|
عجب و کبر
|
|
۱۵:۰۶, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
حتما شما دوستان تالار توی زندگی تون با پدیده عجب روبه رو شدید . کسانی که دید مذهبی دارند بیشتر گرفتار عجب میشوند .
من خودم از وقتی ک یکم مذهبی تر شدم چندین مرتبه بهش مبتلا شدم طوری ک هنوز آثارش روم هست . این تاپیک جاش توی تالار خیلی خالی بود . تاحالا شده فکر کنید انسان خیلی بزرگی هستید و خدا به شما نظر خاصی داره ؟ امروزه که اکثرا از دین و مذهب فاصله میگیرند شما همچنان رو اعقادتون ایستادید و این به شما این احساسو نمیده که فرد بزرگ و خاصی هستید ؟ اگه این افکار به ذهن شما خطور کرده چطور باهاش برخورد کردید ؟ چرا و چطور انسان گرفتار عجب و تکبر میشود ؟ چگونه می توان بهش مبتلا نشد و اگه شد چه راه حلی وجود دارد ؟ |
|||
|
|
۱۵:۲۲, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
مرسی از این تاپیک خوب شما
من دو مدل دوست دارم یه عده خیلی مذهبی اند و یه عده اصلا نه هر وقت پیش مذهبی ها هستم همش این حس رو دارم ک چقدر ادم بدی ام چون دوستام خیلی از من بهترن اما پیش اون یکیا دقیقا حس میکنم من ادم خوبی ام لذا اگه دوستامون از ما خیلی بهتر باشن یه تلنگری بهمون میخوره البته یه فایل صوتی از اقای ایت الله شجاعی دارم که راجع به کبر و عجب حتما یه خلاصه ازش مینویسم |
|||
|
|
۱۵:۲۸, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ممنون بابت موضوع خوب بله من چند بار دچارش شدم و هنوزم همینطور هستم!!! مخصوصا بعد زیارت یا چنین مواقعی راهش بسیار ساده می باشد کافیه به این فکر کنم که از همه پائین ترم (غیر از دشمنان اهل بیت) چطور ثابت میشه؟ اینطوری که من یه نفر رو مدنظر بگیرم آیا من مطمئنم که اون گناهی که مرتکب شدم رو این شخص هم مرتکب شده؟ قطعا نه در مورد خودم مطمئنم ولی در مورد اون شخص علمی ندارم آیا من مطمئنم اون شخص نمازش از من بهتر نیست؟ یا پدر مادرش ازش راضی تر نیستن یا اگر در شرایط اون بودم وضع بدتری نسبت به الانم نداشتم (مخصوص غیر مسلمانان مستضعف) یا اگر اون در شرایطم بود خیلی وضعش بهتر نمیشد؟ پس به راحتی ثابت کردم از همه افراد بجز دشمنان اهل بیت کمترم تازه اون هم پناه بر خدا چطور بود؟ |
|||
|
|
۱۵:۴۹, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم ابتدا ممنون از بابت ايجاد اين تايپك - خبلي عاليه - خودم كه چيزي بارم نيست ولي سوالاتتون را با استفاده از تجربيان بزرگان و اساتيد خودم جواب ميدم اميدوارم كه ابتدا برام يه تلنگري باشه و در ثاني براي همه مفيد تاحالا شده فکر کنید انسان خیلی بزرگی هستید و خدا به شما نظر خاصی داره ؟ متاسفانه بله - برخي خود آدمي به خودش اين تلقين مي كنه و برخي اوقات اطرافيان با تعريف و تمجيد هاي بي جا امروزه که اکثرا از دین و مذهب فاصله میگیرند شما همچنان رو اعقادتون ایستادید و این به شما این احساسو نمیده که فرد بزرگ و خاصی هستید ؟ اين مورد هم بله متاسفانه ميشه - اما راه چاره اش اينه - بايد به كار خود نگاه نكرد بلكه به عظمت و بزرگي خداوند تبارك و تعالي فكر نمود تا عمل خود را ناچيز و بي مقدار ديد و خود را بدهكار فرض نمود . از طرفي اون حلاوت و شيريني كه با انجام دادن عبادات و كلاً بندگي خداوند كه در دل مي ماند قابل وصف نيست
اگه این افکار به ذهن شما خطور کرده چطور باهاش برخورد کردید ؟ لعنت بر شيطان -پناه به خداي بزرگ و يادآوري عصيان و ناسپاسي هايي كه قبلاً انجام دادم و از خداوند پوشيده نيست . بهترين راه براي برخورد با اين احساسات افتادگي و خود را نديدن و كم ديدن هست البته به نظر من - چرا و چطور انسان گرفتار عجب و تکبر میشود ؟ غفلت از ياد خدا و شيطان و عوامل شيطان چگونه می توان بهش مبتلا نشد و اگه شد چه راه حلی وجود دارد ؟ كلاً قابل حل نيست و هراز چند گاهي به سراغ همه مياد توكل به خدا - ياد نمودن نعمت هايي كه به ما داده و توان شكرش را نداريم و اما نكته آخر " [b]شمايي كه شيعه و يا محب امير المومنين عليه السلام هستيد هر چه قدر هم عجب و كبر در مقابل دشمنان و منكران ولايت علي بن ابي طالب بهتان دست بدهد گواراي وجودتان باد و بر خود بباليد كه از شيعيان و محبان اين ذوات مقدسه هستيد . جانم علي مرتضي رحمت به دوستان علي عليه السلام
|
|||
|
|
۱۸:۵۹, ۲۱/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۲ ۱۹:۰۰ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
من با حرف خانم نینا موافقم...من هم دچار این موضوع بودم،تا همین پارسال که در جمع دوستانی بودم که از لحاظ دینی خیلی پرت بودن!
![]() اما خدا واقعا کمکم کرد و یوهویی (واقعا یوهویی!! |)چند نفر رو شناختم که 1. هم سن خودم هستند 2. واقعا توی مسائل دینی از من جلوترن... |
|||
|
|
۱۹:۳۰, ۲۱/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۲ ۱۹:۳۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
گرچه اصلا در حد خودم نمیبینم که بخوام درباره چنین زذیله خطرناکی حرف بزنم. این حرف ها رو در اصل باید بزرگوارانی بزنند که عمرشون رو پای مباحث اخلاقی صرف کردند و واقعا به این مسائل اشراف دارند و رذائل رو از ئجودشون پاک کردند و فضائل رو جایگزین کردند. ولی حیف که کمیابند و مهجور... نکاتی رو از این بزرگواران شنیدم که به عرض شما میرسونم (با این پیشفرض که شما مسلّما معتقد باشید به اینکه من هنوز حتی تو همین موضوع و موضوعات دیگه دارای مشکلات فراوانی هستم و این نکات رو نه از این جهت که عمل کردم، میگم. بلکه از این جهت که حد اقل شما عمل کنید و برای من هم دعا کنید): تعریف حقیقت عجب از بیان امام صادق (علیه السلام): عجب و تمام عجب از كسى است كه به سبب اعمال و عباداتش خود بينى پيدا كند، و او نمىداند كه عاقبت امر و انجام كارش چگونه خواهد بود. پس كسى كه به سبب حالات و اعمال خويش به خود ببالد؛ بطور مسلم از راه هدايت و سعادت منحرف و گمراه گشته و چيزى را كه اهليت ندارد ادعا كرده است؛ و هر كه امرى را كه سزاوار آن نيست و بر خلاف حقيقت دعوى نمايد؛ دروغگو خواهد بود، اگر چه دعوى او در دل و نهان بوده و مدت و مهلت به او داده شود. و نخست چيزى كه به يك شخص مبتلا به خود بينى وارد مىشود اينست كه آنچه وسيله عجب و خود بينى است از او گرفته مىشود تا به عجز و حقارت خود آگاه گشته و در باره خود به اين معنى كه عاجز و ناتوان است شهادت بدهد، و در اين صورت حجت خدا براى او تمام خواهد شد، چنان كه عاقبت امر ابليس اين طور شد. و عجب فرع دانه كفر است، كه در زمينه نفاق نمو و رشد پيدا كرده، و با آب ظلم سيراب مىشود، و شاخههاى آن جهالت است، و برگهاى آن ضلالت است، و ميوه آن لعنت و خلود در آتش است. پس كسى كه با صفت عجب متصف گرديد؛ البته تخم كفر را كاشته، و با زراعت و كشاورزى نفاق، ناچار نتيجه آن گرفتارى و آتش خواهد بود. فهمیدید چقـــــدر خطرناکه؟؟؟ بیش از حد تصور... ببینید امام سجاد (علیه السلام) به شهاب الزهری که داری عجب بود، چه فرمودند: (۱۱/خرداد/۹۲ ۱۷:۱۳)أین المنتظر نوشته است: جالب اینجاست که اکثر ماها نمیدونیم که دارای رذیله عجب هستیم. و حتی گاهی فکر میکنیم که داشتیم و الان نداریم. چون محدوده و ابعاد عجب رو نمیدونیم. راهکار بزرگان برای رفع این رذیله: 1. اگه کاری انجام دادیم که باعث رضایت خودمون از خودمون شد، به خودمون بگیم: من جز انجام وظیفه، کار دیگه ای نکردم. مثلا من وظیفم بود معدل خوب بیارم. من وظیفم بود رتبه خوب تو کنکور بیارم. نماز شب خوندن وظیفه منه... 2. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: أَكْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ - اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْنِي مِنَ الْمُعَارِينَ وَ لَا تُخْرِجْنِي مِنَ التَّقْصِير ترجمه: زیاد این ذکر را بگو: خدا یا مرا از کسانی که ایمان عاریتی دارند، قرار نده و مرا از حالت تقصیر خارج نکن. بخش دوم این دعا میخواد بگه که ما همیشه مقصریم در انجام کارهامون و هیچوقت نمیتونیم نهایت اون کار رو انجام بدیم. این حالت تقصیر، باید همیشه تو وجود انسان باشه و خمیشه خودش رو مقصر بدونه. 3. حقیقت امر اینه که ما هرچقدر هم اعمال عبادی و کارهای خوب انجام بدیم، باز هم نمیتونیم حدّ اون رو بجا بیاریم. پس بجای رضایت از اون عمل، باید ناراحت بود و از خداوند طلب بخشش کرد که ما قادر به این نیستیم که حق اون عبادات و کارهای خوب رو بجا بیاریم. التماس دعا برای پدر و مادر حقر. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












|)چند نفر رو شناختم که 