تحريف تاريخ و احاديث، ننگى عظيم تر را بر خود خريدند و دست به از بين بردن حقايق تاريخى زدند (كه در پايان اين بخش به آن اشاراتى خواهيم داشت). و بايد گفت همين اشاره به تهديد و آوردن آتش و يا جمع كردن هيزم(كه برخى متعصبان وجاهلان فقط به اين امور قائل هستند نه [b]بيشتر) ما را كفايت مى كند بر قبح و فضاحت عمل، انجام دهندگان آن و تبرّى جستن از ايشان، چگونه عاملان اين كار هيچ ابائى از بى حرمتى به خانه اى كه در آن اهل بيت پيامبر بودند نداشتند؟ ![]() |
|||
|
|
۱۲:۲۰, ۱۵/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ثواب روشن کردن چراغ مسجد رسول خدافرمودند:کسی که دریکی ازمساجدخداوندچراغی روشن کندفرشتگان وحمل کنندگان عرش خداوندتازمانی که نوری ازاین چراغ درآن مسجدباشدپیوسته برای اواستغفارمیکنند ثواب جاروکردن مسجد: امام کاظم (علیه السلام)نقل می نمایدازرسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کسی که درروز5شنبه (شب جمعه)مسجدراجاروکرده وبه اندازه ی سرمه ی چشمی خاک ازآن خارج کنندخداونداورامی آمرزد ثواب اذان گویان: امام صادق(علیه السلام)فرمودند: گردن فرازترین مردم درروزقیامت اذان گویان است هشتمین صلوات هدیه به آقاامام جعفرصادق(علیه السلام)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فضائل حضرت علی علیه السلام | ghoran | 0 | 1,017 |
۲۸/فروردین/۹۴ ۱۲:۰۵ آخرین ارسال: ghoran |
|
| ○○ ◘◘ فضائل غسل جمعه ◘◘○○ | faateme-313 | 0 | 996 |
۱۴/اسفند/۹۳ ۲۲:۳۸ آخرین ارسال: faateme-313 |
|










و ما محمد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئاً و سيجزى الشاكرين)( آل عمران : 144) ![[تصویر: 09333021214311718509.jpg]](http://axgig.com/images/09333021214311718509.jpg)
